سلام استاد گرامی: در رابطه با این روایت از امام صادق چند سوال دارم؟ ۱. چرا حضرت تبدل غیر ارض را با تبدل نام توضیح داده اند به دلیل قرابت و انس ذهنی مخاطب یا دلیل دیگری؟ ۲. اجوف بودن انسان به معنای نیازمندی انسان است یا معنای دیگری دارد؟ ۳. در دنیا بدن تحلیل یا نقصان یا زمینه رشد دارد که با غذا ما یتحلل جبران می شود یا نقصان برطرف می شود یا رشد محقق می شود. غذای قیامتی با بدن قیامتی چنین نسبتی دارد؟ با تشکر از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمیدانم به کدام موضوع اشاره میکنید؟ ۲. به نظر میآید نکته خوبی است از آن جهت که فرمود: «انتم الفقراء الی الله» ۳. در دنیا همان غذاها عامل «بَدَلِ ما یتحلل» است. ولی در قیامت که بدن قیامتی صورت عقاید و اعمال ما میباشد، نیاز به «بَدَلِ ما یتحلل» ندارد. موفق باشید
سلام علیکم و رحمة الله در آدرس: https://lobolmizan.ir/special-post/129?mark=%D8%A7%D9%87%D9%84%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8 فرمودهاید: «ایمان را باید وحی تأیید کند و وَحیِ ناسخ که میفرماید بقیهی کتابهای آسمانی دیگر رسالت هدایت ندارند، قرآن است. پس طبق آیات قرآن، مؤمن در حال حاضر کسی است که به قرآن ایمان آورده باشد و در ماه رمضان روزه بگیرد و رو به قبله نماز بخواند.» و مدح خداوند در آیه ۱۱۳ آل عمران را نیز مختص کسانی دانستهاید که «حالا به اسلام ایمان آوردند، از صالحین هستند.» اما در آدرس: https://lobolmizan.ir/special-post/543?mark=%D8%A7%D9%87%D9%84%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8 در شماره 13 میفرمائید: «قرآن اهل کتاب را به جای دعوت به اسلام، به توحید دعوت میفرماید... و در راستای پذیرش حضور متدینینِ اهل کتاب» به همان آیه ۱۱۳ آل عمران استناد کردهاید. اگر قرآن در نسخ دین اهل کتاب و کفر کسانی که پس از ظهور اسلام بر آن دین ماندهاند به گفته شما در آدرس اول صراحت دارد؛ پس چه معنا دارد که بگوئیم قرآن در راستای پذیرش همان کسانی که متدین به کفر ماندهاند... و یا بگوئیم: قرآن به جای دعوت به اسلام... اصلا مگر توحید بدون اسلام، توحید واقعی است؟ اصلا مگر بعد از اسلام چیزی حق است که خدا بخواهد به آن دعوت کند؟ و اگر چیزی غیر از اسلام حق نیست مگر قرآن به ضلالت دعوت میکند؟ و روشن است که اسلام مرضی کامل تنها اسلام شیعی است. نسبت به این امر هم در سایت شما نکاتی دیدهام که برایم قابل هضم نیست. ممنون میشوم اگر لطف کنید و پاسخ بدهید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است با حوصله و با نظر به تفسیر قیّم «المیزان» همه سوره مبارک آلعمران دنبال شود. به خصوص آنجا که میفرماید: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» و تذکر به این امر که خطاب به اهل کتاب فرمود: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ» و اینکه توحید دارای شدت و ضعف است نسبت به انسانها و شدیدترین توحید از آنِ آخرین دین است. و علامه طباطبایی در این رابطه نکات دقیقی را مطرح فرمودهاند و آیه: «لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ» (آلعمران/۱۱۳) و آیات بعدی آن میتواند در این رابطه افقگشایی کند. موفق باشید
