سلام خدا قوت: در ذیل پرسش شماره ۳۸۹۴۶ در تمام موارد اینچنینی و از این قبیل گرفتاریها، ارجاع به معرفتالنفس میدهید. شاید هنوز که هنوز است جایگاه معرفتالنفس و نحوه رجوع به آن مشخص نیست، البته به نظر بنده. زیرا برای خودم چقدر نگاه کردن سنگین است. طاهرزاده و امثال ایشان که رجوع به معرفتالنفس دارند، در وجود و بیکرانگیاش سیر کردهاند و راه را در وجود خویش در رجوع به معرفتالنفس یافتهاند. در لینک معرفی شده باز با ده نکته و شرح آن مواجه شدم. شاید این ده نکته را بد میخوانم یا تصور غلطی از شناختن دارم. نمیدانم! من هنوز اوراق نشستم تا همدرس شوم. قطعا شما هم میدانید و رنج و نشدنش را تجربه کردهاید که تغییر عالم و عوض شدن رویکرد بسیار مشکل است. چه کنیم تا این سختی ناامیدمان نکند. حال این بنده و شاید دیگرانی که پایمان لنگ است از این رفتن و از این سیر. شاید هم به قول شما در نقل از مولوی زکام دنیا شدهایم و بویی استشمام نمیکنیم. انتظار پاسخ نداریم. انتظار توصیه اخلاقی نداریم. غر هم نمیزنیم. از نشدن خسته میشویم و ملول و پر ملال. و باز قصه دلاک و تیغ کهنهاش یادمان میآید. به ما به اشارت بگویید که چه کنیم و چگونگی مواجهمان را، حتی چگونه خواندن کتابهای معرفتالنس را متذکر شوید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانند بسیجیان اصیل ذیل شخصیت رهبر معظم انقلاب به حضور تاریخی بیندیشید که با انقلاب اسلامی پیش آمده و وقتی مدّ نظرتان امثال حاج قاسم و شهید آوینی و حتی شهید یحیی سنوار قرار گرفت و در تاریخی که یک گروه، آری! یک گروه به نام حزب الله، استکبار در نماد رژیم صهیونیستی راشکست داد، وقتی چنین افقی مقابلتان گشوده شود، برای حضور بیشتر در آن تاریخ و در آن افق؛ باید انسان بیشتر از دیروز و با عمقی بیشتر شناخته شود و «معرفت نفس» در این رابطه شروع خوبی است. زیرا هنوز انسان و باز انسان باید فهمیده شود. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: استاد چگونه ظرف وجودمان را آماده پذیرش و فهم انوار الهی کنیم که تحمل و تاب آن را داشته باشیم و ترس و بهم ریختگی نداشته باشیم. با تشکر از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله راه که همان شریعت الهی است به نور ربوبیت حضرت ربّ العالمین در مقابل انسانها گشوده است. مهم درک این حضور است که ما را در مأوای خود جای میدهد. باید نسبت خود را با شریعت الهی نسبت کسی قرار دهیم که راهی مقابل او برای متعالیشدن گشوده شده تا او را در نسبت با حضرت محبوب نزدیک و نزدیکتر نماید. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوارم: طبق برهان صدیقین، وجود من ربطی است. و وجود من از خداست. آیا صحیح است که بگوییم که وقتی من به صورت حضوری وجود خودم را درک میکنم، من خدا را به اندازه وجودم درک میکنم. چون بین علت و معلول جدایی نیست و معلول به اندازه وجود خودش، علت را می تواند حضوری درک کند؟ با تشکر از زحمات استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید و اساساً ارتباط هر موجود با خدا در رابطه با وجودی است که آن موجود دارد. موفق باشید
سلام استاد گرامی. ببخشید سوالی در مورد سکته داشتم. ا...........................
باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است انسان با اعمال خود خطاهایی پیش آورد، ولی تقدیر انسانها امری است که به خودشان مربوط است و مقدرات الهی. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام استاد بزرگوار: دانشجوی دکتری هستم و میخواهم روی موضوع «حجابهای معرفتی و اعراض از آن» کار کنم با مطالعاتی که پیرامون واژه حجابهای معرفتی داشتم به نظرم از لحاظ معنایی بین دو واژه حجابهای معرفتی و حجابهای معرفت تفاوت هست میخواستم نظر شما را هم بدانم. متشکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته دقیقی است. آری! گاهی روش ما و مواجهه ما با موضوعاتِ معرفتی غلط است مثل آنکه فکر کنیم همه حقیقت را میتوان با قیاس منطقی در فلسفه تحلیلی به دست آورد. و گاهی از خود تصوری داریم که دانایی خود را به عنوان مفاهیم، داناییِ کامل میدانیم. این همان است که فرمودهاند: «العلم حجاب الاکبر». امثال گادامر در کتاب «حقیقت و روش» به خوبی متوجه این نکات میباشد. خلاصهای از آن کتاب را که یادداشت شده است را میتوانید مدّ نظر قرار دهید. https://lobolmizan.ir/leaflet/1571 . موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: آیا من إنسان پیر میشود يا نه؟ اگر پیر میشود پس چرا در کتاب آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین فرمودین من انسان آنطور که تنش پیر میشود پیر نمیشود و اگر پیر نمیشود پس چرا بعضیها دل مرده اند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دل مردگی مربوط به رشدندادنِ ابعاد متعالی و وجودی انسان است و اتفاقاً اگر انسان مسیر معنویت را درست طی کند، سر پیری جوانتر هم میشود. نمونه آن را شما در حضرت امام و رهبر معظم انقلاب میتوانید بیابید. موفق باشید
سلام استاد وقت شما بخیر: نظرتان را در باره این خبر جویا شوم: ایالات متحده تولید کننده واکی تاکی چینی Hytera را درست زمانی که حزب الله در جستجوی خرید هزاران دستگاه بود، تحریم کرد. این تحریم ها توسط آمریکا در پایان ماه (آوریل 2024) بلافاصله پس از اینکه حزب الله این واحدها را از یک شرکت مستقر در تایوانی خریداری کرد، لغو شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد چیزی نمیدانم. موفق باشید
با سلام و احترام: برای نجات از تغییر ناگهانی احوالات و گرایش به سردی در راه تزکیه نفس راهکاری دارین بنده بعد از تقریبا پنج شش سال سلوک احساس میکنم تو این راه هیچ ترقی نکردم و دلسرد شدم طوری که به هیچ مراقبه و حتی عبادت و ذکری نمی تونم رو بیارم در حالی که دلم میخواد تغییر کنم اما واقعا خسته و دلسرد شدم لطفاً راهنمایی کنین. متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود سیر مطالعاتی سایت را دنبال بفرمایید.ان شاءالله با جوابگرفتن روح و جانتان در رابطه با آن مطالب، شوق ادامه اندیشه در آیات و روایات فراهم میشود. موفق باشید
با سلام: آیا درست است که بگوییم خداوند جامع اسم ظاهر و باطن است. اما وقتی نوبت ظهور در یک مظهر میرسد، از این دو اسم فقط یکی از آنها یعنی یا ظاهر و یا باطن به آن مظهر، ظهور میکند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مانند نفس انسان و قوای نفس که در چشم به قوه بینایی، و در گوش به قوه شنوایی ظاهر میشود. موفق باشید
با سلام: فرض کنیم که اسماء الله چشیدنی باشد. فرض کنیم که مثلاً یک سیب مانند یک کپسول حاوی اسم رحمان باشد. با خوردن سیب من اسم رحمان را میکشم. چون میگویند اسماء الله بی مظاهر نمیشود. خوب در فرض بالا ما سیب را مظهر اسم رحمان قرار دادیم. حال فرض کنیم که همه اسماء الله را در یک کپسول به نام الله داریم. و این الله از طریق یک مظهری چشیده شود. فرض کنیم آن مظهر حوری بهشتی باشد. پس وقتی خدا به ما حوری بهشتی میدهد ما اسم الله را میکشیم. مطالب بالا چیزهایی بود که در ذهنم آمد و سعی کردم در قالب جملات بیان کنم. نمیدانم تا چه اندازه توانستم منظورم را برسانم. لطفاً راهنمایی بفرمایید. با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در تجلی اسمای الهی از طریق مظاهر میباشد. بنابراین ما در آینه مظاهر میتوانیم با انوار اسمای الهی نسبت برقرار کنیم. موفق باشید
