بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: چرا نام امام علی و واقعه غدیر در قرآن نیامده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که بحث در این مورد مفصل است؛ خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

38858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض درود و سلام خدمت استاد عزیزم: در قرآن آمده است که خداوند با صوت بر موسی علیه السلام تجلی کرد. شما در تفسیر سوره واقعه در بحث حوری بهشتی می‌فرمایید که تمام کمالات و صفات حق به جامعیت بصورت حوری بر سابقون تجلی می‌کند. ما در احادیث اهل سنت داریم که خدا را در قیامت می‌بینیم. اگر این حدیث را به معنای همین تجلی حق به جامعیت صفات بگیریم، حدیث اهل تسنن درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا دیدن ذات خداوند معنا ندارد مگر لقای او در آینه‌های جامع اسماء حسنایش. موفق باشید

38815
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: همینطور که مطلع هستید مدتی است پویش کمک به مردم مظلوم لبنان وغزه راه افتاده وهرکسی به نوبه خود درآن شرکت میکنه، می‌خواستم بپرسم ما زنان خانه دار چه نقشی میتونیم داشته باشیم و وظیفه ما چیست؟ و ما که طلا نداریم یا اگر داریم اجازه نداریم اهدا کنیم و فقط افسوس می‌خوریم، چه تکلیفی داریم؟ آیا اصلا اهدا طلا که از خودمون هست به اجاره همسر نیاز داره؟ تشکر از پاسخگویی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم توجه به حضوری است که در این تاریخ با طلوع جبهه مقاومت در مقابل جبهه استکبار که نماد آن باندِ جنایتکار صهیون می‌باشد؛ به نور هدایت حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به میان آمد. حال هر کاری که حکایتی باشد برای حضور در جبهه مقاومت، ما را از بلای بی تاریخی و پوچی که انسان‌های بی‌تفاوت نسبت به این جبهه گرفتار آن هستند، نجات می‌دهد. و این لطف بزرگ خداوند است که ما در چنین تاریخی گرفتار روزمرّه‌گی‌های اهل دنیا نباشیم. البته اموالی که یا مربوط به خودتان است و یا از طریقی مانند همسرتان به شما هدیه داده شده است؛ در اختیار خودتان می‌باشد و اذن همسر نیاز نیست. موفق باشید

38635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چه موقع فرج برای پیامبران پیش آمد؟ و چه مسيري طی شده تابه فرج برسند در مورد حضرت نوح و موسی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مواردی نیست که امثال بنده چیزی از آن بدانم. موفق باشید

38438

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و رحمت آن خدایی که جلوه گر و جلودار است و حقیقت را رقم زد آقای طاهرزاده عزیز. شنیدم داخل کلیپی که می‌گفت تقوا یعنی همه ی کارات برای خدا باشد در فیلم دیگری که دیدم گفته بود. یک نوجوان در مجلس روضه امام زمان بردش به عالمی و بعد برگشت دید که هرکس داخل روضه هست. باطن سیاه هست. سیرت خوبی ندارند. از آقا پرسید اینها چرا اینطوری اند آقا فرمود. چون برای خدا نیست یک سئوال دارم آیا می‌شود به خاطر آقا صاحب الزمان بر امام حسین گریه کرد و یا قرآن خواند و یا واجبات را انجام داد یا نماز شب خواند به خاطر امام زمان یا باید به خاطر خدا قرآن بخوانیم و به آقا هدیه بدهیم؟ خلاصه کلام این بنده حقیر آیا می‌شود به خاطر آقا صاحب الزمان تمام کارهایم را انجام دهم یا تمام کارهایم را به خاطر خدا انجام دهم؟ یاعلی مدد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب است که انسان با مدّ نظرقراردادن انسان کامل یعنی حضرت صاحب الامر «عجل‌الله‌تعالی‌علیه» اعمال خود را به قصد قرب الهی انجام دهد. موفق باشید

