سلام علیکم استاد: بنده طلبه پایه اول هستم و جدیدا مباحث دینی رو بدون استدلال عقلی نمیتونم بپذیرم، در این حال آیا تعبُّدا دیندار باشم یا مباحث عقلی و فلسفی رو دنبال کنم؟ (از طرفی نهی میکنن که این مباحث برای ما زوده و از طرفی نیازه)
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال طلبه ابتدا در هر میدان وظیفه دارد آموزههای رسمی حوزوی خود را رشد دهد آموزههایی اولیه مانند ادبیات عرب. آری! این خاصیت نسلی است که بنا دارد با جوانان گفتگو کند و دلیل داشته باشد، ولی این مربوط به ابتدای کار نیست. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/
سلام و ادب: ببخشید سوالی از محضرتان داشتم: در سوره ی کافرون از ابتدا شروع به سخن میکند از کافران و عدم پذیرش پیغمبر و گرایش ایشان به آنها. حالا سوالی که بنده دارم این است که در آیه ی آخر میفرماید «لکم دینکم ولی یدین» در این آیه پیغمبر چه زبانی را به میان آورده اند؟ در این سخن چگونه میشود حاضر شد؟ شاید برداشت رایج این باشد که پیغمبر از کافرین نا امید شده و میگویند «لکم دینکم ولی یدین» ولی بنظر میرسد پیغمبر در همینجا نیز آینده ای را متذکر میشوند از جنس «بشر المذنبین و انذر الصدیقین» حال واقعا زبان این آیه و جای آن در نسبت با مشرکین و یا کفار چیست؟ آینده ای را متذکر میشود؟ این آینده از چه جنسی است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به حکم وحی الهی، مرز تاریخی خود را از تاریخ کفر و جاهلیت جدا میکنند تا روشن شود اسلام، آغازی است برای عبور از شرک و حضور در توحید. حال این جبهه کفر است که باید تکلیف خود را روشن کند. عرایضی در این رابطه در شرح سوره ممتحنه پیش آمد که میتوانید در سایت بدان رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: عرض سلام و احترام خدمت استاد و معلم عزیز. روز معلم بر شما مبارک باد. الحمدلله مدتی است با تفسیر المیزان انس گرفته ام. و چقدر زیبا علامه انسان را به سوی توحید رهنمون می کند. و دلیل تاکید شما بر این تفسیر را متوجه می شوم. بنده تصميم گرفته ام با این تقسیر زندگی کنم و عمرم را با آن سپری کنم و بارها آن را مرور کنم وسراغ کتب دیگر نروم. آیا این روش، صحیح است؟ (خصوصا اینکه سراغ کتب مذهبی دیگری نروم )
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر قیّم المیزان حقیقتاً جوابگوی بسیاری از مسائل انسانِ آخرالزمانی است و در دل این حضور البته ممکن است نکات دیگری از تفکر مانند آنچه امثال آقای دکتر داوری و هایدگر و یا شهید آوینی به میان میآورند؛ پیش آید که البته فعلاً نباید عجله کرد. موفق باشید
سرودهای داشتم که تقدیم استاد طاهرزاده عزیز و لب المیزانیهای عزیز میکنم:
اگر یک روز درماندی به پیغمبر توسّل کن / به برق ذوالفقار حقّهی حیدر توسّل کن
اگر در جستجوی هیبتی، بابایمان حیدر / اگر هم غرق رحمانی به آن مادر توسّل کن
اگر گفتند در مشت تو چیزی غیر گردو نیست / به مروارید لبهای علی اکبر توسّل کن
اگر پیچید کار تو، به آن نحوی که خونین شد / به آن قنداقه سرخ علی اصغر توسّل کن
اگر رویش نداری روبرویش، مات ابرویش / نرو جایی بمان اینجا ز پشت در توسّل کن
اگر حیدر تو را پس زد که این احوال یاران نیست / سمج شو بر غلام او، به آن قنبر توسّل کن
به جای جستن حال خوشی در گوشه محراب / به حرب فتنه رو گاهی به این رهبر توسّل کن