اولیای خدا کتومند و مخزون سرمکنوند، از اشتهار استیحاش دارند و خدایشان ایشان را بین خلق مخفی و حرمت خلق برایشان فرض است تا شهرت، ابراهیم بت شکن نفوسند و آزرهای بت ساز را دشمن و... پس چگونه سلیمانی سری از اسرار است؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر اولیای الهی خودشان برای نمایاندن خود قدمی برنمیدارند، ولی خداوند خودش هر آن کس را که خواست، بر دیگران نمایان میکند و ما این سنت الهی را در شهید حاج قاسم سلیمانی ملاحظه کردیم که چگونه دلها متوجه ابعاد ناشناخته آن شهید بزرگوار شد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: استاد من خیلی از دست همکارانم رنجیده خاطر میشوم، بخاطر حقه بازی هایی که در حین کار انجام میدهند، من هم نمیتونم سکوت کنم و از حق بگذرم و باهاشون برخورد میکنم، و این برخورد باعث میشود تا چند روز فکر و ذهنم درگیر اون مسئله باشه، و آدمی هستم تا ثابت نکنم ول کن نیستم، هرکاری هم میکنم بحث و جدل را کنار بگذارم به خودم میگم که نه در قیامت مظلوم هم مانند ظالم مؤاخذه میشود که چرا از حقش دفاع نکرده است، حیف این دل نیست درگیر مسائلی باشد که ما را از یاد خدا ببرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکرِ مشفقانه به رفقا دادن کار خوبی است در آن حدّ که به خود آیند، ولی دنبالکردن آنها نیاز نیست. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده گرانقدر: برای کسانی که می گویند خدا را قبول داریم اما دین و شریعت را قبول نداریم مطالعه چه کتابی از آثار خود را پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چه نیازی به نبی» متذکر این امر است که برای انس با پروردگار، راهی را انبیای الهی مقابل ما گشوده اند که همان شریعت الهی می باشد. موفق باشید
با سلام: آیا الله ذاتی صمد است یا الله وصفی؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: او در احدیت خود، در ذات خود مستغرق است و امثال صمدبودن برای او، وصفی است که ذاتاً در او میتوان یافت، برعکسِ خالقیت یا رزّاقیت که اوصافی است که در نسبت با مخلوق در او مییابیم. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: در جلسه راز طلوع بشر جدید، فرمودید برای شناخت نبی باید به فهم تاریخی برسیم. ممکن است لطف بفرمایید و منظور خود را از فهم تاریخی و نسبت آن با شناخت نبی را بیان نمایید؟ همچنین در نسبت با آیه ۴۶ سوره حج که مطرح فرمودید، چگونه منکر نبوت با نظر به سرگذشت ملت های نابود شده صاحب قلبی میشود که با آن تعقل کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد بیشتر با دنبالکردن مباحث برایتان روشن میشود. زیرا مانند نور است که باید با حساسیت نسبت به آن، آن را احساس کرد نه آنکه بتوانید چیزی بیاموزیم تا برایمان معلوم شود بلکه در مسیر تذکراتی که مباحث پیش میآورد، آرامآرام متوجه حضوری اینچنینی در تاریخ خواهیم شد. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: اواخر حسی دارم نمیتوانم بفهمم و شرحش دهم و نمی دانم چقدر بهش اصالت بدم، نمی دانم دقیقا کی شروع شد. شاید این جمله را به خودم نزدیک می بینم، که «جز این نمی توانم باشم». نمیدانم چیست چه حالی است. کم خوردن و کم حرف زدن برایم سخت بود ولی الان زیادیش برایم ملال آور است و نمی توانم پرخور و حرف باشم. شاغلم، منزلی دارم، خانواده دارم. احساس می کنم که تعریف کلی من شده تاریخ و مذهب و فرهنگ و سیاست و جز این نمیتوان باشم و در فضای غیر این دست خودم نیست در فشار