بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: داشتم خاطرات کشمکش ها و حضور موحدان در جهان ربوده شده غرب را بازنگری می‌کردم آن مدرنیته ای که انسانها را ربوده بود و انقلاب در پی یافتن انسان آخرالزمان بدنبال انسانها در جهان غرب رفت که آنها را نجات دهد حتی در آنجا بدنیا آمد. جناب استاد چقدر زیباست این عشق بازی با انسانهای مختلف و آن امید ها و نا امیدی ها آن همه کشکمش ها آن همه انسان که حتی حاضر شدند جان خود را فدا کنند تا انسانیت به آدمی بازگردد و طیف شخصیت های مختلف مردم که خدا در باب خلقت آدمی می فرماید «تبارک الله احسن الخالقین» چه حکمت الهی و چه خلقت زیبایی. امروز با نابودی استکبار در جهان آخرالزمان هرکسی از امید سخن بگوید از امید به خدا و زندگی سخن گفته! زیرا استکباری دیگر نیست که ما بسمت آنها منحرف شویم و آنها نابود شدند و در جهنم پایداری به سرانجام رسیدند. آنها از جوان دهه هشتادی که استعداد های فوق العاده دارد و بدنبال امید است رشد و زندگی است سوء استفاده می‌کرد و - زن زندگی آزادی- را با آن همه طرح و نقشه کشی های عجیب و پیچیده برایش آماده کرد و با اینکه بعضی جوانان در آن گول زنی گول خوردند اما همان نوجوان بی حجاب در واقع بدنبال زندگی و امید واقعی می‌گشت، فقط عرصه پیچیده بود که نتوانست بفهمد دشمن دارد او را گول می‌زند و من اعتراض او را اعتراضی میابم که اعتراض به خدای زندگی از فقدان زندی بوده البته هرچند گمگشته دسیسه دشمن شده، اصلا برای همین بود که حاج قاسم فرمودند آن دختر کم حجاب هم دختر من است زیرا جنگ بر سر امید بود. امیدی که دشمن به این بشر داشت باعث شد خودش را نابود کند و امروز هرجا سخن از امید است امید به آن‌چیزی است که هست نه آن دروغ و خطر کفر دشمنی که دیگر نیست و نابود شده پس همه امیدها امید به زندگی توحیدی انسان کامل است و همه حیات های باقی به او ختم می‌شود. آری! آتشی افکند دوست که هرچه ناحق بود سوخت. زندگی زیباست که پر از مهر و ادراک یکدیگر و محبت، با شوری لازم و قدرتی برای خود بودن و خود شدنی در مسیر حیات جهانی حق، و راستی است با تقوا در جهان انسانیت. زندگی را آغاز کردن و عبور از قحطی و داشتن زندگی کافی که هست و چشیدن و معنا کردن خود، را بر همگان در نیمه شعبان می‌توان تبریک گفت. شکست و ناامیدی در شأن یک مخلوق خدا نبود و هرگز نیز نخواهد بود انسان را شأن آن است که به پروردگارش امیدوار باشد. ای زندگی منتظر واقعی تو یعنی امام زمان بیشترین صبر را برای آمدن ارزشمند تو کرد، تویی که حیات دینی خدایی. او منتظر ترین و فداکار ترین یعنی امام زمان روحی فداء ارزش این همه صبر را برایت داشت. سخن زندگی سخنی است که آیه های قرآن و احادیث پاک آن‌را بنا کردند و شرحش مایه هدایت و زندگی بخشی است و سروده اش روشنی دل است و آگاهی اش پایداری است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه مهم است آن‌گاه که متوجه شویم خداوند با ربوبیت خود آینده‌ای متعالی را در دنیا و آخرت مقابل ما گشوده است. و این در صورتی است که انسان در سلامت فطرت باشد تا به خوبی متوجۀ هدایت قرآنی ‌شود و در واقع در آن صورت گمشدۀ جان خود را هدایت قرآنی می‌یابد و از این جهت می‌فرماید متقین به قرآن ایمان می‌آورند و از طریق قرآن هدایت می‌شوند. «أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». موفق باشید

