سلام علیکم: استادعزیز در بحث نفی منیت و ودوری جستن از حب نفس و خودیت که منشا غضب و سوء خلق هست و اینکه در روایات آمده که اگر کل مردم شهر جمع شوند و عرضه دارند که شما بدی اگر ناراحت شوی از مانیستی یا اینکه برسر پیامبر زباله خاکستر میریختن و موارد بیشمار دیگری از این قبیل میخواستم باعنوان مثالی به پاسخ تمامی سوالاتم در مورد نفی غضب و نفی حب النفس برسم. شخصی صبح از خواب برمیخیزد باخانمش روبرو میشود به او سلام میکند او میگوید سلام و زهر مار چرا جورابات اون گوشه افتاده خیلی کثیف وو نامرتبی احمق بی شعور. اون شخص هیچی نمیگه و میگه باید کظم غیظ کنم هیچی نمیگه و سرشو میندازه پایین و میره لباساشو میپوشه و میره سرکار تو محیط کار یکی بهش میگه تو غلط کردی که اون وسیله رو گذاشتی اونجا بیشعور عوضی تو خیلی نفهمی (و حال آنکه افراد زیادی این مکالمه رو دارن میشنون) و با دست هلش میده و اون میخوره زمین و اون شخص میگه اگه من حرفی بزنم منیت هست و نباید چیزی بگم سرشو میندازه پایین و میره شخص دیگه ای از راه میرسه وبهش میگه خاک برسرت کنن حقته که هرکی از راه میرسه بهت میگه بیشعور و توهیچی نمیگی و سرتو میندازی پایین و میری چون جواب هیشکی رو نمیدی و میگی میخام برمنیتم غلبه کنم همه میزنن توسرت و هرچی دلشون میخاد بهت میگن. دوباره سرشو میندازه پایین و میگه چون بهم گفت خاک توسرت اگه جوابشو بدم و ناراحت بشم نتونستم بر هوای نفس و حب نفس غلبه کنم از اون گذشته دچار خشم و غضب میشم دوباره راهش رو میگیره و میره چند قدمی بیشتر جلو نمیره که یکی دیگه میاد و با پا میزنه پشت پاش و میخوره زمین با خودش میگه باید کظم غیظ کنم حضرت علی آب دهان تو صورتش پرتاب کردن هیچی نگفت که به هوای نفسش غلبه کنه منم باید از ایشون یاد بگیرم و با این شخص دعوا نکنم راهش رو میگیره میره و یکی از راه میرسه یه سیلی محکمی تو صورتش میزنه و فرار میکنه با خودش میگه خدایا یه سیلی کم بود یکی دیگه بهم بزن. صورتش سرخ میشه از سیلی ولی هیچی نمیگه راهش رو میگیره و میره تو یه جمع خانوادگی وقتی چیزی میگه یه نفر تو اون جمع بهش میگه تو خیلی بیخود کردی که این حرف رو زدی آشغال فلان فلان شده عقل نداری تو مگه. چند تا فحش تو اون جمع هم بهش میده و اون پیش خودش میگه تو جمع بهم توهین کردن اگه باهاش دهن به دهن بشم دچار خشم و غضب میشم خدا داره منو امتحان میکنه پس هیچی نمیگم که دچار غضب نشم یا میشینه تو اون جمع و سرش رو میندازه پایین و خورد میشه یا اینکه با جمع خدافظی میکنه. پیش خودشم شاید بگه من خوار شدم اما اشکالی نداره نباید هیچی بگم چون خدا اگه غضبناک بشم بر من غضب میکنه. (قابل ذکر هست که این شخص شخص محترمی هست و درنهایت عقل هم هست وهیچ کسی هم نمیدونه که این شخص آدم فوق العاده مومنی هم هست هیچ کسی نمیدونه) رفتار این شخص به نظر شما درسته؟ اگه اشتباهه بفرمایید که رفتارش چجور باید باشه که با تعالیم اسلامی که تو ذهنشه و اینکه مدام میگه نباید غضبناک بشم جور دربیاد و هرکسی از راه میرسه تو سرش نزنه و اونم بخاطر غلبه بر غضب و حب نفس چیزی نگه. لطفا مفصل توضیح بدید که وقتی مواجه میشه با این افراد بهشون چی باید بگه وقتی این رفتارها رو باهاش میکنن. این سوال، سوال خیلی از دوستانی هست که تو جلساتتون شرکت میکنن. لطفا مفصل جواب بدین تا با غضب روبرو نشیم. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که در مسیر دفاع از حق باید هر سختی و توهینی را تحمل کرد. ولی این به معنای این نیست که از حفظ عزت نفس خود کوتاهی کنیم و از خود دفاع ننماییم. معلوم است که باید مخاطب ما بفهمد کار او غلط بوده است مگر آنکه سطح ما سطحی نباید باشد که همسنگ ِ افراد دونپایه شویم. و این نیز باید در راستای حفظ عزت نفس باشد. کسی حق ندارد عزت ما را نادیده بگیرد و ما نیز نباید نسبت به عزت نفس خود حساس نباشیم. حداقل اگر نمیتوانیم و یا صلاح نیست مقابله کنیم باید نسبت خود را با چنین افرادی جدا کنیم. موفق باشید
