بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12449
متن پرسش
سلام: ببخشيد استاد به نظر شما مي توان از تفسیر الميزان براي جذب جوانان (جواناني که نه امام را ديدند و نه انقلاب را درک کرده اند و در خانواده هاي غير مذهبي و در فضاهاي ضد ديني در دوراني که هجمه ي حملات فکري بر آنان است) به دين استفاده کرد و نيروي مخلص و به قول رهبري جوان مومن انقلابي پروراند؟ در قرآن کريم مي خوانيم: «ادعوا الي سبيل ربک بالحکمه و الموعظه» در داستان حضرت ابراهيم (ع) (سوره انعام اني وجهت ) در الميزان نظر به جنبه ي موعظه اي ان حقيقت کريمه اشاره دارد (البته به نظر حقير که معلوم است اشتباهات فراواني دارد ولي اين نظر را با توجه نظر شما درباره ي موعظه در اين آيه ي شريفه است) باز هم سپاسگزارم که به نوشته بي سر و ته من توجه کرديد.
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام در ذات خود ذکری است تا بشریت اشارات فطرت خود را فراموش نکند و اشارات فطرت از جهتی عقلانی و از جهتی روحی و روحانی است و قرآن به هر دوی آن توجه دارد و تفسیر قیّم المیزان بعد از آن‌که متذکر وَجه عقلانی ما می‌شود، راه‌های روحانیِ گشوده به سوی ما را می‌نمایاند. این عارف بزرگ که این‌چنین المیزان را تنظیم کرده است عجب استحکامی داشته است که در اوج شیدایی و عشق، خود را کنترل کرده است و با عقل ما با ما سخن گفته است. در حالی‌که در مکتب مرحوم علامه‌ی قاضی سال‌های سال بود که از حجاب عقل به اقیانوس عشق رسیده بود. موفق باشید .

12364
متن پرسش
سلام استاد: در مورد «بما کسبت ایدیهم» و «بما کانو یعملون» و «بما قدمت ایدیهم» که در آیات آمده می توان نتیجه گرفت که سرنوشت انسان در دست خود ایشان هست و عوامل بیرونی نقشی در آن ندارد اگر اینطور هست پس قضایی که در شب قدر به آن اشاره شده چه معنای پیدا می کند و تکلیف ما در این مورد چگونه است؟ ممنون از وقتی که می گذارید با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که زمینه‌های مقدّرات شب قدر را هم ما با اعمال خود جهت می‌دهیم و در مباحث گذشته عرض شده است که شب قدر مقدّرات کلّی تقدیر می‌شود، به این معنا که کارها آسان‌تر می‌شود و در همه‌حال عنصر انتخاب و اراده‌ی انسان نقش اول را دارد. ولی وقتی مقدّرات خود را در راستای اعمال نیک شکل داده باشیم با سختی کم‌تری مبادرت به اعمال نیک می‌کنیم. موفق باشید

11580
متن پرسش
به نام خدا و با سلام خدمت استاد عزیز: در بحار باب رزق روایتی آمده به این مضمون که حضرت ابراهیم علیه السلام بعد از آن همه امتحانات دشوار از خدا پرسید آیا امتحانی سخت تر از این امتحانات هم وجود دارد؟ خداوند فرمود آری بنده ای که به فقر مبتلا کنم و شکر کند. حال آیا واقعا این مطب مورد قبول است و اگر آری، آیا کسی که عاشق می شود و به خاطر خدا و دینش آن فشار سخت عشق را تحمل می کند از موضوع فقر مهم تر نیست و شامل آن ارزش نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتلای به فقر و در عین حال شکر کار بسیار بزرگی است. «رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِه‏». موفق باشید

