سلام و احترام به محضر استاد معظم و آرزوی سلامتی و توفیقات روزافزون؛ از بحث معرفت نفس سوالی داشتم. حضرتعالی در بین نکاتی که در خصوص معرفت نفس فرمودید، ابزار بودن بدن برای نفس بود و فرمودید اگر نفس در انسانیت یا حیوانیت به کمالات لازم خود برسد، بدن را رها میکند. دو سوال: ۱. اگر شخصی هم در پی کمالات انسانی بود و تا حدودی این کمالات برای او حاصل شده بود و هم قوای حیوانی مثلا غضب در وجود او سلطه داشت، ملاک نهایی کمال برای نفس او در ترک کردن بدن، کدام کمال است؟ انسانی یا حیوانی؟ ۲. آیا حد لازم کمال نفس برای ترک بدن، بین انسانها متفاوت است؟ این تفاوت از کجا ناشی میشود؟ سپاسگزارم برکاتتان مستدام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» روشن میشود که در این موارد اگر فرصت انسان برای حضور در این دنیا به انتها برسد، بدون آنکه در یکی از ابعاد انسانی یا حیوانی به طور خاص کامل شده باشد، نفس ناطقه بدن را ترک میکند. برای روشن شدن بیشتر موضوع، خوب است به آن کتاب رجوع شود. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: دو سوال ۱. پیرو پیشنهاد مبارک شما سالهاست در جلسات هفتگی مون شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه بیان میشه و بلطف خدا بهره میبریم. بخث رسیده به جلسه هفده و هجده که صحبتهای استدلالی و عقلی در مورد توحید و اثبات وجود خداست. دلم میخواست دوره معرفةالنفس رو دوباره برگزار کنیم تا افراد بیشتر در صحنه حاضر بشن اما یکی از شاگردان تون فرمودند دیگه از این مباحث استقبال نمیشه و باید جور دیگری در تاریخ جدید وارد شد. خواستم ببینم پیشنهاد شما چیه؟ دوره معرفةالنفس یازده سال قبل نقطه عطف عمیقی در زندگی من بود و دلم میخواست بیاری خدا بستری فراهم کنم که این خیر به افراد بیشتری برسه ولی با چند تا از شاگردان تون برای اجرا صحبت کردم و هنوز موفق نشدم. ممنون میشم اگر پیشنهادی دارید بفرمایید. ۲. با تعدادی از خواهران بنا گذاشتیم برای انس بیشتر با قرآن و آشنایی با مباحث تربیتی مباحثه داشته باشیم از بین همه پیشنهادات شنیدن صوتهای نظام فکری آقای الهی منش پیشنهاد شد. من شناختی نسبت به ایشون ندارم ممنون میشم اگر شما شناختی دارید راهنمایی بفرمایید. و کلا در این زمینه اگر پیشنهادی برامون دارید بفرمایید. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مباحث «معرفت نفس» به عنوان شروع، امر لازمی است و ادامه آن را در حضور انسان در تاریخ قدسی باید دنبال کرد مثل مباحثی که تحت عنوان «حضور در جهان بین دو جهان» عرض شده است. ۲. بنده از آقای الهی منش شناختی ندارم؛ ولی چرا سخنان ایشان را در رابطه با برنامه ای که دارید، تجربه نکنید؟ موفق باشید
سلام علیکم: من هم دلبستگی به مطالب شما دارم و از طرف دیگر عضو یک گروه از طرفداران حسن میلانی هستم. نمی توانم تشخیص دهم که حق با شماست یا حسن میلانی؟ باید چکار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با مطالعه آثار امام خمینی که حقیقتاً نیاز به جواب سؤالات مهم بشر جدید است و آینده بزرگی را برای ما میگشاید، میتوانید تصمیم بگیرید. موفق باشید
با سلام: نفس انسان در مقام ذات فقط ذات است. اما در مقام ظهور، (شنوایی، بینایی و...) میشود. حال آیا درباره خدا میتوان گفت که در مرتبه ذات، فقط ذات است. اما همین ذات ظهور میکند که میشود، (علم، قدرت، حی)؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره همان ذات است که در اسماء حسنا جلوه میکند. موفق باشید
