سلام استاد: آیا دخانیات از جمله سیگار معدّی میتوانند باشند در سیر به عالم خیال؟ چرا اکثر عرفا را دیدیم که سیگار میکشیدند؟ توصیه شما خارج از بحث های سلامتی چیست؟ آیا واقعا حالت خاصی که با سیگار پیش میآید را میتوان یک حالت خلسه جهت ورود به عالم خیال دانست؟ یا اینکه سیگار کمکی به بیدار ماندن و افزایش تمرکز هنگام مطالعه میکند؟ ببخشید که سوالی اینچنین نا امید کننده میپرسم ولی بنظرم سوال خیلی ها باشد. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید ما در شرایط تاریخی دیگری هستیم که در این شرایط تاریخی و فرهنگی این نوع ورودها، سلوک و سیر توحیدی ما را اگر عقب نیندازد، متوقف میکند زیرا عمل به این اعمال، در روانِ ما تداعی طبقهای را میکند که سالک در این زمانه در آن سبک و طبقه نیست. و به همین جهت رهبر معظم انقلاب نیز ترک کردند. موفق باشید
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: در آیه ۱۰۱ سوره مائده آمده است که از آن چه که شما را ناراحت می کند سؤال نکنید. ملاک در این امور چیست؟ و آیا احکام و اعتقادات را در بر می گیرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی میفرمایند این سؤالات مربوط به خرده ریزهای احکام دین است هرچند که اگر بپرسند در هنگام وحی، جواب میگیرند ولی بهتر است که نپرسند از آن جهت که خدا در این مورد سخت نگرفته است و شما با پرسیدن آنها، کار را برای خود سخت میکنید مثل آنکه احکامی در مورد شتران، که مثلاً ده شکم زاییده و یا گوسفندی که ده ماده زاییده را جعل کردهاند، در حالیکه مربوط به خداوند نیست. برای بحث بیشتر خوب است که به تفسیر المیزان رجوع شود. موفق باشید
سلام علیکم حاج آقا: عذرخواهم، سجده طولانی در تخلیه ظلمات و کدورت های ظرف وجودی مان چقدر تأثیر دارد؟ و در حین سجده کدام ذکر در امر مذکور تأثیر اساسی تری دارد؟ با تشکر التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به اعتقاد امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» سجود اظهار تذلل و بندگی و ابراز فقر و مسکنت در محضر ربوبی است، یعنی افتادگی درونی و تواضع باطنی نمازگزار، ترک خویشتن و چشم بستن از ماسوی و سر بر تراب نهادن میباشد. و این همان تخلیه ظلمات از وجود انسان میباشد و علاوه بر ذکر «سبحان ربّی الاعلی و بحمده» سجده یونسیه و ذکر «سبّوح قدوس» همه منجر میشود تا انسان به نحوی در اختیار اراده الهی قرار گیرد و به تعبیری «برگ کاهم پیش تو ای تند باد ** من چه دانم که کجا خواهم فتاد». موفق باشید
سلام علیکم: مسئله دار شدن با خود را لطفا توضیح میدهید و راهکار درمان این اتفاق؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوهای که تحت عنوان « بررسی شیوههای تبیین معارف دین»
https://lobolmizan.ir/leaflet/1414?mark=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C که در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام جناب استاد: در مورد انگشتر و نگین انگشتر و سنگهای مربوط با نفس های متفاوت انسانها چه مطلبی میشود مطالعه کرد؟ اصلا شما حضرتعالی توصیه در خصوص سنگ خاصی برای انسان دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تحقیق چشمگیری نداشتهام. همان اندازه که در روایت نسبت به عهدِ سنگ عقیق و سنگ فیروزه مطرح است؛ به نظر میآید بتوانیم از آنها استفاده کنیم. موفق باشید
بسم رب مهدی صلواتاللهعلیه هر جا سستی پیش میآید؛ و هر کجا به بنبست میشویم؛ هر موقع که بیثمریمان نفسمان را میگیرد و گویا مقصد و افق از پیش چشممان میرود، گفتهاند و شنیدهایم و گاه خود نیاز در اندیشهمان آن را یافتهایم که باید به سرآغاز رجوع کرد. سرآغاز را مجدد به فکر نشست. سرآغاز چگونه است؟ آیا همان است که این شور را در دل ما انداخت که کار و تلاش و مطالعه بیوقفه و جهادی ادامه دادنمان است. اینکه شبها را هم نباید خوابید و باید تلاش کرد. اینها سرآغازمان بود؟ به خویش که رجوع میکنم، میبینم که چنین شوری نگهام میداشت. اما خوب که به خود و گذشتهام رجوع میکنم، آن حالت جهادی کار کردن و تدبیر و طی راه و مطالعه و حضوری که سیدعلیها و حاجقاسمها در آن مستقر بودند نداشتم و تمام همتم را دست و پا زدنی آنهم بیهوده و حتی گاه بر ضد تمام حضوری که دنبالش بودم میبینم. حال به گل نشستهام. به من بگویید منی که گاه در خلوت به حداقل اینکه طلب چنین حضوری دارم دلخوش بودم، بگویید اینها طلب بود یا هوسی بیش نبود؟ حا به سرآغاز چگونه بیندیشم که در طی راهی که در طلبش بودم، در عین نرسیدن حتی اندیشهام برای اندیشیدن به سرآغازی_اگر سرآغاز بتوانیم بنامیم آن را_ که از آن سخن گفتهام را نیز از دست دادهام... به من بگویید چگونه خویش را به بازخوانی بنشینم...