عرض سلام و احترام: اگر زمان اقدام به بارداری روز آخر ماه قمری باشد و زن باردار شود، با توجه به روایات گفته شده در مورد نا مناسب بودن این زمان، برای رفع بلا و نگرانی در مورد آثار آن چه اقدامی صورت گیرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مواردی است که هرکس با صدقه دادن رفع می کند. موفق باشید
به نام خدا سلام و احترام خدمت شما استاد عزیز: احساس می کنم شهید جمهور با شهادت خود راه جدیدی را برای عبور از بحران های تاریخی در مقابل ما گشودند؛ راهی که شاید نمی دیدیم، راهی که از آن فرار می کردیم، و آن راه قرارگرفتن در بلا بود، انگار شهید رئیسی خود را در اینجا معنا کرده بودند، نمی دانم، زبانی برای گفتنش ندارم ولی انگار ایشان را در تفسیر سوره بلد می بینم، انگار آمده بود تا بگوید باید در این میدان علی اکبر گونه بایستی و اربا اربا شوی و خود را سپر بلای امام امت قراردهی تا او در امان بماند برای محقق شدن وعده الهی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ظرفیت گسترده انقلاب اسلامی است که هرکس به نحوی در راهی گام گذارد که به سوی اهداف آن انقلاب باشد؛ خود به خود استعدادهای نهفته او شکوفا میگردد در حدی که خود او و ما نیز از الطاف خاصی که به او شده است، حیرت میکنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی: روز معلم بر شما استاد گرامی و همه ی اساتید محترم مبارک. استاد به نظر شما تا کی قرار هست بی حجابی ادامه پیدا کنه؟ یه غمی برامون شده نه کسی به تذکرات گوش میده نه از لایحه حجاب خبری میشه. استاد دلمون خون میشه برای یه خرید میریم بیرون و دختران و زنان رو اینجور میبینیم کاری هم ازدستمون برنمیاد. البته حقیر زبان دختران انقلاب تهران رو ندارم که اینقدر لین و آرام تذکر ميدند. چند باری تذکر دادم و رد شدم ولی انگار نه انگار. گاها توهین میکنند و گاها بی اعتنا هستند. فقط امیدوارم به صحبت رهبری که فرمودند بساط بی حجابی هم جمع میشود. هر چند طرح نور خوب بوده و هست ولی انگار هنوز کامل جواب نداده. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئولان نیروهای انتظامی بررسی کردهاند که آن نوع تذکرات که صرفاً تذکر است بدون برخورد، 80 درصد مؤثر بوده است و البته در مورد دیگران باید شرایط، شرایطِ مناسبی باشد که احساس نکنند بنای تحقیر آنها را داریم. موفق باشید
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگویم شرح درد اشتیاق. آیا براستی حوزه خود را فراموش نکرده؟ مگر جای نورانی شدن نبود؟ مگر جای طلب درس از صاحب نفسان نبود؟ دردم را به کجا برم؟ طبیب رفته!!! براستی علم همان علمست که بوده و هست؟ و امروز هم میتوان فلسفه را آموخت؟ فقه و اصول را بزبان آورد؟ و یا نه! مسئله دیگری مطرح است؛ فلسفه گفتن علامه طباطبایی و درس فقه امام نیاز است!؟ آیا حوزه زنده به صاحب نفسان نبوده که علم را زنده میکرده؟ و امروز که آه و صد آه! منِ رو سیاهِ تشنهٔ جرعه ای از حقیقت و زندگی، میان این مردگانِ متحرک از نفس نیوفتم چه کنم؟ ۲. آیا تزکیه یک تفکر است؟ یک احساس نیاز به تغییر است؟ و یا باید یک سیر عملی را پیش گرفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مشکل را در تهاجمی بدانید که زمانه سخت تحت تأثیر فرهنگ مدرن قرار گرفته، ولی راه حل، همان حضورِ فعّال در همین حوزههای علمیه است با آن میراث فرهنگی بزرگ و موضوعاتی مانند قرآن و روایات که در دل همین دروس رسمی مدّ نظر دانش آموختگان حوزه قرار میگیرد تا جوابگوی آینده بشری باشیم که ظرفیتی بیش از ظرفیت انسان دیروزین دارد. اینجا است که دانشآموختگان حوزه باید متوجه آن باشند و رهبر معظم انقلاب در صحبتی که اخیراً با مبلّغین داشتند متذکر این امر و حساسیت شناخت مخاطب شدند. موفق باشید