9594

جهیزیهبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر شما درباره جهزیه دادن چیه؟ آیا اینطور نبود که خانواده ای که غنی بود بعنوان کمک حال، وسایلی رو برای زندگی دخترش می خرید و الان شده 1رسم قطعی که اگر خانواده ای نداشته باشه دخترش محکوم به ماندن در خانه است و باید بگردیم تو مساجد پول جمع کنیم برای جهزیه اش، در حالیکه باید اونکه داره بده و اونکه نداره در حد توانش، فکر می کنم 1 عمل خیری بوده که امروز به 1 رسم و اجباری درآمده که حتی باید موقع چیدن جهزیه خاله و عمه و خواهر و کی و کی بیان ببینن و از این مسخره بازی ها که نگن فلانی جهزیه نداد یا کم و ساده داد. خدا هدایتمان کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید که این رسم درستی نیست. تازه حضرت علی«علیه‌السلام» زره‌ی خود را فروختند و برای همسرشان جهیزیه خریدند. موفق باشید
9354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما فرمودید که اگر کمالات پیامبر را اگر عارض بر ذات بدانیم، فرقی با ابوسفیان ندارد. پرسیدم: «کمالات ملائکه ذاتی آنهاست یا عارض بر آنها؟»، شما فرمودید که در ملائکه بحث عارض و معروض نداریم. وقتی کمالات ملائکه ذاتی آنهاست اما لازم نمیآید حقیقت «ملکبودن» در آنها باشد و تشکیکی هم باشد، پس میشود پیامبر هم کمالاتش ذاتیاش باشد ولی به شدت و ضعف در انسانیتش برنگردد، مثل ملائکه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم کمالات پیامبر ذاتیِ نفس ناطقه‌ی حضرت است ولی در حوزه‌ی حیاتی انسانی آن حضرت، وگرنه فرقی بین خدا و پیامبر نمی‌ماند. موفق باشید
6953
متن پرسش
باسلام 1.علامه حسن زاده می فرمایند(البته یک آقایی از علامه نقل می کردو می گفت) ما دو نبوت داریم یک نبوت انبایی و یک تشریعی، یعنی انسان هم به مقام پیامبر می تواند برسدآیا این درست است، و اگر درست نیست پس تکلیف منا اهل البیت چیست؟ و اینکه علامه طهرانی می گویند من به نفوس مسلط هستم و در این زمینه مثل امیرالمومنین شدم یعنی چه؟ 2.چرا ما در شیوه امام خمینی حرفهایی مثل حرفهای علامه طهرانی که از رسیدن عارف به مقام توحید ذاتی و اینها نمی بینیم؟ 3.آیا علامه طباطبایی به توحیدذاتی نرسیدند؟ 4.استاد شما می فرمایید سلوک ذیل اندیشه امام ولی علامه طهرانی و اقای قاضی مکرر گفتند باید انسان دستش را به استادی که به توحید ذاتی داده بدهد تا در سیرش حالات قلب را استاد زیر نظر بگیرد ولی شما توصیه ای به این چیزها نمی کنید؟حتی علامه طهرانی می گویند آیت الله انصاری هم چون استاد نداشتند دچار آن حالات در نماز می شدند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نبوت انبایی به آن معنایی که حضرت آقا فرموده‌اند همان نفحاتی است که به قلب اولیاء الهی می‌رسد و روایت مشهور نبی‌اللّه«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» آن را تأیید کرده که می‌فرمایند: انّ لربّکم فی ایّام دهرکم نفحات الا فتعرّضوا لها..» آری خداوند بعضاً حجاب‌هایی را بین بعضی از بزرگان دین نسبت به افراد برمی‌دارد تا بتوانند به افراد کمک کنند و اصل این حقیقت در نزد امامان معصوم است 2- حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بنا دارند بشریت را از ظلمات دوران در آورند و مسلّم به نور الهی به توحید ذاتی به صورتی بسیار متعالی رسیده‌اند در آن حدّ که چهره‌ی حقانی همه‌ی مخلوقات را بالحق می‌یابند 3- علامه طباطبایی»رحمة‌اللّه‌علیه» در جای خود نیز منوّر به توحید ذاتی به همان معنایی که عرض کردم شده بودند نور توحید ذاتی آن مرد در تفسیر المیزان ظهور دارد 4- بنده در جزوه‌ی «روش سلوکی حضرت آیت‌اللّه بهجت«رضوان‌اللّه‌علیه» در رابطه با سخن معظم له که فرموده بودند: «علم تو استاد تو است» عرایضی داشتم شاید مفید افتد. موفق باشید
