با سلام: به نظر شما با روی کار آمدن انقلاب اسلامی ایران کدام اسم از اسماء الله به صحنه آمده است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ورود در این موارد کار آسانی نیست که بتوان متذکر اسم یا چند اسم باشیم. موفق باشید
سلام: مسئله روح گویا یه مسئله خیلی مهمه. ببینید ممکنه بدونم دل چیه اما روح رو نمیفهمم، بلد نیستم مشکل از کجاست، نمیفهمم از کجا میخورم، اصلا نمیدونم کیا میزنن. این مسئله کی قراره مطرح بشه؟ واقعا دارم عذاب میبینم. الان ورزشم میکنم اما روح هنوز بیماره. چه بلایی سر من اومده من اینطوری نبودم نمیدونم الان چه اتفاقی میافته و باید چیکار کنم. حالا اگه خواستین تاریخشیو بفرمایید یا فردیش رو ولی چیزی بگید، من دارم نمیتونم دیگه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن میتوانیم از این خطورات آزاد شویم. موفق باشید
«همیشه دیگران باش، خاستگاه عشق همین است.» باورم نمیشه دارم گریه میکنم فقط بخاطر اینکه سالهاست عشق از بینمون رفته و با خودم میگم آیا ممکنه باز هم عشقو تجربه کنم؟! آیا عشق یه دروغه؟!. هرجای این عالم پا میذاشتم با عشق همه مشکلات کنار میرفت چون من زاده عشقم و هرگز نتونستم مثل عده ای شرایطو تحلیل کنم و بپذیرم و از سیاست مداری های بد بجای عشق استفاده کنم. آه آیا ممکنه باز عاشق شم؟ باز آزاد و زیبا و مهربان و آرام و زنده بشم؟. (در اولین صفحه داستان زندگی نوشته بود عشق!. تا وقتی که یه حس درست، اشتباه به نظر بیاد، انگار دارم میجنگم / اما از عشقش سرخوش بودم، از نفرتش عاجزم / انگار به بوی عشق معتاد و دیوانهش شدم، هرچی تحمل میکنم، بیشتر احساس خفگی میکنم / و درست قبل از اینکه خفه شم، اون حتما میاد و نجاتم میده من مطمئنم / اما خفه شدم و اون نیومد و من سخت مردم / مثل چی ازم بدش میاد، و من عاشقشم، وایسا کجا میری؟! باشه تنهات میذارم، نه، اینکارو نکن / برگرد، داریم برمیگردیم، باز روز از نو روزی از نو / با عقل جور در نمیاد، چون وقتی خوب پیش میره، همه چی بهم میریزه / من انسانی میشم که به عشقش پشتگرمه، اون میشه دور ولی معشوق مرده من! / ولی وقتی بد پیش میره و افتضاح میشه، احساس سرافکندگی میکنم / با تندی گفتم: این کارا چیه؟ چون من حتی اسمشم نمیدونم / روم دست بلند کرد، دیگه هیچوقت اینقدر پست نمیشم / فکر کنم از صفات مثبت من خبر نداره / نمیتونم دقیقا بهت بگم که چیه، فقط میتونم بهت بگم چه حسی داره / و همین الان، انگار یه چاقو تو گلوم فرو کردن و نمیتونم نفس بکشم / ولی هنوزم میجنگم وقتی میتونم عشقو برگردونم / قول میدم تغییرت ندم فقط بسپارمت به عشق / من تو رو قضاوت نمیکنم من فقط عاشقتم و میسپارمت به عشق / منو دوست داشته باش من در بی آزار ترین حالت یک آدمم/ هرگز بهم آسیب نزن و عشقمو به آغوش بکش تا خودت باشی / تو وقتی عاشق باشی زیباترینی و من فقط زیباییو میشناسم.)