حجاب روی وهّاب است وهّابیّت تاریک / نترس از سربریدنها، بدون سر توسّل کن. ۲ فروردین ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مائیم و راههایی که انسانهای الهی در سیره و سخن و شخصیت خود نشانمان دادند و توسل به آنها همانطور که متوجه شدهاید یعنی میدان حضور خود را در زندگی و در اهداف، با نظر به شخصیت آن بزرگان معنا کنیم. و این است معنای توسل به اولیای الهی و نتایج فوقالعادهای که در بر دارد. و جنابعالی بحمدالله در سروده خود متذکر آن شدهاید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: در مواجهه با ناکامی ها و سختی ها و فشارهایی که طی حرکت در مسیر، برای انسان وجود دارند؛ که برخی ها از اراده انسان خارج اند و از قضا همین ها تاثیری تعیین کننده در سرنوشت و نتیجه امور دارند، چگونه جوانی و سرزندگی رو حفظ کنیم و امید رو زنده نگهداریم؟ چطور دچار انزوا و بی حالی نشیم؟ اینها از نشونه های پیری زودرسه که حتی فرد مؤمن به جایی میرسه که اعمال عبادی مثل اذکار، شرکت در مراسمات روضه و هیئتها، نمازها و روزه ها و تلاوت قرآن و... نه به جهت نیرو گرفتن برای انجام مأموریت ها و کارها؛ بلکه فقط برای اندکی دلخوشی، یا فراموشی دردها و رنجها، یا کسب آرامش خاطر و نشاط انجام میده؛ که همسر و خانواده اش اذیت نشن از این بی حالی. درست مثل سالمندانی که قدرت تغییر و تصمیم بزرگ ندارند، و امیدی برای انجام کارهای بزرگ ندارند اما وجود پر آرامشی دارند، مؤمن هستند و اهل عبادت، اهل دعا و راز و نیاز با پروردگار عالم. و البته اخلاص و دلسوزی نسبت به جامعه هم دارند. سوال اینه که چه میشه کرد؟ راهی هست؟ با فکر کردن به مواردی مثل اینکه خدا آدم رو از نقطه ای که آمال و آرزوشه امتحان میکنه یا گفته امیرالمومنین علیه السلام که من خدا رو به شکستن اراده ها شناختم یا اینکه رنج ها مساوی تقسیم میشن و تک تک آدم ها همچین احساسی رو تجربه کردند و یا در ادامه زندگی تجربه خواهند کرد و اینکه ناکامی ها بخشی از این دنیاست. ممکنه انسان آروم تر بشه؛ اما باز هم این آرامش برای حفظ نشاط و ادامه زندگی خوبه و نه برای احیای جوانی و حرکت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه هستید اگر نسبت به صراطی که در مقابل ما است، غفلت نکنیم و متوجه باشیم که همواره باید رفت و باز هم رفت؛ انسان در دینداری به نتیجه لازم میرسد. پیشنهاد میشود به عنوان مقدمه مطالبی که در رابطه با سوره آل عمران مطرح شده، مدّ نظر قرار دهید و سپس با عرایضی که در رابطه با سوره «بلد» به میان آمده، مأنوس گردید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/644?mark=%D8%A2%D9%84%20%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86
https://lobolmizan.ir/sound/1065?mark=%D8%A8%D9%84%D8%AF
سلام و عرض ادب و احترام و ارادت به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. استاد وقتی در تمام دعاهای ماه مبارک رمضان سیر میکنیم عمده از خداوند میخواهیم که حج بیت الحرامی که المبرور حجهم و المشکور سعیهم و المغفور ذنوبهم نصیبمون فرماید. یا در جایی دیگه از خداوند میخواهیم أن تجعل لی فی علمی هذا الی بیتک الحرام سبیلا... قتلا فی سبیلک. تقریبا در تمام دعاهای ماه مبارک مسئله حج خیلی مطرح شده، مگه در ظاهر و باطن حج چه اسراری یا چه تحولاتی در شدن بندگان بوجود میاد که از خدا در تمام لحظات ماه مبارک و مخصوصا تقدیرات شب قدر مسئله حج مقبول رو میخواهیم؟ آیا این نشان دهنده قدر و اندازه حقیقی ماست و برای امام عصر علیه السلام هم همین تقدیر هست چون مخاطب اصلی و اولی ادعیه حضرات معصومین علیهم السلام هستند و ایشان شیوه دعا کردن رو به ما میگن؟ استاد آیا این نشون دهنده روشن کردن افق توحیدی همه انسان ها نیست؟ استاد یک سوال دیگه دارم اینکه از صبح تا شب ماه مبارک قلبم آشوبه و همش دلتنگ امام زمانم علیه السلام، دلم پیش مردم غزه است. همش دلم میخواد گریه کنم، بعضی مواقع با خودم میگم کاش میشد طی الارض کنم و برم کمکشون، (آخه من یک خانوم جوانم)، اصلا میل خوردن حتی افطاری هم ندارم. غذا از گلوم پایین نمیره، همش فکر میکنم خیلی بی فایده هستم برای انقلاب اسلامی و ظهور و فرج مولا (مخصوصا وقتی تلاش شما و استاد پناهیان و استاد شجاعی و رهبر عزیزمون و خیلی از شهدا و اساتید دیگه مثل حاج قاسم عزیز رو میبینم) از خودم بدم میاد. چیکار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده نیز در همین نظر هستم که بحث طلبِ خانه توحید برای حضور بیشتر در فضای توحیدی است. ۲. آری! همانطور که ذیل سؤال شماره 37244 عرض شد حقیقتاً امروز نمیتوانیم بدون توجه به آنچه در غزه میگذرد حضوری قابل پذیرش برای خود احساس کنیم. امید است خداوند بهترین تقدیرات برای مردم غزه و برای ما نسبت به مردم غزه مقدّر کند حتی به قیمت شهادت. موفق باشید
عرض سلام و احترام خدمت شما: ضمن تشکر از پاسخگویی شما، لطفا در مورد پرسش ۲ و ۳ هم راهنمایی بفرمایید. (11663 4) عدة من أصحابنا، عن أحمد بن أبی عبدالله، عن القاسم بن عروة، عن عبدالله ابن بکیر، عن زرارة قال: سألت أبا جعفر علیه السلام عن قول الله عزوجل: یوم تبدل الارض غیر الارض قال: تبدل خبزة نقیة یأکل منها الناس حتى یفرغوا من الحساب، فقال له قائل: إنهم لفی شغل یومئذ عن الاکل والشرب فقال: إن الله عزوجل خلق ابن آدم أجوف ولا بدله من الطعام والشراب، أهم أشد شغلا یومئذ أم من فی النار؟ فقد استغاثوا والله عزوجل یقول: وإن یستغیثوا یغاثوا بماء کالمهل یشوی الوجوه بئس الشراب. الکافی بابا الاکل مع الضیف در رابطه با این حدیث: ۱. مفهوم «خلق ابن آدم اجوف» چیست؟ اجوف در این حدیث به چه معنا است؟ ۲. معنای طعام و شراب اخروی چیست؟ ۳. وجه و دلیل نیاز انسان به غذا و شراب اخروی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به سؤال و جواب 37046 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد عزیز: اگر این را به عنوان اصل بپذیریم که هر چه قدرجسمیت محکمتر و قوی تر و ضخیمتر نفس ضعیف تر و لطیف تر است در جسمیت و نفوس جن ها این قاعده صدق نمیکند. جسم لطیف است و نفس هم قوی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس اجنّه در محدوده خیال، فعّالترند ولی نه در محدوده عقل. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر. چند سال به واسطه نقل گفتار یکی از اقوام اسباب ناراحتی شما رو فراهم کردم، ازتون طلب حلالیت می کنم، قضاوت ایشون درست نبود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه بوده، قصد جنابعالی خیر بوده است و مسلّم بر شما هیچ حَرَجی نیست و بنده برایتان آرزوی موفقیت دارم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. بحثهایی اخیرا بین جریان مصاف و جریان منتسب به آقای قالیباف برقرار است. البته پیگیری بحث شفافیت چند سالی است توسط موسسه مصاف انجام می شود. اما متاسفانه رفتارها و مسایل عجیبی از جریان منتسب به آقای قالیباف مشاهده می شود. مثل نوع برخورد آقای جلیل محبی ویا امثالهم .... آیا این بحثها برای غربالگری مجلس انقلابی الان مناسب هست؟ نظر شما در رابطه با این موضوع و نحوه مواجه ما با این مسایل چه می باشد؟ لطفا ما را راهنمایی بفرمایید و برای ما هم دعا بفرمایید. با احترام
