سلام و ادب و آرزوی سلامتی برای استاد بزرگوار: ۱۰ سالی میشود که در حال ابتلا و امتحانی هستم، در طول این ۱۰ سال بسیار تغییر کرده و انشاءالله رشد کردهام. این رنجِ امتحان، با تمام سختیای که داشت، پر از نور بود و رشد الحمدلله. اما هنوز به سرانجام نرسیده و مشکل برطرف نشده است. احساس خستگی و بی رمقی دارم. کورسویی از امید مانده اما دلسرد شدهام. حس گدایی را دارم که ۱۰ سال درب خانهی کریمی را زد، ۱۰ سال صدا زد، اما درب باز نشد، التماس کرد، اما باز نشد، فریاد زد، اما باز نشد. فرمان صبر آمد، از آن به بعد صبورانه نشست تا صاحبخانه به وقتش در را باز کند اما هنوز باز نشده. دعایی نیست نخوانده باشم، نمازی نیست نخوانده باشم، به هر نحوی که بلد بودم صدایش زدم و نشد. اما مشکل، حالِ الانِ من است. آن گدای ۱۰ ساله، اکنون از پشت درب رفته و سر کوچه نشسته. بلاتکلیف و خاموش! چشمش هنوز به در آن خانه است. دلش میخواهد برکد پشت در و درب بزند اما نمیتواند. دلش میخواهد خواهش کند اما نمیتواند. دیگر صدایی نمانده. دست و دل به دعا کردن دیگر نمیرود. مگر نه اینکه اگر بخواهد، خودش میدهد؟ او که میداند چه کسی در کوچه منتظر است. سرد و خاموش شده ام. از آن تشویش و سوز و گدازی که بود خبری نیست. به تبع آن، آن حلاوت در نماز و دعا هم نیست. فقط به انجام واجبات اکتفا میکنم. و ناراحتم از این کم شدن ارتباطم با خدا. چرا این نفس تمکین نمیکند؟ این بی میلی به مستحبات از کجاست؟ از این دوری ناراحتم اما انگار همهی وجود من یخ زده. نمیدانم اسمش قبض روح است یا چه. اما خیلی بد است. بسط چگونه حاصل میشود؟چطور رها شوم؟ حس خاکستری را دارم که آتشش خاموش شده، اما آمادهی شعلهور شدن است. بسیار ملتمس دعا هستم. هم برای به سرانجام رسیدن این امتحان ۱۰ ساله، هم برای برطرف شدن این مشکل روحم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که نباید بر آن موضوعی که تحقق آن حتی با اصرار انجام نمیشود، بیش از اندازه تأکید کرد. گویا مصلحت ما را در جای دیگری دیدهاند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. در باغ شهادت را نبستند شهادت را نوشیدند رو رفتند. چه خداوند متعال قشنگ خدایی میکند خدایی که همتایی ندارد و نخواهد داشت اگر موفقیت را حقیقتا بخواهیم معنا کنیم تنها به یک کلمه خواهیم رسید «شهادت» و چه خوب شهید گشت و گشته بود آقای اسماعیل هنیه شهادتت جلوه بر این خون ها بود و حقیقتا خداوند خیلی زیبا خدایی میکند. یاعلی مدد اللهم عجل لولیک فرج به حق زینب کبری سلام الله علیها
باسمه تعالی: سلام علیکم: راستی! اگر آن مرد شهید نشده بود، چگونه میخواست خود را ادامه دهد؟ و اگر در ایران شهید نشده بود، چگونه تا این اندازه زیبا خود را ادامه میداد؟ به گفته خود جنابعالی چه اندازه خداوند خوب خدایی میکند و ما غافلیم. راستی! شهید اسماعیل هنیه در دیروزهای عمر خود در کنار مزار شهید حاج قاسم چگونه متوجه شد که اولاً: لقاء نزدیک است و ثانیاً: با شهادت، بیشتر و بهتر میتواند راه را ادامه دهد؟ https://eitaa.com/basir_135/3516. موفق باشید
