سلام استاد عزیز و گرامی. خیلی ممنون از وقت شما. سعی کردم تفکری را در رابطه با معماری در تاریخ انقلاب اسلامی پیش بیاورم. خیلی ممنون میشوم ملاحظه بفرمایید و راهنمایی کنید. بسم الله الرحمن الرحیم. معماری و سکونت در عهد تاریخی. معماری به عنوان سواد اعظم و به عنوان عُرف نشان می دهد که چه سنت هایی از هستی را شناخته است. اگر معماری و ساختن تقرب الی الله است حرکتی است از کثرت به وحدت، معرفت دارد. معماری «قل هو الله احد الله صمد» جامعیتی اشاره گونه. احساسِ غنی، تمامیت و تکمیل با افقِ به سوی او. گردآوری هر چیزی به نحوه هستی اش در فضا یعنی به چگونگی ایستادگی، گشادگی، بستگی و بازتاب بستگی دارد. هر مورد از تجسم بخشی به بازتاب آئینه وار چیزهای دیگر پرداخته و یکی از روش های هستی بین زمین و آسمان را به نمایش میگذارد. معماری در هماهنگی با شیوه ی همبستگی آدمیان برپا میشود. شهر انقلاب اسلامی گویی میخانه است، مناسبات بین انسان ها، محل عبادت است. معماری حقیقی در تاریخ انقلاب اسلامی از کجا شروع میشود؟ (غم دلدار فکندست به جانم شرری / که به جان آمدم و شهره بازار شدم / در میخانه گشایید به رویم شب و روز / که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم) گشودگی ها افراط و تفریط تعادل در گشودگی. اگر پوشیدگی وجود نداشته باشد در پیدایی معنای گشودگی از دست میرود رویکرد عملکرد گرایی و رویکرد معنا گرایی و شاعرانگی در تاریخ انقلاب اسلامی به یگانگی میرسد. زیرا اعمال حقیقی خود معنا بخش شعر زندگی هستند. خانه ها معرف نوع ارتباط بین انسان ها است. پوشش نیز ارتباط بین انسان ها را نشان میدهد. و حجاب نیز گردآورنده امر چهارگانه است. هر معماری، سلسله نسبت هایی را در انضباطی حقیقی برای انسان فراهم میکند. نسبت های ضبط شده در عالم معماری انسان در میان چه نسبت هایی است؟ پذیرش اعمال و یا شخصیت ها کافی شاپ های مدرن و یا چایخانه های سنتی؟ میکده ی شهری خمینی چه نشانه ها و شاخصه هایی دارد؟ هر معماری یک سوره است و یک عالمی دارد و به حقیقتی اشاره میکند. (نوع دیوار بافت جنس مصالح ارتفاع ضخامت سنگ آجر صافی برجستگی) هویت انسانی که از کنار دیوار میگذرد؟ چقدر او از نقش بستن دیوار در نفسش، حقیقت خودش را احساس میکند و انسانیتش و شعورش و شخصیت بلند و روح نورانی اش چقدر آشکار میشود؟ آیا آن نحوه ساختنِ دیوار، توفیق همجواری با انسانیت را دارد؟ اگر انسان انسانیتش را ظهور داد خودش را تازه پیدا میکند. و اینگونه انسانیت مبنی انتخاب هر چیزی میشود. درهای رنگی قدیم روح زندگی بود تجمل نبود. همچنین حضرت رضا می فرمایند دیوار خانه ها را سفید کنید. گشودگی و باز بودن به شخصیت محیط گشودگی ها؛ پیوند بین فضاها و ارتباطات بازشو ها، باب ها (باب الرحمه) (باب الله) احساس و شخصیت یک درب و ورودی و ارتباط برقرار کردن و مراتب «ورود به یک حقیقت» ما به استقبال چیزی می رویم که وجوه متفاوت دارد و این وجوه متفاوت رجوعی دارند به اِمکان ما عبارت جدا کننده؛ و حفظ حریم؛ کاملا از دو روح متفاوت صحبت می کنند برای طراحی جدا کننده ایده ها و مصالح و شکل و رنگ متفاوت است از ایده پردازی برای حفظ حریم در نهج البلاغه آمده است؛ از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید که شما در پیشگاه خداوند مسئول بندگان، شهرها و آبادی ها هستید. زیرا از همه چیز حتی از خانه ها و حیوانات بازپرسی خواهد شد. خدا را اطاعت کنید و او را عصیان نکنید. هر نیکی دیدید آن را انتخاب کنید و از هر شری اعراض کنید. سه دری و پنج دری / ابواب بهشت و عدد فرد کیفیت بازشو ها و گشودگی ها؛ یک گشودگی بزرگ و یا چند گشودگی کوچک همگی معنای متعلق به خود را دارند. اینکه در عین گشودگی حریم فضا را گرامی میداریم و با نگه داشتن حریم فضا را تعریف