بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
36749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: پزشکان توصیه به خوردن حداقل ۸ لیوان آب در روز دارند. اما طب سنتی به نظر می رسد خوردن آب هنگام تشنگی توصیه می کند. بهرحال کدام روش درست هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید هرکس به طبیعت خود نظر کند تا هرگاه نیاز به آب داشت، خودِ طبیعت انسان از آن خبر می‌دهد همان‌طور که طبیعت هرکسی بیماری خود را اعلام می‌کند و این غیر از آن است که بگردیم ببینیم نکند بیمار باشیم!! موفق باشید

36692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب محضر استاد محترم: خواهشمندم مراد این بیت از حضرت حافظ رو بیان بفرمایید هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی / کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هنگام تنگدستی آنچه پیش می‌آید افق حضور در عالم بیکرانه وجود است و مست آن حضورشدن. موفق باشید

36653

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باعرض سلام و وقت بخیر: استاد در کتاب جایگاه رزق انسان، دو نوع رزقی که گفته شده در اوایل کتاب اینطور برداشت میشه که اون رزقی که ما به دنبالش هستیم رو حتی اگر تلاش کنیم هم بهش نمی‌رسیم چون مال ما نیست و نوع دوم رزق یعنی اون رزقی که اون به دنبال ماست رو حتما بهش می‌رسیم حالا چه حریص باشیم چه نباشیم فرقی نداره به رزقی که ما دنبالشیم نمی‌رسیم و به رزقی که اون دنبالمونه حتما می‌رسیم. ولی در آخر کتاب با توجه به حدیثی که از امام رضا اومده فرموندند که آن رزقی که تو به دنبالش هستی رو از راه حلال دنبال کن که حلال هست. انگار یک تاییدی بهش دارند درحالی که در اوایل کتاب انگار کار بیهوده ای است دنبال آن رزق رفتن چون رزقی که مال ما باشه می‌رسه بقیش فقط زحمت اضافیه این دو مورد رو میشه تبیین بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رزقی که بنا است به ما برسد به هر صورت می‌رسد. ولی اگر در مسیر توحید نباشیم آن رزق به صورت حرام به ما خواهد رسید. موفق باشید

36519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: استاد فکر می کنم در بخشی از سوره حضرت یوسف (ع) بود که فرمودید اینکه گفتند «تو همان یوسفی» با «یوسف تویی» فرق دارد لطف می کنید فرق این دو را کوتاه بفرمایید. پیدا کردن صوت برام سخت بود. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جمله «تو یوسفی» ابتدا نظر به وجود جناب حضرت یوسف «علیه‌السلام» در میان است و پیرو آن به ماهیت آن حضرت. و در جمله «یوسف تویی» قضیه بر عکس است. و در این رابطه در بحث «اصالت وجود»، انسان، ابتدا وجود را از هر ماهیتی مدّ نظر دارد. موفق باشید

36452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ارادت: چندیست که با دو نفر از دوستان روحانی‌ام مباحثی از جنس مباحث مطروحه شما را در میان می گذاریم و به گفتگو می نشینیم. در باب مباحث شما تقریبا ده سالی هست که گاهی گفت وگوهایی می کنیم. حال در مورد این که چه نیازی است که رجوعی به متفکرین غربی داشته باشیم و به غرب فکر کنیم زبان گنگی دارم. می‌خواستم خواهش کنم اگر جزوه‌ای یا صوتی هست معرفی بفرمایید. دوستان روحانی ام نهایتا می گویند غرب را باید بدانیم برای این که دچار شبهه نشویم و من می‌گویم مسئله چیز دیگریست اما بیان تبیین آن را ندارم. ممنون از کمک تون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است اولاً: سری به جزوه «سفر به سرزمین‌های بیگانه و بازگشت به خانه» https://lobolmizan.ir/leaflet/1060?mark=%D8%A8%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87 بزنید و ثانیاً: عرایضی تحت عنوان «نظر به ظرفیت‌های بشرِ جدید و راه معنابخشی به آن ظرفیت‌ها»   https://eitaa.com/matalebevijeh/14779شده است. موفق باشید

36328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد ارجمند سوالی داشتم در مورد اجنه، اینکه آیا صرف روشن کردن عود در خانه ایی اجنه جمع می شوند؟ مثلا اگر همسایه ما روشن کند به ما هم مرتبط می شود؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً چنین نیست. اساساً ما نباید ذهن خود را مشغول چنین خطوراتی بنماییم، در حالی‌که ساحت اجنه، ساحت دیگری است و ربطی به ساحت ما ندارد. موفق باشید

