بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: با اینکه میدونم سوالم پیش پا افتادست اما دست به دامان استادم هستم. فرزند یک سال و نیمه دارم، تقریبا وقت کمی برای خودم دارم، مادری کردن سخت ترین کار دنیاست، در نظر دارم نهایتا ۴ فرزند داشته باشم، به نظر شما ۴ تا خوبه؟ من واقعا کشش بیشتر از این رو ندارم، چون برای ۴ تا هم به سختی راضی شدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مربوط به خود فرد است. ان شاءالله که برکت لازم پیش خواهد آمد. موفق باشید

37979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: بنده متن پرسش ها و پاسخ ها را زیاد نگاه می‌کنم. به طور مکرر می‌بینم از عبارت حضور تاریخی یا حضور در تاریخ - و مشابه آن- استفاده می کنید. هنوز دقیق متوجه نشدم معنی اش چیست. لطفا به زبان ساده و برای بنده بیسواد و عامی توضیح دقیقتری بفرمایید که منظورتان چیست؟ منظورتان از لفظ تاریخ و ایضا مقصودتان از حضور در تاریخ چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. امید است عرایضی که در محرم امسال پیش می‌آید به فهم این موضوع کمک کند. در روز شنبه هفته گذشته عرایضی تحت عنوان « معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین «علیه‌السلام» شد. امید است جهت فهمِ آن نکته، شروع خوبی باشد. موفق باشید   https://eitaa.com/matalebevijeh/17151

37748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و سپاس: واقعا منظور شما که گفتید در غرب خانواده از بین رفته را متوجه نمیشم. اتفاقا در غرب هم خانواده هست هم وضعیت خانواده بهتر از ایرانه. بر مبنای چه دانشی این صحبت رو فرمودید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در این مورد علاوه بر آن کتاب که عرض شد، متفکران غربی معتقدند چیزی به نام خانواده دیگر در غرب معنا ندارد که البته لازم است جنابعالی خودتان در این مورد تحقیق و بررسی نمایید. موفق باشید

37745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض می کنم خدمت استاد طاهرزاده حفظه‌الله: می‌خواستم بپرسم آیا شما رمان هفت جن نوشته امید کوره چی را مطالعه کرده اید؟ رمان ارجاعاتی به آیات قرآن و روایات داره و با فرمایشات شما هم مطابقت داره بجز موردی که قهرمان داستان با جن های خوب و فرشته ها ارتباط نزدیک داره و از اونها کمک میگیره، می خواستم نظر شما را بدونم و سوال دوم از محضر شما اینه که آیا حادثه شهادت رئیس جمهور را اتفاقی متعارف می بینید یا غیرعادی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن کتاب را نخوانده‌ام ولی بحمدالله معارف دینی نگاهی عمیق و دقیق و همه جانبه نسبت به این موضوعات دارد و کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» می‌تواند متذکر این امر باشد. ۲. بنده شهادت آن عزیزان را مصلحتی می‌دانم در راستای حضور هرچه بیشتر نیّاتِ متعالی آن‌ها در بستر انقلاب اسلامی در این زمانه حساس. خوب است در این رابطه به جواب سؤال شماره 37743 نیز نظری بیندازید. موفق باشید

37739

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: اسعدالله ایامکم. می‌گویند از خداوند جز خیر برای بنده صادر نمی‌شود. در مورد برخی افراد فاسق العمل خداوند به جبرائیل ندا می‌دهد من این بنده را دوست نمی دارم، تو نیز از او متنفر باش و این ندا توسط جبرئیل به سایر ملائکه نیز می‌رسد. سوال بنده این است قضا و قدر الهی که در همین حال جز خیر نیست چه بلا باشد و چه عافیت، شامل حال تمام بندگان است یا صرفا راجع‌به مومنان است؟ با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً از خدا جز خیر صادر نمی‌شود ولی بعضی‌ها با خودخواهی‌ها و گناهان خود، خود را از معرض الطاف الهی خارج می‌کنند. به گفته جناب حافظ: «طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند». موفق باشید

