بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40009
متن پرسش

سلام و عرض ادب حاج آقا؛ فرمودید در فضایی که ایمانی نیست حضور نداشته باشیم. سوال من اینه که ما فامیل بسیار با وقار و خوب و مثبتی داریم که رفتارهای سبک سرانه یا حرکات جلف ندارند و فضایی سالم و برای من آرامش بخش داره. من چندین ساله که معارف سلوکی رو دنبال می‌کنم و بیرون از فضای سیر و سلوک، معنایی در زندگی و در خودم ندیدم و در صدد تزکیه ی نفس و مجاهده علمی و عملی در حد خودم به لطف خدا شده ام. و مجاهده ی معرفتی برنامه هر روزم در هر شرایطیه‌. سوالم اینه جمع فامیل در حد چند ماهی یه بار داریم و چند خانم بدون روسری هستن. باز این فضا از فضای معمولی زندگی من بسیار سالم تره. مثلا در فضای کاری تنها کسی که باحجابه، خودمم‌. اینکه من در جمع فامیل باشم یا در جمع کاری و درسی که تقریبا همه بدون روسری یا با شالی که اکثرا پایین افتاده یا خیلی عقبه، هستن، حضور داشته باشم برای فرزندم یا برای سلوک خودم مشکلی پیش میاد؟ در نظرم اینجوری میاد که در این زمانه خیلی احمقانه است در ذهنم که بخوام اونها رو مجبور کنم به اعتقاداتم و اونا انسان های بدی نیستن فقط پوشش شون این‌طوره. این با فضای ایمانی در تضاده؟ اینم بگم که فضای فامیل مون شدیدا سالمه و حتی یه مورد سو سابقه اخلاقی یا حرف و حدیث بد یا ظاهر زننده نبوده. فقط پوشش تنوع زیادی داره. اگه این اشکال داره برای من، چرا باید در سلوک این‌طور باشه؟ یعنی من برای اینکه به خدا برسم باید با همه قطع ارتباط کنم وگرنه مدیون فرزندم هستم؟ اصلا درک نمی‌کنم این موضوع رو. لطفا راهنمایی کنید حقیقت رو به من بگید و اینکه وظیفم چیه؟ از پوشش من عقاید من معلومه، حتما باید اونا مجبور به پیروی از عقاید من باشن؟ چرا فکر می‌کنم امام معصوم اگه‌ باشن بیشتر به باطن انسان ها توجه دارن نه ظاهرشون و من چه وظیفه ای دارم؟ بیشتر نگران وظیفه ام‌ در مقابل فرزندم هستم ولی فضای سالم رو مساوی دونستن با فضایی که همه‌افراد صد در صد فقه مورد اعتقاد من رو رعایت کنن، درک نمی‌کنم اصلا؛ از راهنمایی تون ممنونم و از اطاله کلام عذر میخوام. هدفم این بود که خود را، افکار و درک و احساساتم را به شما به عنوان استاد سلوک عرضه کنم تا چراغ هدایتتان پیش پایم قرار بگیره. از عنایت و لطفتون در تخصیص وقت و انرژی خیلی ممنونم و منتظر جوابم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین شرایطی و در این تاریخ قضیه بسیار متفاوت است از زمانه‌ای که همۀ کوی و برزن در عادات مذهبی خود حاضر بودند. امروز ما باید با ارتباطی متین و دلسوزانه با این افراد ارتباط داشته باشیم و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اکثراً این‌ها نمی‌دانند و به همان معنایی که حاج قاسم عزیز گفت این‌ها دختران ما هستند. 
مطمئن باشید اگر با سبکی سلوکی زندگی خود را ادامه دهیم و رابطۀ خود را با این افراد قطع ننماییم تا موجب گسستِ نسل‌ها نشود؛ دیر یا زود وقتی آن‌ها با بحران‌های روحی خود روبه‌رو شوند، وجدان تاریخی آن‌ها، آن‌ها را متوجه و متذکر ایمانی خواهد کرد که در سبک و سلوک شما متوجه شده‌اند و راز امیدواریِ رهبر معظم انقلاب نیز بر همین مبنا می‌باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/19306 . موفق باشید    
 

40008
متن پرسش

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است / چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است / جانا به حاجتی که تو را هست با خدا / کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است / ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم / آخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است / ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست / در حضرت کریم تمنا چه حاجت است / محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست / چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است / جام جهان نماست ضمیر منیر دوست / اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است / آن شد که بار منت ملاح بردمی گوهر / چو دست داد به دریا چه حاجت است / ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست / احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است / ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار / می داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است / حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود / با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است. سلام استادِ جان: تنها کسی که در دنیا دیدم خیلی خود برتر من است شما بودید گرچه ما کجا و... بریده‌ام، احساس می‌کنم دیگر راهی نمانده است. نه سلوک سرم می‌شود نه عبادت... فقط بلدم گناه کنم... دربدری بشدت از سر و کولم بالا می‌رود. به حکم و اما السائل فلا تنهر ما را از این در مرانید. اگر خودکشی حرام نبود هزار بار انجامش می‌دادم تا از این کالبد لعنتی و دنیای بیخود خلاص شوم. ز میر قافله گاهی تغافلی شرط است / که بی نصیب نمانند قاطعان طریق در محضر حق در فیامت اگر زبان سخن گفتن داشته باشم می‌گویم که هرچه من اشتباهیم و پرگناه این استاد بصراط است و خیلی خواستند ما را هدایت کنند و مشکل تز خود ما بود اما دوستتان داشتم حتی وقتی که گناه کمرم را خم کرده بود. می‌دانم لکه ننگی بر پیشانی اسلامم ولی چه کنم که مادر گیتی ما را هم در بر گرفت! خدا حفظتان کند، استاد می‌شود دعایمان کنید به اسم؟ خاک بر سر من که هیچوقت قدر این راه و شما را ندانستم. همیشه در افراط و تفریطم و جاهل. احساساتی و بی ارزش استاد ما را شفاعت کنید گرچه لکه ننگم و حالم خراب. یا علی