6772
متن پرسش
در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) پیرامون مسائل گوناگونی بحث می شود؛ سیاست، فلسفه، اقتصاد، فرهنگ و...؛ و اینجانب هم به شدت از برخی از این مباحث تاثیر می پذیرم. به عنوان مثال فردی می آید و راجع به ضرورت تربیت انسان متعهد و مومن برای سینما و تلویزیون صحبت می کند و من هم به شدت تحت تاثیر قرار گرفته و می گویم آیا الان نیاز این است که بروم و در آن حوزه کار کنم؟ یا اینکه مثلا فردی می آید از ضرورت فلسفه برایم می گوید من هم با خود می گویم آیا بروم فلسفه بخوانم؟ و... . منتهای امر اینکه به شدت در شک و تردید به سر می برم. من در حال حاضر گرایش صنعتی مدیریت را انتخاب کرده ام و می خواهم در حوزه کیفیت کار کنم؛ اما از طرفی می گویم پس سینما و تلویزیون چطور؟ فرهنگ سازی چطور؟ تولید علوم انسانی اسلامی چطور؟ شاید نیاز باشد که من وارد آنها شوم. رفتم و صحبت های مقام معظم رهبری تا سال 89 که در مورد کیفیت در صنعت بود را استخراج کردم و دیدم ایشان نسبت به این قضیه هم توجه دارند مثلا در مراسم بیعت هزاران نفر از نمایندگان کارگران سراسر کشور در سال 1368« کارگرها باید این میدان را پیدا کنند که کار خودشان را در خدمت نظام و رونق و حرکت اقتصادى مردم قرار دهند و به بهترین وجه به تولید کالاهاى با کیفیت بپردازند» و چندین سال است که در نامگذاری های سال به شدت به حوزه اقتصاد و صنعت توجه دارند؛ من هم دوست دارم کیفیت کالای ایرانی را افزایش دهم؛ اما نمی دانم ضرورت جامعه چیست؟ آیا نیاز جامعه این است که من بروم و کار فرهنگی کنم و در سینما و تلویزیون تاثیر گذاری کنم یا اینکه به سراغ این بروم که علوم انسانی بر مبنای قران و دیگر منابع اسلامی تولید کنم یا اینکه در حوزه صنعت باقی بمانم و در ارتقای صنعت کشور سهیم باشم؟ حدسم این است که حضرت آقا بیشتر به حوزه فرهنگ تاکید دارند تا صنعت؛ اما اگر بروم در حوزه فرهنگ پس کیفیت کالاها چطور؟ اگر مطمئن شوم تکلیف این است که در حوزه دیگری مشغول شوم، انشاالله به سراغ ادای تکلیفم می روم. بین زمین و آسمان گیر هستم؛ آیا بعد از کارشناسی ارشد بروم حوزه علمیه یا اینکه در حوزه صنعت ادامه تحصیل دهم؟ یا اینکه تکلیف چیز دیگری است؟ تکلیف من چیست؟ تمنا می کنم من را از این عذاب سخت نجات دهید؛ من چه کنم؟ کدام حوزه را انتخاب کنم که آخر عمرم پشیمان نباشم؟ کدام حوزه را انتخاب کنم که رضای خدا در آن باشد؟ تمنا می کنم یک جواب صریح به من بدهید که دیگر شکی برایم باقی نماند وگرنه ممکن است دوباره فکرهایی مبنی بر اینکه مسیری که انتخاب کرده ام الهی است یا نه به سراغم بیاید و آزارم دهد؟ اگر وارد صنعت شوم باز باید با ابزارهای غربی کار کنم و صنعت را از این طریق رشد دهم پس با توجه به این قضیه باید وارد تولید علوم انسانی اسلامی روم ت مبنای صنعت و علوم انسانی و ... اسلامی شود. اما از یک نظر هم بایدکشور تولیدات داشته باشد و تولیدات با کیفیت تا پیوسته وابسته به غرب نباشد. حال از بین این دو کدام اولویت دارد به گونه ای که در آخر عمر پشیمان نباشم؟ به شدت مردد هستم که وارد حوزه شوم یا اینکه در همین رشته مدیریت صنعتی بمانم؛ شما می توانید مرا کمک و توجیه کنید که چه کنم؟ به سراغ تولید علوم انسانی اسلامی بروم و وارد حوزه شوم یا اینکه همین رشته را ادامه دهم؟ با تشکر فراوان و حلالیت از اینکه وقتتان را می گیرم والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید نظام اسلامی نیاز دارد که در ابعاد مختلف رشد کند ولی اولاً: هرکس را استعداد خاصی داده‌اند و ثانیاً: هرکس در شرایط خاصی قرار دارد. اگر کسی در شرایطی که هست و مطابق استعداد خود به نیت خدمت به نظام اسلامی عمل کند حتماً عمرش را برکت داده و در آخر عمر پشیمان نخواهد بود. شما به خودتان نگاه کنید ببینید در چه شرایطی هستید، در همان مسیر سعی کنید با نیتی پاک عمل کنید. موفق باشید
6159
متن پرسش
سلام علیکم ابتدا عذر میخواهم که وقتتان را میگیرم.استادمن در سوال ها ی قبلی خودم به این موضوع اشاره داشتم اما الان به طور مبسوط در این زمینه راهنمایی شمارا می خواهم(ممنون از توجه تان).طی یکی دو سال اخیر گرفتار پرخوری شده ام، .(باوجود پرخوری لاغر هستم خانواده ومادر به خصوص نگران لاغری من هستندو بر پرخوری من افزوده اند) من در اولین قدم درجا میزنم آخر با معده ی سنگین می توان سلوک کرد؟!مثل آدم های معتاد شده ام اگر غدای زیاد به بدن ندهم آرام وقرار از من گرفته میشود .1)ایا من باید به روانپزشک و پزشک مراجعه کنم؟یا نه مشکل عادی است وبا مبارزه بانفس حل میشود؟آخر چگونه مبارزه کنم وقتی بلد نیستم و یارای آن را ندارم ..2) ذکر ویا راهنمایی عملی برای آسان ترحل شدن این مشکل چیست؟ روزه غذا هم دارم ولی روزه گرفتن برایم سخت است در خانه که باشم دایما بی حال و دراز کش میشوم وتازه بعد افطار دوباره اوضاعم همان آش وهمان کاسه ی پرخوری ست3) شما معرفت به مسایل نفس داریدلطفا بفرمایید مشکل کارم کجاست چرا توجه روح یانفسم اینقدر به شکم وحرص در این زمینه مشغول است ؟چطور صرف نظر کند روح یا نفسم.. 4) من باوجود زیاد خوردن با ز هم ضعیف و کم وزن هستم آیا می تواند دلیلش نفسانی باشدوبه خاطر ناراحتی و عذابی باشد که به خاطر پرخوری دارم؟خدابه شما خیر دهد استاد عزیز _التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است که به پزشک رجوع شود 2- با تمرکز بر روی مباحث معرفتی و حضور قلب در نماز اصلاح کار شروع می‌شود 3- پیشنهاد می‌کنم در این مورد به مؤسسه‌ی إنشاء با شماره‌ی 6260205 رجوع فرمایید 4- نباید این‌طور فکر کرد هرچند ممکن است مشکل روحی باشد. موفق باشید
3534
متن پرسش
سلام. ایا روایاتی در مورد مذمت فکر کردن به نامحرم و صحبتهایی که با او رد و بدل شده، داریم؟گاهی مواقع، حرفها و صحبتهایی که با نامحرمان رد و بدل می کنم در موقع خواب به ذهنم هجوم می آورد. سعی می کنم همون موقع قطعش کنم، اما گاهی هم طولانی می شه. خودم حس خوبی ندارم. چه باید کرد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: تمام احکام فقهی مبتنی بر روایات و آیات است. فقیه مرز این ارتباط و عدم ارتباط را مشخص می‌کند. در این مورد بهترین مستند، رساله‌ی عملیه است. موفق باشید
3113
متن پرسش
سلام آیا انسان با استفاده کردن از ابزار و رویه ی غربی و سبک زندگی آن پذیرنده ی فرهنگ مدرنیته و اندیشه ی سکولار می شود؟ آیا همین، پذیرش ولایت طاغوت نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر درست تبیین شود همین است که می‌فرمایید ولی همه با این نیت سبک زندگی غربی را اراده نکرده‌اند. موفق باشید