روحی هستم. بعد از چندین سال که به مسافرت رفتم فقط جایی که تاریخی و مذهبی است را می توانم در آن نفس بکشم. به اصفهان برای دیدار شما آمدم در آن چند روز انتخابم تخت فولاد بود و... اتفاقی به گلستان شهدا رسیدم سرمزار حاج حسین خرازی و چه وابستگی عجیبی پیدا کردم. استاد من از شهید شاید فقط نوشتن اسمش رو بلد بودم اما الان احساس می کنم که جز در فضای زندگی آنها روحم در فشار سختی است. دست خودم نیست جز این نمی توانم باشم. فقط در سر مزارها و قبرستان احساس آرامش می کنم. و داستان های دیگری که شاید فقط شما بفهمید. از شغل روزمره ام و سبک زندگی ام ناراحتم احساس می کنم در درونم عربده ای دارم که باید بر سر خودم و اطرافیانم که گرفتار مکر لیل و نهاریم بکشم. ببخشید مزاحم شدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید جهان خود را جهانی قرار داد بسی گستردهتر از جهانی که انسانهای دنیازده گرفتار آن هستند و حال با حضور در آن جهان به حکم «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ» میتوان در این جهان هم حاضر شد و با مردم حشر و نشر داشت ولی در نسبت با آن جهان، به همان معنایی که جناب مولوی در وصف پیامبر خدا دارد: «این یکی نقشش نشسته در جهان / وآن دگر نقشش چو مه در آسمان» موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: در قسمتی از صوت ضبط شده در تشریح حدیث یابن جندب فرمودید که حتی اگر نماز جماعت هم آنگونه که باید نبود با ذکر این مثال که مثلاً امام جماعت بیش از حد تند بخواند فایده چندانی ندارد. با توجه به اینکه از نظر سکوت و تمرکز ذهنی شاید نماز فرادی از جماعت بهتر باشد و اگر چنین چیزی اولویت قرار گیرد که بعضاً هم در بعضی افراد دیده شده آیا باعث نمی شود که کلا نماز جماعت مطرود شود؟ در واقع بنده تا کنون فکر میکردم که از هر نظر نماز جماعت اولویت دارد. ولی این گفته شما را درک نکردم. بعضی اوقات هم راجع به نماز اول وقت مطرح می شود که مثلاً لباسم کثیف است یا بدنم عرق کرده و یا گرسنه ام و خسته ام و نماز به بعد موکول می شود. من پیش از این اصرار داشتم که به هر نحوی نماز اول وقت ارجح است. لطفاً اگر اشتباهی در فکر بنده است اصلاح کنید و یا مرجعی برای بررسی آن معرفی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه فضیلت نماز جماعت بسیار زیاد است و برکات خاص خود را دارد، حرفی نیست و نباید به بهانه های جزیی خود را منصرف کرد. ولی رخصتهایی که به ما داده اند را نیز نباید فراموش کرد. به هر حال، علاوه بر اینکه باید شرایط جسمی ما، شرایط نسبتاً قبولی باشد، شرایط روحی نیز مهم است. بالاخره اگر شرایط جماعت آنچنان تقلیل یافته است که بیشتر حرکاتی است بدون هرگونه حضور، که بنده بسیار کم دیده ام در مساجد خودمان؛ معلوم است که آن جماعت آن فضائل مورد نظر را ندارد. ولی نباید با وسوسه های شیطانی با اندک بهانه ای خود را از فضیلت نماز جماعت محروم کرد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: از جناب میثم تمار نقل شده: «شبی از شبها مولای من امیرالمؤمنین علی (ع) با من به بیرون از کوفه آمد و در مسجدی که آنجا بود چهار رکعت نماز گزارد، بعد از سلام نماز و گفتن تسبیح عرضه داشت: خدایا! چگونه تو را بخوانم با آنکه نافرمانی تو را کردهام، و چگونه تو را نخوانم بعد از آنکه تو را شناخته و محبت تو در دلم جای گرفته