با سلام خدمت شما: در بحث متناهی یا نامتناهی بودن خداوند، مخالفان عرفان این موضوع را از مقوله تناقض عدم و ملکه می دانند. یعنی خداوند نه متناهی است نه نامتناهی. چه جوابی باید به اینها داد! با سپاس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود به عرایضی که تحت عنوان «برهان صدیقین» به سبک جناب ملاصدرا عرض شده؛ رجوع فرمایید. تا اساساً موضوع را در ساحتی بسی بالاتر از این نوع دوگانگیها مدّ نظر قرار دهید. https://lobolmizan.ir/sound/659 موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: دنیا مانند آب روان است که میرود. چه کنیم از دنیا بهترین بهره را ببریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که فرمودهاند زندگی دنیایی یک فرصت است برای حضور در ابدیتی بیکرانه. حال ماییم و ابدیت ما. موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: ۱. پیشنهاد می کنیم که تمام یا اکثر کتابهای جنابعالی را همکاران تبدیل به کتاب صوتی جهت استفاده بیشتر نمایند. ۲. درضن اکثر کتابهای چاپ شده شما با قلم ریز انتشار یافته که خواندن را مشگل کرده است دستورفرمایید برای چاپ های بعدی با قلم درشت و قابل خواندن همه باشد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا در هر دو مورد بررسیهایی کردهاند ان شاءالله که به بهترین نتیجه برسند. موفق باشید
سلام و وقت بخیر: شب پیش با پدرم دعوای بدی کردم. پدرم در ابتدای۶۰ سالگی است. حرفایی زدم که دل ایشان به شدت شکست. رفتاری که کردم نه تنها شایسته پدرم بلکه شایسته یک انسان پست و ظالم هم نبود. در خالی که پدرم به طور کلی آدم مهربانی است و رابطه مان خوب است. آن شب حالم خیلی بد شد و تا صبح گریه کردم از پدرم دلجویی کردم. پدرم گفت تو پاره تن منی من برای تو همیشه دعای خیر میکنم. خیلی سعی کردم دل پدرم را به دست بیاورم. و از خدا خواستم مرا ببخشد. ولی میدانم باز هم آن حرفها آنقدر سنگین بوده که پدرم با وجود بخشیدن من قطعا فراموش نمیکند. من هم فراموش نمیکنم. حالم خیلی بد است. میدانم خدا توبه انسان را میپذیرد ولی دنیا هم حساب کتاب دارد از عواقب کارم میترسم. چه کار باید بکنم؟ با خودم گفتم قول میدهم نه با پدرو مادرم و نه با هیچ انسان دیگری اینطوری برخورد نمیکنم ولی آثار طبیعی این رفتارم را چه کنم؟ یه دستور العمل میخواهم هرچقدر سخت باشد مهم نیست. فقط میخواهم به خدا بگویم که غلط کردم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بنگرید که حضرت معبود چگونه دلِ پدرتان را این اندازه نرم کرده تا متوجه باشید خود حضرت حق چه اندازه نسبت به بندگانش مهربان است و سعی کنیم امیدوارانه بندگی او را داشته باشیم. موفق باشید
سلام علیکم: در رابطه با انتخابات به نظر می رسه نمی توان از انتقادی که به شورای نگهبان هست گذشت. به نظر می رسد شورای نگهبان فارغ از مصلحت در میزان مشارکت و موارد دیگر، باید به وظیفه ذاتی و فراجناحی و فرا لیستی خود عمل کند، نه اینکه به لیست جناحی به طور جداگانه بپردازد و بخاطر تهدید به تحریم انتخابات مجبور به تایید فردی از آن لیست بی خاصیت که یکی از دیگری بدتر است شود. شاهد قضیه اینست که شورا این سری ۷۴ نفر را رد کرده است که در آن ها به مراتب ارجحتر از پزشکیانی داشتیم که در سال ۱۴۰۰ به دلیل عدم التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی رد شده است!! و جمله او در موضعگیری مضحکانه اش در آن سال این بود که «آنانکه ما را رد صلاحیت کردند خودشان از رد صلاحیت شدگان هستند و همه کارهای عمرشان به اندازه ذره ای از زحمات ما برای نظام نیست و الکی در پستی گذاشته شده اند!!» آیا او در این ۳ سال عاشق و ملتزم به نظام شد؟ البته که نه و مواضعش در فتنه ۱۴۰۱ مهسا امینی گویای آنست. خلاصه آنکه آن شورا وظیفه دارد افرادی که به معنای واقعی رجل سیاسی و در شان ملت ایران است را به عرصه دعوت کند نه کسی که انسان عارش می آید او را مسئول خود ببیند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید حالا دیگر وقت این حرفها نیست. هرچند که در جای خود، جای بحث و گفتگو دارد. موفق باشید