سلام علیکم استاد: خسته نباشید. در کتاب خویشتن پنهان تفسیر مختصری از آیه: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» کردید. حال با توجه به این آیه، منتی که خداوند بر سر شهدا میگذارد، جز این است که زندگانی آنها طوری است که میتوانند در همین عالم دنیا اثر گذار باشند؟ با توجه به شفاعتی که شهدا دارند آیا این تفسیر مختصر برای این آیه مناسب نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که بحث بیش از این حرفها میباشد. قصه، قصه حضور شهدا در نزد خود و در تاریخی است که شروع میشود و آنان در آن تاریخ تا قیامت حاضرند به بودنی که ذیل اراده الهی میباشد و به همین جهت شهدای کربلا اصرار داشتند در کنار حضرت امام حسین «علیهالسلام» شهید شوند تا در دلِ آن شهادت، امروز در کنار حاج قاسم سلیمانیها قرار داشته باشند. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: بر اساس آیات قران «الفینا آباءنا» «کل یعمل علی شاکله» و علم تجربی (ژنتیک و...) ۹۰ درصد افراد کپی برابر با اصل والدین هستند. چرا اولاد انقلابیون ۵۷ همه به نوعی رانده شدند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. در این مورد فکر نکردهام. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: بیعت چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیعت، ارتباط قلبی و تعهد جانی با شخصی است که با او بیعت میشود. موفق باشید
سلام: ببخشید من چند وقتی هست در ارتباط با خدا ناتوان شده ام نمیدونم بخاطر عظمت خدا و یا موضوعات دیگری هست انگار خدا از دسترس من خارج شده است. اشکالی دارد بیشتر با امام زمان ارتباط بگیرم وقتی فکر می کنم این حس به دو دلیل هست یکی نا محدود بدون خدا و دور از دسترس بودنش در ذهن من بوده و دیگر اینکه انگار با امام زمان راحت تر میشود صحبت کرد. پیش خودم میگم افرادی مثل آیت الله بهجت و غیره ایشون را دیده اند و قابل دسترس هستند تا خداوند نامحدود نمیدونم علت این حالت چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نظر به اولیای الهی که آینه انوار حضرت حق میباشند، در واقع نظر به کسانی است که اشاره به اسمای الهی دارند و از این جهت اگر آن انس در بستر نظر به توحید بیکرانه حضرت ربّ العالمین باشد، راهِ خوب و ارزشمندی است. موفق باشید
سلام عرض می کنم خدمت استاد طاهرزاده حفظهالله: میخواستم بپرسم آیا شما رمان هفت جن نوشته امید کوره چی را مطالعه کرده اید؟ رمان ارجاعاتی به آیات قرآن و روایات داره و با فرمایشات شما هم مطابقت داره بجز موردی که قهرمان داستان با جن های خوب و فرشته ها ارتباط نزدیک داره و از اونها کمک میگیره، می خواستم نظر شما را بدونم و سوال دوم از محضر شما اینه که آیا حادثه شهادت رئیس جمهور را اتفاقی متعارف می بینید یا غیرعادی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن کتاب را نخواندهام ولی بحمدالله معارف دینی نگاهی عمیق و دقیق و همه جانبه نسبت به این موضوعات دارد و کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» میتواند متذکر این امر باشد. ۲. بنده شهادت آن عزیزان را مصلحتی میدانم در راستای حضور هرچه بیشتر نیّاتِ متعالی آنها در بستر انقلاب اسلامی در این زمانه حساس. خوب است در این رابطه به جواب سؤال شماره 37743 نیز نظری بیندازید. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: اسعدالله ایامکم. میگویند از خداوند جز خیر برای بنده صادر نمیشود. در مورد برخی افراد فاسق العمل خداوند به جبرائیل ندا میدهد من این بنده را دوست نمی دارم، تو نیز از او متنفر باش و این ندا توسط جبرئیل به سایر ملائکه نیز میرسد. سوال بنده این است قضا و قدر الهی که در همین حال جز خیر نیست چه بلا باشد و چه عافیت، شامل حال تمام بندگان است یا صرفا راجعبه مومنان است؟ با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً از خدا جز خیر صادر نمیشود ولی بعضیها با خودخواهیها و گناهان خود، خود را از معرض الطاف الهی خارج میکنند. به گفته جناب حافظ: «طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند». موفق باشید