36265
متن پرسش

با عرض سلام و ادب: متنی نوشته بودم می‌خواستم نظر جنابعالی را بدانم: صبر و امید و داستان کدام اولویت دارد کدامین است که آدمی را دگر ها نیز دهد صبر و امید هر دو با هم اند اگر امیدی به ... نداشته باشی معلوم و عریان است سودای صبر داشتن کار آدمی را خراب می‌کند و از کوره در رفتن را بر قرار ترجیح خواهد داد و همانگونه اگر صبر نداشته باشی معلوم است هر امیدی سرانجامی جز ناامیدی ندارد نگاه دگر : شاید دچار بی امیدی شدیم بی امید نه ناامید ناامید آن است که خسته شده از امید داشتن مانند آنکس که به هر دری زده، نادم او را پس زده اند اما بی امید آن است که امید برایش مفهوم ندارد این را می‌توان در بزرگتر ها دید اما جوانان معمولا امید دارند خودم هم نمی‌فهمم درست این موضوع را اما شاید باید امید را و در پی آن صبر را در همان سومی جویا بود همان داستان همان قصه همان که با آن معنا پیدا می‌کنیم و حس می‌کنیم که در آن‌ جایی داریم و می‌توانیم معنا پیدا کنیم تا بتوانیم با آن داستان خودمان را ماندگار کنیم و حس بودن را به دیگران هدیه ورزیم داستان که داشته باشیم راهی و دری گویا که گشوده شده باشد هر چند کوچک و نامعلوم و تاریک باشد اما امید را زنده می‌کند و مگر امید آن نیست که باشی و شور و سعادت و تندرستی و اطمینان خاطر داشته باشی و مگر صبر برای همچین امیدی زیبا نیست و دلنشین و چه انتظاری زیبا تر از انتظار فهم عشق و مگر فهم عشق همان فهم بودن در زیر سایه حق تعالی نیست و مگر تمام اینها همان سومی (دا ستان) نیست پس بگرد تا بگردیم دور گردان تا شود پیدا داستان عشقمان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر باشید که وقتی افقی از نور حقیقت در مقابل ما گشوده شد که حکایت از حضوری است پس‌فردایی؛ آزاد از تنگناهای امروزین، حال مائیم و آن حضور توحیدی نسبت به آینده‌ای که حتماً معنابخش است. در این‌جا است که «امید» طلوع می‌کند و ما را به صبر و انتظار می‌‌خواند و داستان، آری! داستان، تذکر به بودنی است که در آن بودن، نظر به تجربه‌ای می‌باشد که در افق توحیدی و حضور در امید و صبر، ره صدساله یک شبه طی شده است و این همان «احسن القصص» هر زمانه‌ای است. موفق باشید      

36232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نمی دانم درست می بینم یا نه. آینده همین حالاست، همه ی زندگی همه اش یکجا همین حالا هست مثل یک بوم نقاشی منتها ما نمی توانیم همه را با هم ببینیم و هر بار نظرمان به یک صحنه می افتد؛ و گمان می کنیم که حالایی داریم و آینده ای؛ در حالیکه حالا و آینده و گذشته مربوط به بدن است و ما فقط ماییم، به قول جناب علامه هستیم که هستیم. البته ایشان می فرمایند :ما ابدیت در پیش داریم؛ هستیم که هستیم» ولی گویا منظورشان این است که ما با ابدیت مواجهیم؛ نه اینکه بعداً ابدیتی باشد؛ ابدیت همین الآن هست منتها ما بی خبریم، ابدیت گویی یعنی همه اش خدا شدن نه اینکه تا همیشه ماندن، تا خدا راه زیادی نیست؛ بلکه اصلاً راهی نیست؛ قرار نیست برویم؛ قرار است بشویم، هرچه هست خداست و ما هم گویی خداهای بی خبریم که از اصلمان غافلیم یا خودمان را از اصل انداخته ایم، شاید بگویید کافر شده ام و از جهنم بترسانیدم؛ جهنم آیا جز خودم است وقتی که بی شرمی و زشتی می کنم؟ جهنم ولی چقدر پر تنفّر است و چقدر حسرت دارد، ولی چه آسان می شود جهنم خود را بهشت کرد؛ کاش فقط همت باشد؛ آری بهشت کردن همت می خواهد؛ چمران می خواهد؛ و چمرانی نگاه کردن! من ولی به شدت از مردن می ترسم؛ وحشت بسیار سنگینی می گیردم از مردن؛ دعا کنید هرگز نمیرم؛ من دلم خدا شدن می خواهد؛ خدا شدن که عیبی ندارد؛ همه ی اهل جهاد خدا می شوند؛ معبود شدن مذموم است؛ دعا کنید ‌که من هرگز نمیرم؛ من دلم می خواهد از چشمه ی شهادت بنوشم؛ حتی به قدر جرعه ای؛ از دست خدا؛ از دست خود خود خودش؛ از آب حیات...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هم اکنون در ذات خود حضوری بیکرانه و ابدی هستیم و هر اندازه نسبت خود را با توحید الهی بیشتر کنیم از طریق عبودیت، این بیکرانگی را نسبت با خدا روشن و روشن‌تر احساس می‌کنیم. موفق باشید