میکنیم ما مسئولیم در اینکه بابِ چشم گوش قلب ببندیم و باز کنیم. باب، وجودی است. اذن میخواهد. گشودگی باید ورود نرم را فراهم کند، طیف دار، باشد شرایط تغییر معنا را فراهم کند، مراتب ایجاد کند. القا داشته باشد. (حتی با دیوار کوتاه پایین آستانه نیز معنا عوض میشود) یعنی «وقتی» برای ورود! «وقتی» برای عبور و تعبیر و حضور ... حضور در سکونت انسان انقلاب اسلامی. حضور در سکونت دیگری و حضور در سکونت خویشتن سکونت ارتقا یافته؛ مکان مصلی و ملکوت صله رحم و سکونت؛ فرم ها و شاکله ها زبانی هستند که نسبت بین انسان و خدا و زمین و آسمان را بیان میکنند نشانه های خانه عنکبوت در سکونت های دنیای مدرن کدام است؟ و سکونت در سستی چیست؟ معماری های آشفته حال مابین معابر سردرگم در زمانه ما نشان از چیست؟ مکان و کالبد شهری باید نسبت انسان و خدا و زمین و آسمان را به زیبایی گرد آورد. این زیبایی کدام است؟ بعضی از گشودگی ها انسان را فرامیخواند، یا از نظر بصری توجه جلب میکند، یا ترس و واهمه ایجاد میکند یا تفاجر و شکوه خیالی ایجاد میکند. گشودگی ها در انقلاب اسلامی ساده بی ادعا متواضع حکیمانه و پر ظرافت و ملایم است. (ارتفاع، عمق، شکل، مصالح، نقش، رنگ، مقیاس) معماری زبان است. زبان ساختاری دارد، در و دیوار دارد، به پنجره ی قلب شنونده باز می شود. انسان عین ربط است و فضاهای ارتباطی و گشودگی ها و درها و پنجره ها در ایجاد ارتباط بین انسان ها و اصلاح ذات بین موثر هستند. زیبایی وجودی ایی میزان است، که تربیت در آن باشد. زیبایی هایی که راه تفکر را بگشاید و عالم را به تو نشان دهد. با تدبیر استعداد های محیط به صحنه بیاید و در فرآیند دانش بنیان حقیقی ایجاد شود. آیا معماری که تربیت در آن باشد، می تواند از نظر زیبایی میزان باشد. زیبایی هایی که در به سوی او بودن ایجاد شود. و به سوی او بودنِ اکنون، در تاریخِ انقلاب اسلامی معنا می شود. زیبایی های جهت مند. زیبایی های به سوی او. (با نفی شیطان و نفی خود) تربیت در معماری و امر گردآورنده کدام است؟ چگونه معماری می تواند عالم ربوبی را نشان دهد؟ و اساس تربیت را اشاره کند؟ آیا جز این است که فضایی برای عبودیت بنا کند؟ شهر مکانی است برای دیدار با عالم انقلاب اسلامی. برای دیدار دگرگونی آسمانی به سمت تعالی. مومنین برای انکشاف عالم ایمان انسان های دیگر گرد هم جمع میشوند. شهر در کدام تقدیر تاریخی قرار گرفته است هلاکت یا سعادت؟ قدر و اندازه ی شهر چقدر است؟ مکان های تاریخی چگونه موعظه می کنند؟ همان معماری ها که ساکنان را هلاک کرده امروز به زیبایی ستوده میشوند. (گردشگری و کا خ پادشاهان و جذب سرمایه) خداوند می فرماید : "من گنج مخفی هستم دوست داشتم شناخته شوم". و معماری نقشه ی گنج است نه خود گنج . معماری کردن عملی است که بر مبنای توحید باید باشد. و زندگی طواف حق است. آیا تصویر شهدا بر تابلو ها و اسم آنها بر معابر می تواند در تاریخ انقلاب اسلامی دگرگون کننده معماری ها باشد؟ یگانگی بین شهدا و مکان چگونه تحقق میابد؟ شخصیت شهدا چگونه در کالبد شهر و معماری اثر میگذارد و فرم ها را دگرگون میکند؟ و بر دیدار ها و آشنایی ها وضوح می بخشد؟ شهر مکانی است که در آن دیدار با انقلاب اسلامی صورت میگیرد. دیدار با تاریخ؛ دیدار با صفویه و سیروا فی الارض اگر شهر سواد اعظم است. ثواب و گناه را میشناسد. بیداری و غفلت را می شناسد. شهر اسلامی بدون جمع مومنین، شهر اسلامی نیست. اگر خرمشهر شهری است در آسمان که خدا آن را فتح کرده است، شهر صحنه ایثار ها و فداکاری هاست. صحنه ی تقوی و گشایش هاست. تعبیر شاعرانه از معماری، گاهی به بیراهه میرود. آنجا که ظرف و مظروف جا به جا میشوند. معماری در انعکاس زندگیِ شاعرانه، ایجاد میشود. تا صدای شعر زندگی و حضور دوست از لابه لای در و دیوار آن شنیده شود. در معماری مدرن تعابیر شاعرانه از فرم، عرصه معماری را به خیال می کشاند و از حقیقت دور میکند. شهر صحنه دیدار با امکان ها و فرصت های تاریخ انقلاب اسلامی است. صحنه انتخاب های تاریخی است. صحنه صبر است. چه نکاتی در تعین معماری و شهر موجب سستی غفلت و یا عجله و شتاب در جمع مومنین می شود. جمع مومنین و شهر اسلامی را بازخوانی کنیم؟ چه ایمانی مد نظر است و چگونه شهری را میخواهد؟ معماری شعری در وصف انسانِ انقلاب اسلامی میگوید. کدام وجه در اخفا و کدام وجه در افشاست؟ عالم غیب و عالم شهادت برای انسان انقلاب اسلامی چه انعکاسی در فرم و تقوی شاعرانه دارد؟ دستاورد های وجودی و معانی در چه تعینی از معماری، اشاره پذیر میشوند؟ تزکیه در معماری های انقلاب اسلامی اهمیت دارد. تزکیه و پاکی گمشده ی انتخاب های معمارانه است. و انسان انقلاب اسلامی در کثرت و تنوع انتخاب های مدرن خود را به فراموشی می سپارد. گشودگی در و یا پنجره در دیوار؛ و یا بافت و نقش و نگار بر روی دیوار چه میگوید؟ میزان هم ندایی و آشنایی با انسان انقلاب اسلامی که از جوار آن عبور میکند چیست؟ او را می شناسد؟ یا بیگانه است؟ دیوار بی تفاوت، دیوار خشن، دیوار خودبرتربین، دیوار دلسوز، دیوار با بصیرت و با معرفت، هوشیار و امانت دار ... گشوده بودن صفا داشتن امادگی برای فداکاری و ایثار، همگی صفاتی هستند که دیوار انقلاب اسلامی در خود دارد. از نظر معرفت نفس، انسان هر چه در بیرون با آن مواجه میشود را از عالم بالا میگیرد و در وجود نفس خودش ایجاد میکند و به آن علم پیدا میکند. چگونه معماری میتواند کمک کند انسان حقیقت انقلاب اسلامی را درخود بیابد؟ انسانی وسیعتر و متمرکزتر و آسمانی تر ویژگی های گشودگی در فرم و تناسبات و یا به عبارتی شخصیت گشودگی، و یا شخصیت پردازی برای گشودگی می تواند انسان را به واقعیت یا به وهم راهنمایی کند. اینکه به انسان امکان و وجود و حضور بدهد. وقتی تعین گشودگی در هست خویش مستقر باشد. انسان را به اکنون بیکرانه جاودان سوق میدهد. این گشودگی در شخصیت معمار و سازنده باید تحقق یافته باشد تا در اثر معماری منعکس شود. گشودگی اگر عدالت داشته باشد حق هر چیزی را ادا میکند. حق نور، هوا، دیدار، شنیدار، علم و آگاهی، حفاظت و امنیت، پیدایی و پوشیدگی، و همچنین توسط این گشودگی فضا در سلامت و تعادل قرار میگیرد. ولی در دنیای مدرن، اینکه برای نمای بهتر، گشودگی ها در شخصیت پردازی جداگانه از ساختمان طراحی میشوند که ساختمان را جلوه دارتر کنند. دوگانگی و بیگانگی انسان مدرن را نشان میدهد. زیرا در دنیای مدرن گشودگی ها گمراه کننده و غفلت زا هستند. گشودگی ورودی هتل لوتوس پارسیان خیابان امام رضا (ع) در مشهد؛ معماری عجیبی دارد ، استوانه ی بلند بیضویِ شیشه ایی که انسان را سردرگم میکند و به هم میریزد. زائر (انسانی که انسانیت را ملاقات کرده) وقتی از حرم بیرون می آید و از کنار این گشودگی عبور می کند از عدم فهم و درک چنین معماری از حضور و عالم وجود، به تفکر واداشته میشود. که معماری به کدامین سمت میرود و چگونه راه متعالی شدن و ارتقا یافتن را در انحطاط وجودی جستجو میکند. انسان با قرار گیری در معماری، در یک اشاره قرار میگیرد و پرتوهای عالم آن معماری وجود او را سمت و سو میدهند. اثر وجودی معماری بر انسان قابل درک است ولی اینکه اشاره بودن عالم معماری در حجاب می رود و معماری منهای اثر وجودی اش ارزیابی می شود جای سوال است. اینکه پرتو های عالم معماری چقدر انسان و ایمانش را با او در میان میگذارند، چقدر برای ایمان انسان مانع ایجاد میکند و آن را به تاخیر می اندازد و چقدر زمینه ظهور ایمان را فراهم میکند، اهمیت دارد. ایمان و تناسبات ایمان در تاریخ انقلاب اسلامی کدام است؟ جایگاه ایمان های مرتبط در سکونت ها و معماری های ما کدام است؟ ( اتاق های مرتبط و مسیرهای حرکتی متنوع ) اگر معماری با صداقت باشد می توانیم بگوییم؛ پرتوهای عالم معماری، صدقه جاری است. تصدیق حقیقت است. و جان و جانانِ انسان بعد از این را نیز تصدیق میکند. خیلی ممنون از راهنمایی شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد موضوع معماری در این زمانه امری است در جهان بین دو جهان و همۀ آنچه فرمودهاید را باید شخص معمار مبتنی بر تصوری که منجر به بنایی میشود؛ به میان آورد. همانطور که مثلاً ما در فضای مساجد سنتی و یا خانههای سنتی هرچند هم که ساده باشد به جهت نوع فضا و بنا، احساس میکنیم در همان جایی هستیم که باید باشیم، گویا در مغز جهان حاضر شدهایم و اینجا است که میبینیم حتی مساجد، محل و مأوای حضور طولانی اهل سلوک میشده. مثلاً ۴۰ روز تقریباً همۀ وقت خود را با حضور در مسجد تجربه میکرده است. موفق باشید
سلام: بنده دانشجو علوم کامپیوتر در یکی از دانشگاه های تهران هستم. قبلا سوالی پرسیده بودم که گفتین باید ساحت قدسی و ساحت تکنیک رو با هم جمع کنید و پیشنهاد دادید حوالت تاریخی عقل تکنیک رو بخونم. بنده صوت های این بحث رو از سایتتون گوش دادم. ولی هنوز هم حس میکنم مثل یک عروسک خیمه شب بازی در دانشگاه هستم و تمدن غرب هست که ما رو به بازی گرفته و ما هم عروسک های این بازی. در آخر صوت ها گفته بودین باید به حالت شاعرانگی برسید ولی راه رسیدن به این وضع رو توضیح ندادید. در حال حاضر پیشنهادتون برای بنده که از این حال دربیام و بتونم مباحث دانشگاهی هم جمع کنم چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد چرا نباید از یک طرف در علوم جدید به عنوان درک استعدادهای طبیعت عمیق شد، و از طرف دیگر در میدان معارف دینی و قرآنی حاضر گشت؟ در حالیکه بشر امروز ظرفیتهای فوقالعادهای دارد برای جمع چندین و چند علم. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته: امکان ارسال تصویر یا صوت یا فیلم در ارسال سوالات وجود ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. موفق باشید
سلام: روزتون بخیر. میشه در مورد موکل جن توضیحی بدید. من میخوام یه موکل داشته باشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمیدانم. موفق باشید
سلام: قبلا فرموده بودید رهبر انقلاب قدیم گفتند بشار اسد بهتر از پدرش ایستادگی خواهد کرد، پس الان چه شد؟ بشار که وا داد و فرار کرد؟! لطفا توضیح فرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً آن نکتهای که رهبر معظم انقلاب در آن زمان فرموده بودند در رابطه با مقابله با جریان داعش بود و پس از آن میتوان گفت آقای بشار اسد نتوانست تحریمها و سختیهایی که بر سوریه اعمال شد را، درست تحلیل کند. مشکلی که روشنفکران غربزدۀ ما نیز در آن قرار دارند. موفق باشید
در اهمیت فقهیدن قول امام جامعه همین بس که از نگرانیهای حضرت موسی علیه السلام فقهیدن قولش (۱) توسط فرعون و مردم می باشد، بعد از گذشت بیش از سه هزار سال از آن زمان، جای بسی تاسف است که سخن امام جامعه نه تنها توسط توده مردم بلکه از سوی مجتهدین و علمای دین و فلاسفه حوزه و دانشگاه فقهیده نمی شود که به مرحله عمل برسد، از جمله موارد فراوان در این زمینه می توان به نکته زیر اشاره نمود: مقام معظم رهبری: ما نمی گوییم علوم انسانی غیر مفید است؛ ما میگوییم علوم انسانی به شکل کنونی مضر است؛ مبناى علوم انسانى غربى، مبناى غیرالهى است، مبناى مادّى است، مبناى غیر توحیدى است؛ این با مبانى اسلامى سازگار نیست، با مبانى دینى سازگار نیست. علوم انسانى آنوقتى صحیح و مفید و تربیتکنندهى صحیح انسان خواهد بود و به فرد و جامعه نفع خواهد رساند که براساس تفکّر الهى و جهانبینى الهى باشد. ️رضا داوری اردکانی (فیلسوف و عضو پیوسته