پیرو پاسختان به سوال ۳۸۲۸۷، پر واضح ست که متن راجع به قیاس فقهی صحبت کرده نه قیاس منطقی، تذکری که دادید برای کودکان راهگشا بود، سوالات بنده جواب داده نشد. ارجاع به نظر حضرت امام نیز مغلطه ی توسل به مرجع بود، در حالی که امام هم یک کارشناس فهم نصوص ست چنانچه رهبری اینگونه اند و در موارد متعدد نظرات این دو کارشناس متفاوت بوده و هست، ما راجع به نصوص صحبت میکنیم که ادعای امام و رهبری و ابن عربی مقبولیت آن ست به عنوان کلام الله، مساله تناقضات هر یک از برداشت ها و تفسیر هاست، عقاید نیز تقلیدی نیست. پاسخ سوالات را بدهید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود سری به جواب سؤال شماره 38304 بزنید. موفق باشید
با سلام: آیا میشود که بگوییم علم، قدرت و حیات از شؤن، عین هستی است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب این موارد را باید با تعمق در «برهان صدیقین» بیابید، وگرنه با سؤالات جزیی به نتیجهای که باید در فهم مطالب برسید، نخواهید رسید. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام و درود خدا نمیدانم چگونه بنویسم؛ ممکن است سوالم خیلی حساس و یا سخیف باشد. چند وقتیست که از حد آنچه که میدانستم اشتباه است فاصله گرفتم و خود را مشغول به جنود عقل و جهل و اذکار کرده ام و میلی به زیاده خواهی غذا ندارم، مشغولیتی ندارم. شب ها مسبحات نیز خوانده میشود. ورزش نیز مستمر دارم. خلاصه به گمانم ظواهر را از هر جهت رعایت کرده ام. اما گمان میکنم آن موقع که گناهی سر میزد با آتشی رو برو میشدم که مرا چنان از جا میکند و متحیر میکرد و نیروی راسخی برای حرکت میافتم. از طرفی گناه در حد اعلا، از طرفی توبه و تضرع و تلاش دردمندانه برای رسیدن به انتهای این تونل وحشت؛ که چه برکاتی داشت. اما حال که به ظاهر عبادات مشغولم، سکون یافتم و از حرکت باز ایستادم و دچار خمودگی و مردگی شدم. مردگی ای نه از آنجهت که قوه واهمه دارد ضعیف میشود و من خود را آن واهمه بیابم و در عذاب باشم که ظاهرا دارم از دست میروم و بخواهم باز گردم به همه آن کاری که توهمم را زنده کند، نه، این نه. بلکه غیر از این میابم که به خواب رفته ام و حرارتی برای تحرک ندارم. عجب نعمتی شد این گناه! عجب فرصتی شد این عصیان! عجب رفیقسیت این شیطان! استاد امیدوارم توانسته باشم مقصود را برسانم؛ در خواست دارم در صورت اشتباه بودن، آن را با صرف نه گفتن انکار نکنید که بنده بخواهم تعبدا بپذیرم راز گناه و شیطان چیست؟ چه جایی باید در زندگی مان برایش متصور باشیم؟ به سمت گناه همچون طاعت بشتابم تا باز با تنفر روبرو شوم؟ بلکه عائدی حاصل آید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به عرایضی که در جلسات سوم و چهارم مربوط به سوره تغابن پیش آمد، توجه فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/17260 و https://eitaa.com/matalebevijeh/17341 . موفق باشید
سلام: اساسا جوان ها چگونه باید نیاز جنسی خود را در صورت عدم ازدواج رفع کنند؟ چرا در جمهوری اسلامی بصورت قانونی مراکزی برای صیغه شرعی و قانونی ایجاد نمیشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد مسئلهٔ مهم و حساسی است و راه حلهای معقولتری قابل تصور است. باید مردم ما به خودآگاهیِ تاریخی خود نایل شوند. موفق باشید
