بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38135

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: پبرو سوال ۳۸۰۸۸ تلاش برای دیدن وجه انسانی آدم‌ها. سوال و جواب نیست که درخواست توجه دادن به جایی است که بشود وجه انسانی آدم‌ها را دید. آیا امکان چنین دیدنی هست؟ قطعا هست، اما اگر بگوییم مشکل است شاید بی‌راه نیست. حداقل برای خودم. اینکه باید در افقی حاضر شد و در آن افق است که می‌توان آدمیت آدم‌ها را دید قطعا همین است. و قطعا و یقینا آن افق انقلاب اسلامی است که جلواتش را در شهید رئیسی و حاج قاسم و خود حضرت آقا می‌بینیم. اما سخت بودنش در حاضر شدن است، در تغییر عالم است. سهل دیدن‌اش نرسیدن است. اینکه سید حسن نصر الله از خدمت آقا می‌رسد و از خسته شدن و تحویل مسئولیت به دیگری می‌گوید و رهبری او را به خلوت کردن با خدایی که قادر و حکیم و علیم و رحیم است می‌دهند، در گفته شما ذیل این حرف که فرمودید: این افق و این حضور کار هرکسی نیست و اگر در افق سیدعلی‌ها و سید حسن نصرالله‌ها حاضر شدی می‌توانی با چنین خدایی روبرو شوی. از این سخن سخت بودن چنین حضوری را می‌فهمم. نه غیرممکن بونش‌ را. از بی‌عالمی بیچاره شدیم. از بی‌تاریخی خویشتن به تنگ آمده‌ایم. از این نیهیلیسم که می‌گویید و حتی سخت آن را درک می‌کنیم و نمی‌دانیم چه در ماست که اینقدر زمین‌گیر خویش را می‌یابیم، بی‌طاقت گشته‌ایم. آری! بی‌ادبی به آدم‌ها در نظر نگرفتن وجه انسانی آن‌هاست. بی‌طاقتی و لجاجت و بی‌صبر شدن هم از وجوه آن‌ است. اما این را در خود می‌یابم که حتی اگر این توصیه را هم بکنید که وجه انسانی آدم‌ها را در نسبت با آن‌ها در نظر بگیرید و حمل بر صحت کنید، باز اگر در توجه آن هم باشم باز بی‌طاقت می‌شوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جدّی‌ترین اندیشه همین است که ما کمتر به این نکته می‌اندیشیم که تاریخی آغاز شده و ما باید خود را در آن حاضر کنیم تا بیابیم چه اندازه راه، گشوده است. عرایضی در رابطه با حضور تاریخی که با شهادت شهید اسماعیل هنیه پیش آمد در سؤال و جواب شماره 38134  شد. خوب است به آن رجوع شود. موفق باشید

37687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز و گرامی: من خیلی دوست دارم با عالم خواب و رویا آشنا بشم. متوجه شدم که برای خودش جهانی هست. لطفا راهنمایی بفرمایید. جزوه و کتاب یا سخنرانی‌ای هم در این زمینه هست معرفی بفرمایید. سپاس فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم آیت الله شجاعی در کتاب «پنج رساله» در رساله پنجم تحت عنوان «تشابه کلام و رؤیا» نکاتی دارند که خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. در ضمن خوب است به جواب سؤال شماره ۲۵۷۱۷  نظری بیندازید. نکاتی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این مورد عرض شده است. موفق باشید