36143

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در قضیه خلقت آدم، خداوند با فرشتگان و ابلیس حرف زد. قرآن طوری از این ماجرا سخن می‌گوید که انگار با یک آدم حرف می‌زند. استاد اگر ممکن است در این باره توضیحی بدهید. با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» در این مورد شده است. آری! تکلّم در این‌جا به معنی گزارش از نحوه تکوینیِ فرشتگان است و نه آن‌که مکالمه‌ای از جنس مکالمه انسان‌ها در میان باشد. به یک معنا همان‌طور که ابن عربی متذکر می‌شود شبیه گفتگوی انسان است با خودش. موفق باشید

36068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: من گرفتار ۵ تا گناه شدم که این گناهان طوری هست که من ۲۰ سال تا ۳۰ سال با آنها خوی گرفتم و طوری هم شده با آنها حالت اعتیاد به گناه کردن دارم حالا نمی‌توانم آنها را ترک کنم یعنی من با محاسبه و مراقبه هم توانستم مدت معدودی آنها را ترک کنم ولی دوباره آمدم خونه اولم ۱. فحش و دشنام دادن ۲. غیبت ۳. تهمت ۴. استمناء ۵. چشم چرانی ۶. قضا شدن نماز صبح

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با معرفت نفس، جهانی در مقابل انسان گشوده می‌شود که انسان متوجه می‌گردد نقش تخریبیِ گناهانی که شرع مقدس ما را از آن نهی فرموده؛ چه اندازه دقیق است و چه خطراتی در این دنیا و به‌خصوص در آن دنیا برای انسان به بار می‌آورد. موفق باشید

36051

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد حال که فصوص و منازل را به اتمام رسانیده ایم و در جلسه ی پایانی منازل فرمودید خداوند می‌خواهد به یک معنا حس خودش را در مقام احدیت به ما نیز بچشاند .از وقتی این مطلب را دانسته ام شخصیتم عوض شده همسرم می‌گوید جدی شده ام و دیگه شوخی نمی‌کنم. استاد سوال ما این است حال که رویکرد من رسیدن به این مقام است و وجه قلب من به این سمت است ان شاءالله در عوالم بعدی به این منزل می‌رسم؟ شاید در دنیا نتوانم و کوتاهی هایی از من سر بزند ولی در عوالم بعدی بالاخره پس از گذراندن عذابها و مقام های لازمه در پایان به این توفیق موفق می‌شوم؟ خدا حفظتان کند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله مورد رحمت الهی قرار می‌گیرید. عرایضی در شنبه آینده در رابطه با سوره قدر خواهد شد، امید است که راه‌گشا باشد. موفق باشید

35974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: الهی الهی به حق فاطمه ی زهرا سلام علیها و ناله های آن حضرت مسوولین بی کفایت و بی لیاقت که تنها به فکر خود و قدرت و منفعت خودشان هستند و مردم مومن و مسلمان ایران را به این روز سیاه انداختند در جلو چشمان ما خوار و ذلیل بشوند. اگر خدا واقعا وجود دارد و اینها با ناله و ضجه مظلوم اعتقاد دارند که بعید می‌دانم اعتقاد داشته باشند و یا اصلا اینا دروغه آدم جلو بچه و زنش خجالت میشکه با این اوضاع من نمی‌دانم این آقای خامنه ای واقعا به قیامت اعتقاد داره یا نه استاد عزیز؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه خوب است که از زاویه‌ای غیر از زاویه‌ای که دشمنان ما برای ما ترسیم می‌کنند خود را بنگریم. به نظر می‌آید نگاه آقای علی علیزاده که از بیرون ایران به صحنه‌ها می‌نگرد؛ واقع‌بینانه تر باشد.  https://eitaa.com/jedaaltv/1120 موفق باشید

