بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
36638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

موضوع: تفسیر «لم یلد و لم یولد» در سوره توحید سلام و درود، سه جلسه تفسیر سوره توحید را شنیدم. آیا استاد بزرگوار در جایی به تفسیر «لم یلد و لم یولد» پرداخته اند که گوش کنم؟ و اگر خیر، وجه اینکه گفته خداوند زاده نشده چیست؟ مگه کسی تصور کرده که خدا پدر و مادر دارد؟ خصوصا سوره ای که روزی چند بار در نمازمان می‌خوانیم. در عصری که کسی قایل به زاده شدن خدا از پدر و مادری نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «وَلَده» به معنای صدرو شیئی است از شیئ، خواست در آن سوره متذکر شود او، بودنِ مطلق است، نه بودنِ حاصل شده از چیزی. و در «لم یلد»، خواست بفرماید رابطه او با مخلوقات، تجلی است و نه تولید و تولدی که نسبت او با مخلوقات جدا باشد. موفق باشید

36356

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من خیلی به این فکر می‌کنم که دیگران تحت تاثیر رفتارهام قرار میگیرن و انسانهای درستی میشن یا میگن چه انسانِ خوبی! برا خودم داستان سازی می‌کنم. حالا چه خودم تو داستان باشم چه بقیه. بدونِ اینکه قرار باشه کاری برای خودم انجام بدن. یعنی نباشن هم من اون کارا رو انجام میدم. حتی تخیل می‌کنم و یکی دیگه رو جام میزارم که همچین کاری میکنه و باعث میشه مردم به دین روی بیارن. می‌خواستم ببینم این افکار و تخیلات ریا هست؟ و برای اینکه از این افکار دور شیم چه راه حلی وجود داره؟ و کلا به چی فکر کنیم؟ چون نمیتونم فکر نکنم حتی کار انجام بدم باید فکر کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله با مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، نکاتی جهت جوابگویی به سؤالاتتان در آن کتاب می‌یابید. موفق باشید

36333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: چرا هر ادراک حسی قوامش به ادراک خیالی است ونقش ادراک خیالی در ادراک حسی چیست و اینکه چرا در رویای صادقه گاهی قسمتی از آن با واقعیت مطابقت ندارد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هر ادراک حسی، خیالی در صحنه است حال یا آن صورت خیالی مطابق آن ادراک حسی است و یا توهّمات نیز در آن صورت خیالیه دخالت می‌‌کند. این‌جا است که رؤیای انسان از حالت صادقه بودن خارج می‌شود حتی در غیر خواب نیز بعضاً پیش‌فرض‌های ما موجب می‌شود تا واقعیت را آن‌طور که احساس کرده‌ایم، فهم نکنیم. موفق باشید

36294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما استاد بزرگوار: من دو دختر ۱۴ و ۱۵ ساله دارم. دختر بزرگترم اصرار داره که به تولد دوستاش بره ولی پدرش و من مخالفت می کنیم. چون مسلما بعد از اون هم نوبت به خواهر کوچک ترش می رسه و هر دو میخان به تولد دوستاشون برن. نظر شما چیه استاد؟ من دارم سخت گیری می کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودتان بهتر می دانید. به هر حال جوانان را بخصوص در این زمانه، نمی توان چندان محدود کرد در حالی که از طریق فضای مجازی، جهانی در مقابل آنها گشوده شده است. موفق باشید

36244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: وقتی می گوییم وجود یعنی خدا، این بر اساس عرفان است یا فلسفه؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر اساس حکمت صدرایی وجود، به اعتبار یگانگی‌اش و عدم کثرت، همان توحید است به اعتبار بیکرانگیِ توحید. موفق باشید

35642

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام وقتتون بخیر: عذر میخوام یک سوال داشتم ازتون گویندگی و یا دوبلوری برای بانوان مشکلی داره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. ولی بهتر است این موضوع را از مرجع تقلیدتان بپرسید. موفق باشید