است. دستی را به طرف تو دراز کردم که از گناه پُر است و چشمی که امیدوار (به بخشش و کرم) تو است... (دعایی طولانی کرد) سپس صدا را آهسته نمود و سر بر خاک نهاده سجده کرد و یکصد مرتبه گفت: العفو، العفو، آنگاه برخاست و بیرون رفت، من به دنبال حضرت به صحرا رفتم، حضرت خطّی برایم کشید و فرمود: مبادا از این خط بگذری! آنگاه خودش تنها رفت، شب تاریکی بود با خودم گفتم: تو مولای خود را رها کردی با آنکه او دشمنان بسیار دارد، در پیشگاه الهی و نزد پیامبر او چه عذری خواهی داشت، به خدا که دنبالش خواهم رفت و مراقب او خواهم بود، گرچه از فرمان او سرپیچی کنم. به همین جهت، دنبال حضرت حرکت کردم، مقداری که آمدم دیدم حضرت سر را تا نصف بدن درون چاهی فرو برده و با چاه سخن میگوید و چاه نیز با حضرت سخن میگوید، که ناگاه حضرت متوجّه من شده فرمود: کیستی؟ گفتم: میثم. فرمود: آیا نگفتم از آن خط عبور نکنی؟ عرض کردم: ای مولای من! از دشمنان بر شما ترسیدم دلم آرام نگرفت فرمود: آیا از حرفهای من چیزی شنیدی؟ عرض کردم: نه، فرمود: ای میثم! در سینه عقدههایی است که وقتی سینهام از آن تنگ میشود با دست زمین را گود میکنم و اسرار خود را برای آن بازگو میکنم...» ۱. پرسش اول حقیر این است که از نظر حضرتعالی راز سر در چاه فرو بردن مولای متقیان سلام الله علیه چه بوده؟ ۲. پرسش دوم: با توجه به قسمت آخر همین روایت و روایت دیگری که از امام باقر سلام الله علیه نقل شده است که خطاب به یکی از پیروانشان نیز توصیه کردند که «هرگاه دلت به تنگ آمد، چالهای کنده و راز خود را درون آن بازگو کن»؛ آیا برای امثال ما هم در شرایط دلتنگی اگر چنین عملی انجام دهیم مفید است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. راز، همیشه راز است. آری! آنقدر هست که میفهمیم خبرهایی ناگفته در پیش است و اولیای الهی متوجه آن حضوری هستند که نهایت حضورها است. در این مورد عرایضی در جلسه ۲۶ «انقلاب اسلامی، وارستگی و انتظار» https://eitaa.com/matalebevijeh/15069 شد ۲. ظاهراً امروز آن چاهی که اولیای الهی در آن نجوا میکردند، گوشهایی شده که اتفاقاً ماورای سخنانی بس بلند و فاخر هستند. اینجا است که رهبر معظم انقلاب به حلقه های میانی و جهاد تبیین امید بستند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد عزیز: استاد عزیز طبق آیه ۲۲ مجادله خداوند فرمودند در مورد کسانی که خداوند در دلهایشان نور ایمان قرار داده و به روحی از جانب خودش هدایت میکند، این همان بصیرت و نگاه جدید و نور ایمان، آیا به تلاشی مضاعف برای درایت هم نیاز دارد؟ چه طور به درایت باید رسید؟ یا همین که عجول نباشد انسان و نگاه اش را تغییر دهد با نور ایمان همه چیز را درک میکند و قلبش الهام میشه؟ چطور باید منزل طی کند از این طریق؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه نور ایمان شدت یابد، انسان متوجه فاصله خود با آنهایی میشود که با خدا و رسول خدا دشمنی میکنند، هرچند از آشنایانش باشند. این انسان است که به لطف الهی در جان خود منوّر به ایمان شده... بنابراین باید مرز خود را با دشمنان خدا معلوم کنیم و در این راستا است که نور ایمان رشد میکند. موفق باشید