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به زیبایی زندگیِ آخرالزمانی باید اندیشه کرد که چگونه انسان باید در دل طوفانی از کفر و ایمان، خود را تجربه کند. کفرِ کفر که گویا پرّه کاهی شده است در دل طوفان بدون هیچ تکیه‌گاهی و ایمانِ ایمان آن‌گاه که خبر شهادت سید حسن نصرالله و یا شهید سنوار را می‌شنود و تازه، به ایمانِ خود ایمان می‌آورد. و این‌جا است که باید در دل این طوفان گرفتار زندگی‌های معمولی نبود، هرچند باید مانند انسان‌های معمولی زندگی کرد. عرایضی در رابطه با نقش شهید مطهری عزیز با قصۀ کفر خودم را گفتم که چگونه آن مرد ما را از کفری که لجبازی نبود؛ به ایمانی آورد که جواب شبهه‌های‌مان نبود، بلکه حضوری بود در افق «اصالت وجود». و این ما غیر از مؤمنانی بودیم که شهید مطهری را دوست می‌داشتند چون با رجوع به آن مرد، ایمان‌شان را حفظ می‌کردند و یا رشد می‌دادند و ما هنوز در کفر و ایمانی هستیم که از «اصالت وجود» می‌نوشیم و قلب‌هایی خواهیم شد عین عقل، و باز در میدانِ «اصالت وجود» عقل‌هایی می‌شویم با آینده‌ای بس مشوش که هیچ عرفانی ما را یارای  به راه‌آوردن نیست مگر شهید سید حسن نصرالله، مگر شهید یحیی سنوار، مگر صادق‌ترین کلام این دوران از زبان آقای سید علی خامنه‌ای. https://eitaa.com/matalebevijeh/19306 موفق باشید  

39961
متن پرسش

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سفری که در پیش است تا روز جمعه از جوابگویی به سؤالات کاربران محترم معذور می‌باشیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سفری که در پیش است تا روز جمعه از جوابگویی به سؤالات کاربران محترم معذور می‌باشیم.

39784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد: در سایت راجع به ترنس تمام سوالات رو مرور کردم جمع بندی گفته شده که نفس در دوران جنینی بدنش را خودش می‌سازد و انتخاب می‌کند که زن یا مرد بلشد و عجیب است که چرا بعد از تولد ساز مخالف می‌زند در آیه ۴٩ سوره شوری خدا گفته: فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداوند است، هر چه مى‌‏خواهد می‌افريند، به هركس كه خواهد فرزتد دختر بخشد، و به هركس كه خواهد فرزند پسر و هر که را بخواهد عقیم و نازا می‌کند. سوره انفطار آیه ٨ اى انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور و فريب داده است؟ همان كه تو را آفريد و (اندامت را) استوار ساخت و متعادل كرد. و به هر صورت كه خواست، تو را تركيب كرد. این که نفس بدن رو انتخاب میکنه و میسازه با این آیات چطور جمع میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در امکان ذاتی مخلوق است که خداوند با «ایجاد» و وجودبخشی به آن، آن را «خلق» می‌کند و انسان با آن حضور در عین اختیار می‌تواند خود را در راستای تعالی به سوی پروردگار جلو ببرد. مرحوم شهید مطهری در کتاب  شریف «عدل الهی» نکاتی در این رابطه فرموده‌اند. موفق باشید 

39743
متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد: امیدوارم بنده و همسرم رو در این شبهای عزیز قدر دعا بفرمایید. غرض چند سوال در رابطه با شبهای قدر بود که از خدمتتان می‌پرسم: هدفم از این سوالات بازخوانی فهم عمیق خویش از شبهای قدر است و اگر خدا بخواهد کمکی هم شود به کاربرانی که سوالات بنده را می‌خوانند و پاسخهای نورانی حضرتعالی را می‌بینند. یعنی شاید برخی از پاسخهای حضرتعالی را بدانم ولی هرساله عادت دارم یک بازخوانی می‌کنم و آن را تکمیل تر می‌کنم. ۱. چه کنیم رابطه ما با شبهای قدر به طور عمیق برقرار بشود و این ارتباط همیشه وصل بماند؟ ۲. در باطن عالم رابطه ما شبهای قدر به چه نحوی است؟ ۳. چه متون و یا صوتهایی را دنبال کنیم که به عمق شب قدر وارد شویم؟ التماس دعای فراوان داریم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مهم توجه به میدانی است که به عنوان شب‌های قدر مقابل ما گشوده می‌شود و احیای شب قدر یعنی توجه به افقی که خداوند با نزول ملائکه و روح در مقابل ما به صورت اجمال باز می‌کند. ۲. همین‌که شب قدر حالت اجمال دارد حکایت از حضوری است باطنی که در مطلع فجری که بعداً پیش می‌آید آن اجمال به تفصیل می‌گراید، به همان معنای تفاوت انزال و تنزیل. که انزال، نزول دفعی و کلّی است که مربوط به نزول شب قدری است. و تنزیل، نزول تدریجی و ظهور تفصیلیِ باطنِ شب قدر است در روزهای آینده. بنابراین ان‌شاءالله ما در شب‌های قدر در معرض هویت باطنیِ حقایق قرار می‌گیریم و به همین جهت چندان لازم نیست که حالی جزئی را در آن شب احساس کنیم. ۳. نکاتی تحت عنوان «ما و شب‌های قدر» در کانال «مطالب ویژه» مطرح شده است که ذیلاً می‌توانید آدرس آن‌ها را ملاحظه فرمایید. به امید آن‌که نسبت به شب قدر حضور خوبی مدّ نظر قرار گیرد. موفق باشید              
1- https://eitaa.com/matalebevijeh/18936 2- https://eitaa.com/matalebevijeh/18937 3- https://eitaa.com/matalebevijeh/18938 4- https://eitaa.com/matalebevijeh/18941 5- https://eitaa.com/matalebevijeh/18942 6- https://eitaa.com/matalebevijeh/18945 7- https://eitaa.com/matalebevijeh/18946 8- https://eitaa.com/matalebevijeh/18949
         

