سلام: این پرسشها ناظر به پیام امام خمینی به مناسبت حج در سال ۱۳۶۶ است. - نسبت پیام امام با زمانه ما ۱. به نظر شما، این پیام چه حرفی برای جهان اسلام امروز دارد؟ ۲. آیا همچنان میتوان آن را به عنوان یک نقشه راه برای «امتسازی» خواند؟ ۳. تأکید امام بر «حج ابراهیمی» در برابر «حج آمریکایی» در بستر کنونی روابط جهان اسلام با غرب چگونه قابل بازخوانی است؟ - پیام امام و بحران امروز فلسطین ۴. پیام امام خمینی در اوج سکوت جهانی درباره فلسطین، حج را فرصتی برای فریاد مظلومان معرفی میکند. با توجه به جنایات اخیر رژیم صهیونیستی در غزه و سکوت اکثریت دولتهای عربی، این پیام را امروز چگونه میتوان بازخوانی کرد؟ آیا همچنان کاربرد دارد یا به حاشیه رفته؟ ۵. در این پیام، «برائت از مشرکین» نهفقط یک مراسم که یک موضع تاریخی معرفی میشود. چرا امروز حتی این موضعگیری در سطح رسمی بسیاری کشورها به حاشیه رانده شده؟ نقش ساختارهای قدرت منطقهای در این عقبنشینی چیست؟ ۶. امام در پیام خود از «امت اسلامی» سخن میگوید؛ اما امروز شاهد هستیم که بسیاری از دولتهای اسلامی نهتنها در کنار فلسطین نیستند، بلکه عملاً با رژیم صهیونیستی همکاری اطلاعاتی و اقتصادی دارند. چه نسبتی بین این وضعیت و انحراف از گفتمان حج ابراهیمی برقرار است؟ ۷. چگونه میتوان پیام امام را از سطح گفتار سیاسی به سطح کنش اجتماعی بازگرداند؟ در شرایطی که قدرتهای رسمی منفعلاند، آیا «مردم» و «نخبگان فرهنگی» میتوانند حاملان پیام حج در جهان اسلام باشند؟ - امکان بازسازی گفتمان حج ۸. آیا هنوز میتوان به حج به عنوان امکان احیای وحدت امت و صدای مشترک مظلومان امید بست؟ یا باید به دنبال جایگزینی برای این کارکرد در مناسبتهای دیگر باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با جواب به این سوالات که هر کدام میدانی را برای تفکر مقابل انسان میگشاید پیشنهاد میشود حداقل کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و کتاب «عقل و ادامه انقلاب اسلامی» را که هر دو روی سایت هست مطالعه فرمایید. البته بهتر است شرح صوتی هر دو کتاب نیز مد نظر باشد و یا به جلسات هماندیشی و گفتگو با محوریت کتاب:سلوک ذیل شخصیت امام خمینی [ره] که به صورت گفت و گو صورت میگیرد رجوع فرمایید.https://eitaa.com/soha_sima/4091 موفق باشید
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: درست است که چادرحجاب برتر است، اما من به عنوان یک زن که در یک شهر غیر مذهبی زندگی میکنم یک دغدغه دیگر هم دارم، اینکه میدانم اگر پوشش چادر را انتخاب کنم از دید بقیه جامعه یک زن با سطح کلاس و فرهنگ پایین و یا یک فرد متعصب به نظر میام و بقیه رفتارهای مذهبی دیگرم هم برای اونها پذیرفته نیست ولی اگر حجاب بسیار کامل و مناسب غیر از چادر را انتخاب کنم بهتر میتونم در جامعه تعامل داشته باشم و اگر از اصول اسلام و انقلاب در موقعیتهایی که پیش میاد دفاع کنم برای دیگران پذیرفتنیتره. آیا مواردی که گفتم باید در انتخاب پوشش من تاثیر داشته باشه یا نه و چرا؟ لطفا کلا من را برای انتخاب راه درست در این مورد و موارد دیگر دعا بفرمایید. با تشکر از پاسخ گویی شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! برای روح و شخصیت زن آنچه مهم است محجوب و محجبه بودنِ اوست به همان معنایی که مشخص شود آن خانم در نزد خود مکتب دارد. حال اگر در موقعیتی هست که میفرمایید به نظر میآید همان نوع حجاب، عملاً توانسته است ذیل فرمان الهی رسالت شرعی و سیاسی خود را در نسبت با جامعه و تاریخ خود به خوبی به ظهور آورد. گاهی در نزد خود با نظر به بانوان محجبه در این زمان میگویم: «خوشا به حال آنان که چگونه اینچنین زیبا در نزد خود حاضرند و اینچنین رسالت تاریخی خود را به میان آوردهاند». آری! خوشا به حالِ زنان با حجاب و بهشتی که در خود احساس میکنند. موفق باشید