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نباید گمان کنیم آن حالات صرفاً توهّم بوده، بلکه نفحاتی است که میآید و انسان را در بر میگیرد و افقی میگشاید و سپس برای حضوری دیگر، خود را عقب میکشد. در این مورد خوب است غزل شماره 131 https://eitaa.com/matalebevijeh/16106 را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر: ببخشید راهیان نور با کاروان خودتون امسال هم هست؟ و اینکه شرایطش چجوریه
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بر آن است که ان شاءالله آن سفر برقرار شود. هنوز زمان آن دقیقاً مشخص نشده است. موفق باشید
دانش بنیان های ما آنچه چند دهه قبل اختراع شده را از روی همان دستگاه ها با همان ایده می سازند ولی از نظر من اختراعی صورت نگرفته و این را دانش بنیان نمی دانم. دانش بنیان یعنی تمدن جهانی جدیدی داری و مطابق این چیزهایی می سازی که تازه است این یعنی اختراع و دانش بنیان پس من از ادامه با روش اول خداحافظی کردم تا زمانی که روش دوم آمد انتظار آنها را می کشم تا بیایند، امروز میروم و خود را حرام آنها نمی کنم و از ادامه در شرایطی که آسیبش بیشتر از تاثیر است کناره گیری می کنم مگر آنکه شرایطم مطلوب شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دانشبنیان یعنی روحیهای که نسبت ما با مسائلی که روبهرو هستیم، طوری باشد که اندیشمندانه نسبت به آن مسائل بنگریم. بحث اختراع، بحث دیگری است. موفق باشید
با سلام و وقت بخیر: سوالاتی داشتم در زمینه عرفان اسلامی. به دنبال استاد می گشتم برای راهنمایی و مشاوره در این زمینه. به شدت تشنه حقیقت و جستجوی حقیقت هستم اما از آنجایی که چند سالی هست بعلت کار و ماموریت در شهر کوچکی در خوزستان زندگی میکنم و امکان حضور در محضر استاد را ندارم. آیا استاد، بنده را در این زمینه سیر الی الله راهنمایی و مساعدت میکنند؟ بسیار ممنون و سپاسگذار
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه خوب است به سخن آیت الله بهجت فکر کرد که میفرمایند: «علمِ تو استاد توست». در این مورد خوب است به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت» رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA . پیشنهاد ما دنبالکردن سیر مطالعاتیِ سایت میباشد که بر موضوع «معرفت نفس» تأکید دارد. موفق باشید
درباره ی بی دین گشتگان «ما دیگر بار دیندار گشته ایم» این بی دین گشتگان چنین به زبان میآیند. و اما برخی از آنان ترسوتر از آن اند که این را به زبان آورند اما من به ایشان میگویم عبادت ننگ است! نه برای همه بل برای من و تو و هر آن کس که در سر وجدانی بهر خویش دارد، عبادت برای تو ننگ است! تو این را خوب میدانی که شیطانِ ترسویی که در تو هست خوش دارد دست ها را به زانو زند و خود را یله کند، همین شیطان ترسو ترا بر آن داشت که بگویی «خدایی هست»!. بدین سان شما در شمار نور گریزان در آمدی اما من کسی را که در جای بی ماهی قلاب ماهیگیری کُنَد سطحی نیز نمی نامم!! اینان از ترس به لرز آمدن را از همدیگر می آموزنند ! اینان ثابت کردن را دشوار میدانند، آنچه برای ایشان مهم است این است که ایمان داشته باشند آری ایمان او را خشنود میکند! آری مردم پیر همه چنین اند، چنین چروکیده.... ما نیز همچنین! از کتابِ چنین_گفت_زرتشت ص۱۹۵ ترجمهٔ داریوشِ آشوری ... اینبار نیچــــه ارمغان خود را از موحدانه ترین نگاههای خود با ظریفانه ترین نوع گفتار و البته گزنده ترین بیدارباش عاشقانه بر انسانیت روا میدارد! آری ایمان او اثبات است نه رفتار برخواسته از ترس! کما اینکه گفت : قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﺑﮕﻮ : ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮﻳﻴﺪ ﺩﻟﻴﻞ ﻭ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ آری انسان امروز و دیروز در یک اشتباه اشتراک یافته، «ایمان بی عقل»...... درد عظیمیست جناب استاد طاهرزاده عزیز القای این درد را از شما هدیه گرفتیم! درمانش را از طبیب حقیقی برایمان مسئلت بفرما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه پسندیدنی است حضور در افقی که همه گمانهای دیروز ما را به امید فردایی که در پیش است؛ بر باد میدهد و میفرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»(فصلت/53) یعنی در آنچه هستید شما را کافی نیست، به زودی انواری در جان خودتان و در افقی که در پیش است، به سراغتان میآید تا معلوم شود او حق است، همانی که میخواستید و نمیدانستید که چگونه بود. حال تا آنجایی جلو میروید که مییابید او کافی است از آن جهت که از هر چیزی و در آینه هر مخلوقی به ظهور میآید. و البته باز «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ» و همچنان برایشان نوری از انوار الهی در پیش است زیرا که این جاده همچنان قابل ادامه دادن است در عین حضور در آن جاده، و باز هم باید متوجه حضوری شد که در پیش است. این است آن دین و دینداری که گمشده و جناب زردتشت به گفته نیچه از کوهستان آمده است تا ما را در این ظلمات دوران جدید متوجه آن کند. عرایضی نسبت به آیه مذکور در بحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» https://eitaa.com/soha_sima/3445 شد. باشد که باز «سَنُرِيهِمْ»، زیرا «آنقدر هست که بانگ جرسی میآید». راستی! اگر جناب حافظ بانگ جرس را نشنیده بود، چگونه از آن خبر میداد و این یعنی در همان جایی که هستی، باز همچنان در شدّت بیشتری «بودن» و «هست» خود را تجربه میکنید. این است باز دینداری و باز دینداری. موفق باشید
با سلام: به عرض می رسانم که بنده با یک گروه از پیروان حسن میلانی بحث می کنم اونها میگویند که مجرد فقط خداست و الباقی موجودات جسم مادی هستند. هرچه از معرفت النفس برای تجرد روح دلیل می آورم زیر بار نمیروند و آخرش انسان را مسخره میکنند. در ضمن به بزرگان فلسفه توهین میکنند. به نظر شما مباحثه با آنها فایده ای دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بله در جریان این نوع افراد هستم. مگر ما مسئول این نوع نیندیشیدنها هستیم؟ که با چنین نگاههایی خود را از فهم بسیاری از حقایق محروم میکنند. اگر رسیدید مناظره آقای میلانی با استاد رمضانی را ببینید. موفق باشید
سلام و عرض احترام استاد بزرگوار: در پاسخ سوال ۳۶۶۹۴ در بحثی که سعی شد بین شما و یکی از اساتیدمون تبادل نظری شکل بگیره (امید داشتم مفید باشه) نظر خودم رو بگم اگر موردی بود اصلاح بفرمایید در ضمن سوالی هم داشتم ۱. اینکه بنظرم رسید اون استادمون حساسیت روی کلمه ذات نداشت ولی روی کلمه وجود حساسیت داشت و شما با جایگزینی کلمه هستی سعی کردین به این نکته تذکر بدین ۲. بیانتون بسیار عالی بود من که از پیام آخر لذت بردم و برای من این نکته روشن نبود و ما در نسبت با هستیِ خود که عین ربط به هستی مطلق است میتوانیم با وجود مطلق ربطی حضوری داشته باشیم و این غیر از وجود مفهومی است. ارتباط حضوری که شما از آن سخن گفتین، واقعیت اینه ما همیشه اون درک و حضور رو نداریم نوبتی شاهد افکار شیطانی و وسوسه در خودمان هستیم، نوبتی شاهد تعالی و میل به سوی خدا وقتی دقت می کنیم می بینیم هیچکدومش ما نیستیم، اولیه یه شیطانه که اومده خودش رو بجای ما جا بزنه، دومی یه فرشته