35893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در خصوص حقوق بشر اسلامی خیلی مطلب نوشته شده ولی در هیچ کدام یک طرح اجرایی مانند منشور یا کنوانسیون ها نداریم تنها یک اعلامیه حقوق بشر قاهره نوشته شده. من کتاب «هدف حیات زمینی انسان» را مطالعه کردم بنظرم رسید ریشه تمام نقض حقوق بشر فساد و خونریزی است که ملائکه گفتند و خدا گفته من به انسان علم اسما را یاد دادم. آیا می شود از اسما الهی یک مجموعه تهیه کرد که انسان ها را به سعادت برساند صفات خدا که هر انسان باید داشته باشد مثلا رحمان، رحیم و.... و این مجموعه بشود مبانی اصلی و از دل ان دستورالعمل سعادت واقعی بشر را تبیین کرد؟ در حال حاضر غربی ها بجای حذف کارهای بد و گناهان در راستای حمایت از آن بر آمده اند مثلا برای زنان بدکاره گفته اند کارگران جنسی و حامی آنها هستند. خواهش می کنم روی این موضوی بررسی و راهنمایم کنید اگر ابهامی است تلفنی خدمتتان هستم زیرا محل کارم تهران است البته اصفهانی هستم و هر مدت یک بار اصفهان می آیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید ما در مواجهه با آنچه تحت عنوان حقوق بشر در غرب مطرح شده، باید دستگاه معرفتی خودمان به انسان را دنبال کنیم وگرنه گرفتار معیارهای برساخته آن‌ها می‌شویم و از این لحاظ باید مباحث مطرح شده در رساله حقوق حضرت سجاد «علیه‌السلام» و مباحث اخلاق اسلامی در راستای خلیفۀ اللهی و کرامت انسان به میان آید و در این موقعیت، حرفها داریم. کتاب «کرامت در قرآن» از آیت الله جوادی نکات خوبی را در این رابطه مدّ نظر می‌آورد. موفق باشید

35824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: در جواب سوال شماره ۳۵۷۸۸ فرمودید: «بنا به نظر ملاصدرا، از همان ابتدا روحِ نباتی است که جنین را تدبیر می‌کند ولی آن روح، همچنان شدت می‌یابد تا در چهار ماهگی دارای بالقوگی روحِ انسان می‌شود. و این موارد همه مربوط به روح مادر است.» فرمودید اون روح نباتی مربوط به روح مادرست، از طرف دیگر فرمودید همان روح در چهار ماهگی دارای بالقوگی روح انسان می‌شود، بالاخره روح مادر قبل چهار ماهگی تدبیر می‌کند یا روح نباتی که بعدا در چهار ماهگی بالقوه انسان می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، تا جنین به حکم «و نفخت فیه من روحی» آماده روحِ مناسب خود نشود؛ همواره تحت تأثیر روح مادر، مراحلِ نباتی و حیوانی خود را طی می‌کند. موفق باشید