39548

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد: شاید تفاوت بنده با دیگر مردم در این باشد که یاد گرفتم خودآگانه خودمان را ببینم، البته استعدادی است در همه که خوب است بیاموزند. از این روی خبر خودمان دارم! و با این شعر آنرا باز گو می‌کنم: «منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ / ماییم و لبالب شدن از یار و دگر هیچ / گر ره به مراسم کده ی عشق بیابی/ الماس بنه بر دل افگار و دگر هیچ / بر لوح مزارم بنویسید پس از مرگ / کای وای ز محرومی دیدار و دگر هیچ / از کعبه گر این بار برون ام بگذارند / ناقوس به دست آرم و زنار و دگر هیچ / عرفی به غلط شهره به زرق است ببینید / صد گل زده بر گوشه ی دستار و دگر هیچ».

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته همگان سعی بر این دارند. باید ذیل سیرۀ اولیای الهی خود را معنا کنیم به همان معنای « راستی را! اگر امامی «حیّ» در راستای توجه به نهایت شخصیت فردی و اجتماییِ ما در صحنه و مدّنظر نبودند؛ ما چه تفسیر قابل قبولی می‌توانستیم از خود داشته باشیم؟ و اگر متوجه آن امام «حیّ» در اکنونِ خود نبودیم؛ چگونه بودنِ انسانیِ خود را در وسعتی نهایی که اتصال هویّت زمینیِ ما به آسمان است، در خود معنا می‌کردیم؟» موفق باشید

39520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علکیم: استاد یک صوتی مرحوم مصباح در رابطه با معرفت به امام می‌فرمایند که یک بخشی از معرفت از همین کتب و علماست. یک بخش اصلی معرفت اعطا کردنی از طرف خود امام است. این معرفت چه اهمیتی داره و چطور میشه قابلیت پیدا کرد برای معرفت امام که اعطا کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان در مسیر شریعت و معرفت توحیدی قرار گرفت و جلو رفت، نسبتی با انسان‌های کامل در خود می‌یابد که آن زمینه‌ای خواهد شد تا از برکات شخصیت آن عزیزان بهره‌مند شود. این‌جا است که نقش زیارت بهتر روشن می‌شود. موفق باشید

39505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: ما همه ممکن بالذات هستیم و واجب بالغیر. آیا میشه بگیم که پیمان الست آن زمانی بود که خداوند ما را از ممکن بالذات بودن به واجب بالغیر رساند؟ اگر این طور باشد ما با رجوع به ذاتمان که ممکن بالذات است، واجب بالذات را در درون خودمان احساس خواهیم کرد؟ آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات شما استاد گرامی!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید پیمان عهد الست مربوط به نسبت علم خداوند است با مخلوقات قبل از آن‌که خلق شوند و به اصطلاح هویت واجبّ بالغیر بگیرند. موفق باشید