37702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدا قوت استاد: استاد در شرح فص فاطمیه استاد معماریان فرمودند که نورانیت وحدت وجود در حضرت زهرا (س) است. میشه این رو کمی توضیح بدید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل‌تر از آن است که در سؤال و جواب بگنجد. موفق باشید

37670

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: گاهی حس می‌کنم کسی درکم نمیکنه. چه کنم این حس از بین برود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به توحید و انس با حضرت حق می‌توان از این مشکلات عبور کرد. آنک جان در روی او خندد چو قند / از ترش‌روییِ خَلقش چه گزند؟ موفق باشید

37669

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام وعرض ارادت خدمت استاد گرامی: استاد عزیز طبق سوالی که از خدمتتان پرسیدم و فرمودید که طبق آیه قرآن کریم، هر شخص از پدر و مادر خاصی متولد می شوند. استاد عزیز سوال دیگری که از خدمتتان داشتم اینکه یک شخص با چه شاخصه و معیاری بیشتر می تواند بفهمد که همسر زندگیش که با او کامل می شود کیست؟ مثلا برای اینجانب مواردی پیش آمده، آن شاخصه و معیار بیشتر می تواند در انتخاب اصلح کمک کند. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در روایت داریم مؤمن کفو مؤمن است. کافی است فرد مورد نظر انسانی مقید به دستورات شرع مقدس باشد. موفق باشید

37563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: وقتتون بخیر، خدا قوت آیا نصب آینه های قدی در منزل نهی شده و آیا اثر ماورایی داره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اشکال داشته باشد. شاید حُسن‌اش آن می‌باشد که انسان جهت خروج از خانه با ظاهری آراسته باشد ولی نه آن‌که بیش از حدّ وسواس درظاهر باشد. موفق باشید

37452
متن پرسش

سلام استاد: به نظر شما اسلام واقعی در ایران است یا در عربستان و مالزی و اندونزی و ترکیه و امثال ذلک؟ چرا؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم توحید نابی است که در دل اسلام عزیز نهفته است. حال، «شاخ گل هرجا که می‌روید گل است» و این اسلام عزیز است که هر کجا در دل هر ملتی چهره‌ای از چهره های زیبای خود را در حرکات و سکنات مردمان به نمایش گذاشته است و این البته غیر از آن است که بعضی از حکومت‌ها در مأموریت‌های خود بنا دارند اسلام را به حجاب ببرند بخصوص حجابی که وهّابی‌ها بر چهره مبارک اسلامِ دوست‌داشتنی کشیده‌اند تا آن چهره را نازیبا و خشن و نامتفکرانه بنمایانند بر عکسِ موقعیت‌هایی که سعی بر آن است که در آن موقعیت‌ها زیبایی‌های اسلام به انسان‌ها نمایش داده شود و بنده فکر می‌کنم این رسالتِ ایران در حکمت خسروانیِ آن است. موفق باشید      