سلام: استاد ببخشید علم زمان و تحلیل وقایع و پیش بینی آن ها بر اساس زمان را شما تایید می کنید؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حضرت صادق «علیهالسلام» فرمودند: «نَحنُ اَعلَمُ بِالوَقت» تا معلوم شود فرهیختهترین انسانها متذکر زمانه و شرایط تاریخی خود هستند، پس باید نسبت به زمانه و تاریخ فکر کرد. از طرفی تاریخ در جایی قرار ندارد که بتوان آن را به کسی نشان داد، بلکه امری است که جان و روح انسانها را فرا میگیرد و در افکار و امور و حوادث و سیاستها ساری و جاری است و تنها از طریق مظاهرش میتوان آن را شناخت و از طرفی اگر به گفته حضرت صادق «علیهالسلام»: «العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس» (کافی، ج 1، ص 27) آنکس که نسبت به زمانه خود آگاه باشد حجابها بر او هجوم نمیآورند تا گرفتار خطا گردد. پس آدمی باید در تاریخ و با تاریخ باشد وگرنه زندگیاش دچار پریشانی میشود و در فهم و خردش اختلال پدید میآید و نمیتواند در آینده درست حاضر شود، به همان معنایی که مولایمان علی «علیهالسلام» فرمودند: «أعرَفُ الناسِ بالزّمانِ، مَن لَم يَتَعَجَّبْ مِن أحداثِهِ» (غررالحکم، ص 148) آگاهترین مردم به زمان کسی است که از آنچه پیش میآید متعجب و شگفتزده نمیشود. موفق باشید
سلام استاد بزرگوارم: عزاداریهاتون قبول. میخواستم دیدگاه شما رو در خصوص حادثه کوی دانشگاه ۱۸ تیر ۷۸ بدونم. من اون سالها یادمه خیلی از حمله عناصر لباس شخصی به دانشجویان و خوابگاه های دانشجویی ناراحت بودیم، اما سن و سالی نداشتم که بتونم وقایع رو درست تحلیل کنم، الان هم که در مورد آن اتفاقات سرچ میکنم همه جا از طلا به دانشجویان و کشته شدن و ناپدید شدن تعدادی از آنها صحبت شده، اینها ظلم نیست؟ حالا هر چه هم دانشجویان خطاکار باشند، نمی شد با مهر و لطف باهاشون صحبت کرد؟ دوست دارم نظر حضرتعالی رو در خصوص اون اتفاقات بدونم. رستگار شوید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آنطور که باید در حال حاضر حضور ذهنی از آن جریان در حدّی که بتوانم نظر بدهم، ندارم. موفق باشید
سلام استاد: این متن در کانال های شبکه های مجازی می چرخه: امیر چیذری، فعال سیاسی اصولگرا و از حامیان قالیباف درباره حاشیه های روزهای انتخابات نوشت: «از رفتارها احساس کردم جلیلی نخواسته هوادارانش واقعیات جلسه مشهد را مطلع شوند، لذا وادار به شفافیت شدم تا واقعیت عیان شود. جلیلی در جلسه، توصیه سردار قاآنی را نپذیرفت. قالیباف که عدم انصراف جلیلی را شکست جبهه انقلاب می دید خودش داوطلب انصراف شد. جلیلی با اصرار از قالیباف خواست، بماند! بواسطه اتفاق همزمانی که در منطقه افتاد سردار قاآنی باید جلسه را ترک می کرد پس بحثها تکنیکال شد. عالِمی! در جلسه بود و ادامه بحث داد. آخر جلیلی قول داد فردا (پنجشنبه) نماز مغرب اعلام انصراف خواهم کرد! جلیلی روز پنجشنبه بدون توجه به حرفی که در حضور چند آدم آبرودار زده بود گوشی همراهش را خاموش و به امید ظرفیت دولتی در روستاها وارد کارزار شد! به همین راحتی چند نوپای جویای قدرت، آینده انقلاب و کشور را به بازی گرفتند! بی جهت نبود حاجقاسم عزیز از این جماعت اکراه داشت.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً ملاحظه دارید که سخن در این موارد، ابعاد گستردهای دارد و از آن طرف نکتهای که آقای ثابتی در این مورد فرمودهاندhttps://eitaa.com/sabeti/3977، قابل توجه است بخصوص که از نظر بنده آقای دکتر جلیلی سرمایه ادامه انقلاب در بستر گشایشی است که شهید رئیسی ایجاد کردند. موفق باشید
با عرض سلام و ادب: در خصوص امثال دکتر داوری میخواستم خدمتتان عرض کنم مهم تصمیم گیری درست در بزنگاه های تاریخی است والا کثرت علم چه سودی دارد وقتی در مواقع حساس نتوانیم درست تصمیم بگیریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤالهای شماره 37882 و 37884 شد . امید است مفید افتد. موفق باشید