سلام استاد گرانقدر: از تهران مزاحم میشم، ممنون میشم نظرتون رو راجع به این سخنان استاد فلسفه مون بدونم، که استاد دینانی میفرمودن ایشون در این عصر بی نظیر هستن. برام خیلی مهمه ممنونم؛ یک سوال دارم از دانشمند مجلس بازپرس؛ بفرمایید؟ میگم شما «دخترتون» رو به کی میدید؟ آدم «خوب» آدم «خیلی خوب» آدم «خیلی خوبی که حتی خانواده شهدا و چندین مشهور و عالِم و کذا هم خوب میدوننش و ازش تعریف می کنن» آدم «خیلی خوب و ساده و پاک دست و بدون نقطه ی سیاه و خاکستری طوری که پشتش نماز میخونی و حتی جبهه ای هست و حتی الی آخر...» یا «آدم خیلی خوب و فلان...» که بتونه دختر شما رو «خوشبخت» کنه؟ یعنی «روحیاتش» رو بشناسه، همچنین «فرهنگش» رو و طوری که بزرگ شده رو، همینطور بتونه «رشدش» بده نه اینکه سریع بخواد دختر خانومتون رو تبدیلش کنه به یک موجود دیگه! خلاصه «امکان» هایی که داره رو حسابی بدونه و کشف کنه و لااقل گذشته ش نشون بده اهل آباد کردن و مدیریت و متحول کردن و خلاصه «رشد» دادن هست. به کدوم میدید؟ اگر فقط خوب بودن و خیلی خوب بودن و نورانی! بودن و متواضع بودن و همه ی این حرفها فقط مهمه، بفرمایید بگید بگم خیلِ عظیمی از آدم های خوبی که در قم مثلا ریختن، تشریف بیارن خواستگاری... ولی محال هست «خوشبخت» بشن، به سان دو خروس جنگی طی عمر خواهند کرد. ولی اگر «عاقل» هستین و میگین دخترمون رو پاره ی تنمون رو میدیم به آدم خیلی خوبی که بتونه «خوشبختش» کنه، نامردید، نمک نشناسید اگر «کشورتون» رو، ایران دوست داشتنی تون رو ندید دست رییس جمهور خیلی خوب و پاک و البته «متخصص» و صرفا بدید دست انسانِ خوب و پاک دست و خوش حرف و کذا... در امتحان پیچیده و عمیق پیش رو آرزوی موفقیت دارم برای همه ی هموطنان عزیزم که وطن رو پاره ی «تن» میدونن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بستر حضوری در این تاریخ باید اندیشید که بستر تعالی انسان است و به نور حضرت در عین مقابله با استکبار در این بستر، انسان در ابعاد انسانیاش میدرخشد و وسعت مییابد. موفق باشید
سلام عليكم: استاد در درجه جمعيت خاطر انسان (در کتاب معرفت النفس و حشر) دو مقام داریم یا ۳ مقام؟ بنده متوجه ۲ مقام شدم ولی دوستان بنده میفرمایند استاد ۳ مقام فرمودند. ممنون بابت پاسخگويی
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد حضور ذهن ندارم. ولی خوب است به مقدمهای که جناب عبدالرزاق کاشانی در شرح «منازل السائرین» فرمودهاند، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام بر استاد بزرگوار: نمیدانم در بین این جمعیت عظیمی که برای وداع با پیکر شهید ابراهیم رئیسی آمدند چند نفرشان در انتخابات ریاست جمهوری قبلی یا اصلا رأی ندادند و یا به آقای رئیسی رأی ندادند چونکه ایشان را دارای صلاحیت نمیدانستند و حال که خداوند صلاحیت شهادت ایشان را تأیید کرد دلهاشان منقلب شد و اینگونه با اشتیاق و قدرشناسانه به خیابان ها آمدند تا به رئیس جمهور خود برای آخرین بار ابراز ارادت کنند و با او خداحافظی کنند. نمیدانم در بین آنها چند نفرشان آرزو دارند که زمان به عقب برگردد و رأی خود را به ریاست جمهوری آقای رئیسی به صندوق بیاندازند؛ که ای کاش خداوند صلاحیت همه ما را تأیید کند که اگر چنین شود دل های مردم با رأی خداوند همراه میشود و اینگونه میشود که شد. و چقدر اکنون رو سیاهند برخی رقبای آن زمان آقای رئیسی که با تخریب و تمسخر ایشان و با سیاسی کاری و دغل بازی خواستند نتیجه انتخابات را به نفع خود رقم بزنند. هنوز صحبت های آقای رئیسی را در مناظره به یاد دارم که چقدر باوقار و با عزت نفس همانگونه که دین خدا از او میخواست و شأن ایشان بود عمل کرد و خداوند هم خواست که در دل مردم جای بگیرد. روحش شاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعده و سنت خداوند است که فرمود: «وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ» حال مائیم و آینه درخشان شخصیت مردی که در ایمان به خدا در همه ابعاد ایمان در استحکام بود و خود را اینچنین در فهمِ جایگاه انقلاب پرورانده بود به طوری که عملاً حکایت وجدان همه ملتهای زنده گشت. نکته مهمی که رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهدای خدمت مطرح کردند؛ فهم درست انقلاب را یکی از شاخصههای شخصیت آیت الله رئیسی برشمردند. https://eitaa.com/c/1778299/8568 موفق باشید