رئیس فرهنگستان علوم): امکان یا امتناع علوم دینی تمنای محال. همان گونه که فرعون نتوانست آسیبی به قوم موسای نبی وارد سازد و سامریها از داخل قوم بنی اسرائیل را دچار انحراف کردند و نهایتا عدم تفقه و عملی کردن فرامین امام جامعه، سبب شد که موسای نبی به خدای یگانه شکایت برد که من فقط اختیار خودم و برادرم را دارم (۲) و قومش در نزدیکی ارض مقدس دچار سرگردانی چهل ساله شدند (۳) ، به فرموده امام راحل آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، بی توجهی و عدم تفقه و بر زمینماندن سخنان امام جامعه سبب آسیب پذیری نظام اسلامی می شود. 📚 (۱): سوره طاها آیه ۲۸ (۲): سوره مائده آیه ۲۵ (۳): سوره مائده آیه ۲۶
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که استاد رضا داوری در رابطه با علوم انسانی سالهای اخیر سخن فرمودهاند، آری! علوم انسانی مربوط به انسان جدید است و نسبتی که آن انسان با خود و با جهان بر مبنایی که از خود دارد، شکل گرفته که البته بحث بسیار دقیق و عمیقی است که معلوم شد هرکس نمیتواند به راحتی متوجه منظور ایشان بشود. و آنچه رهبر معظم انقلاب متذکر میشوند آن است که با توجه به آن نگاه یعنی نگاه بشر مدرن به انسان، نمیتوانیم از علوم انسانی موجود استفاده کنیم زیرا نگاه ما به انسان و جهان با نگاه فرهنگ مدرنیته متفاوت است و آگاهی به این امر بسیار مهم میباشد و این غیر از آن است که فکر کنیم به راحتی میتوانیم بدون توجه به تفاوت این دو امر، علوم انسانیِ اسلامی تدوین کنیم که بیشتر حالت تقلیدی به خود میگیرد. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیزم: بنده جوانی هستم که به لطف خدا علاقه مند و توانمند جهت حضور در عرصه های تصمیم گیری و مدیریتی کلان، در نظام اسلامی هستم، چرا که از خداوند متعال خواستم برای حکومت اسلامی و تحقق اهداف آن، تاثیر گذاری عمیق و وسیعی را داشته باشم. ولی بحث اینجاست که بایستی برای تحقق آن هدف مهم برنامه ریزی لازم جهت رشد در نظام اداری را داشت و عقل این مهم را تأیید می کند. اما مسئله مهم بنده این است که چگونه باید این پله های ترقی را طی نمود که مخالف با اخلاص و معنویت و عزت نفس بنده نباشد. الان وقتی مشاهده می کنیم معمولا رشد افراد قائم به اشخاص و جریان ها بوده...!! استاد عزیز حقیقتش چگونه باید این روند را طی کرد که خدشه به اخلاص، معنویت و عزت نفس انسان وارد نشود!؟ از طرفی این نکته مهم مورد توجه است که خدمت خالصانه در نظام اسلامی براساس مأموریت الهی است و باید از خدا انتظار آن را کشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هر آنچه به حکم وظیفه و تواناییهای خود برایتان پیش میآید و میتوانید انجام دهید را، انجام دهید و از آن به بعد خود خداوند است که وقتی ما با نیت خالص جلو برویم، مسیرهای بعدی را میگشاید. آری! به خوبی متوجه هستید که نباید در این موارد فخرفروشی کرد. موفق باشید
سلام علیکم: آیا فردی که در مجلس امام حسین علیه السلام است و اشکش نمی آید باید ادای کسی که گریه اش میاد در بیاره؟ آیا این کار ریا نیست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نیاز باشد که معرفت به مقام امام و وظیفهای که در راستای معرفت به اولیای الهی برای انسان پیش میآید را بیشتر مدّ نظر قرار دهیم. موفق باشید
سلام علیکم: اگر منظور از عرفان مطالب زیر باشد آیا این مطالب غلط است. و اما آن مطالب: عارف میخواهد به فنا فی الله برسد. فنا فی الله یعنی خواست خدا را بر خواست خودش تر جیح بدهد. وقتی عارف به جایی رسید که خواست خدا (یعنی رعایت دستورات شرعی و حلال وحرام) را بر خواسته های دلش ترجیح داد، فانی در الله است. یعنی وقتی به جانش که محل خواست خداست توجه کند نور خدا را میبیند. و اینجاست که حدیث من عرف نفسه فقط عرف ربه معنی میدهد. چرا که عارف در جان نورانی اش (که با رعایت شرع و حلال و حرام) منور شده است نور خدا را میبیند. نظر شما درباره مطالب بالا چیست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن خوبی است. آری! به ما فرمودهاند: ترجیح دستورات حضرت حق بر امیال خود، همان فنای عبد در ربّ است. موفق باشید