37435
متن پرسش

«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ، وَحُجَّتَهُ عَلَىٰ عِبادِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ». جلسه ۲۶ ام «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» را چند وقت پیش استماع کردم. یکی از حضار عزیز به پرسش جناب کمیل از امیرالمؤمنین سلام الله علیه در مورد چیستی حقیقت اشاره کردند. ۱. این سوال و حیرت برای بنده پیش آمد که اصلاً چرا جناب کمیل در محضر پرتو تابان و درخشانِ خورشیدِ حقیقت، از حقیقت پرسش می کند؟! این خیلی عجیب به نظر می رسد. و گویا تفسیر حقیقی «هو الظاهر و الباطن» را در همین گفت و گوی جناب کمیل با امام می توان به نظاره نشست که چگونه در محضر حقیقتی که برای او ظاهر است احساس پنهان بودن حقیقت را می کند و در نتیجه پای پرسش به میان می آید. ۲. استاد جنابعالی اگر در محضر مولی الموحدین علیه السلام بودید چگونه با ایشان گفت و گو می کردید؟ (پرسش شماره ۲ بیشتر برایم اهمیت دارد)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت که جناب کمیل نتوانستند در محضر آینه حقیقت، حقیقت را بیابند؛ او را از صحابه متوسط حضرت دانسته‌اند. در حالی‌که به نظر می‌آید در محضر آن حضرت که آینه حقیقت‌اند باید گفت: «چون یافتمت جانان / بشناختمت جانان» و این امر مهمی است که انسان متوجه باشد حقیقتْ امری متافیزیکی نیست که با سؤال معلوم شود. در همین رابطه جناب مولوی می فرمایند:
گر نپرسی زودتر کشفت شود
مرغ صبر از جمله پرّان تر بود
فهم این که بعضاً شرایطی در میان می باشد که سکوت، معرفت بخش تر است، مسئله بسیار مهمی است. لذا جناب مولوی می فرمایند:
چون گهر در بحر گوید بحر کو؟
وآن خیال چون صدف دیوار او
گفتن آن کو حجابش می شود
ابر تاب آفتابش می شود
اگر انسان در این موارد در موطن سؤال باشد، در موطن رجوع به مفهومِ واقعیات است. در حالی که مفهوم، نوعی آگاهی از چیزی است که انسان بدان آگاه است و این غیر از حسّ آن چیزی است که واقعیت دارد. این جا باید دوگانگی بین «آگاهی» و «آگاهی از آگاهی» رخت بربندد و فقط تمام وجود انسان، آگاهی به حقیقت باشد. گفت:
جان شو و از راه جان، جان را شناس
یارِ بینش شو نه فرزند قیاس
این جا باید فقط «دیدن» شد و به وسعت خود و به وسعت جهان در خود و در عالم حاضر گشت، بدون ابژه کردن جهان. در این حال انسان تماماً «دیدن» است در عین معرفتی که تمام وجود او را فرا گرفته است. موفق باشید     

 

37421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

چرا بعضی در نوزادی، یا پیش از تولد به مرگ طبیعی می‌میرند؟ چرا مثلا من یکی از آنها نشدم؟ در اینصورت از عذاب و... راحت بودم و بهشت رفتنم قطعی، فرق او که در نوزادی مرده با من چیست و چرا من جای او نیستم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته مهمی است و سعی شده در کتاب «آشتی با خدا» در قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد» دریچه‌های اندیشیدن به این موضوع گشوده شود از آن جهت که ما استعدادهایی برای کمال‌یافتن داریم که با خلق‌شدن و با انتخابهای بزرگ پیش می‌آید. بنابراین این لطف خداوند است که ما را خلق می‌کند، مگر آن‌که بنا به مصلحتی صلاح نباشد که آن نوزاد وارد زندگی خاص دنیایی‌اش شود. پیشنهاد می‌شود به هر حال سری به کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

37314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: علت این همه جاماندگی چیست؟ شهدا مانده اند و ما قبرستان نشینان عادات را زمان با خود برده است، چرا؟ خداوندا دیگر خسته شدم از خود ساختن و خود پروری! این گوی و این میدان: شما بگویید من چه کنم. جوانی ۱۶ ساله که دشمن «اسرائیل» برنامه خاصی برای کشتن او نریخته و بلکه دم گلوگاه او را خفه کرده با مسئله دین داری و نابودی استکبار. اما چرا حاج قاسم را باید شخصا دستور ترور آن را بدهد. بار الهی جوابم ده تا سخره ای باشم در برابر سیل ها طغیانگر!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! معلوم است که در این زمانه خاص، خداوند راهی بس عمیق و دقیق در مقابل ما قرار داده که بسی اساسی‌تر از آن است که گمان کنیم مشکلْ به این سادگی‌ها حل می‌شود. با دشمنی روبه‌رو هستیم که تمام ظلمات و حیله‌های آخرالزمان را یکجا به میان آورده تا با عزمی به وسعت فهمِ عمیق شهید حاج قاسم سلیمانی که خود را مشغول مسائل جزیی و انفعالی نمی‌کرد، در این مبارزه وارد شویم. و به گفته رهبر معظم انقلاب متوجه باشیم ما چه دشمن و دشمن‌هایی داریم تا با نوعی انسجام داخلی در چنین تاریخی حاضر شویم و با شکست چنین دشمنی به آن تقدیر بزرگی که خداوند برای ما در نظر گرفته، دست یابیم إن شاءالله. موفق باشید

