سلام استاد: نظرتون در باره ی مکاشفه ی علامه طباطبایی از محی الدین ابن عربی که هنوز نسبت به ولایت امیرالمومنین پذیرش ندارد چیست؟ همچنین نظر خود علامه درباره ی مستضعف نبودن او
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در جریان هستم این است که جناب علامه به تبع استادشان جناب قاضی، جایگاه بلندی برای ابن عربی قائل بودهاند در عین تفاوت نظرهایی که با ایشان داشتهاند. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر: از استادی یک سیر مطالعاتی فلسفه غرب خواستم که ایشون این سیر رو پیشنهاد دادن ۱. رساله های افلاطون ۲. آثار آگوستین و توماس آکویناس ۳. آثار کانت ۴. آثار دکارت ۵ اسپینوزا آیا این سیر مورد تایید شما میباشد و در غیر اینصورت ممنون میشم یک سیر مطالعاتی فلسفه غرب پیشنهاد بدید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید این موارد را طی سیر مطالعاتی مورد توجه قرار داد. در این موارد میتوانید به جزوات «تاریخ فلسفه غرب» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/leaflet/397?mark=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%20%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87%20%D8%BA%D8%B1%D8%A8
https://lobolmizan.ir/leaflet/960?mark=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%20%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87%20%D8%BA%D8%B1%D8%A8
با سلام و رحمت: از چه بُعدی اشک برای اباعبدالله ارزشمند هست که با یه قطره ی آن غوغا میکند؟ هر چی فکر میکنم میبینم که صحنه ی کربلا همه اش زیبایی هست و حسین در اوج قرار دارد. و باید برای خود اشک بریزیم که از حسین دوریم ولی گفته اند در مجلس روضه فقط برای اباعبدالله اشک بریزید. امام حسین در کربلا در اوج عزت، پس گریه برای کدام بُعد؟ امام حسینی که تمام خود را برای خدا داد و مورد رضایت خداوند قرار گرفت، و فرزندانش یکی از دیگری برتر، پس گریه برای چی؟ گریه باید برای خودمان باشد که نه خودمان آنگونه هستیم و نه فرزندانمان که در این زمانه از دین و حسین فاصله گرفته اند. باید بگیم که ای حسین تو که گریه نداری چون همه چیزت در اوج بود، خوش بسعادتت! پس باید، برای خودم و فرزندان جامعه ام گریه کنم که از شما دوریم پس اشک خالص فقط برای حسین در مجلس روضه برای چی میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به بحث «جایگاه اشک بر حسین (ع)» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/quest/27738?mark=%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A7%D8%B4%DA%A9%20%D8%A8%D8%B1%20%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86
سلام بر استاد گرانقدر: استاد جان، بنده یک برداشتی دارم از آموزه های دینی، ارائه میکنم ببینید درست است یا اشتباه. من فکر میکنم آغاز امامت و این که حجت الهی، مقام امامت را هم داشته باشد، از زمان حضرت ابراهیم بوده و قبل از آن حجج الهی بوده اند اما امام نبوده اند. اما بعد از حضرت ابراهیم حجت الهی، امام هم هستند. این درست است؟ سوال دوم اینکه در کجای قرآن ذکر شده که رسول اکرم صلی الله علیه وآله و اولاد طیبین و طاهرینشان امام هستند؟ ممنون از حوصله شما. مأجور باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات دقیقی در قرآن و روایات در این مورد مطرح شده است خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست،https://lobolmizan.ir/book/252?mark=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C بخصوص به فصل سوم آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: بر اساس آیات قران «الفینا آباءنا» «کل یعمل علی شاکله» و علم تجربی (ژنتیک و...) ۹۰ درصد افراد کپی برابر با اصل والدین هستند. چرا اولاد انقلابیون ۵۷ همه به نوعی رانده شدند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. در این مورد فکر نکردهام. موفق باشید