39657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: جناب استاد من بحمدلله اهل پی‌گیری مباحث معرفتی و قرآنی هستم هرچند در عمل ضعیفم لکن احساس می‌کنم وقتم برکت ندارد و زمانه و روزگار بسیار تند بر من می‌گذرد و زمان کافی برای مطالعه و کسب معارف را به من نمی‌دهد. برای برکت در وقت و عمر راهنمایی بفرمایید. ابقاکم الله ان‌شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که به ما توصیه فرموده‌اند: «تُوزیع الْوَقْت‏، تُوسِيعُ الوقت» اگر وقت درست تقسيم شود گسترش مى‏ يابد و زمان براى انجام همه‏ كارها پيدا مى‏ كنيم. لذا اگر به خود برنامه بدهید بدون سخت‌گیری، و آن برنامه را جدّی بگیرید، ان شاءالله به کارهای خود می‌رسید. موفق باشید

39099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: وصی سلوکی حضرت علامه حسن زاده کیست؟ جایی شنیدم که گفته شد ایشان کسی را معرفی نکرده و فرموده خودم هستم. ولی در قسمت ۲۶ برنامه هم سفره که در ماه مبارک گذشته پخش شد، مجری گفت وصی ایشان آقای هادی عباسی خراسانی هست. لطفا راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این نکته‌ای که می‌فرمایید نیستم. زیرا آیت الله حسن‌زاده «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به عنوان اندیشمندی گرانقدر آثاری ارزشمند از خود باقی گذاشته‌اند که هرکس اهلش باشد، می‌تواند از آن‌ها بهره‌مند شود. در ضمن خوب است به بحثی که تحت عنوان: «ما و نگاه امام خمینی به اخلاق و بشر جدید»   https://eitaa.com/matalebevijeh/18131 شده است نظری بیندازید. موفق باشید

39096
متن پرسش

سلام علیکم: جناب آقای سید حمید رضا اصفا در بعضی از کانال‌ها مطلب زیر را اعلام فرموده‌اند. با توجه به شناختی که جنابعالی از ایشان دارید؛ نظر شما چیست؟
باسمه تعالی
حجامت این بار در خدمت جبهه  مقاومت
به اطلاع عزیزان می‌رساند؛
در نظر داریم سنتِ شریف حجامت را به نفع جبهه  مقاومت به کار گیریم و درآمد حاصله از آن را به استثنای  مبلغی که جهت تهیه  لوازم و سرویس دهی  هزینه می‌شود، به حساب پویش ایران همدل واریز کنیم.
نشانی : خ مدرس / ک ۲۳ / ب شیرازی / ب وحدت / پ ۱۰۴
موکب شهید آوینی
سید حمید رضا, همراه۰۹۱۴۰۰۳۶۹۰

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان تصمیم و نیّت خوبِ حاج آقا اصفا هستم و ایشان بنا دارند از این طریق علاوه بر کمک به جبهه مقاومت، یادآور هرچه بیشتر سنت حسنۀ حجامت شوند و به نظر بنده کار خوبی است. موفق باشید

39034
متن پرسش

تدوین شعر و داستانی و تصویری از کتاب ۱۰ نکته از معرفت نفس به لطف خدا به پایان رسید، فایل ورد و پی دی اف خدمت شما ارسال میشه جهت هرگونه استفاده و در اختیار گذاشتن در سایت و اعضا کانال اگر صلاح دونستید. ممنونم از شما استاد خوبم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر و امید موفقیت هرچه بیشتر برای جنابعالی. کار خوبی است امید است که رفقا بتوانند بهترین استفاده را از آن بنمایند. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/18156

39022

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: خدای متعال در یک جا می فرمایند:« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ...» اولاً: تزکیه‌ای که رسولان الهی انجام می دهند دقیقاً به چه معناست؟ ثانیاً: چگونه تزکیه می کنند؟ ثالثاً: در جایی دیگر می فرمایند: قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ. اینجا انجام تزکیه و فعل تزکیه را به خودِ انسان نسبت می دهد. ولی در آیه قبلی به رسولان الهی نسبت می دهد. این دو چگونه قابل جمع هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همه موارد در مورد تزکیه بحث در توجه‌دادنِ انسان‌ها می‌باشد به ساحات و عوالمی که انسان‌ها می‌توانند از طریق تزکیه در آن ساحات متعالی حاضر شوند؛ وقتی با تقوای الهی که پیامبران خدا متذکر می‌شوند زندگی را جلو و جلوتر ببرند. موفق باشید