36916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: متأسفانه یک صفت زشتی که بنده دارم اینه هرموقع یه نفر باهام بحث و جدل میکنه و حق هم با من هست، اینقدر ناراحت می‌شوم که باید حتماً با یه نفر درددل کنم تا آروم بشم، و این باعث غیبت شخص میشه، چکار کنم از این صفت زشت بیرون بیام؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با وسعت‌دادن به خود سعی بفرمایید در مباحثات و مذاکرات در عین آرامش، حق را به میان آورید و در آغوش حضرت حق خود را احساس کنید. موفق باشید

36895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: درد‌، رنج‌‌، تنهایی‌، بَردگی‌، مُردِگی‌ و هر آنچه بر هرکسی می‌گذرد با بی رحمی تمام در درونم گذشته و می‌گذرد تا جایی که باید از دنیا بپرسم چیزِ دیگری هم داری برای زجرم؟‌ زجرم چیزی نیست جز انتخاب معنایی برای روحم که این رنج آخر عاقبت و ذات آن راه است و به اعتراضمان کشانده‌؛ پس می‌فهمم این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که معنای بهتری برایم پیدا شده است تا در ازای آن، ذات این نوع زیستنم را بر مَلا کرده و عاقبت انتخابم را به نام «حرکت زمانه به ذات پوچش» نشانم می‌دهد. پس پوچی و رنج مقدسی است چون آنکه معنای زندگی جدیدش را در تاریخ جدید یافته و ذات دو راه مقابل یعنی انقلاب اسلامی برابر آمریکا‌ را شناخته توانسته بهترین انتخاب را داشته باشد در هر دو صورت سختی ها به خاطر رشد شدید بشر است.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: «به همین جهت با مواجهه با این امر جناب مولوی می‌فرمایند: من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران، گنجِ سلطانی بود». گنج سلطانی همان تولد جدیدی است که انسان در مقابل سختی‌ها خود را می‌یابد. موفق باشید

36814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته: ان شاء الله روز ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در حرم سراسر نورشان نایب الزیاره شما خواهم بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: التماس دعا به امید آن‌که شخصیت آن حضرت نمادی برای انسانیتِ امروزین گردد که سخت به آن نوع انسانیت نیاز داریم که به تعبیر جناب مولوی: « در شجاعت شـیـر ربـانـیـسـتـی/  در مـروت خـود که دانـد کیستی». موفق باشید

36638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

موضوع: تفسیر «لم یلد و لم یولد» در سوره توحید سلام و درود، سه جلسه تفسیر سوره توحید را شنیدم. آیا استاد بزرگوار در جایی به تفسیر «لم یلد و لم یولد» پرداخته اند که گوش کنم؟ و اگر خیر، وجه اینکه گفته خداوند زاده نشده چیست؟ مگه کسی تصور کرده که خدا پدر و مادر دارد؟ خصوصا سوره ای که روزی چند بار در نمازمان می‌خوانیم. در عصری که کسی قایل به زاده شدن خدا از پدر و مادری نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «وَلَده» به معنای صدرو شیئی است از شیئ، خواست در آن سوره متذکر شود او، بودنِ مطلق است، نه بودنِ حاصل شده از چیزی. و در «لم یلد»، خواست بفرماید رابطه او با مخلوقات، تجلی است و نه تولید و تولدی که نسبت او با مخلوقات جدا باشد. موفق باشید

