بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
36114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بحث آدم فضایی چیه که تازگیا باب شده. ژنتیک انسانها رو تغییر میدن به اسم آدم فضایی جا میزنن؟ دنیا به کجا داره میره واقعا!!به کجا چنین شتابان واقعا اینجا معنیش مشخص میشه. کی این ظلم به انسانهای تغییر ژنتیک داده شده رو پاسخگوعه. واقعا هنگم. این چه ظلمیه؟ هر چی به اسم حلیم خدا فکر می‌کنم بازم کم میارم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور بیشتر در میدان توهّمات انسان‌ها جای دارد، چرا ما خودمان را مشغول این امور بکنیم در حالیکه می‌دانیم عالَم، صاحب دارد و حضرت حق جهان را در دست این نوع افراد قرار نمی‌دهد مگر آن‌که تنها امتحانی در میان باشد تا هرکس  خود را نشان دهد که جایگاهش کجاست. موفق باشید

35757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم، وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم، صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم، چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم، تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری، یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم، جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو، چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم، هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید، با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم، در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل، یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم....... ما در ره عشق تو اسیران بلاییم، کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم، ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست، گر سر برود سر تو با کس نگشاییم؛ تقدیم به خدایی که این روزا اونم با نارفیقها رفیق تره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به این سخن مولایمان نظر کنید که می‌فرمایند: «وَ انَّ الدُّنْيا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ الّا عَلى ما جَعَلَها اللّهُ عَلَيْهِ مِنْ النَّعْماءِ وَ الْابتلاء»، بدان كه دنيا مستقر نمى‌‏شود و سنت خدا در آن جارى نمى‏ گردد مگر از طريق نعمت و بلاهايى كه خدا در آن قرار داده است. يعنى خدا دنيا را ساخته است- از دستش هم درنرفته است- ولى سنتى كه در آن جارى مى ‏كند سختى و راحتى دادن است به طور توأمان. مدير دنيا، مديريت خودش را از طريق نعمت‏ها و بلاها اعمال مى‏ كند. نه بلاها از دست خدا دررفته ‏اند و نه راحتى‏ ها از زمام اختيار او خارج شده ‏اند. نه راحتى دادن‏ ها مديريتى جدا از سختى دادن‏ ها دارد و نه سختى داراى مديرى غير از مدير راحتى است. نه سختى گسسته از راحتى است و نه راحتى جداى از سختى. يك زندگى است كه هم سختى دارد و هم راحتى، لذا مى‏ توان به جايى رسيد كه گفت:
         عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ             اى عجب كس عاشق اين هر دو ضدّ
خدايا زندگى راحت بى ‏تحرك و بى‏ مزه به چه كار مى‏ آيد؟ يك شور و حيرت، مصيبت و جنگ يا محروميتى بده تا از بى‏ تحركى و تنبلى به درآييم! هنگامى كه مريض در تختش خوابيده، اگر مرتب پهلو به پهلو نشود بدنش زخم مى‏ شود، و سختى ‏ها و رنج ‏هاى حيات، تكان‏ هايى است كه بر ما وارد مى‏ شود تا خونمان لخته نگردد. لذا است كه هم تقاضاى رفع مشكلات مى‏ كنيم و هم نگرانيم كه ما را به راحتى سردى گرفتار كند.
         نالم و ترسم كه او باور كند             وز ترحّم جور را كمتر كند
موقعى كه مشكلى براى من ايجاد نموده و حالم را گرفته است، مى‏ نالم و از خدا مى‏ خواهم كه مشكلم را برطرف كند. امّا در عين حال ترسانم مبادا حرف مرا باور كرده، مشكلات مرا كم كند.
اگر در راحتى محض قرار گرفتم چه كنم؟ در آن وقت همانند بلبلى خواهم بود كه از گُل جدايش كرده ‏اند. بر من مباد كه خدا مرا از سختى جدا كند- دقت كنيد كه ديد خوبى است.
         نالم و ترسم كه او باور كند             وز ترحم جور را كمتر كند
             واللّه ار زين خار در بستان شوم             همچو بلبل زين سبب نالان شوم‏