38965
متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد گرامی: در نکات ریز و لطيفی که در کتاب انسان و باز انسان به میان آورده اید با توجه به مقام عین الربطی انسان که تاکید فراوان فرمودید بنظرم به عزل ۱۳۸۷شمس می‌شود اشاره کرد که جناب مولانا در مقام عین الربط خویش] با آب /از آب [که هر روز مقابل چشمان ما است وجه «آیه» به مثابه باب ورود به ملکوت از ملک میابد که جسارتا بشرح ذیل جهت ایرادی یابی به حضور حضرت عالی می‌فرستم. سوال: آیا تا به حال به این فکر کردید که هیچ کس نمی‌تواند آب را گاز بگیرید؟ واقعا همین چیز خیلی ساده محل ورود مولانا به عالم ملکوت است. چیزی که بار ها و بارها دیده ایم و بی توجه از کنارش گذشته ایم چرا نمی‌شود آب را گاز گرفت و زخمی کرد؟ (یعنی چرا آب را نمی‌شود به دندان گرفت؟) «چون آب باش و بی‌گره / از زخم دندان‌ها بجه / من تا گره دارم یقین / می کوبی و می ساییم. جواب: اگر ما در زندگی خود بارها و بارها توسط زخم دندان‌ها و زخم رفتارهای دیگران احساس زخمی شدن و درد کرده ایم به این دلیل است که مثل آب بی گره نبوده ایم! یعنی وقتی در مقابل موضوعی حس شخص و موضع شخصی می‌گیریم بلافاصله همان موضوع ما را در کنترل خود می آورد و به راحتی می‌تواند باعث زخمی شدن اعصاب و روان ما گردد. وقتی به شخصی ایرادی از منظر دیدگاه شخصی بگیریم همان رفتار شخص ما را در کنترل خود خواهد در آورد. مولانا می‌فرماید در مقابل موضوعات پیش رو بی پا و بی سر باشید /یعنی قضاوت شخصی در موردش نداشته باشید «بسیار گفتم ای پدر دانم که دانی این قدرکه چون نیم` بی‌پا و سر در پنجه آن ناییم نیم نیستم منبع؛غزل۱۳۸۷ دیوان شمس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و متوجه شده‌اید. چه اندازه خوب است که انسان ذات خود را که عین ربط به حقیقت یعنی توحید است؛ همواره مدّ نظر داشته باشد. در این مورد باید بسیار گفت تا معلوم شود هیچ نگفته‌ایم و «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو /  ناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو» و دارم با نظر به او با خودم، آری! با خودم به‌سر می‌برم که هیچ نیستم جز ربط به او. و زندگی در این رابطه در ک و تکرار چنین بودنی است. امری که اولیای الهی با سیره و سخن خود با ما در میان گذاشته‌اند به همان معنایی که با عبادات خود، عصمتِ خود را که عالیترین نحوه بودن بود، محفوظ می‌داشتند. موفق باشید      

38844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد طاهرزاده: به نظرم آمد تا آخرین مطالب را به این استاد محترم عرض کنم: ۱. در کتاب هایی که راجع به عرفان و سلوک آقای خمینی نوشته اید، به نظر می آید که آنچه در آثار عرفانی ایشان مشاهده می شود در نهایت به عبدالرحمن جامی ختم می شود، یعنی اگر آثار عرفان نظری آن بزرگوار را بخواهیم دیرینه شناسی و تبارشناسی کنیم، در نهایت به شرح نی نامه اثر جامی خواهیم رسید. ۲. آنچه که راجع به پیدایش وصف زبانی در انقلاب اسلامی نوشته اید، این زبان چه زبانی است که تا کنون با وجود این همه عالم نوشته نشده است؟ مثلا کتاب داستان راستان اثر استاد مطهری، استاد مطهری با تحریر این کتاب کار را تمام کرده است، یعنی زبانی توده گیر و همه فهم را قبل از انقلاب اسلامی تحریر کرده است. ۳. آنچه شما در کتاب «چرا فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» ، مفهوم «وقت» را مطرح کرده اید، این «وقت»، سبق از وقت صوفیانه می برد، تجربه نشان داده است که آنچه که طی قرن ها در میان صوفیان به عنوان «وقت» مطرح بوده است، یعنی تماس و تجربه ی بدون واسطه با هستی، در نهایت به ادبیات ختم می شود، کتاب عزاداران بیل اثر ساعدی، نقیضه ی مهمی بر این روش صوفیانه است، چند کشاورز بی سواد هم می توانند این وقت صوفیانه را داشته باشند. ۴. آنچه در کتاب «آخرالزمان و پنهان ترین بعد هستی» مطرح کرده اید، این پنهان ترین بعد هستی را آقای بیضایی در سگ کشی کاملا و جامعا مطرح کرده است، این که بخواهیم هرآنچه که مربوط به ظهور پنهان ترین ابعاد را به مسئله ی امام زمان عجل الله پیوند دهیم، کاری بی ربط است، با علوم انسانی نیز می توان پنهان ترین بعد هستی را به ظهور رساند. ۵. یکی از آسیب شناسی های مغفول در مهدویت، مسئله ی «مهدیان دروغین» است، این مهدیان دروغین گاهی به صورت محسوس و ملموس آشکار می شوند و گاهی هم به صورت نامحسوس و ناملموس، یعنی فردی در الفاظ و ظواهر از امام زمان عج الله یاد می کند، اما شاید در عمل این منجی موعود به فردی موهوم مثل سید محمد نوربخش ختم می شود، که آقای جعفریان در کتاب مهدیان دروغین اشاره می کند، ممکن است در یک جریان سیاسی فردی از موضوع انتظار و امام زمان عجل الله زیاد یاد کند اما در نهایت مدنظر او یک فردی کذاب و جاعل باشد، در نهایت اینکه دام لفاظی ایجاد می شود، موضوع مهدویت باید توسط علما و کارشناسان از این دام های نامحسوس و ناملموس آسیب شناسی شود. این آخرین پیام هایی بود که به نظرم آمد که خوب است بنده به این استاد محترم ارسال کنم، ان شاءالله موفق باشید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً عنایت دارید که هرکدام از اشکالاتی که فرمودید جای بحث دارد که جای آن در محدوده سؤال و جواب نیست. تا حدّی در جریان بعضی از نکاتی که فرموده‌اید، هستم. عمده توجه به بشر جدید و حکمت صدرایی است که به نظر می‌آید حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متوجه و متذکر این نکات می‌باشند و تاریخی که در چنین فضایی در حال آغازشدن است. موفق باشید