36556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: شما می‌گویید که قوه بینایی مال روح است و نتیجه می‌گیرید که شخص کور هم خواب می‌بیند. من در اینترنت تحقیق کردم و نتیجه آن شد که کور مادر زاد خواب نمی بیند. لطفاً توضیح دهید. با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است یک نابینا که تصوری از پدیده ها نداشته باشد در خواب، آن پدیده ها برایش متصور نباشد؛ ولی به هر حال در اینکه در عین خواب همچنان نزد خودش همراه با تصوراتش حاضر است که بحثی نیست. زیرا بالاخره خودش همواره نزد خودش حاضر است چه در خواب و چه در بیداری. موفق باشید

36144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: استاد چطور بفمیم صفتی، یا رذیله ای در وجودمون ملکه شده یا نه؟ و اگر (پناه برخدا) ملکه شده چطور باهاش مقابله کنیم، چطور از بین ببریم؟ اصلا امیدی به ازبین بردنش هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این دنیا که میدان انتخاب است، همواره امکان تغییر هست حتی تغییر ملکات. و از این جهت با نظر به سیره معصومین «علیهم السلام» که نماد کامل ابعاد متعالی انسان می‌باشند؛ می‌توان از هر رذیله‌ای عبور کرد. موفق باشید

36142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد نسبت و رابطهٔ میان «رضا» و «نهیلیسم» از نظر شما چگونه رابطه ایی است؟ آیا نهیلیسم اثرات عدم ارضاء نیازها و امیال است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث حساسی است. آری! به ما آموخته‌اند که در دعای خود عرضه داریم: «اللَهُمَّ إنِّى أَسْأَلُکَ إیمَانًا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِى، وَ یَقِینًا حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ یُصِیبَنِى إلَّا مَا کَتَبْتَ لِى، وَ رَضِّنِى مِنَ الْعَیْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِى؛ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ» به همان معنایی که نسبت به آنچه از طرف خدا در زندگی نصیب‌مان شده است، راضی باشیم. و در این رابطه مسلّم آن نوع افسردگی و پوچی که برای افراد معمولی به جهت نداشتن‌های‌شان پیش می‌آید، برای انسان پیش نمی‌آید. ولی در موضوع نیهیلیسم و نیست‌انگاری، بحث در فهم خلأیی می‌باشد که برای بشر آخرالزمان مطرح است و اندیشیدن به این موضوع به عنوان فهم نیهیلیسم، مسئله مهمی است. موفق باشید

35916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: شما فرمودید برای دانش آموزان نوجوان (هفتم.هشتم.نهم) کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ»، «آشتی با خدا»، «چه نیازیه نبی» مناسب است. ۱. آیا پیش نیاز این ها معرفت النفس می باشد یا ابتدا همین کتابها کار شود؟ ۲. ترتیب برگزاری مسابقه کتابخوانی از این سه کتاب به چه صورت باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» عملاً موضوع معرفت نفس به میان می‌آید. ۲. در این مورد فکر نکرده‌ام. موفق باشید