است، وقتی تعالی پیدا می کنیم، فرشته ای دیگر و اگر اون فرشته بره ما اون حضور رو نداریم (این که ما بالاخره چی هستیم رو من موندم) تو به هر صورت که آئی بایستی / کاین منم والله آن تو نیستی. سوال این بود شما فرمودین حضور ولی حضوری در کار نیست، یه فرشته باید بیاد تا حضوری درک کنیم، بره حضوره هم رفته، خب الان بیان شما با این اوصاف چی میشه. میتوانیم با وجود مطلق ربطی حضوری داشته باشیم با این اوصاف سوال من این است: ربط حضوری یعنی چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که در هر حال، ما میتوانیم متوجه هستی خود به صورت حضوری باشیم و این است آن دریچهای که افقِ نظر به وجود مطلق را در مقابل ما میگشاید و جایگاه اخلاق و شریعت را که عوامل دفع موانع برای آن توجه است، معلوم میکند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوارم: اگر لطف کنید و نظرتان را راجع به متن زیر بفرمایید، ممنونتان میشوم. یا اللهُ یا رحمنُ یا رحیم پرسید: به زبان ساده، بصیرت یعنی چه؟ گفتم: یعنی تبعیت و اطاعت کامل از آخرین دستور امام زمان خود. یعنی تا دیروز باید با معاویه بجنگی و الان باید پایبند حکمیت باشی، چون امام طبق شرایط چنین تشخیص داده. یعنی تا الان باید احترام قرآن را داشته باشی، ولی الان باید از امامت اطاعت کنی و بزنی قرآن را پایین بیاوری، چون حیله عمر عاص است. یعنی تا دیروز باید با معاویه بجنگی و امروز باید صلح کنی و به امام زمانت نگویی یا مذل المومنین. یعنی تا چند لحظه قبل باید با سپاه عمر سعد بجنگی، الان باید بروی و برای اطفال آب بیاوری، چون نافذ البصیره هستی. یعنی صبور باشی و زود به خضر نبی اعتراض نکنی که چرا کشتی را سوراخ کرده و یا کودک بیگناهی را کشته و یا دیوار غریبه ایی را تعمیر کرده. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلِ النُّورَ فِي بَصَرِي وَ الْبَصِيرَةَ فِي دِينِي https://eitaa.com/tabeensade
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و تا انسان در زمانه خود و نسبت به آنچه پیش میآید حاضر نباشد، بالاخره گرفتار تحجّر میشود زیرا به حکم «کلَّ یوم هو فی شأن» خداوند در هر زمانه و دورهای در شأنی است و درک این حضور را متحجّرین و روشنفکران غربزده متوجه نیستند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: سوالی از محضرتون داشتم. استاد یک سری از آیات قرآن هست مثل فرضا آیه ۱۵ و ۱۶ سوره نوح که آمده است: خداوند آسمانها رو در ۷ طبقه آفرید و ماه و خورشید را قرار داد و... الان علم جدید وجود منظومه های بی شمار و ماه ها و خورشیدهای زیاد رو تایید میکنه. خب اینکه در قرآن میاد ما در هفت طبقه آسمان، ماه قرار دادیم، آدم به خوش میگه، مگه در ۷ طبقه آسمان همین یک ماهه؟ العیاذبالله یعنی خدا نمی دونسته؟ یک مقدار، به نظر من، برخی از آیات این حالت رو دارند. بهر حال چون خداوند عالم بر همه چیزه، انتظار میره قرآن با علوم ثابت شده مغایرت نداشته باشه. خدا اجرتون بده استاد، چقدر حضورتون قوت قلبه جوونهاست
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از «سموات السبع والارضون السبع» مراتب عالیه و معنوی زمین و آسمان است. مثل آنکه جسم ما باطنی مثل نفس و قلب و سرّ و امثال آن دارد. موفق باشید