38549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چه کنیم تأثیر منفی جامعه را نپذیریم و تأثیر مثبت آن را بپذیریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم حاضرشدن در معارف عمیق مانند «معرفت نفس» و توجه به اشارات قرآنی است. پیشنهاد می شود با سوره مبارکه «زمر» که شرح صوتی آن روی سایت هست؛ مدتی مأنوس شوید. موفق باشید. 

38446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: من ۳۵ سال سن دارم. شاید از حدود ۱۵، ۱۶ سالگی به خاطر مسایل زندگی و فشار های روانی، دچار تشویش افکار و به تبع آن ضعف حافظه شدم. البته نه در حد افراد مسن، بلکه بعد از شنیدن و حتی درک داستان های معرفتی و تعریف کردن آن برای بقیه یا بارها و بارها و بارها حفظ و مرور آیات قرآن، مطالعه ی کتاب ها و... در یک آن کلیت آن را فراموش می کنم. گاهی هر قدر می گویند فلان کار و فلان اتفاق را با هم رقم زدیم اصلا به خاطر نمی آورم که فکر می کنم از پریشانی افکار است. یک سالی هر شب خواندن سوره ی واقعه را شروع کردم، به خاطر رسیدن به برکاتش نه برای حافظه، متوجه شدم یکی از آثار حفظ قرآن قوت حافظه بود. اما بعد از مدتی دوباره به حال اول برگشتم با اینکه خواندن سوره ی واقعه حذف نشده است. مدتی است تلاش کردم کارهایم را کم کرده و افکار مشوشم را متحد کنم تا بتوانم تمرکز لازم را بدست آورم. بتوانم حافظ قرآن بشوم و ان‌شاءالله در تمام نماز حاضر باشم و ان‌شاءالله به مقام عبدالله برسم. حالا نمی دانم مشکل کارم کجاست و با انجام چه کارهایی می توانم نفسم را اصلاح کرده و ان شاءالله به سمت عبودیت پیش بروم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد چیزی نمی‌دانم. موفق باشید 

38433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد شما فرمودید باید در زمان خود حاضر باشید و در راه انقلاب اسلامی راه خود را پیدا کنیم تا به وظیفه خودمان عمل کرده باشیم و بهترین مسیرها برایمان پیش بیایید. من حدود دوسالی است خیلی تلاش کرده ام راهی پیدا کنم و بیشتر خواستم در حوضه های فرهنگی وارد بشم اما با برخوردهای سرد و بی نتیجه ای که از دوستان فرهنگی دیدم نه تنها تشویق نشدم بلکه کمی منزجر شدم. تحلیل من از جبهه فرهنگی یه مراکز خصوصی با یه محدود آدمهایی است که بیشتر هم با هم رفیقند تا همکار... و خودشون را عالی والا میدونند و بقیه را ناچیز. می‌دانم که این حرفها ربطی به شما استاد بزرگوار ندارد اما اینجا یکی از جاهای امن و پر آرامشی است که می‌توان راحت حرف دل را زد و از خستگی ها و نا امیدیها سخن گفت. استاد، ذهنم خیلی خسته است از رفتن ها و نرسیدن ها، برایم دعا کنید. مرا ببخشید که با این صحبت‌ها وقتتان را گرفتم.