سلام: وقتتون بخیر، خدا قوت آیا نصب آینه های قدی در منزل نهی شده و آیا اثر ماورایی داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم اشکال داشته باشد. شاید حُسناش آن میباشد که انسان جهت خروج از خانه با ظاهری آراسته باشد ولی نه آنکه بیش از حدّ وسواس درظاهر باشد. موفق باشید
سلام: جوانی ۲۰ ساله هستم. دانشجوی سینما و علاقمند به هنر، یک فرد مسجدی و هیئتی هستم به موزیک رپ هم علاقه ای داشتم و قبل تر توش فعالیت کردم. اخیرا تو اعتکاف که بودم یک دوستی راجع به عقل و اثبات خدا صحیت کرد و من درگیر یک حالت عجیب روحی شدم که احساس میکنم خودمم نیستم. مدام فکرهای اذیت کننده پیش میاد تا حدی که باعث سردردهای طولانی و سرگیجه میشه قبلا درگیرش شدم ولی با یه تاتر رفتن حالم خوب شد. اما این بار خیلی طولانی شده واقعا توصیف دقیقی ندارم ازش ولی میدونم خیلی به احساس های خیلی کوچیک تر هم حساس شدم و مدام استرس و ترس دارم که این حالت همیشگی باشه واقعا می ترسم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنیم در میدان حضور در حیات دینی به معارف الهی خود عمق ببخشیم و متوجه نقش توهّمات نیز باشیم. پیشنهاد میشود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که روی سایت هست، مطالعه بفرمایید. موفق باشید
سلام استاد طاعاتتون قبول. پیرامون تجاوز به زنان آواره در بیمارستان شفا و سپس کشتار آنها، به نظرم از مرگ فرزند هم برای یک زن سخت تر باشد. خدا میداند چقدر تصور جنایات صهیونیستها سخت است چقدر سخت است با این اخبار وحشتناک زندگی کردن، اولیاء الهی چطور با این شرایط باز هم تسلیم و رضا به قضای الهی هستند؟ بگویید بلکه نفس وامانده من و امثال من نسبت به خدا بدگمان نشود. چطور مردم غزه دارند میبینند اجساد شهدایشان فاسد میشود و جانوران از آنها میخورند باز هم زندگی میکنند؟ چطور میتوانند با فجایج باز هم زندگی کنند؟ قحطی و گرسنگی و دسترسی نداشتن به امکانات اولیه زندگی مثل لباس یا جای امن یا حتی امکانات پزشکی خیلی سخت است. داغ عزیزان، در خرابه زندگی کردن و... چه بگوییم که جز درد چیزی نیست. امام زمان چطور تاب میآورند؟ به اهل بیت امام حسین خیلی بیحرمتی شد اما تجاوز از هر جنایتی برای زن عفیفه سخت تر است. چطور تاب بیاوریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که ملاحظه میکنید عرایضی ذیل سؤالات شماره 37262 و 37273 شد. حقیقتاً ما به تعبیر رهبر معظم انقلاب با اوج جنایات روبهرو هستیم در عین حیرت از عظمت و صبر و ایمان مردم غزه. حقیقتاً باید از خداوند تقاضا کرد راهی برای مقابله با چنین جنایات عظیمی مقابل ما بگشاید. مانند جبههای که در کربلا گشود که شهادت، همراهِ آن بود در کنار اسارت زن و فرزند. در موضوع غزه، باید به اوج ایمانی فکر کرد که بتواند با چنین رذالت عظیمی مقابله کند. و نمیدانم آن ایمان، چه ایمانی است که شهادت در دلِ آن سادهترین اقدام است؟!! موفق باشید
عنوان: معاد. با سلام و احترام: استاد لطفا راهنمایی بفرمایید: ۱. در نهایت در همه ی انسان ها همه ی اسماء بالفعل می شود و یا تعداد آن در هر کس متفاوت است؟ ۲. فشار اخروی بدون آتش، یعنی چه جوری؟ سپاسگزارم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! اینطور نیست که در همه انسانها اسمای الهی که به آنها تعلیم شده تا مرز فعلیت آن اسماء جلو بروند، امری که نماد کامل آن، انسانهای کامل میباشند. ۲. به گفته حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» آن فشار، شبیه فشار حالت غضب است که البته صورت پیدا میکند. موفق باشید
سلام علیکم: وقتتون بخیر.از خواندن سخنان رهبری در مورد خاتمی بعد از هشت سال ریاست جمهوری خیلی متعجب شدم: لازم است از شخص جناب آقای خاتمی هم صمیمانه تشکر کنم. این را به شما دوستان بگویم، به خود ایشان هم شاید بارها گفتهام؛ در طول هشت سالی که ما با ایشان بهطور مستمر و مداوم در ارتباط بودیم، رفاقت و صمیمیت ما با ایشان روزافزون بوده؛ خدا را شکر. الان پیوند عاطفی و محبتآمیزی که بین بنده و آقای خاتمی هست، از آنچه در هشت سال پیش بوده، بمراتب مستحکمتر است؛ و این ناشی از خصوصیاتی است که من در این مدت در ایشان حس کردم. تدین و پایبندی و نجابت و روحیهی نجیب ذاتىِ ایشان واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است. ایشان