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتی حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» تا آنجا در مسیر عشق جلو رفتند که برای قاتلانشان نیز دلسوزی میکردند و این را میتوان در خطبههای آن حضرت در روز عاشورا ملاحظه کرد. در این مورد خوب است به کتاب «کربلا، مبارزه با پوچیها» که روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید
در کتاب «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستینِ» استاد، ایشان در مورد هدف خدا از خلقت انسان از منظر عقلی و فلسفی میفرمایند: خداوند خودش هدف است، نه این که هدف داشته باشد، به این معنی که مخلوقاتِ خود را هدف دار خلق می کند تا به کمال شایسته شان برسند، ولی خداوند که کمال مطلق است و هدف همه ی عالم می باشد، و ماوراء او کمالی نیست، نمی شود هدف داشته باشد. با توجه به بیان گفته شده «نمیشود هدف داشته باشد» صفت حکمت خدای متعال که به معنای هدفدار بودن فعل خداست و در قرآن آمده چگونه توجیه میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند حکیم است بدان معنا میباشد که کاری لغو از او صادر نمیشود و در نتیجه مخلوقات او همه هدفدار میباشند. موفق باشید
با عرض سلام و ادب: استاد وقتی خدا را در لباس طبیعت اعم از کوه ها، دریا ها، آبشارها و حیوانات مختلف مانند پرندگان یا مثلا بز کوهی میبینم بسیار زیباست و سزاوار الحمد الله ولی وقتی خدا را در لباس تقدیرات مرتبط با انسانها میبینیم بسیار نچسب و نا امید کننده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا نظر به تقدیرات، ناامیدکننده باشد؟ در حالیکه کارساز ما در تقدیراتی که برای ما رقم میزند، به زیباییِ تمام به فکر ما میباشد و به همین جهت فرمودهاند انسانهای بصیر متوجه جایگاه قضا و قدر الهی هستند و راضی به آنها میباشند. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم: شما در جلسه ی تفسیر این هفته کار مردمی که رأی به آقای جلیلی دراین ظلمت زمانه دادند را ارزشمند وغنیمت شمردید که بسیارتسلی بخش بود برامون، اما واقعا استاد چرا باید اینقدر آمارمشارکت پایین باشه و این هم با رأی اول آقای پزشکیان، در حالی که انتخابات همزمان با چهلم شهدای خدمت بود، چطور مردم سه سال درخشان دولت شهید رئیسی که بعد از هشت سال روحانی بود را نادیده گرفتند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که چگونه دشمن گمان میکند با تنگناهایی که از نظر معیشتی برای مردم ایجاد کرده و با انواع تبلیغات، چگونه جریانهای گرایش به غرب را بنا دارد به میدان آورد. ولی در این تاریخ مقابله با جبهه توحیدی انقلاب اسلامی حتماً و حتماً منجر به ناکامی خواهد شد به طوری که به حکم آیه «لایموت و لا یحیی» نه امکان مردن برای آنها پیش میآید و نه امکان زندگی. و در همین رابطه در آن عکسنوشته آن نکته عرض شد و ملاحظه خواهید کرد https://eitaa.com/matalebevijeh/17073 . موفق باشید
سلام علیکم استاد خسته نباشید: ۱. نشانه اینکه از گناهان پاک شدیم چیه؟ (هم حق الله و هم حق الناس) یه حسه بین خوف و رجا همیشه هست که نکنه پاک نشده باشیم، این حسه خوبه یا نه؟ ۲. برای پاک شدن از حق الناس، اگه تمام اون چیزایی رو که یادمونه پرداخت کرده باشیم، آیا کفایت میکنه؟ ۳. سخن گفتن و حرف زدن رو چطوری کم کنیم، یعنی معیار حرف لغو چیه؟ ۴. چطوری شهوت خوردن رو از بین ببریم؟ (نه اینکه پرخوری میکنیم، بلکه به زیاد خوردن علاقه داریم، این آسیب زننده نیست)؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نباید مأیوس بود. ولی اگر امری هست که جبران نکردهاید، نباید کوتاه آمد. ۲. نباید وسواس به خرج داد. ۳. از آنچه احساس میکنید لازم نیست گفته شود، خودداری کنید مگر آنکه بخواهید به بهانهای ارتباط برقرار کنید که رابطه سرد و خشک نباشد. ۴. فرمودهاند به خودتان سهم بدهید و کم هم ندهید، ولی پس از استفاده از سهم خود، ادامه ندهید. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: در نکته ۶ مبحث انقلاب اسلامی انتظار و وارستگی بحث گذار از اراده به نااراده پیش می آید اینطور متوجه شدم که باید از دوگانگی اراده و بی ارادگی رها شد و با انتظار در ناارادگی مستقر شد البته همین فهم خودم هم گویا ابهامی یا اجمالی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. ولی به همان معنای حضوری که با انتظار در عین استقرار در افقی که از ما جدا نیست به عنوان امری وجودی همراه با تشکیک. و از این جهت هر اندازه جلو و جلوتر روید، این اجمال به تفصیل در میآید و باز اجمالی خواهد بود برای تفصیلی بیشتر، به همان معنای حضور در صراط. موفق باشید
سلام: میدونم که الان وسط این همه کارهای علمی و فلسفی این نوشته من یکم مسخره به نظر بیاد اما شرح حال عجیبی دارم که دوست دارم با شما درمیان بذارم: من پسر مذهبی ای بودم که توی یه خانواده مذهبی زندگی می کردم. از همون بچگی به خاطر یسری دعواهای خانوادگی الکی روانم دچار مشکل شد. خلاصه که من نماز و دعا رو ادامه دادم و درسم رو هم کم و بیش خوندم تا پارسال که دانشگاه قبول شدم. از هرچیزی تجربه کردم. جالبه که من اگه بخوام کارهام حلال و شرعی پیش بره باید سختی بیشتری رو تحمل کنم و فکر میکنم حتی خداهم راضی نیست که کارهام شرعی پیش برن. هیچی خواستم زن بگیرم توی ذوقم زدند و منم رو آوردم به ارتباطای الکی با دخترها که روانم آروم بشه. رو آوردم به دخانیات بلکه از لحاظ مغزی راحت بشم ولی هیچی لذت نداره توی این دنیا، هیچ و هیچ. به نهایت پوچی و بیهودگی و رذالت و نادرست بودن که میرسی میگی ای وای چه غلطی کردم! و حالا باید خودت رو جمع و جور کنی. دیگه نماز و دعا لذت نداره گفتگو با نامحرم نداره دخانیات نداره آشنا و رفیق نداره. دلتنگ حال از دست رفته ام! دلتنگم که کجا بودم و چه حسی داشتم که الان نیست. آخه اون موقع نمیفهمیدم و الان پشیمانم. من غریبه نیستم من خائنم. کافیه که یه روز از روزگار گزندی بهم برسه تا دیگه خدا پیغمبر نشناسم. ای وای که با عذاب وجدان چه گناه ها که نکردم. اصلا من این نیستم نمیدونم یکباره چی شد که اینقدر داغون و سرافکنده شدم. الانم اگه خدا دست من رو نگیره من هیچ کاری نمیتونم بکنم. میگم خدایا من نه زن میخوام نه تفریح نه هیچی حلالشم که نمیدی نمیخوام فقط اضطراب رو از من دور کن. ولی همه اینها رو میخوام، دلیلی که ازشون زده شدم این بوده که هیچوقت حتی چراغ روشنی هم بهم نشون ندادند که حداقل امیدوار بشم. خلاصه که خیلی ناامید و پریشان شدم هیچ ایده ای هم ندارم نه کتاب هاتون بهم لذت میده نه صوت هاتون اصلا نمیتونم ارتباطی باهاشون برقرار کنم. (این ناشی از ضعف منه نه نقص شما) سعی خودم رو کردم. فکر کنم دیگه در این حد پست شدم که قفل زدند به اعضا و جوارحم تا چیزی از معارف رو درک نکنم. نمیدانم. خلاصه که وضع بسیار غریب و حال بهم زنیه. از فرط اضطراب، قلب و معده ام حسابی درد میگیرند و دارو فقط تسکین درد های منه و اما اصلا درمان نمیکنه. به خدا از دار دنیا چیزهای کوچکی میخواستم آن هم به صورت حلال. وقتی نشد و باز هم نشد به حرامش رو آوردم و البته الان پشیمونم الان فقط خدا رو میخوام. بقیه هیچ. هر چیزی هم که خدا میده رو میخوام اصلا دیگه میخوام دعا نکنم. فقط بگم خدایا هرچی که میدونید خوبه رو بهم بدید. حسابی میترسم و وحشت دارم. من آدم ضعیفی هستم که کارهای اشتباه زیادی کردم. الانم از اعماق وجودم پشیمونم. یعنی با تکتک سلولهام استغفرالله میگم. ممنونم که به درددل بنده توجه کردید. خدا حفظتون کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه این حرفها؛ مگر جز این است که: «چونکه غم پیش آیدت در حق گریز / هیچ جز حق غمگساری دیدهای؟» بخواهید و نخواهید راهی عظیم و زیبا و گشوده و همه جانبه به نام اسلام و قرآن مقابل ما قرار دارد و هر اندازه با جدیّت در آن قرار گیریم بیشتر به نتایجی میرسیم که حتی باور هم نمیکردیم به همان