متن پاسخ

     باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این ماییم و راهی که شهدا در مقابل ما گشودند با نظر به حضور تاریخی انقلاب اسلامی، انسانی مدّ نظر است که نه انسانِ جهان غرب است، با انواع توهّمات؛ و نه انسانِ جهان متحجّرین، که بیرون از تاریخ است. انسانِ انقلاب اسلامی انسانی است حاضر در این تاریخ در عین قدسی‌بودن. با دنبال‌کردن مباحث کتاب «انقلاب اسلامی، جهان بین دو جهان» ان شاءالله افقی در این رابطه در مقابل‌تان گشوده خواهد شد. موفق باشید

38432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در تفسیر حمد امام خمینی (ره) شما می‌فرمایید: در آیه بسم الله الرحمن الرحیم، الله، اسم است. من ذات را همان (عنقای مغرب) مد نظر دارم. همچنین شما می‌فرمایید که اسم با مسمی یکی است. با توجه به عبارات بالا آیا می‌توانیم بگوییم: وقتی اسم الله یا هر اسم دیگر مانند (حی، علیم، قدیر) در صحنه است، در حقیقت ذات (عنقای مغرب) در صحنه است؟ با تشکر از پاسخ گویی شما استاد محترم و گرامی!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ذات به جلوه اسم. در این مورد سعی شود با دقت مباحث مربوط به شرح سوره «حمد» حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» دنبال شود تا این مسائل برایتان طوری حل گردد که مجبور به سؤالات پراکنده نباشید. موفق باشید

38397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد میشه جریان قطعنامه ای که توسط امام خمینی امضا شد و امام خمینی در موردش گفتند با امضا کردن این قطعنامه انگار سم را به من خوراندند را به بنده بگین؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه خوب است به پیام امام خمینی در این رابطه رجوع شود که روی سایت هست. https://lobolmizan.ir/leaflet/462?mark=%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87. و در جزوه «انقلاب اسلامی و ریشه‌ها» https://lobolmizan.ir/leaflet/214?mark=%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87%20%D9%87%D8%A7  از صفحات 59 به بعد نکاتی در رابطه با مبنای قبول قطعنامه مطرح شده است که می‌توانید به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

38357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در عباراتی نظیر لیس فی جبتی الا الله، سبحانی ما اعظم شانی و... ، اگر منظورشان ذات حق بوده که هیچ، اگر منظورشان اسم الله بوده، نبی خدا صلی الله علیه و آله و ائمه ی معصوم به چنین ادبیاتی سخن نگفتند بلکه در مجازات قائلین به این جملات و اجرای حدود بر آنها چرا حضرات تفکیکی میان ذات و اسم نکردند؟ و چرا صوفیه اصرار دارند اینگونه شطح بگویند و چرا عده ای اصرار دارند این ادبیات را در جامعه ترویج دهند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این نوع سخن گفتنِ عرفا که جنبه اشاراتی دارد، باید با فکر و فرهنگ خودشان فهمیده شود و به اصطلاح به جنبه تأویلی آن سخنان نظر کرد از آن جهت که بعضاً واژه‌ها وسعت خود را به جهت روزمرّه‌گی‌ها از دست می‌دهند. و به همین جهت جناب حافظ در گزارش احوالات معنوی واژه «میّ» را انتخاب می‌کند. موفق باشید

38284
متن پرسش

سلام استاد عزیز: با توجه به توجهی که شما همواره در صحبت های تان به بحث ایثار در اربعین داشته اید، متاسفانه من در تجربه های اخیر خودم این ایثار را فقط در خادمین مشاهده کردم و خیلی کم در زوار، و بالعکس به دلیل شاید خستگی ها و سختی سفر خودخواهی ها در نظر بنده از زوار کم نبود تا جایی که انگار هیچ کار فرهنگی در این زمینه نشده است. آیا نتایج مطلوب از اربعین متوقف در این رشد بین زوار هم هست؟ یا اینکه رسالت زوار و خادمین متفاوت است و همین که زوار رنج این سفر را می خرند کافی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل حضور زائر در جای خود به عنوان کسانی که اراده کرده‌اند در آن صحنه‌ها حاضر شوند، ارزشمند است هرچند بعضاً در حرکاتِ عرفی و عادی از خود عادتاً ضعف‌هایی دارند ولی نباید اصلِ کار آن‌ها نادیده انگاشته شود و از آن طرف همان‌طور که می‌فرمایید حقیقتاً ما در آینه خُدام وارستگی‌ها و بصیرت‌هایی را می‌توانیم مشاهده کنیم حاکی از توجه به آینده این حرکت. گویا آنان به خوبی می‌دانند این حرکت چه آینده‌ای دارد و نسبت به آن آینده در هم اکنونِ خود آن آینده را به نحوی مدّ نظر می‌آورند. راستی را! خدام و موکب‌داران چه حضوری در نسبت با زوّار در خود یافته‌اند که چون کارشان تمام می‌شود، گریه سر می‌دهند؟!! https://ifilo.net/v/OoTZ6r1 در حالیکه ملاحظه می‌کنید چه اندازه تلاش دارند تا کوچک‌ترین نیاز زائر را نیز فراهم کنند. موفق باشید  

38102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد:. خدا قوت. در جلسه درجست وجوی امین آینده فرمودید که: گزارش بانو امین از بودنشان در نگاه هرمونوتیک یعنی همان اقرا. و خیلی عجیب است که قرآن با اقرا آغازشده است. و فرمودید: تمام قرآن گفتن است، گفتن قصه بودن پیامبر. ممنون میشم با توضیحات بیشتر، این مطلب را کمی تفصیلی تر بیان بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوعِ ساده‌ای نیست. همان‌طور که عرض شد به عنوان مقدمه می‌توانید به عرایضی که در شرح سوره «علق» پیش آمد، رجوع فرمایید. موفق باشید