سلام: از کجا بدونم یه مشکل و گرفتاری یا کم توفیقی که پیش میاد بلاست یا امتحان الهی؟ نشانه توبه حقیقی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه آن امور، ما را به عبودیت الهی نزدیک کند، خوب است و توبه حقیقی نیز به همین معناست که ما بیش از پیش به حضرت معبود رجوع کنیم. موفق باشید
رباعی ۱۳۲ مولانا «آن را که غمی باشد و بتواند گفت / گر از دل خود بگفت بتواند رُفت این طرفه گلی نگر که ما را بشکفت / نه رنگ توان نمود و نه بوی نهفت» غم چیست؟! غم در تعریف مولانا همان چیزیست که امکان گفتن آن فراهم نیست، اگر امکان گفتن برای سخنی فراهم شد دیگر تعریف غم ندارد.نکته مهم؛ اما بشرطی که گُفت از دِل باشد!! منظور از گفت از دل چیست؟ گفتن از دل یعنی دیدن نقش خرابکار خود در ایجاد درد و غم است بعبارت دیگر زمانی ما امکان گفتن از دل در مورد غم خود را یافته ایم که نقش خرابکار خود را کشف کرده باشیم‼️ آن اختیار عملی که میتواند کاری بکند و یا اختیارانه کاری نکند. پس؛ غم = ندیدن نقش خرابکاری خود در امور زندگی است و رُفتن غم = دیدن نقش خرابکار خود است «چونک غمبینی تو استغفار کن غم بامر خالق آمد کار کن»
باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق فراوان برای جنابعالی و با توجه به اینکه چنین بحثی، عرضِ عریضی دارد همین اندازه میتوان گفت: «غم» در افقِ اولیایی که شیرینی حضور در محضر حضرت رب العالمین را چشیدند چیزی نیست جز فروبستگی نسبت به آنچه انسان میتوانسته است بیش از پیش نزد خود باشد. موفق باشید
سلام: دخترم خیلی تو فضای مجازی غرق شده و حرفهایی در مورد ضد این نظام و ولایت فقیه تو گوش اون می خونن و پیام میخونه که وقتی اونها را مطرح میکنه می خوام خفش کنم، به نظر شما باهاش چکار کنم، هیچ جوری بهم گوش نمیده، کلافم کرده، دختره پاکی هستش فقط تو مجازی داره خودشا نابود میکنه!! لطفا صلاح دیدتان را در این زمینه بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید کمکش کرد که سواد رسانهای پیدا کند و هرچیزی را مطابق سند بپذیرد و نه اینکه به حرف رسانهها اعتماد کند. موفق باشید
سلام علیکم: خداوند در قرآن میفرماید «والله بکل شئ علیم.» اگر بگوییم که خدا ذاتا به همه چیز عالم است. آیا این علم ذاتی خدا به همه چیز، کثرت علمی ایجاد نمیکند و در ادامه کثرت در ذات ایجاد نمیشود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: علمِ به اشیاء، غیر از وجودِ اشیاء است و علمِ خداوند که همان علمِ به اشیاء است، عین ذات اوست. بنابراین جایی برای کثرت نمیماند. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام و ارادت فراوان خدمت پدری مهربان استاد طاهرزاده عزیز: علت سه بار بر پای راست زدن در انتهای دعای عهد چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک نوع اظهار اضطرار است نسبت به غیبت آن حضرت. موفق باشید
سلام علیکم! انسان در ابتدا هیچ علمی ندارد. کم کم علم او افزایش مییابد. این سبب شدت وجودی اش می شود. سوال: وقتی نفس شدت گرفت، آیا تغییری در نفس ایجاد میشود؟ چرا؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: تغییر نفس از طریق علم به همان شدیتیافتن آن است وگرنه عملاً علم، اگر بر نفس عارض شود که نفس در ذات خود عالِم نشده است؟ موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد عزیز: آیا میتوان گفت: همه چیز اعم از هرچه ظاهر است و هرچه باطن است و هرچه بودی دارد خدا هستند؟ (این شکل الله مجموعی میشود؟) آیا مقام احدیت و عماء غیر از همه چیز است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً چنین چیزی نمیتوان گفت زیرا حضرت حق کمال مطلق است و هر آنچه غیر اوست در فقرِ مطلق میباشد. تنها اوست که اوست. مقام احدیت مقامی است که همه چیز در او مستغرق است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: در کتاب معرفت نفس و حشر بارها از زبان ملاصدرا ذکر کردهاید که انسان باید ارتباط اش را با مجردات و معقولات حفظ کند تا عقل نظری اش فعال شود. من این مبحث را چندبار خواندهام و متوجه متن میشوم ولی راهکار عملی حفظ ارتباط چیست؟ (غیر از کنترل قوه غضب و شهوت) آیا منظور این است که روزانه به خداوند و ملایکه بیاندیشیم؟ پیشاپیش سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود به خود هر اندازه انسان به عالَمی که نفس ناطقه او در آن حاضر است، نظر کند و خود را متوجه آن عالم قرار دهد؛ آن حضور پیش میآید بخصوص وقتی متوجه باشیم عالمِ کثرات ما را از آن حضور وحدانی محروم میکند. موفق باشید
استاد سلام: ارادت وقتتون بخیر: یک سوالی ذهن من رو به شدت مشغول کرده، ما در حال فعالیت در یک مجموعه فرهنگی دانش آموزی هستیم و یک جمع صمیمی و هم هدف در حال تلاش هستیم و خب اقتضاعات مجموعه دانش آموزی رو هم میدونین دیگه، سوالی که ذهن بنده رو مشغول کرده اینه که، هدف باید رسیدن به خدای متعال باشه، و خب در راه رسیدن به این هدف باید خیلی چیزا رو رعایت کرد و از امتحانات با موفقیت عبور کرد، چیزی که ما میبینیم اینه که بسیاری از عابدین و عارفین و زاهدین و سالکین و مخبطین در راه خدا، با خلوت و دوری از مردم و خلوت های طولانی به این مهم دست پیدا کردند و توصیه های بسیاری هم در این زمینه وارد شده، از طرفی هم میبینیم بسیاری از بزرگان از جمله مقام معظم رهبری در کنار خلوت و .. با در جمع بودن به این مهم دست پیدا کردند و باز توصیه های زیادی هم وارد شده که در مسیر خودسازی باید دگرسازی داشته باشی تا به خودسازی برسی و به کار تشکیلاتی توصیه فراوان شده، حالا یکجور تناقض در این ها مشاهده میشه، از یک طرف توجه و خلوت و مراقبت و ریاضت و دوری از مردم، از یک طرف در جمع بودن و کار تشکیلاتی و.... ، چطور اینها رو باید کنار هم قرار بدیم تا سعادت حاصل بشه؟ طبیعتا با در جمع بودن یکسری چیزها رعایت نمیشن، مثلا در مدرسه وقتی میخوای کار تشکیلاتی کنی، از یکسری از دانش آموزا حرف هایی شنیده میشود که اخلال به وجود میاره، یا مثلا چیزهایی شبیه به این که در جمع قطعا برای انسان بهوجود میاد، اینجا تکلیف و وظیفه چیه؟ چیکار باید کنیم دقیقا؟ باید با نهایت دقت و ظرافت در جمع باشیم و کار تشکیلاتی کنیم؟ یا نه، روش دیگه رو در پیش بگیرم امیدوارم تونسته باشم، منظورم رو بهتون برسونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد، ملاکِ ما پیامبر خدا و ائمه «علیهمالسلام» میباشند که با نظر به حضرت ربّ العالمین در صحنهها حاضر میشوند به آن صورت که به یک معنا تماماً در محضر حق هستند چه آن زمانی که با افراد روبرو میگردند و در صدد اصلاح امور جامعه هستند و چه آن زمانی که در خلوت و عبادات خود میباشند. مهم آن است که متوجه باشیم چه موضوعاتی را و با چه سبکی با مخاطب و مخاطبان خود در میان بگذاریم که منجر به غفلت خود از حضور در محضر حق نشود و در این رابطه است که خداوند به پیامبر خود میفرماید: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (نحل/۱۲۵) در مسیر دعوت افراد به سوی پروردگارت با روشی حکیمانه و یا با موعظه آن کار را انجام بده و چنانچه طرف مقابل خواست جدال کند، در آن جدال هم حالت احسن قضیه را رعایت کن که کار به مشغولشدن ذهن نگردد. بنابراین ما باید به روش حکیمانه که همراه است با دعوتکردنِ مخاطب به اندیشیدن و نه محکومشدن، کار را جلو ببریم. و یا به روشی دلسوزانه و موعظهگونه متذکر راههای حق و باطل باشیم و راه، جز این نیست. و اینجا است که به یاد سخن آیت الله حسنزاده میافتیم که میفرمودند: «دست در کار و دل با یار» زیرا آن مردان بزرگ با عمق حکمت و روش موعظهگونۀ خود میتوانستند چنین حالتی را در خود داشته باشند. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: ۱. استاد عزیز راجع به مباحث معرفتی بخصوص فصوص که فرمودید به صورت کلی انسان تا به چهل سالگی نرسد، پخته برای این راه نیست و بخصوص بنده که مشغول شرح لمعه هستم فرمودید که حداقل بعد از رسائل و مکاسب بدین سمت رجوع کنم، سوالم از چرایی این امتناع است برای کسی چون بنده که اصلا اساس حضور و ورودم به حوزه برای مباحث عرفانی بوده و جز با این مباحث هیچ شور و شوقی برای حتی زندگی روزانه ام ندارم و از طرفی دیگر همین نگاه معرفتی، نگاهی بس عمیق و شور آفرین برای ورود به راه بسیار وسیع فقه را برایم می گشاید. نگاهی خارج از حقیقت، خارج از عالم حی به هرچیزی جز مردگی به میان نمی آورد؛ حال میخواهی با این نگاه به خدا بنگر یا به فقه بنگر یا به حتی امور روزانه زندگی! همه پوچ است و مانع برای حرکت. ۲. اگر شیطان را ذاتا گریزان از رحمن و بهشت برین بنگریم، چگونه اویی که کان من الکافرین بود، روزگار شش هزار ساله ای را به عبادت رحمن، در میان جلوات رحمانیه که فرشتگان اند، بود؟ ۳. در پس پرده داستان شکل گیری دشمنی شیطان با انسان چه رازی برای تفکر است؟ ۴. روایتی شنیدم که شخصی نزد حضرت صادق علیه السلام برای مصلحت جویی از تجارت خویش میرود اما با نهی حضرت روبرو میشود. شخص التفاتی نمی کند و تجارت میکند و سود خوبی هم بدست می آورد. بعد از زمانی نزد حضرت میرود و جویای امتناع حضرت میشود، حضرت میفرماید: به یاد داری در فلان روز نماز صبح قضا شد؟ نهی از برای قضا نشدن نماز بود... واقعا افرادی همچون من چگونه زنده ایم و زندگی میکنیم و داعیه دار روحانیتیم؟ بعد از ازدواجم بسیاری از نمازهایم قضا شده و بسیار با سردرگمی روبرو گشته ام، سوالم اینست که: الف. آیا میتوان با این حدیث اینگونه برخورد کرد که ازدواج بنده هم در مسیر عبودیتم قرار نگرفته؟ .ب. چکار باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است که در ابتدا این حالت بحرانی که شرایط جدید ایجاد میکند؛ پیش میآید تا انسان به خود آید. آری! روحیۀ تعمق در فقه، قدرت استحکام در عرفان را شکل میدهد. باید برای خود در کسوت روحانی، برنامهای دقیق و جدّی به میان آورد و در عین حال نباید به خود سختگیری کرد. به اربعین فکر کنید و حضور گستردهای که بشر برای آیندۀ خود بخصوص خدّام، مدّ نظر آوردهاند. نکات مطرح شده در چند جلسۀ اخیری که کانال «سها» تحت عنوان «منزل نهایی» مطرح شده است، قابل توجه است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: تشکل طلبگی ربیون در مشهد (حول گفتمان سازی مکتب امام) در راستای رسالت های خود پادکستی پنج قسمتی با موضوع روایت مکتبی و الهیاتی از ۱۲ روز جنگ تحمیلی اسراییل علیه ایران تولید کرده اند .خواهشمندم نظر خود را مبذول بفرمایید. در صورت امکان متنی هدیه بفرمایید تا در کانال تشکل منتشر کنیم. https://eitaa.com/rebbiion/2575 خداخیرتون بده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن دو صوت خوب را گوش دادم بسیار بسیار عالی بود و خدا را شکر نسبت به تعهدی که عزیزان در رابطه با تاریخ حضور در انقلاب اسلامی در خود احساس میکنند؛ از آن جهت که خداوند در صحنههای خاصی به ظهور میآید تا انسانها امور اُلوهی را تجربه کنند و خداوند از طریقۀ آن صحنهها خود را آشکار میکند و این یعنی ایمان، امری که خدا خود را با خود مینمایاند و نه از طریق استدلالهای کلامی و کربلا از این جهت آینۀ نمایش خدا بود برای آنکه انسانها به خدا ایمان بیاورند، خدایی که خود را در چنین میدانهایی مینمایاند.
گویا خداوند به معنای حضور و وجود محض، نحوی از ظهور را در صحنههای امروزین ما مقابل استکبار رقم زده، مانند کربلا در نگاه و منظر زینب کبری «سلاماللهعلیها» آنهمه امیدواری که آن حضرت در جان خود احساس می کردند و در مقابل عبیدالله فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إِلاّ جَمِیلاً» و این یعنی نظر به آیندهای که در بستر انقلاب اسلامی باید به آن نظر کرد.