37352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: سوالات زیادی دارم که با توجه به متفاوت بودن مباحث آن ها را در سوال های جدا از هم طرح می‌کنم پیشاپیش از اینکه وقتتون را می‌گیرم عذر خواهی می‌کنم من‌جوانی هستم که چند سالی است دانشکاهم تمام شده. در دانشکاه شرایط عرفانی و روحی خوبی داشتم. حالا دیکه از اون دوستان و کتب و مکان های معنوی و فضا های معنوی خبری نیست کم کم دچار روزمرگی، کار، ارتباط نالازم و‌ کاها تلفنی ناسالم با نامحرم، دوری از مسجد و... شدم من همیشه دوست دارم در محضر خدا باشم و هیچ وقتتت از انکه فلان گناه را می‌کنم خوشحال نبودم و نیستم ولی تقریبا در همه ی ازمون های خدا شکست خوردم خیلی دوست دارم عاشق خدا باشم خیلی دوست دارم همیشه خودم را در محضر خدا ببینم ولی کشش فضاهای گذشته اینقدر زیاد هست که نمیتونم و اصلا نمیتونم صبر بر طاعت کنم به شدت احساس تنهایی که می‌کنم میرم سراغ گناه و نامحرم و پیام و... از طرفی به شدت دوست دارم در محضر خدا باشم نمیتونم و نمیدونم چه کنم راه های زیادی را هم امتحان کردم ذکر، کتاب، دوری از فضای مجازی و.. ولی نشد که نشد این عشق به خدا چطور باید برگرده!؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر فرموده اند: «مهر خوبان در میانِ جان نشان / جان مده الاّ به مهر دل‌خوشان» از آن جهت است که باید افق جان ما شخصیت انسان‌های کامل باشد و با آن‌ها به‌سربردن از طریق انس با شخصیت علمی و عملیِ آن‌ها؛ جهانِ ما همانی می‌شود که آن عزیزان در آن جهان حاضرند. در این رابطه ارتباط با دوستان معنوی و حضور در جلسات معرفتی، ما را هرچه بیشتر به خودمان برمی‌گرداند تا در جهانی که شهید حاج قاسم سلیمانی‌ها در آن قرار گرفته‌اند، قرار گیریم و در فهم رهبر معظم انقلاب توفیق یابیم. موفق باشید

37254
متن پرسش

سلام استاد: همین حالا که برایتان می‌نویسم خبر دادند به زن مسلمان تعرض شده جلوی شوهر و فرزندش. حقیقتا حالم از خودم به هم می‌خورد هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم. من فدایی این این انقلاب و میراث حضرت روح الله هستم اما به نظرتان مصلحت سنجی سیاسی تا این حد تعارض با عقایدمان ندارد؟ این بن بست سیاسی نیست؟ غریتمان از آن سرباز آمریکایی که خودش را آتش زد کم تر نیست؟ واقعا ماندیم چه کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که ذیل سؤالات شماره 37250 و 37244 عرض شد، امید است خداوند راهی بگشاید تا با تمام وجود در میدان مقابل با اوج ظلم حاضر شویم «ولو بلغ ما بلغ» ذیل تصمیمات حکیمانه ولیّ الهی این زمان یعنی حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی». موفق باشید

37096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و دعای خیر: استاد با توجه به افرادی که در تهران منتخب مردم شدند نظر حضرتعالی در خصوص نحوه حضور اشخاصی مثل آقای رائفی پور در خط دهی سیاسی چگونه است؟ به نظر شما این نحوه از کنش‌گری در مجموعه به نفع جریان انقلابی است یا خیر؟ تخریب افرادی مثل آقای قالیباف که عملکرد آنها مورد تایید رهبری است توسط آقای رائفی پور موجب کاهش اعتماد عمومی و حتی کاهش مشارکت نشده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد ما هر دوی آن عزیزان را فرزندان انقلاب می‌دانیم و سیره رهبر معظم انقلاب طوری نیست که ما گرفتار دو قطبی شویم. موفق باشید

36854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت بخیر: آیا واقعیت دارد ک حضرت امیرالمومنین علی (ع) در زمان حکومتشان از ۳۴ فرض (امر واجب) چشم پوشی کردند بخاطر اینکه جامعه اون روزگار( پس از خلفا) پذیرا نبودند؟ اگر صحت دارد لطفا توضیح می‌فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّت، همین‌طور است و آیت الله حسینی تهرانی در مجلدات «امام شناسی» خود متذکر بعضی از آن موارد شده‌اند که بهتر است به آن کتاب‌ها رجوع فرمایید. بنده حضور ذهنی نسبت به آن موارد ندارم. موفق باشید 

36853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد سلام: این چند وقته عجیب دیدیم که خدا با مقاومت است. بی پروایی یمنی ها عجیب تر. من بر سر قضیه حکمت داشتن مومن در حوادث ماندم. اگر این همه خدا با ماست پس چرا علما در زمان پهلوی اول مثل امام جلوی پهلوی نایستادند. زمان امام خمینی چی بود که قبل از آن نبود؟ رضا شاه قلدر باشه یا نباشه که برای خدا فرقی نمی کنه. الان دیگه این صهیونیستی ها از رضا شاه که چیزی کمتر ندارند ولی خدا با فلسطینی ها و یمنی هاست. ما اگر اعتقاد صد درصد به این داشته باشیم که خدا با ماست و قلدری طرف مقابل هم تاثیری در این مطلب نداره، حال بر اساس حکمت باید ملاحظه چه چیزهایی را داشته باشیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌طور که در زمان حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و در حال حاضر مسائل برای مردم روشن بوده که دشمنان چه بر سر دارند و راه مقابله با آن چگونه باید باشد؛ در آن زمان پیش نیامد و به همین جهت متأسفانه ما در جریان مسجد گوهرشاد نتوانستیم نتیجه لازم را کسب کنیم آن‌طور که در این زمان در انقلاب اسلامی و در غزه حاصل شد. موفق باشید