سلام و رحمت حق بر شما و تمام رزمندگان راه حقیقت. استاد طاهرزاده عزیز بنده یکی از میلیون ها مرید رهبر انقلاب هستم که در دوره آخرالزمان سعی میکنم دستم در دست ایشان باشد چرا که میدانم طوفان ها و فتنه ها ایمان تک تک ما را نشانه گرفته است. استاد وقت گرانمایه تان را با طولانی کردن کلام نمی گیرم و چون دستم به دامان آن بزرگوار نمیرسد لذا سوالم را از شما میپرسم امیدوارم نجات بخش قلب مجروحم باشد و ایمانم به حضرت آقا با پاسخ شما محکم تر شود که من چراغی روشنتر، غیر ایشان در این وادی تاریک نمی بینم. اوضاع حجاب و پوشش در ملا عام درکشور اسلامی مان بسیار تاسف بار شده و حتی استاد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مجبور به استعفا شدند از بی بند و باری های دانشگاهشان. حضرت آقا حتما مستحضر به این امور هستند و فرمانده کل قوا هم که ایشان هستند. آیا برای نگه داشتن ارکان حکومت اسلامی، میخواهند چشم روی این ظواهر غیر اسلامی ببندند؟ آیا رهبری توان اجرایی در این مورد را ندارند؟ چرا کسی درخور حکومت اسلامی با افراد بدون پوشش اسلامی برخوردی نمی کند؟ رهبر چرا فرمانی اجرایی نمیدهند به نیروهای انتظامی؟ شما را به حق امام رضا کمکم کنید که خدای نکرده تصورم نسبت به رهبرم مخدوش نشود، آنگاه دستم در دست کدام رهبر باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه نگاه زیبایی است نگاهی که متوجه شخصیت تاریخی رهبر معظم انقلاب اسلامی می باشد. رهبری که سراسر وجود او را خداوند از «ایمان» و «امید» پر کرده است و ما در شخصیت چنین انسانی حکمتی را یافتیم که گمشده ما می باشد و در چنین فضایی باید راهی را در مقابل دخترانمان قرار دهیم که متوجه باشند لازمه فرهیختگی، عفاف است و با انتخاب بزرگ خود می توانند خود را از معرکه ای که استعمار در مقابل آنان گشوده است، رهایی دهند و البته این غیر از آن نوع مأموریتی است که عده ای از کشف حجاب کنندگان در پیش دارند. ان شاءالله در آینده ای نزدیک مطالبی در این رابطه خدمت عزیزان ارائه خواهد شد. به هر حال موضوع بسیار حساس است، مانند راه رفتن بر پل صراط که لغزیدن همان و سقوط در آتش نیز همان. موفق باشید
عزیزی در پرسش شماره ۲۹۶۸۶ فرموده بود که هدف از تجلی جلالی و قبضی که حاصل میشود، این است که عیب های بنده به او نشان داده شود و عیب ها را برطرفکند. همچنین فرمودند که شما در مبحثی دیگر فرمودهاید که اوایل سلوک دری باز میکنند و راهی را نشان میدهند و بعد آن احساسات معنوی از میان میرود و میگویند حالا این راه را طی کن. خواستم اگر میشود در مورد تجلی جلال خداوند یا غنای ذات ابدی و همین جلال بعد از جمال اندکی بیشتر توضیح بدهید یا اگر جزوهای، کتابی، درسگفتاری برای مطالعه هست، معرفی بفرمایید. و سوال دوم هم اینکه آیا آن احساسات معنوی که در ابتدای راه سلوک برای آدم پیش میآید و نور حق را در موجودات و در جای جای زندگی میبیند، واقعا برای همیشه از میان میرود؟ سوال سوم اینکه اگر گناهی انجام داده باشیم که این قبض، حاصل آن گناه باشد، چه باید کرد؟ توبه کردن، عمل صالح انجام دادن و صبر کردن کافی است؟ با چه نگاهی باید به این مسئله نگاه کنیم؟ سوال چهارم اینکه اگر امکانش هست لطفا مطلبی که فرمودهاید اوایل سلوک دری را باز میکنند و بعد آن را میبندند و میگویند راه را طی کن را مشخص کنید. اگر لینکی بدهید یا عنوانش را بگویید متشکر میشوم. سپاسگزارم؛ التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعدۀ سلوک است و هرکس در راه قدم گذاشت، خودش متوجۀ تجلیات جمالی و جلالی میشود. اگر مایل باشید به طور مفصل این موضوعات را دنبال فرمایید خلاصۀ شرح کتاب «گلشن راز» از جناب شبستری روی سایت هست. خوب است به آنجا رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/1609?mark=%DA%AF%D9%84%D8%B4%D9%86%20%D8%B1%D8%A7%D8%B2. در مورد سؤال سوم، نظری به جواب سؤال شمارۀ 39991 بیندازید خوب است. قسمت چهارم سؤال نیز در شرح «گلشن راز» به خوبی از آن سخنها به میان میآید. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: آیا ابن عربی در فتوحات مکیه یا فصوص، بر علیه شیعه و امیرالمومنین علی علیه السلام مطالب نوشتند؟ آیا ایشان ضد شیعه بوده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور نیست. مرحوم آیت الله فاطمینیا در این مورد تحقیقات خوبی داشتهاند مبنی بر اینکه اگر در فتوحات، جملاتی به چشم میخورد حاکی از طعنه به شیعه، مربوط به فتوحاتی است که بعد از حیات ابن عربی برای مقابله با شیعه چاپ شده که بحث آن مفصل است. کتاب «جدال با مدعی» از استاد حسین غفاری نکات بسیار خوبی در این مورد مطرح کرده است. موفق باشید
با سلام: طاعات قبول. آیا منظور از روح «تنزل الملایکه» شخص خود خانم حصرت الزهرا میباشد یا تجلی و حقیقتی از طرف خانم هست؟ آیا اصلا رابطه ای با حضرت خانم دارد یا نه؟ و آیا رابطه ای نیز با عالم مثال نیز داشته؟ آیا این تنزیل، از عالم جبروت میاد؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شب قدر امری است رازگونه. به همین جهت توجه به رازگونگی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» در تاریخ اسلام که تا حدّی قابل توجه است؛ میتواند امری باشد که ما را متوجه رازگونگی شب قدر نماید. موفق باشید
با عرض سلام: مشکلی که هست اینه که همیشه خوابهای ترسناک میبینم. اینقد که با وحشت از خواب بیدار میشم و بیش از حد خواب میبینم. قبر تاریکی آدم های ترسناک کسانی که میخوان اذیتم کنن یا من و بترسانند و این موضوع مال چندین ساله از وقتی نوجوان بودم این خوابها رو میدیدم. راه حلی از علما یا امامان میخواستم ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم رجوع به معارفی است که ما را متوجۀ رحمت واسعۀ الهی بگرداند تا خوابهای ما نیز صفای خود را داشته باشد. موفق باشید
سلام: بعضی می گویند فرقان نام دیگر قرآن است، در آیه ۵۳ سوره مبارکه بقره آمده که به موسی کتاب و فرقان دادیم، پس یا باید فرقان چیزی غیر از قرآن باشد یا اگر قرآن است یعنی به حضرت موسی و یا به انبیای دیگر هم همین قرآن وحی شده است؟ اگر بگوییم وحی نشده یعنی خدا آن انبیا را از این معارف قرآن بی نصیب گذاشته؟ که این امر دور از تصور به نظر می رسد. پس آیا می شود گفت قرآن به همه انبیا وحی شده منتها آن ها به اندازه اقتضای درک مردم زمان شان نشر می دادند؟ اگر این حرف درست باشد چطور می شود گفت قرآن معجزه آخرین پیامبر است؟ اگر این حرف درست باشد می شود گفت انبیای دیگر ظرفیت دریافت قرآن را نداشته اند و حضرت محمد داشته است؟ سپاس از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید قرآن از آن جهت که موجب بصیرت و تشخیص حق و باطل میشود، «فرقان» است. آری! این بصیرت که تشخیص حق و باطل است را خداوند به همۀ انبیاء داده ولی این غیر از آن وَحی میباشد که به عنوان قرآن بر آخرین پیامبر نازل شده است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم: شما در صوت سوم دقیقه ۲۹ شرح خطبه یک نهج البلاغه میفرمایید که: عارف نمیگوید که یک فرد نسبت به فرد دیگر عدم است. بلکه فقط نسبت به خدا عدم هستیم. سوالم این است که وقتی وجود مطلق خداست، دیگر وجودی نمیماند چه نسبت به خدا چه نسبت یک فرد انسانی نسبت به فرد دیگر انسانی؟ باتشکر از زحمات استاد عزیزم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به حکم تشکیک وجود، هرچه هست از جهت وجود، جلوهای از جلوات وجود است و «وجود» در نهایت خود و در کمال عالیهاش همان حضرت حق است که منشأ وجود همۀ موجودات است که مظاهر جلوات او هستند و هیچکدام، او نیستند، اوست که اوست. موفق باشید