38249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چگونه می‌توان انسانی را که تمام ویژگی‌های یک انسان منافق در درون او است را شناخت؟ و چگونه می‌توان او را به دیگران معرفی کرد تا مردم ارتباطشان را با این فرد قطع کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را چه به این حرف‌ها. ماییم و وظیفه حمل بر صحت نسبت به گفتار و رفتار افراد. حتی اگر خلافی واقع شد در همان حدّ تذکر می‌دهیم. مهم سبک و سلوکی است که حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب پیش آوردند تا هر آن کس را که روحانیت لازم در او نبود، خود به خود به حاشیه می‌رود چه طلحه و زبیر باشند و چه رزمندگان دیروز که امروز اهل رانت و آقازاده بازی شده‌اند. «از همه محروم‌تر خفاش بود / که عدوی آفتابِ فاش بود». خوشا به حال شهدا، خوشا به حال مادران شهدا که از مسیر فرزندانشان جدا نشدند. و بدا به حال سیاست‌زدگان که گمان کردند این نظام الهی جایگاه چپاول اموال ملت است!! اینان خود به خود رسوا و رسواترند. مهم سبک و سلوک ما می‌باشد. موفق باشید

38056

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: بنده کمترین در دوران مجردی‌ام، به دلایل زیاد (که مطرح کردنش در این مختصر ممکن نیست) اسیر گناهی مربوط به غرایز جوانی بودم. سنم پایین بود. در زمان ما جوان کم سن و سال اگر پسر بود نه خواستگاری می‌رفت اگر هم دختر بود خواستگاری اش نمی‌آمدند. نه جرات داشت به والدینش بگوید اسیر گناهم باید ازدواج‌کنم. به مجرد اینکه شرایط ازدواج فراهم شد به والدینم گفتم می‌خوام ازدواج کنم. میخواستم از بند و اسار ت گناه راحت شوم. البته اهل نماز و روزه و قرآن خواندن و دعا و اینجور چیزها هم بودم اما همان‌طور که شما استاد عزیز واقفید اینجور گناهان سبب محرومیت‌های معنوی و چه بسا مادی می‌شود. من علت خیلی از عقب ماندگی‌های معنوی و مادی فعلی خودم رو همین مسئله میدونم و حسرت ها و اندوه های زیادی بخاطرش کشیدم. جوان‌های بسیاری را می‌بینم که روزی‌های معنوی و مادی زیادی دارند بخاطر اینکه تا ازدواج برایشان ممکن شود عفت ورزیدند. ولی من حسرت این روزی‌ها رو میخورم. می‌خواهم بدانم چگونه باید جبران کنم و راه توبه چیست؟ التماس دعای بسیار دارم از شما پدر معنوی و روحانی‌ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این قاعده نظام الهی می‌باشد که با توبه، آثار گناه از میان می‌رود و نباید از این جهت نگران بود. آری! مولایمان امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «انّ للقلوب اقبالاً و ادباراً» که به اصطلاح عرفا، «بسط» و «قبض» برای قلب هست و ما نباید قبضی که برایمان پیش می‌آید را حمل بر بی‌خدایی بکنیم، بلکه آن حالت را زمینه نشان‌دادن صبر بر بندگی بدانیم. زیرا خداوند دوست دارد تا ما در چنین حالاتی نیز بندگی خود را به نمایش بگذاریم و معلوم است که شیطان هم باید به میدان بیاید و آن افکار را که می‌فرمایید در ما بدَمد تا با مقابله با همین افکار و به دنبال عمیق‌شدن معارف خود بتوانیم جلو و جلوتر بیاییم. موفق باشید

37810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: سوالی داشتم از خدمت شما. من جدیدا به جایی که نگاه می کنم پلک که می‌زنم همان چیزی را که دیده ام را می بینم یه حالتی است که مثل اینکه چشم من مثل دوربین عکاسی عمل می کند این حالت طبیعی هست یا غیر طبیعی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر خاصی ندارم پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکنه در معرفت نفس» و شرح صوتی آن را که روی سایت هست، دنبال بفرمایید. موفق باشید