35757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم، وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم، صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم، چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم، تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری، یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم، جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو، چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم، هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید، با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم، در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل، یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم....... ما در ره عشق تو اسیران بلاییم، کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم، ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست، گر سر برود سر تو با کس نگشاییم؛ تقدیم به خدایی که این روزا اونم با نارفیقها رفیق تره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به این سخن مولایمان نظر کنید که می‌فرمایند: «وَ انَّ الدُّنْيا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ الّا عَلى ما جَعَلَها اللّهُ عَلَيْهِ مِنْ النَّعْماءِ وَ الْابتلاء»، بدان كه دنيا مستقر نمى‌‏شود و سنت خدا در آن جارى نمى‏ گردد مگر از طريق نعمت و بلاهايى كه خدا در آن قرار داده است. يعنى خدا دنيا را ساخته است- از دستش هم درنرفته است- ولى سنتى كه در آن جارى مى ‏كند سختى و راحتى دادن است به طور توأمان. مدير دنيا، مديريت خودش را از طريق نعمت‏ها و بلاها اعمال مى‏ كند. نه بلاها از دست خدا دررفته ‏اند و نه راحتى‏ ها از زمام اختيار او خارج شده ‏اند. نه راحتى دادن‏ ها مديريتى جدا از سختى دادن‏ ها دارد و نه سختى داراى مديرى غير از مدير راحتى است. نه سختى گسسته از راحتى است و نه راحتى جداى از سختى. يك زندگى است كه هم سختى دارد و هم راحتى، لذا مى‏ توان به جايى رسيد كه گفت:
         عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ             اى عجب كس عاشق اين هر دو ضدّ
خدايا زندگى راحت بى ‏تحرك و بى‏ مزه به چه كار مى‏ آيد؟ يك شور و حيرت، مصيبت و جنگ يا محروميتى بده تا از بى‏ تحركى و تنبلى به درآييم! هنگامى كه مريض در تختش خوابيده، اگر مرتب پهلو به پهلو نشود بدنش زخم مى‏ شود، و سختى ‏ها و رنج ‏هاى حيات، تكان‏ هايى است كه بر ما وارد مى‏ شود تا خونمان لخته نگردد. لذا است كه هم تقاضاى رفع مشكلات مى‏ كنيم و هم نگرانيم كه ما را به راحتى سردى گرفتار كند.
         نالم و ترسم كه او باور كند             وز ترحّم جور را كمتر كند
موقعى كه مشكلى براى من ايجاد نموده و حالم را گرفته است، مى‏ نالم و از خدا مى‏ خواهم كه مشكلم را برطرف كند. امّا در عين حال ترسانم مبادا حرف مرا باور كرده، مشكلات مرا كم كند.
اگر در راحتى محض قرار گرفتم چه كنم؟ در آن وقت همانند بلبلى خواهم بود كه از گُل جدايش كرده ‏اند. بر من مباد كه خدا مرا از سختى جدا كند- دقت كنيد كه ديد خوبى است.
         نالم و ترسم كه او باور كند             وز ترحم جور را كمتر كند
             واللّه ار زين خار در بستان شوم             همچو بلبل زين سبب نالان شوم‏

باز هم ناله سر خواهم داد امّا اين بار به خاطر آن كه او سختيها را از من گرفته است. قرآن مى‏ فرمايد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ فى كَبَد» (ما انسان را در سختيها مى ‏پرورانيم) خدا مى‏ فرمايد شما پشته ‏هاى سخت و گردنه ‏هاى تنگ حيات را پشت ‏سر نگذاشته ‏ايد. مرده و ساكت و ساكنيد و تا به سختى‏ ها نيفتيد نمى ‏توانيد خودتان را آزاد كنيد. تا سختى ‏ها را ننوشيد زنده نمى ‏شويد. در روايات آمده است كه يكى از بهترين ذكرها «ماشاءاللّه» است. يعنى انسان به مقامى برسد كه بگويد: «هرچه خدا بخواهد». يعنى منِ انسان با تمام فعاليت ‏هايم در عرصه حيات، تسليم سنت جارى حق هستم. موفق باشید

 

35601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. هیج وقت نتونستم پاسخی برای این سوال پیدا کنم که ( من کیم؟) کامل ترین پاسخ چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان کسی که از خود سؤال می‌کند که کیست، همان سؤال‌کننده همان کسی است که در طلب آگاهی بیشتر از خودش می‌باشد. موفق باشید

35403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: با توجه به سوال اخیر به فرض که کتب معرفت نفس و ... هم بخوانیم از کجا معلوم همین کتاب خواندن نیز داخل ماتریکس نباشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر مربوط به خود انسان است که بین آنچه برایش یقینی است مانند «معرفت نفس» با آنچه توهّمی بیش نیست؛ تفکیک کند. موفق باشید