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید باید سخنان آن عزیزان را شنید و در دل آن سخنان، اندیشه صحیح را دریافت نمود. بهتر آن بود که به جای آنکه یک جریان، جریان دیگری را که هر دو فرزندان انقلاب هستند؛ نفی کنند، همدیگر را درک میکردند. زیرا از امام محمد باقر «عليهالسلام» داریم: «اِنَّ لِکُلِّ شَیءٍ قُفلاً وَ قُفلُ الایمانِ الرِّفقُ؛» هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان مداراکردن و نرمی است. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: برای دنبال کردن بحث راز طلوع بشر جدید چه مباحثی پیش نیاز هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» همراه با شرح صوتی آنها و اگر بتوانید حتی مباحث « انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» https://lobolmizan.ir/sound/1096?mark=%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8 را دنبال کنید خوب است. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: سوالی داشتم از محضر استاد. اینکه سالهای جوانی رو در غفلت گذروندم و وقتی به خودم اومدم وارد طلبگی شدم ولی نتوانستم به فطرت خداجویم پاسخ درستی بدهم. و هنوز حتی آنطور که باید از عبادت لذت نمیبرم. احساس میکنم خدا استعداد بالایی در من قرار داده برای مباحث معرفت النفس و از طرفی هم برای کار فرهنگی. ندایی درونم میگه وارد مباحث قرآن و خودشناسی بشم و عاشق مطالعه و کار در زمینه قرآن هستم و حس میکنم هر راهی جز این راه بروم باختم. از طرفی بین این مورد و کار در مدرسه از طریق استخدام موندم که هم کار فرهنگی تربیتی است هم تا حدی استقلال مادی. میترسم با وجود وظایف مادری و همسری اگر بخوام به کار در مدارس فکر کنم از سیر در مباحث معرفت النفس و قرآن و تفسیر عقب بمونم و در آینده دچار حسرت بشم و اگر بخوام هر دو رو با هم داشته باشم (سلوک و کار در مدارس) دچار تشطط بشم و کمبود وقت و از راه باز بمونم. به راهنمایی شما نیاز دارم بسیار سردرگمم. آیا بهتر است تمرکز و هم و غمم را بگذارم روی خودسازی و معرفت النفس و با قرآن باشم و روزی بتوانم اثرگذاریاشم یا با همین پای لنگان تلاش کنم برای استخدام و سعی کنم در کنارش خودسازی کنم (که البته در این صورت دیگر وقت چندانی برای مطالعه و تفسیر و...ندارم)
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان با وسعتی که دارد همه این امور را میتواند در خود جای دهد هرچند در ابتدا، گمان کند کاری از کارش باز میدارد ولی در دل کار، ظرفیتهای حضور در دیگر امور در او طلوع میکند. به همین جهت خوب است در کنار کار در مدرسه، نسبت به دیگر فعالیتها نیز فعّال باشیم. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت شما: یه سوالی از خدمتتون داشتم. توی یکی از پادکست هایی که مربوط به ولادت امیرالمؤمنین بود فرمودید یه مبحث امام شناسی ۱۰ جلسه ای همراه با جزوه آماده کردید، گوش کنید اما من هرچی توی سایت نگاه کردم نبود ممنون میشم راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید یا مباحث «حبّ اهل البیت» و یا مباحث «حقیقت نوری اهل البیت» و یا کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بوده باشد. زیرا بحثی که ۱۰ جلسه باشد در رابطه با امامت، نداشتهایم. موفق باشید