35404

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آنطور که ذکر شده است محققان ژن های جانوران مختلف را با هم ترکیب می کنند و حاصل حیوان جدیدی می شود این حیوان جدید روح حیوانی جدیدی خواهد داشت؟ اگر حیواناتی خلق کنند که زبان و عقل داشته باشند آنگاه روح انسانی در آنها دمیده شده است یا همان روح حیوانی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد این توهّمی بیش نیست، زیرا در سنت متقنِ الهی آنچه جاری می‌باشد آن است که فرمود: «فَإِذَا سَوَّيتُهُۥ وَنَفَختُ فِيهِ مِن رُّوحِي» بدین معنا که حضرت ربّ العالمین است که جسمی را بر اساس سنت خود آماده می‌کند و سپس روح را که به جهت عظمت مقامش به خود نسبت داد، در جسمِ آدم می‌دمد، نه آن‌که روح به هر جسمی دمیده شود. و البته این قاعده منحصر به انسان نیست، در هر موجود زنده‌ای چنین سنتی جاری است. موفق باشید

41066
متن پرسش

بسمه تعالی. با سلام و احترام: «سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش | که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش» با نظر به نکاتی که در جواب سوالات شماره 40994 و 41040  برای بنده فرستادید. اکنون امکانی برایم فراهم شده تا  در حضوری بسر برم که این حضور ظرف پیشامد سنت های الهی است. یعنی روحی دمیده شده که این روح و این هوا بگونه‌ای است که تنفس در آن موجب می‌شود بار دیگر آدمی به یاد آورد و به این فکر کند که همراهی با سنت‌ها و همسازی با آنهاست که «تصمیم امروز» و «دنیای آینده‌اش» را می‌سازد. این زندگی ای است همگام با سنت‌های جاری خداوند و امید به وعده هایی که بگونه ای بشر را با تصمیم امروز، از سرنوشت آینده‌اش مطلع می‌سازد. و آری چنانکه خواجه می‌گوید می بایست دلیرانه درین راه قدم نهاد. اگر تاریخی فرا رسیده که محل حدوث آیه «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله» است دیگر چه باک که آدمی با وجود همه تنگناها دل در مسیری بندد، مسیری که کفرِ منیت امروز و ایمانِ هم‌آغوشی فرداست؛ درست متوجه شده اید منظور بنده «ازدواج» است. آدمی در نسبت با وجود به «بهتربودن» خود نظر می‌کند و بالاخره درمی‌یابد که همراهی مداومِ در هر مورد و هر مسئله با سنت‌های الهی (و اعتماد به [چیزی] که رخ خواهد داد و شأنی که نمایان خواهد شد و لمس خواهد شد)، هم موجب بهتر بودن اش می‌شود و هم نوید می‌دهد که در آینده «بهترها» پیش خواهند آمد و دیگر غمی نمی‌ماند. حتی جرأت کنم و بگویم که فرد چنان وسعتی می‌یابد که دیگر به مجردی به چشم محرومیت نگاه نمی‌کند بلکه می‌بیند این مجردی ظرف «پیش آمدن» آیه شریفه «والیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله» است و در این مجردی می‌توان به شأنی از وجود نظر کرد که فرد در هوای آن به معنای حقیقی «عفیف بودن» می‌رسد یا به تعبیری «زیست عفیفانه». در این حال هم آیه ما را در زیست عفیفانه متوقف نمی‌کند و ما را به انتظاری می‌برد که در آن «یغنیهم الله من فضله»؛ و پروردگار از حضوری خبر می‌دهد که گویی گذر از زیست عفیفانه، و زیست در مقام بی نیازی‌ست که از آن به «زیست شهوار» تعبیر بنماییم. حالِ زیستِ شهوار حال بی نیازی به دنیا و متعلقاتش است، آن زمان است که اگر به فضل اللهی ازدواجی هم صورت گیرد، آن ازدواج عاری از وابستگی‌های این دنیاست. ازدواجی که در آن هم‌آغوشی، زوج فردی شده است که طلب های خود را در آسمان می‌بیند و در زندگی میدان کوشش خود را جایی قرار داده که درعین در دنیا بودن، وابسته بدان نیستند زیرا هدفشان اینجا و این عرصه نیست. به قول جناب اخوان ثالث: «آنها قدم در راه بی‌فرجام» گذاشته اند، راهی که گشایش از پس گشایش است و انتها ندارد و فرد چه در مجردی و چه در زوجیت، خود را درانتظار گشودگی بعدی قرار می‌دهد و جرأت کنم و بگویم که آیا این و همین، معنای حقیقی سلوک نیست؟ خداوند توفیق مان دهاد. با تشکر از نَفَسی که مرا درین اندیشه برد؛ سپاس از استاد گرانقدر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه فرمودید زندگیِ حقیقی همگام‌بودن با سنت‌های الهی می‌باشد؛ حقیقتاً نکتۀ مهمی است. خدا می‌داند ایمان حقیقی همین است. و در این رابطه چه اندازه زیبا و دقیق از آیات سورۀ نور در رابطه با زندگی جوان مجرد استفاده کردید. مطمئن باشید به اندازۀ همان انتظاری که از زیستِ عفیفانه دارید، خداوند به جنابعالی جواب می‌دهد. مهم آن است که جوانان ما در دل همین طوفانی که در این زمانه به سوی آن‌ها آمده، خود را حفظ کنند و به ایمانی نظر کنند که امثال شهید سلیمانی در آن حاضر بودند. 
 در واقع شریعتِ آخرین پیامبر «برای همه‌کس و برای هیچ‌کس» به حساب می‌آید؛ برای همه می‌باشد وقتی متوجۀ حقیقت خود که همان عبودیت است، باشند. و برای هیچ‌کس نیست، وقتی اصرار بر خودخواهی داشته باشند، به گمان آن‌که می‌توانند بدون معرفت به حقایق الهی و شریعت آخرین پیامبر، خود را ادامه دهند. در حالی‌که به گفتۀ جناب حافظ:
من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه          قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
که همان شریعت و راهی است که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مقابل انسان‌ها گشوده‌اند تا خدا به سراغ انسان آید، به همان معنایی که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا» همواره بندۀ من در مسیر بندگی تا آن‌جا به من نزدیک می‌شود که دوست‌دارش می‌شوم، پس چون دوست‌دارش شدم، گوشش می‌شوم که بدان بشنود و چشم‌اش می‌شوم تا بدان ببیند و دست او می‌شوم تا بدان چیزها را بگیرد. آری! این است معنای آن‌که خداوند به سراغ انسان می‌آید وقتی انسان در بستر شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آورده‌اند، بندگی کند. موفق باشید  
 