با عرض سلام و احترام: من اشتیاق خاصی دارم به برپا شدن قیامت تا همه حقایق روشن بشه. فکر می کنم هیجان برانگیزه و مشتاق روز قیامت هستم. می خواستم بدونم آیا حس من کاذبه؟ و ممکنه ناشی از غفلت از گناهانم باشه؟ درباره خودم و اعمالم نگران نیستم چون فکر می کنم تقریبا بیشتر از چیزی که هستم در توانم نیست و به نظر می رسه خدا، طبق شرایط نسبتا سخت زندگی من و توان فردی ام، بیشتر از چیزی که هستم ازم انتظار نداره. خیلی دوست دارم قیامت بشه هم باطن خودم رو ببینم بدون اینکه عذاب بشم. و هم دیگران مخصوصا اونها که حقوق من رو خوردند و در جامعه به عنوان افراد با ظاهر موجه زندگی میکنند و به روی خودشون نمیارن، باطن اونها هم نمایان بشه. نه اینکه بخوام ازشون انتقام بگیرم. بیشتر یه حس هیجان از اینکه حس و حالشون و حقیقت رو با هم ببینیم و مشخص بشه اونها چه کردند با من و با زندگی ام. باطن و حقیقت همه روشن بشه. چرا اینطور عمل کردند. هیجان روشن شدن حقایق پشت پرده رو دارم. و همین طور این هیجان رو دارم که حقیقت هستی و رازهای هستی رو در قیامت می بینم. ممنون میشم بگید این حس من کاذبه یا خوبه. (اینم بگم که از بچگی تشنه حقیقت بودم و خیلی عذاب کشیدم برای اینکه سوالات حقیقی من عمیق تر از این بود که بتونم از کسی بپرسم و کسی بتونه جواب بده. تا اینکه فهمیدم دست کم من، توان رسیدن به اون حقایق رو در دنیا ندارم و منتظرم در قیامت به جوابشون برسم. خیلی جهان و هستی و ما پیچیده هستیم و کسی که با اعتماد بنفس فکر کنه به حقایق بیرون از محدودیت های خودش، دست پیدا کرده به جز انبیا الهی، خودش نشانه ی غفلت از حقیقته.) حالا می خوام بدونم این انتظار قیامت رو کشیدن برای فرد معمولی مثل من، چیز خوبیه یا از روی خوش خیالی کاذبه و اون دنیا پدرمون رو در میارن؟ تقریبا مدت زیادیه که خوشبین هستم به قیامت. خیلی ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این سخنان، حکایتِ شوق حضور در قیامت است ولی فراموش نکنید که: «دیده گر بینا بود هر روز روزِ محشر است» به همان معنایی که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم». کافی است با نگاه قرآنی و تدبّر در قرآن، مسئله را دنبال فرمایید و در این مورد خوب است به عرایضی که در شرح سوره «جاثیه» شده است و روی سایت هست؛ رجوع فرمایید. موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد میخواهم راه هنر را پیش بگیرم و پا به عرصه سیما، آوینی وار بگذارم و از اینجهت در رسانه و تبلیغات با توجه به اینکه به هنر علاقه وافری دارم، وارد شوم. نظرتان چیست؟ برای یک طلبه که میخواهد طلبگی را در این نظام نورانی محقق کند؟ آیا با این حال قم ماندن را برای خوب فقه خواندن پیشنهاد میکنید در صورتی که قصد دارم بعد از سطح یک وارد رشته کارگردانی شوم و یا برای وارد شدن به جهان پیشرو، اصفهان و نفس کشیدن در فضای سها را؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال مدتی باید با پشتکار و بدون معطلی، دروس حوزه را خوب بخوانید تا آرامآرام معلوم شود کدام راه را باید ادامه دهید. رفقای اصلی «سها» هم یا به خوبی تا درس خارج کار را ادامه دادهاند و یا دروس دانشگاهی را دنبال کردهاند. موفق باشید