باز هم ناله سر خواهم داد امّا اين بار به خاطر آن كه او سختيها را از من گرفته است. قرآن مى‏ فرمايد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ فى كَبَد» (ما انسان را در سختيها مى ‏پرورانيم) خدا مى‏ فرمايد شما پشته ‏هاى سخت و گردنه ‏هاى تنگ حيات را پشت ‏سر نگذاشته ‏ايد. مرده و ساكت و ساكنيد و تا به سختى‏ ها نيفتيد نمى ‏توانيد خودتان را آزاد كنيد. تا سختى ‏ها را ننوشيد زنده نمى ‏شويد. در روايات آمده است كه يكى از بهترين ذكرها «ماشاءاللّه» است. يعنى انسان به مقامى برسد كه بگويد: «هرچه خدا بخواهد». يعنى منِ انسان با تمام فعاليت ‏هايم در عرصه حيات، تسليم سنت جارى حق هستم. موفق باشید

 

35714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: سوالی داشتم، چرا شما سالهای گذشته فقط ده روز اول محرم رو مشکلی می‌پوشیدید ولی امسال بعد از عاشورا هم میپوشین؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! هنوز هم بنده فکر می‌کنم همان ده روز اول محرم پوشیدن لباس مشکی کافی است. می‌ماند که این امر مصادف شد با رحلت خواهرم و یا این‌که در جلساتی که صرفاً در راستای عزاداری برای حضرت است؛ از لباس مشکی استفاده می‌شود. موفق باشید

35601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. هیج وقت نتونستم پاسخی برای این سوال پیدا کنم که ( من کیم؟) کامل ترین پاسخ چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان کسی که از خود سؤال می‌کند که کیست، همان سؤال‌کننده همان کسی است که در طلب آگاهی بیشتر از خودش می‌باشد. موفق باشید

35241

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: با توجه به مباحث حضور و ظهور در معرفت نفس سوالی داشتم. آیا انسان می تواند به حضور خداوند برسد؟ اگر جواب مثبت است، چگونه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین که انسان وجود خود را که عین ربط به حضرت حق است، درک کند؛ عملاً متوجه حضور حق می‌شود و ربطی که با او دارد. البته این امر، امر فکری نیست که با سوال حل شود. موفق باشید

40305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: لطفا نظر خود را در مورد کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید از جفری یانگ بفرمایید. الان کلینیکهای زیادی به عنوان طرحواره درمانگر در سراسر ایران با این روش که روش این کتاب است، افراد را درمان می‌کنند. آیا این همان روش کریشنا مورتی است که میگه ذهنتون رو ساکت کنید؟ در این کتاب بصورت کاملا مفصل توضیح داده چطور ذهن رو ساکت کنیم. آیا این همان روش شیخ رجبعلی خیاط است؟ این نوع درمان برای افرادی‌که اختلال شخصیت مثل اختلال مرزی، وسواس فکری، اختلال دوقطبی دارند استفاده می‌شود و صد البته که به درد افراد عادی هم میخوره. این کتاب تمام افکار اشتباه رو در قالب انواع طرحواره، که ۱۸ تا هستن لیست کرده. حتی تستهای آنلاین طرحواره درمانی هست که افکار اشتباه فرد رو شناسایی میکنن. دیدید سر نماز چقدر افکار انسان رو میگیرن. بنظرم این کتاب کمی راه حل این مشکل هم هست و در آخر بسیار خوشبختم که با فردی چون شما هم صحبت شدم و از حضورتون از خداوند شاکریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب آقای جفریانک را ندیده‌ام ولی کتاب آقای کریشنامورتی به عنوان «نگاه در سکوت» را با دقت مطالعه کرده‌ام. فکر می‌کنم جواب تعالی انسان در آن کتاب نیست. آقای کریشنامورتی تلاش می‌کند انسان را برای فرار از فشار مسائلِ ذهنی پر از «هیچی» کند. آری! همان‌طور که آقای مصفا تحت تأثیر آقای کریشنامورتی می‌فرمایند نباید تفکرِ زائد داشت. و این نکتۀ خوبی است ولی چه چیزی را باید در این مورد مدّ نظر داشت که منجر به تفکر زائد نگردد؟ این‌جا است که توجه به حضور سنت‌های الهی و هرچیزی را در سنت‌های الهی مدّ نظر آورد، بسیار کارساز است و این یعنی قرآن و نظر به اشاراتی که قرآن در این رابطه به میان آورده و شخصیت بزرگی همچون علامۀ طباطبایی در تفسیر خود آن قواعد و سنن را متذکر می‌شود. موفق باشید

40027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: روزتون بخیر. اگر نفس انسان قدیم نیست، پس ما در عالم ذر و ازل چگونه حضور داشتیم و حتی درمورد امور شخصی انتخاب داشتیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در علم خدا حاضر بودیم ولی به عنوان شخص و نفس مشخص «جسمانیۀ الحدوث» هستیم که در جای خود بحث شده است. موفق باشید