39451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: امشب عجیب است، از طرفی حرفی داشتم که اصلا جایی برای گفتن آن نمی‌دیدم، تا بالاخره یاد سخنی از حضرتِ امامِ جانم روح الله عزیز افتادم که گفت: 
«من به ملت ایران عرض می‌کنم که مغرور نشوید تمام قدرت قدرت خداست و باید اتکال به او بکنید و خودتان را فانی بکنید در اون قدرت بزرگ، مادامی که ملت ایران همان قدرت اول را که قدرت معنوی بود و با اللهُ اکبر پیش برد، مادامی که این حفظ بشود شما بیمه هستید، بیمۀ الهی هستید، خدا نکند که دست‌هایی که الان در کار هست و می‌خواهند شما را مأیوس بکنند این‌ها در این شیطنت‌شان پیروز بشوند و شما را از آن حالی که در اول انقلاب داشتید منحرف بکنند که آن روز روزی است که خدای تبارک و تعالی عنایتش را خدای نخواسته از شما برمی‌دارد و شما همون حال‌ها می‌افتید. حفظ کنید، حفظ کنید اون حالی که در اول نهضت داشتید شما نهضت برای شکم نکردید، شما نهضت برای اتاق و حیاط نکردید، شما نهضت نکردید برای این‌که یه مقامی پیدا بکنید، شما آرزوی شهادت نمی‌کنید به این که برسید به یه مثلا فرشی و نوایی. این حالی را که حالی است الهی، حفظ کنید و مادامی که این حفظ بشود شما پیروز هستید و من وعدۀ پیروزی به شما می‌دهم و خدای تبارک و تعالی وعدۀ پیروزی داده است به شما: «إنْ تَنْصُروا اللهَ یَنْصُرُکُم» اقدام‌تان را ثابت نگه دارید و مشت‌های گره کرده را که مشت‌های الهی است حفظ بکنید و از هیچ ابر قدرتی نترسید و از هیچ تبلیغاتی (داخلی و خارجی) هیچ خوفی نداشته باشید، ما راه خودمان را می‌رویم و آن راه خداست.» 
خدایا! بار سنگینی بردوشم نهاده‌ای، اما خاطرت برایم عزیز است و همین آن را سبک کرده، البته بدن بی‌ارزشم زیر این بار نابود می‌شود اما من همین را می‌خواهم. چگونه می‌شود با نیست‌انگاری خاطرت را نخواهم، این‌گونه می‌شود که قبل از نیست‌انگاری، خدا می‌خواهم، ولی اکثر در همین اشتباهیم. شما بگویید چه چیزی بهتر از نیست‌انگاری برای مُردن و محوشدن؟! باید نیست‌انگاری، جان‌مان را دربیاورد و نابودمان کند تا بگوییم خدا. که آن هم شرط دارد و آن هم این است که نیست‌انگاری را دچارش نشویم و بلکه با آن رو به رو بشویم. اگر ترامپ را دلقکی بیش ندانیم با گزافه‌هایش دچار آن می‌شویم و در دامی که شیطان پهن کرده است می‌افتیم. باید کتکِ بیداری‌مان را بخورند این اسکلت‌های انسان‌نما. 
خلاصه که این نمازهای با شوق و اشتیاق، رسول «صلّی‌الله‌علیه‌وآله» و امامی که بسیار به سخنان‌شان تشنه‌ام و دربه‌در دنبال خودشان می‌گردم در صحرای کربلا، منجر شده است یه این‌که قرآن بخوانم و از خدا عاجزانه طلب کنم: «وَيَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدرًا» یا علی مدد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! سخن همیشگی بنده آن است که متوجه باشیم با حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» تاریخی آغاز شده که هر اندازه جلو و جلوتر برویم، نه‌تنها به عظمت آن تاریخ پی می‌بریم، بلکه متوجۀ حماقت و کوچکیِ مخالفانِ این انقلاب خواهیم شد. از عظمت این انقلاب همین بس که دشمنانش این اندازه حقیر و کودن‌اند. فهمِ این انقلاب و جایگاه بزرگی که در بستر توحید الهی برای بشر جدید پیش آورده، مسئله‌ای است که کسانی متوجۀ آن خواهند شد که مفتخر و منوّر به بصیرت نسبت به زمانه باشند. موفق باشید

39356

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: طبق تفسیر شما از سوره واقعه، آیا این درست است که بگوییم که اگر خدا بخواهد با جمیع اسماءش با متقین روبرو شود باید با چهره انسانی بر آنها تجلی کند؟ با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوارم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به همین جهت برای مقربین می‌فرماید: «وَحُورٌ عِين * كَأَمثلِ ٱللُّؤلُوِ ٱلمَكنُونِ . جَزَاءَ بِمَا كَانُواْ يَعمَلُونَ » که حکایت از هویت عمیق‌ترین عبادات توحیدی دارد با جلوۀ جامع صورت انسانی. موفق باشید