در این مدت تلاش متراکمی انجام دادند؛ ما شاهد بودیم و میدیدیم. در مقاطع زمانی مختلف، کشور و دولت و مسؤولان با حوادثی مواجه شدند، و ایشان در یکی از حساسترین مراکز این مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل کردند؛ انشاءاللَّه خدای متعال اجر این صبر و تحمل را خواهد داد. در میان خصوصیات ایشان، اگر من بخواهم روی یکی از آنها تکیه کنم، این است که ایشان در همهی این مدت، دشمنانی را که کمین کرده و خیز برداشته بودند، ناامید کردند. خیلیها از سال ۷۶ - از اول تشکیل این دولت - میخواستند آقای خاتمی را در موضع مقابله و مواجههی با نظام قرار دهند؛ خیلی هم تلاش کردند؛ ما شاهد بودیم. البته ریشه و مبنا و سلسلهجنبان این تلاشها در بیرون از این مرزهاست؛ منتها کسانی هم متأسفانه همان انگیزههای فاسد و پلید را در داخل انعکاس میدادند. خیلی تلاش کردند، اما آقای خاتمی حقیقتاً مقاومت کردند. آن روزی که ایشان اعلام کردند وقتی میگویم «جامعهی مدنی»، مراد من مدینةالنبی است - که اتفاقاً دیروز یا پریروز در یکی از صحبتهای ایشان من این را خواندم - خیلی خلاف انتظار بعضیها شد؛ لذا به ایشان حمله کردند و فشار آوردند. اینها مواضعِ خیلی باارزشی است. ما که قصور داریم و دیدمان اینقدر کوتاه است، میفهمیم و میبینیم؛ کاتبانِ نامهی اعمال ما - که مأموران الهی هستند - به طریق اولی میبینند؛ و خدای متعال هم که «من ورائهم محیط» است، همه چیز را میبیند. اینها پیش خدای متعال اجر دارد. انشاءاللَّه در آینده هم باید همینطور باشد. از تجربه و توان شماها باید استفاده شود. مسؤولان و کسانی که مأموریتهایی را بر عهده میگیرند، باید از محصول کار و از نظرات شما بهره ببرند و استفاده کنند. شما هم حقیقتاً خود را به معنای واقعی کلمه در اختیار نظام و متعلق به نظام بدانید. یک روز انسان در این نقطه مأموریتی را انجام میدهد؛ یک روز در این نقطه نیست و یک جای دیگر است. همانطور که عرض کردیم، مسؤولیتهای دینی و انقلابىِ من و شما تمام نمیشود. ما هر جا باشیم، بالاخره یک عنصر مسلمانِ انقلابی هستیم و مسؤولیتهایی بر عهده داریم. امیدواریم انشاءاللَّه بتوانید این مسؤولیت را به بهترین وجه انجام دهید. من همیشه در این مدت شماها را دعا کردهام. آقای خاتمی را حداقل در هر شبانهروز یک بار دعا کردهام؛ یعنی در تمام این مدت شاید هیچ شب و روزی نبوده که من شخص ایشان را دعا نکنم. بقیهی مسؤولان و دیگران را هم همیشه دعا کردهام و باز هم دعا خواهم کرد. دعا کنیم که خدای متعال این کشور و این ملت و این نظام را روزبهروز به اهداف خودش نزدیکتر کند و اقتداری را که شایستهی این کشور و این ملت است، به او ارزانی بدارد؛ و همینطور هم خواهد شد؛ این را من تردید ندارم. اگر ما این کشور را با ده سال پیش و بیست سال پیش مقایسه کنیم، خواهیم دید که پیشرفتهای بسیار زیادی داشتهایم؛ و این چیزی است که دشمنان این کشور و این نظام و این انقلاب نه توقعاش را داشتند و نه این را میپسندیدند؛ هر چه هم از دستشان برآمده، انجام دادهاند. الان هم ما را زیاد تهدید میکنند. اخم و روتُرش کردن نسبت به ما از سوی قدرتطلبان و انحصارطلبان جهانی دایمی است و ما هم با تمام قدرت راه خود را به صورت پیوسته، با توکل به خدا و با امید به نیروی ذاتی این کشور انشاءاللَّه ادامه خواهیم داد و پیش خواهیم رفت؛ من در این خصوص هیچ تردیدی ندارم. چشماندازها برای ما روشن است. در طول این مدت توطئههای دشمن یکی پس از دیگری خنثی شده است. دشمنان، توطئههای سیاسی و فرهنگی و فشارهای گوناگون سیاسی و اقتصادی داشتند؛ اینها به برکت همت و تلاش شما و امثال شماها خنثی شده است؛ بعد از این هم به توفیق الهی همینطور خواهد بود.» میشه توضیح بدین این سخنان چه معنایی داره؟ مگه خاتمی چی کار کرده بود؟ به لحاظ فرهنگی یا سیاسی چه کاری کرده بود جز عقب راندن جامعه؟ اقتصاد چه کاری کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه مشکل آقای خاتمی بیشتر بعد از ریاست جمهوری ایشان ظاهر شد تا آنجایی که حتی دعوت رهبر معظم انقلاب را برای حضور در مجمع تشخیص مصلحت نپذیرفت و مواضعی که بعد از فتنه ۸۸ گرفتند. که به نظر میآید انقلاب اسلامی در حال طیکردنِ راهی است غیر از آنچه آن جریان بنا داشتند انقلاب را در آن راه قرار دهند که به گفته آقای تاجزاده، میخواستند مانند ترکیه شود. جناب آقای استاد زرشناس نکات خوبی در این مورد در شبکه افق در برنامه «جهان آرا» مطرح فرمودند. خوب است به آنجا رجوع شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/16030 موفق باشید