پیرو پرسش شماره ۹۰۲۴۹ سلام، سوال من این بود که آیا شما کماکان عقل را در برخورد با اقای خامنه ای تعطیل می کنید؟ با توجه به پاسخهای قبلی و متن پاسخ فعلی کماکان به این عمل که در بین علمای ما و تاریخ تشیع سابقه ندارد اصرار دارید در تشیع حتی یک مورد نداریم که شاگردان و پیروان یک عالم او را معصوم بپندارند و در عمل هیچ خطا و اشتباهی از او را نپذیرند یقینا هیچکدام از علمای ما معصوم نیستند، حتی آقای حسن زاده، و از معصوم بسیار فاصله دارند و حتما حتما خطا و اشتباه دارند و همچون گذشته و سیره علمای ما و توصیه معصومین، این عقل است که می تواند خطای آنان را به ما نشان دهد. حقیقتا برایم سوال است افرادی مانند شما که رعایت تقوی برایتان در اولویت است چگونه چنین بدعتی را در تشیع پا نهادید و به آن اصرار دارید؟ ضمنا من شیعه اثنی عشری هستم تنها اختلافم در اعتقادات با شما در حدود اختیارات ولی فقیه است و تهمت عاشق و شیفته غرب بودن کمکی به شما نخواهد کرد. این هم بدعت دیگری در تشیع است که بجای پاسخگویی به طرف مقابل تهمت میزنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! حضرت آیت الحق امام خامنهای معصوم نیستند، ولی ذیل معصوم عمل میکنند و بحمدالله خداوند ما را مفتخر به ارادت به مردی کرده که بیش از همه امروز به معصوم نزدیکند و ملاک ما در تشخیص حقّانیتِ سخن ایشان و سیرۀ ایشان همان امامان معصوم «علیهمالسلام» میباشند. به قول آیت الله مشکینی «رضواناللهتعالیعلیه» ولیّ فقیه ممنوع الاشتباه و بیخطا نیست؛ ولی به اعتبار مددهای الهی که به او میشود، قلیل الخطا میباشد. موفق باشید
دلنوشته ای مِن باب انصرافِ یک دختر از حوزه: فکر میکردم مثل فرمول های فیزیک و شیمی، علوم قرآن رو هم میتونم «بفهمم». سعی میکردم با عقل ناقصم چیستی ها رو کشف کنم درحالیکه با یک هستی بی نهایت روبهرو بودم. همه فرمول ها یک جایی به بن بست میخورد. و هرچه سعی کردم بیشتر پیداش کنم، بیشتر از دستم فرار میکرد. درست مثل دنبال کردن پروانه. حالا دوباره از خورشید فاصله گرفتم و حالم خیلی بهتره. تماشا کردن آتیش خیلی راحت تر از یکی شدن با اونه.../ این شخصیت خطرناکی که من از خودم می دیدم، پس فردا توی زندگی مشترک هم میخواست از سر میز صبحانه بحث چیستی شریعت رو وسط بکشه تا شب موقع خواب هم گیر بده به بی عدالتی دنیا و چرایی تاخیر ظهور امام. با یارو بخوام سفر برم شروع میکنم به سوال در مورد اینکه اصلا «چرا» چیزها و مکان ها «وجود» دارن، بریم گردش توی خیابون دوباره آدم ها رو میبینم میخوام باهاش بحث کنم چه قوانینی برای فساد زدایی از جامعه نیازه و کاربرد روسری و محدودیت بیرونی چیه، بریم رستوران میگم خاک بر سر حیوانیت، روحم تلف شد، مردم گشنه ی یه لقمه نونان مرد حسابی، تو منو اوردی محل اسراف؟! بخوایم تفریح کنیم بهش میگم وای نه الان باید مطالعه کنیم خسران عمر شد آخرتمون چی؟! بعدم مطمئنم اگه نتونه سوالاتم رو جواب بده بهش میگم چه خنگی هستی اصلا چرا من باید با تو زندگی کنم، اگه جواب بده با جوابش مخالفت میکنم و کار به دعوا میکشه، و اونقدر هم مادیات برام بی ارزش شده که به راحتی شوهرم رو هم ول میکنم. یعنی اگه شب بحث فلسفیمون به جایی نرسه صبح چمدونم رو جمع میکنم میرم جایی که عرب نی انداخت. برمیگردم به سجاده خودم و خلسه و سکوت و تنهایی... به به... حالا شما فکر کن من حوصله خانهداری و جهاد فرزندآوری داشته باشم که یکی شبانه روز بهم غر بزنه گشنهمه. بیخیااال. اینجوری پیش برم توی مسیر معرفتیم به هیچ جا نمیرسم. فقط کُشتی گرفتن با ذهنم بی اینکه به نتیجه ای برسه. حتی توی خواستگاری بحث دوباره به این سمت ها کشیده میشه و تمام کسایی که خودشون ازم خواستگاری کردن بعد جلسه اول خودشون ردم کردن! خندهم میگیره استاد. بخدا خیلی خنده داره. یکیشون بهم گفت شما دختر نیستی، نکیر و منکری، ظاهرتونو دیدم فکر کردم فرشتهاید، اما باطنتون فرشتهی عذابه. راستم میگن. یکی دیگهشون گفت توی زندگی مشترک آدم ها باید مثل خمیر نرم باشن تا عقایدشون به دیگری آسیب نزنه، شما حاضری دست از این افراط برداری؟ گفتم نه. نه! چونکه نه!! حاضر نیستم. استاد من نگران این وضعیتم که اینقدر ادامه پیدا کنه که کلا بزنم زیر همه چی. چون آدم افراط و تفریطم. یا نماز شب میخونی یا خدایی وجود نداره. من درگیر میشم با موضوعات و هیچ یک از سخنان استادانم رو نمیتونم به سادگی بپذیرم. هرچیزی بگن میتونم با یه جمله نقضش کنم. نمیدونم از خنگی بیش از حده یا از هوش زیاد. خارج از این دو حالت نیست. به هرحال که مغزم امانم رو بریده. حتی سر نماز دارم تفسیر فلسفی ارائه میدم و سخنان الهی قمشه ای رو نقد میکنم. فقط از پسری خوشم میاد که بتونه صبح تا شب سوالات معرفتیم رو پاسخ بده و چنین شخصی با همچین صبری وجود نداره. فکر کنم باید با هوش مصنوعی ازدواج کنم. یه توصیه و نصیحتی بکنین من دست از این مسخره بازی بردارم و به جای اینکه دنبال زندگی توی کتاب ها بگردم، خود زندگی رو زندگی کنم. خوشحالم که از حوزه اومدم بیرون. رشته جدیدم «مدیریت» هست استاد. خیلی دوستش دارم. میدونم از نظر شما یه مسیر روحانی رو به جو و گندم ری و ثمناً قلیلا فروختم. اما حداقل میدونم اگه مغزم همیشه درگیر این سوال و جواب های پایهای بمونه، با شغلم دارم یه خدمتی به جامعه میکنم و در جاری شدن اقتصاد ایران نقشی هرچند کوچیک داشتم. خداجونم درسته خیلی گناه دارم، ولی خب گناه دارم. هوامو داشته باش، که میدونم داری. تو بهترین خدایی هستی که میتونه وجود داشته باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با سخنان شما و امثال شما به آیندهای می اندیشم که انسان در نسبت با خودش باید در جهان و در انسانیت انسانها و در نسبت با خدا حاضر شود. جلسۀ بیستم بحث «تأملی در کتاب؛ انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آینده دینداری ما» https://eitaa.com/soha_sima/5263 با نظر به صحبتهای استاد نجاتبخش و آن خانمی که مانند شما همچنان سؤال داشت؛ جلسۀ خوبی میباشد و میتوان به سخنان استاد نجاتبخش برای حضور در میدانی که هم خدا هست و هم خدا نیست، فکر کرد. آری! خدایی که میتوان با او اُنس گرفت، هست. و خدایی که به جای نازبودن، ترسناک است، نیست. اخیراً عرایضی در مورد نسبت ما با انسانیتِ انسانها با بعضی از خانمها که در صدد تعلیم و تربیت این نسل میباشند؛ شده است. میتوانید به آن رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/20448 . موفق باشید
سلام استاد: من خیلی به اصحاب سیدالشهدا فکر میکنم. احساس میکنم هرکدام نمادی و وجهه ای از انسانیت هستند. انسانیت نه به معنای تفکر رایج غربی روشنفکری و انسانیتی که ذیل ولایت تعریف میشه. هرکدام این پیغام رو میدن که اگر به ولایت و امام متصل شیم سعادت رو به دست اوردیم. مثلا جناب حر نماد این است که اگر گناه کردیم اما رحمت خدا هنوز هست و اتصال به امام باب ورود به رحمت است. جناب جون غلام سیدالشهدا نماد اینکه اگر جایگاه و اسم و رسمی نداریم مهم نیست به امام متصل شیم بزرگمان میکند. میشود باقی اصحاب رو هم از این منظر دید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! چه بصیرت و هوشیاری در اصحاب حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» بود که فهمیدند دارد تاریخی و میدانی گشوده میشود به وسعت جوابگویی به ظرفیت نهاییِ همۀ انسانها و آنان با هوشیاریِ تمام خود را در آن میدان حاضر کردند که میدان حضور در نهایت نهایتها است و این مائیم که باید با تعمق در سیرۀ اصحاب امام «علیهالسلام» به ظرائف کربلا بیندیشیم و خود را در آن وسعت حاضر کنیم که آن، کربلای فردایِ فرداها است. موفق باشید