39166

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: در ویدئوی جلسه ۲۲ از بحث برهان تا عرفان (حرکت جوهری) استاد عزیز می فرمایند بهشت فوق زمان و مکان است. سپس می فرمایند بعضی ۷۰۰ هزار سال روی پل صراط معطل می شوند! با توجه به اینکه آنجا زمان و مکان وجود ندارد این ۷۰۰ هزار سال به چه معناست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌فرمایید که روایات و آیات سعی دارند ما را به شکلی متوجه شرایط جهان دیگر بکنند و به نظر می‌آید از این جهت مثلاً می‌فرمایند: «ممّا تعدون» حاکی از آن‌که آن جهان مانند این جهان نیست. هر چند به گفته آیت الله محمد شجاعی در کتاب معادشان به هر حال تقدم و تاخری در میان هست ولی نه به معنای این نوع زمانی که ما در دنیا با آن  روبرو هستیم. موفق باشید

39042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و تشکر از سخنرانی خوبتون: چرا فکر می کنید غرب در علم خود منحرف شده است؟ علم فقط کاپیتالیسم نیست. فیزیک و شیمی و زیست و علوم شناختی و... است. چه انحرافی در پیشرفت علوم طبیعی در غرب می بینید شما که ما وقتی عمیق می شویم در این علوم، انحرافی نمی بینیم؟ علوم طبیعی با علوم انسانی متفاوت است. علوم انسانی هم البته جای گفتگو داره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در وادی امر توجه به علوم به عنوان راه کشف استعدادهای طبیعی، نوعی پیشرفت بشر می‌باشد. ولی وقتی عقل تکنیکی به جای روحی که باید استعدادهای بشر را جهت دهد، بنشیند؛ موضوع تغییر می‌کند. در این رابطه خوب است به بحث «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک" و جايگاه "انقلاب اسلامی" https://lobolmizan.ir/sound/885?mark=%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87  رجوع فرمایید. موفق باشید

39018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا در مجلسی مختلط که با آهنگ مجاز و غیرمجاز می رقصند ما هم روسری مان را بر نداریم و با پوششی کامل نرقصیم و فقط دست بزنیم و بپر بپر کنیم حرام و گناه محسوب می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را از مرجع تقلید خود سؤال بفرمایید. موفق باشید

38948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

طاهرزاده سلام علیکم و رحمةالله. بنده در رشته پزشکی تحصیل می‌کنم و علاقه دارم با مباحث علم النفس و آشنایی با دیدگاه فلسفی به مسائل ذهن و دیدگاه متافیزیکی به بدن و ارتباطش با روح آشنا بشم. لطفا در مورد سیر مطالعاتی راهنمایی کنید در ضمن در مورد جزئی نگری حاکم در پزشکی مدرن اگر ممکن است نظرتان را بفرمایید به نظر شما راه حل برون رفت از این دید چیست و یا چگونه می شود نقص های آن را جبران کرد علمی که اکنون در مورد حقیقت ماده انسان است علم مادی گرایی است و به جز برخی جنبه های علم پزشکی که حقیقتا توانسته خدمتی بکند در کنترل بیماری های مسری یا نجات مجروح و غیره سیر پزشکی به دیدگاه الهی نمی رسد و هر چه قدر جزئی نگرانه تر بررسی می شود ریشه انواع بیماری ها به ارتباطات مولکولی می رسد در مورد دیدگاه اسلامی و فلسفی اطلاعات بنده خیلی کم است و از ارتباط نفس مجرد و بدن و این که بیماری و مرگ چه ارتباطی با حقیقت فرا مادی انسان دارد اطلاعی ندارم و علاقه دارم در این مورد بیشتر بدانم لطفا بنده را راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید دنبال‌کردن سیر مطالعاتی که در سایت هست، چنانچه با حوصله ادامه داده شود؛ جوابگوی هر دو مسئله‌ای که می‌فرمایید هست. بخصوص که موضوع دوم در ازای حضور در معارف توحیدیِ عمیق و قرآن ممکن است. موفق باشید