سلام استاد: بنده در ضرورت وجود بلا و سختی برای رسیدن به کمالات بی اطلاع نیستم. منتها اگر بلاها و سختی ها، زمینه ها و بسترهای سیر به سوی کمالات را سلب کرده باشند و به اصطلاح تکامل سوز باشند، اینجا چه باید کرد و چگونه می توان گفت خدا جز خیر ما را نمی خواهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». با کریمی روبرو هستیم که سراسر وجودش رحمت است به همان معنایی که فرمودهاند: مهر خدا به بنده، هفتاد برابر مهر مادر به فرزند است. موفق باشید
سلام و عرض ادب: درکتاب چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی فرمودید که برای حضور قلب در نماز باید به استاد توجه کرد من متوجه نشدم لطفا بیشتر بازش کنید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق «علیهالسلام» میفرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ«صلواتاللهعلیهوآله» وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نَصْبَ عَيْنَيْكَ» و هنگام شروع نماز، نیّت کن یاد خدا و یاد رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» را و یکی از ائمه را در مقابل و در افق نظر خود قرار ده. و یا میفرمایند: قبل از ورود در نماز بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ- مُحَمَّداً نَبِيَّكَ«صلواتاللهعلیهوآله» بَيْنَ يَدَيْ حَاجَتِي وَ أَتَوَجَّهُ بِهِ إِلَيْكَ فِي طَلِبَتِي فَاجْعَلْنِي بِهِمْ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ اللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَاتِي بِهِمْ مُتَقَبَّلَةً وَ ذَنْبِي بِهِمْ مَغْفُوراً وَ دُعَائِي بِهِمْ مُسْتَجَاباً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.» ( الكافي، ج2، ص: 544) بار خدايا! من محمد (ص) پيغمبرت را از حاجتِ خود پيش داشتم، و به وسيله او به تو روى آوردم، در مطلب خودم مرا به وسيله آنها در دنيا و آخرت آبرومند ساز و از مقرّبان قرارم بده، بار خدايا! به وسيله آنان نمازم را پذيرفته ساز و گناهم را به نور آنها آمرزيده و دعايم را به نور آنها مستجاب کن، يا ارحم الرّاحمين.
مرحوم آقای هاشم حداد از قول مرحوم قاضی فرموده بودند در همین راستا میتوانید استاد خود را که نمادی از فرهنگ ائمه هست، مدّ نظر قرار دهید. نکاتی در شرح صوتی این موضوع در آن کتاب مطرح شده است که خوب است به شرح صوتی آن کتاب نیز رجوع شود. موفق باشید
سلام عرض شد استاد: وقتتون بخیر باشه. بنده در این چند وقته از درس های مدرسه خسته شده ام و به دنبال علم ینفع می گردم که آن را در مباحث از قبیل مباحث شما و لمس کردن حقیقت و ارتباط با آن جستجو میکنم و همین باعث شده که دیگر انگیزه ایی به حفظ کردن و خواندن درس برای امتحان نداشته باشم و همین در نمراتم هم نیز تاثیر گذاشته است درس های مدرسه برای بنده بی معنا شده است ولی با این حال به دانستن و فهم آن به عنوان دانش علاقه دارم و نه به عنوان خواندن و امتحان دادن و نمره گرفتن و از محیط مدرسه نیز بنا بر دلایلی عمومی و اتفاقاتی که در اکثر مدارس در بین بچه ها می افتد و نبود سواد کافی در مورد مباحثی از جنس مباحث شما، آزار میبینم حال با این وجود آیا اگر در فضای حوزه قرار گیرم می توانم به علمی ینفع دست پیدا کرده و در محیطی که جنس اش از جنس مباحث شما و ارتباط با علوم و حقیقت و آدم هایی با تفکری از جنس تفکر خود آشنا شوم و به تکلیف خویش در این زمان عمل کرده ام و راه خوش عاقبت به خیری که حضرت آقا فرمودند خوب درس خواندن یکی از آنها است دست پیدا میکنم یا خیر؟ و آیا از طریق حوزه بهتر می شود در زمان آینده ای که من حضور خواهم داشت خدمت کرد یا از طریق درس های مدرسه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دروس مدرسه کمک میکند تا ما در جهانی که در این زمانه در آن به سر میبریم حاضر شویم و جایگاه آن دروس از این جهت ارزش خود را دارد و باید جدّی گرفته شود ولی هرگز نباید نسبت به آن علوم محدود شد. میماند حضور در حوزه علمیه که آنهم جای خود دارد و بستگی به خود انسان دارد که اگر علاقهمند به آن علوم باشد، آنجا میدان حضوری است که ما را تا انس با معارف عالیه قرآنی جلو میبرد. موفق باشید