40446
متن پرسش

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سفری که در پیش است، چند روزی از جوابگویی سؤالات کاربران محترم معذوریم. نایب الزّیارة و دعاگوی همۀ عزیزان هستیم. التماس دعا

متن پاسخ

ما و سفر اربعینی و التماس دعا باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سفری که در پیش است، چند روزی از جوابگویی سؤالات کاربران محترم معذوریم. نایب الزّیارۀ و دعاگوی همۀ عزیزان هستیم. التماس دعا

40354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: ببخشید استاد یه کتاب دیدم سیاست و حکومت متعالیه. اگر بخوام حکمت متعالیه را بفهمم چه کتابی را دنبال کنم، اصلا این موضوع درسته لطفا راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! سیاست و حکومت هم باید در منظری حاضر شود که حکمت متعالیه مدّ نظرها می‌آورد. مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و مباحث «معاد» که روی سایت هست همه در راستای فرهنگ حکمت متعالیه می‌باشد. موفق باشید

39992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در رابطه با فرزندآوری کدوم یک از مباحث را پیشنهاد می‌دید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور خاص در مورد فرزندآوری عرایضی نداشته‌ام. خوب است متذکر این امر باشیم که انسان از یک طرف با فرزندانش وسعت روحی می‌یابد و از طرف دیگر از احساس پوچی در زندگی عبور می‌کند، همان احساس پوچی و نیهیلیسمی که بشر جدید را فرا گرفته و در جهان غرب بعضی از خانواده‌ها که متوجۀ این امر شده‌اند به فرزندآوریِ خوبی روی آورده‌اند. و در مورد این‌که رزق هرکس از قبل تعیین شده است، خوب است به بعضی از روایات موجود در کتاب «جایگاه رزق در هستی» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