38835

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

همه کمال در نقص است، اگر نقص نبود و همه کمال مطلق بودند عشق بی معنا بود، آنوقت من می‌شدم کمال مطلقی که تنها کمال مطلق است اما باز تنهاست، ناقص بودن و عاشق کاملی بودن بهتر است از کامل بودن و تنهایی! اما اینکه باز می‌دانیم همه در نهایت، کمال مطلقیم بیشتر می‌ترساندم که ما تا همیشه تنها خواهیم بود که ناگاه صدا می‌رسد: نترس تا ابد تو ناقصی هستی که در کنار من که کمال مطلقم آرامی! «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید» نترس بنده من نمی‌گذارم مثل خودم تنها شوی! نمی‌گذارم موحدی شوی که تمام احساس کمال را دارد، با نقصت خوش باش، با کفرت خوش باش، با دوئیت خوش باش، عشق جبران ما فات می‌کند. در دل این کفر توحید معنا می‌شود... تو کافری باش عاشق منی که موحدم و تنها! کاش می‌شد یواشکی بگویم من هم کافرم شاید کافرتر از تو و عاشق تویی هستم که موحد و تنهایی! تو عاشق کمالی و من عاشق نقص پس من از تو کافرترم! بنده من یکی درد پسندد مثل من و یکی درمان پسندد مثل تو! تنهایی خیلی وحشتناک است! من تجربه‌اش کرده‌ام بنده من! نخواهم گذاشت تو هم تجربه‌اش کنی! بگذار از من بخواهی و من عطایت کنم! گناه کنی و من ببخشم! عشق یعنی همین عوام بازی ها! ناقص عاشق کامل است و کامل عاشق ناقص! محال است خواص بفهمند این دور چه دور قشنگی است وقتی تو با خدایت زیر یک چتر دونفری زیر باران قدم می‌زنی! و آه از باران...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و باز «انتم الفقراء الی الله» و نظر به تعلّق و نسبت. آری! فقط نسبت، که ما را همین بس است، بقیه بهانه است تا این نسبت را درک کنیم. اگر او خود را در ما دید، ما خود را در نسبتی که با او داریم می‌یابیم. گفت: «پس بدین نسبت به تو همسایه‌ایم / چون تو خورشیدی و ما چون سایه‌ایم». موفق باشید

38784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ابلیس به خدا گفت که خدایا تو مرا گمراه کردی. ابلیس گمراه شدن خود را به خدا منتسب می کند. آیا این سخن ابلیس از نظر عرفان درست است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوعی خودخواهی است که شیطان، اختیار طغیان در مقابل دستورات خدا را نادیده می‌گیرد و این قصه هر آن کس است که خطاهای خود را به گردن نمی‌گیرد. موفق باشید

38767

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: شرایط اقتصادی و فرهنگی کشور بسیار نگران کننده هست، وسط این شرایط جنگی فقط آتش یک کبریت مثلا برای گرانیها کافیست که فتنه دیگری به پا شود! با وجود انتصاب بعضی مسئولین که در فتنه ها فعال بودند، فتنه سخت تر خواهد شد. واقعا نگرانیم. چه کنیم استاد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کردید که دغدغه رهبر معظم انقلاب نیز همین مسئله معیشت مردم بود که در آخرین ملاقات به رئیس جمهور تذکر دادند. امید است با روحیه انقلابی و با عزمی جدّی گشایشی پیش آید که البته نیاز به روحیه انقلابی دارد. موفق باشید 