37786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

گویی در بن بستی هستم نمی‌دانم که بایستی به ذهن گوش کرد یا به قلب یا هیچ‌کدام. اصلا تا به الان به چه چیز گوش داده‌ام؟ به این فکر می‌کنم که خودم کجایم؟ همین‌جا؟ چگونه می‌توانم ببینمت ای جان؟ در کدام سو از وجودم تو را بیابم؟ چگونه تو را همراهی کنم‌ت؟ دلم برایت تنگ است و گویی می‌جویمت می‌خواهمت و در پی‌ات هستم تا بیابمت تا بلکه با یافتن کمی بتوانم بروم کمی بتوانم خود را دریابم در زندگی خسته‌ام از دنیا و از هر چیزی خسته‌ام از سختی‌های زندگی توانم بریده و صبری برایم نمانده نمی‌دانم در زندگی شخصی چه خواهم کرد چه می‌خواهم چه نمی‌خواهم اصلا چه می‌توانم بکنم در وضعیت و شرایطی که هستم؟ همه من را می‌خواند و من نمی‌دانم کجایم گویی که در سرم سنگی گذاشته‌اند آنقدر که سنگین است گویی که هیچ چیز مهم نیست اما در عین حال در دل تمنایی هست به راستی چگونه می‌شود به این تمنا پاسخ داد؟ چگونه می‌شود رفت بدون آنکه در این راه ماند؟ چگونه می‌شود رفت که حتی اگر جایی هم ماندی این ماندن خودش برای خودش رفتنی را در پی داشته باشد می‌دانی دو دلم نسبت به همه چیز. در دلم غوغایی به پاست که نمی‌دانم این را چگونه به راه برسانم نمی‌دانم چگونه با او تا کنم تا راه را بیابد و حرکتی را بردارد حرکتی که اول در وجود خود شکل گرفته باشد حرکتی که برایم چیزی در میان بگذارد اصلا از خود می‌پرسم چیزی در خودت داری؟ داری چگونه می‌روی؟ چگونه قدمی برمی‌داری؟ چگونه حرکتی را به پیش می‌بری؟ آیا خودت هم هستی؟ یا فقط این کار را انجام می‌دهی بدون اینکه خودی در میان باشد اصلا به من بگو که چگونه انتخابش کنم؟ اصلا چگونه چیزی انتخاب می‌شود؟ دست من هست آیا؟ کجا هستم؟ اصلا می‌شود از این‌همه شک، نگرانی و .. در آمد؟ چگونه؟ به کجا بنگرم؟ به چه بنگرم؟ همه اینها واقع است و نه وهم و نه بهانه نیست. اینکه خسته‌ام بهانه نیست. اینکه دیگر نمی‌توانم شرایط را تحمل کنم بهانه نیست. اصلا به من بگویید با وضعیتها و شرایط باید چه کنم؟ تحمل؟ صبر؟ چگونه بروم در این وضعیت و تحمل؟ با گیجی؟ با سردرگمی؟ اصلا یک چیز دیگر! چگونه ببینم اینها را؟ شرایط و وضعیت را چگونه بگذرانم؟ می‌دانی! شاید بگویی با تحمل آن را ببین یا اصلا بگویی با چیزی که درون خودت است آن را ببین اما من می‌گویم با چه ببینم چگونه ببینم؟ چگونه ببینم که بتوانم بروم حتی اگر مصیبت عظیمی هم گردنگیرم باشد؟ چگونه؟ می‌خواهم آنچه که در سینه ام خفته است را ببینم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این اولِ راه است آن‌گاه که انسان بخواهد با قدمی بلندتر در نزد خود حاضر شود به همان معنایی که جناب حافظ فرمود: «چه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها»، به همان معنای سوبژه‌شدن انسان برای خود در عین حضوری بس متعالی. در جلسه‌ای که اخیراً خدمت رفقا برقرار شد تحت عنوان «کدام رئیس جمهور و حضور در کدام آینده؟» https://eitaa.com/matalebevijeh/17011 خارج از موضوع سیاسی آن جلسه که در رابطه با شخصیت آقای دکتر جلیلی بود؛ معنای سوبژگی انسان و نحوه عبور او در رابطه با انتخابی به وسعت تاریخ، نکته‌ای بود که به نظر می‌آید بتواند افقی در مقابل نکاتی که با آن روبه‌رو هستید، بگشاید. موفق باشید

37610
متن پرسش

استاد عزیز: از راز این اشک‌هایی که تمامی ندارد بگویید، از راز این بی‌قراری‌ها، از اسرار این انقلاب، استاد این انقلاب چیست؟!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این انقلاب، صفحه گشوده توحید است با ظهور مردانی که اشاره‌هایی هستند به سوی عرش که با بودن‌شان مأمور نمایش حقیقت توحیدیِ عرش‌اند در جهان سیاست، تا تاریخی به ظهور آید که حکایت حضور انسان کامل «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» می‌باشد و با شهادت‌شان که برگشت به مأوایِ عرشی‌شان می‌باشد ما را متوجه عرش می‌کنند و این‌جا است که ناگهان به خود می‌آییم که چه اندازه نیازمند آن حضور هستیم. و این‌جا است که آن اشک‌های زیبا، حکایت‌های خود را با ما در میان می‌گذارد. و حکایتِ باز رئیسی از آن اشک ها به گوش می‌رسد. موفق