39690

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: درباره متن زیرسوال داشتم. شرح غزل ۵۸👇 «در این تجلیِ آغازین، خود را به زیبایی هرچه تمام‌تر متجلی کردی و خیال مرا با صورت زیبای خود آبادان نمودی. به همان معنایی که رسول خدا (ص) فرمودند: «رَأَيْتُ‏ رَبِّي‏ لَيْلَةَ الْمِعْرَاجِ فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ‏» [5] من پروردگارم را به زیباترین صورتش مشاهده کردم. این رازِ خیال است که خدایِ متجلی‌شده بر نفس پیامبر را بر او آشکار کرد، مبتنی بر آن‌که «هرکس خود را بشناسد، پروردگارش را شناخته است». زیرا حضرت ربّ به حکم آن‌که خواست شناخته شود مخلوق را خلق کرد، تو را خلق کرد که او را بشناسی، پس کافی است درست به خود نظر کنی تا او را بیابی.» سوال اول من آن است که منظور شما از تجلی نخستین آیا همان پیمان الست (آیه الست بربکم) می‌باشد. سوال دوم: اگر پاسخ سوال بالا مثبت است، این تجلی همانند پیامبر (ص) فی احسن صورة بوده است یا نه؟ سوال سوم من آن است که این تجلی که پیامبر (ص) پروردگار را فی احسن صورة دید آیا بعد از آنجایی است که جبرئیل نتوانست همراه پیامبر (ص) برود؟ با تشکر از زحمات استاد عزیزم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در احسن صورة، بحث در لیلۀ معراج است و آغازین به معنای بالاترین است که اقتضای معراج می‌باشد و هرکس در ذات خود می‌تواند دارای چنین حضوری باشد که در نهایت با «معرفت نفس» به معنای واقعی آن حاصل می‌شود که همان نسبت حقیقی بین عبد و ربّ می‌باشد و این‌جا است که ملکی نمی‌تواند در میان آید. موفق باشید

39634
متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: در زمانه ی ما (نمی‌خواهم ادعا کنم به این معنا که شرایط کلی راهزن باشد بلکه خودم را می‌گویم) با وجود این حد بسیار بسیار زیاد تنفس در افکار غربی که تقریبا می‌توان گفت هیچ شآنی از زندگی ما اسلام واقعی نیست؟ یک همچو منی با این‌همه آلودگی که حتی نمی‌توان نفس کشید و در آلودکی های خود غرقم...، واقعا نمی‌دانم چگونه می‌توانم تمام زمانم را اختصاص به دروس حوزوی دهم؟ منی که از منجلاب زندگی روزه مره فرار کرده و در حوزه پناهنده شده و هم اینک نیز اگر ذره ای خود مراقبتی نداشته باشم، به سرعت نزدیک دره های هولناک حرام می‌شوم (مکروهات و آشارات مناجات شعبانیه هم که بماند که اندازه دهانم نشده)؛ به فرموده شما از علامه حسن زاده: خود را مشغول کنید تا وهمیات شما را مشغول نکند، واقعا در تعارض است کار جدی معرفتی روزانه، الحق و الانصاف دروس حوزوی را تنها راد مردان الهی که از صفای نفس و استحکام برخوردارند می‌توانند متمرکزانه به پیش روند. حال چکار باید کرد؟ نه رضایت قلبی به این دارم که دروس، قوی خوانده نشود (اما حقیقتا چشمانم همچنان بستست و نمی‌توانم از عمق جان بهشان بنگرم) و نه می توانم تمام وقت روزم را بهشان اختصاص دهم؛ و نیز به حرف های ساده معرفتی راه نمی افتم (به درس اخلاق زنده، به معارف عمیق محتاجم) این درحالیست که حدود دو ماه روزه گرفتم، در خوردنی ها احتیاط می‌کنم. در تنهایی بسیاری هستم (که البته بسیار کمک کرده) در دیدن و شنیدن هم محتاطانه بر خورد می‌کنم. و نیز کتاب ۱۰ نکته معرفت نفس رو با صوت خوانده ام. کتاب معاد را حدودا هفتگی درحال پیش بردنم. در جلسات اخلاق و تفسیر نیز هفتگی شرکت کرده ام. شرح جنود عقل و جهل را در حال پیش بردنم. اما همچنان... چه باب معرفتی را پی بگیرم؟ درس را به نظرتان چکار کنم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر جناب احمد جامی فرمودند: «غرّه مشو که مرکب مردان مرد را / در سنگلاخ بادیه، پِی‌ها بریده‌اند؟» از آن جهت که گام در چنین مسیرهایی ساده نیست؛ ولی در ادامه می‌فرماید: «نومید هم مباش که رندانِ جرعه‌نوش / با یک کرشمه به منزل رسیده‌اند» به همان معنایی که شهیدان عزیز ما در نسبت با حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و انقلاب اسلامی رَه صدساله را یک‌شبه طی کرده‌اند و از این جهت امروز این شمایید و حضور در چنین تاریخی که حتی آنچه عزیزانی از اهل فکر که دیروز، حرف‌ها با ما داشتند کافی نخواهند بود و ما را دعوت به جدّیتی بیشتر می‌کنند. مهم آن است که انگیزۀ خود را بزرگ و بزرگ‌تر نمایید و در دل همین دروس رسمیِ حوزه به افقی و حضوری بیندیشید که به تعبیر جناب احمد جامی: بدون نومیدی با حضوری خاص راه را ادامه دهید و معلوم است که در این صورت در کنار سیّد حسن نصرالله، خود را حاضر می‌یابید با راهی که مقابل‌تان گشوده شده است. و دقیقاً هرکس چه یک طلبه و چه یک استاد دانشگاه و چه یک خانم خانه‌دار همه باید از خود بپرسند با تاریخی که بعد از تشییع سیّد حسن نصرالله شروع شده و اشاره‌ای که آن یوم اللهِ بزرگ به سوی آینده‌ای خاص دارد؛ ما چه اندازه و چگونه در کنار سید حسن نصرالله خواهیم بود؟ موفق باشید  