ملاحظه کردید که چگونه به جای اغتشاش، همه خودی شدند. آیا در این صحنه نباید خدا را آری! خدا را دید؟ و در این رابطه باید به ایرانی اندیشه کرد که خط مقدم راههایی است که انسانها در وجود خود به نور اولیای الهی همچون حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» به تعالی میرسند. و این روحیه همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند در کنار تحول در تکنولوژی البته کارساز خواهد بود. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند بر نوگلان نو به نویی که در مواقع صحیح دعوت خدا را استجابت میکنند و وارد زندگی شکست ناپذیر اسلامی جهانی میشوند درود میفرستد. شکوفه هایی که فرشتگان الهی غبار تن آنها را زدودند، و مایه ظهور ایمان بزرگتر در عالم میباشند و این بمعنای پیروزی ایرانی است که ایمان را در آخرالزمان و در گستره جهانی مظهر ظهور شده این ایران به آمریکا هم شکست نمیخورد و این اسلام جای پذیرش هر انسان آزاده ای را دارد. «آه! که از هر دو کون تا چه نهان بودهای / خه! که نهانی چنین شهره و پیدای ماست / زان سوی لوح وجود مکتب عشاق بود / و آنچ ز لوحش نمود آن همه اسمای ماست» «عمر که بیعشق رفت، هیچ حسابش مگیر / آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر / هر که جز این عاشقان، ماهیِ بیآب دان / مرده و پژمرده است، گر چه بود او وزیر / عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت / برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر / هر که شود صید عشق، کی شود او صید مرگ؟ / چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر؟».
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! درک این موضوع که خداوند به طور خاص نظر به انقلاب اسلامی به عنوان راهی برای آیندۀ بشر و به ایرانِ اسلامی که مهد آن انقلاب است؛ درک مهمی میباشد. موفق باشید
استاد سلام: این روزا بیشتر به راهنمایی هاتون نیاز داریم این روزا ما جلوی بعضی ها خیلی سرخورده شدیم داریم کم کم اعتماد مون را از دست میدیم. اوضاع روحی خوبی نداریم. احساس میکنم خیلی کم کاری شده بنده به حرف های شما کاملا و قاطع ایمان دارم و قطعا سننتصر را هم میفهمم ولی یه زمانی آقای سلامی میگفت اگر اسرائیل جنگنده بلند کنه و بیاد بزنه وقت برگشت که میخواد بشینه تو فرودگاهش اسرائیلی دیگه نیست همین سرلشکر باقری برای وعده صادق ۲ گفت اگر اسرائیل بزنه با ۱۰۰۰ تا موشک زیر ساخت هاشون رو میزنیم همین حضرت آقا مگه نفرمود تلآویو و حیفا را با خاک یکی میکنیم یا مگه به سردار حاجی زاده نفرموده بود اگر اسرائیل زد زیر نیم ساعت جواب بدید؟ آقا داخل سخنرانی های اخیرش تو نماز عید فطر فرمود ما احتمال نمیدیم که اسرائیل و آمریکا از بیرون بتونند کاری بکنند همین اعتماد کاذب باعث شد غافلگیر بشیم. استاد از نظر من وعده صادق ۱ و ۲ از لحاظ موثر بودن در برابر جنایت های رژیم هیچی بود وقتی آقای هنیه رو زدند پس نیروهای امنیتی ما کجا بودند که هزار تا مثل هنیه دوباره پیش نیاد ما فقط داریم حرف میزنیم و اونا عمل می کنند. هیچ کدوم از حرف های سردارها تا به اینجای کار صادقانه نبوده چرا اینجوری داره میشه؟ ما الان با یک یازدهم تسلیحات آمریکا که در اختیار اسرائیل هستش داریم می جنگیم اکثر پدافند ها و سکو های موشکی مون از بین رفته ما الان باید وعده صادق ۴ عنوان حمله مون بود. هیچ وقت توی مخیله مون خطور نمی کرد که با این همه دلگرمی های سردارهامون اینجوری باهامون بکنند. من یادم هست از همون اول جنگ غزه می گفتیم اسرائیل رفتنی هستش کجای محاسباتمون داریم خطا می کنیم؟ معلومه وقتی آقای سلامی روز قبل از حمله میاد میگه که وعده صادق ۳ از جنس ۱ و ۲ نیست اسرائیل متوجه آماده نبودن ما میشه دیشب نتانیاهو تو پخش زنده نباید به جایی برسه که رهبر ما را علنی تهدید به ترور کنه من دهه هشتادی خیلی افتخار میکردم همین الان هم میکنم ولی خب انتقاد دارم از وضع موجود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به عظمت کار فکر کنید که به گفتۀ آقای دکتر فؤاد ایزدی، رژیم صهیون بیش از ۳ سال است که در رابطه با آنچه انجام داد، نقشه کشیده است که این جنگ مستقیم به صورتی که آن عزیزان فرمودند، نیست، بلکه جنگی ترکیبی را به این امید به میان آوردهاند که کار ایران رابا آن نقشۀ چند ساله یکسره کنند و حال به طور معجزهآسایی به اهداف خود نرسیدهاند و این بزرگترین شکست برای آنها شد زیرا با آنهمه برنامه که عملاً همۀ جهان استکبار برای تحقق آن به میان آمده بود، از طریق مقابلۀ اینچنین مبتکرانۀ ایرانِ بزرگ، ناکام ماند. و این یعنی همان تعبیر رهبر معظم انقلاب که اسرائیل چون یخ در حال ذوبشدن است.