صورتی که روندگان این راه به آن رسیدهاند و همه این میلهای توهّمی را زیر پا گذاردند. خوب است به نکاتی که سؤال کننده سؤال شماره 37662 فرمودهاند، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: خداوند وجودش نامتناهی است. پس وجودی غیر خدا نیست. هر چه ما میبینیم ظهورات آن وجود نامتناهی است. ما هیچ وقت ذات وجود نامتناهی را نمی توانیم بشناسیم یا شهود کنیم. اما ظهورات آن وجود نامتناهی را می توان شهود کرد. نامتناهی به ذات بر میگردد. نه اینکه بگوییم که نامتناهی یعنی همین ظهورات که میبینیم. آیا مطالب بالا درست است. اگر قسمتی نادرست است لطفاً آن را توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً همین طور است. به همین جهت ما را دعوت به نظر به اسمائی کردهاند که نور آن اسماء حسنای الهی در مظاهر جلوه میکند. مهم آن است که در مظاهر متوقف نشویم و همه را آینه اسمای حسنای او بیابیم. به همان معنایی که مولایمان علی«علیهالسلام» فرموده باشند: «ما رایت شیئاً الا و رایت الله قبله و معه و بعده». یا به تعبیر جناب مولوی: «دیده آن باشد که باشد شهشناس/ تا شناسد شاه را در هر لباس». موفق باشید
ضمن عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد میخواستم از شما بپرسم که اسفار استاد جوادی آملی رو از جلد چند بایستی شروع کنم و این کتاب رو از کجا باید تهیه کنم؟ و اینکه آیا اشکال نداره که به همراه این کتاب صوتهای انقلاب اسلامی جهان بین دو جهان و کانال مطالب ویژه و تدریس شرح فص فاطمیه رو با استاد مهدی معماریان از شاگردان علامه حسنزاده آملی ادامه بدم؟ خواندن این سه مورد با هم اشکالی ایجاد نمیکنه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه آنچه میفرمایید خوب است و جا دارد که در همه آنها حاضر شوید. فکر میکنم صوت دروس استاد جوادی را بتوانید در سایتهایی که به این امر مبادرت ورزیدهاند؛ بیابید. موفق باشید
سلام استاد طاهرزاده در جواب بنده گفتن «با انس با عالِمی که بهتر است از سادات باشند، امیدوار به رفع این مشکل باشید.«چ» سوالم اینه: «انس با عالم زنده یا مرده؟ انس گرفتن یعنی چی؟ یعنی بروم مشکلم را به ایشون بگویم تا راه حلی بدهد یا...؟ منطور از سادات همون سید هست یا سیده؟ عاقبت به خیر باشید ممنون/
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور روحانیون سادات میباشند مانند امام جماعت مساجد. که خوب است با دعوت ایشان به منزل از برکات علم و سیادت ایشان جهت دفع موانع استفاده شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب و عنایات ویژه حضرت حجت ارواحنا له الفدا تقدیم شما پدر دلسوز: سپاس بابت پاسخگویی به سؤالات قبلیم و اینکه همیشه خودتون رو در دسترس شاگردان قرار میدید و امید میدید و در این دوران سخت غیبت ما رو با توجهاتتون دلگرم میکنید. استاد فرق رؤیت، ملاقات، تشرف، نظر در چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان رؤیت و ملاقات را یکی دانست و آن انس روحانی است با ابعاد روحانی موردی که ملاقات شده. ولی در تشرف، ظاهراً رابطه جسمانی در میان است، هرچند اگر فردی که تشرف پیدا میکند اگر ابعاد روحانی خود را نیز آماده کرده باشد، از برکات ملاقات نیز میتواند بهرهمند شود. موفق باشید
سلام و ارادت: در بحث جایگاه معرفت نفس در کتاب خویشتن پنهان اشاره کردید به اینکه معرفت نفس هم مثل سایر علوم یک بعد عدمی دارد، بنده هرچقدر این عبارت را میخوانم متوجه نمیشم در صوت هم خیلی به این موضوع نپرداختید، لطف میکنید اگر برایم این مطلب را دقیق و عامیانه باز کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام صفحه از کتاب؟! موفق باشید