با سلام: همان گونه که عالم عقل اثبات میکند یک چیز نمیتواند هم باشد و هم نباشد. اما ما در عالم خیال یک شی هم هست و هم نیست. آیا میشود عالم خیال به عنوان یک منبع معرفت نگاه کرد که در آن یک شی هم هست و هم نیست. آیا درست است که ابن عربی به عالم خیال طبق سخنان بالا به عنوان منبع معرفت نگاه میکند؟ و آیا وحدت شخصی وجود بر اساس همین عالم خیال بیان شده که تناقص در آن صحیح است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در وحدت شخصیه وجود، ما با «وجود» به عنوان مطلق نظر داریم و ظهور وجود با جلوات مختلف. پس در واقع آنچه در صحنه است «وجود» است در ظهورات مختلف. و از این جهت تناقض پیش نمیآید. زیرا مثلاً نمیگوییم این گل، هم وجود است و هم لا وجود؛ بلکه میگوییم وجود است در آینه امکان گل. موفق باشید
با سلام: قرآن میفرماید: «و الله اسماء الحسنی» (خدا دارای اسمای حسنی است پس خدا را به آن نامها بخوانید) شما در شرح سوره حمد امام خمینی فرمودید که الله اسم است. در حالیکه این آیه میگوید برای الله اسمهای نیکو است. نتیجه این که الله در اینجا ذات است نه اسم. لطفاً توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در فراز «بسم الله الرّحمن الرّحیم» خودِ قرآن «الله» را به عنوان اسم مطرح کرده و حضرت امام بر همین مبنا بحث اسمبودنِ «الله» را به میان آوردند. آری! «الله» به عنوان اسمی که جامع جمیع صفات و اسماء است اینجا مدّ نظر است و در آیه سوره اعراف بحث در الله است به جلوه های مختلف اسماء. موفق باشید
با سلام: با توجه به سوال ۳۵۶۲۲ که فرمودید: تفسیر سوره واقعه را بصورت انفسی انجام داده اید، می خواستم بدانم سایر تفاسیری که از قرآن انجام داده آید و روی سایت لب المیزان (همین سایت) موجود است، آنها هم بصورت انفسی است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اکثراً سورهها بر مبنای نظر المیزان بحث شده است مگر سورههای معدودی که البته در دل بحث، نسبت به موضوع تذکر داده میشود. موفق باشید
سلام استاد گرامی: بنده احساس میکنم که نمازهایم قبول نیست، زیرا اگر قبول بود من رو از زشتیها باز میداشت، در حالی که یه مدت هست شدم فردی بسیار عصبانی، پرخاشگر، بد اخلاق،بد عنق و... دارای رذیلت های زشت اخلاقی بسیار شدم، تمامی افرادی که منتظر دیدار من بودند، الان ازم متنفر شدند حتی زن و فرزندان خودم. و من این حس دورکشی رو کامل احساس میکنم. الان به هیچ عنوان ناامید نیستم از زندگی ولی هرکاری میکنم درست نمیشم. با این اوصافی که در من ایجاد شده از آخرتم بیشتر میترسم چون اگر عمل صالحی هم داشته باشم پوچ شده. لطفاً راهکاری به من نشان دهید که از همه نظر درست بشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس بالاخره باید به فکر این باشید که نماز بخوانید و برای خواندن نماز، مقدمات توحیدی و روحی آن را با رجوع به شرح حدیث «جنود عقل و جهل » که حضرت امام خمینی تدوین کردهاند فراهم نمایید. موفق باشید
با سلام: استاد عزیز متاسفانه با تهدید چند نفر افراطی و خوارج زمان حضرتعالی از ارایه پرسش های انتقادی و پاسخ به آن ها پرهیز فرمودین. ننگ و نفرین برای صاحبان تفکر تهدید و ارعاب بادکه حتی استاد اخلاق را هم میترسانند با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! اینطور نیست. بعضاً این سؤال کاربران است که با توهین به افراد و شخصیتها همراه میباشد و از این جهت و به حکم خودداری از تشییع فحشاء، نباید در معرض دید عموم قرار گیرد و یا جهت عبور از جدال، از جوابگویی به آن نوع مطالب، خود را معذور میداریم. موفق باشید