آنچه آن مردان و سرداران بزرگ فرمودند در راستای جنگ رسمی بود و عجیب است که در این نقشۀ ترکیبی حال، این اسرائیل و جبهۀ استکبار است که ناکام مانده است و مسلّم جهان آرامآرام از عظمتِ حضور ایران اسلامی در این تاریخ حیرت خواهد کرد. موفق باشید
سلام عليكم و رحمة الله: از حضرتعالی چندین متن و سخنرانی دیدم که در آن خطر «فرقه» شدن را بسیار برجسته فرمودید تا جایی که مسلمان شدن اهل کتاب را به دلیل اینکه مستلزم «فرقهای» شدن است کفر خواندید. ولی هر چه در سایت جستجو کردم تعریف محصلی از شما برای این واژه نیافتم. لطفا مشخصا بفرمایید مقصودتان از «فرقه شدن» چیست که آن را با کفر یکی میدانید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین که به جای نظر به توحید ادیان الهی به صرف قالبِ دینداری نظر شود، عملاً آن دین به فرقه ای در مقابل فرقه ای دیگر تبدیل شده است. حال در نظر بگیرید اگر یک مسیحی با توحیدِ حضرت عیسی «علیه السلام» به سر می برد و در دل همان توحید، توحیدِ اسلام را که همان توحید است با افقی عمیق تر مدّ نظر دارد دعوت کنیم به اسلام به عنوان قالبی از دینداری در مقابل قالب دینداری قبلی؛ عملاً او را به عبور از توحید دعوت کرده ایم. در این رابطه با توجه به سؤالهای بعدی، خوب است به آیات زیر توجه کنید که میفرماید: «لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً ( نساء/۱۶۲
لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ. يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ (۱۱۳ و ۱۱۴ آل عمران) ملاحظه می کنید که در سوره نساء میفرماید راسخون در علم از اهل کتاب کسانی اند که علاوه بر ایمان به دین خود به آنچه بر پیامبر خدا نازل شده، ایمان آورده اند بدون آنکه لازم باشد وارد شریعت اسلام شوند و در عین حال در آخر آیه میفرماید أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً آنان را اجر عظیمی در پیش است. و همین نکته را میتوانید در آیه ۱۱۳ آل عمران ملاحظه کنید که همین جایگاه را برای مؤمنان واقعی از اهل کتاب قائل است یعنی همانهایی که به نور توحید پیامبرشان مستقر هستند و آنها را در آیه ۱۱۴ یعنی ادامه آیه قبل با وصف « أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ» یاد فرموده است. اینجا است که ملاحظه می کنید علامه طباطبایی این افراد از اهل کتاب را در جایگاه خود مسلمان به حساب می آورند به همان معنای «ان الدین عند الله الاسلام». و همانطور که خودتان متوجه هستید این اسلام به معنای فرقه ای در مقابل فرقه ای دیگر نیست بلکه تسلیم در مقابل توحید الهی است و مسلّم هر آن کس را که متوجه توحید الهی باشد «شاخ گل هرجا که می روید گل است» و این انسانها عملاً جایگاه توحید محمدی را پاس می دارند بدون آنکه لازم باشد به شریعت اسلام وارد شوند همان اسلامی که فرمود: «لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجا» فکر می کنم با توجه به آنچه گفته شد جواب دو سؤال بعدی خود را نیز گرفته باشید. و ابداً بحث پلورالیسم دینی در میان نیست بلکه بحث در حضور در توحید است در عین شدت و ضعف. البته این غیر از انتقادی است که اسلام به فرقه ای کردن بنی اسرائیل نسبت به دین خود دارند و قرآن مکرراً کار آنها را نقد می کند. موفق باشید