39580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چه کنیم در ذیل آیه ی «الحمدلله رب العالمين» سوره ی حمد خودمان را از خود جدا کنیم و به الله وصل کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث توحیدی نهج البلاغه در این مورد ان شاءالله مؤثر خواهد بود مانند خطبه 163 که شرح آن را در سایت می‌توانید دنبال بفرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/726 . موفق باشید

39374
متن پرسش

با عرض سلام و ادب و تبریک ماه معظم رجب: معنای این روایت شریف از امام صادق (ع) چیست و چرا ایشان آن اندازه اهمیتی برای تلاوت سوره توحید بیان می‌فرمایند که نخواندن آن در سه روز را به مثابه کفر برمی‌شمرند؟ «مَنْ مَضَتْ لَهُ ثَلاَثَةُ أَيَّامٍ لَمْ يَقْرَأْ فِيهَا قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ فَقَدْ خُذِلَ وَ نَزَعَ رِبْقَةَ اَلْإِيمَانِ مِنْ عُنُقِهِ فَإِنْ مَاتَ فِي هَذِهِ اَلثَّلاَثَةِ أَيَّامٍ كَانَ كَافِراً بِاللَّهِ اَلْعَظِيمِ»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر کسی بخواهد در ایمانی حاضر باشد که حضور در بیکرانه‌ای است ماورای ابژه‌شدن خداوند، هیچ راهی جز رجوع مکرر به اشارات سوره مبارکه توحید که عطای الهی است برای انسان‌های آخرالزمانی؛ باقی نمی‌ماند. عرایض مختصری در رابطه با اشارات آن سوره شده است شاید به فهم این نکته که چرا حضرت صادق«علیه‌السلام» چنین فرموده‌اند، کمک کند. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/sound/962?mark=%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5