سلام علیکم: در پس هر جمله ای که برایتان مینویسم شرحی مفصل و غمی بسیار ناشی از تمام ناکامی هایم نهفته است، ناکامی هایی که ریشه در انتخاب هایم دارد .از نوجوانی سردرگمی عجیبی گریبانم را گرفته و هنوز در این سردرگمی غوطه ور هستم، نمیدانم چه میخواهم. چه در مادیاات و چه در معنویات بشدت ضعیف هستم و جلو نمیروم. مدتی خدادان و دین مدار زندگی میکنم و مدتی خدادان و بدون دین. احساسی عجیب بعد از شنیدن حدیث من اخلص لله نفسا اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه و...در من شکل گرفته، که تا ۴۰ روز خالص کنم خودم را، سوال من اینجاست که: آیا با اجرای این حدیث از این بیتکلیفی و سردرگمی آزاد میشوم؟ اگر جواب شما آری است چگونه خود را خالص کنم؟ از اجرای این حدیث در خودم دنبال چه نتیجه وغایتی باید باشم؟ استاد خسته ام و ۱۵ سال است که گم شدم و همیشه احساس کمبود میکنم. بنده الان ۳۵ سالم هست نمیخواهم بیشتر در این حس فرو روم. میخواهم پدری قوی و همسری قوی باشم. کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به راهی که در دل این تاریخ یعنی راه حضور در انقلاب اسلامی گشوده شده است، فکر کنید. در این مورد پیشنهاد میشود سری به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» بزنید. در ضمن رفقا جلساتی در شرح آن کتاب گذاشته اند، می تواند در ارتباط با آن کتاب مفید باشد. موفق باشیدhttps://eitaa.com/bonyanha
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: چه زیباست دیدن حس شور و شعف و شادی و غرور مردم باریکه غزه، نه حاصل توافق صلح یک ملت تسلیم شده که نتیجه ۴۷۱ روز پایداری و مقاومت و سر خم نکردن در برابر خواسته های اشقیاء و اشرار زمانه. حس پیروزی ولی نه پیروزی با محاسبات مادی، که دیگر شهری و خانه ای نمانده؛ حس غرور و پیروزی مرد میانسال غزه ای که در میان ویرانه خانه اش ایستاده بود و میگفت: «اینجا خانه من است که چهار بار توسط غاصبان صهیونیستی خراب شده و من بازهم آن را خواهم ساخت؛ آنها خراب می کنند و ما می سازیم!» بله دوباره می سازی ای مرد مقاوم و صبور و بدان با این ساختن فقط خانه ات را نمی سازی، تو با این ساختن روحیه صبر و مقاومت و حس غرور ملی مردمت را داری بازسازی می کنی. چه چیز غیر از استقامت و مقاومت ملت غزه میتوانست این حس غرور و سربلندی را در آنها بیافریند؟ حس زیبایی که تمام محور مقاومت در آن شریک است همچون ملت مقاوم و با استقامت یمن. آری ملت یمن! به راستی چه چیز ملت محروم یمن را اینطور مصمم و با چنین اراده پولادینی به ملت غزه پیوند داد که اینگونه و با تمام وجود به صحنه آمد و از مظلومین غزه حمایت کرد؟ ملتی که خود با بالاترین محرومیت ها و مشکلات دست و پنجه نرم میکند چه حسی را در حضور در تظاهرات حمایت غزه و برائت از استکبار تجربه میکرد که حاضر بود تا پای جان ایستادگی کند. آیا این حس آشنایی نیست؟ آیا این همان حس نیست که ۴۶ سال پیش محرومترین قشرهای ملت ما را به خیابانها کشید و ندای مرگ بر آمریکا سر داد؟ آیا این همان حس حضوری نیست که رزمندگان ما با آن در دفاع مقدس هشت سال حماسه آفرینی کردند؟ آیا این همان حس حضوری نیست که بعضی از ما در تجمل گرایی و رقابت در تعویض مدل ماشین و ویلا و ... گم کرده ایم و بعضی دیگر که محرومترند در حسرت نرسیدن به این چیزها؟ آیا این همان حس حضوری نبود که در اوایل انقلاب و در زمان دفاع مقدس علیرغم همه مشکلات و کمبودها به ما شور و شعف و سرزندگی می داد و ما را در صحنه ها حاضر میکرد؟ آیا این همان حس حضوری نیست که اگر با غرق شدن در محاسبات مادی آن را گم کردیم و نسبت به آن غافل شدیم خداوند این حس متعالی را از ملت ما گرفته و به ملتی که استحقاق بیشتری برای مبارزه با استکبار را دارد عطا می کند؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این همان آغازی است که با «ایمان» و «امید»، آیندۀ دیگری را مقابل ما میگشاید و ما در آینۀ پیروزی مجاهدان غزه، خود را دوباره تجربه میکنیم که چه فردای اصیلی در ما در حال طلوع است. فردایی که بیش از پیش، نه در غزه و نه در ایران، که در جهان حاضر میشویم.
آن کس که برای ما افقِ حضور در آینده را گشود و دروازۀ امید را برایمان باز کرد یعنی حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» به خوبی میدانست آغازگرِ چه تاریخی است، آغازگرِ تاریخی که تاریخِ حضور انوار معنویت است در میدان عقل تکنیکی. در آن صورت، شهرها، آری! شهرها از میان نمیرود ولی دیگر ملالآور نیستند.
آیا با روبهروشدن با مردمِ پیروز غزه، میتوانیم از خود بپرسیم در این تاریخ چه رویداده؟ و مگر ما در جبهۀ مقاومتی که آغاز شده، کجای تاریخ ایستادهایم که جهان استکبار و ارتجاع دست در دست هم دادهاند تا آن را نبینند؟ آیا به امکانات تاریخی که با انقلاب اسلامی برای بشریت پیش آمده است، نباید با جدیّت تمام فکر کرد؟ این یعنی حضور در «جهانی بین دو جهان». و این یعنی «حضور نهایی انسان در جهانی که با اسلام شروع شد» https://eitaa.com/matalebevijeh/18540 . موفق باشید
سلام علیکم: در ده نکته در معرفت نفس، یک حضور نفس است که به خودش است و یک ظهور دارد که به بینندگی، شنوندگی و... میباشد. حال آیا میتوان گفت که خداوند یک حضور دارد که به خودش است (که این مقام ذات یا همان را اسم له میباشد) و یک ظهور دارد که به اسماءاش میباشد. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است و خود را در این رابطه در مخلوقات می نگرد. موفق باشید
عنوان: موضوع فداشدن. با سلام و احترام. در مورد حدیثی که در کافی شریف مضمون به این معنا آمده که خداوند امام کاظم علیه السلام را مخیر کرد بین آمدن بلا بر شیعیان یا خودشان یکی را انتخاب کند و حضرت بلا بر سر خودشان را قبول کردند؛ لطفا راهنمایی بفرمایید این فدا شدن چیست؟ در مسیحیت هم چنین اعتقادی هست که حضرت مسیح علیه السلام به دار آویخته شد به جای جرم امت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد لازم است که عین حدیث آورده شود. موفق باشید
با سلام: آیا هر آنچه که صورت علمی خداوند است، وجود پیدا میکند؟ یعنی آیا میشود یک صورت علمی در خداوند باشد که هیچگاه وجود پیدا نکند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. موفق باشید
با سلام: من حضور خودم را در قوه بینایی، شنوایی میابم. اما نمیتوانم خودم را بدون بینایی و شنوایی بیابم. چرا اینچنین است؟ چکار کنم که خودم را بدون بینایی و شنوایی بیابم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما بدون قوه بینایی و شنوایی نیستیم. موفق باشید
سلام: اسباب بازی های بچه ها که عروسک هستند یا شکل حیوان را از دسترس بچه ها خارج کنیم یا از بین ببریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب این نوع عروسکها را در حکم مجسمه و تندیس حساب نمیکنند و از این جهت نباید سختگیری کرد. موفق باشید