35684
متن پرسش

با سلام جناب آقای طاهر زاده عزیز: مدتیست مطالب انتقادی و سوال از عملکرد نادرست رهبری در اداره کشور که میبابستی شما به عنوان حامی بی چون و چرای این همه ظلم و بی عدالتی پاسخ بفرمایید عوامل تندرو و افراطی روی سایت شما پخش نمی‌کنند. و بعضا سوالاتی پخش می شود که مثلا کسی خوابی دیده و باید شما تعبیر کنید در صورتی که مساله اصلی جامعه در حال حاضر ظلم و بی عدالتی و ستمیست که از ناحیه حاکمان بر ملت تجمیل می شود نمونه آن: گوشت خریدم از قصابی اومدم بیرون موتوری ازم زد! چند روز پیش هم یک خانم سن بالا توی پیاده رو نشسته بود داد و بیداد و ناله و نفرین میکرد. از رهگذران پرسیدم چی شده؟ گفتند: دو تا پلاستیک گوشت و مرغ را داده به یک پسر که کمکش کند ببرد آن طرف خیابون، طرف تو شلوغی فرار کرده. دو سه روز پیش روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: آمارها نشان می‌دهد که پس از سال‌ ۱۳۹۷ با قله‌زنی نرخ تورم و رشد فقر، میزان دستگیری سارقان نیز در مسیر صعودی قرار گرفته است. این در حالی است که در سال‌های قبل از آن به‌دلیل پایین بودن نرخ تورم و بهتر بودن شرایط اقتصادی، سطح سرقت‌ها نیز کاهش یافته بود. ترک ها ضرب المثلی دارند "گچی هله هارای قرخیلیب" معادل فارسیشو نمیدانم ولی تقریبا معنای "حالا کجاشو دیدی" را دارد. قدیما پشم بز را می چیدند و بعد از ریسیدن، از آن در طناب بافی و چادر سیاه و ... استفاده می کردند. فردی می خواست پشم بزی را بچیند تا اولین قیچی را به پشم بز زد ، بز شروع به داد وفریاد کرد. طرف گفت؛ حالا کجاشو دیدی تازه اول کار است. گچی هله هارای قرخلیب!!! هرچه تورم بالاتر می‌رود نرخ دزدی هم افزایش می‌یابد. هر چه نرخ تورم افزایش یابد نرخ اخلاق و انسانیت کاهش می یابد. اگر مسئولین به دنبال کاهش ناهنجاریهای و آسیب های اجتماعی هستند باید در فکر کنترل فقر و تورم باشند و گرنه جامعه روی آرامش به خود را نخواهد دید!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حال حساب کن اگر تذکرات رهبر معظم انقلاب و رهنمودهای حکیمانه ایشان نبود، چه افرادی بر ما غلبه می کردند و چگونه حتی صدای دادِ محرومان و مصیبت‌زدگان را در گلو خفه می‌نمودند. این‌جا است که باید به آینده امیدوار بود از آن جهت که ما در آغازی هستیم جهت عبور از این تنگناها با خردی بس نورانی.
اگر انقلاب اسلامی فرصتی است تاریخی، باید از خود بپرسیم چه نسبتی  بین عملکرد ما و این فرصت تاریخی هست تا جدّی‌تر از آنچه هستیم باشیم؟
متفکران جهان مدرن مانند ویل دورانت خود را در احساس تاریخی خود جستجو می‌کردند، در آن حدّ که در تلاش‌های خود روز و شب نداشتند. حال مائیم و اتفاقی که از طریق انقلاب اسلامی پیش روی ما قرار گرفته و ما را دعوت می‌کند تا متفکرانه نسبت به آن فکر کنیم، از آن جهت که وظیفه متفکر، درک زمان و توجه به ظرفیت‌های پیش آمده است، در عین توجه به دردهای انباشته قرن‌ها و دهه‌هایی که به ارث برده‌ایم و البته برای عبور از آن‌ها باید روحی دیگر به میان آید، روحی که چراغی باشد برافروخته‌شده از روحِ خلوت‌نشینی به نام حضرت روح‌الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» تا در نتیجه تغییری در بنیان جان انسان‌ها شکل بگیرد  و تاریخ دیگری آغاز شود و آینده دیگری به میان آید، غیر از آینده‌ای که جهان مدرن مدّ نظر انسان‌ها قرار داده بود، آینده‌ای که با آزادی و تفکر محقق می‌شود و انسان‌ها با انتخاب خود متوجه زمان قدسی‌شان در تاریخ باشند، با خودآگاهی به بی‌نظمی‌ها و پریشانی‌ها و پراکنده‌کاری‌هایی که ما را در بر گرفته و در عین حال با حضور در قلمرو تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده می‌توان به خردی رسید که اشاره به آینده دیگری دارد، در عین ایمان و امید.
 موفق باشید

 

35218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در مطالعه کتاب ارزشمند از برهان تا عرفان حضرتعالی هستم در بخش حرکت جوهری «موضوع انتقال تخت ملکه سبأ» اشاره فرمودید با وقوف بر حرکت جوهری، جدید بودن عالم ماده مکشوف می‌شود که خداوند هر لحظه عالم ماده ایجاد می‌فرماید، حال انسانی که در حال تزکیه نفس است با وحدت به مبادی عالم کثرت نزدیک می‌شود و در آن تصرف می‌کند. حال سوال اینست که استقرار در وحدت، _طبق برهان حرکت جوهری _مگر جایی برای حضور کثیر باقی می‌گذارد؟ معلوم است که جنابعالی در بیان این نکته به افق بس بالاتر توجه دارید و به ما نیز نمایان می‌کنید؟ چون وحدت، کثرت باقی نمی‌گذارد! منظور از تصرف همین موضوع است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کثرت‌ها همین اموری می‌باشند که مطابق امکاناتی که در ذات خود دارند؛ به ظهور آیند هرچند واسطه و تعلّقی نسبت به مبانی خود دارند و هر اندازه بتوانیم در مبادیِ آنها حاضر شویم، کثرت‌ها در اختیار ما خواهند بود. موفق باشید