استاد گرامی جناب آقای طاهرزاده با عرض سلام و وقت بخیر: غرض از مزاحمت این بود که بنده به سبب رشتهی تحصیلی دورهی کارشناسی در زمینه کامپیوتر، آشنایی با هوش مصنوعی داشتم و بعد هم که فلسفهی ملاصدرا را از کلاسهای شما و مجموعهی ساحت حضور و همچنین کلاسهای آقای دکتر امامی جمعه دریافت کردم، احساس کردم که در این زمینه جای خالی بحثهای ملاصدرا به چشم میآید. به خصوص به این دلیل که از شما و دیگر آقایان مرتب این را میشنیدم که ملاصدرا گمشدهی این زمانه هست و جایگاه خودش را نظام فکری و فلسفی این زمانه بازخواهد جست، احساس کردم بشر امروز بعد از اینکه دچار هیجان زیاد بابت هوش مصنوعی و ماشینهای خودکار پیدا کرده نیاز دارد خودش را یک بار دیگر بازبینی کند. بشر امروز مقهور تکنولوژی به خصوص هوش مصنوعی شده و برخی متفکران غربی از ضعف انسان در مقابل این تکنولوژی صحبت میکنند به این معنا که به زودی هوش مصنوعی اختیار ادارهی انسان را برعهده میگیرد. امروز به دلیل اینکه هوش مصنوعی بسیاری کارهای تحقیقی و علمی را انجام میدهد دیگر علم آموزی بسیار بی معنا شده و آنچه که میشود از هوش مصنوعی پرسید به نوعی یادگیری آن بیفایده است. به نظر میرسد بشر نمیداند که چه چیزی باید یادبگیرد که ارزش یادگیری را داشته باشد. یا حتی در زمینهی هنرمندی و خلاقیت هم انسان دارد خاکریز به خاکریز تسلیم میشود و عقب مینشیند. این در حالی است که هنری که ثمرهی تعالی روح است هیچ جایگزینی ندارد و شعر متعالی تنه به تنهی وحی میزند و این چیزی نیست که هوش مصنوعی بتواند بسازد. من دیدهام برخی محققان علوم اسلامی با شوق و ذوق از تفسیر هوش مصنوعی بر قرآن صحبت میکنند در حالی که خروار خروار این تفسیر ها به اندازهی یک تفسیر حمد المیزان ارزش ندارد. احساس میکنم الان زمانهی است که اگر معرفت النفس ملاصدرا حرفهای زیادی برای گفتن دارد و شاید غربیها بیش از ما به حرف نو نیازداشته باشند و به نوعی هنوز ما نفهمیدهایم که چه بلایی سرمان آمده و هوش مصنوعی چطور دارد دنیای ما را تنگتر از قبل میکند. در این زمینه اگر راهنمایی دارید ممنون میشم بفرمایید. اگر امکان تشکیل جلسهی حضوری در مورد هوش مصنوعی در سها فراهم شود هم بسیار مفید خواهد بود. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به خوبی متوجه شدهاید علم، در محدودۀ آگاهی به کمیتها و اندیشۀ به اصطلاح دیجیتال جواب ابعاد متعالی انسان را نمیدهد و از این جهت باید به سبک دیگری از حضور در نزد خود فکر کرد که همان حضور در «اکنون بیکرانۀ جاودانۀ انسان» است. امری که معرفت نفس با وسعتی اصیل متذکر آن است که در بحث «معرفتنفس و روانشناسی و قدمی جلوتر» https://eitaa.com/matalebevijeh/19233 بابی از آن گشوده شد. موفق باشید
سید حسن نصرالله رضوان الله علیه بندگی بزرگی به خدا کردند و بنده هرگز نتوانستم حضور ایشان را چنان شهیدی بیابم که خیلی دور رفته، وقتی به صدای دلنشین ایشان گوش میکنم هرگز باور نمیکنم حتی از دنیا رفته باشند و در مواجه با ایشان چنانم که گاهی نمیدانم خودم چگونه گم میشوم و فقط او جلوه میکند. شما در این ویدئو صدای ایشان را بشنوید ببینید آیا شما هم چنین حسی دارید؟ https://uploadkon.ir/uploads/b5cc29_25Download-Instagram-Stories-and-Highlights-StorySaver-net-3-2-.mp4
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته آن ویدئو باز نشد ولی خدا میداند آن شهید بزرگوار نهتنها از این دنیا نرفته، بلکه با دستی گشاده و نطقی گیراتر در میدان است تا بشریت را به نظمی غیر از نظم موجودِ جهان استکباری رهنمون باشد. موفق باشید