38639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: من انسان خوب و مومن و با تقوایی نیستم اصلا. اما مدتی است آتشی به جانم افتاده و خواب شب هایم را گرفته، شب ها هرکاری می‌کنم خوابم نمی‌برد و فقط بر روی سجاده آرام می شوم چیزی از عبادت های عرفا و بزرگان نمی‌دانم برای همین فقط بر سرِ سجاده قرآن می‌خوانم و استغفار می‌کنم اما هرروز حالم بدتر از دیروز می‌شود با نوعی اضطراب زندگی می‌کنم، گویی کسی را منتظرم که از در برسد و از او بی خبرم نمی‌دانم چه کنم، اصلا دوست ندارم در میانِ مردم و فامیل باشم بودنِ در کنارشان ذهنم را می آزارد، تنهایی و فکر کردن برایم مانند خوردن باقلوای آذری شیرین است و در جمع بودن مانند عذاب حتی گاهی به این می اندیشم که برای یافتنِ مقصود خود مهاجرت کنم از شهر خود و بدور از مردمان پُر توقع در قم زندگی کنم اما هر بار تصور اینکه همسرم در این شهر مسئول هدایت نوجوانان است مانع از این امر می‌شود نمی‌دانم چه کنم، دنبال مسیری می‌گردم که بی تابی ام را درمان کند و این آتش را در وجودم تسلا بدهد نمی‌دانم چه کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته حضرت آیت الحق آیت الله حسن زاده، هنر آن است که انسان در زندگی اگر دل با یار دارد، دست در کار داشته باشد. به آن معنا که انسان، خود را در وسعتی حاضر کند که نه از حضور معنویش در نزد خود محروم باشد و نه از حضور در جمع انسان ها و فعالیت های اجتماعی. باید خود را در چنین حضوری مدّ نظر آوریم. موفق باشید

38624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: آیا وجود توهم در کنار عقل خوب است یا بد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان در کنار عقل می تواند خیالات متعالی داشته باشد که البته به آن توهّم گفته نمی شود. مطلب را می توانید در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال بفرمایید. موفق باشید

38614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم و رحمت الله؛ ۱. چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغــی ز قفـس پریده باشد. افتان و خیزان و به خود پیچیده در کشاکش وا نفسا که هرچه کردیم هیچ ندیدیم، جمعه نصر، نصرت محبوب را رسانید. ما که جامانده از حضور در میان عشاق بودیم اما دل سوخته و در گداز و گذار بانگ «لا اله الا الله» شان... درست وقت ظهر همه چیز را رسیده دیدم؛ تمام نشدن ها که رو به رویم قد علم کرده بودند در هم شکسته یافتم، جوانه ی امید همچو درخت تناوری از دل خاک بیرون گشت که مرا به کن فیکون فرا می‌خواند. اما وای من و وای من و وای من؛ باز و باز و باز قفس را به روی ما بستند؛ هرچه از ظهر می‌گذشت همه چیز رنگ می‌باخت؛ دوباره و چند باره در این روزهای گذشته چشم به در دوختم، نیامد خبری! ۲. در مباحث شرح کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل البیت علیهم السلام، دو نکته خوب برایم روشن نگشت؛ اول؛ توجه و نگاه خوبی برایم از خود محبت و جایگاه آن و نسبت وجودی روشن نگشت. دوم؛ موضوع تعیّن؛ تعین چه جایگاهی دارد؟ چرا محبت فی الله جز با تعین اسماء محقق نمی‌شود؟ آنقدری که توجه کرده ام، تعین اهمیت خاصی دارد هم در خوبی ها و هم در بدی ها؛ لطفا رجوعاتی بدهید تا این دو نکته خوب برایم جا بیافتند. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره متعلّقِ محبت که نمی شود ذهنی باشد، آینه می خواهد. در بحث اخیر «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» https://eitaa.com/matalebevijeh/17768 در نکته 21 عرایضی در این مورد پیش آمد. موفق باشید