38092

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: وقت بخیر. ایام شهادت سیدالشهدا را خدمت شما تسلیت عرض می‌کنم. بنده سوالی کمی نامرتبط با مباحث داشتم، از آنجایی که مواعظ شما همیشه برای من چراغ راه بوده خواهشمندم بنده رو از نظرات ارزشمندتون محروم نفرمایید. چهارسال است که با همسرم که ده سال از من بزرگتر است ازدواج کرده ام، سه ماه بعد از عقدمان و دو سال بعد از عروسی من باردار شدم و به اصرار ایشان و با میل خودم سقط کردیم. کم سن بودم و نمی‌دانستم سقط جنین چه گناه بزرگی است و بعد بسیار پشیمان شدم و توبه کردم. الان برای بار سوم باردارم (شش هفته) و ایشان شدیدا نظر به سقط دارند و من هم شدیدا مخالفم و حاضر نیستم دوباره مرتکب چنین گناهی شوم. دلیلشان هم این است که ما بدلیل اختلافاتمان هنوز در مسیر درست و الهی قرار نگرفتیم و آمدن فرزند موجب طلاقمان می‌شود. البته که بعضی خواسته های ایشان از زن با آنچه من در کتاب «زن انگونه که باید باشد» خواندم در تعارض است. و به من می‌گویند اگر بچه را نگه داری هیچ کاری با تو ندارم و شاید زن بگیرم و از این خانه بروم ولی اگر سقط کنی بهترین زندگی را با هم می‌سازیم و تا چند سال آینده فرزند دار می‌شویم. با بسیاری از مشاورهای دینی و دفتر آیت الله خامنه ای صحبت کردم و همه مخالف اند و برخی می‌گویند مگر اینکه دچار عسر حرج شدید شوی. بسیار مردد هستم، نظر شما استاد عزیز مثل همیشه مرا از گودال تردید و ترس بیرون خواهد کشید. در پناه خداوند باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:به نظر بنده شما باید بر همان موضوعِ شرعی تأکید کنید که سقطِ موجود زنده‌ای که استعداد انسان‌بودن دارد، حرام است. موفق باشید

37987

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«تاریخی‌ترین لحظه در تمام فراز و نشیب مبارزات انتخاباتی یک ماه گذشته» «ما به هدفمان رسیدیم، جمهوریت احیا خواهد شد» برای من به عنوان یک ناظر، لحظه‌ای بود که سعید جلیلی در پاسخ به صحبت مسعود پزشکیان (که در حال قرائت جملاتی از امام علی در نهج‌البلاغه بود)، با پوزخند و تمسخر گفت؛ «این حدیث خواندن ها را امام جماعت مسجد هم بلد است!» «نکاتی که آقای پزشکیان فرمودند، از این که احادیثی می‌خوانند و متبرک می‌شود، خوب است ولی این احادیث را امام جماعت‌ها هم می‌خوانند. شما بگو امتداد عمل چیست ؟» این همان لحظه‌ای ست که ماهیت سیطرۀ قدرت بر مذهب در تجربۀ جمهوری اسلامی به صریح‌ترین شکل ممکن بروز می‌کند: نظامی که مذهب را به تمام عرصه‌های خرد و کلان زندگی اجتماعی مردم وارد کرده و تمام باورها، نمادها و سرمایه‌های تشیع را برای توجیه قدرت و انحصاری کردن فرصت‌ها و منابع استعمار کرده، عصارۀ فضایلش پرورش جریانی شده است که آقای جلیلی ‌در انتخابات اخیر آن را نمایندگی می‌کند: از خواندن نهج‌البلاغه و ارجاع به سخن امام علی علیه السلام آشفته می‌شود و بدون هرگونه پرده‌ پوشی می‌گوید: خواندن نهج‌البلاغه را به امام جماعت مساجد واگذار کن و برنامه عملیاتی این‌ دنیایی ارائه بده! این لحظۀ تاریخی، لحظۀ تولد امر عرفی و دنیایی به عریان‌ترین شکل از درون یک گفتمان با پوستۀ سخت مذهبی ست؛ لحظه‌ای ست که گویا به شکل متناقض‌نمایی، موضع و اردوگاه افراد و جریان‌ها وارونه می‌شود: نامزد جریان اصلاحات ( که سال‌ها از سوی رقیب متهم به بی‌دین کردن مردم و سکولاریسم شده است)، نهج‌البلاغه می‌خواند و به سخن علی علیه السلام ‌دهد؛ نامزد جریان محافظه‌کار (بنیادگرای مذهبی)، می‌گوید خواندن نهج‌البلاغه را به اقتدار مذهبی روحانیان محلات واگذار کن و با زبان عملیاتی عرفی و برنامه با من صحبت کن! نسخۀ مبتذل این سکولاریسم که در عمق فکر این جریان رسوخ یافته، همان اظهار نظری بود که سخنان پزشکیان از قول امام علی علیه السلام را مناسب پشت نیسان خواند و صدای پزشکیان هنگام خواندن نهج‌البلاغه را روی انیمیشن گذاشت. خیلی باید روی این لحظۀ تاریخی فکر کرد: قدسی‌ سازی تحمیلی زندگی روزمرۀ مردم در منتها الیه خود به تولد سکولاریسمی با روکش مذهبی می‌رسد؛ گستراندن بی‌حساب چتر مذهب در همۀ ارکان یک حکومت و چسباندن پسوند «اسلامی» به انتهای هر آنچه می‌توان تصور کرد (اقتصاد اسلامی، حقوق بشر اسلامی، دولت اسلامی و...) در نقطۀ اوج خود به ریشخند گفتار دینی و منابع اصیل تشیع منتهی می‌شود. هر جا دین مداخله‌ جوتر و "جامع"تر شده، بیشتر از محتوا تهی و پوچ شده تا جایی که نماد جریان محافظه‌کار دینی خواهان برنامۀ عملی این‌ دنیایی عاری از کلام و نمادهای دینی می‌شود. این لحظۀ تاریخی هم باید برای حکومت فقهی و اعوان و ابواب جمعی آن عبرت‌ انگیز باشد و هم یادآوری باشد از تز «مذهب علیه مذهب» شریعتی؛ اگر پزشکیان هیچ کار دیگری در این انتخابات نکرده بود جز افشای ماهیت قدرت‌ زده و دنیاگرایی شدید این مدعیان عظمت‌گرای تشیع، دِین خود را به عرصۀ عمومی با کاندیداتوری در انتخابات ادا کرده بود؛ خارج کردن نهج‌البلاغه و امام علی علیه السلام از انحصار گورستان تنگ و تیرۀ مصباحیسم و آوردن سخن علی علیه السلام در وسط میدان سیاست و عرصۀ عمومی ایران. گرچه اکنون او، بار سنگین و مسیر دشواری پیش روی خود می‌بیند؛ این دولت با خواندن نهج‌البلاغه و استناد به سیرۀ علوی سر کار آمده است؛ امیدوارم باز تولید تجربۀ تلخ انقلاب ایرانیان در سال ۵۷ و رویایی که از حکومت عدل علی علیه السلام در سر داشتند، نشود. «تا بدنبال برقراري حكومت «عقل علي علیه السلام» نرويم ، نمي توانيم به حكومت «عدل علي علیه السلام» نزديك شويم.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار است، ماورای سؤال و جوابی که بتوانم در خدمت عزیزان باشم. آری! با سطحی‌کردن دین، جریانی به صحنه می‌آید که عملاً دیانت را از سیاست جدا می‌داند و به نظر بنده دغدغه‌های آقای دکتر جلیلی متوجه چنین خطری است. موفق باشید

