باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از توجه به جواب سؤال 11650، راضی باشید به تدبیر الهی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بنا است ما عقلمان را دست این حرفها بدهیم؟ در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» عرایضی در این موارد داشتهام. خوب است به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «وجود» در مقام خود حالتی مثل نور دارد که هیچ محدودیتی ندارد مگر آنکه آنقدر نزول کند که در نهایتِ محدودیت قرار گیرد یعنی همان مرتبهی عالم ماده 2- همینکه وجود در صحنه باشد تجلی هست و آن تجلی همان معلول است 3- هرچه وجود نازل شود محدود میشود مثل آنکه وقتی عالم عقل، که هیچ کثرتی در آن نیست نازل شود، میشود عالم مثال که کثرت دارد ولی صورتهای آن محدودیت ماده را ندارند 4- در سلوک انسانی قلب بالاتر از عقل است ولی در عالم وجود، قلب معنا ندارد 5- ائمه«علیهمالسلام» واسطهی فیضاند و از طرفی ملائکه از تجلیات وجودی ائمه هستند و از طرفی قلب انسانها محل تجلیات انوار ائمه میباشند. دو نحوه وجودند و هرکدام بر اساس نحوهی وجود خود با ائمه ارتباط دارند 6- این نزولی که برای نور قائل هستیم آن نوع نزولی نیست که در وجود پیش میآید و وجود دارای مراتب میشود، بلکه نور با تشعشعات خود مرتبهای نازلتر از وجود را به صحنه نمیآورد بلکه در تمام مراحلِ تشعشعات خود همان مرتبهای است که دارد ولی نزدیکترین حالت به عالم مجردات را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم همهی این سخنان را شنیدهام ولی هرکدام را در فضای خود میفهمم نه اینکه حقیقتاً این سخنان مقابل هم باشد مگر آن که رهبری عزیز به عنوان تذکر فرمودند: وظیفهی نظام اسلامی است که شرایط بهشترفتن مردم را فراهم کنند و این را بعد از سخن آقای روحانی فرمودند که آقای روحانی گفتند: مگر ما موظفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ نه آنکه آقای روحانی در مقابل صحبت رهبری گفته باشند. به نظرم این بیانصافی است که بین سخنان مقام معظم رهبری و آقای رئیس جمهور بگردیم و سخنانی را پیدا کنیم که میشود مقابل همدیگر قرار داد، در حالیکه شخصیت آقای روحانی چه قبل از ریاست جمهوریشان و چه بعد از آن طوری نبوده که بخواهد با رهبری مقابله کنند و این غیر از سلیقهی ایشان است که برداشت ایشان از سخنان رهبری بعضاً غیر از برداشت ما میباشد. اعتقاد بنده آن است کسانیکه این کارها را میکنند سعی دارند القاء کنند مسئولان کشور مقابل رهبری انقلاباند و این کاری است که دشمنان به دنبال آناند، در حالیکه واقعاً این طور نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «انقلاب اسلامی ،برون رفت از عالم غربی» کمک میکند تا جایگاه انقلاب اسلامی را در شکلگیری تمدن اسلامی و عبور از تمدن غربی بهتر بشناسیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زود قضاوت نکنید و قطع رابطه ننمایید. اینها توبه میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عزیزانی مثل استاد وکیلی و استاد واسطی را از اندیشمندان متوجه به تمدن اسلامی میشناسم که بحمداللّه در سنگر عرفان و فلسفه سربازانِ ارزشمندی هستند 2- نوشتهها و شاگردان آقای محسن طهرانی بهکلی از تاریخِ توحیدیِ این عصر که از طریق حضرت روح اللّه امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» گشوده شده است؛ بیرون هستند و با خدایی بهسر میبرند که اصلاً وجود خارجی ندارد 3- علامهی طهرانی را دانشمند ارزشمندی میدانم که میتوان از ایشان استفاده کرد به همان معنایی که استاد واسطی و وکیلی با ایشان برخورد میکنند، ولی این قطببازیهایی که با ایشان میشود، بیرونِ این تاریخ است 4- کتب آیت اللّه طهرانی در زمرهی کتابهای خوب معرفتیِ این دوران است و بنده از کتاب «روح مجرد» استفاده کردهام و نقصی در آن ندیدهام و به نظر بنده چنین دانشمندانی باید شرح حال عرفایی مثل مرحوم هاشم حداد را تبیین و تفسیر کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم بعضی از ضعفهایی که بالاخره در بعضی از افراد جوامع جریان دارد را برجسته کنیم؛ هیچ ملتی از داشتن آن ضعفها مبرّا نخواهد بود حتی آن ملتهایی که آقای سریعالقلم با تحقیر ملت ما میخواهند آنها را در نظر ما برجسته کنند! مشکل، نگاهِ افراد غربزدهای مثل میرزا ملکمخان و آقای سریعالقلم است که اولاً: عیبهای وحشتناک بعضی از افراد جهان غرب را که حتی در امور فردی بسیار کثیف و بیادب هستند و کم هم نیستند، دیده نمیشود. ثانیاً: آنچنان این افراد از سرمایههای فکری و فرهنگیِ مردم ایران و تاریخ ایران فاصله دارند که به جای امیدواری در تاریخ معاصر که با حضور ملت در نفیِ نظام شاهنشاهی و 8 سال دفاع مقدس ظهور کرد، امید دارند ما همواره در ذیل غرب، خود را ادامه دهیم. و این مصیبت بزرگ ما است که توسط روشنفکرانِ غربزدهی ما که به قول خودشان باید عظمت غرب را باور کنیم؛ پیش آمده است. حال در نظر بگیرید