39991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد محترم وقتتان بخیر: استاد چند ماهی هست که شروع به سیروسلوک کردم سخنرانی های شما رو گوش می‌دادم کتابهایی دراین‌باره مطالعه کردم. خیلی مواظب رفتار و اعمالم بود حتی یکی از صفات بدم که بداخلاقی بود رو ترک کردم منتها فکر می‌کردم ذبح کردم اما پنهان بود و بعد چند وقت یک دفعه نمایان شد خیلییییی از این بابت ناراحتم چون احساس می‌کنم تمام اعمالم رو زیرسوال بردم و تمام زحماتم هدر رفت و یک مقداری در این مسیر سست شدم همش فکر می‌کنم از چشم خدا افتادم و دیگه تو این مسیر جایی برای من نیست و یجورایی دلسرد و ناامید شدم حتی نماز شبهام ترک شدن و متاسفانه نماز صبحم حتی قضا شد این علائم نشان می‌دهد که بنده رو نمی‌خواهند درسحرها راه بدهند و اسم من خط خورده. چون حتی با صدای زنگ گوشی هم بیدارنمیشم واقعا از این بابت غصه می‌خورم دچار سردرگمی شدم نمیدونم چیکار کنم. لطفا راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: مگر وقتی به لطف الهی انسان در راه قرار گرفت، باید گمان کند کار تمام است و شیطان رهایش می‌کند؟! در حالی‌که بزرگان معرفت می‌فرمایند بعضاً برای دفع یک رذیله، ۷۰مرتبه توبه کرده‌اند زیرا ۷۰ مرتبه دوباره آن رذیله آمده است. پس در این موارد جای ناامیدی نیست. ثانیاً: در مستحبات بخصوص نماز شب در این فصل از سال به خود سخت‌گیری نباید کرد. موفق باشید

39838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: آیا عشق و حبی که ناخودآگاه نسبت به مومنین صاحب معرفت پیش می‌آید هم از جمله خیالاتی است که ما را از خودمان می‌دزدد و بیخود می‌کند که درباره آن گفته اند: این برونی‌ها همه آفات توست؟ اگر شدت داشته باشد چه؟ «الذین آمنوا اشد حبا لله» چه عشقی است؟ عشق به خود؟ یا این مورد را هم شامل می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آینۀ اهل معنا این «حقیقت» است که رُخ می‌نمایاند و این حبّ، عطای الهی است از آن جهت که فرموده‌اند: «مهر خوبان در میان جان نشان / جان مده الاّ به مهر دل‌خوشان». موفق باشید 

39811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد بزگوار و آرزوی قبولی طاعات وقت شما بخیر؛ همانطور که شما هم در شرح جامع السعادات فرمودین دستور دین‌ به حمل بر صحت عمل افراد دیگر است؛ اگر ما می دانیم اخلاق فردی بر سوء استفاده از دیگران است؛ و یا فردی بارها نشان داده که خودخواه است، چطور می‌توان اعمال جدید این افراد را حمل بر صحت کرد؟ مگر نه این است که مومن باید تیزهوش و زیرک نیز باشد؛ چرا ما باید شرایط سوء استفاده دیگران از خودمان را فراهم آوریم؟ و هر باز از این افراد زخم بخوریم و باز هم حمل بر صحت کنیم؟ لطفا بیشتر توضیح دهید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تا آن‌جا که ممکن است باید کار اهل ایمان را حمل بر صحت کرد از آن جهت که جهت‌گیریِ آن‌ها در راستای حضور دینی است. ولی نه به آن معنا که بخواهیم خود را فریب دهیم. موفق باشید

39696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: طاعاتتون قبول باشه استاد عزیز. سوالی داشتم در رابطه با نماز غفیله. آیا روایتی که راجع به نماز غفیله که امام سجاد در دربار یزید به یزید می‌فرمایند نماز غفیله بخوان تا توبه ات درباره کشتن امام حسین قبول بشود و حضرت زینب (س) اعتراض می‌کنند که چرا به قاتل پدرت نماز غفیله پیشنهاد می‌دهی بخواند و امام می‌فرمایید یزید موفق به این نماز نمی‌شود آیا این روایت صحیح است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم حدیث مطرح‌شده چه اندازه معتبر است؟ ولی می‌توان در مورد آن فکر کرد از آن جهت که آیا در ذکر «سبحانک انی کنت من الظالمین» که نمازگزار در نماز غفیله اظهار می‌کند اشخاصی مانند یزید می‌تواند چنین بگویند و متوجه ظالم‌بودنِ خود بشوند و به سبحانی خداوند پناه ببرند؟ موفق باشید