با سلام خدمت استاد ارجمند: اینکه گفته شده علم انسان حصولی هست یا حضوری و گفته شده علم حضوری کاملا یقینی هست و بی واسطه، کسی که بیماری اسکیزوفرنی دارد، ذهنش موجوداتی را می سازه و اونها را هم می بینه و با اونها صحبت می کنه و برای این شخص این امور کاملا واقعی هست، چطور میشه این گونه امور را از علم حضوری یقینی تفکیک کرد؟ آیا این موارد امور یقینی را زیر سوال نمی بره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل هر توهّمی که برای فرد متوهّم، یقینی است ولی نه به معنای مطابقت با خارج. در حالیکه در علم حضوری، وجودِ معلوم نزد عالم است و نه تصورات او. در مورد علم حضوری همواره علمِ خودمان به خودمان مثال زدنی است. موفق باشید
سلام آقای استاد طاهرزاده عزیز: خدا هم خدای قدیم!!!! نمیدونم این عرشش چرا از این آه های مظلوم دیگه نمیلرزه؟؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا، همان خداست و عرش او هم همان عرشی است که با آه مظلوم میلرزد و با لرزش آن عرش، نسبت تدبیر الهی در امور مردمان که نگران آه مظلوم نیستند؛ تغییر میکند. آیا افسردگیهای اهل دنیا و رانتخواران را نمییابید که چگونه خداوند به جای تدبیر عرشیاش آنها را به خود واگذاشته؟!! «فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ». موفق باشید
با سلام: از نظر وحدت شخصیه وجود، مثلا در آب، سیراب کردن اثر خداست یا اثر آب؟ لطفاً توضیح مختصری بفرمایید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه تأثیرات از حضرت حق است با حضور مطلقی که او در عالم هستی دارد، ولی از طریق مظاهر اسمای حسنایش. موفق باشید
سلام: این صحبت ترامپ رو چطور میبینید؟ چرا میگوید باید خدا را برگردانیم؟ رئیس جمهور امریکا: بدون مرز، قانون و نظم و مذهب، واقعاً دیگر کشوری وجود ندارد. میخواهیم دین را به ایالات متحده بازگردانیم. باید خدا را به آمریکا بازگردانیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه روح مذهبی در مردم آمریکا هست و عبارت In God We Trust” (ما به خدا اعتماد داریم) به عنوان شعار ملی ایالات متحده روی تمامی اسکناسهای دلار نوشته شده است؛ معلوم است که هر رئیس جمهوری هرچند که گروگان جریان صهیونیسم هم که باشد باید برای جذب آراء مردم چنین شعارهایی بدهد و به همین جهت هم گفته میشود حاکمان آمریکا از جنس مردم آنها نیستند هرچند تا قبل از جریان طوفان الاقصی، فریب رسانههای اسرائیلی را میخوردند. موفق باشید
سلام استاد: برای کنترل خطورات ذهنی که بر انسان حادث میشه چکار میشه کرد؟ به گونه ای که بدون اراده هیچ نقشی بر خیال انسان حادث نشه. آیا کثرت خطورات خصوصا موقع مطالعه و نماز و کارهای مفید که برای آخرت انسان مفید هستند نشانه ضعف انسان هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار مهم و مهمتر از مهم است و ارزش انسان به آن است که بتواند فرماندۀ ذهن و خیال خود باشد و در این رابطه مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» برای شروع، کار خوبی میتواند باشد بخصوص آن سخن آیت الله حسنزاده که فرمودند برای آنکه ذهن من، مرا مشغول نکند با کسب معارف، ذهن خود را مدیریت کردم. موفق باشید
سلام: از یه طرف امیر المومنین (یا یکی دیگر از معصومین) میفرمایند نعمتهای بهشت را هیچ گوشی نشیده و چشمی ندیده حتی به قلب هیچ بشری خطور هم نکرده، ولی از طرف دیگه در سوره بقره اهل ایمان میگویند اینها رو که در دنیا هم حس میکردیم! این تضاد رو توضیح دهید لطفا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی با آن نعمتها در قیامت با آن شرایطِ گسترده روبرو میشوند، متوجه میگردند احوالاتی که در دنیا در ازای اعمال صالح و روحانیت توحیدی برایشان پیش آمده، نحوهای از همین الطافی است که در بهشت، اکنون با آن روبرو هستند. ولی قبل از آن فکر آن را هم نمیکردند آنچه را که در بهشت با آن روبرو میشوند، قبلاً در ازای ایمان و عمل صالح خود چشیدهاند در عین آنکه همان را هم در دنیا نمیتوانستند وصف کنند. موفق باشید