سلام علیکم: در پرسش یکی از کاربران (سال ۳۶۵۲۱) در مورد حالت وجودی در خواب سوال شده بود و اینکه خواب هایی که در ذهن میماند وجه حصولی آن ها و ارتباطشان با امور روز مره در میان هست. میخواستم بپرسم آیا در بیداری هم چیزهایی که در ذهن میماند همین گونه هست یا خیر؟ مثلا کسی میگوید تا تکبیر نماز را میگویم ذهنم شروع میکند این طرف و آن طرف رفتن. میتوان گفت چون با امور ارتباط وجودی نداریم برای همین ذهن دچار تشتت میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه نسبت به اراده اولیه که برای اقامه نماز بود، حاضر باشیم؛ بقیه مراحل نماز برای انسان میماند وگرنه تنها همان اراده اولیه باقی میماند و انسان تنها از همان نیت به عنوان کسی که منکر نماز نیست، بهره می برد و به همین جهت فرمودهاند نماز او قبول است، در عین آنکه بهرههای لازم را نبرده است. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: آیا لعن خفی خلفای سه گانه اگر به صورت مراسم هم نباشد و زیر لب باشد از نظر رهبری حرام است یا خیر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اساساً رویکرد «لعن» در این موارد، رویکرد صحیحی نیست. آری! نقد و انتقاد در فضای گفتگو محور در جای خود باید محفوظ باشد. موفق باشید
با سلام: چرا ما زمانی که خطایی میکنیم هراسانیم که دیگران نفهمند. اما از اینکه خدا میداند هراسان نمیشویم؟ به نظر شما مشکل کجاست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با نظر به رحمت الهی و اینکه او بیشتر از مردم ما را درک میکند؛ هراسان نیستیم. وگرنه اگر آن خطا به عنوان تمرّد باشد که سخت باید هراسان بود، هر چند که خداوند بالاخره غفار است. موفق باشید
سلام استاد گرامی: یک سوال: چرا به کاربران گوشزد نمیکنید که سؤالهای خود را مختصر بنویسند؟ متن بعضي از پرسشها خیلی طولانیه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید ولی بعضاً کاربران محترم، موضوعی را به میان میآورند که از طولانیبودن آن موضوع گریزی نیست. موفق باشید
سلام: تو جمعی از «خودت باش» سخن میگفتم بواسطه چهره مذهبی و حامی نظام بودن اعتراضی شد. گفتند «خودت خودت باش» برای مردم ما خیلی آشناست قبلا هم گفتند «دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست» خنده حضار فرا گرفت در جوابشون یه چیز نوشتم که شاید جالب باشه! گوینده؛ «دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست» خنده حضار 😂😂😂😂😂😂 اما من که با خنده دیگران عادت خندیدن را چند وقت پیش ترک کرده ام! بودم فکر کردم!!! راست میگفت وقتی بچه بودم تو ادبیات نوشته بود «گاه» یعنی محل! دانش گاه = محل دانش میباید می بود اگر دانشگاهی که دانش گاه نباشد دانشگاه نیست! راست میگفت! دانشگاها خیلی وقت بود که محل کسب دانش نبود، محل کسب هر چیزی بود جز دانش! من که با حضار نخندیده بودم! سخت گریه ام آمد ازین درد! تو برادر دردت نیآمد؟ من زود گریه ام میآد تو گریه نمیکنی نکن اما حداقل دردت را انکار نکن! ما باید گریه کنیم به حال خودمان که هنوز در ادبیات پنجم گیریم و از هرچی بیشتر نمیفهمیم بیشتر میخندیدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هرچه بیشتر نمیفهمیم، بیشتر میخندیم. زیرا زندگی را که راهی است گشوده به سوی توحید، گم کردهایم وگرنه میتوانیم خودمان باشیم و به گفته کییرکگور: «خود باشید و خود شوید» نسبت به استعدادهایی که در خود دارید. موفق باشید
با عرض سلام و احترام! من سوال کننده پرسش ۳۵۸۴۲ هستم. در رابطه با سوال مذکور برداشت های به ذهنم رسیده است. لطفاً راهنمایی بفرمایید. اینکه کلا در جهان هستی، یکی بیشتر نیست. این حقیقت خداوند است. و این خداوند ذاتی است که هیچ نشانی از او نیست. بعد این خداوند تجلی میکند. تجلی اول احدیت، تجلی بعدی واحدیت و ... تا به اعیان خارجی میرسد. که اعیان خارجی همان خداست که در اعیان خارجی ظهور کرده است. پس در سرای هستی فقط خداست با تشکر! .