سلام استاد: بدن من در قبضه ی منِ من هست آیا تمام هستی مخصوصا منِ من در قبضه ی امام زمان علیه السلام هست با این هیجان شهادت اخیر یه نیروی فوق بشری در صحنه بود که اون صحنه دنیا رو میچرخوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظام عالم از مدیریت حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه» بیرون نیست، ولی انتخاب و اختیار انسانها نیز در جای خود محفوظ است. موفق باشید
با سلام و احترام: برای فردی که عازم سفر به مکه هست، و در سطح سواد عامه اطلاعات دارد، چه محتوایی را پیشنهاد میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «حقیقت حج» و «وظیفه حجاج در سفر برگشت از حج» شده است. جزوات آن را میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید
سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی: من مادر دو فرزند هستم........................................ با توجه به اینکه حالت خصوصی دارد، محتوای آن پاک شد. البته بهتر است که این طور سؤالات را از کسانی که روحیه شما و خانواده را می شناسند سؤال بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در جواب آن سؤال اینطور جواب داده شد:
37135- باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که به هر حال ما در این شرایط تاریخی با موضوع حساسی روبرو شدهایم که به طور مکرر در جواب کاربران محترم در این رابطه عرایضی شده است. عمده آن است که بتوانیم بدون جدال و در فضای دوستانه و در عین حال منطقی، و با کلمات فاخر و حکیمانه متذکر خطراتی شویم که جهان استکباری برای ملتهای آزاده و انسانهای طالب حقیقت پیش آورده و امیدوار باشید بحمدالله ظرفیت جوانان ما طوری است که اگر متوجه باشند، آخرین دین یعنی اسلام جوابگوی عالیترین نیازها و طلب آنها میباشد. موفق باشید
با سلام: در ده نکته در معرفت نفس در بحث جامع بودن مجردات، می خواستم بدانم که این بحث در برزخ هم جاری است؟ لطفاً اگر امکان دارد کمی توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام مجردات به اعتبار آزادبودن از زمان و مکان نسبت به کمالاتی که دارند، آن کمالات به صورت جامع میباشد در عین شدت و ضعف. مانند نور بیرنگ که در عین بیرنگ بودن و جامعبودن نسبت به هفت رنگ، دارای شدت و ضعف است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: بنده حدود یک سالی هست همیشه خواب میبینم حتی شده ۵ دقیقه هم بخوابم خواب میبینم ازتون خواهش میکنم دستوراتی کمکی عنایت بفرمایید ازین آشفتگی نجات پیدا کنم. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته مرحوم آیت الله بهجت هر اندازه در روز، با روحیه صفا و ایمان در نزد خود و مردم حاضر باشیم، به همان اندازه خوابهایمان زلال و دارای بشارت است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در میان گذاشتن راه چارهای برای نشان دادن بحران وجودی و گمگشتگی انسان مدرن و بازگشت به خویشتن انسانی انسانها؛ دغدغه بنده است. تبیین اصالت وجود صدرا و حرکت جوهری او به عنوان انقلابی که در عالم فلسفه ایجاد کرد و مسیری که گشود که تا قبل از او حتی ابن سینا نیز نتوانسته بود و مقایسه تطبیقی آن با آراء فیلسوفانی در غرب معاصر که با وجود درک شرایط زمانه و بحرانهای عمیق روحی که انسان مدرن با آنها دست و پنجه نرم میکند؛ اما راه حل های که ارائه میدهند باز هم به بنبست میرسد و در نهایت نشان برتری برهان صدرا و معرفی آن به عنوان بهترین تبیین از نحوه استکمال عالم و همچنین نفس انسانی که تا کنون گشوده شده؛ حتی برتر از ابن سینا. (یعنی نقش