36338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: این روز ها دارم دنبال یه حرفی یا سخنی می‌گردم تا دلم حال بیاد. بالاخره اون حس و حال اربعین ازم گرفته شده دیگه باید بگردم دنبال حال و شوری که بتونم بگم که منم هستم، ولی انگار حق نورانیت خودش رو از من دریغ کرده. به خدا من هم نمی دونم این چه مسخره بازی هست که حالا که با خودم گفتم باید پای کار انقلاب اسلامی وایسیم دارم سر خودم و بقیه در میارم. چرا نمیشه حتی آدم بود؟ سرباز امام بودن پیش کشم باشه. من میدونم شماهم کاری از دستتون بر نمیاد ولی بالاخره باید با یکی حرف هام رو بزنم که، حتی اونم پیدا نمیشه. دیگه نمیشه حتی توی خونه موند. برای همین بابت این سوال ها معذرت میخوام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید نه از بنده کاری بر می‌آید و نه از دیگری!! مگر این‌که خود هرکس با حضور در تاریخی قرار گیرد که از یک طرف دامِ نیست‌انگاری و پوچی او را تهدید می‌کند و از طرف دیگر افق حضور در تاریخ انقلاب اسلامی مقابل او گشوده شده است. در مورد بحث نیست‌انگاری خوب است سری به ۴ جلسه‌ای که در این مورد عرایضی شد، بزنید https://eitaa.com/matalebevijeh/13805. و نیز سری به سؤال و جواب شماره 36340 بزنید خوب است. موفق باشید

36303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: جايي ديدم كه خدا گفته همه شماها در رهن آنچه كسب كرده ايد هستيد، بنده زندگي بشدت تاريكي را تا اين اواخر داشتم و مدتي هست كه دنبال اصلاح خودم هستم، نماز اول وقت و نماز شب و دعاها و ذكرها و هر مستحبي كه بتونه كمك كنه رو انجام ميدم اما بازم قلبم خاموشه و حسش نمي‌كنم، باز هم سر بزنگاها تسليم هواي نفس و وسوسه شيطان ميشم و واقعا خسته شدم از اين همه ظلمتي كه درونم جمع شده، چه كنم از رهن گناهانم خارج بشم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آقای قادر طهماسبی چه خوب سروده است، آن‌جایی که می‌گوید:
 بیا باز امشب ای دل در بکوبیم / بیا این بار محکمتر بکوبیم
آری! «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش» و در این مسیر که مسیر توحیدی است، باید صبر و پایداری پیشه کرد و منتظر ماند تا ان شاءالله به مرور نتایج خود را نشان دهد. موفق باشید

 