39615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: بنده کتاب ادب خیال شما رو خوندم. یک مشکل و سوالی دارم لطفا راهنمایی بفرمایید. من به موضوعات مختلف علاقه دارم و پراکنده خوانی هم می‌کنم. به تعبیر شما اقیانوس به عمق نیم سانت. چاره این مشکل چیه. باید مثلا در یک زمینه و موضوع کتب مختلف رو خوند یا فقط یه عالم رو پیگیری کنیم؟ به شدت علاقه به مطالعه دارم و همین پراکنده خوانی آسیب زاست. لطفا راهنمایی بفرمایید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار توجه به تفسیر مبارک «المیزان» به آثار اساتیدی مانند شهید مطهری و آیت الله محمد شجاعی فکر کنید که متذکر معارف بلند توحیدی می‌باشند و در این رابطه ذیل تذکرات رهبر معظم انقلاب، می‌توان راه را ادامه داد وگرنه با غفلت از معارف توحیدی صحنه‌ها آن‌طور که باید معنا نخواهند شد و راه آینده برایمان روشن نمی‌شود آن‌طور که برای رهبر معظم انقلاب به لطف الهی روشن شده است. موفق باشید

39612
متن پرسش

«حضرت سید حسن نصرالله اکنون در اوج عزت است»؛ چشم باطنی که در این تشییع باشکوه، شهید سید مقاومت حسن نصرالله را در اوج عزت می بیند چه نسبتی با چشم باطنی دارد که به واقعه عاشورا «ما رأیت الا جمیلا» نظر می کند؟ و چشم ظاهربین بی بصیرتی که حذف فیزیکی سید مقاومت را برای استکبار پیروزی محسوب می کند چه نسبتی با چشم ظاهربین بی بصیرتی دارد که بعد از واقعه عاشورا کار را تمام شده می داند؟ این چه غم و اندوه همراه با شکوه و زیبایی ست که در تشییع رهبران و مجاهدان مقاومت انسان را در بر می‌گیرد؟ این چه اشکی ست که در حین این تشییع های باشکوه از ما جاری می‌شود و این چه حضوری ست که بازگشت ما را به روزمرگی اینقدر مشکل می‌کند؟ چرا روز اول کاری بعد از تشییع باشکوه حاج قاسم اینقدر برایمان مشکل بود؟ چه رابطه ای میان حضور ما در چنین صحنه ها و بیرون آمدن ما از روزمرگی و ملالت زندگی وجود دارد؟ گویی حضور در لحظه های زودگذر ولی ماندگار این صحنه ها روزنه کوچکی می‌شود به سوی آن افقی که ما خود متعالی مان را می بایست در آن افق جستجو و احساس کنیم. افقی که انسان فقط در آن افق می‌تواند از روزمرگی و زندگی تکراری ملالت آور این روزگار رهایی یابد و آن فطرت پاکی که از آن دور افتاده و جانش را به حضور اولیاء الهی پیوند می‌زند را در درون خود احساس کند و بندگی خود را به معنای واقعی زندگی کند. درود و رحمت خداوند بر روح پاک شهید سید حسن نصرالله و شهیدان راه مقاومت و راهشان پررهرو. ان شاء الله. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این غم در آن تشییعِ عرشی، غمِ تذکر به خود است که از آن غافله عقب نمانیم و آن اشک، اشکِ طلب راهی است که در مقابل ما به سوی عرش توسط این انسان‌های بزرگ گشوده شده است. آری! صحنه، صحنۀ هرچه بیشترِ یافتنِ ابعادی از شخصیت خودمان است که توسط روزمرّگی‌ها فراموش‌مان شده است. در همین رابطه یکی از حضار در جلسۀ «در آینۀ تشییع شهید سید حسن نصرالله» فرمودند با نظر به این تشییع، احساس عبور از نیهیلیسم را می‌توانیم بچشیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/18793 . موفق باشید

 