سلام: چرا آقای داوری اردکانی فیلسوف معاصر از آقای پزشکیان حمایت کردند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سوال و جوابهای شماره 37882 و 37886 و 37895و 37894 شده است خوب است که به آن متون رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار:عبارت «ادا فرض الجمعات» که در ادعیه آمده است، شامل چه دستوراتی میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه داریم « وَ وَفِّقْنِي لِأَدَاءِ فَرْضِ الْجُمُعَاتِ وَ مَا أَوْجَبْتَ عَلَيَّ فِيهَا مِنَ الطَّاعَاتِ» و مرا توفيق ده بر اداء فريضه روزهاى جمعه و بر طاعتهايى كه در اين روز بر من واجب نموده اى. حکایت همان دستوراتی است که در رساله های عملیه در رابطه با روز جمعه بیان فرموده اند از جمله غسل و حضور در نماز جمعه و صله رحم و خدمت به نیازمندان و... موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: برای شناخت امام خمینی در زمینه مکتب امام خمینی و خط فکری ایشان و در جنبه های مختلف شناختی ایشان سیرمطالعاتی معرفی کنید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید خوب است با مطالعه کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» شروع فرمایید. و پس از آن میتوانید مباحث «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن» https://lobolmizan.ir/leaflet/1005 را دنبال فرمایید. موفق باشید
سلام استاد: آیا افرادی که به عالم برزخ میروند از وحدت وجود آگاهی پیدا میکنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به همین جهت اظهار میدارند: «رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا». موفق باشید
استاد عزیز: از راز این اشکهایی که تمامی ندارد بگویید، از راز این بیقراریها، از اسرار این انقلاب، استاد این انقلاب چیست؟!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این انقلاب، صفحه گشوده توحید است با ظهور مردانی که اشارههایی هستند به سوی عرش که با بودنشان مأمور نمایش حقیقت توحیدیِ عرشاند در جهان سیاست، تا تاریخی به ظهور آید که حکایت حضور انسان کامل «عجلاللهتعالیفرجهالشریف» میباشد و با شهادتشان که برگشت به مأوایِ عرشیشان میباشد ما را متوجه عرش میکنند و اینجا است که ناگهان به خود میآییم که چه اندازه نیازمند آن حضور هستیم. و اینجا است که آن اشکهای زیبا، حکایتهای خود را با ما در میان میگذارد. و حکایتِ باز رئیسی از آن اشک ها به گوش میرسد. موفق
باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: گاهی حس میکنم عمرم تمام شده است و هیچ حس معنوی برای خود و دیگران نداشتهام. این حس منجر به استرس شده. چاره چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این منحصر به جنابعالی نیست. این مربوط به بشر این دوران است و ظرفیت های بیشتری که در خود دارد و نیاز است که به آنها جواب دهد. در این مورد خوب است که به مباحث «نیستانگاری» رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد محترم وتبریک به مناسبت پیروزی توحید بر کفر در وعده ی صادق. در خصوص شعار «جهش توليد با مشاركت مردم» بود، مسلم در اینکه این شعار اشاره به نوعی از تعامل مردم با دولت در نظام اجتماعی اسلامی هست، اما سؤال بنده اين هست كه ما چگونه می توانیم در تحقق این شعار مؤثر باشیم؟ آیا منظور آقا از این شعار صرفا جنبه ی اقتصادی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جلسات اعتکاف ماه رجب عرض شد زیربنای این حضور، همان فرهنگ دینی و رعایت حقوق برادران دینی میباشد که باید تلاش کرد این فکر و فرهنگ در جامعه شکل بگیرد. در این مورد عرایضی شده که خوب است به آن رجوع شود. https://lobolmizan.ir/sound/1412?mark=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C . موفق باشید