با سلام: آیا انسان با سلام کردن به دیگران مظهر اسم سلام خدا میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و البته بستگی به نیت و حضور ما دارد. موفق باشید
با سلام: چگونه با دیدن یک گل زیبا، جمال خدا را شهود کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکات، پرسیدنی نیست. با مقدمات لازم إن شاءالله پیش میآید. اتفاقاً با پرسیدنِ این نوع احوالات، عملاً انسان از ساحتِ نظر به ساحت فهم عدول میکند و اینجا است که جناب مولوی میفرماید:
چون نپرسی زودتر کشفت شود ** مرغ صبر از جمله پرانتر بود
ور بپرسی دیرتر حاصل شود ** سهل از بی صبریت مشکل شود
موفق باشید
با سلام و ادب: استاد اگر اسامی دنبال ظرف خود هستند تا ظاهر شوند، پس مریض که اینقدر دنبال شفا می گردد چرا بعضی وقتها نمی رسد به شفا یا دیر می رسد؟ یا یک جور دیگه بگم: مریض چی شد که اسم حی را از دست داد و به ضعف افتاد؟ حالا چکار کند دوباره برگرده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید جان طالب، ظرفیت لازم را جهت تجلیات انوار اسماء داشته باشد. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: ۱. من به دنبال جمعی از شاگردان شما استاد عزیز در شهر خودم میگردم (خرم آباد) در صورت امکان و وجود این چنین جمعی، ممنون میشوم اگر مرا راهنمایی بفرمایید. ۲. فرمودید در ارتباط با خلق از حکمت سخن بگوییم و به آیه قران که متذکر یتیمی پیامبر بود اشاره نمودید، از کجا بفهمیم کسی واقعا طالب آن است یا قصد دیگری دارد و شک را از خود دور کنیم یا زیاد و کم صحبت هایمان را چطور تنظیم کنیم؟ ۳. سرعت لازم برای اعتماد کردن به دیگران را چگونه باید ارزیابی و تنظیم کنیم؟ زود اعتماد کردن به دیگران و شبیه زمان تنهایی خود دیدن مفید است؟ اگر نه باید چه کنیم برای به تعادل رساندن این خصیصه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کسی از عزیزان را به طور مشخص در منطقهای که جنابعالی تشریف دارید، نمیشناسم. ۲ و ۳. عمده وظیفه ما آن است که با خوشبینی و از سرِ دلسوزی با افراد روبرو شویم، مگر آنکه حرکات و گفتار آنها طوری باشد که دیگر نتوان در اصلاح آنها امیدوار بود. موفق باشید
سلام علیکم: بنده حقیر لازم میدونم که توضیحاتی از خودم بنویسم. اینجانب سطح سوادم در حد نزدیک دیپلم سال ۱۳۷۱ میباشد. و تا این ساعت هم کتابی مطالعه نکردم. از احکام دین هم در حد نیاز مطلع هستم. حال سوالی پرسیدم مبنی بر اینکه چرا به گناه کبیره میگویند گناه کبیره؟ و با تشکر از شما جواب دریافت نمودم. حاج آقا با توجه به توضیحات فوق که نوشتم ببینید این تعریف که به طور ضمیری در وجود من آمده صحیح هست یا غلط. گناه کبیره به گناهی گفته میشود که بیش از دو نفر در معرض خسارت قرار میگیرند و درنتیجه نابودی جامعه بشریت. گناه ضغیره یک نفر در معرض خسارت قرار میگیرد و درنتیجه نابودی جامعه بشریت. حال ببینید صحیح هست یا غلط. در ضمن یه سری صحبتهایی دیگه هم دارم که بایستی به صورت حضوری بیان کنم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با کبیره بودن گناه باید به انقطاع بین انسان و خدا فکر کرد. در حالی که صغیره بودن گناه در شرایط غلبۀ شهوت و غضب پیش میآید بدون آن انقطاع. موفق باشید