39477
متن پرسش

ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام و روز جانباز گرامی باد. 
«لرزانده سوز و اشک تو عرش خدا را / هر شب تورّق می‌کنی کرب و بلا را» 
«پیچیده در گوش زمان فریاد یاران / تنها تویی حس می‌کنی بانگ صدا را» 
«جانبازی‌ات بالاتر از خون شهید است / ماندی که آموزش دهی پرواز ما را»
 «ای حافظ دیوان اشعار خمینی / آغاز کن یک قصّه‌ی بی‌انتها را»
 «گفتی که من هستم شما آسوده باشید / با ماندنت شرمنده کردی لاله‌ها را»
 دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۳ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا این‌همه صبر و امید در این جانبازان عزیز شگفت‌انگیز نیست که چگونه خداوند قلب آن‌ها را متوجه حضوری کرده که ما در انتظار آن حضور می‌باشیم؟!! گویا اینان در زمانۀ ظهور حضرت صاحب الأمر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» قرار دارند و با صبر خود در حال مبارزه در کنار آن حضرت می‌باشند و اگر واژه‌هایی برای گزارش آن حضور ندارند، ولی با صبر و آرامش خود، حرف‌های بلندی را در سلوک خود اظهار می‌کنند. موفق باشید      

39457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بسمه تعالی: استاد بعد از مطالعه صوت های معرفت النفس شما چه مرحله ای هست و چه باید کرد که به صورت عملی معرفه النفس پیدا کنیم؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علیکم به کتاب «معاد بازگشت به جدی‌ترین زندگی» https://lobolmizan.ir/book/94?mark=%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF و شرح صوتیِ آن کتاب. https://lobolmizan.ir/sound/652 . مگر جز این است که ما با هرچه بیشتر توجه به زوایای ابدی خود، امروزمان را به آن فردایِ اصیل متصل می‌گردانیم؟ موفق باشید 

39399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالی ذهن بنده رو درگیر کرده خواستم نظرتون رو در این خصوص بپرسم، قطعا در مقام بالای معنوی و عرفانی مولوی تردیدی نیست در کتاب مثنوی معنوی و آثار دیگرش معارف عمیقی از اسلام را به زیبایی به تصویر کشیده، اما در ابیات آخر عمرش در برخی از اشعار از عباراتی استفاده کرده که بعضا کلمات نامناسب و دارای معانی غیر اخلاقی هستند، به نظر شما مولانا با آن عرفان عمیق چرا باید از بعضی از کلمات زشت در بعضی از ابیاتش که عمدتا در اواخر عمرش سروده، استفاده کند؟ البته بعضی ها نظرشان اینست ایشان جز ملامتیه بودند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم آیت الله محمد تقی جعفری آن شارح بزرگ نهج البلاغه می‌فرمودند در مورد چنین کلماتی نسبت به جناب مولوی گِله‌مند هستند و البته بنا نداشتند به جهت چنین کلماتی از کتاب «مثنوی» منصرف شوند. بعضی از عزیزان می‌فرمودند این نوع گفتگوها در آن زمان حالت عادی و عرفی داشته است، برعکسِ این زمان که تکرار آن‌ها از ادب دور است. موفق باشید

39381
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر: استاد بزرگوار؛ نظر به فرمایشات حضرتعالی، وظیفه کنونی ما رشد و تعالی هم در مسیر دین است و هم متخصص شدن در زمینه شغلی تا بتوان به عنوان نیروی متخصص شغلی و متعهد دینی تراز مانند شهید تهرانی‌مقدم، به انقلاب اسلامی خدمت کرد. استاد عزیر، بنده در حوزه «منابع انسانی» در سازمان‌ها فعالیت دارم. در حال حاضر اساس و بنیان این حوزه شغلی، غربی است. ادبیات و شاکله امروزیِ این علم و رشته شغلی از غرب آمده و برای متخصص شدن از یک سو گزیری نیست از مطالعه کتب اندیشمندان غرب (که مبنای نگاهشان صرفاً بهره‌کشی از نیروی انسانی است نه تعالی بشر) و از سوی دیگر نگاه اسلامیِ توحیدی‌ای در متخصصان داخلی در این رشته وجود ندارد. چه باید کرد؟ از کجا باید نقطه اتصالی بین این دو برقرار کرد؟ چگونه می‌توان نگاه اسلامی الهی به نیروی انسانی را به دست آورد و در سازمان‌ها انتشار داد؟ حتی بزرگان داخلی این حوزه هم همان حرف‌های غربی‌ها را صرفاً تکرار و ترجمه کرده اند. در زمینه علوم انسانی دیگر مانند فلسفه و جامعه‌شناسی، اندیشمندان اسلامی قبلاً ورود کرده اند و آثار مرجعی می‌توان یافت و نگاه خطای فیلسوفان غرب را تشخیص داد. اما در این حوزه‌های اینچنینی، منابع به روز شده و جدید اسلامی وجود ندارد (حضرتعالی هم در سوالات قبلی، به نامه حضرت امیر به مالک اشاره فرمودید) علی ایحال تقاضا می‌شود ارائه طریق فرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا است که توجه به موضوع «معرفت نفس» و تدبیر روح بر جسم، ما را متوجۀ تدبیر عالم معنا بر عالم ماده می‌کند و اگر با نظر به این امر، علوم انسانی تنظیم شود و کارگزاران نظام اسلامی متوجۀ چنین قاعده‌ای باشند، در کنار فعالیت‌های خود میدان تأثیرگذاریِ امور معنوی را مدّ نظر می‌‌آورند و از این جهت فعالیت‌های آن‌ها به جای بی‌آینده و عقیم‌بودن؛ آینده‌دار و با برکت خواهد بود. موفق باشید  