با سلام: استاد عزیز در روایت است شخصی نزد پیامبر آمد و گفت یا رسول الله خدا را دوست دارم حضرت فرمود منتظر بلا باش پس از آن پیامبر پرسید مرا هم دوست داری عرضه داشت بله فرمود منتظردشمنی خلق باش دوباره سوال کرد علی را هم دوست داری گفت بله فرمود منتظر شهادت باش، استاد بعضی روایات هم در مورد اجر شهادت داریم مثلا یه جا گفته کسی که منتظرامام زمان باشه اجرشهید داره، یا مباحثی تو این مایه خصوصا پیرامون زن و بحث شهادت، استاد عزیز یه زن چطور میتونه این مباحث را با هم جمع کنه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که متوجه این نکته باشیم که به ما گفتهاند: «مهر خوبان در میانِ جان نشان / جان مده الاّ به مهر دلخوشان» از آن جهت است که باید افق جان ما شخصیت انسانهای کامل باشد و با آنها بهسربردن از طریق انس با شخصیت علمی و عملیِ آنها؛ جهانِ ما همانی میشود که آن عزیزان در آن جهان حاضرند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: برای خواندن و فهم کردن سیر تفکر غرب؛ بنده انشاءالله میخواهم یک دوره فلسفه غرب را به صورت کامل اما خودخوان بگذرانم. به دنبال یک استاد یا مسیر درستی هستم که این کار را شروع کنم و پیش بروم انشاءالله. در فلسفه و عرفان اسلامی چند وقتی ست با استادی همراه شدم و از بدایه شروع کردیم. چون دغدغه نهایی ام این است که گامی در جهت تمدن سازی نوین اسلامی که از رهگذر اسلامی شدن علوم انسانی میگذرد بردارم ان شاءالله. آثار و مباحث شما را نیز دنبال میکنم؛ اما برای فهم فلسفه غرب و دال مرکزی تفکر آن، که از یونان باستان تا به امروز امتداد یافته؛ نیاز به راه نمایی استادی در ابتدای مسیر دارم و مشورت شما میتواند راه را بنماید. انشاءالله.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر با جزوات «تاریخ فلسفه غرب» که روی سایت هست، شروع فرمایید شروعِ خوبی باشد. موفق باشید
عنوان: معاد. با سلام و احترام: استاد لطفا راهنمایی بفرمایید: ۱. در نهایت در همه ی انسان ها همه ی اسماء بالفعل می شود و یا تعداد آن در هر کس متفاوت است؟ ۲. فشار اخروی بدون آتش، یعنی چه جوری؟ سپاسگزارم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! اینطور نیست که در همه انسانها اسمای الهی که به آنها تعلیم شده تا مرز فعلیت آن اسماء جلو بروند، امری که نماد کامل آن، انسانهای کامل میباشند. ۲. به گفته حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» آن فشار، شبیه فشار حالت غضب است که البته صورت پیدا میکند. موفق باشید
با سلام: شما در یکی از سخنرانی های خودتان فرمودید که در برزخ بود یا قیامت که، شش صورت به ملاقات انسان می آید که یکی میگوید نماز تو هستم و... لطفاً اصل حدیث و آدرس حدیث را میخواستم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: قال الصادق «علیهالسلام»: «اِذا دَخَلَ الْمُؤمِنُ قَبْرَهُ كانَتِ الصّلوةُ عَنْ يَمينِهِ، وَالزَّكوةُ عَن يُسارِهِ، وَالْبِرُّ مُطِلُّ عليه. قالَ: فَيَتَنَحَّي الصّبرُ ناحيةً. فَاِذا دَخَلَ عَلَيهِ الْمَلَكانِ اللّذانِ يَليان مُسائَلَتَهُ قالَ الصّبرُ لِلصّلوة و الزّكاةِ وَ الْبِرِّ: دوُنَكُم صاحِبَكُمْ فَاِنْ عَجَزْتُمْ عَنْه فَاَنَا دُونَهُ» (اصول کافي، ج 1، ص 65، (کتابالايمان و الکفر- باب الصبر).
چون مؤمن به قبر داخل شد، نماز او در جانب راست و زكات او در جانب چپ او قرار گرفته و كارهاي خير او بر او اشراف داشته است. حضرت در ادامه فرمود: پس صبر از او فاصله گرفته در جانبي قرار ميگيرد. وقتي ملكينِ سؤال، بر او وارد شدند، صبر او به نماز و زكات و کار خير او ميگويد از صاحب خود محافظت كنيد و اگر چنانچه شما عاجز شديد من او را حفظ ميكنم.
به طوري كه ملاحظه ميكنيد همان طور كه نماز و زكات و صبر، انسان مؤمن را در دنيا حفظ ميكنند، در برزخ نيز در مقابل ملكين به كمك او ميآيند و تجسم مييابند و اين به جهت آن است كه اين اعمال در روح او تثبيت شده و جزء عقيده او گرديده است. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: در این ماه شریف از حضورتون التماس دعا دارم. استاد جان سوالی دارم: در حین بیهوشی روح انسان کجا می رود؟ چرا انسان حس میکند سیر روح در آن لحظات کاملا متوقف شده است؟ من چندین بار سابقه بیهوشی در اتاق عمل را دارم از لحظه ای که بیهوش میشوم دیگر هیچ چیز متوجه نمی شوم و زمان از بیهوشی تا به هوش آمدن متوقف است و اینطور هم نیست که روح مثل زمان خواب، سیر کند. در مدت بیهوشی نه سیری هست نه تصویری، به خودم میگویم نکند مرگ هم همینطور است و همه چیز متوقف می شود و روح وارد فاز عدم می شود؟ اگر در لحظه بیهوشی، مرگ فرا رسد، چگونه روح نسبت به مرگ جسم مطلع می شود؟ آخه در زمان بیهوشی حس نمی کنی دیگه روحی در کار هست، برعکس خواب که درک میکنی روح سیر می کند. ماجور باشید استاد جان