37970

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: ببخشید می‌خواستم نظرتون را در مورد ادبیات کلاسیک جهان و رمانهای خارجی بدونم با توجه به توصیه ی رهبری به مطالعه و آشنایی با تاریخ جهان می‌خواستم بدونم. مطالعه در این زمینه برای شخصی مثل من که ۴۰سال دارم میتونه مفید باشه یا تمرکزم را بر مطالعه در حیطه های دیگر بگذارم و پیشنهاد شما برای مطالعه چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که ادبیات کلاسیک جهان در موضوع رمان‌ها، در جای خود بسیار اندیشه برانگیز است زیرا رمان‌نویسان غربی از اندیشمندان آن دیار هستند ولی همان‌طور که رهبر معظم انقلاب عمل کردند اگر پس از تعمق در قرآن و اشارات آخرین دین به متون متفکران غربی رجوع شود رابطه بهتری با آن متون برای فهم تاریخی که در آن هستیم، برایمان پیش می‌آید. موفق باشید

37534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده:  گاهی حس می‌کنم عمرم تمام شده است و هیچ حس معنوی برای خود و دیگران نداشته‌ام. این حس منجر به استرس شده. چاره چیست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این منحصر به جنابعالی نیست. این مربوط به بشر این دوران است و ظرفیت های بیشتری که در خود دارد و نیاز است که به آن‌ها جواب دهد. در این مورد خوب است که به مباحث «نیست‌انگاری» رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C موفق باشید

37505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ای شمع روشن در تاریکی عالم هستی، هوا بسیار سوزنده است آسمان خاکستری شده و مه آلود، خطر بهمن هر لحظه من را تهدید می‌کند و من تور در کنار سخره ای از کوه یافته ام که مرا به اندازه ی کل زمانه گرم و آگاه می کند. ای اهل بیت شما بر سرم منت نهاده اید، ای علی تو همچنان علت تپش قلب منی، خودت را از من نگیر. تو زنده ای در قرآنم، تو کیستی!! تو که در قلبم کلبه ای که سال ها ویرانه شده بود دوباره ساخته ای و در سکنی گزیده ای. من بیچاره ی شما هستم. زمانی که در قنداق مادر اسم تو را در گوشم می‌خواند تو را شناختم و حال که آشنایانم دارند بر سر جنازه ام استشهادیه ام را برای خدا می‌دهند، گمت کرده ام و می‌گردم در ذره ای از عشق خواندن «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولی‌َّالله». زبانم را از من گرفته اند و مادری دلسوز نیست که در گوشم بگود یا علی. خدایا چه کنم فقط با این اسم می‌توانم راه را ادامه دهم. هر لحظه احساس می‌کنم گرمی که گم شده است در وجودم. ای دیو بی شرم «من» خطاب به تو می‌گویم که ازت بیزارم، سال ها مرا در سودای پروازت نشانده ای. ای اژدهای سر به فلک کشیده مرا حتی از دیدار با اشک برای حسین دریغ داشته ای. ازت بیزارم خودت را از من دور دار و به من نزدیک نشو. که آمده ام برای فتح، ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم  یک یا علی گفتی و عشق را آغاز کردی / عهد وفا بستی تو در آن سال با من / اینبار دگر مشتاقم برای امتحان مرگ .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی آن‌گاه معنا می‌یابد که انسان با آینه‌های انسانیت بتواند خود را معنا کند که نمونه بسیار روشن آن حضرت امام الموحدین علی «علیه‌السلام» است. نمادی از حکمت و بصیرت و تواضع و دلسوزی. موفق باشید

نمایش چاپی