39278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خوبم: حالت خوف را درک نمی‌کنم کتاب معراج السعاده را هم خوانده ام در هر صورت رحمت خدا بسیار بسیار بر غضب اش برایم غلبه دارد و با همه شرمساری ام هیچ جوره در کت ام نمی‌رود باید از او بترسم. شرم چرا نگرانی چرا توبه چرا ولی راضی شدنش به دوری ام را نمیتابم. حتی لحظه ای. چطور خوف و رجا را در کنار هم داشته باشم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این سخن جناب حافظ فکر کنید که فرمود: «تو را ز کنگرۀ عرش می‌زنند سفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتاده است؟» موفق باشید

39237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد بزرگوار: استاد بنده ۲۷ سالمه، سه تا پسر دارم، زندگی متاهلی پر از تنشی دارم، همیشه دعوا، کتک کاری، فحش و ناسزا، توهین و تحقیر شوهرم. همیشه به من شک داره میگه دست خودم نیست همش دارم عذاب می‌کشم دلم برای بچه هام میسوزه، اونا هم تو این آتیشی که برپاست دارن می‌سوزند. هیشکی رو ندارم شوهرم یکی از دوست داران شما هست، کتابهای شما رو میخونه،عاشق رهبری هست، عاشق ولایت و معصومین علیهم السلام هست ولی اخلاق و رفتارش خیلی بده، نمیدونم چکار کنم. بخدا خسته شدم از زندگی. اصلا آرامش ندارم تو رو خدا بهم بگید چکار کنم؟ ممنونم ازتون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان قسم خورده است تا این نوع افرادی را که اهداف خیر و خوبی دارند؛ به زحمت بیندازد و از راه مستقیم خارج کند. ولی از آن‌جایی که کید شیطان ضعیف است ان شاءالله مشکل حل می‌شود و این افراد به خود می‌آیند. موفق باشید

39215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: شما در سوره اعراف در بخش اسماء الهی می‌فرمایید: که برای دیدن اسما الله باید چشم و گوش دل باز شود. آیا منظور شما از باز شدن گوش و چشم دل، خیال می‌باشد؟ با تشکر از الطاف استاد عزیزم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در نفس خود قوایی دارد که اگر آن قوا منوّر به نور ایمان گردد به حکم حدیث قرب نوافل، با دیدن و شنیدن هرچیز منتقل می‌شود به انوار اسمای الهی. و البته به گفتۀ آیت الله تربتی این امور، چشیدنی است و نه شنیدنی. نکتۀ خوبی که کتاب «فضیلت‌های فراموش شده» مطرح کرده. موفق باشید  