سلام علیکم: بنده مشغول کتاب شرح فصوص هستم. قسمت فص آدمی را از درسهای شما گوش دادم و درسهای آیت الله جوادی و استاد یزدان پناه و استاد رمضانی (از شاگردان مرحوم حسن زاده) را هم گوش دادم. با روش تدریس شما خیلی نتوانستم ارتباط برقرار کنم ولی با اساتید دیگر ارتباطم بهتر بود. به نظر شما چکار کنم؟ نمی خوام فقط ارتباط فکری با فصوص داشته باشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم ذوقِ خود جنابعالی میباشد که با کدام روش میتوانید با متن فصوص ارتباط برقرار کنید. آنچه بنده عرض کردهام با استفاده از همان اساتید میباشد در عین اختصار. موفق باشید
سلام و عرض ادب: برای تقویت عزم و اراده چه راهکار هایی پیشنهاد میکیند که قویاً مورد توجه قرار گیرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که روی سایت هست؛ مطالعه بفرمایید. موفق باشید
سلام: امروز روز بحث تجلیات ایمان را دارید مطرح میکنید. پس یقین برای بنده چطور حاصل میشود؟ ایمان یعنی هنوز نه ولی یقین یعنی دیگر آری! یقین جاییست که نفسم آرام میگیرد و میتواند زندگی را شروع کند. یا من گیجم و نمیفهمم یا که عرضم درست است؟ میشود مرا آگاه سازید لطفا. زندگی برایم خیلی سخته. لطفا کمکم کن با جواب این سئوال
باسمه تعالی: سلام علیکم: یقین، به معنای به هدفرسیدن نیست؛ به معنی حضور در صراطی است که رفتن در آن عین بودن و گستردهشدن است که جای بحث آن بسیار است و با اصالتدادن به «وجود»، گشوده میشود. عرایضی در این رابطه در بحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» شد که خوب است به آنجا رجوع شود. موفق باشید
سلام علیکم: حاج آقا در بیاناتی آیت الله جوادی فرمودن که ائمه اطهار عدل قران هستند و این دو عدل یک دیگرند اما اقا فرمودن _ تو همین محفل قرانی اول ماه رمضان _ که قران ثقل اکبر است. ایا در تعارض هم اند این دو فرمایش؟ توضیحش چیست؟ اگر قران به عنوان ثقل اکبر باشد، یعنی انسان های کامل هم نتوانستند به مرتبه قران برسند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: قلب مبارک مطهرون به حکم «لایمسه الا المطهرون» حقیقت قرآن را با جانشان لمس میکنند و از این جهت عِدلِ قرآن میشوند؛ ولی با اینهمه به این معنا است که بنیان خود را از قرآن که ثقل اکبر است دریافت نمودهاند. موفق باشید
سلام علیکم: علامه طباطبایی در تفسیر آیات ۶۳ تا ۷۴ بقره درباره اینکه برنگشتن نفس متوفی به جسم در حالی که امکان استکمال دارد قسر دائمی نیست. چنین مطلبی فرموده اند: «اين نفوسی كه در دنيا از قوه بفعليت در آمده، و بحدی از فعليت رسيده، و مردهاند ديگر امكان استكمالی در آينده و بطور دائم در آنها باقی نمانده، بلكه يا هم چنان بر فعليت حاضر خود مستقر میگردند، و يا آنكه از آن فعليت در آمده، صورت عقليه مناسبی بخود میگيرند، و باز بهمان حد و اندازه باقی ميمانند و خلاصه امكان استكمال بعد از مردن تمام ميشود. پس انسانی كه با نفسی ساده مرده، ولی كارهايی هم از خوب و بد كرده، اگر دير میمرد و مدتی ديگر زندگی میكرد، ممكن بود برای نفس ساده خود صورتی سعيده و يا شقيه كسب كند، و همچنين اگر قبل از كسب چنين صورتی بميرد، ولی دو مرتبه بدنيا برگردد، و مدتی زندگی كند، باز ممكن است زائد بر همان صورت كه گفتيم صورتی جديد، كسب كند. و اگر برنگردد در عالم برزخ پاداش و يا كيفر كردههای خود را