سلام و نور: در مقابل افرادی که وحیانی بودن قرآن رو رد میکنن و ساخته ی بشر میدونن، چطور باید پاسخ داد. چطور ادله ای باید براشون آورد، خصوصا کسی که اهل عناد نیست و حقیقتا دنبال بیّنه هست. خود من هیچ دلیلی ندارم جز اینکه قلبم شهادت میده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به متنی که تحت عنوان «نقد تئوری آقای دکتر سروش در موضوع جایگاه الفاظ قرآن» https://lobolmizan.ir/special-post/119?mark=%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4 و به متنی که تحت عنوان «قرآن؛ قرائت نبی از جهان، یا نزولی از طرف پروردگار؟ در سخنان آقای محمد شبستری» https://lobolmizan.ir/leaflet/102?mark=%D8%B4%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C هست رجوع شود. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد جان من معلم هستم و امسال سال اول است که به لطف خدا توفیق خدمت در معلمی پیدا کردم. منتها مدرسه ای که رفتم متاسفانه هم مدیر و هم بعضی از همکاران اصلا عقاید دینی ندارند و در ضدیت هستند. متاسفانه تا جایی که امکان دارد سعی میکنم یا زیاد باهاشون برخورد نداشته باشم یا بحث رو عوض کنم یا نهی از منکر و اینها مثلا مدیر میگه امام زمان وجود نداره، اصلا حضرت علی اصغری وجود نداشته آخوندا دروغ گفتن یا میگه امام حسین اشتباه کرد خودش رو به کشتن داد یا چرا امام علی دهها نفر رو در صدر اسلام کشت یا مثلا امروز میگفت یزید خیلی هم آدم خوب و با شخصیتی بوده و.... بنده هم کاملا منطقی و با خونسردی و ادب جواب شبهاتشون رو میدم ولی مسخره میکنن و یه جاهایی هم اذیت میکنند مثلا چندین بار گیر داده اند که قرآن با بچه ها کار نکن فقط روخوانیش رو بلد باشن میگن مگه میخواهیم آخوند تربیت کنیم نمی دونم چکار کنم اوایل سال طلبه ی روستایی که درس میدیم بهم گفت که اینها میخواهند سند ۲۰۳۰ رو اجرا کنند و ایشون هم پارسال باهاشون دعوا کرده بودند مثلا پارسال بچه ها رو برده بودند اردو و بزن بکوب و چند تا از بچه ها هم از مشروبات جوجو که درصدی الکل داره خورده بودند که البته خدا رو شکر اداره فهمیده بود و گیر داده بود بهشون وظیفه ی من چیه استاد چطور برخورد کنم؟ از یه طرف چون سال اولم هست و هنوز رسمی نشده ام نمیتونم زیاد برخورد کنم باهاشون چون زیاد با افرادی در اداره ارتباط دارند از یه طرف دل دلم رو میخوره که نکنه اینها عقاید بچه ها رو تحت تاثیر قرار بدهند. چکار کنم آقا جان؟ چطور برخورد کنم باهاشون؟ فکر نمیکردم آموزش و پرورش هم از این جور افراد داشته باشه. ضمنا تا جایی که امکان داره در صدد جذب بچه ها هستم. دعام کنید و به راهکاری راهنمایی ام کنید. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم سبک برخورد ما است که با دانشآمزان با متانتِ تمام و همراه با محبت و دلسوزی رابطه داشته باشیم و بدون برخوردهای جدلی با آنهایی که میفرمایید با آنها مواجه شوید زیرا: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید
سلام وقت بخیر: روز جمعه که بمباران شدید ضایحه، احتمال شهادت سید حسن را سر زبانها انداخت برخی اخبار افراد موثق باعث دلگرمی بود که با اطمینان میگفتند برای سید حسن اتفاقی نیفتاده و ایشان قبل بمباران از محل خارج شده بودند. روز شنبه بعد از ظهر خبر شهادت تایید شد که خیلی برای من نگران کننده بود چون دائم در ذهنم این تخیل را مرور میکردم که قرار هست یک روزی سید حسن را ببینم و حتما از اخبار برخی فعالیتهای من ایشان خوشحال خواهند شد. از آنجا که هر چیزی در تخیلم مدام در رفت و آمد بوده تقریبا به نوعی به وقوع میپیوست، برای خودم جای شک و تردید زیادی بود که نکند سید حسن شهید نشده باشند. بعد از ظهر روز شنبه با همین شک به یکی از کارشناسان کانال دار در ایتا پیام دادم که اخبار موثق کانال تان چیز دیگری میگفت در حالی که الان در کانال تان خبر شهادت سید را کار کردید. پیام ایشان این بود که خودم هم تازه فهمیدم. من از هول اینکه این تخیلاتی که داشتم چه می شود به صورت خودم سیلی زدم و نمی دانستم با این خبر باید چه کنم. با دوستم صحبت کردم که گلستان شهدا همدیگر را ببینیم. کمی قدم زدیم و بالای سر شهید خرازی ریز ریز گریه میکردم و به آسمان و ابرهای پاره پارهی آن نگاه میکردم که وسط تابستان باریدن گرفته بود. قدم زنان به سمت مزار یکی از شهدای اخیر هوافضای سپاه رسیدیم. شهیدی که من مدام فکر میکردم که ایشان زنده است و این مزار دروغ است. صندلی رو به روی این مزار نشستیم و من این فکرهایی که داشتم را با دوستم در میان گذاشتم که سید حسن احتمالا زنده باشند و شاید این یک فریب رسانهی باشد. دوستم شروع به صحبت کرد که آقا پیام تسلیت دادند و یادت میآید آقا چی گفتند؟ خواستم بگویم آقا دعوت به صبر و استقامت دادند که یک بغضی که نمیدانم از کی در گلویم گیر کرده بود ترک برداشت و با فریاد بلندی که خودم را هم متعجب کرده بودم شروع به گریه کردم و اشک دیگر بند نمیآمد. تقریبا دو سه روزی در حال گریه پراکنده گذشت. ولی هنوز ته دلم میخواستم باور نکنم که سید حسن را دیگر هیچ وقت نمیبینم و میگفتم شاید خیلی زود ورق برگردد. در همان ایام مدام کانال های ایتا را زیر و رو میکردم و اخبار را رصد میکردم و دیگر خبری نبود که نخوانده باشم. یک بار که داشتم کانالهای ایتا رو پایین و بالا میکردم در کانال یکی از فعالین جبهه مقاومت دیدم که این پیام قرار گرفته که: «سید حسن زنده هستند» و با تاکید و اطمینان این خبر را ارسال کرده بودند. سریع دست به کار شدم این پیام را برای یکی از دوستانم بفرستم و بگویم که این هم شاهدی برای ادعای من که سید شهید نشده، ولی تصمیم گرفتم اول اخبار بعدی این کانال را هم ببینم که هر چه خبرها را پایین میآمدم متوجه شدم این خبر مربوط به همان روز جمعه و شبهه شهادت بوده و روز شنبه که خبر قطعی شده بود کانال هم شهادت را تایید کرده بود. منتها نمیدانم چرا این کانال که من اخبارش را قبلا مرور کرده بودم باز دوباره خبرهای قبلی را برای من نمایش داده بود در حالی که من همهی خبرهای گذشته مربوط به روز جمعه و شنبه را در تمام کانال ها خوانده بودم. ولی به هر حال تکان عجیبی به من داد و یک لحظه با تمام وجودم امیدوار شدم و خیلی سریع هم ناامید. قبول دارم که شهدا زنده هستند اما من نوع دیگری از زنده بودن را برای سید حسن میخواستم و برای همین خیلی دلم میسوخت. بیشتر از همه دلم بابت مظلومیت سید میسوخت و اینکه خودم فکر میکردم این برنامه حامل خبرهای خیلی شیرینی هست و از این ناراحت بودم که این خبرهای خوش به سید نرسیده در حالی شهید میشوند که آن اتفاقات خوب هنوز رخ هم نشان نداده. نگران این بودم که چه اطلاعی از این برنامه به ایشان داده شده و دوست داشتم همهی آنچه من میدانستم را ایشان هم میدانستند. به هر حال بعد از شهادت ایشان قفل زبان برخی افراد و گرهی کور بعضی رخدادها باز شد و من به نوع دیگری زنده بودن سید را تجربه کردم. بله حقیقتا همین است و این رخدادها اثر حیات سید حسن و سردار سلیمانی بود و به خوبی احساس میکردم که آنها و برخی دیگر از شهدا به شدت در چنین برنامههایی که متصل به انقلاب اسلامی هستند حیات فعال دارند و بودن خود را در این برنامهها به شکل نادیدنی ولی محسوس توسعه میدهند. الان خوشحالم که ابعاد زیادی از این برنامه روشن شده و خوشحالترم که آقا این اخبار را شنیدند و حسرت میخورم که نتوانستم در دوران زندگی سید ایشان را خوشحال کنم ولی به هر حال تقدیر الهی این بود و بنا بود یک حیات دیگر هم جلوی چشم همهی ما قرار بگیرد. مطمئن هستم که سید حسن تمام نشده و ادامه دارد. خیلی راضی و واقعا قدردان هستم که این برنامه هم محل حضور ایشان است و اگر آن طوری که آرزو داشتم نشد این شکل هم چون مطابق تقدیر الهی هست خوب است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند چه اندازه زیبا به ما نشان داد به قول شما که شهیدانی مانند سید حسن نصرالله با شهادت خود، بودنِ خود را به صورتی نادیدنی ولی محسوس توسعه میدهند و ملاحظه فرمودید که در آیینۀ تشییع آن سید بزرگوار هزاران هزار زندگی به ظهور آمد و حقیقتاً با آن تشییع بزرگ، منظقۀ آرامش استکبار به پایان رسید و این است معنای تأثیر شهادتی که دشمن کوردل نفهمید، ولی گرفتار آن شد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم! از گوش دادن شرح تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره) یک سوال برایم پیش آمده است. آیا وقتی من ممکن الوجود بودم و واجب بالغیر شدم، آیا بودن در حالت واجب بالغیر بودن من همان فطرت است؟ با تشکر از زحمات شما استاد عزیزم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! فطرت ربطی به خلق شدن و یا نشدن انسان ندارد. ذات هر انسان، «فطرهم علی التوحید» است. موفق باشید