278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام چهره نگار هستی .دانش آموزی هستم سال سوم دبیرستان رشته ی ریاضی . مدرسه ی ما مدرسه ای است در جنوب شهر مشهد و تنها دبیرستان نمونه دولتی شهر است .بچه ها در مدرسه ی ما به نسبت مذهبی تر از مدارس دیگر هستند .بسیج دانش آموزی مدرسه ی ما هم با تمام مدارس دیگر فرق دارد .برای آخرین بار به عنوان بسیج اسوه در کشور انتخاب شد .میزان فعالیت های بسیج در مدرسه ی ما از بسیاری از دانشگاههای کشور بیشتر است . شورایی در بسیج داریم که در آن مسئول بسیج . مسئول فرهنگی . مسئول سیاسی . مسئول جلسه ی میثاق با شهیدان – جلسه ای هست که هفته ای یک بار در نماز خانه ی مدرسه شب جمعه با برگزاری سخنرانی و دعای کمیل وبا حضور بچه های دبیرستان و فارق التحصیلان برگزار می شود .- مسئول نیروی انسانی . مسئول تبلیغات . حضور دارند و در مورد کار های مختلف در بسیج تصمیم می گیرند .امسال من مسئول فرهنگی بسیج بودم .معدل سال اول من 77/19 شد . اما سال دوم بعد از قبول مسئولیت به علت حجم بالای کار در بسیج معدل من 50/18 شد. همه ی اینها رامی دانم که وظیفه ی اول ما درس خواندن است . اما با وجود اینکه می دانم وظیفه ی من به عنوان یک بسیجی این است که در کلاس شاگرد اول شوم نمی توانم فقط درس بخوانم و نمی توانم تحمل کنم که هم کلاسی هایم یکی یکی از دست بروند و موقع رفتن به دانشگاه عوض شوند. نمونه های عینی فراوانی را سراغ دارم از فارق التحصیلان که در خانواده های غیر مذهبی فقط و فقط به برکت وجود جلسه میثاق مسیر زندگیشان تغیر کرده و موجب شگفتی در خانواده شدند . در عین حالی که نمی توانم آدمی بی تفاوت نسبت به هم سالان خود باشم نمی توانم در کلاس شاگردی معمولی هم باشم .جمع بین این دو نیز که خیلی ها مثالش را می زنند و می گویند خیلی ها در بسیج خیلی فعال بودند و در عین حال بالاترین رتبه ها را در کنکور آوردند را من برای همه درست نمی بینم . استعداد آدم ها با یکدیگر متفاوت است .من خیلی تلاش کردم اما نشد و واقعا همیشه نمی شود . اول اینکه خود را جای من بگزارید و راهنمائی ام کنید و خواهش می کنم حرف های تکراری نزنید و دوم اینکه در مورد میزان تاثیر گذاری بیشتر در دبیرستان کمکم کنید و سوم اینکه پیشاپیش از جوابی که می دهید بسیار تشکر میکنم . (در ضمن داخل پرانتز هر وقت مشهد آمدید ما در جلسه میثاق منتظرتان هستیم .به قول شهید آوینی همه ی اجرها در گمنامی است .دبیرستان نمونه دولتی آینده سازان –ابتدای بولوار امت . 7123252)
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام 1- وقتی انسان در شرایطی قرار گرفت که می‌تواند منشأ خدمت به دوستانش باشد و آن‌ها را به سوی نور و معنویت هدایت کند، نباید بی‌تفاوت از کنار این فرصت بگذرید. 2- طوری درس بخوانید که مطالب کتاب‌ها را بفهمید، حالا اصرار نداشته باشید بهترین نمره را بیاورید، چون بعضی مواقع این‌طور نیست که آن‌هایی که بهترین نمره را آورده‌اند، بهتر از بقیه فهمیده‌اند. اگر سعی کنید مطلب را بفهمید امکان موفقیت‌تان بیشتر است و إن‌شاءالله وقت هم پیدا می‌کنید که به سایر فعالیت‌ها بپردازید. 3- اگر می‌خواهید برادرانتان پس از مدتی شور دینی‌شان فروکش نکند، باید بر روی مسائل معرفتی کار کنید. بنده موضوعاتی مثل کتاب «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» را پیشنهاد می‌کنم و مباحث قرآنی المیزان را نیز کارساز می‌دانم.
216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
یک سوال اساسی دارم و آن اینکه اگر کسی از شما سوالی پرسید تا چند ماه بعد باید برای یافتن پاسخ هر روز سایتتان را چک کند؟!!!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ سلام علیکم: سعی بر آن است که در حدّ امکان پس از یک هفته جواب عزیزان داده شود، مگر آن‌که سفری در پیش بیاید. إن‌شاءالله موفق باشید.
184