سلام: سوالی در این مورد دارم که چرا شخصیت بزرگی همچون آقای دکتر رضا داوری اردکانی هیچگونه موضعی در مورد شهادت و شخصیت شهید سلیمانی (که مقام معظم رهبری از او به مکتب سلیمانی تعبیر میکند) ندارد؟ آیا ایشان مصلحتی را در نظر دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمیتوان در این مورد نظر داد. به نظر میآید ایشان احساس کردهاند کسی نیستند که از نظر اجتماعی بخواهند در این مورد اظهار نظر کنند. وگرنه تعلّق ایشان به انقلاب اسلامی کاملاً مشخص است. موفق باشید
جناب مولوی میفرماید که: صوفی ابنالوقت باشد ای رفیق نیست فردا گفتن از شرط طریق. ابن الوقت بودن یعنی آزاد از گذشته و آینده، خود را در حال نگه داشتن. اگر انسان گرفتار فرداهایش شد، دیگر در عالم دینی مستقر نیست. حتی اگر گرفتار گذشته هم شود باز از عالم دینی بیرون میفتد. عالم انسان دینی. سوال ما اصلا چطور وارد این عالم دینی بشیم که در وهله بعدی حفظش کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با اُنس با خداوند و حضور ذیل اراده الهی در این تاریخ در دل انقلاب اسلامی و توجه به شخصیت رهبر معظم انقلاب که حقیقی ترین سخنِ این دوران را متذکر میشوند؛ کار، جلو میرود و راه، گشوده میشود تا انسان در «وقتِ» خود قرار گیرد. از نظر معرفتی در این رابطه خوب است به «برهان صدیقین» و شرح آن که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی، وقت بخیر. در مورد این که می فرمایند «خود را از همه پایین تر و گنه کار تر ببین و این که بایستی مومن عزت نفس داشته باشد» لطفا توضیح دهید که این دو مورد چگونه قابل جمع است؟ با تشکر و تقدیر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان در نسبت با دیگر مؤمنین در درون خود مییابد که چه اندازه راه نرفته در پیش دارد. ولی نه آنکه در ظاهر و در مواجهه با دیگران، خود را خوار و ذلیل نشان دهد. موفق باشید
سلام استاد: من دغدغه این را دارم که از حرکت جهان و نقش انقلاب اسلامی در آن جا نمانم. اما نمیدانم در کجا باید تاثیر گذار باشم. پیش نیاز تاثیر گذاری در این حرکت چیست؟ از کجا بفهمیم باید در کجا باشیم و کجا خدمت کنیم؟ احساس جا ماندن میکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در تاریخی است که با انقلاب اسلامی پیش آمده. حال در این حضور که عملاً حضوری است ذیل شخصیت رهبر معظم انقلاب، هرکجا که باشیم آنطور که مؤثر است، عمل کردهایم؛ بقیه راه را خداوند پیش میآورد و وظیفه ما آن است که در هر شرایطی از معارف قرآنی غفلت نکنیم. موفق باشید
سلام استاد: خسته ام استاد. سعی میکنم جدی باشم همانطور که فرمودید، برای عدهای معرفت نفس میگویم، فصوص میخوانم، منازلتان را میخوانم، جلسات شما را سعی میکنم بیایم، فکر کنم، تضرعی شاید داشته باشم، دغدغه عرفان را دارم اما بخدا قسم بعضی اوقات بسیار کم میآورم، برمیگردم! مثلا امروز ظهر نماز مسجد را نرفتم و الان هم که دارم نامه تایپ میکنم حس نماز را ندارم، از خودم دلگیرم و بدم میآید، عصبی میشوم با خانم، استاد شما را به خدا قسم کمکی بدهید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در این زمانه که زمانه عسرت است و روحیه نیستانگاری تقدیرِ این زمانه است، بتوانیم اولاً: آن را درک کنیم و نادیدهاش نگیریم و ثانیاً: متوجه راهی باشیم که در افق توحیدیِ انقلاب اسلامی به سوی ما گشوده است تا حرارت حضور در چنین افقی، آرامآرام به سوی ما آید. آری! قصه، قصه عسرت است و در عسرت باید خود را برافراشته نگه داشت ماورای احوالاتی که به سراغمان میآید تا ما را از جایگاه و جای خود بکَند. نه! باید در مقابل طوفان پایداری کرد و قدرت خود را تجربه نمود. خوشا به حال آنانی که به جای قدمگذاشتن در جادههای کوتاه و هموار، به قلّهها و جادههای سنگلاخ نظر دارند. عرایضی اخیراً در رابطه با «نیستانگاری» که تقدیر این دوران است، شده، خوب است سری به آن دو جلسه بزنید. https://eitaa.com/matalebevijeh/15160 و https://eitaa.com/matalebevijeh/15167