35163

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

کتاب جوان و انتخاب بزرگ برای چه سنی از دانش آموزان مناسب است که مسابقه کتابخوانی برگزار کنیم؟ اگر امکان داره استاد چند سوال در رابطه با این کتاب مطرح کنند تا در مسابقه کتابخوانی استفاده شود. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سنین آخر دبستان و اوایل دبیرستان می‌تواند موثر باشد، إن‌شاءالله. تهیه سوالها به عهده خود عزیزان باید باشد. موفق باشید

35151

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ببخشید در محل کار من کسی هست که مورد آزار او قرار می گیرم. خیلی صبر کردم و چند بار محل کارم را تغییر دادم ولی به صورت اتفاقی یا شاید با طرح و برنامه ایشان، باز کارم به ایشان گره می خورد. خیلی صبر می کنم و چیزی نمی گویم، ولی الآن به مرحله ای رسیدم از نظر شرایط روحی، که امکان ادامه دادن این مسیر برام نیست. می خواستم با اون فرد صحبت کنم و اگه خواست ادامه بده، به کلی از شغلم انصراف بدم. زن و بچه ام نان می خواهند، ولی فکر می کنم دیگه کارم به انتها رسیده و حتی برای یه لحظه دیگه نمی تونم اون فرد و آزار و اذیت هاشو تحمل کنم. می دونم این کار (انصراف از کارم) عواقبی داره ولی دست من نیست. دیگه روحم منصرف شده از اینکه در این شرایط وخیم من رو تدبیر کنه تا با صبوری به کارم ادامه بدم. با توجه به اینکه من اختیاری ندارم و بعد از چند سال آزار دیدن، دیگه نمی کشم و مطمئنم به نقطه پایان رسیدم و بالاخره اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد، می خوام بدونم آیا در دستگاه الهی ممکنه خیری در این کار باشه؟ از نظر دینی لطفا توضیح بدید برام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته باید به حکم‌ «إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» تا آن‌جا که ممکن است از این موارد عبورکرد و زندگی خود را مختل ننمود مگر آن‌که چاره‌ای نباشد که در آن صورت باید به خدا توکل کرد و جای دیگری را برای امورات زندگی انتخاب نمود. موفق باشید

39922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز عرض سلام و درود فراوان: فرمودید برای حل مشکلم روزی ۲۱ مرتبه آیت الکرسی بخوانم، سوالم این است که تا «و هو العلی العظیم » بخوانم یا « هم فیها خالدون »؟ رزقکم الله خیر الدنیا و الآخرة العلوی الفاطمی صلوات الله علیهما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت مربوطه متذکر آیۀ اول است و در عین حال مرحوم آیت الله قاضی فرموده‌اند اگر بتوانند هر سه آیه را بخوانند بهتر است. موفق باشید

39487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما: میگن حضرت مهدی (عج) ظهور کرده این ما هستیم که باید ظهور کنیم. شما تو صوت آخرالزمان شرایط باطنی ترین بعد هستی می‌فرمایید هر وقت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کنند تمام افراد جبهه ی باطل رو نابود می‌کنند. منظورتون از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیه؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به یک معنا نور حضرت طوری به صحنه آمده که مردم معنا و تأثیر مقاومت در مقابل استکبار را درک می‌کنند و قدم بعدی تعیّن آن حضرت است تا این راه به نهایت خود برسد. موفق باشید

39485

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده: یه راهنمایی از شما می‌خواستم. آقایی در جلسه ای میگفتن اهل طریقت با ریاضت به خدا و نور میرسن حالا بلا و ریاضت یه تفاوتی داره؛ بلا فعل خداست که سر سفره بنده اش میزاره تا با اون بلا بنده رو به سمت خودش بکشونه. عامل بلا خود انسان نیست و خود انسان مصدر و منشا و علتش نیست که بهش بلای عرفانی میگن. خدا کسی رودوست داشته باشه اون رو به بلا دچار میکنه و اگه خیلی دوسش داشته باشه می‌چیندش یعنی همه چیز رو ازش میگیره مال و همسر و فرزند و... که کلا از دنیا و محبت دنیا منقطع بشه طبق اون شعر که میگن: هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می‌دهند. خدا بد بنده اش رو که نمیخواد و صلاح آدم رو میخواد ولی چرا برای اینکه بنده رو به خودش نزدیک کنه همه چیز رو ازش می‌گیره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به این نکته می‌توان فکر کرد که هر آنچه مانع راه است را از او می‌‌زدایند، نه آن‌که امکان زندگی‌کردن را از انسان دریغ کند. و در این رابطه ملاک ما سیرۀ انبیاء و اولیاء می‌باشد. موفق باشید 