میبيند، تا آنجا كه بصورتی عقلی مناسب با صورت مثالی قبليش درآيد، وقتی درآمد، ديگر آن امكان استكمال باطل گشته، تنها امكانات استكمالهای عقلی برايش باقی ميماند، كه در چنين حالی اگر بدنيا برگردد، ميتواند صورت عقليه ديگری از ناحيه ماده و افعال مربوط بان كسب كند، مانند انبياء و اولياء، كه اگر فرض كنيم دوباره بدنيا برگردند، ميتوانند صورت عقليه ديگری بدست آورند، و اگر برنگردند، جز آنچه در نوبت اول كسب كردهاند، كمال و صعود ديگری در مدارج آن، و سير ديگری در صراط آن، نخواهند داشت، و معلوم است كه چنين چيزی قسر دائمی نخواهد بود، و اگر صرف اينكه (نفسی از نفوس ميتوانسته كمالی را بدست آورد، و بخاطر عمل عاملی و تاثير علتهايی نتوانسته بدست بياورد، و از دنيا رفته) قسر دائمی باشد، بايد بيشتر و يا همه حوادث اين عالم، كه عالم تزاحم و موطن تضاد است، قسر دائمی باشد.» لطفاً در این باره توضیحی بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث خوبی است. شاید بتوان این نکات را در این روایت جمع کرد که امام على علیه السلام فرمودهاند: «إِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسابَ وَ غَداً حِسابٌ وَلا عَمَلَ.» امروز روز عمل است و حسابى در كار نيست. و فردا روز حساب است و مجالى براى عمل نيست. بنابراین در عالم خارج از زندگی دنیایی حضور، تنها حضور در نتیجه اعمال است و کمال به معنای تبدیل قوه به فعل، آنجا نیست مگر رفع حجاب نسبت به آنچه در عمق اراده انسان نهفته بود. موفق باشید
سلام و ادب: با آرزوی قبولی طاعات و تبریک اعیاد شعبانیه. بنده مسئول حجرات یکی از مدارس اصفهان هستم. اکنون بعد از مدت مدیدی که قوانینی وضع شده بود اما با گذشت زمان بسیاری از آنها منسوخ شده و عملا رعایت نمیشدند. چگونه قوانینی وضع گردد که مرور زمان باعث کهنگی آنها نگردیده و برای رشد و تعالی طلاب مطلوب باشد؟ آیا وضع قوانین جزئی مفید است یا کلیاتی وضع شود و مسئول هر خوابگاه خودش فرع را به اصل برگرداند؟ لطفاً نکات مهمی که باید مد نظر قرار دهیم را بیان فرمایید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به افقهای بلند و متعالی، همان قوانین جزیی معنای خود را پیدا میکنند و قابل اجرا میشوند. مانند دستورات شریعت الهی که با نظر به روح توحید و قرب الهی قابل عمل و ادامه است. در این رابطه از معرفت نفس غفلت نشود زیرا در معرفت نفس، انسان مییابد که چگونه برای حضورِ بیکرانه خود باید انسانِ منظمی باشد. موفق باشید
نمیدونم این حالت کیاست ولی هیچ وقت نتونستم بزرگوار باشم و البته حالم از بزرگوارهای این زمانه بِهَم می خوره چون همونی که با پول با توسعه یافتگی در جهان متجدد برای خودش خونه ای قشنگ رو ویرانه ها بنا کرده دقیقا نذاشته من راهه خودم رو آزادانه پیدا کنم. تازه برای من پَستی را برگزیده تا همواره بزرگوار بر من بتازد. من زندانیه تنهاییا و ذهن کوچک شده ارتباط با اوهامِ تنگ در مقابل حیات واقعی و عظیمِ گشوده و خیال های زیبا هستم. جملاتم همراه با ناسزا برای آنهایی که برای انسانها زندان ساختند و با زندانبانی پوچی خود را معنی بخشیدند تا همه همچون خودشان خرمنشان سوخته باشد آماده جنگ باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا باید آن افراد را که نام بردید، بزرگوار بدانیم؟ در حالیکه بسی کوچکاند زیرا در گودال تنگ خودخواهی و خودمحوریِ خود گرفتارند به جای آنکه در وسعت انسانی خود متوجه جایگاه و حقوق دیگر انسانها باشند. موفق باشید