موفق باشید
سلام استاد معزز: سوال این است که: اگر همهی تعینات و تشخصات را از وجود حذف کنیم بنا بر گفته امیرالمؤمنین علی علیه السلام در خطبه ۱ نهجالبلاغه که فرمودند کمال التوحید نفی الصفات عنه، بی قیدی مطلق، عدم است. و بنظرم در اندیشه فردید و هایدیگر و امثاله علت العلل شیطان است ولی آن حقیقتی که عاری از همه چیز است و عرفا به آن نظر دارند و با رفع تعین و تشخص و تعلق در پی فنای در اویند چیزی جز نیستی و عدم نیست. بنظرم عارف باید بتواند همه چیز را جمع کند و برسد به اینکه وجود با عدم یکی است، در حقیقت باطن این دنیا عدم و صافی و بی آلایشی حق است و وحدت یعنی نیست شدن همه چیز البته نیستی که عین هستی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین هستی و هستی مطلق، عدم نیست؛ وجودی است که به اعتبار احدیتاش در ذات خود مستغرق است و انسان با هستی خود میتواند متوجه هستی به معنای مطلق آن بشود از آن جهت که مییابد که خودش فقط «هست». آری! «انسان فقط هست» ولی عدم نیست. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم: ببخشید استاد می خواستم در مورد تاثیرات هرمنوتیک هایدگری در فهم متون دینی و رابطه آن با تاویل بدانم؟ آیا شما کلیت نقد هایی که به هرمنوتیک هایدگری مثل نسبی گرایی وارد می شود را قبول دارید؟ و این که تفاوت هرمنوتیک فلسفی هایدگر با گادامر چیست و آیا بیش تر نقد ها در هرمنوتیک فلسفی به قرائت گادامری آن بر نمی گردد؟ با تشکر التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً متوجه میباشید که بحث در این مورد بسیار مفصل است و اگر درست فهمیده شود، هرگز تصور نسبیگرایی از آن بر نمیآید. به نظر بنده مباحثی که آقای دکتر محمدرضا بهشتی در این مورد داشتهاند و مؤسسه «روزگار نو» صوت آن مباحث را منتشر کرده، کمک میکند. موفق باشید
با سلام وعرض ادب: استاد گرامی با این جنس گفتگو ها در این کلیپها اگر احیانا نسبتی برقرار می کنید با ما هم به عنوان برنامه ریزان مراکز قرآنی در میان بگذارید آدرس کلیپ های مورد نظر،🔻 https://eitaa.com/tafakkor_qurani/2892 ویا 🔻 https://eitaa.com/35505591/1012 ویا 🔻 https://eitaa.com/khamenei_ir/4827
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار از عهده ما بیرون است. آری! اگر کسی سؤالی در رابطه با مباحثی که عرض شده است؛ داشته باشد و از طریق سایت سؤال بفرمایند؛ میتوانیم در خدمتشان باشیم. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخير بنده برای انتخاب رشته بین «علوم قرآن و حدیث» و «نهجالبلاغه» مردد هستم. اگر جنابعالی بودید کدام را انتخاب میکردید؟ هدف بنده هم در آینده کار تربیتی هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که نهج البلاغه نیز جدای از قرآن و حدیث نیست؛ میتوانید ان شاءالله با ورود به رشته نهج البلاغه با بشر جدید از حکمتهای آن کتاب بزرگ سخن بگویید. حکمتهایی که امروز، بشر جدید سخت بدان نیازمند است. موفق باشید