38566

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: روزتون بخیر. استاد به نظرتون بهترین اثرتون که میتونیم با اون انس بگیریم و زندگی کنیم و ما رو به توحید متصل کنه کدام اثر هست؟ همچنین استاد خیلی دوست دارم آثار صوتی تون به کتاب تبدیل بشه من صوت هاتون را نمیتونم متوجه بشم یا باهاشون انس پیدا کنم ولی کتاب هاتون را بسیار عجیب دوست دارم و تقریبا اکثرشون را مطالعه کردم لطفا اگه میشه آثار صوتی تون را زودتر به کتاب تبدیل کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مباحث «معرفت نفس» و «معاد»، کتاب هایی که مبتنی بر قرآن و روایات تنظیم شده ان شاءالله مفید خواهد بود مانند کتاب های «فرزندم؛ این چنین باید بود» و «حقیقت نوری اهل البیت» و سوره «مرسلات» و سوره «فتح». موفق باشید 

38511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: چرا وقتی دلیل کارهایی که می‌کنیم برای دیگران توضیح می‌دهیم احساس عارفانه ما از دست می‌رود؟ مگر نباید با انسانها با زبان خودشان صحبت کرد؟ بعضی اوقات مجبور به انجام کارهایی هستیم تا فرد مقابل به ما اعتماد کند در این موارد تبعیت تا چه اندازه صحیح است؟ استاد گاهی اوقات تصمیماتی را می‌گیریم که شاید برخلاف میل ما باشد چطور به صحیح بودن آن اطمینان حقیقی پیدا کنیم و بر سر تصمیمات خود بمانیم؟ و در ازدواج تا چه اندازه باید با همسر مشورت کرد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مهم توجه به سیره اولیای الهی و انسان‌های بزرگ است که در شخصیت انسانی خود نمونه‌اند. ۲. بالاخره بهتر است روح‌های همدیگر را درک کنید. موفق باشید

38285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: بنده سالهاست که بعنوان معلم کار تربیتی انجام می دهم و جامعه ی هدف ما دانش آموزان مقطع متوسطه اول می باشند، از شما بزرگوار درخواست دارم درخصوص راهکارهایی که در موثر شدن این فعالیتهای تربیتی برای این مقطع سنی راهنمایی بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است نسبت به معرفت نفس، نظری به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» بیندازید و از توجه‌دادن جوانان به سوره‌های کوچک قرآن در این مرحله غفلت نشود. موفق باشید

38267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خسته نباشید: ۱. تعریف و جایگاه حرکت حبی چیست؟ ۲. در مورد اطلاعات بیشتر در این موضوع به کدام جلسات و یا کتاب می‌شود رجوع کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باورود در مباحث «معرفت نفس» راه گشوده می‌شود. https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%20%D9%86%D9%81%D8%B3 موفق باشید

38201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در برهان صدیقین شما فرمودید که در اصل باید بگوییم که این وجود است که شکل اسب در آمده است، این وجود است که به شکل ملک در آمده است و.‌‌.. سوال: این که می‌گویید این وجود است که به این شکل ها در آمده است آیا منظورتان این است که عین وجود به این شکل ها در آمده است یا مطلب طور دیگری است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به تشکیکی‌بودن وجود، هر موجودی به اعتبار ذومراتب‌بودن وجود، مظهری از وجود است. موفق باشید

38047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«انسان بخاطر نظر بیش از حد به تن، بیشتر خود را محصور تن و حتی عین تن می بیند.» آیا می توان گفت که نفس در بدن که فرمودید حضوری کامل و تمام دارد، بواسطه نظر داشتن بیشتر به بخشی از بدن، در آن قسمت حضور شدیدتری دارد؟ مانند کسانیکه راست دست هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هرکس به این خودآگاهی نرسد که خود را ماورای بدن بیابد و متوجه نشود بدن او ابزاری است در اختیار او، عملاً خود را در محدوده بدن خلاصه می‌کند و از حضور در ابعاد متعالی وجود خود محروم می‌گردد. موفق باشید