اصالت وجود و حرکت جوهری در شکل گیری هویت انسانی انسان) میخواستم نظر حضرتعالی را درباره اینکه این مقایسه تطبیقی حرکت جوهری ملاصدرا را با کدامین فلاسفه غربی انجام بدهم، جویا شوم. نظر خودم جان لاک، درک پرفیت، چالمرز، کانت، هایدگر هست. اما مطمئن نیستم چون مطالعه و شناخت بسیار کمی از فلسفه غرب دارم و باید همزمان با انجام پژوهشم به درک و شناخت خوبی از آنها و مقایسه تطبیقی عمیق و دقیقی برسم انشاءالله. آیا عنوانِ «تبیین تطبیقی برتری حرکت جوهری صدرا در شکل گیری هویت انسانی در مقایسه با آراء فلاسفه غرب معاصر» برای همین دغدغهای که شرح دادم، عنوانِ مناسبی است؟ آیا میتواند در سطح یک رساله دکتری باشد یا در سطح یک پایاننامه مقطع ارشد است؟ و یا هیچ کدام؟ عنوان پیشنهادی شما چیست؟ همچنین ممنون میشوم در کل نظر خود را راجع به ضرورت یا عدم ضرورت طرح این بحث و میزان اهمیت این موضوع بفرمایید. انشاءالله حتماً نظر شما بسیار راهگشا خواهد بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به «اصالت وجود» توجه به حضور بیکرانۀ توحید است در نگاه فلسفی و گشودن افقی است تا انسان عین الربط بودنِ خود را بیابد و این نوع توجه و حضور با هیچ یک از مبناهای فلاسفۀ غربی تطبیق نمیکند هرچند فلسفۀ غرب بخصوص آنچه با هایدگر و گادامر پیش آمده است، در جای خود حرفها دارد بخصوص در رابطه با «دازاین» و تقرب وجودی انسان که جناب هایدگر متذکر آن است. ولی به هیچ وجه نباید به تطبیق نگاه فلسفۀ صدرایی به موضوعات با نگاه فلاسفۀ غربی که از کانت شروع شد؛ فکر کرد. زیرا دو نوع حضور است و انسان میتواند در هر کدام حاضر شود. به نظر بنده جایگاه تاریخی فلسفۀ حکمت متعالیه بعد از مواجهه با کانت و هگل و هایدگر و گادامر بهتر فهمیده میشود بدون انکار جایگاه متفکران غربی که نام برده شد. موفق باشید
سلام و احترام: ببخشید مرگ اختیاری آسون تره یا مرگ اجباری؟ بهترین کار در هنگام احساس مرگ اختیاری چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به کتاب «هنر مُردن» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: با خواندن کتاب رازهای نماز علامه جوادی احساس کردم انگار در رکعت سه و چهار خواندن سوره حمد بهتر است. آیا این چنین است؟ استاد اسفار را از جلد ٨ و ٩ شروع کنیم یا جلد یکم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، حکم شریعت است، نه احساس ما. البته اگر بتوانید «اسفار» را از همان اول شروع بفرمایید بهتر است ولی با مطالعۀ «بدایۀ الحکمه» و «نهایۀ الحکمه» مقدمات لازم جهت فهم مطالب جلد ۸ و ۹ تا حدّ زیادی فراهم میشود. موفق باشید
سلام استاد عزیزتر: هرچه جلوتر میروم در زمان، بیشتر حقانیت راه و مکتب حضرت امام خمینی (ره) برایم آشکار میشود و بیشتر پی به مظلومیت عرفا و سالکان راه حق و ائمه اطهار علیهم السلام میبرم. خدا را شاکرم که از برهوت علوم لا ینفع به ده نکته از معرفت نفس بینا شوم، الحمدلله. هر کمی هست از ماست که خدا لطف کند کم کم برطرف شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه قضیه چنین بوده است که انسان اگر بخواهد خود را فریب ندهد میتواند کفری که در کنار ایمان او نشسته است را ببیند و اگر متوجه آن کفر شد مییابد که باید به راهی اندیشه کرد که راه عبور از آن کفر است و نه اصرار بر آن. عبور از آن کفر کار هرکس نیست. آری هنر عرفا و حکیمان واقعی دقیقاً در اینجا میباشد که توانستهاند به حکم حضور بیشتر ذیل اراده الهی از کفری که مانع ایمان بزرگ میشود عبور کرد، کاری که بنی اسرائیل نکردند و نتوانستند به استقبال توحید محمدی صلوات الله علیه و آله مفتخر گردند. موفق باشید