39234

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و درود خدمت شما استاد گرامی: عذر میخوام من چند روز پیش هم کمکی خواستم و می‌خواستم در مورد اضطراب شدیدم راهنمایی ام کنید و زحمت کشیدید و راهنمایی کردید ولی من اصلا نمیدونم باید دیگه چی کار کنم من سعی می‌کنم گناه نکنم و تلاش میکنم نه اینکه موفق بودم ولی دارم تلاش می‌کنم ولی احساس می‌کنم هیچ روی تعالی روحم موثر نبوده معرفت میخوام ولی نمیدونم چی کار کنم و همش احساس ترس دارم و شب گهگاهی برای نماز که بیدار میشم با عشق و آرامش نمیخونم و در روز دوباره پر از اضطراب و دلشوره ام هر چه دعا می‌کنم نمیدونم چرا اثر هنوز نداره. چی کار کنم معرفت نفس پیدا کنم؟ من بیشتر از اینکه از رحمانیت خدا روحم آرام بگیره متاسفانه از صفت آزمایش و غضبش اضطراب یه وقتایی دردونم ایجاد میشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان جملۀ مشهور در کتاب «ادب عقل و قلب و خیال» از آیت الله حسن‌زاده «رحمت‌الله‌علیه» فکر کنید که فرموده‌اند بررسی کرده‌ام اگر ذهن و فکر خود را با معارف الهیه مشغول نکنم، ذهنم مرا مشغول خود می‌کند. در این رابطه پیشنهاد می‌شود پس از بحث «ده نکته در معرفت نفس» همراه با کتاب و شرح صوتی آن که روی سایت هست، مشغول مباحث قرآنی شوید مثل شرح سوره آل عمران و سوره انعام در عین نظر به خودِ آیات که در حین گوش دادن به مباحث، آیات نیز در مقابل جنابعالی باشد. موفق باشید

39193
متن پرسش

استاد جان با مبانی شما اساسا ساختار فعلی جمهوری اسلامی در بحث رهبری یا غلط و مخدوش است و یا به بیانی دیگر ظاهر و باطنش متفاوت است، شما معتقدید رهبری به محض نصب (اختیار شدن توسط خداوند به مرتبه ای پایین تر از معصوم) دارای بصیرت و علم و الهام و نوری می شود که چنین و چنان، از طرفی دیگر علما (حتی مراجع) چنین توفیقی ندارند چون مصداق اختاره الله لامور عباده نیستند، چه برسد به فقهای مجلس خبرگان، و معتقدید رهبری زبان خداوند است (چنانچه هر روز بارها می‌فرمایید، حال بفرمایید چگونه عالِمی که زبان وجود و زبان خداست، و دارای علومی فرای علوم دیگر علما و توفیقاتی فرای توفیقات دیگران، چگونه این شخص توسط افراد دیگر نظارت می‌شود؟ آیا چنین فردی که به محض نصب و اختیار دارای آن مراتب می‌شود، نباید رهبر بعدی را اختیار کند؟ مگر عقل و علم و بصیرت و الهامات او فوق همه ی علمای دیگر نیست؟ چرا نباید او جانشینش را معرفی کند؟ بلکه همان علمای مرتبه چندم (پس از ولی فقیه و پس از مراجع و... ، آن هم با نظر مردم) در مجلس خبرگان باید اختیار کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در توفیقی است که خداوند برای هدایت مردم به ولیّ فقیه می‌دهد و این غیر از معصوم‌دانستنِ ایشان است. به گفته مرحوم آیت الله مشکینی در جزوه «ولایت فقیه»شان ولیِ فقیه با توجه به موقعیتی که دارند، قلیل الخطاء می‌باشند و نه ممنوع الخطاء. و به همین جهت مجلس خبرگان با نظر به ملاک‌های اصیلی که صادره از وحی الهی و یا اولیای معصوم است، بر اعمال و رفتار ولیّ فقیه نظارت دارند. با این‌همه چرا به آن طرف قضیه فکر نکنیم که به لطف الهی خداوند مددهای خاصی به ولیّ فقیه کرده است و نتیجه آن بصیرت خاص حضرت آقا می‌باشد که متفکران دنیا را به حیرت آورده. چه اندازه شایسته است که  جمع آوری استاد راجی را در رابطه با رهبر انقلاب از زبان متفکرانه دنیا مد نظر قرار دهیم و به این فکر باشیم چگونه خداوند چنین توفیقاتی را به رهبر انقلاب عطا فرموده است و چرا؟ https://www.aparat.com/v/h0105ziموفق باشید