36277
متن پرسش

سلام استاد: واقعا قضیه فلسطین همه ی معادلات دنیا رو به هم زد. همه ی دستورات روانشناسی و پزشکی و تغذیه و ... برای داشتن زندگی موفق و رشد و مهارت و توانایی. انصافا زنان و جوانان و حتی کودکان غزه کجا و چه زمانی آموزش دیدن و یاد گرفتن این همه استقامت و صبر جمیل را؟ در حالی که به طور میانگین سهم هر کدام دو قرص نان در طول شبانه روز هست. تصورش هم دشوار است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان به این نکته اندیشه کرد که مردم فلسطین متوجه شده‌اند حال که جهان استکباری تا این اندازه وحشی و غیر انسانی است، گویا رسالتی بزرگ‌تر از حتی شکست دا دنِ رژیم صهیونیستی به عهده آنها است تا به مردم جهان نشان دهند در چه تاریخی زندگی می‌کنند که بسی ظلمانی است و راز این مقاومت عظیم را باید در نگاه تاریخی مدّ نظر آورد و گویا در همین رابطه رهبر معظم انقلاب فرمودند جهان آینده، جهان فلسطین است. با توجه به سخنان جنابعالی چه اندازه خانم سحر شهریاری در کانال https://eitaa.com/saharshahriary چه خوب در مورد نگاه و رسالت مادران غزه مطرح فرموده‌ آن‌جایی که می‌فرماید:
روزهای بعد از پیروزی، روزهای جهان بدون صهیونیسم،
ما زن های مسلمان باید یک پویش بین المللی راه بیندازیم و از مادران غزه بخواهیم یک دوره تربیت دینی فرزند برایمان برگزار کنند.
نه از این دوره های عجیب و غریب فانتزی امروزی، که وسط امتحان عملی، وسط سرگردانی و حیرت و شک‌های زندگی به دردمان نمی‌خورد. مادران و مادربزرگ های فلسطینی، اساتید مسلط مقاوم پروری هستند. باید یک کلاس جهانی تشکیل شود و آن ها برایمان زیسته هایشان را بگویند.
بگویند چطور می‌شود فرزندت را آنقدر مؤمن و قوی تربیت کنی که وقتی از زیر آوار ناملایمات (آوار خانه و ساختمان یا آوار گرفتاری و شکست و مصیبت) بیرون آمد، اول سجده‌ی شکر برود و بندگی یادش نرود.
چطور می‌شود فرزندت را آنقدر مؤمن و قوی تربیت کنی که در لحظه های نفس‌گیر مرگ عزیزانش قرآن بخواند
و برای دیگران شهادتین زمزمه کند و دعا و یاد الله اولین پناهگاهی باشد که در شرایط سخت یادش می‌آید، نه پناه بردن به عشق پوشالی و اندوه و خودزنی و فاز افسردگی گرفتن...
مادرهای غزه باید یادمان بدهند چطور می‌شود فرزندت را آنقدر مؤمن و قوی تربیت کنی، که بجای توقع از همه کس و همه چیز و شاکی بودن از زمین و زمان، در لحظات سخت هم شاکر باشد، وگرنه شاد و راضی بودن به وقتِ آسایش را که همه بلدند.
امام زمان ما یارانش را از مؤمنانی انتخاب می‌کند که قدرت روحی دارند، نه از بین وارفته ها و مچاله های روحی، ما نیاز به آموختن الفبای این سبک زندگی داریم!
به مادرهای غزه بگویید: برایمان یک دوره تربیت دینی فرزند بگذارند، که سربازانی قوی برای طوفان الاقصی‌های دنیا لازم داریم.  موفق باشید         

 

36267
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی: در ارتباط با جلسه بنیان ها؛ آیا عبارت نه شرقی، نه غربی اشاره به محوریت وجود دارد؟ و تعادل را مطرح می کند؟ امکان های زندگی غربی و شرقی در انسان امروز جمع شده است، غربی ها مشغول مدیتیشن و تای چی هستند و شرقی ها مشغول تکنیکی شدن و به روز شدن در سبک زندگی غربی. ولی هیچکدام نور نشد. و هم شرقی، هم غربی؛ جهان بین دو جهان انقلاب اسلامی نیست که نه مسجد (عبودیت شرقی) است و نه مدرسه (استدلال غربی)، بلکه میخانه است. نور وجود همچنین آیا تمدن اسلامی (مدنیت و شهر) تقاضای تجلی بهشت است؟ آیا انصار و مهاجرین در شهر مدینه، می توانند الگویی برای مدنیت اسلامی امروز ارائه کنند؟ در ارتباط با شهر، انسان محاط در محیط است و الگوهای رفتاری که به انسان تحمیل می شود، آداب زندگی او را می سازد. و چه فایده ایی دارد آدابی که زندگی را تهی از معنا می کند. آنچه می تواند هدایت گر باشد در رسیدن به مدنیت اسلامی حضور کمک کنندگان و هجرت کنندگان به اسلام حقیقی است که در نحوه ی تعامل آنها با یکدیگر الگو ها ظهور می کند. و اما شهر های ما کجای این قصه ایستاده اند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجه غربی انسان ما را در عقلانیت زنده نگه می‌دارد و وجه شرقی ما، ما را در عبودیت و اُنس، آری! در انس حاضر می‌کند و حال، این مائیم با این دو بال و زندگی در زمین، تا نه بدون عقلانیت اقدام کنیم و نه از انس با حق و خلق غفلت نماییم. اینجا است که مثلاً شهری خواهیم داشت مانند شهر اصفهان زمان صفویه که در عین آن‌که شهر است، نه خانه‌های آن بی‌روح است و نه شهر طوری است که انسان‌ها از همدیگر بیگانه باشند، به طوری که کوچه و شهر و بازار در هم تنیده شده اند. عمده بر می‌گردد به نوعی به خودآمدن که نه از وجه غربی و عقلانیت خود غفلت کنیم و نه از وجه شرقی و انس خود با عالم و آدم. مثل همین نوشته خودتان که در عین آن‌که نوعی انس است، عقلانیت را به میان آورده است. مانند آنکه انسان در شهرِ اصیل معلوم نیست به بازار می‌رود تا خرید کند یا دوستان و آشنایان را ملاقات نماید بدون آن‌که بخواهد آن نقیصه را با سینما و پارک و رستوران جبران کند. ما در بستر انقلاب اسلامی باید به شهرِ پس‌فردایی فکر کنیم. موفق باشید     