سلام استاد طاهرزاده بزرگوار: عاقبتتون بخیر. سوالی داشتم خواستم نظر شما رو درمورد اسم سوفیا بدونم دخترم ۸ سالشه و اسمش سوفیا هست من با توجه به معنی خوبی که داشت این اسم رو انتخاب کردم اما الان شخصی به من گفتن از نظر ماورایی خوب نیست و زنان بدکاره غربی این اسم رو میزارن نظر شخص شما برلم مهم هست که آیا این اسم نیکو هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان معنای اسم مذکور نیستم ولی در هر حال در فرهنگ ما اشاره به نماد خاصی نیست. در حالی که در فرهنگ خود نمادهای خاصی داریم که اشاره به شخصیتهای اصیلی میباشد و انسان نام خود را در نمادی که آن نام بدان اشاره دارد، احساس میکند. موفق باشید
با سلام: نصرالله پورجوادی: «روشنفکر دینی میخواهد از دین استفاده ابزاری کند. میخواهد دین را طوری بزک کند که با آن بزند تو سر مارکسیسم. روشنفکران دینی ما کارشان را با مبارزه با مارکسیسم آغاز کردند. من نمیدانم آنها در سال ۵۷ از انقلاب استفاده ابزاری کردند تا مارکسیستها را از صحنه خارج کنند یا نه، ولی مطمئن هستم از دین استفاده ابزاری کردند تا با آن انقلاب کنند. پروژه روشنفکری دینی در ایران با شکست مواجه شده و آیندهای نه در ایران دارد و نه در هیچ کشور دیگر. چون انسان در عصر جدید میخواهد در جامعۀ جدید زندگی کند. با دیدی جدید میخواهد آیندۀ خود را بسازد، در این جامعه دین هم میتوان داشت، ولی تا جایی که از آن دین استفاده ابزاری نخواهند بکنند.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روش حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» همان سیره پیامبر و امامان «علیهمالسلام» بود و مردم ما نیز ذیل شخصیت امام انقلاب کردند و نه ذیل روشنفکران. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. دوست دارم بروم! من روزی به دنیا آمدم و انواع و اقسام رنج ها را دیدم آنقدر زیاد که فکر میکردم همه هم مثل من رنج میبینند اما اینطور نیست. بدنبال تعبیرهای زبان گفتار من نگردید من بلد نیستم آنطور که دوست دارید حرف بزنم فقط رنج را و عشق را فهمیدم که شماها فاصله میان آن دو را پرورش مینامید یا هرچه که به آن علاقه مندید اما برای من بیشتر مثل انتظاری سخت با مردمانی ناخوش و حرف هایی که نمیفهمم اما دگر گونم کرده گذشته است؛ دوست ندارم دیگر آنها را ببینم آنها مرا بیش از حد توانم آزردند هرچند آنها منند در نوعی دیگر. شبانگاهان در آرزوی خودی از خود سپری شد و صبگاهان درگیر حرف های ناآشنا که در سرم زمزمه شده و مرا بلعیده و سپس بالاآورده، من برای کسی مهم نخواهم بود و قطعا گم خواهم شد، برای خداهم این ها چیزی نیست البته رابطه من با او بر پایه ی معامله بنا نشده. لطفا بگذارید من بروم بنده آدم خیلی بدی هم نیستم. اگر در این عالم مرگ را به عدالت بخواهند تقسیم کنند من به اندازه هزاران هزار نفر تشنه آنم و این حق من است من به جای همه حاضرم بمیرم تا شما زنده تر باشید. فقط مرا چون هوایی که در آن تنفس میکنید به فراموشی بسپارید چنان که گویا هیچ وقت نیستم. من روزی هیچ کس نبودم اکنون آرزویم هیچ کس نبودن است این آرزویِ من است حال شما این کلمات را زندگی بیشتر مینامید من هم همان را میگویم منتهی دلم از خون آبه چرکین و سینه ام از خشم انباشته است آنقدر که دلم را هزاران بار مردانده اند خدا بکشتشون تا معنی زندگی را بچشند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «آشتی با خدا» در قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد؟» عرض شد؛ این حالات، قصه روح و روان هر انسانی است که اهداف اصیل زندگی را که با خودبودن و با خدابودن و با خلقبودن است را گم کرده است و اینجا بود که عرض شد ما نیاز به سه آشتی داریم: آشتی با خدا و آشتی با خود و آشتی با خلق. موفق باشید