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» در موضوع بیهوشی عرایضی شده است و با توجه به آنکه از طریق دارو و با فشار شیمیایی امکان تدبیر و توجه روح را نسبت به بدن و اطراف از بین میبرند؛ در واقع نفس انسان در حالت بحرانی قرار میگیرد و از این جهت از خودش نیز به یک معنا بیخود میشود و این غیر از حالتی است که در خواب و مرگ برای انسان پیش میآید. موفق باشید
با سلام و احترام: با توجه به این که خداوند نظام عالم را علی و معلولی آفریده است. جایگاه دعا در این نظام چیست؟ و این که اگر دعا را به عنوان یکی از علت ها به حساب بیاوریم، این عامل گاهی نتیجه بخش و گاهی ظاهراً بی نتیجه است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دعا و تقوا در جای خود بسی نقشآفرینند ولی نه آنکه دیگر عوامل از تأثیر خارج شوند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: دوستان عزیزمان بحث هایی می کنند تحت عنوان تمایلات انسان و معتقدند انسان دارای دو گونه تمایل هستند تمایلات برتر تمایلات کمتر. تمایلات برتر مثل اطاعت از خدا توجه به وجدان و.... تمایلات کمتر مثل میل به گناه و.. و معتقدند در هر صورت انسان داره با تمایلات خودش مبارزه می کنه! گاهی با تمایلات برتر مبارزه می کنه تا بتونه بره سراغ تمایلات کمتر و گاهی با تمایلات کمتر مبارزه می کنه تا بتونه بره سراغ تمایلات برتر. استاد عزیز این صحبت ها تا چه اندازه صحیح است؟ آیا می توان گفت رفتن به سمت اطلاعت خدا و محبت خدا و پرهیز از گناهان یک میل است؟ یا یک نیاز است؟ یا بهتر بگم انسان جز خدا نمی خواهد! آنهم نه به میل بلکه به نیاز و فقر و تعلق و به مأوا و... آیا میل از هوای نفس سرچشمه نمی گیرد؟! آیا جواب به هوای نفس ولو برای اطاعت از خدا نوعی دوری از خدا نیست؟! آیا میدان دادن به هوای نفس نیست؟ یا اینکه گناهان را میل کمتر معرفی کنیم، به عبارتی قبح زدایی از گناه نیست؟! آیا میشه گفت واقعا انسان ها میل به گناه دارند؟ انسان میل به گناه داره یا اینکه انسان ذاتاً فریب میخوره و گرفتار گناه میشه و اساسا گرایشی به گناه نداره، بلکه این هوای نفس و شیطان است که برای انسان تمایلی به گناه ایجاد می کنن. ممنون میشم توضیح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انس با حضرت پروردگار یک نیاز است و در عین حال، جان انسان مایل است که در این انس قرار گیرد و این میل، غیر از هوای نفس است. این همان، گرایش فطری است که در جای خود، خداوند آن را در انسان قرار داده است. بنابراین با انس با خداوند نهتنها نیاز به اطاعت را در خود رشد میدهیم، جواب عالیترین تمایل را که همان نیاز فطریمان میباشد را دادهایم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام خدمت استاد بزرگوار و تشکر فروان: استاد چه طور از انسان های جاهل اعراض کنیم تا خود و خانواده دچار آسیب نشویم؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: با برخوردی وارسته به همان معنایی که خداوند میفرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»؛ عبادالرّحمان كسانى اند كه بر روى زمين متواضعانه قدم مىزنند و چون افراد جاهل آنها را مورد خطاب قرار دهند، در مقابلِ برخورد جاهلانه آنها، برخورد سالم و همراه با سلامت خواهند داشت. موفق باشید
چقدر زیباست که حق را ماورای ابژه و سوبژه ببینیم که همه عوالم را پر کرده و فقط اوست که در صحنه است، هم ابژه و هم سوبژه، نه اوبژه و نه سوبژه! چه حق زیباییست! اما طلب حضور من اینجاست که آیا وحی محمدیِ من عرف نفسه فقد عرف ربه نظرش به سوبژهای که ابژه است شدیدتر نیست تا ابژهای که سوبژه است؟ گویا نفس موضوعیت دارد نفسی که بسیط الحقیقه کل الاشیاء است. یعنی هم ابژه و هم سوبژه ای که از سوبژهی ابژه نما حرارت وجود میگیرد. بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست انگار آغاز پایانی ماست و این دلنشینی و حکایت حب من است به خودم! به خودی که همه حضرات را پر کرده است، کون جامع!