سلام بر شما: بنده اهل سیاست نیستم و هیچ اخباری را دنبال نمیکنم، اما مناظره رو دیدم زیرا مسئله توحیدی و انسانی است. دو جهان بود: یکی پذیرش جهان سومی در حرکت به جایگاه جهان اولی شدن که نمیفهمد پیش رویش چیزی نیست و نمیداند آمالش از اصل ساقط شده و حتی راه خودش را بلد نیست و به پیش آمد های بی اساس امید وار است و در مقابل، جهان سازیه ممکنی در عین حال با آینده و امید. متفکرین امید و حضور در آینده را نشأت گرفته از «تمدن» میدونن، در حالی که مدرنیته را تمدنی شکست خورده شناختند. دو نفر دیدم! یکی قبض و یکی بسیط! یکی آمده برای میتینگ به امید مقابله با تمدن سازی و دیگری دلسوزانه دست دراز کرده تا جامعه را حرکت دهد زیرا بهتر از نفر مقابلش واقعیات را درک کرده و میداند تنها راه آزادی از منجلاب و مشکلات زمانه فقط حرکتی جهشی بسوی افقی است که اتفاقا موجود و پرورش یافته است. آنچه از جناب جلیلی مشاهده کردم شخصی بدون انانیت است که خداوند او را به حضور خودش در جهان راه داده. بدون ترس، تبلیغ جلیلی تبلیغ نظر به جمهوری اسلامی است و این یک وظیفه برای ما محسوب شده. هر زمان خدا در جایی ورود خاص کرد پیروزی حتمی بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده فهم جایگاه تاریخی دکتر جلیلی در مقابلهای که با جریان نئولیبرال پیش آمده، در واقع درک دو تاریخ است. اگر تفکر، تاریخی است؛ درکِ این صحنه از تاریخ که در مقابل ما قرار دارد موجب تفکری میشود که سخت مردم ما بدان نیاز دارند و اگر کوتاهی در ارائه معارف اصیل توحیدیِ ما صورت گرفته، از آن جهت است که در مواجهه با رخدادهای پیش آمده از تفکر تاریخی که باید در هر رخدادی پیش آید، غفلت کردهایم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار:عبارت «ادا فرض الجمعات» که در ادعیه آمده است، شامل چه دستوراتی میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه داریم « وَ وَفِّقْنِي لِأَدَاءِ فَرْضِ الْجُمُعَاتِ وَ مَا أَوْجَبْتَ عَلَيَّ فِيهَا مِنَ الطَّاعَاتِ» و مرا توفيق ده بر اداء فريضه روزهاى جمعه و بر طاعتهايى كه در اين روز بر من واجب نموده اى. حکایت همان دستوراتی است که در رساله های عملیه در رابطه با روز جمعه بیان فرموده اند از جمله غسل و حضور در نماز جمعه و صله رحم و خدمت به نیازمندان و... موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: ضمن تبریک ایام. یکی از دوستان پرسیده اند دلیل اینکه صفت یا ویژگی هایی را که دارا نیستی مردم نسبت می دهند، چیست؟ و یا رفتار آنها شبیه به رفتار کسی است که این ویژگیها را داشته است. در این مواقع انسان نمی داند تفاوت بین خوبی و بدی چیست؟ یا گاهی با خود می گویی ای کاش همانطور که می گویند بودم حداقل اینقدر در ناراحتی نبودم. در معاشرت های خانوادگی و شغلی و... معمولا وجود دارد. لطفا کتابی هم از کتابهای خودتان در این زمینه معرفی کنید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانی که متوجه حضور در تاریخ خود باشد، میتواند اصل را از فرع و صادق را از کاذب تشخیص دهد تا در انتخابهایش آگاهانه عمل نماید. پیشنهاد میشود مباحث مربوط به «معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را دنبال فرمایید. موفق باشید
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: استاد با این اتفاقاتی که ما در رفتار مشاوران و خود آقای پزشکیان می بینیم قطعا برای ما مشخص می باشد روند کار شون چه جور خواهد بود اما آیا این کاری که بعضی از مردم می کنند که در اصفهان نمونه هایی ازشون مشاهده کردیم که اجازه ندادند ایشون صحبت بکنه و یا در صدا و سیما که سوالی در مورد موضوعی که مربوط به مشاور ایشان پرسیده می شود و موجب اون عصبانیت مشاور می شود همان نبود که رهبر معظم انقلاب ما را منع کردند از این کارها و آیا توصیه حاج قاسم بر این نبود که هیچ گروهی را نسبت به