39404
متن پرسش

سلام استاد: همان طور که می‌دانید باید قُله ها را فتح کنیم، اما در قله ثابت قدم ماندن و حفظ موقعیت خود حرف دیگری است که جای بحث کردن را دارد. مثلا خدمت شما عرض می‌کنم که یک سیب از یک درخت را ما بعنوان همان یک سیب تلقی کرده اما امکان دارد ما با سیب کار دیگری داشته باشیم یا اصلا آن را برای خوردن نخواهیم و نسبتی که ما با سیب داریم همچون نسبت یک باغبان با محصولش است. خلاصه که الان هم همین است، باید مشخص شود قله را برای چه می خواهیم. به قول حاج قاسم ۹۹ درصد راه اجباری است و فقط ۱ درصد توفیق پیدا می‌کنیم راه اختیاری را برویم، من هم می‌گویم حقیقتا همین است ۱ درصد فقط توفیق پیدا می‌کنم که بیدار باشم و بلکه از بیداری فقط آن را تجربه کرده باشم، به من ثابت شده است که سَرِ مفنگی و داغان من به وقت خواب چه بی تابی هایی که نمی کند و کافیست که کمی بوی بیداری بیاید، آن وقت است که سرم از همیشه بیشتر مفنگی می‌شود. اوضاع را که نگاه می‌کنم انگیزه ام برای نابودی استکبار و اسرائیل آن قدر زیاد می‌شود که همچون چوب نیمه افروخته ای است که با بادی بر افروخته می شود. پشت دستم را داغ میکنم که بدانم از این به بعد اگر به خدا غُر زدم و گلایه ای به علت کم کاری خودم داشت بدون هیچ توجیهی و دلیلی نیست که شکست خورده ام و شکستی به اندازه ی این که حاج قاسم می‌گوید: 
«کوه باشی، سیل یا باران چه فرقی می‌کند؟ سرو باشی، باد یا طوفان چه فرقی می‌کند؟
 مرز ها سهم زمین اند و تو سهم آسمان. آسمان شام با ایران چه فرقی می‌کند؟
 قفل باید بشکند باید قفس را بشکنیم. حصر الزهرا و آبادان چه فرقی می‌کند؟ 
مرز ما عشق است و هر جا اوست آنجا خاک ماست. سامرا، غزه، حلب، تهران چه فرقی می‌کند؟ 
هر که را صبح شهاددت نیست شام مرگ است. بی شهادت مرگ با خسران چه فرقی می‌کند؟» 
جانم دارد از شدت فشار فرو می‌پاشد که سخت در این جهانِ مقابلمان، طلب قرارگاهم را دارم و حال هم که به مدرسه می‌روم باید یک شخصیت علمی و مهندسی را دنبال کنم و چگونه که می‌بینم انسان ها مقابل یکدیگر ایستاده اند، آن هم به این وسیله که باید پول درآوردن را بیاموزیم و بخوریم تا خورده نشویم، خب در این که این کار استکبار و اسرائیل است شکی ندارم ولی باز هم می‌گویم اگر قرار است خون آینده انقلاب را بوسیله آموزش و پرورش بریزند بگذار که بریزند و کشته شوم و با خود عهد بسته ام همچون شهید طهرانی مقدم که گفت بر روی مزار من بنویسید او کسی بود که می‌خواست اسرائیل را نابود کند طلب نابودی اسرائیل را با خود تا ابد حمل کنم. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حضور که انسان در شاهراهی قرار گیرد که مقصد و انتهای آن، نابودی اسرائیل باشد؛ قرارگرفتن ذیل ارادۀ الهی در این تاریخ است و مهم آن است که متوجه باشیم خداوند برای هر کدام از ما چه راهی را در آن راستا می‌گشاید. این‌جاست که یک دانش‌آموز هم می‌تواند با فرهیختگی و پشتکار و حوصله، در مسیر دانش‌آموزی، خود را در آن راه قرار دهد تا خداوند قلب او را همچون شهید طهرانیِ مقدم عزیز به سویی راهنمایی کند که مؤثر باشد. آری! «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود، راه بگویدت که چون باید کرد». و این راه، همان انگیزۀ نابودی اسرائیل است. موفق باشید  