خدایا از تو ممنونم. خدایا از تو ممنونم که اضعف ضعف ها را در مسیر من قراردادی. و مرا متوجه این کردی که راز هستی این است که خدا سخت ترین جنگ ها را برای قوی ترین سرباز هایش مقدر میدارد. و این امید عظیمی در من می تاباند. خدایا از تو ممنونم که شهوت آتشین جنسی را جزء جنگ بی ابتدا و انتهایِ راهِ بی نهایت من قرار دادی. آخر برای من از این زیباتر چه میتواند باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا «در جهان جنگ این شادی بس است / که برآری بر عدو هر دم شکست». شیطانی با آنهمه حیله مقابل انسان است تا انسان با پیروزی بر وسوسههای او از طریق شریعت بتواند انسانی بزرگ شود همچون اولیای الهی. موفق باشید
سلام علیکم: سوال بنده در مورد ضابطه گرايش های افراد به شخصیت های مختلف و نحوه مدیریت این گرايش ها می باشد. به طور خاص میخواهم بدانم برای این که علاقه و ارتباط با شخصیت با ویژگی های خاص داشته باشیم باید چه کنیم؟ ویژگی های ما باید مکمل باشند یا مشابه؟ و در مورد نفس و تقویت آن (درمان جبن) اگر ممکن است راهکار بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به انسانهای بزرگی مانند حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فکر کنید و اینکه میفرمایند: «والله، من تا حال نترسیدهام» زیرا توحید الهی را با تمام وجود باور کردهاند که خداوند در همه امور حاضر است. حال این نوع رجوع چه به صورت مکمل باشد و چه به صورت مشابه، در هر حال جواب میدهد در صورتی که در مسیر هرچه بیشتر فهم توحید، معرفت خود را رشد دهیم. موفق باشید
با سلام: میخواستم بدونم که در بستر ایتا آیا گروهی هست که در آن درباره مطالب استاد تبادل نظر بشود؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: کانال مطالب ویژه سعی دارد عرایض بنده را در معرض نگاه کاربران قرار دهد ولی بنده در جریان کانالی که تبادل نظر در موضوعات را داشته باشد؛ نمیشناسم ممکن است خود رفقا چنین کانالی را تشکیل داشته باشند ولی بنده در جریان نیستم. موفق باشید
سلام حاج آقا: فرمودید: "تو این قاعده را بشناس تا در شرایط مختلف به راحتی مسیر خود را بپیمایی. از قواعد و اصول دنیا این است كه حالت دست گردان دارد، یك روز در دست تو است و یك روز در دست دیگری است و این قاعده را خوب بشناس كه جنس دنیا این است، نه این كه گمان كنی زرنگی های تو موجب شده است امروز در دست تو باشد و در نتیجه تا آخر هم می توانی آن را حفظ كنی. می فرمایند: قاعده آن است كه از این دنیایِ گردان، آنچه از آنِ توست - هر چند ناتوان باشی- خود را به تو می رساند، همچنان كه آنچه از این دنیای گردان از آن تو نیست، با قدرت و مدیریت و برنامه ریزی های خود نمی توانی در دست خود نگهداری. عمده؛ فهمِ سنن ثابت عالَم است، انسان های بزرگ، بزرگی و عظمتشان در فهم این قواعد است. پیامبر خدا می فرمایند: سوالم اینه منظور از «در دست کسی بودن» چیه. مثلا ایلان ماسک که داراییش ۲۱۹ میلیارد دلار آمریکاست، تمام این مبلغ، در دستش هست؟ یا فقط مقداری که میخوره و میخوابه و می پوشه و به طور خلاصه کالا و دارایی های مصرفی او، در دستش هست؟ سوال دومم اینکه زرنگی های ایلان ماسک؛ نقشی در این دارایی نداشته؟ خیلی ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ایلان ماسکها گمان میکنند آن ثروت را در دست دارند ولی با این فرض هم چیزی نمیگذرد که در دست دیگری قرار میگیرد آنهم باز با توهّماتی دیگر. ۲. زرنگ واقعی آن کسی است که آنچه در اختیار دارد را به زیباترین شکل در مسیر خدمت به خلق قرار دهد تا در امتحانی که قرار گرفته است سرافراز بیرون آید. موفق باشید
سلام علیکم وقتتون بخیر: ما شنیده بودیم با توجه به آیه ۱۲۴ بقره همه پیامبران از نسل ابراهیم امامند، اما یکی از اساتید به نظرم نکته دقیقی فرمودند، فرمودند ابراهیم قبل از اینکه به مقام امامت برسد، معصوم بود ولی به مقام امامت نرسیده بود، معلوم میشود هر نبی ای نمیتواند جانشین رسول الله باشد، ابراهیم وقتی به مقام امامت رسید که حاضر شد فرزندش را ذبح کند پس امام چنین جایگاهی دارد. نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صرفِ ذبح فرزند، نمیتوان بحث مقام امامت را به میان آورد زیرا قرآن میفرماید: « وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ» آری! آن حضرت در عین پیامبربودن، در میدان امتحاناتی قرار گرفتند که پس از آن فرمود: «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» مهم، امتحاناتی است که در دل آنها معلوم شد آن حضرت شایسته امامت میباشند در راستای حضوری خاص برای بشریت. و از نسل ابراهیم، امامانی در جهان حاضر شدند به مصداق آیه: «وَجَعَلنَا مِنهُم أَئِمَّة يَهدُونَ بِأَمرِنَا» که بحث هدایت به امر در میان میآید و آن نکات ظریفی که علامه طباطبایی در این رابطه مطرح فرمودند. موفق باشید
با سلام: استاد عزیز اگر در محل کار و شغلمون در اداره که خدمات و کالایی رو به مشتریان ارائه میدیم و عرضه می کنیم و در حالی که خب تعدادی از مشتریان این خدمات رو در راه درست استفاده می کنند. اگر متوجه بشیم که تعدادی از مشتریان این کالا و خدمات را در جهت سواستفاده و غیرقانونی استفاده می کنند. با فرض اینکه این روال قابل تغییر نباشه و به سبب کثرت مشتریان و فضای مسموم بعضی ادارات ما اگر بخواهیم این شغل را ادامه دهیم ناچار از این روال و کار باشیم، حال به نظر شما تکلیف چیست؟ از دفتر مرجع که سوال میکنیم میگن که این کار کمک به شخص متخلف است، و اینکه میگن در جای دیگری از آنجا مشغول بشید که در رابطه با آن کار نباشد، با خودم میگم اگر جای دیگری هم برم در آنجا باز هم در کل کمک به آن سیستم است. حال به نظر شما تکلیفم چیست برای اینکه درآمد شبهه نداشته باشه کلا انصراف بدم؟ ممنون میشم راهنمایی کنید نظر شما برام مهمه. سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه این کالاها به عنوان کالاهایی که در عرف جامعه به عنوان کالاهای مورد قبول عرضه میشود؛ دیگر سوء استفاده از آنها مربوط به خود افراد است. موفق باشید
سلام استاد: نظر شما درباره قبول فرزند از بهزیستی چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل قضیه، که کار خوبی است. به هر حال تربیت این کودکان به خودی خود اجر و ثواب خاص خود را دارد. موفق باشید