انقلاب نرانیم و ازشون در راه انقلاب استفاده کنیم نمیدانم استاد! از طرفی نگرانی هست که خدایی ناکرده در مورد این گروه نا دانسته اتفاقی پیش بیاد که به صلاح نباشه از طرفی دیگر نگرانی هست که اگر این اتفاق ها نیفتد چهره واقعی این دسته نشان داده نخواهد شد و مردم در این دام بیفتند هر چند که مردم آنها را شناخته و دل خوشی از آنها ندارند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال با توجه به سعه صدری که رهبر معظم انقلاب نمونه آن هستند؛ باید با جریانها برخورد کنیم تا در فضای اخلاق و تفکر، هرکس بتواند جایگاه هر نامزد و جریانهای اطراف او را نسبت به آینده فوقالعاده متعالی انقلاب درک کند. موفق باشید
سلام و درود و نور رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا و استاد طاهرزاده مهربان: استاد من در اقوام خودم و همسرم از افراد درجه کسانی هستند که بعضاً نماز شب هم میخونم ولی با حضرت آقا رهبر معظم عناد دارند و بقولی مصداق حسبنا کتاب الله هستند و من وقتی میان خونه مون خیلی عذاب میکشم از لحاظ روحی، اصلا جرأت ندارم کتاب دعایی دستم بگیرم، یا بچه هام وقتی اظهار علاقه به آقا میکنند مسخره شون میکنند، نمیتونم رابطه روحی و وجودی برقرار کنم، دوستشون داشته باشم، ولی خیلی افراد غریبه هستند، یا از آمریکا و اروپا هستند و الان برای غزه دلسوزی میکنند، بی حجابند ولی چفیه میپوشند و به اقتدار سید علی خامنه ای مینازند، هنوز مسلمان نشدند ولی قلبشون به رهبر ایمان داره، من این افراد رو خیلی دوست دارم. هر دو گروه رو دعا میکنم ولی با دسته اول نمیتونم همصحبت بشم چون وجه مشترکی نداریم. آیا من از روی نفسم نمیتونم ارتباط قلبی برقرار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! این لطف خداوند است که ما را با انسانیت انسانها که بهرهای از نور انسانِ کامل دارند؛ آشنا و مأنوس کرده است در هر کجا که باشند. و مطمئن باشید کسانی که نور انسان کامل را در حضرت نایب الإمام آیت الله خامنهای «حفظهاللهتعالی» نمییابند و یا دل به رهنمودهای معنوی او نمیسپارند؛ هیچ بهرهای از حقیقت در خود ندارند. موفق باشید
با سلام: آیا در وسوسه ای که توسط انسان نیست و صرفا جنبه درونی دارد، آیا ما معلوم بالذات و معلوم بالعرض داریم.؟ اگر جواب مثبت است. لطفا توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: وسوسههایی که از طریق خیال پیش میآید مربوط به توهّمات ما میباشد و انسان را در ناکجاآبادها پرت میکند و معلوم بالذاتبودنِ آنها بدین معنا است که از طریق حسّ به ما نرسیده، نه آنکه قابل اعتنا و اعتبار باشد. موفق باشید
با عرض سلام: بنده تمایل زیادی به خواب دارم. و هر موقع هم میخوابم در نود و پنج درصد آن خواب میبینم. از خواب دیدن بسیار لذت میبرم. انگار من خود واقعی ام را در خواب میبینم. وقتی که خواب میبینم هشیاری من خیلی بیشتر از بیداری است. وقتی خوابی میبینم انگار من یک فیلم سینمایی میبینم که در آن بازی میکنم. از اینکه خودم را در خواب میبینم بسیار لذت بخش است. وقتی که خواب میروم، انگار از عالمی ضعیف وارد عالمی قویتر میشوم. چیزهابی که خواب میبینم، موجودات آن بسیار زنده تر از موجودات عالم بیداری است. به نظر شما این حالت من خوب است یا بد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمودهاند بیش از ۸ ساعت در ۲۴ ساعت خوابیدن، موجب غلبه نفس بهیمیه بر نفسِ عاقله میشود و همانطور که میفرمایید صورتهای مربوط به قوه واهمه به میدان میآیند. موفق باشید