باشید

37435
متن پرسش

«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ، وَحُجَّتَهُ عَلَىٰ عِبادِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ». جلسه ۲۶ ام «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» را چند وقت پیش استماع کردم. یکی از حضار عزیز به پرسش جناب کمیل از امیرالمؤمنین سلام الله علیه در مورد چیستی حقیقت اشاره کردند. ۱. این سوال و حیرت برای بنده پیش آمد که اصلاً چرا جناب کمیل در محضر پرتو تابان و درخشانِ خورشیدِ حقیقت، از حقیقت پرسش می کند؟! این خیلی عجیب به نظر می رسد. و گویا تفسیر حقیقی «هو الظاهر و الباطن» را در همین گفت و گوی جناب کمیل با امام می توان به نظاره نشست که چگونه در محضر حقیقتی که برای او ظاهر است احساس پنهان بودن حقیقت را می کند و در نتیجه پای پرسش به میان می آید. ۲. استاد جنابعالی اگر در محضر مولی الموحدین علیه السلام بودید چگونه با ایشان گفت و گو می کردید؟ (پرسش شماره ۲ بیشتر برایم اهمیت دارد)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت که جناب کمیل نتوانستند در محضر آینه حقیقت، حقیقت را بیابند؛ او را از صحابه متوسط حضرت دانسته‌اند. در حالی‌که به نظر می‌آید در محضر آن حضرت که آینه حقیقت‌اند باید گفت: «چون یافتمت جانان / بشناختمت جانان» و این امر مهمی است که انسان متوجه باشد حقیقتْ امری متافیزیکی نیست که با سؤال معلوم شود. در همین رابطه جناب مولوی می فرمایند:
گر نپرسی زودتر کشفت شود
مرغ صبر از جمله پرّان تر بود
فهم این که بعضاً شرایطی در میان می باشد که سکوت، معرفت بخش تر است، مسئله بسیار مهمی است. لذا جناب مولوی می فرمایند:
چون گهر در بحر گوید بحر کو؟
وآن خیال چون صدف دیوار او
گفتن آن کو حجابش می شود
ابر تاب آفتابش می شود
اگر انسان در این موارد در موطن سؤال باشد، در موطن رجوع به مفهومِ واقعیات است. در حالی که مفهوم، نوعی آگاهی از چیزی است که انسان بدان آگاه است و این غیر از حسّ آن چیزی است که واقعیت دارد. این جا باید دوگانگی بین «آگاهی» و «آگاهی از آگاهی» رخت بربندد و فقط تمام وجود انسان، آگاهی به حقیقت باشد. گفت:
جان شو و از راه جان، جان را شناس
یارِ بینش شو نه فرزند قیاس
این جا باید فقط «دیدن» شد و به وسعت خود و به وسعت جهان در خود و در عالم حاضر گشت، بدون ابژه کردن جهان. در این حال انسان تماماً «دیدن» است در عین معرفتی که تمام وجود او را فرا گرفته است. موفق باشید     

 

37311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم! نظر شما راجع به ماجرای ملکی که به اسم آقای صدیقی امام جمعه موقت تهران چیست ؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به مقاله آقای علی فروغی تحت عنوان: «پروژه، حمله به روحانیت انقلابی است» که در سایت رجانیوز مطرح فرموده‌اند رجوع فرمایید. موفق باشید
 https://www.rajanews.com/news/377873/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87%D8%8C-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
 

37278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به آزادی های ناخود آگاهی که برای نسل جدید ایجاد شده و لذت های دنیوی و مادی و عموما حرامی که به کام این نسل شیرین آمده و تقریبا تعداد بالایی از نوجوانان حتی در مجموعه های مذهبی گرفتار این لذت های شهوانی شده اند و این لذت ها را در بالا ترین کیفیت ها چشیده اند واقعا به چه طریقی می شود لذت واقعی ارتباط با خدا را به این نسل نشان داد در صورتی که غرق در لذت های قوی و پر کشش دنیایی شده اند متاسفانه نوجوانان زیادی هستند که دوست دارند لذت ارتباط با خدا رو بچشند اما چون گرفتار این شهوات شده اند نمی توانند این لذت ارتباط با خدا رو بچشند واقعا راهکار برای یک نوجوان مستاصل که دوست دارد لذت آشتی با خدا رو بچشد اما لذت هایی دنیایی جلوی راه است چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین مطلب، موضوع «جوان و انتخاب بزرگ» که نوعی توجه به ابعاد بیکرانه و متعالی انسان است؛ مطرح شد. از آن جهت که در مسیر معرفت نفس، انسانْ لذتِ ترک لذت را مدّ نظر می‌آورد و می‌یابد باید خود را در جای دیگری جستجو کند، جهانی بس اصیل و گسترده، به همان معنایی که جناب مولوی فرمودند: «آن جهان و راهش اَر پیدا بُدی / کم کسی یک لحظه در این‌جا بُدی». معرفت نفس چنین توانایی را برای انسان پیش می‌آورد. موفق باشید