سلام: من میخوام قرآن بخونم و حفظ کنم برای همین یه منبع یا جای معتبر و ساده ای میخواستم که در کنارش معانی آیات رو هم یاد بگیرم. خود معانی ساده آیات ممکنه نامفهوم باشه در حد تفسیر خیلی پیچیده هم نمیخوام یه چیز بین این ها که وقتی قران رو میخونم بفهمم منظورش از گفتن این آیه چیه که خوندنم بیهوده نباشه. ممنونم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: این فکر خوبی است. پیشنهاد میشود اگر بتوانید کتاب «خلاصۀ تفاسیر المیزان و نمونه» را که جناب استاد عباس پورسیف تهیه کردهاند را کنار آیات مدّ نظر قرار دهید، نتیجۀ بهتر و بیشتری نصیب خود میکنید. موفق باشید
سلام علیکم استاد: طاعاتتون قبول باشه ان شاءلله. دختر خانومی ۲۱ ساله دانشجوی حقوق از بنده پرسید تو اعتکاف گفتن اجازه همسر برای اعتکاف لازم است ولی موقع انتخابات و راهنمایی ۲۲ بهمن میگن اگه شرکت نکنین معصیت کردید و اجازه همسر لازم نیست چرا زن برای عبادتی مثل اعتکاف باید اجازه بگیره ولی به مسائل سیاسی که میرسه اجازه لازم نیست لطفا جواب قانع کننده ای برای این خانوم جوان بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان اینطور فکر کرد از آن جهت که اعتکاف یک امر مستحب است و لازمۀ آن خروج از منزل میباشد اجازۀ همسر لازم است. ولی حضور در صحنههایی که مقابله با کفر و استکبار میباشد و به اصل اسلام مربوط است؛ موضوع، متفاوت است. موفق باشید
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: این سوال رو دفعه دومه میپرسم پاسخش رو ندیدم...
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در جواب سؤال شمارۀ 39570 به صورت شخصی ارسال شد؛ عرض شد بنده چیزی در این مورد نمیدانم! موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی و آرزوی توفیقات روزافزون برای جنابعالی: در کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی در صفحه 219 فرمودید: حضرت موسي (ع) در شرايطي که با غلبهي فرهنگ فرعوني، مورد پذيرش هيچکس نبودند، با بصيرت الهي، متوجه حضور تاريخي وحي الهي بودند، خودشان تک و تنها به مصر آمدند و سراغ دربار فرعون رفتند و به کمک حضرت هارون پيام الهي را تبيين نمودند و بالاخره آن پيام جاي خود را در تاريخ باز کرد و فرعون رفت و حکومتها يکي بعد از ديگري به مديريت پيامبران بني اسرائيل به صحنه آمدند، و چون تاريخ به کمک حضرت هارون (ع) توانست پيام الهي حضرت موسي (ع) را درک کند، سالهاي متمادي نظامي که حضرت موسي شکل دادند عالم را تغذيه کرد. سوال بنده این است که آیا غیر از حکومت حضرت سلیمان پیامبر دیگری هم تشکیل حکومت داده است؟ و اگر بوده آیا ذیل حکومت حضرت سلیمان بوده یا غیر از آن؟ اگر منبعی در این خصوص جهت مطالعه معرفی بفرمایید ممنون میشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! پیامبر دیگری هم ذیل حضور تاریخی حضرت موسی «علیهالسلام» بودهاند که نقش حکومتداری را مدّ نظر داشتهاند. از جمله همان پیامبری که حضرت طالوت را مأمور مقابله با جالوت کردند و قرآن در آیات ۲۴۶ به بعد سوره بقره متذکر میشود. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: هنگام گوش دادن به گفتگوی عصر جمعه https://eitaa.com/matalebevijeh/18793 «در آینه ی تشییع سید حسن نصرالله» شما از احوالات خودتان گفتید و اینکه مدام می نویسید از آنچه این روزها دربرتان گرفته همسرم در حین شنیدن اینگونه گفت: «واما باردگر در روز تشییع بزرگ سید مقاومت همه ی تاریخ جمع خواهد شد وبار دگر از این پدیده همه ی تاریخ گشوده خواهد شد» منتظر سخن گفتنش بودم...
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. در آیینۀ تشییع سید حسن نصرالله، این انسانیت است که خود را در یگانگیِ خود دارد تجربه میکند که چه اندازه در نسبت با آن سید بزرگوار، ما به هم نزدیکیم و این یعنی حضور در فردای تاریخی خود، و همدیگر را در آیینۀ شخصیت سید حسن نصرالله تجربهکردن. و فردایی را مدّ نظر داشت که افق حضور نهایی انسان است در توجه به انسان کامل و نسبتی که هرکس هر روز میتواند در اکنون خود، آن افق را در خود تجربه کند. موفق باشید