40556
متن پرسش

سلام استاد: جوانی ۲۲ ساله هستم که از حدود ،۱۷ سالگی با مباحث شما آشنا شدم و در حدود همان سن ها معرفت النفس را کار کردم، بعد ها با بالاتر رفتن سنم متوجه شدم اصلا معرفت النفس را نفهمیده ام و در فهم دین و خود و ... دچار سرگردانی ام، بازهم این کتاب را با حضور اساتید کار کردم و شاید بیش از ۳ بار این مبحث را کار کردم، بعد از آن برهان صدیقین و کتب معرفتی متفاوت شما را خواندم و با جمع های مختلف مباحثه کردم، اما الان بعد از چند سالی که گذشته در سن ۲۲ سالگی به همه چیز شک کرده ام، از حقانیت اصل دین و دیانت تا حتی قرآن و امامت و عدل و... همه چیز برایم دارای سوال است و انگار نه انگار که قبلا این مباحث را خوانده ام و در شبهات، انگار با یک آدمی که هیچ معرفتی کار نکرده فرقی ندارم، فقط شاید اطلاعات بالاتر دارم، البته شاید اهل عمل به معارف نبوده ام، شاید سیر معرفتی را درست کار نکردم و شاید با علم حضوری این مباحث به جانم نرفته که این هم برای بنده جای پرسش است که چگونه باید با علم حضوری معارف را دریابم؟ در جایی گفته بودید طاهرزاده ی پنجم در حال تولد است و انگار در گذشته؛ با آن طاهر زاده های اولیه من بسیار به وجد می آمدم و سر از پا نمی‌شناختم، اما گویا مباحث اخیر شما هم برایم سخت آمده است و ارتباط گیری هم برایم سخت تر شده و شاید تنبلی بر من غلبه آمده، اصلا حال خوشی ندارم، چون نه می‌توانم رها کنم و به یک دینداری ذوقی و علاقه ای دلخوش کنم، نه می‌توانم منکر کامل این مباحث شوم، و از طرفی همه چیز برایم جای سوال دارد و مثل آدمی ام که انگار می‌خواهد تازه مسلمان بشود، البته الان هم اهل عمل به احکام الهی و به ظاهر مسلمان هستم ولی... با این وضعیت که گفتم استاد عزیز که گردن بنده بسیار حق دارید بنظر شما از کجا شروع کنم؟ با که حرف بزنم؟ چه نوع کتبی بخوانم؟ اگر بخواهم سیر شما را شروع کنم از کجا شروع کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه حضور را تقدیرِ این تاریخ بدانید، تاریخی که انسان باید در مقابل انکارهای بزرگِ خود قرار گیرد و تنها با ایمانی بزرگ‌تر می‌تواند در جهانِ متعالی خود حاضر شود. چنانچه در این سال‌ها ملاحظه کرده‌اید همۀ عرض بنده آن است که انسان باید در جهان خود و سوبژگی خود حاضر گردد تا نسبت انسانی خود را با انسان کامل بیابد که البته موضوع ساده‌ای نیست. شاید کتاب «بشر جدید» شروع خوبی باشد، ولی فکر نکنید با حضور در چنین حالتی، عقب‌افتاده‌اید. به نظر بنده بخواهیم و یا نخواهیم این نسل با این انکارها روبرو می‌شود تا به بزرگ‌ترین ایمان که ایمان آخرالزمانی می‌باشد؛ نزدیک شود. اشاراتی در غزل شماره ۱۴۲ که مشغول شرح آن هستم، در این رابطه شده است.https://eitaa.com/varastegi_ir/1771 در ضمن خوب است به سؤال و جواب شمارۀ 40548 نیز رجوع فرمایید.

موفق باشید              

نمایش چاپی