36869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ابلیس به آدم گفت میوه ممنوعه را بخور! باید اولا پرسید چرا صدای ابلیس را شنید و سخن ابلیس او را به تصمیماتی رساند سپس پرسید چرا تزلزل درونی آدم در خواسته ای از زبان همسرش او را به نتیجه رساند؟ جواب هر دوی این ها در یگانگی آدم با ابلیس و حوا می باشد، آدم هر دوی آنها را در خود داشت و آنها هر دو ظهورِ نَفسِ حضرت آدم بودند؛ آدم خودش انسان و شیطان است ما خودمان انسان و شیطانیم این ما هستیم که از شرق تا غرب بهترین و بدترین حاضریم تنها راهِ حل، غلبه بر شرق و غرب خود است . حال نمی پرسی چگونه می توان غالب بود که جاودان باشی و «حقیقت» تو را اصلیت؟ اسرائیل و آمریکا خودِ ما هستند همانطور که فلسطین و یمن و حزب الله خودِ ماییم آگر ما این واقعیت را می پذیرفتیم دیگر برای سلوک مان دچار زمین گیری و کُندی و خودخواهی و اکثر خطاها نمی شدیم و از بزرگ شدن نمی هراسیدیم، خودِ بزرگ شدن لازمه ما برای سلوک بشرِ آخر است. من این جملات را در حالی یافتم که از شرق تا غرب خود یعنی آمریکا تا انقلاب اسلامی قرار گرفتم تا فهمیدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. بی‌حساب نیست که به ما فرموده‌اند: «در تو نمرودی‌ست در آتش مرو / رفت خواهی اول ابراهیم شو». موفق باشید

36866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در روایت می‌فرماید که در محضر عالِم ساکت باشد تا خود عالم به تو چیزی بگوید. آیا نمی‌شود گفت که طبیعت هم به عنوان یک عالِم همینگونه هست یعنی انسان برای تفکر در طبیعت باید در انتظار سخنی باشد تا خود طبیعت با انسان صحبت کند که شاید این به واسطه قوه حدس باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نکته خوبی است. موفق باشید

36834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

دانش بنیان های ما آنچه چند دهه قبل اختراع شده را از روی همان دستگاه ها با همان ایده می سازند ولی از نظر من اختراعی صورت نگرفته و این را دانش بنیان نمی دانم. دانش بنیان یعنی تمدن جهانی جدیدی داری و مطابق این چیزهایی می سازی که تازه است این یعنی اختراع و دانش بنیان پس من از ادامه با روش اول خداحافظی کردم تا زمانی که روش دوم آمد انتظار آنها را می کشم تا بیایند، امروز میروم و خود را حرام آنها نمی کنم و از ادامه در شرایطی که آسیبش بیشتر از تاثیر است کناره گیری می کنم مگر آنکه شرایطم مطلوب شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دانش‌بنیان یعنی روحیه‌ای که نسبت ما با مسائلی که روبه‌رو هستیم، طوری باشد که اندیشمندانه نسبت به آن مسائل بنگریم. بحث اختراع، بحث دیگری است. موفق باشید

36645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید دو سوال با خوندن کتابتون دارم. اگه وسیله ای رو داشته باشیم، ولی رنگش سیاه باشه و مراوده دائمی با رنگ سیاه حس خوبی به ما نده و بخواهیم از همون وسیله؛ رنگیش رو بخریم ، اسراف حساب میشه؟ و وظیفه ی ما برای دیدار پدر و مادر چقدر است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر نمی‌کنم اسراف به حساب آید. ۲. در آن حدّی که عرف آن ارتباط را منطقی بداند که نه بی‌محلی به حساب آید و نه افراط. موفق باشید