39103

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد گرامی: بنده در مورد اصول و قواعد کلیه و قول مشهور که فرمودین چند مطلب به ذهنم میرسه ۱. درباره سند روایت طبق گفته علمای اصولی، خدشه و تردید وجود داره راجع به دو روایت القاء اصول و تفریع (یکی از امام رضا و دیگری از امام صادق (علیهما السلام) مصدر آن دو منحصر به کتاب ابن ادریس، در آخر کتاب، بخش متطرفات می باشد. خود ابن ادریس آن دو را از کتاب بزنظی نقل کرده است. در آن بخش بین اعلام اختلاف واقع شده، عده ای آن دو را ـ صحیح می دانند و عده ای هم بخاطر روشن نبودن طریق ابن ادریس به کتاب بزنظی آن را مرسل می دانند، شاید مشهورتر در السنه أصحاب تعبیر به صحیحه باشد ولی با شواهدی شاید اثبات بشود که ظاهراً ابن ادرس اینجا این کتاب را جامع بزنطی تصور کرده اند و اصولاً روشن نیست این کتاب که ایشان از آن به عنوان (جامع البزنطی)  یا الجامع للبزنطی  نام برده اند متعلق به کیست؟ طبق شواهد موجود معلوم نیست این کتاب همان (جامع بزنطی) معروف باشد. خود این تعبیر «القاء الاصول» و «تفریع» فقط در این دو روایت و فقط در همین کتاب آمده است اصل آن کاملاً مشکوک است، حداقل آنکه مرسل باشد و دلیل بر حجیت آن نیست مگر اینکه اگر بنا بر نظر عده ای از فقها چون شهرت فتوایی دارد می‌توان به آن عمل نمود. ۲. در مورد مفاد حدیث که گروهی از فقها اصلا شک در حدیث بودن اون دارند و بعضا میگند جزء قواعد فقهیه است نه روایت. ۳. بر فرض صحت و قبول حدیث ظاهرا شما از اصول عملیه و کاربرد اون خلاف مشهور سخن گفتین چرا که اولا چیزی که شما گفتین تنقیح مناطه نه اصول عملیه ثانیا بر فرض صحت تعریف شما از اصول علمیه. اصول عملیه شما بیشتر شبیه قیاسه و استحسان نه اصول عملیه مورد قبول شیعه. ثالثا فهمی که در غالب عقل و سنت نباشه نه اینکه مورد تایید ما نیست بلکه مطمئنا مورد تایید شارع مقدس هم نیست و شما باید دلیلی بر سخن خود بیارین نه اینکه دلیل تراشی کنید و به قول فقها شما سعی در ایجاد فقه جدید دارین که اصلا مورد تایید هیچ کس نیست برای همین موکدا پیشنهاد می‌کنم در علومی که تخصص ندارین نظر ندین دوما اصطلاحات علوم دیگه رو با هم خلط نکنید سوما اگه تمایل به آشنایی با علم اصول و قواعد دارین حداقل کتاب الموجز استاد سبحانی میتونه کمی کمک حالتون باشه. و چهارم اینکه قبل ازینکه هرکس خلاف نظرات سطحی و اشتباهتان موضع گرفت را حواله به منشور روحانیت حضرت امام ندهید. موفق باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: آن روایت‌ها را ما مکرر از زبان علمایی همچون آیت الله جوادی شنیده‌ایم مبنی بر اینکه بالاخره اصول را باید از سرچشمه‌های اصیل یعنی قرآن و روایت گرفت و با تدبّر در آن اصول، مصداق‌ها و موارد را پیدا کرد وگرنه گرفتار نوعی تحجر می‌شویم. ثانیاً: بنده از کسانی تعجب کردم که مسئله‌ای به این روشنی را مدّ نظر ندارند که بالاخره خداوند چنانچه شخصی را جهت امور بندگانش انتخاب کرد، او را منوّر به شرح صدر خاصی می‌کند و در اموراتش به او مدد می‌رساند که مصداق تامّ و تمام آن ائمه معصومین «علیهم‌السلام» هستند. ولی قاعده عقلانی دقیق «اصالت وجود» و تشکیکی بودن آن ما را راهنمایی می‌کند که از وسعت آن قاعده که جناب صدرالمتألهین متذکر آن هستند، غفلت نکنیم. آن هم صدرالمتألهینی که امام خمینی در کتاب چهل حدیث، صدرالمتألهین شیرازی را فخر شیعه معرفی می‌کند و او را چنین لقب می‌دهد: «جناب محقق فلاسفه و فخر طایفه حقه، صدر المتألهین، رضوان اللّه علیه». موفق باشید

38928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: استاد یکی از مسائلی که به آن می اندیشم این است که مناسک مذهبی چگونه بر امر جنگ و مقاومت تاثیر می‌گذارد؟ در واقع جایگاه تاریخی و انفسی مناسک و آئین‌های مذهبی در رویدادهای مختلف محور مقاومت چه در ایران و دفاع مقدس و چه در لبنان و غزه، چگونه است؟ مناسک و مقاومت

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر مقاومت در مقابل جبهه ظلم و کفر جهانی، مددهای الهی بسیار کارساز است و حاضرشدن در مسیری که خداوند آن را می‌گشاید، مسلّم دعا و نیایش و نذر و ایثار بسیار مهم است. موفق باشید