سلام استاد: گاهی انسان دچار سردی نسبت به همه چیز میشود و انگیزهای برای اقدام در هیچ چیز ندارد (گویا جذابیت از همه چیز سلب شده و میلی برای حرکت به سوی آن نیست) چون آنچه میخواسته بدست نیاورده (در بند بعد توضیح ذکر شده است)، بنابراین نه دلی برای انجام وظایف حال حاضر از جمله تحصیل، ورزش و ... که عقل حکم میکند لازم است، دارد و نه حواسی برای تمرکز بر روی آن دارد. در این چنین وضعیتی چه باید کرد؟ (چون آنچه در این سن در طلب آن هستم هنوز قسمت نشده و همین ضعف گاهی ابتلا به معصیتی را پدید آورده و باز بخاطر آگاهی از اشتباه تشدید سردی و ناراحتی نیز به وجود می آید)
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال قصۀ زندگی چنین است که در همۀ این میدانها بر بندگیِ خود پایدار باشیم و در دلِ صبر در این بحرانها است که برکات زندگی شکل میگیرد. موفق باشید
سلام علیکم: چند روز قبل سوالی از شما پرسیدم. مبنی بر اینکه یک زیارتی از مرقد امام خمینی (ره) داشتم. که گفتم احساس سنگینی داشتم شما گفتید که من تحت تاثیر جلال قرار گرفتم. حالم بد تر شده است. احساس میکنم به خدا، پیامبر، امامان هیچ اعتقادی ندارم هرچه از برهان صدیقین، معرفت نفس و سایر مطالب در زمینه عرفان، فلسفه و كلام چه از شما و چه دیگران در طی عمرم یاد داشتم، یا ایمانکی داشتم، همه بر باد رفته است. انگار بیدین شدم. مانند گیاهی كه از جا کنده شده ؤ در هوا سرگردان است، میباشم. از این حالت هم تعجب میکنم و هم میترسم. اینجور حالت طبیعی است؟ باید چکار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید به حضور دیگری فکر کرد. در این رابطه خوب است سری به کتاب «ما و بشر جدید و آیندۀ قدسی پیشِ رو»بزنید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/book/1599?mark=%D8%A8%D8%B4%D8%B1%20%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF
سلام استاد: همچنان که نفس هایم میرود و می آید چشمانم به طرف گنبد و بارگاه علی ابن موسی الرضا (ع) خیره شده بود و یادم نمی آید داشتم به چه فکر میکردم تا ناگهان صدایی از اطراف آمد فکر کنم یکی از خادم ها بود که از سر احوالاتش با چشمان پر از اشک شروع کرده بود به فریاد زدن نام آقا. نکته اش اینجاست که بنده از بهم ریختن فضای دلم ناراحت نشدم چون جلوی چشمم ضریح بود و با خودم گفتم در حرم بودنم را عشق است. اما این کار تازه نبود و من تمام نسبتی که در مدرسه سعی کرده ام و سعی میکنم که دنبال کنم به لطف خدا و هم فکری با شما این محقق شده است که بگویم در حرم جمهوری اسلامی هستم. همان طور که گفتید سخنان حضرت آقا با مردم آذربایجان را باید چندین و چند بار گوش کرد و نه تنها که باید گوش کرد بلکه روی آن تعمقی بسیار باید کرد، همین حرفی که آقا گفت تهدید های نرم افزاری دشمن امروز مقابلمان است و اینگونه گفت که اگر دیر بجنبیم دشمن در افکارمان اختلاف ایجاد میکند و در همین رابطه گفتند: « صاحبان دستگاه های تبلیغاتی، صاحبان بیان، صاحبان قلم، اصحاب هنر، اصحاب دانش و آن کسانی که دستگاه های رسمی آموزش و رسانه و هنر و این ها مسئولیت دارند، آحاد جوانان ما که با فضای مجازی ارتباط دارند، این ها بایستی تلاششان را متوجه به این بکنند که ببینن دشمن بر روی چه نقطه ای تکیه میکنه و انگشت میگذاره، از چه راهی میخواهد در ذهن مردم و در افکار مردم عمومی مردم نفوذ کنه، اون راه روببندند در مقابل دشمن بایستند، تولید محتوا کنند تولید فکر