باسمه تعالی: سلام علیکم: چگونه میتوان اعیان خارجی را همان خدا دانست، در حالیکه خداوند هستی مطلق و کمال مطلق است. موفق باشید
با سلام و احترام: لطفا در موارد زیر راهنمایی بفرمایید: (سوالات از سخنرانی فردی که ادعای شاگردی اساتید را می کرد، ایجاد شده) ۱. همان طور که معاویه باید در مقابل حضرت علی ع باشد، پس امام زمان عج الله هم مقابلی مثل خودشان دارند که هزار سال و چه بسا بیشتر عمر دارند و او هم کارهایی را برای پیروزی خود می کند که صهیونیست کنونی همان است!؟. حقیقت دارد؟ و اینکه یوگی های ۳ هزار ساله الان هستند که برای آمدن یا نیامدن ابرها از کشاورزان پول می گیرند؟! ۲. بیماری نتیجه ی بهم ریختن مزاج است و دردهایی که می کشد یعنی نفس او هم در عذاب است یعنی برزخ او شروع شده و عذاب ها شروع شده و فرد بیمار اگر با بیماری فوت شود، مسلما وارد همین فضای درد و بدار از آن خواهد شد. و گفتند کسی که در اثر غلبه سودا، که اصل بدبینی است مریض شده؛ در اصل اولین بدبینی و نا امیدی را به خدا داشته که در جسم اثر کرده؛ پس همین را بعد از مرگ دریافت می کنه؟! جدا استاد این عقیده ها درست است؟ ما آموختیم که مریضی کفاره گناهان است و صبر بر بیماری؛ عاقبت خوش دارد، نه اینکه بیماری....
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به این نوع حرفهایی که بدون دلیل و توهّمی است، توجه داشت. در حالیکه خداوند با شریعت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» و کلام الله مجید، راهی بسی روشن را در مقابل ما قرار داده است. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر: من کلاس نهمم و الان باید انتخاب رشته کنم و فرم هدایت تحصیلی مشخص میکنه که میتونم برم رشته ای که میخوام یا نه و اینکه این فرم مربوط میشه به سال هفتم و هشتم و نهمم ولی توی کلاس هفتم یا شایدم هشتم زیاد تقلب میکردم الان اون تقلبا شاید باعث شده که من پاس بشم و نمره هام خوب بشه اگه با تقلب به رشته ای که میخوام برسم حقوقی که میگیرم حرامه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته تقلب، کار خوبی نیست ولی نمیتوان آن را به موقعیتی ربط داد که انسان در آن موقعیت در إزای کاری که میکند حقوقی دریافت مینماید. موفق باشید
سلام: جهت آشنایی دانش آموزان متوسطه اول (هفتم هشتم نهم) با کتب شما، کدام کتاب ها مناسب ترهست؟ ۲. اگر برای این کار و بطورکلی هر کار فرهنگی، مسابقه بگذاریم و جایزه مقرر کنیم،. آیا اشکالی ندارد؟ یعنی باعث نمی شود دانش آموزان شرطی بشوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید کتابهایی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبیّ» مفیدشان افتد. ۲. برای این سنین میفرمایند اشکال ندارد. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوارم: وقتتون بخیر. در فقه مطرح شده اگر پدر و مادر یا فرزندان مشکل مالی داشته باشند واجب النفقه هستند، حالا اگر خواهر و برادر مشکل مالی داشتند و زندگی سختی بگذرانند واجب النفقه نمیشوند این یعنی کمک نکردن به اونها عقاب و گناه نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به اعتبار آن که نسبت به والدین وظیفه مستقیم داریم، نسبت به خواهران و برادران از این جهت وظیفه مستقیمی نداریم ولی به اعتبار آنکه بتوانیم به آنها کمک کنیم مسلماً در مسیر صله رحم که زیباترین نحوه عبادت است قرار میگیریم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: به لطف خداوند، کتاب ادب خیال و عقل و قلب زندگی من رو نجات داد. اول از همه تشکر میکنم از شما و خیلی معذرت میخوام که چندین مرتبه پشت سر هم پیام دادم. و دوم اینکه به نظرتون الان چه کتاب دیگه ای بخونم بعد از این؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً ادب خیال، با معرفت نفس شکل میگیرد. پیشنهاد میشود تا کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و ۱۰ جلسه صوت شرح آن و پس از آن تأمّل در سورۀ عنکبوت که همه در سایت هست، دنبال شود. موفق باشید