سلام استاد: اگر در آخرت زمان وجود ندارد پس چرا برای قیامت گفته اند ۵۰ هزار سال است، یا در حدیثی از پیامبر که فرمودند بوی بهشت از فاصله ۱۰۰ سالگی به مشام میرسد، و امثال این احادیث که حرف از زمان زده اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان به معنای حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید در قیامت معنا ندارد ولی تقدم و تأخر در جای خود محفوظ است. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: امام صادق (ع) فرمود: وقتی شما حج خودتان را به عده ای هدیه می کنید، ثواب آن هم به تک تک آنها می رسد و هم به خود شما می رسد. منبع: فایل متنی برنامه سمت خدا (حجت الاسلام عالی) 27/6/90 https://article.tebyan.net/UserArticle/AmpShow/652778 ببخشید این متن گفتگوی استاد عالی در برنامه ی سمت خداست. متن را خواندم و بنده استاد عالی رو هم قبول دارم که ایشون عالم بزرگواری هستند. ولی سوالی که برام پیش اومده اینه که مگه اصلا ما لیاقت داریم که برای امامان و به نیابتشان حج به جا بیاریم. یا صلوات و ختم قرآنی هدیه کنیم؟ آخه وجود امام پاک و معصوم است. چطور حج و صلوات های ما به نیابت از امام مورد قبول میشه. معرفتی که آنها داشتند که ما نداریم! وقتی میخای کاری برای کسی انجام بدی و نائب میگیری، مگه نباید هم درجه ی اون شخص باشی. آخه امام کجا و اعمال ما کجا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علی القاعده باید منظور آن باشد که ذیل شخصیت آن عزیزان، آن اعمال شرعی که انجام میدهیم در وسعتی بیشتر با توجه به شخصیت آن انسانهای بزرگ در میان آید. موفق باشید
سلام: ببخشید من میتوانم اینطور نیت کنم ثواب تمام اعمال مستحبم ابتدا برسد به امام زمان و شهدا و بعد ثواب کسب شده از این هدیه، برسد به من قربة الی الله؟ یعنی به نیت نزدیکی و قرب من به خدا. اینجوری بگم که ثوابش دوچندان شود. دوستم میگه چون آنها امام هستند. اولا نیازی ندارند پس ثوابی نمیبری فقط هدیه داده ای. و دوما دوبار نمیشه نیت کرد اینجوری.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد چیزی نمیفهمم. همین اندازه میفهمم که ما باید واجبات خود را به حکم وظیفه شرعی انجام دهیم. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد: با توجه به اینکه امروزه مسائل منطقه مورد توجه زیاد جامعه به خصوص جوانان قرار گرفته و از طرفی شبهاتی مطرح میشود مانند این شبهه چرا به لبنان وغزه باید کمک کنیم و این نشان از نشناختن صهیونیسم و تاریخچه آن است به نظر خودم احساس کردم که باید علاوه بر مسائل عمیق جنابعالی با مسائل روز مثل قصه ی شکل گیری اسرائیل و هدف آن آشنا باشیم و آن را تبیین کنیم. لذا از جنابعالی در خواستی دارم که منبعی حالا یا کتاب یا سخنران خاصی اگر مد نظرتان هست معرفی کنید در کل در این زمینه راهنمایی فرمایید. ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان ما با توجه به سخنان حضرت امام و موضعگیریهای حکیمانه ایشان، مسئله برای همگان روشن بود. ولی همینطور که میفرمایید با توجه به فضای رسانهای بیگانه باید جریان حضور اسرائیل را عمیقاً دنبال نمود که البته بنده در جریان آخرین کتابهایی که این مسئله را تبیین کند، نیستم. ولی کتاب «سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار» که توسط آقای هاشمی رفسنجانی ترجمه شده بود در زمان ما مؤثر بود. موفق باشید