باسمه تعالی: سلام علیکم: امری که به میان آوردهاید توجه به نکات خوبی است البته باز هم به بنیادیترین بنیاد نظر کرد که ان شاءالله مباحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» بتواند پیش آورد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: شما میگویید برای ارتباط با انسانها باید با عالم آنها آشنا شویم و ارتباط برقرار کنیم. اما چگونه؟ وقتی ما اصلا فکر و اعتقادات مشترک نداریم مسلما آرمان و آرزو های مشترک هم نداریم و راه مشترک هم نداریم! آیا باید خودمان را بگذاریم جای آنها و با نگاه آنها دنیا و عقبی را نگاه کنیم و بعد ببینیم چه راهی هست که بشود پلی زد بین دنیای آنها با دنیای ما. درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها عموماً برای خود معنا و تعریفی نزد خود دارند و مطابق آن با «خود» به سر میبرند و با «خود» زندگی میکنند. درکِ آنها مطابق آن نحوه برداشتی که برای خود دارند، همان عالَم آنها است و میتوان با ارتباط و نظر به عالم آنها، با آنها مرتبط بود، مگر انسانهایی که اسیر توهّمات و هوسهای زودگذر خود باشند که به اصطلاح گفته میشود این انسانها بیعالَمند. دین آمده است که به انسانها کمک کند برای خود عالمی داشته باشند آن هم عالمی در راستای توحید الهی. موفق باشید.
با سلام: برداشت من اینست که ما از نظر عرفان در دین چیزی به نام علت و معلول نداریم. اگر این مطلب درست است، در عرفان بجای علت و معلول چه بگوییم؟ اگر امکان دارد لطفاً مختصری توضیح دهید؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. زیرا در مفهوم علت و معلول، دوگانگی است در حالیکه آنچه در صحنه واقعیت حاضر است، تجلیات انوار الهی است. موفق باشید
با سلام: چرا ما زمانی که خطایی میکنیم هراسانیم که دیگران نفهمند. اما از اینکه خدا میداند هراسان نمیشویم؟ به نظر شما مشکل کجاست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با نظر به رحمت الهی و اینکه او بیشتر از مردم ما را درک میکند؛ هراسان نیستیم. وگرنه اگر آن خطا به عنوان تمرّد باشد که سخت باید هراسان بود، هر چند که خداوند بالاخره غفار است. موفق باشید
سلام استاد: مریض بد حال دارم، ممنون اگر دعا بکنید، خراب کردم آقاجان، وقتی ذی القربای من در مضیقه ی مال بود من دلمشغول خریدن و خوردن مارکها و مدرن ها! بودم به خیال خودم، و هیچ خبر از حال خلوتِ خانه آنان نداشتم، وقتی گرفتار غم دنیا بودند و هستند من گرفتار غم آخرت خودم و دنیای آنان نبودم، بلکه من فقط گرفتار غم خودم می خواستم باشم و به کسی جز خودم فکر نمی کردم؛ همین خودی که اینقدر بیچاره و ذلیلم کرده!! از آنطرف خودم باعث غم و مشکل بیشتر آنان هم بودم بعضی وقتها، و اندوه یا مشکلات بزرگی برایشان درست کردم، دلم به کجای دینداری ام خوش باشد دیگر؟ باید اصلا شرم کنم که یا جابر بگویم! شده ام مصداق عینی الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون ان یحسنون صنعا! دیگر چه جای جبرانی؟ واقعا دیگر چه جای جبرانی؟ چه برای من چه برای آنها.. شدم طلبکار اطرافیانم و طلبکار یکسری آدم دیگر؛ از آنطرف به فرموده امام جواد عزت مومن در بی نیازی اش از مردم است... باور کنید اگر حواسم به این کارهای زشتم باشد و در حضورم بماند اینطور کارهایم؛ آنوقت اگر خدا هم باز ببخشد و به بهشتش بخواندم دلم نمی خواهد بروم؛ جهنم بعضی وقتها طعم شیرینی دارد؛ باید نوش جان کرد تا حال آدم سر جایش بیاید. دعا کنید حالا که من کار مفیدی برای اطرافیانم نکردم و آنها هم گرفتارند خدا گرفتاری دنیاشان را رفع کند که دغدغه شان آخرتشان بشود؛ دعا کنید خدا بیشتر و دائما حال مرا بگیرد؛ من جهنملازمم فعلا تا بعد ببینیم چه می شود، خلاصه اینکه خیلی از این بی خبری احوال ذوی الحقوقم شرمنده ام و افسوس که این شرمندگی خانه در جانم ندارد و شرب مدامم نیست؛ گاهی مست توبه می شوم ولی این مستی افسوس که دوام ندارد و مدام نیست، خودم را دارم بازی می دهم و باکم نیست، وای بر من این من اصلا به درک آقاجان؛ برای رفع اندوه اطرافیانم دعا کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله خداوند راهی برای جبران کوتاهیها مقابلتان میگشاید با تواضع و ایثاری که پیشه میکنید. موفق باشید