سلام استاد: فردی ۲۶ ساله هستم که دغدغه دین دارم. استنباط من از نقشی که میتوانم در پازل کنونی ایفا کنم تلاش در جهت اسلامی کردن علوم و ایجاد نرم افزار حکمرانی اقتصادی مبتنی بر دین است تا بتوانیم نسخه های غربی که بر اساس مبانی انسان شناسی غربی است و نظر به سوی عالم غیب ندارد را کنار زده و نرم افزار دینی را جایگزین کنیم. تحصیلات آکادمیک حقوقی دارم و از طریق مشاور حقوقی میتوانم معاشم را تامین کنم. استعداد خوبی در خواندن دروس دارم بنظرتان وارد حوزه بشوم یا خودخوان مباحث را پیگیری کنم؟ میخواهم هر طور شده تتمه عمرم را با اسلام و انقلاب گره بزنم. آیا پیشنهاد میکنید وکالت و مشاوره را رها کنم و فشرده به دروس حوزه بپردازم چون دنیاطلبی و تحصیل علم شاید توامان میسر نگردد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت اگر با رویکرد درک معرفتهای توحیدی وارد حوزه شوید و بنای تفکر ِ تمدنی داشته باشید ان شاءالله نتایج خوبی خواهید گرفت از آن جهت که به هر حال حوزه، ریشۀ هزارساله دارد و با حضور جدّی در آن فضا انسان میتواند نتایج اصیلی را به دست آورد. موفق باشید
سلام و نور: وقت بخیر استاد. جایی شنیدم که کسی میگفت به طور علمی اثبات شده است که جسم ما در اتصال روح ما به کائنات نقش دارد لذا کسانی که در جسم خود تغییر ایجاد میکنند، دست به عملهای جراحی زیبایی میزنند، در اتصال روح با ملکوت و غیب اختلال ایجاد میکنند آیا این مطلب مبنای دینی دارد؟ آیا صحیح است؟ میشود گفت علت اینکه خیلی از کسانی که عمل زیبایی انجام میدهند و مثلا میگویند این بینی زشت است و روی اعصاب من است، اگر بینی را عمل کنم به آرامش میرسم و دقیقا بعد از عمل آشفته تر میشوند و به دنبال تغییرات جدید برای رسیدن به آرامش هستند هم همین است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نسبتی بین جسم و روح هست و نسبتی بین روح و عالم ملکوت در میان میباشد. ولی این اندازه تغییراتی که میفرمایید در بدن انجام میشود؛ در ساختار کلی جسم نمیتواند نقشی اساسی داشته باشد تا نسبت بین روح انسان و عالم ملکوت را مختل کند. موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد گرانقدر: ببخشید آدرس این محلی که خانم ها برای لبنان مربا و ... تهیه می کنند، کجاست؟ با سپاس از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد با حاج آقا نوری به شماره 09132056891 تماس بگیرید. موفق باشید
سلام علیکم: کمالات در خدا بصورت اندماجی است یعنی چه؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنای وحدت بین ذات و صفات است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. یا کاشف الکرب. سلام و نور شهدا از حضرت عالی سوالی دارم آیا هدهد حضرت سلیمان خود جبرییل بوده است گمان کنم که یکی از شاعر ها فکر کنم حافظ اشاره کرده. نمی دانم یاعلی مدد 🌺
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر نمیآید که هدهد یک ملک باشد زیرا حضرت سلیمان «علیهالسلام» در ابتدا از غیبت او ناراحت میشوند و قصد تنبیه آن را دارند تا آنکه از جناب ملکه سبأ خبرها میآورد. موفق باشید
سلام علیکم: در معرفت نفس من وحدت خودم را درک میکنم. آیا همین درک من از وحدت همان نور فطرت نیست که به توسط آن خدا را بشناسم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: فطرت، بُعدی از ابعاد انسانیت انسان است با گرایش های الهی. و این غیر از وحدت نفس ناطقه است که هرکس می تواند آن را در خود احساس کند. موفق باشید