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید. این جمله را توضیح دهید:مرگ برتجربه آغاز خلاقیت ونوشوندگی است.
متن پاسخ

بسمه تعالی علیک السلام جمله را نتوانستم بخوانم

12877
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: من یک بار از رهبری و یک بار هم از یکی از علمای بزرگ شنیدم بعد از فتنه 88، فتنه بزرگتر و اکبر دیگری در راه هست. منظور چیه؟ یعنی عملکرد دولت فعلی و تبعات آن؟ سپاس از جوابتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید فتنه‌ی بزرگ‌تر، فتنه‌ی فرهنگی باشد که چگونه دشمن از طریق فرهنگ غرب‌زدگی ما بخواهد در ما نفوذ کند و انقلاب را به حاشیه ببرد و برای بیرون‌آمدن از این مشکلات، کاردها به استخوان‌ها خواهد رسید تا با تولدی دیگر در شأن انسان ترازِ انقلاب اسلامی، امکان ادامه‌ی انقلاب، بیرون از اردوگاه نظام لائیک دنیای غرب ممکن گردد. موفق باشید

7523

شهید بهشتیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. شهید بهشتی نسبت به طلبه های دیگر زندگی نسبتا اشرافی داشتند. چطور با وجود مبارزه طلبی ایشون چنین زندگی مرفهی داشتند و در محله ثروت مند نشین زندگی میکردند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان در زندگی شخصی همان سادگی را داشتند که همه‌ی طلبه‌ها داشتنتد ولی چون قبل از انقلاب موقعیت خاصی داشتند و مدتی نماینده‌ی آیت‌الله بروجردی در هامبورک بودند به اقتضای آن موقیعت زندگی خاصی باید می‌داشتند؛ رفقای ما قبل از انقلاب خدمت ایشان رسیده بودند می‌گفتند یک اتاق داشتند با مبل و صندلی و یک اتاق هم داشتند با فرش‌هایی که حتی کرک مناسب نداشت و فرموده بودند در هر کدام از اتاق‌ها که می‌خواهید بفرمایید آن اتاق مخصوص میهمان‌های خارجی است و این هم مخصوص رفقا. موفق باشید
6580
متن پرسش
سلام خسته نباشید می خواستم اگر ممکنه لطف کنید و مسئله فرزندآوری را از دیدگاه اسلام کمی توضیح دهید ابهام من در این است که آیا به همین روشنی که در مورد ازدواج در احادیث تأکید شده و همگان رو به ازدواج توصیه کردند،و محاسن و آثار مثبت فراوانی برای اون گفتند، در مورد داشتن فرزند هم این طور هست؟ و اگر هست چرا و چه آثاری دارد؟ آیا داشتن فرزند هم به همه توصیه می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس بتواند فرزندانی را به جامعه هدیه دهد تا اولاً: نسل بشر ادامه یابد ثانیاً: در فضای نظام توحید انسان‌های رشدیافته‌ای بر صحنه آیند، نباید کوتاهی کند. موفق باشید
6473
متن پرسش
سلام.حضرت استاد عرفایی که بنا به تاریخ وشواهد از لحاظ فقهی شیعه نبوده اند واز ائمه4 گانه اهل سنت تقلید می کرده اند( به عنوان مثال مولوی ومحی الدین وعطار و...) وبنا بر ادعای ما این عمل به شریعت وعبادت غلط است وطوری نیست که با نظام تکوین هم راستا شود پس چگونه این افراد که حتی (بنا به فرض)ابتداییات عباداتشان نظیر نماز وطهارت اشتباه می باشد توانسته اند به مراتب عالیه کشف وشهودبرسند.آیا فقه اهل سنت هم در دایره آنچیزی که درباب تقلید از فقیه وشدت وضعف نور شریعت فرمودید که دراحکام فقهی مشاهده می شود می دانید و آن احکام هم را داخل در حقیقتی که دارای شدت وضعف می باشد مانند نورخورشید می دانید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذهنم هست که آیت‌اللّه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» فرموده بودند که آن‌ها از این جهت مستضعف بوده‌اند. به این معنا که در شرایطی قرار داشته‌اند که راهی برای تحقیق بهتر برایشان نبوده، مضافاً آن‌که فقه ائمه‌ی چهارگانه‌ی اهل سنت بیگانه از فقه ائمه نیست زیرا آن‌ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم شاگرد امام صادق«علیه‌السلام» بوده‌اند و از این جهت شاید بتوان گفت با توجه به عقاید خوبی که عرفای اهل سنت در امور معرفتی دارند تا حدّی مشکل را حل کند. و این تازه در صورتی است که در مقام تقیه نبوده باشند. زیرا بعضی معتقدند آن‌ها شیعه بوده‌اند ولی مجبور بودند تقیه کنند. به طوری که یک بار عطّار را به جرم شیعه‌بودن از شهر هرات بیرون کردند. حال حساب کنید اگر پدر مولوی می‌خواست در هرات بماند چه بر سرش می‌آمد و لذا به طرف قونیه حرکت می‌کنند. موفق باشید
1608

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام این سخن به چه معناست؟ در آخرت،علم،روح را می سازد و عمل،بدن انسان را.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: چون ما معتقد به معاد جسمانی هستیم و می‌دانیم بدن ما در قیامت جسمی مطابق عقاید و اعمالمان دارد فرموده‌اند: در قیامت علم، روح ما را می‌سازد تا در مقام قرب الهی قرار گیریم و اعمال صالح بدن را ما را می‌سازد و لذا بدن انسان‌های متقی همچون قرص قمر نورانی است، ولی بدن انسان‌های بدکار، از خوک و میمون زشت‌تر است. موفق باشید
405