39141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بنده عاشق دختر خانمی شدم و از ایشون خواستگاری کردم. اما متاسفانه به دلیل مهریه زیاد که پدرشون تعیین کردن بهم خورد. دائم در فکر و خیال من هستن ایشون و از همه جای زندگی افتادم. خواستم نصیحتی بفرمایید تا مرهمی باشه برای این دل بنده که بی تابه. چگونه از ابن شرایط برای رشد خودم بهره ببرم؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه این سایت نمی‌تواند در این موارد ورود کند؛ همین اندازه عنایت داشته باشید که به هر حال انسان، وسعت آن را دارد که در مواجهه با چنین احساساتی هرچند پاک باشد، عبور کند و موانعی که مانع نتیجه‌گیری می‌شود را به نحوی برای خود مصلحت بداند. موفق باشید

39006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: در بحث سوره واقعه فرمودید که خدا به تمام اسما و کمالاتش به جامعیت بر مقربین به صورت حوری بر آنها تجلی می‌کند. می خواستم ببینم که در شب معراج طبق حدیث زیر (: ‌قال رسول الله ‌(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)‌: رایت ربّی ـ تبارک و تعالی ـ فی احسن صورةٍ؛ فقال فیما یختصم الملا‌ ‌الاعلی یا محمّد؟ قلت: انت اعلم، مرّتین. قال: فوضع الله کفَّه بین کتفی، فوجدت بَردها بین‌ ‌ثدیی، فعلمتُ ما فی السماوات و ما فی الارض. ثمّ تلی هذه الآیة: ‌ «‌وَ کَذَلِکَ نُرِی ابْرَاهِیمَ‌ ‌مَلَکُوتَ السَّمَوَاتِ وَ الْارْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِی) آیا این اتفاق برای حضرت خاتم (ص) رخ داده است؟ با تشکر از پاسخ گویی شما استاد بزرگوار!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» مکرر فرموده‌اند هنوز خنکی آن دست را بر روی کتفم احساس می‌کنم زیرا حضرت حق به جلوۀ ربّانی خود در آن عالم که عالم صورت‌های برزخی و متعالی است، به این صورت برای پیامبر خدا ظهور کرد به همان معنای ظهور انوار اسماء در مظاهر مختلف. موفق باشید

38999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

تعمیمی که در پاسخ به سوال 38967 ادعا کرده اید نه مورد قبول علمای اصول است نه تفسیر و تاویل، اگر چنین تعمیمی از بخشی از لفظ استنباط شود که نمی‌شود، بر اهل تعقل واضح است که تعمیم لفظی درون تخصیص معنوی متوجه به همان تخصیص است، البته تخصص خاص اصولی در چنین موردی هم لازم نیست، رجوع به متن اصلی، تقطیع های حضرتعالی و برداشت های اشتباه تان را مشخص خواهد کرد و اگر کسی ابتدائیات منطق کلام را فهم کند این مطالب را هم فهم می‌کند. لذا تمنا می‌کنم بیش ازاین با متون مقدس و نورانی ملاعبه نکنید، خدا عاقبتمان را بخیر کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست که می‌فرمایید. و امری را به پای علماء می‌گذارید که عملاً روحیه اجتهاد آن بزرگان را نفی می‌کند از آن جهت که در هیچ شرایطی در نسبت با متون دینی نباید عقل را تعطیل کرد و از وسعتی که بعضاً متون دینی و حتی قرآن کریم در کلمات خود دارد؛ غفلت نمود. و اساساً تفاوت مکتب اصولی آیت الله وحید بهبهانی با اخباریون در همین تفاوت است که آنان به یک معنا عقل را در فهم متون تعطیل می‌کنند. موفق باشید

38880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور استاد گرامی: ان شاءالله روز شهادت شهید مفتح، قراره یه مسابقه کتابخوانی برگزار بشه بمناسبت وحدت حوزه و دانشگاه این مسابقه هم برای دانشجوهاست هم طلبه ها شهر ما گتوند هست، گتوند دو دانشگاه پیام نور و یک دانشگاه آزاد داره، و یک حوزه برادران و یک حوزه خواهران داره خواستم ببینم چه کتابی پیشنهاد میدید که بذاریمش منبع مسابقه؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حال حاضر نسبت به کتابهای شهید مفتح عزیز، حضور ذهن ندارم. ولی از شهید مطهری کتاب «جاذبه و دافعه» و یا کتاب «سیری در نهج‌البلاغه» را نسبت به شرایطی که می‌فرمایید مفید و مؤثر می‌دانم. موفق باشید