با سلام: استاد گرامی برایم سوال هست که حالاتی که در انسان در اوج لذت و رفاه دنیایی رخ می دهد که منجر به افسردگی شخص می شود چه حالتی است؟ جوابی که به نظر خودم می رسد این است که شاید دعوت او به بالاتر از دنیا باشد و پرشدن خلا وجودی و ارتباط با رب العالمین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همین طور است زیرا انسان بخصوص انسان جدید ظرفیت وسیعی دارد که لذّات دنیایی قانعش نمی کند و هر اندازه در آن ها بیشتر غرق شود، بیشتر احساس پوچی می نماید زیرا جواب حقیقی به جانش نداده است. موفق باشید
با سلام: چگونه انسان میتواند هویت تعلقی و عین ربط بودن خودش را احساس کند و بچشد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به عبور از ماهیت و حضور در «وجود» دارد تا انسان را در نسبتی حاضر کند که خود را در نسبت با هستی عین ربط بیابد. موفق باشید
با سلام و احترام: صوت های معاد را گوش می کنم. آیا این برداشت درست است: همین الان هم آواز وحشت آمیز نکیر و منکر در جان حوادث دنیا شنیده می شود. دنیا، یعنی انسان در رحم وحشت نکیر و منکر. وقتی که قرار است در حوادث، افق را گم نکنی؛ و این حوادث بعضا فقط تحیر است که از کجا آمده؛ بلندت می کند و انگار پادشاهی و یا به زمین می کوبد و انگار رحمی ندارد و تو باید در نقطه ی بی قضاوتی و بی واکنشی فقط به انجام وظیفه ات بیندیشی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و به اینکه نکیر و منکر متذکر آن میباشند که باید با عمق بیشتری به حیات دینی نظر کرد تا «ثُمَّ يَفْسَحَانِ لَهُ فِي قَبْرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ ثُمَّ يَفْتَحَانِ لَهُ بَاباً إِلَى الْجَنَّة» که گشودگیِ جان است در برزخ به سوی بهشت. موفق باشید
سلام و درود بر استاد عزیزم: در جلد دوم کتاب «فرزندم این چنین باید بود» سخن از ادب حق، ادب دین و ادب خلق را به میان آوردهاید. سوال من این است که مگر به واسطهی دین موانع ارتباط با خدا برطرف نمیشود؟ پس چگونه ادب حق را مقدمهی ادب دین دانستهاید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ این موارد در یک بستر انجام می شود که همان ادب حق است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم: امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مظهر اسم جامع الله است. ما به توسط امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میتوانیم به اسم جامع الله برسیم. هرگاه این اتفاق بیفتد اسم جامع الله در خیال فعال ما به حوری تجلی میکند. میخواستم ببینم که درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات استاد گرامیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است حقیقتاً انسان در همان صورت خیالی به حقیقت اسم جامع الله منتقل میشود. موفق باشید
سلام علیکم: طاعاتتان قبول حق. استاد عزیز آیا هر کسی به فراخور حال می تواند دریافت اشاراتی از قرآن داشته باشد؟ آیا اشعار حافظ را می توان مصداق دریافت اشاراتی قرآن دانست؟ ممنون از شما عمر با برکتتان طولانی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان چنین امری را مدّ نظر آورد. ولی باید متوجه بود آنچه به عنوان اشارات قرآنی مدّ نظر میآوریم، مبتنی بر معارف اصیل توحیدی باشد تا از خطر توهّمی بودنِ برداشت خود مصون بمانیم. موفق باشید