36618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: چرا ایران خشک سالی است اما اروپا که کافر هستند سرسبز وپر باران است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را باید از خدا پرسید!! آیا آن نعمت‌ها کمکی به راز خلقت آن‌ها می‌کند؟ شاید در این مورد بتوانیم به چایگاه ابتلائات اهل ایمان فکر کنیم. موفق باشید

36494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: با توجه به مبحث جهان گمشده در عالم خیال، آیا خداوند میتونه در صورت یک پرنده زرین عجیب و زیبا و با ابهت و جلال که وقتی نگاهش می‌کنی انگار دنیا و همه چیز دست اونه و اون هست که رییس همه چیز و عالمه دربیاد؟ من همچین چیزی رو زمانی که در خدمت سربازی لب مرز در بیابون بودم و مباحث شما و مولوی رو دنبال می‌کردم برام رخ داد. انگار که در افق خیالم همچین چیزی رو دیده باشم. ولی نه در واقعیت. ولی اثر انگار طوری بود که اون چیزی که دیدم با واقعیت ارتباط داشت. و اینکه آیا موسیقی میتونه همچین قضایایی رو وقتی انسان رعایت احکام شرعی و پاکی نگاه رو رعایت میکنه در انسان اتفاق بیفته؟ چون بنده گاها وقتی این قضایا رو رعایت می‌کنم بعضی از خیالات و تصاویر با بعضی از آهنگها که گاها آهنگساز و خواننده اونها مذهبی هم نیست میاد تو دل و ذهنم. حتی وقتی گوششون می‌کنم. آیا این قضایا همون مباحث جهان گمشده هست؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانیم چنین حضوری را در مواجهه با اموری که فرمودید، درک کنیم از آن جهت که حضرت حق به نور اسماء حسنایش، تجلیات متفاوتی دارد که البته آن تجلیات، نورِ ذات است و نه خود ذات. موفق باشید

36456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود بر استاد ارجمند که همواره برکت وجودتان را شکر می‌گویم. استاد بنده از منظر جوانی که همواره شوق دینداری را در وجود خود حس می‌کرده ام ولی چیزهایی مانع این می‌شده که وارد دینداری شوم خواستم نکته ای را در مورد دینداری با جنابعالی در میان بگذارم و نظرتان را جویا شوم. گاهی در ذهن جوان امروز ما، دینداری به عنوان یک پگیج یا بسته تصور می‌شود که اگر دینداری را انتخاب کرد مجبور است کل این بسته و پگیج را قبول کند که البته در این بسته اینقدر مسائل فقهی از جمله حلال و حرام و مستحب و ثواب و غیره در هر امر کوچکی وجود دارد که وقتی دینداری را انتخاب کرد بیشتر از آنکه اصل دینداری را زندگی کند و تجربه کند خود را مواجه می‌بیند با این مسائل و توصیه های شرعی گسترده و انجام اعمال متناسب با آنها و در عین حال با کمبود وقت و تمرکز و حوصله. آیا به نظر شما این فقه و مسائل فقهی ما که اینگونه فربه شده است که برای کوچکترین چیزی حکم فقهی دارد خود مانعی نیست برای روی آوردن جوانان به دینداری؟ مگر جز این است که اصل دینداری ما را از مقام سرکشی به مقام بندگی و عبودیت برساند و ما حضور خدا را حس کنیم و همواره و در همه لحظات با خدا به سر ببریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دینداری امری نیست جز رجوع به خدایی که در عین بیکرانگی بسی متعالی است و برای رجوع به خودش، راهی از طریق انبیای الهی در مقابل ما گشوده است که همان معارف عالیه و اخلاق فاضله و احکام شرعیه است و جایگاه احکام شرعی را فقه و فقیه تعیین می‌کند برای رجوع به خدا. و این‌جا است که بعضاً همه دین تبدیل به احکام می‌شود در حالی‌که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله» فرمودند: «بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیةِ السمْحَةِ السهْلَةِ؛» من به آیین استوار و بدون انحراف و راحت و آسان مبعوث شده‌ام». آری! بالاخره ادب عبودیت، رعایت احکام الهی است همان‌طور که در جواب سؤال شماره 36455 عرض شد، ولی نه آن طور که موجب تحجّر و توقف گردد. موفق باشید