و اندیشه کنند صاحبان اندیشه با این کار خودشان، این از کار سخت افزاری، امروز مهم تر است در دفاع سخت افزاری اگر نقصی ایجاد بشود با حرکت نرم افزاری می شود اون نقص رو جبران کرد و اون ضعف رو برطرف کرد که بارها این کار صورت گرفته اما اگر چنانچه در دفاع نرم افزاری مشکل داشته باشیم مشکل رو ابزار های سخت افزاری بر طرف نمی کنند، به این توجه باید کرد.» خب همان طور که در این چند وقت اخیر بنده به شما عرض کرده ام این عادی نیست که دبیران ما در مدرسه نمیتوانند معلم باشند، برای همین ما با معلم نسبتی نداریم و در نهایت کار به گاو داری میکشد و خود کشی برایم آسان تر میشود تا که بخواهم بدون تولید و بدون ماوایی به مدرسه بروم چون خانه ام در حرم جمهوری اسلامی است و نمی توانم ببینم کسانی بیرون از آن دارند بر ضدش نقشه میکشند، خب وقتی که آقا میگویند: «عصبانیت مستکبرین عالم و مستعمرین عالم و عناصر پلیدی که زیر نام های خوب دارند جنایت میکنند، عصبانیت این ها از جمهوری اسلامی بخاطر همین است که جمهوری اسلامی توانسته است بماند و توانسته است بایستد و توانسته است مشت محکم خود را به این ها نشان دهد.» بنده همچون ذغال نیمه افروخته به اصطلاح بر افروخته میشوم و در شاهراه نابودی اسرائیل حاضر میشوم. خب این مسئله فانتزی شدن مدرسه یکی از بزرگ ترین دغدغه ها بوده و هست، در همین جا نباید فکر کرد که مانند پزشکی و مهندسی ما که برگرفته از غرب است متاسفانه آموزش ما که یعنی همان فرهنگ و تمدن ماست دارد مسخّر غرب میشود. چه باید کرد؟ آری! باید هرچه بیشتر خود را در حرم جمهوری اسلامی حاضر کنیم که ارزش این امر بیش از این هاست، و باید همان نسبتی که با حرم داریم، داشته باشیم تا اصلا مشکلی در دفاع نرم افزاری مان بوجود نیاید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه باید در این موارد مدّ نظر باشد، حضور در همین موقعیتهایی است که ما به نحو طبیعی در آن قرار داریم و باید حتی آنچه که به نظرمان میآید چندان لازم نیست حال که به طور طبیعی در آن قرار گرفتهایم، بدانیم چه چیزی دقیقاً در آن نهفته است و چرا مسئولین امر که عموماً افرادِ فکر و فرهنگ هستند چنین سرفصلهایی را قرار دادهاند تا اگر انتقادی داشتیم، دلیل انتقاد خود را نیز داشته باشیم. آنچه معلمان متعهد اظهار میدارند، بیشتر مربوط به حجم مطالب کتابها است که دانشآموزان فرصت فهم این حجم از مطالب برایشان مقدور نیست و معلم و شاگرد مجبورند به طور سطحی از مطالب عبور کنند. موفق باشید
جناب استاد: این ویدئو را از این کودک فلسطینی ببینید فکر میکنم به دردتان میخورد و شما را در این عشق متحیر میکند. کلامی که در حضور به زبان ایشان جاری میشود سخن صدق ایست که نمیتوان آنرا نادیده گرفت. تفصیل حقیقتی که اجمالا رخ داده زیباییهای را برایمان در چنته دارد که عاشق دیدنشانیم. https://uploadkon.ir/uploads/d34908_25SnapClip-App-AQOXwnHBJ-erxeLME2BERPipv9nIRq6KYjlbYpu8yZZ0fx1soP5EoJB54p7cgevgrEXvrFWd-j8KYHSDChByywQceo2lftvt3wVfd0U.mp4
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که جهان با همۀ سختیهایش یک راه بیشتر برای بشریت راهِ حقیقت و عبور از مشکلات و حتی به هیچگرفتن مشکلات نمانده است و آن، نظر به شریعتی است که ما را در آینۀ اولیای الهی به سوی خدا که همۀ حقیقت و مقصد است، رهنمون میباشد. موفق باشید