39211

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد طاهرزاده عزیز: من چندین ساله دچار اضطراب و سردرد شدید شدم و هر آنچه که از دارو شیمیایی یا گیاهی بوده مصرف کردم و هر آنچه از دعا و نذر و نیاز و توسل ولی همچنان این درد همراهمه وهمه بهم میگن باید خودتا درست کنی و من اصن نمیدونم چطوری میگن توکلتا قوی کن. نمیدونم خسته شدم از نداشتن آرامش از ترس و افکار منفی خسته شدم. آنقدر مشاوره رفتم ولی همه بی فایده یا با تاثیر نه چندان زیاد. یعنی این طور بگم هنوز احساس خوشی و شادی ندارم و آرامش لحظه به لحظه یه مشکلی دارم سردرد معده درد درد قفسه درد پا و دست دلشوره و... کمکم کنید. دیگه نمیدونم چی کار کنم. شرح صدرم صفره. تحمل شنیدن کوچک‌ترین چیز استرس زا و منفیا ندارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به حضور بیکرانۀ اکنونِ خود، امری است که انسان را در حضوری می‌برد آزاد از اضطراب‌ها. و در این رابطه مباحث «معرفت نفس» که روی سایت هست، می‌تواند ان شاءالله مؤثر باشد. خوب است به بحثی که اخیراً تحت عنوان «برکات انتخاب خواست خدا بر میل خود» شده است، رجوع شود. موفق باشید   https://eitaa.com/matalebevijeh/18332 

39203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقا: من نماز نمی خونم اما خدا و چندین سال از خانواده ام دور و به دنبال رزق حلال هستم. خدا و پیغمبر خدا و امام رو قبول دارم هر چی کار می کنم پولم برکت نداره. حقوق می‌گیرم به یه پسره فلج بعضی وقتا کمک می کنم. صدقه میدم خدا خودش گفته نون حلال در بیارید. منم همین کار می کنم. گفته کمک کنید صدقه بدید منم همین کارو می کنم. چرا نونی که حالال دارم در میارم برکت نداره؟ از شهر خودم دورم که نون حلال در بیارم. من ببینم کسی نداره کمک می کنم تورو خدا کمکم کنید. چرا برکت نیست تو زندگیم؟ هر کاری خدا گفته من دارم عمل می‌کنم. می تونم خلاف بکنم اما نکردم چون خدا گفته نون حالا ببرید سره سفره. به خدا نمی دونم چیکار کنم. نامیدم چرا منی که صدقه کمک می کنم به انسان ها و از صبح تا شب کار می کنم پولم برکت ندارد. تو رو خدا کمک کنید. خسته ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با امیدواری و با صداقت و تواضع، کار را جلو ببرید و در رجوع به خداوند که منشأ برکت است ان شاءالله مشکل حل خواهد شد. بسیاری از برکت‌ها در سجده‌های طولانی نصیب انسان‌ها می‌شود. موفق باشید

39131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: ۱. آیا عین ثابته حضرت پیامبر همان حقیقت نوری محمدی هست یا خیر؟ (با توجه به اینکه پیامبر فرمودند اول ماخلق الله. صحبت از خلق کرد آیا حقیقت نوری در مقام واحدیت است یا احدیت؟) ۲.عین ثابته پیامبر با عین ثابته حضرت مهدی و حضرت رضا چه تفاوتی دارند؟ آیا به جهت اینکه انسان کامل هستند هردو عین ثابطه واحدی دارند یا خیر؟ ۳. اگر امان زمان واسطه فیض است پس باید واسطه فیض بدن خودش هم باشد درسته؟ یعنی بدن خودش را خودش بوجود می آورد و اگر اراده بکند فیض الهی به بدنش قطع شود بدن نداشته باشد یا این فیض را در جایی دیگر افاضه کند در این خصوص توضیحی بفرمایین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عین ثابته هرکس آن هویتی است که هرکس مطابق اختیار ذاتی خود در ازل الآزال انتخاب می‌کند و بستگی به خود آن شخص دارد و هرکس در جای خود. ۲. بدن هرکس در امور دنیایی مربوط به زمینه‌‌هایی است که شرایط مادی فراهم می‌کند 3- بدنِ برزخی هرکس، صورت عقاید و اعمال انسان است. برای روشن‌شدن این مباحث خوب است که به کتاب «معاد» و شرح صوتی آن که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید 

نمایش چاپی