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تشکر میخواستم بدونم اگر دو دانشجو بخواهند برای ازدواج با یکدیگر صحبت کنند بهتر است که به چه صورتی و در چه شرایطی با هم صحبت کنند و در چه مواردی بویژه برای بار اول با هم صحبت کنند ؟ و اگر به چه شکل باشد بهترین نتیجه را میدهد؟ اگر یک بار خودشان صحبت کنند و برای بار دوم خانواده را در جریان قرار دهند خوب است یا بد است ؟ و کلا بگویید که باید چگونه باشد. خیلی متشکرم از این که سوال من رو جواب میدین
متن پاسخ
باسمه تعالی بنده در رابطه با سؤال جنابعالی تخصصی ندارم و بهتر می‌دانم این سؤال را از برادرمان جناب آقای دکتر بانکی بفرمایید. آدرس سایت‌شان هست: www. Hadis book.com موفق باشید
61
متن پرسش
بسمه تعالی باعرض سلام و ادب خدمت جنابعالی گروهی برآنند تا با تبلیغات گسترده این نظریه را در بین روشنفکران جامعه نهادینه کنند که اسلام تنها برای عارفان و سالکان حقیقی راه خدا که عزم دیدار و لقای او را دارند نازل شده است و الا برای سایر مردم که نه در فکر چنین لقا یی هستند و نه توانایی آنرا دارند همه ادیان ابراهیمی کفایت می کند زیرا دراکثر این ادیان رذائلی مثل دروغ گفتن ،دزدی ، شرک به خدا تقبیح و فضائلی مانند ایثار ،فداکاری و غیره تمجید شده است و اگر مردم به همین امور مشترک عمل کنند جهانی زیبا و بهشت گونه فراهم می شود. و از این جا نتیجه می گیرند که سیاست کلی امام _علیه رحمه_ و نظام جمهوری اسلامی و تلاشهای نهادهایی مانند حوزه علمیه قم جهت گسترش اسلام ناب محمدی یا همان شیعه در ایران و جهان بیهوده ،غیر لازم و آب در هاون کوبیدن است زیرا همانطور که گفتیم این تنها اولی الباب هستند که خواستار اسلام حقیقی و تشنه این معارف هستند که این تشنگان خواه ناخواه آب را پیدا می کنند و خود را سیراب می کنند به نظر شما تا چه اندازه این حرف صحیح است.
متن پاسخ

جواب: پس از سلام؛ همه‌ی کتاب‌های مقدس ادیان ابراهیمی در عین تذکر به انجام فضائل اخلاقی، به پیامبر بعدی مژده داده‌اند و این نشان می‌دهد که جنبه‌ی آرمانی خود را در دین بعدی می‌دانند، و نخواسته‌اند مؤمنینِ به آن ادیان در همان حدّ متوقف شوند. از طرفی اگر دین طوری در صحنه نباشد که تکلیف همه‌ی مناسبات ما را تعیین کند سیاست‌مداران نه‌تنها تکلیف ما را، بلکه تکلیف دین را نیز تعیین می‌کنند، و عملاً دین از صحنه‌ی زندگی خارج می‌شود و راه بشر با خدا در گسترده‌ی همه‌ی مناسبات اجتماعی قطع می‌گردد.
آری اسلام طوری است که مراتب دارد؛ مراتب عالیه اسلام مربوط به افراد خاص است، ولی اگر اسلام در همه‌ی نهادهای اجتماع حاضر نباشد، مردم از مرتبه نازله آن هم محروم می‌شوند، زیرا چیزی غیر از اسلام به مردم تحمیل می‌شود.

14192
متن پرسش
سلام و احترام: استاد گرانقدر عارفان و واصلان حق از جمله آیت الله بهاءالدینی در ابتدای خودسازی هنگام مواجهه با آزار و اذیت دیگران آیا اذیت شدید می شدند؟ آیا طوری دچار نگرانی می شدند که دچار درد جسمانی یا روحانی شوند؟ اینکه در قرآن آمده است مومنین «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» مربوط به اواخر خودسازی یک عارف است مثلا در سن 70 سالگی؟ من هنگام مواجهه با آزار و اذیت دیگران استرسم را بروز نمی دهم. آیا عرفا هم در اوایل خودساری هنگام مواجهه با آزار دیگران دچار استرس می شدند؟ عرفا کم کم توانستند آتش غضب را خاموش کنند؟ لطفا در صورت امکان مفصل جواب دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. آن بزرگان به جهت هدف بزرگی که داشتند آن آزارها را به چیزی نمی‌گرفتند تا جایی که کم‌کم دیگر آن آزارها برای آن‌ها جایگاهی نداشت.