با سلام: خداوند هم ظاهر است و هم باطن. آیا درست است که بگوییم که خداوند از همان جهت که ظاهر است، باطن هم هست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و توحید یعنی همین. حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در شرح سوره حمد در این رابطه نکات خوبی را مطرح فرمودهاند. موفق باشید
ربّ أين الطّريق اليك؟ پروردگارا! راه به سوى تو كدام است؟ خطاب رسيد: دع نفسك و تعال يعنى نفس خويش را رها كن و بيا شاید وقتی در تاریخ کنونی صحبت از وجود میشود بتوان نگرشی نو را به صحنه آورد، شاید بتوان گفت وجود در تاریخ ما عبارت است از سکونی که عین الحرکت است، مانند پله نربانی که در نهایت استحکام در نقطهای ساکن است تا با زیر پا گذاشتهشدن توسط بالاروندگان حرکتمند، خود را در حرکت آنان پیدا کند و اینگونه است که وجود پیدا میکند و بودن خود را در بودن صعود تاریخی انقلاب درونی اش پیدا میکند. اگر هر کدام از پلههای نردبان بخواهند جداگانه حرکتمند باشند در بالارفتن از نردبان و به بام معرفت برسند جدای از تاریخشان، ذات پلکانی نردبان از بین میرود و دیگر نردبانی نخواهد ماند و این شروع بیتاریخی ماست، گویا نور ایثار اینجا متجلی میشود و میگوید: این نقطه صفری است که همه بینهایتها باید پیش او زانو بزنند و این است ایمان و امیدی که رهبر معظم انقلاب اسلامی بر آن تاکید دارند. و این است پای انقلاب ماندن!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار مهم است آنگاه که متوجه باشیم در عین حضور در میدان گسترده «وجود» و ثبات، در حرکت بودن و شدن و وجودِ خود را شدتبخشیدن؛ امری که اگر با حضور در تاریخ واقع نشود آنطور که متن شماره 37269 متذکر میشود، امکان تحقق آن نیست. آری! برای حضور در چنین بستری، حقیقتاً ایثار به هر معنایی که امکان داشته باشد موجب میشود تا در میدانی که نسبت به همدیگر پیدا میکنیم، آن حرکت و آن حضور، شکل بگیرد وگرنه گرفتار فردگرایی خواهیم بود به جای آنکه قطرههایی باشیم که به دریا متصلاند. موفق باشید
بسمه تعالی. خدایا حال که ما را احترام کردی در آزادی قرارمان دادی خودت ما را کمک کن انسانیت را باز برگزینیم و دلمان گرفتار نقشه های دشمن نشود. این انتخابات را برایمان مبارک و گشوده قرار ده و پله ای بلند از ترقی بسوی زندگی با خودت تقدیر فرما «وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَکَ وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ الْأَبْهَجِ فَأَکُونَ لَکَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاکَ مُنْحَرِفا وَ مِنْکَ خَائِفا مُرَاقِبا یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما کَثِیرا.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این بهترین راه برای حضور در جهان و در نزد خداوند است که انسان از خداوند بخواهد تا بهترین شرایط انس با خودش را برایمان فراهم کند و به گفته جناب مولوی: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر باشه ان شاءالله. حس میکنم تازگی به درک جدیدی از ظهور حضرت رسیدم و می خواستم این فهمم رو به شما عرضه کنم تا اگر در جایی خطا رفتم، اصلاح بفرمایید. امام، انسان کامل است. یعنی انسانی که در همه ابعاد، به نهایت تکامل رسیده است. غایت ما انسان ها نیز، تکامل در ابعادی است که مستعد آنیم. به قول مولوی، هر کسی را بهر آن ساختند که مهرش را اندر دلش انداختند... و خداوند میفرمایند:«لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها» یعنی تکلیف و رسالت هر کس در دنیا، بر مبنای استعدادهای اوست و راه شناخت این استعدادها و تکلیف، میل عمیق قلبی نسبت به یک مسأله است. مسأله ای که اگر پیگیری اش کنیم و در آن به کمال برسیم، یعنی مسیر تکامل وجودی مان را پیموده ایم... و در حقیقت هر اندازه ما شکوفاتر شویم، انسان کامل بیشتر ظهور کرده... و وقتی انسانها به این فهم برسند که باید به دنبال شکوفایی خود و یا به عبارتی دیگر به دنبال خود برترشان باشند، آنگاه زمان ظهور انسان کاملی است که هر کس میتواند نهایت خود را در آینه وجود او ببیند. حال وظیفه ای که برای خود ترسیم کرده ام چیست؟ راستش دیگر نمیتوانم با افراد بر سر مسأله دینداری و عبادات و... صحبت کنم، حس میکنم نه حرفی دارم که بزنم و نه حرفهایی از این جنس قابل شنیدن است، فکر میکنم عمیق ترین و کارآمدترین تبلیغ دین در این دوران و برای انسان این زمان، ارجاع او به خویشتن خویش و واکاوی استعدادهای خودش و تلاش در جهت شکوفایی آنهاست... و کار من به عنوان یک بچه حزب اللهی در بستر انقلاب اسلامی و در چهارچوب جمهوری اسلامی، فراهم کردن بستری است برای کشف و پرورش این استعدادها تا ان شاءالله از این طریق این ظهورات استعدادی، برسیم به ظهور منشأ این خبرها و استعدادها...
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار نکته مهمی است. آری! باید زمینه انتخابهای متعالی را در انسانها فراهم کرد تا آنان در خودشان با توجه به جوهر وجودی خودشان به انتخابهایی برسند که در دل آن انتخابها، معنی حقیقی خود را احساس کنند. مصاحبه ای با چند نفر از اساتید محترم تحت عنوان «بررسی شیوههای تبیین معارف دین» شده https://lobolmizan.ir/leaflet/1414?mark=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C . خوب است به آن متن مراجعه شود. موفق باشید
سلام استاد: خدا قوت. خیلی وقت ها من شرایطش رو دارم که مطالب معرفت النفس رو به مخاطبین بگم در راستای خدمت به نظام و رشد و تعالی خودم، ولی می ترسم که شرایط کلاس، من رو به هم بریزه و هرچی نرم سر کلاس و درس ندم خیلی راحت ترم، نمیدونم برم کلاس یا نرم. چه ملاکی باید مد نظر قرار بدم برای اتخاذ این تصمیم؟ البته یادمه که فرمودید با سلوک این حل میشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید وارد شد، با همان روحیه «دل با یار و دست در کار»، تا «کاری ما را از کاری باز ندارد». موفق باشید
سلام علیکم استاد گرامی: بنده از هیچکس جز دشمن اهل بیت بَدَم نماید همه ی اطرافیانم به عنوان فردی مهربان من را می شناسند ولی استاد من از یک فردی که تقریباً از نزدیکانم هم میباشد اصلا خوشم نمیاد هر کاری میکنم که دوستش داشته باشم نمیتوانم ولی اصلا بی احترامی بٕهش نمیکنم وظیفه ام را نسبت به این فرد انجام میدم حتی شاید بیشتر از وظیفه ام هم به ایشان خدمت میکنم حالا سوال بنده این است که آیا من با دوست نداشتن ایشان مرتکب گناه میشوم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید که اگر رعایت اخلاق به خوبی انجام گیرد و تا آنجا که ممکن است بتوانیم کارهای آن افراد را توجیه کنیم، مشکلی پیش نیاید. به هر حال باید تلاش کرد محبت به افراد صاحب ایمان، در ما زنده بماند. https://eitaa.com/matalebevijeh/15853 موفق باشید
با سلام: وحدت شخصی وجود را باید فهمید یا باید با قلب شهود کرد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» عقل، تصدیق میکند همه مخلوقات جلوات وجودیِ اسمای الهی هستند و وحدت شخصیه وجود، ادعایی جز این ندارد. آری! در این بستر با سخن مولای متقیان میتوان همراه شد که فرمودند: «ما رَأيْتُ شَيْئاً إلّا وَ رَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَه» نديدم چيزى را مگر آنكه قبل از آن چيز و با آن چيز و بعد از آن چيز، «الله» را ديدم. موفق باشید