سلام استاد: بنده شروع کردم به نوشتن شرح آداب الصلاه کتاب مرحوم امام توسط شما، خواستم ببینم با نظارت شما امکان خروجی صوت ها در قالب کتاب توسط انتشارات لب المیزان وجود دارد یا خیر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه این کار منجر به چندین و چند جلد کتاب میشود؛ امکان آن برای ما فراهم نیست. ولی همینکه مطالب مهم آن را یادداشت میفرمایید، تمرکز خوبی برایتان پیش میآورد و ممکن است بقیه از یادداشتهای شما چنانچه تایپ شود بتوانند استفاده کنند. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و احترام: استاد آیا با نگاه و تمرکز و صبر مداوم بر بودن خود و حس این بودن این امکان وجود دارد که این خود لامکان به عرصه مکان آید و ظهور کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همه حرکات و گفتار اولیای الهی، همه و همه ظهور حقیقت هستی انسانها می باشد که به ظهور آمده. لذا ما در حرکات انسانهای بزرگی همچون علی«علیهالسلام» میتوانیم هستیِ اصیل خود را تجربه کنیم. و از این جهت است که می یابیم چه اندازه آن حضرت و سایر اولیای الهی به ما نزدیکند هرچند ما از آنها دور باشیم، به همان معنایی که جناب سعدی فرمود: «دوست نزدیکتر از من به من است / وین عجبتر که من از وی دورم». موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام استاد گرامی: ببخشید امکان داره یک نفس و روحی اونقدر قوی بشه که وقتی مغز و جسم، مخصوصاً قوای فکری او مشکل پیدا کنه مسیر درست را پیدا کنه تا اینکه مغز ترمیم بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نفس، چنین تواناییهایی را در ذات خود دارد. همان طور که در بهشت بدن خود را خلق می کند. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: استاد من وقتی به گذشته ام فکر میکنم میبینم خیلی گناه های مختلفی مرتکب شدم، مثل سرزنش مومنین، غیبت، تکبر، تنبلی و.... از یک جهت خدا رو شکر میکنم که تا زنده ام حواسم رو جمع کرد، اما از یک جهت فکرش خیلی اذیتم میکنه، چون نمیدونم چطور باید جبران کنم، مثلا کسی که مومنی رو سرزنش کرده حالا باید چکار کنه که به همون خصلت دچار نشه؟ تکبری که تو وجودم هست و یک شبه از بین نمیره رو چطور جبران کنم؟ و...
باسمه تعالی: سلام علیکم: به عظمت توبه فکر کنید و عرایضی که در جواب سؤال شماره 35675 شد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: من دانشجوی مهندسی هستم، اما بنا به دلایلی علاقهمند به فلسفه شدم الان در کنار مهندسی، فلسفه اسلامی مطالعه می کنم اما علاقه داشتم که به فلسفه غرب هم رجوع کنم به نظر جنابعالی آیا چنین رجوعی جایز است؟ چون نگران این هستم که به سمت الحاد کشیده بشم یکی از سوالات رو دنبال میکردم، خطاب به طلاب فرموده بودید تا طعم حکمت صدرایی رو نچشید سراغ فلسفه غرب نروید خواستم بدونم به نظرتون دنبال کردن مطالب هایدگر و به خصوص مطالعه کتاب هستی و زمان (با شرح صوتی دکتر صافیان) در کنار مطالعه ی فلسفه اسلامی جایز هست یا اینکه به طور کلی مطالعه فلسفه غرب را تا قبل از چیره شدن بر فلسفه اسلامی جایز نمی دانید؟ با تشکر از استاد عزیز
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فلسفه اسلامی بخصوص فلسفه صدرا در موضوع «اصالت وجود» و «معرفت نفس» دنبال شود؛ حتی در مواجهه با تفکر هایدگر، بهتر میتوان از تفکر هایدگر بهرهمند شد. موفق باشید