38680

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خداشناسی که در فطرت انسان می‌باشد. در این فطرت شناخت اسم جامع الله است یا شناخت ذات خدا؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً فطرت همان طور که درآیه ۱۷۲ سوره اعراف متذکر می شود ما با ربوبیت او در عهد الست که عهد فطری ما است؛ روبرو بوده ایم. موفق باشید

38586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمة الله و بركاته: حضرت‌عالی در پاسخ به پرسشی که با اشاره به تعدادی از آیات کریمه آنها را دلیلی بر مشترک معنوی بودن واژه اسلام و از آن‌جا تقویت کننده پلورالیسم دانسته بود به نکاتی از تفسیر المیزان در نفی پلورالیسم اشاره فرموده‌اید. (https://lobolmizan.ir/special-post/129?mark=%D8%A7%D9%87%D9%84%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) برای نمونه، در پاسخ مذکور در توضیح آیه مبارکه (لیسوا سواءا) فرموده‌اید: (این افراد از اهل کتاب که حالا به اسلام ایمان آوردند، از صالحین هستند.) یعنی ایمان را شرط رسیدن به صلاح دانسته‌اید. اما عینا خلاف همان فرمایشات را در بسیاری از مواضع دیگر بیان فرموده‌اید تا جایی که در پاسخ به پرسش‌های ۳۸۵۵۲ و ۳۸۵۵۳ از دعوت رسول اکرم صلی الله علیه وآله به توحید به جای دعوت به اسلام و عدم نسخ ادیان گذشته سخن گفته‌اید. فارغ از اینکه کدام دیدگاه در این مسئله نزدیک‌تر به صواب است، می‌خواهم بدانم آیا منشأ این‌ دو مدل متفاوت از تفسیر آیات در بیان حضرت‌عالی، تبدل نظر مبارک است یا اساسا هیچ تعارضی میان این دو فرمایش حضرت‌تان وجود ندارد و متفاوت فهمیدن این‌ تعابیر ناشی از سوء برداشت حقیر است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن جا که به یاد دارم و با نظر به نگاه علامه طباطبایی به آیات مذکور و عرایضی که در شرح سوره آل عمران شد؛ همیشه بحث در آن بود که اسلام در این مورد به همان معنای تسلیم به حکم خداوند است و نه به معنای تغییر مذهب دادن. اخیراً عرایضی تحت عنوان «نسبت ایمان و پیامبر در هر مذهب»https://eitaa.com/matalebevijeh/17730 شده است. امید است که مفید افتد. موفق باشید

38506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر استاد گرامی و بزرگوارمون، خدا حافظتون باشه. دعای مخصوص در نماز شب، فراموش نشیم. از دیروز که حکم قطعی شرعی رو از زبان ولی امر مسلمین جهان شنیدیم به این فکر کردیم که ما چطوری میتونیم برای آزادی قدس تلاش کنیم؟ کمکِ من نوعی به آزادی مسجدالاقصی چه کمکی میتونه باشه؟ نقش من چیه؟ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعا گو هستم. علاوه بر کمک‌های مادی که گروه‌هایی در این رابطه فعّال هستند و می‌توانیم به آن‌ها کمک کنیم، باید منتظر بود تا ان شاءالله راهی گشوده شود. موفق باشید

38268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظرتون در باره ی مکاشفه ی علامه طباطبایی از محی الدین ابن عربی که هنوز نسبت به ولایت امیرالمومنین پذیرش ندارد چیست؟ همچنین نظر خود علامه درباره ی مستضعف نبودن او

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در جریان هستم این است که جناب علامه به تبع استادشان جناب قاضی، جایگاه بلندی برای ابن عربی قائل بوده‌اند در عین تفاوت نظرهایی که با ایشان داشته‌اند. موفق باشید

نمایش چاپی