سلام علیکم: فرمودید بنویسید شرح دل، را اطاعت کردم ای قلب چرا در سینه، تو را قراری نیست؟ چرا میل پر کشیدن از کالبد خاکی ام را داری؟ ای قلب شرمنده ام زمین گیرت کردم ای قلب شرمسارم پر پروازت را چیدم ای قلب بی قرارم، برایت هیچ نکردم تو برایم کاری کن میدانم دلت حضور در جمع ملائک میخواهد میدانم، دل من هم میخواهد ای قلب عجیب چشم در پی پیکر بی جان سیدمان دوخته ای دلت خودش را میخواهد، همه ی همه ی خودش را. ای قلب همه ی او را در پی چه طلب میکنی؟ نکند دلت جدش را میخواهد؟ نکند اشکهای پی در پی ات در طلب ارباب بی کفنت است؟ ای بی دست و پا، ای جامانده حق داری خود را به نور سید وصل کنی، شاید فرجی شود شاید انتظار تو هم به سر رسد. شود آیا در این میکده ها بگشایند / گره از کار فروبسته ی ما بگشایند؟ ای قلب خودت را برسان خودت را به تابوت سید برسان شاید آنجا تو را هم حی کردند شاید آنجا میت وجودت را به نسیمی جان دادند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! همۀ ما با دستهای باز هستی که به نور سیّد مقاومت در مقابل ما گشوده شده بود، همانجا بودیم تا با آغاز دیگری خود را تجربه کنیم که چه اندازه با سیّد مقاومت یگانه هستیم و امیدوارِ. آریگویی حقیقت که در افق این تاریخ، چشماندازی را به سوی ما گشوده است. امری که در پیام رهبر معظم انقلاب در رابطه با تشییع سیّد مقاومت حاضر بودیم. موفق باشید
سلام استاد جان: استاد بنده طلبه پایه ۷ حوزه هستم. منتها هنوز نتوانستم هدف اصلی خود را مشخص کنم. منظورم در اصلِ طلبگی نیست منظورم آینده های متفاوت طلبگی هست به عنوان مثال هنوز برایم واضح نشده که مبلغ بشوم به صورت خاص یا مجتهد یا محقق و متخصص در علوم دینی. اگر بشود توضیح بدین که ملاک چیست؟ اگر ملاک وظیفه و نیاز جامعه هست که راهنمایی کنین که الان وظیفه من در این مورد و نسبت با جامعه چیست و یا اگر هم ملاک علاقه و استعداد هست بفرمایید استاد. اگر امکانش هست تنها به صورت کلی جواب ندین و جزئی و مصداقی هم راهنمایی کنین. سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در کنار ذوق و استعدادی که در خود احساس میکنید باید نیاز جامعه را نیز در نظر گرفت. زیرا که جامعه در هر حال به روحانیت احتیاج دارد به همۀ نحوههایی که یک روحانی میتواند کمک کند. فکر میکنم با ادامۀ تحصیل تا حضور در دروس خارج، هنوز جای فکرکردن برای تصمیم نهایی وجود دارد. موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: استاد از نظر سلوکی چرا بین الطلوعین باید بیدار و در حال حضور بود؟ آیا خورشید حقیقت نیز در آن زمان به جلوه ی فیض خاص طلوع میکند؟ که اگر در حضور نباشیم از جلوات خاصش بی نصیب میشویم؟ البته میدانم پاسخ تان مثبت است ولی عمیق تر میفهمم ان شا الله
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در نسبت بین ارض و سماء فکر کرد. به این معنا که هر آنچه که در عالم ارض به ظهور میآید حکایتی از عالم ملکوت و سماء معنوی است. و در همین رابطه در کشف محمدی «صلواتاللهعلیهواله» این نکته به میان آمده است تا ما زمینههای اتصالِ هرچه بیشتر به عالم ملکوت را در عالم ناسوت متوجه شویم و نسبت به آن بهترین اقدام را انجام دهیم. آری! بین الطلوعین حکایت عبور ِ ظلمات است و به ظهورآمدنِ نور. همچنانکه پیامبر خدا«صلواتاللهعلیهوآله» ما را متذکر ظرفیت ماههایی مانند رجب و شعبان و رمضان نمودهاند. بنا به گفتۀ جناب میرفندرسکی:
چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستی
صورتی در زیر دارد هرچه بر بالاستی
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت
بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی
این سخن را درنیابد هیچ فهم ظاهری
گر ابونصرستی وگر بوعلی سینا ستی
موفق باشید
شما کی عزم سفر به فلسطین و مبارزه تن به تن با اسراییل را میکنید؟ اگه خواستید به ما هم بگید بیاییم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: «سبکباران خرامیدند و رفتند» باشد که ان شاءالله زمینه حضور ما پیرمردها نیز گشوده شود. ولی شما جوانان چرا معطل ما شدهاید؟!! موفق باشید