11392
متن پرسش
سلام علیکم: استاد سوال بنده اینست که جایگاه اقتصاد در تمدن نوین اسلامی چگونه است؟ در جامعه ای که بر مدار توحید می گردد آیا ما یا سطح درآمد یکسان در افراد روبروییم؟ آیا برابر نبودن وضعیت اقتصادی نا عدالتی ایجاد نمی کند؟ اگر هرکس بر اساس توانایی و استعدادش مشغول به انجام وظیفه باشد دیگر بین کارگر و کارفرما چه تفاوتی هست که لازم باشد تفاوت درآمد داشته باشند؟ و اگر تفاوتی باشد بر چه ملاکی؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جامعه‌ی اسلامی که هرکس سعی دارد سرمایه‌ی خود را در اُنس با خدا جستجو کند تنها طبق وظیفه به امور اقتصادی می‌پردازد جهت رفع نیازهای مادی‌اش و خدمت به خلق، حال دیگر برایش فرق نمی‌کند که درآمد بیشتری برایش پیش آید یا درآمد کم‌تر، حتی آن کسی که درآمدی در حدّ کفاف دارد حسرت آن کسی که درآمد بیشتری دارد را نمی‌خورد. آری ذات طبیعت طوری است که بعضاً شرایط درآمد بیشتر را برای بعضی فراهم می‌کند ولی ثروت ارزش نیست، مسئولیت است. موفق باشید

10958
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و احترام در خصوص موضوع گفتمان سازی الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی در صدد تهیه پروپوزال پایان نامه ام هستم. ابتدا تمایل داشتم در خصوص نقش حوزه در این راه پایان نامه را تدوین کنم اما پس از بررسی و نبود هیچ تحقیقی تصمیم گرفتم موضوعم را یافتن نقشه راه گفتمان سازی الگو تغییر دهم و در واقع موضوع را عام تر نمایم. بنده دانشجوی دکترای ارتباطات هستم و حوزه هم سطح سه را آغاز کردم. در تماس با موسسه برای مصاحبه با استاد به نوشتن سوالم در این قسمت توصیه شدم. خواهشمندم در صورتیکه منابعی وجود دارد راهنمایی بفرمایید و در صورت امکان وقت حضوری دهید. بنده به مطالعه تاریخ اسلام برای یافتن مبانی گفتمان سازی تا حدودی اقدام نموده ام اما با وجود ابزارهای نوین مانند رسانه و دانشگاه و مدرسه برای گفتمان سازی الگوی پیشرفت جویای مطالب کاربردی در زمان حاضر هستم. متشکرم. التماس دعای خیر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور هم که قبلاً خدمت عزیزان عرض کرده‌ام بنده هیچ‌وقت ورودی در موضوع پایان‌نامه‌ها نداشته‌ام. این کار روحیه‌ی خاص خود را دارد. موفق باشید
10824
متن پرسش
با سلام: 1. در یکی از فایلهای صوتی جناب استاد، جمله ای شنیدم که مفهوم آن را نتوانستم دقیقا متوجه شوم و آن این بود: عالمان، قاتلان حقیقتند. لطفا راجع به آن بیشتر توضیح دهید. 2. رابطه علم و ایمان چکونه است؟ لطفا اگر کتاب یا منبعی را می شناسید، معرفی کنید. 3. آیا با وجود آنکه علوم متغیرند و روزبه روز در حال تحول، استفاده از علم برای اثبات حقانیت مسائل دینی و برخی از احکام، کار پسندیده ای است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم منظورم علماء دین نیست، شاید به اعتبار «العلم حجاب الأکبر» عرض کرده باشم که چگونه علم حصولی مانع نظر به حقیقت می‌شود 2- کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح صوتی آن خوب است. تفسیر حمد حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نیز کارساز است 3- تا آن‌جا که ممکن است نباید ستون عقیده را بر چیزی گذارد که قابل اعتماد نیست مگر اصول اصلی علم. موفق باشید
10682
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: در منابع دست اول تاریخ چون مقتل ابومخنف و کتاب ارشاد شیخ مفید و.... سخنی از حضرت رقیه «سلام‌اللّه‌علیها» نیست، شهید مطهری نیز به این موضوع تشکیک نموده است، حال می خواستم بدانم با توجه به مطالعات شما حضرت رقیه از چه زمانی وارد عزاداری های ما شده است و آیا امام حسین «علیه السلام» دختری که در شام با دیدن سر مقدس امام جان سپرده است داشته است؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه سید جعفر مرتضی آملی از علما و مورخان شیعه‌ی لبنانی معتقدند مرحوم شهید مطهری به سندهای وجود حضرت رقیه«سلام‌اللّه‌علیها» در کربلا دسترسی نداشتند. کتاب حضرت رقیه«سلام‌اللّه‌علیها» از آقای جعفر تبریزی نکاتی در این مورد دارد. موفق باشید
نمایش چاپی