با سلام: در بحث وحدت وجود اگر ما وجود را فقط خدا بدانیم و کثرت را در مظاهر برده و از آنها به عنوان نمود یاد کنیم، آیا من به عنوان نمود، میتوانم احساس وجود کنم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما در «وجودِ» خود عین ربط به وجود مطلق خود را در عین آنکه هیچ نیستیم جز ربط؛ مییابیم آنگاه که بتوانیم از کثرت ماهیات عبور نماییم. موفق باشید
«یا قاضی الحاجات» سلام استاد بزرگوار: چند وقت پیش با یک واسطه از یکی از شاگردان حضرت آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه شنیدم که نقل به مضمون گفتند: اگر در مکانی عبادت کردید و احساس کردید سیر قلبی و صعود روحانی ندارید، احتمال دارد در آن مکان گناهانی صورت گرفته باشد و آثار آن گناهان مانع شده است. مسائل حقیر این هست که: اثر گناهان در مکدر کردن مکان ها تا چه حد هست و تا چه مدت باقی است؟ و چگونه اگر در یک مکانی گناهانی صورت گرفته باشد آن مکان از اثرات آن گناه تطهیر می شود؟ و آیا خودِ خدای متعال هم مکان های آلوده را تطهیر می کند؟ با تشکر از الطاف شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با یک استغفار و با همتی توحیدی، مکان، سیطره منفی خود را از دست میدهد زیرا بالاخره به ما فرمودهاند: «شرف المکان بالمکین» ارزش هر جایگاه به کسی است که در آن قرار گرفته است. به عبارت دیگر، انسان است که به یک جایگاه ارزش میدهد. موفق باشید
با سلام: آیا سخنان زیر درست است؟ پس ما یک وجود لا یتناهی داریم. این وجود ظاهر میشود و این ظهور به صورت کثرات است. و این کثرات نمود و مظهر همان وجود لایتناهی هستند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نفس ناطقه به جهت فوق زمان و مکان بودن، از جهتی لایتناهی است در عین محدودیت مخلوقیتاش. ولی خداوند لایتناهی است به جهت کمال مطلق و بینهایت از جهات کمالی. موفق باشید
سلام استاد: ان شاءالله که حالتون خوب باشه. استاد من پرستارم، ولی مجرد. خاستم به عنوان کادر درمان از طریق هلال احمر برم غزه با کادر درمان محور مقاومت برای کمک به مردم فلسطین. اما پدر و مادرم راضی نیستن قبلا که میخاستم برم سوریه بارم اجازه نمیدادن. الان چیکار کنم؟ میشه بدون اجازشون برم بعد ازشون حلالیت بطلبم؟ آخه هر وقت حرف از دفاع از مظلوم میشه میگن چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. پدر و مادرم همیشه سد راهن تکلیف چیه؟ مطمئنم اگه ایرانم جنگ بیفته میگن بذار اول اونا که اختلاس کردن بچه هاشون برن بعد تو برو جنگ. موندم استاد تکلیفم چیه؟ ممنونم🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته اگر شرایط طوری باشد که نیاز به چنین حضوری به میان آید، اجازه والدین شرط نیست. ولی این به شرطی است که نیاز به این حضور را مسئولان مربوطه اعلام کنند و امکان خدمت رسانی نیز فراهم باشد. موفق باشید
سلام علیکم: در مورد اظهارات اخیر استاد پناهیان که فرمودند آموزش و پرورش وظیفه خود را درست انجام نداده و... سوال داشتم که آیا ایشون کمی افراط نکرده اند که این طور آموزش و پرورش را زیر سوال می برند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در دولتهای گذشته بخصوص دولت آقای هاشمی با ایجاد مدارس غیر انتفاعی ضربه سختی به آموزش و پرورش زده شد که ما هنوز گرفتار آن هستیم و باید با تحول اساسی که در نگاه مسئولان پیش میآید، آموزش و پرورش را به عنوان سرمایه فکریِ آینده انقلاب قلمداد کرد. امری که بحمدالله در شخصیت جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا رئیسی و از آن مهمتر در شخصیت فرهنگیِ همسر اندیشمند ایشان جناب استاد علم الهدی مدّ نظر میباشد. موفق باشید