36217

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ضمن تشکر از استاد معزز: اگر همه افراد به سراغ علم نافعی که در نامه ۳۱ آمده است بروند تکلیف اداره امور جامعه که نیاز به همه رشته های تحصیلی برای خودکفایی کشور دارد چیست؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم نافع، جهت‌گیری انسان را اصلاح می‌کند تا در بستر آن علم، انسان‌ها از تجربه‌های‌شان در امور اجتماعی بهترین نتیجه را بگیرند وگرنه به جای گزیده‌شدن از یک سوراخ، هر روز از ده‌ها سوراخ گزیده می‌شوند زیرا حکمت لازم را که همان علم نافع است در میدان دید خود نسبت به امور به کار نگرفته‌اند. موفق باشید

36103

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد: در فایل صوتی «قدس افق حیات مسلمین» از نوع نگاهی صحبت شد که خیلی کلیدی بود. برای بنده هنوز به طور کامل این نوع نگاه درک نشد. بنده اینگونه متوجه شدم که انسان در واقع فقط یک کار دارد در این نظام هستی و در دنیا اون هم اینه که فقط حاضر باشد در اکنون خودش و وظایفش رو هم انجام بده، و خیلی متکی به برنامه ریزی فانتزی نداشته باشه، که خودش وقتش که بشه بدست انسان انجام میشه. انگار یجوری آدم در حضور خودش رو سپرده به پروردگارش (توکل و تسلیم) و اینه که آدم از بی ارادگی خلاص میشه و تصمیماتش از منطقه بودن و حضور میاد نه از ذهن و منیت خودش! نمیدونم درست فهمیدم یا نه. خیلی دوست دارم این نوع نگاه را بطور کامل درک و دریافت کنم. ممنونم اگر کمکم کنید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. خوب است چنانچه فرصت داشته باشید آن مباحث را با نگاه جناب آقای نجات‌بخش در کانال »سیمای هنر و اندیشه/ سُها» https://eitaa.com/soha_sima دنبال بفرمایید. موفق باشید

36028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: یک نکته ای که جدیدا متوجه شدم، این است که، اگر بین خواب و خواندن نماز و انجام عبادت مخیر شوم، خواب را ترجیح می‌دهم. اگر در جایگاه امام حسین (ع) بودم، و بین یک روز شهادت زودتر و یک روز عبادت مخیر می‌شدم، تعجیل بنده در شهادت بود. سخت است در این دنیا بودن، و هرچند عبادت شیرینش می‌کند، ولی شاید چون حین عبادت من را می‌بینم ولی حین خواب هیچ نمی‌بینم. بعضا وقت سحر و برای نماز صبح، بیدار می‌شوم، به شکلی که خوابم نمی‌برد، ولی دوست دارم بخوابم. هرچند دوست دارم بیدار شوم و حس و حال سحر را درک کنم ولی ترجیحم خواب است. بیشتر بخاطر اینکه، خواب برادر مرگ است، با خواب خودم را فراموش می‌کنم، ولی در نماز من حضور دارم. در حالیکه حین عبادت لذت می‌برم، ولی با توجه به شرایط فعلی بنده خواب خوشایند تر از نماز است. باید چه کنم که از این فرصتها استفاده کنم و با این حال از دست ندهم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال انسان چه در خواب و چه در بیداری نزد خود حاضر است منتها در خواب، تنها در اختیار ملکات خود می‌باشد بدون آن‌که بتواند اراده جدیدی داشته باشد. ولی در بیداری همواره می‌تواند راه‌های نرفته را در مسیر سلوک الی الله طی کند و از این جهت، بیداری و زندگی در دنیا فرصتی است تا بر تعالی خود بیفزاید تا در خواب و مرگ از آن اراده‌ها به صورت ملکاتِ برتر بهره‌مند شود. موفق باشید