36159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: المتضادان لا یجتمعان پس چگونه خدا ظاهر و باطن و اول و آخر است و این آیه طبق وحدت وجود در خدا جمع است که این خلاف عقل است. لطفاً توضیح مختصری بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در ساحت مفهوم، متضادان جمع نمی‌شود ولی در حوزه حضور وجود، همانی که ظاهر است در عین حال، باطن می‌باشد. در مثال، دریا و موج را مثال می‌زنند که دریا در موج، ظاهر است و در عین حال آن موج، همان دریا است به عنوان باطن موج. موفق باشید

36050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: یک سوال: چرا به کاربران گوشزد نمی‌کنید که سؤال‌های خود را مختصر بنویسند؟ متن بعضي از پرسشها خیلی طولانیه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید ولی بعضاً کاربران محترم، موضوعی را به میان می‌آورند که از طولانی‌بودن آن موضوع گریزی نیست. موفق باشید

35638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوارم.وقتتون بخیر: شاید مشکلی که میخوام مطرح کنم به شکلی دیگر مشکل افراد دیگه ای هم باشه، استاد بزرگوارم من وقتی می‌خواستم برم مکه از فامیل همسرم هم خداحافظی کردم یکی از اقوام نزدیک ایشان بعد برگشتنم نه به دیدنم اومد نه حتی یک زنگ به من زد با اینکه همسرم شام ولیمه که ایشون شرکت نکردند رو براشون بردند گویا افراد با این رفتار نشان می‌دهند که اهمیتی برای طرفشان قایل نیستند، الآن من چه رفتاری بکنم با اینکه دلخور شدم که خدا را خوش بیاید؟ چطور راضی شوم رفتاری کنم گویی هیچ اتفاقی نیفتاده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت به ما فرموده‌اند: «إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» اهل ایمان چون با چنین اموری روبرو می‌شوند با بزرگواری و اغماض از آن عبور می‌کنند و به اصطلاح به روی خودشان نمی‌آورند. موفق باشید

35628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر استاد. راستش من دارم «فرزندم اینچنین باید بود» رو میخونم ولی با یکی دو تا از دوستان قرار شد طرح کلی رو بخونیم. استاد راستش یکم می‌ترسم، می‌ترسم تاثیر گذار نباشه و فقط مغزپر کنی باشه. نمیدونم چیکار کنم خیلی دوست دارم بخونم ولی بعضی فکرا اذیتم میکنه. مثلا بعضیا میگن هرقدر بیشتر تو این خطها بری خدا بیشتر آزمایش میکنه، من یکم درگیرم کرده این موضوع. آخه میگن زیاد کتابای اینجوری خوندنم ممکنه طرف ظرفیت نداشته باشه با هم و اینا، ولی من بیشتر دنبال تاثیرگذاریشم. نمیدونم با هم بخونم اینها رو چجوری روم تاثیر داشته باشه و واقعا اخلاقم و رفتارمون و همه چی بتونم خوب عمل کنم ان شاءالله. بعد استاد به نظرتون اول این رو بخونیم یا آداب الصلوة آخه احساس می‌کنم این چون پایه اخلاق و ایمانه روش کار شه بهتره که بعد رو نماز خوب کار شه که نمازی با بصیرت باشه درسته نظرم؟! ممنون که وقت میزارین. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که از نام کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی» روشن است طرحی کلی و مبنایی از تفکرات اسلامی مبتنی بر قرآن را برای مخاطبان خود می‌گشاید و رفقا نیز در این مورد فعالیت‌هایی کرده‌اند خوب است که به کار آن‌ها رجوع شود. موفق باشید

35547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقتتون بخیر: من کلاس نهمم و الان باید انتخاب رشته کنم و فرم هدایت تحصیلی مشخص میکنه که میتونم برم رشته ای که میخوام یا نه و اینکه این فرم مربوط میشه به سال هفتم و هشتم و نهمم ولی توی کلاس هفتم یا شایدم هشتم زیاد تقلب می‌کردم الان اون تقلبا شاید باعث شده که من پاس بشم و نمره هام خوب بشه اگه با تقلب به رشته ای که میخوام برسم حقوقی که می‌گیرم حرامه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته تقلب، کار خوبی نیست ولی نمی‌توان آن را به موقعیتی ربط داد که انسان در آن موقعیت در إزای کاری که می‌کند حقوقی دریافت می‌نماید. موفق باشید

نمایش چاپی