38797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و احترام: با توجه به روندی که داره جلو میره به نظر میرسه آمریکا و رژیم صهیونسیتی تن به خواسته ایران و محور مقاومت مبنی بر پایان جنگ و آتش بس نخواهند داد. چرا که تن دادن به مذاکره و آتش بس با حفظ موجودیت حماس و حزب‌الله یعنی آغاز مرگ تدریجی اسرائیل. به نظر میرسه دشمن در نبرد موجودیتی، جنگ را تنها راه حل می‌بیند. به همین دلیل به دنبال اینه که پای ایران را به درگیری گسترده بکشاند. یعنی دشمن به سیم آخر زده و انتحار کرده و همانطور که خودش می‌گوید برای بقاء و موجودیتش می‌جنگد. یعنی به این جمع بندی رسیده که در دوگانه مرگ تدریجی و مرگ دفعی، دومی را انتخاب کند با این امید که بتواند ورق را برگرداند، موجودیت خود را حفظ و مرگ و نیستی را خدایی ناکرده نصیب کل محور مقاومت کند. اگر این نگاه را بپذیریم در چنین شرایطی صحبت از اقدامی که هم بازدارندگی بیاره و هم پای ایران را به درگیری همه جانبه نکشونه بی‌معنی است. خب سوالی که پیش میاد اینه که در چنین شرایطی جمهوری اسلامی و مسیولین چه اقدامی می‌توانند انجام دهند که موجب تغییر راهبرد دشمن بشه، محاسباتش را تغییر بده، اراده و قدرت ملت ایران را فهم کنه و در عین حال پای ایران را به معرکه جنگ نکشاند؟ آیا اساسا گریزی از سفره ای که برامون پهن کردن (جنگ) هست؟ یا کم کم باید همگی وارد فاز و آرایش جنگی بشویم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که کاربر محترم سؤال 38803 می‌فرمایند از وعده الهی نباید غافل بود و به هر حال در ظالم‌بودن اسرائیل هیچ شکی نیست. و در این رابطه قرآن می‌فرماید: «وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ» به گفته علامه طباطبایی؛ تا به تدریج و ذرّه ذرّه آلودگی ها و کفر از قلب مؤمنین پاک بشود و قلب آن ها بیش از پیش نورانی و ایمانی گردد. آری! مرد جنگ و مرد مبارز در جبهه توحید باید تا مرز خلوص حاج قاسم سلیمانی جلو برود. زیرا خداوند اراده کرده است تمام حق در مقابل تمام باطل و ظلمات به صحنه آید. تمام حق با حاضرشدن مؤمنین در ایمان و معارف ناب توحیدی به صحنه می آید و در آن راستا باطل محو می شود و لذا فرمود: « وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ». «محق» به معنی آرام آرام از بین رفتن است، به همان معنایی که گفته می شود ماه در مُحاق می رود، یعنی آرام آرام از حالتِ بدر و روشنی کامل به سوی هلال و باریک شدن و محو شدن جلو می رود. قرآن می فرماید: «وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ» یعنی کفر را آرام آرام از بین می برد. و رهبر معظم انقلاب در ۱۴ خرداد ۱۴۰۳ فرمودند اسرائیل همچون یخ در حال ذوب شدن است. و این صادق ترین سخنی است که از سر بصیرتِ تاریخی به میان آمد. موفق باشید

38631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: سه سوال دارم. لطفا اگر امکان دارد، هر سه سوال را جداگانه پاسخ دهید و با هم پاسخ ندهید! سوال اول: آیا قاعده بسیط الحقیقه... را می‌توان در صفات خدا به صورت تک تک پیاده کرد؟ مثلاً د باره اسم جمال بگوییم: خداوند همه زیبایی های است اما نواقص و حدود آنها را ندارد؟ سوال دوم: آیا قاعده بسیط الحقیقه در مجردات هم جاریست؟ سوال سوم: آیا قاعده بسیط الحقیقه با قاعده جامعیت (مثلاً جامع بودن الله) فرق دارد؟ با تشکر از وقتی که صرف پاسخگویی می‌نمایید!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بحث بسیط الحقیقة یک بحث فلسفی در رابطه با موضوع «اصالت وجود» است که در هر مرتبه از «وجود» به اعتبار جامعیتی که در آن جاری است، «کلّ الاشیاء» است و هیچ شیئ هم نیست. بنابراین نمی توان آن را به موضوعاتی مانند صفات خدا سرایت داد. آری! به یک معنا بسیط الحقیقۀ، هویتِ جامعیت دارد. موفق باشید  

38629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب: چرا در ذکر رکوع و یا سجده با توجه به معنی ای که یاد ما داده اند، مشغول حمد اویم، گفته نمیشه و بحمدتُ هُ و بحمده می‌گوییم؟ ما که در مقام حمد او نیستیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رکوع و سجده، نظر به پروردگار خود داریم و اظهار می داریم پروردگار من بسی بلند مرتبه است و در حالتی که هستم اعم از حالت رکوع یا سجود مشغول حمد اویم یعنی به کمال و نیکی او نظر دارم.  https://lobolmizan.ir/sound/1180?mark=%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2#sound-row-4548.  موفق باشید

نمایش چاپی