36018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: مدتی هست توفیق دارم در یکی از موسسات فرهنگی، مربی گروهی از نوجوانان دبیرستانی هستم، در این گروه تعدادی از نوجوانان هستند که با وجود شرکت در جلسات معرفتی فراوان و... هم از لحاظ استعدادی، استعداد معرفتی کمتری دارند هم دچار مشکلات متفاوت مانند اعتیاد، شرکت در هیئات تقریبا منحرف و .... هستند هرچقدر برای کمک به این دوستان تلاش می‌کنم فایده ای ندارد به نظر شما تا کجا باید برای هدایت دیگران تلاش کرد؟ و برای این نوجوانان با توجه به استعداد معرفتی کمتری که دارند چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل عمده امروزینِ جوانان ما، ابهام در معنای بودنِ خودشان است.  از این جهت باید در موضوع «معرفت نفس» و توجه به حضور بیکرانه اکنون جاودانه آنها با آن‌ها صحبت کرد و با حوصله، آن‌ها را متوجه بودنی بس متعالی نمود. موفق باشید

35925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما استاد بزرگوار: من یه دختر ۱۳ ساله دارم که خیلی بهم بی احترامی و اذیت می کنه. ولی با پدرش جرات این رفتارها رو نداره. وقتی هم دیگه شورش رو در میاره و مثلا من میگم امروز نمیشه بری کلاس یا باش قهر می کنم تازه دست پیش رو می گیره و می ره توی اتاقش در رو قفل می کنه. اگه چیزی که میخاد رو نخرم یا کاری که می گه نکنم شروع به بی ادبی می کنه. اصلا نمی دونم چیکار کنم. استاد جان خیلی نگرانم که روز به روز بدتر بشه. راه حلی بفرمایین ممنون میشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشاوران در مباحث روان‌شناسیِ سنین مختلف این موارد را بررسی کرده‌اند و بعضاً به تجربیات قابل استفاده‌ای رسیده‌اند. خوب است که در این مورد  با آنها مشورت نمایید. موفق باشید

35921

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: حالتون خوبه الحمدالله. حاج آقا چگونه نگاهی باید نسبت به سخنرانی های امامین انقلاب داشت؟ نگاه تحلیلی نسبت به بیانات ایشان باید چگونه باشد؟ بنده قصد دارم بیانات را به عنوان مثال با دولت بررسی کنم، چه باید بکنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید با تحلیل آن سخنان، متذکر اشاراتی شد که در سخنان آن عزیزان مدّ نظر است. مانند عرایضی که نسبت به سخنان رهبر معظم انقلاب با طلاب و مبلغین مطرح شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/14359 . موفق باشید

35646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت شما رأس هرم و پاسخگويى. يكى از شباهت‌هاى نظام «شاهنشاهى مدرن» و «حكومت اسلامى مبتنى بر ولايت فقيه»، معصوم ماندن «فرد در رأس قدرت» است. در كشورهايى كه چنين ساختارى دارند، هميشه يا غالباً، انگشت اتهام يا ناكارآمدى، به سمتِ زيرمجموعه‌هاى رأس هرم، نشانه مى‌رود؛ نه خود رأس هرم. هر اتفاق يا كاستى باشد، سرانجام به رأس هرم، ربطى ندارد؛ و بايد يا زيرمجموعه‌ها عوض شوند، يا همان‌ها پاسخگو باشند. مثلاً، در كشور خودمان، هدايت كشور در همه ابعاد (و نه فقط مسائل دينى) به دست «رهبر» ايران تعريف شده است؛ و سه قوه و بسيارى نهادها و سازمانها، زير نظر و كنترلِ مستقيم و غيرمستقيم رهبر قرار دارند؛ ولى مثلاً، اگر در صدا و سيما و يا قوه قضاييه، خطاى مهمى صورت گيرد، يا عملكردشان مطلوب نباشد، هيچگاه رهبرى نظام (به عنوان رأس هرم كشور)، مسؤوليت خطاهاى آنها را به گردن نمى‌گيرند؛ و اين يعنى، «معصوم ماندن» در رأس هرم.  اين در حالى است كه، در بسيارى كشورهای دمكراتيك، اگر كارمندِ جزيى، خطاى مهمى انجام دهد، غالباً وزير يا نخست‌وزير، به راحتى استعفا يا حداقل، عذر خواهى مى‌كنند. سؤال اگر پادشاه و يا ولى فقيه، كه در رأس هرم كشورها هستند، «كاره‌اى» نيستند؛ پس اساساً چرا باشند؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جایگاه رهبر انقلاب، جهت‌دادن به سیاست‌های کلّی نظام است. ولی هر قوه‌ای مسئول خاص خود را دارد و نسبت به وظایفش البته باید جوابگو باشد. موفق باشید