چقدر زیباست که حق را ماورای ابژه و سوبژه ببینیم که همه عوالم را پر کرده و فقط اوست که در صحنه است، هم ابژه و هم سوبژه، نه اوبژه و نه سوبژه! چه حق زیباییست! اما طلب حضور من اینجاست که آیا وحی محمدیِ من عرف نفسه فقد عرف ربه نظرش به سوبژهای که ابژه است شدیدتر نیست تا ابژهای که سوبژه است؟ گویا نفس موضوعیت دارد نفسی که بسیط الحقیقه کل الاشیاء است. یعنی هم ابژه و هم سوبژه ای که از سوبژهی ابژه نما حرارت وجود میگیرد. بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست انگار آغاز پایانی ماست و این دلنشینی و حکایت حب من است به خودم! به خودی که همه حضرات را پر کرده است، کون جامع!
باسمه تعالی: سلام علیکم: امری که به میان آوردهاید توجه به نکات خوبی است البته باز هم به بنیادیترین بنیاد نظر کرد که ان شاءالله مباحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» بتواند پیش آورد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: حقیر به لطف الهی در حال استماع تفسیر سوره عنکبوت هستم. حقیقتاً از این همه زنده بودنِ این سوره و تفسیر، و از این همه پاسخ گویی به مسائلی که امروزِ تاریخِ ما را دربرگرفته حیرانم. مثلاً حضرتعالی وقتی در ذیل آیه «خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ» مثال صدام و شارون و بی ثمری تلاش های جریان باطل در نظام هستی رو می زنید، ما به راحتی آینده اسرائیل و جنگ غزه را در آینه این آیه به نظاره می نشینیم. برای ما بیچاره ها دعا کنید همواره در سر سفره قرآن مستفیض باشیم و از جام سرشار و لبریز آیات الهی جرعه نوشی کنیم و زندگی را با قواعد قرآنی بسازیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر جناب حافظ فرمود: «هر چه کردم همه از دولتِ قرآن کردم» حقیقتاً این سخن را بیحساب نگفت. و نظر بنده آن است که علامه طباطبایی «رحمۀاللهعلیه» نیز با تفسیر «المیزان» که به تعبیر مقام معظم رهبری «حفظهاللهتعالی» یک تفسیرِ شگفتآور است؛ قرآن را به دنیای ما نزدیک کردند بدون آنکه آن معارف را تقلیل دهند و یا گشودگی انسان جدید را نادیده بگیرند. این است معنای پرکردن خلأیی که رهبر معظم انقلاب متذکر آن شدند که باید به پایگاه فکری مستحکمی نظر کرد، با هویت سیاسی و اجتماعی، با آرایش تهاجمی. و آنچه شما در سوره مبارک عنکبوت یافتید، بهره مختصری است که به نور قرآن از تفسیر قیّم «المیزان» استفاده شده بود. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد: سؤالی است که اگر لطف بفرمایید به صورت شخصی پاسخش را منتشر کنید. بنده در سن و سال تصمیم گیری هستم و نیازمند این بودم که حالا که به لطف خدا دانشگاه قبول شدم مسیر خودم را بهتر از قبل پیدا کنم. غالبا نشانه های الهی را دنبال میکنم و ورای اینکه به جواب میرسم، به آرامش و اطمینان خاطر نیز میرسم. خداوند عنایت کرده که در زندگی ام فقط ایشان را داشته باشم به عنوان تنها دارایی و البته که هرازگاهی از تنهایی ام شکایت میکنم ولی خب، صحنه تفکر فراهم شده است. نزدیک چندسال با موضاعت معرفتی درگیر بودم و اندک زمانی در ۳ یا ۴ سال قبل به شدت در روحیه معنوی به سر میبردم. حس خودم این بود. تا کنکور و بقیه مسائل مرا کمی وسعت داد تا به معنویت فراتری بیندیشم. پس حال من مانند آن کسی است که در سیاهی شب سرد زمستانی، آتشی میبیند. باز طبق روال گذشته ام به آیات الهی رجوع کردم. از خدا خواستم آنچه که باید بدانم را به من بنمایاند و خداوند این آیه را به من نشان داد:«فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِّنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ». اینجا حضرت موسی علیه السلام دقیقا همان حال من را داشتند: کسی که در دل سیاهی شب سرد زمستانی، آتشی را دیده... گفتم حتما چیزی در آن هست. به تفسیر المیزان هم رجوع کردم و چیزی دستگیرم نشد. با توجه به اینکه روز بعد از آن هم همین آیه را با باز کردن قرآن دیگری روبهرویم دیدم و با نظر به اینکه این آیه نشانه ای از حق است. من چه رفتاری در قبال این مسئله باید داشته باشم؟ با تشکر فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اجازه دهید سؤال و جوابهایی که نکات خوبی در آن هست و برای بقیه نیز مفید است؛ در معرض نگاه دیگران نیز قرار گیرد بخصوص که حتماً در جریان هستید واقعاً ما فرصت جوابدادن به سؤالات خصوصی عزیزان را نداریم. ۲. آری! حضرت موسی «علیهالسلام» به عنوان انسان موحدی که متوجه شدهاند شرایط، شرایط اقدامی است در راستای مقابله با استکبار توحیدی، از مدائن حرکت کردند و در دل آن تاریکی با نوری روبرو شدند که نور توحید رسالت بود و این قضیه برای هرکس که توحیدی فکر کند، مناسب شرایط خودش پیش میآید همانطور که در ظلمات سلطه رژیم صهیونیستی برای رزمندگان غزه پیش آمد و متوجه شکلدادن به حرکت طوفان الاقصی شدند و نوری که پس از آن برای جبهه مقابله مردم فلسطین با صهیونیسم پیش خواهد آمد. موفق باشید
با سلام: فرق الله ذاتی و الله وصفی چیست؟ آیا استفاده الله هم در ذات به عنوان ذات و هم در اسم بودن تناقض نیست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! «اللّه» در مقام ذات، همان احد است و در مقام وصف، مستجمع به جمیع اسماء میباشد. حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در کتاب شریف «مصباح الهدایه» در این مورد نکات ظریفی را به میان آوردهاند. موفق باشید
با سلام: برداشت من اینست که ما از نظر عرفان در دین چیزی به نام علت و معلول نداریم. اگر این مطلب درست است، در عرفان بجای علت و معلول چه بگوییم؟ اگر امکان دارد لطفاً مختصری توضیح دهید؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. زیرا در مفهوم علت و معلول، دوگانگی است در حالیکه آنچه در صحنه واقعیت حاضر است، تجلیات انوار الهی است. موفق باشید
با سلام و عرض خدا قوت: در شهرستانها و شهرهای مختلف، هییتهای مذهبی در کنار هم نیستتد، و شکافی بین آنها وجود دارد، حتی اگر قصد نزدیک شدن به بعضی گروهای مذهبی را داشته باشیم، حتی اگر فرد هم مذهبی باشد، یک دافعه ای وجود دارد، در برابر افراد بظاهر غیر مذهبی که دیگر هیچ. ریشه این شکافها در کجاست؟ چه راهی برای همدلی و وحدت وجود دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید ماورای همه این امور به وجود انسانیِ همدیگر نظر کنیم تا ببینیم چه اندازه هر کدام انسانهای شریفی هستند مربوط به هر هیئت و هر گروه و هر جریانی که میخواهند باشند؛ مهم برای ما ابعاد انسانیِ آنها میباشد. حتی قرآن به رسول خود میفرماید: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (۸)/ ممتحنه) یعنی حتی خداوند شما را نهی نکرده که با افرادی که با شما جنگ نکردهاند و شما را از خانه و کاشانه خود بیرون نکردهاند، اینکه نیکی کنید و عدالت بورزید که خداوند عدالتورزان را دوست میدارد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: هیچگاه فکر نمیکردم خریدن کتاب کوچکی «۱۰ نکته در معرفت نفس» در نمایشگاهی در گوشه ایران بتواند باعث تغییر باوری شگرف در سالها بعد در این جدول وجودی کوچک گردد. همیشه دعاگوی شما و استادان بی رنگتان هستم. با وجود بی وقتی اما هرجور شده روزانه با مطالبتان در کتابها و صوتها انس میگیرم و چندین سال است با مطالبتان محشور و احساس میکنم گمشده خود را یافته ام. بعد از تفسیر حمد امام الحمدلله با راهنمایی شما وارد مباحث مصباح الهدایه شده ام به تازگی. همینطور در مسیر افتاده ام و ان شاءلله لطف حق مدد فرماید. آیا ادامه دادن به این شکل را توصیه میفرمایید که از نزدیک استادی رویت نمیکنم؟ خود کتاب مصباح الهدایه pdf اش موجود هست. التماس دعای خیر از استاد عزیز و جامع بحمدالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! همانطور که آیت الله بهجت فرموده بودند در این زمانه همین علوم معرفتی حکم استاد ما را خواهند داشت. ۲. سعی بفرمایید آرامآرام در مسیر فکری خود با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» نیز مأنوس شوید. موفق باشید