37847

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در انتخابات دور اول ۱۴۰۳ حدود ۶۰ درصد جامعه در این انتخابات شرکت نکردند در واقع بیش از نیمی از مردم در شرایطی که همه گروه‌ها و احزاب سیاسی به میدان آمده بودند مشارکت نداشتند. امروز دیگر نمی‌توان از حماسه حضور صحبت کرد بلکه این حماسه به «حماسه نه» تبدیل شده است. از میان آن ۴۰ درصد هم بسیاری به جریان انقلابی نه گفته‌اند در این شرایط دیگر چطور می‌شود از حضور تاریخی و نقش تاریخی مردم سخن گفت؟ تحلیل شما از این شرایط چیست؟ آیا انقلابی که پشتوانه مردمی ندارد به ثمر می‌نشیند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم حضور در تاریخی است که با انقلاب اسلامی آغاز شده تا هرکس خود را از زمانه‌ای که زمانه سیطره نیهیلیسم است، آزاد کند. همان‌طور که در جواب سؤال‌های شماره 37841 و 37845 عرض شد مسئله، بسیار مهم‌تر از آن است که موضوع را محدود به یک امر سیاسی بکنیم. کانال «کشکول» نکاتی را متذکر شده که می‌تواند قابل توجه باشد. https://eitaa.com/mahdian_mohsen/1119 . موفق باشید

37660

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ترس چیست؟ و برای مدیریت کردن این ترس چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن ترسی که مذموم است ترسی است که انسان در خیال خود اموری را که مهم نیستند، تصور کند و راه عبور از آن معرفت به توحید الهی می‌باشد از طریق معرفت نفس. در این مورد خوب است به بحث «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید

37545

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب طاهر زاده: به یاد دارم یه موقع تو یکی از صحبتهاتون گفتید یک نفر ناراحت بوده از واردات ماشین، بعدا متوجه شده بودید مشکل اون طرف این بوده که می‌ترسیده مدل ماشینش بیاد پایین. حقیقت اینه که توی فامیل داریم کسانی که با هاشون هم سن و سال هستم و تو یک شرایط اقتصادی بودیم ولی الان اونها خیلی پیشرفت کردنده اند و ثروتمند شده اند. ماشین شاسی بلند خریدند، کارخونه، مسافرت های خارجه، زن و فرزندان خوب، باغ و ویلا و خلاصه زندگی مرفه پیدا کردن. حقیقت اول که فرار می‌کنم از موقعیتی که با اونها روبه رو شوم. ولی اونا هر سال می‌خواهند‌ بیان به ما سر بزنند. حس خیلی بدی تو مایه های شرم، فقر، بدبختی، بیچارگی، یه خرده حسادت و ترس از بیشتر شدن این فاصله بهم دست میده تا اونجا که بعضی وقتها دلم میخواد اصلا نبودم. نمی‌دونم واقعا کسی هست که تو این شرایط حس حقارت بهش دست نده؟ شنیده ام آدم تکامل یافته، نسبت به پیروزی و پیشرفت دیگران خوشحال میشه؟ ولی نمیدونم چطوری؟ ممنون میشم راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان خدا را دارد که غنی مطلق است؛ همه چیز دارد. چرا نسبت به نداشتن‌های دنیایی‌مان که چیزی جز توهّمات نیست، خود را ملامت کنیم؟!! تازه، با همان آرامش و غنایِ درونی با آن افرادی که می‌فرمایید به شما سر می‌زنند؛ باید روبرو شوید و نشان دهید چه اندازه در معنویات خود، خود را مستغنی از دنیا می‌دانید. چیزی که اهل دنیا بنا دارند با دنیای بیشتر به دست آورند، ولی امکان ندارد. موفق باشید 

نمایش چاپی