35520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: متاسفانه امثال بنده ، نتونستیم خوب درک کنیم که چقدر نیاز داریم حضرت حجت (ارواحنا له الفداء) ظهور کنند . آنچنان که باید، احساس نیاز نمی‌کنیم و مشتاق نیستیم وحتی خیلی بدتر از این گاهی می‌ترسم. چون یه بار یکی از افراد انقلابی مشهور گفتن که اگه امام زمان ظهور کنند دیگه ثواب عبادات ما خیلی کمتر میشه و... . چکار کنم نگاهم به قضیه درست بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر آن‌کس که به دنبال بهترین بودن برای خود و برای جهان بشری است، مسلّم در مقام انتظار نسبت به حضرت حجّت «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» قرار دارد از آن جهت که به بدی‌ها و پلشتی‌ها رسمیت نمی‌دهد. مهم این نیست که ما هنوز شایسته حضور ذیل آن حضرت قرار نگرفته‌ایم، مهم آن است که در طلب چنین حضوری باشیم و این، خود به خود شایستگی لازم را پیش می‌آورد زیرا برای بدی‌ها رسمیت قائل نشده‌ایم. موفق باشید

35326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: نظر حضرتعالی در مورد دیپ فیک یا جعل عمیق چیست؟ به نظر می رسد با استناد به سنن الهی نتوان قائل شد که خداوند نخواهد گذاشت که ما فریب بخوریم چون هم اکنون فیلم های ساختگی تقریبا یا کاملا مشابه واقع ساخته می شود و خداوند ممانعتی به عمل نیاورده است. در آینده ی نه چندان دور دیگر مرز بین واقعیت و جعلی بودن تقریبا کم رنگ یا کاملا پاک می شود. مطلب دیگری که به نظر می رسد در آینده شاید بتوانند انسانی را به صورت سه بعدی در مقابل دیدگان ما جعل کنند و ما نتوانیم تشخیص دهیم آیا انسان هایی که مشاهده می کنیم واقعا انسانند یا انسان نما در آن زمان حقیقت چگونه قابل دستیابی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده سخت معتقدم ما با توجه به سنن لایتغیر الهی باید در این موارد فکر کنیم از آن جهت که بالاخره «فریب» جایگاهی اصیل و پایدار در این عالَم ندارد. موفق باشید

35256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا با عرض سلام و احترام: بنده معلم سوم دبستان هستم و دانش آموزی بسیار توانمند، مودب و باهوش دارم در حدی که از هر لحاظ، رتبه ی اول کلاس را کسب می کند، اما ویژگی ای دارد که موجب نگرانی بنده و به ویژه خانواده ی ایشان شده است؛ او به شدت کمال طلب است، تا جایی که تحمل شکست ندارد و اگر در امری شکست بخورد آن را به طور کامل کنار می گذارد و از طرفی می خواهد در هر چیز بهترین باشد و بهترین را داشته باشد، به طور مثال تنها یک دوست انتخاب کرده، دوستی که فردی بسیار مودب و مومن و به ظاهر کامل است و تمایل دوستی با دیگران را ندارد با اینکه دیگران او را دوست دارند. به گفته ی پدر ایشان، فردی در دوستانشان چنین شرایطی را داشته و طبق شکستی که در دوستی خورده، به دلیل اینکه دوستش فردی بسیار مذهبی بوده، دین و متعلقات آن را به طور کامل کنار گذاشته است. در حال حاضر این نگرانی وجود دارد که مبادا این کمال طلبی و ریسک ناپذیری خطری برای رشد او و دین او داشته باشد. علم بنده یارای تحلیل این موضوع و ارائه ی راهکار در این باب را نداشته لذا از شما خواهشمندیم ما را در این باره راهنمایی نمایید تا ان‌شاءالله وظیفه ی خود را در قبال این کودک انجام دهیم. با تشکر و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است با این نوع دانش‌آموزان از معارف بلند معرفت نفسی سخن گفت تا در دل آن معارف، تواضع نیز پیش آید. پیشنهاد می‌شود کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که روی سایت هست با ایشان در میان گذاشته شود. موفق باشید