که با نگاه انسانی دلسوز، صحنههایی را که ایشان دیدهاند و ملت ما را تماماً با این عینک توصیف میکنند را، تغییر دهیم و با عینک دیگری، جامعه را بنگریم. جامعهای که رانندهی تاکسی آن میلیونها پولِ جامانده از مسافر را به او برمیگرداند. جامعهای که عقلِ زنانِ خانهدارش تا آن حدّ است که میفهمد برای آزادشدن از اسارت فرهنگ سکولاریتهی غرب و تحقق نور توحید باید تنها فرزند خود را هدیهی انقلاب کند. جامعهای که وارستگان آن مثل آیت اللّه بهجتها و آیتاللّه حسنزادهها و آیت اللّه جوادیها کم نیستند و هرکدام، افتخارِ تمام بشریت در همهی دورانها میباشد، و إلی ماشاءاللّه از اینهمه زیبایی!!! اینجا است که باید به این آیهی الهی نظر کرد که میفرماید: «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (175)/ آلعمران) این شیاطین هستند که دوستان خداوند را در تقابل با کفر و استکبار میترسانند، شما توجهی به آنها نداشته باشید و از استکبار ترسی به خود راه ندهید و از خداوند خوف داشته باشید، اگر مؤمنید از آن جهت که اگر نسبت خود با خداوند را با رُعبی که شیاطین ایجاد میکنند، تغییر دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حضوری بیرون از ترکیب قضایای حصولی است که حدّ واسطه داشته باشد. علم حضوری از جمله قضایایی است که «قیاساتها معها» قیاس آنها با آنها است نه آنکه مقدمهی قیاس از نتیجهی آن جدا باشد و بیشتر یک نوع احساس است تا یک نوع فکر، و با تذکر بهدست میآید. به یک معنا گزاره هایی نظری هستند، ولی حد وسط آنها در ذهن حاضر است؛ مانند این که «چهار زوج است». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ارادهی اصلی انسانها تنها و تنها رجوع به حق باشد و انگیزهی مطرحکردن خود در میان نباشد و اگر هم هست به قصد عبور از خودخواهیها، عبادت کند آرامآرام حقیقت در برابرش رُخ میگشاید و عملاً در مقابل هر حقی تواضع خواهد کرد. هرچه هست در ارادهی اصلی و نیّت اولیهی انسانها نهفته است. به قول خواجه عبداللّه انصاری: «همه از آخر میترسند و من از اول». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آنکه به نظر میرسد اسم «ستار» زیرمجموعهی اسم «غفّار» باشد همانطور که متوجهاید در اسم غفار، نور غفاریت حضرت حق موجب میشود که اثر گناه از صحنهی روح ما برود و دیگر مانع سلوک ما نشود. ولی با نور اسم «ستار» تنها آن گناه را میپوشاند تا نبینیم هرچند هنوز به مرحلهی غفران نرسیده و ممکن است میل به آن گناه عود کند. لذا چنانچه آن میل به ذهن شما عود کرد متوسل به غفّاریت حق شوید و بیشتر از ستارالعیوبی او در راستای نادیدهگرفتن عیب دیگران استفاده کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حیوانات در عین آنکه دارای نفس هستند و در رابطه با نفس شعور خاص خود را دارا میباشند مثل درک خود و داشتن شعورهای بدیهی، ولی تعقل به آن معنایی که در انسان هست و موجب انتخاب انسان میشود در آنها نیست، بلکه بر اساس هدایت غریزی آن کار را میکنند و آن مورچه در آن صحنه نیز با همان شعور تکوینی متوجه آن صحنه شد حتی میتوان گفت این شعور مربوط به تنها آن هدهد نبود، ولی چون در دستگاه حضرت سلیمان رفت و آمد داشت آن گزارش را آورد در حالیکه فکر میکرد حضرت سلیمان از آن سرزمین بیخبرند که این نشانهی شعور محدود آن هدهد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم باید تا آنجا که ممکن است با شبکههای اجتماعیِ خودی کار کرد ولی عنایت داشته باشید که مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» اخیراً در تاریخ 19/8/95 که با جبههی انقلاب فرهنگی داشتند؛ در جواب سؤالی که از ایشان شده بود، میفرمایند: «دربارهی استفاده و ورود به شبکههای اجتماعی و مجازیِ خارجی، ورود هوشمندانه به شبکههای اجتماعی و مجازی خارجیها – که سؤال شده است – خوب است اما به شرطی که خودمان غرق نشویم و مثال آن غلام و آب جو نشود «شد غلامی که آب جوی آرد/ آب جوی آمد و غلام ببرد» ورودِ تهاجمی لازم است و گرفتن میدان از دست دشمن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید وقتی جایگاه وجودی حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» مقام واسطهی فیض است، هر وقت اراده فرمودند برای خودشان بدن ایجاد میکنند 2- در آن کتاب عرض شده که قلب مبارک امامان معصوم«علیهمالسلام» عین حقیقت قرآن است و عملاً با نظر به آن عزیزان میتوان به طور حقیقی از قرآن استفاده کرد و انسان شد 3- حقیقت قرآن اصل همهی انوار الهی است و عظمت ائمه«علیهمالسلام» به جهت اُنس قلبی آنها است با حقیقت قرآن و یا همان کتاب مکنون که فوق صادرهی اول است و مقام اسماء حسنای الهی است. همانطور که حضرت صادق«علیهالسلام» فرمودند: «لَقَدْ تَجَلَّى اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنْ لَا يُبْصِرُون » خداوند در کلاماش برای خلقاش تجلی کرده ولکن آنها نمیبینند. ائمه«علیهمالسلام» در قرآن خدا را ملاقات میکنند. موفق باشید