35202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: نظر شریف در مورد برنامه هفتم چیست آیا لیبرالیستی است؟ همچنین لایحه حجاب را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا حکومت بی حجابی را به عنوان یک واقعیت پذیرفته و کوتاه آمده است؟ احساس می شود ترسی از مردم در نهاد جان حکومت نهفته است مثلا سه چهار سال است که بنزین گران نشده است در حالی که منطقی است که باید گران می شد این تعلل چه علتی دارد؟ حجاب نیز شاید می گویند اگر سختگیری کنیم و مهسای دیگری رخ دهد با قیام ملت روبرو شده و فاتحه ی همه مان خوانده می شود بگذارید چهار تا نخ موی مردم پیدا باشد اما چهار ستون ملک ما قرص باشد.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برنامه هفتم را نمی‌بینم. ۲. در رابطه با موضوع حجاب؛ عرایضی در جواب سؤال شماره 35198 شده است. امید است امید افتد. موفق باشید

35186

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: شما در سخنرانی ای اباذر، در مورد مسجد و اینکه چطور باید در آنجا حضور پیدا کرد و چطور حرمتش رو به خوبی حفظ کنیم صحبت هایی داشتید. مسئله ای فکر بنده را مشغول کرد، اینکه روایاتی در مورد حضور خانم ها در مسجد موجود است و می‌گویند نماز خواندن در خانه برای خانم ها نیکو تر است. اگر امکانش هست در مورد حکمت این مسئله هم توضیحی بدهید. اجرتان با امام زمان (عج)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نهی حضور خانم‌ها در مساجد، در فضایی بوده است که مردان بیکار در کنار کوچه‌ها می‌نشستند و فضای عبور و مرور خانم‌ها را نا امن می‌کردند. موفق باشید

35131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و خدا قوت: در پاسخ به سوال یکی از کاربران در مورد تذکرلسانی بابت کشف حجاب توسط عموم مومنین، فرمودید ابتدا باید شرایط اجتماعی امربه معروف فراهم شود و فرد مقابل احساس دلسوزی را متوجه باشد، سوال بنده اینست در شرایط حاضر اگر ما در جایگاه یک آقای عابر پیاده که برای لحظه ای از کنار چنین موردی عبور کردیم باید بی تفاوت بگذریم؟ وقتی شما و بنده و همه بی تفاوت گذشتیم بدتر از این نمی شود؟ تا رسیدن به شرایط اجتماعی مطلوب برای امربه معروف تکلیف عموم مومنین چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می آید در نشستی که در رابطه با پدیده کشف حجاب با حضور جناب آقای سید مجید امامی دبیر شورای فرهنگ عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی و به میزبانی: پژوهشکده مطالعات راهبردی حوزه و روحانیت تشکیل شد نکات خوبی در رابطه با کشف حجاب به گفتگو گذاشته شد. لینک آن صحبتها خدمت جنابعالی ارسال می‌شود امید است که باز در این مورد فکر کنیم که واقعاً چه راهکاری باید در پیش گرفت. ملاحظه خواهید کرد که همه نیروهای متعهد که جنابعالی نیز یکی از آنها هستید، در این مورد فکر می‌کنند. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/13568

35110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در مطالعه کتاب مبانی مهدویت از مقام «حاکمیت بر تن» به مساله طی الارض رجوع فرمودید حال سوالی که مطرح است اینکه آیا طی الارض و لزوما آن (با فهم مرسوم که از آن داریم) خود نقض رابطه تن و من نیست؟ مثلا اگر تن از مراتب پایین من است چه نیازی به طی الارض است؟ اگر بنا باشد اصل ِ اصل طی الارضی بدین‌گونه که در مسأله مرحوم قاضی و اتوبوس و حرم طرح شد نیاز باشد که در واقع رابطه تن و من مطرح نیست! بنده به نکته ایی بس اعلی که شما نظر در بیانش دارید را عرض نمی‌کنم از آفت های خرافه ایی که بر این اصل سوار بوده (در تاریخ امامت) اشاره دارم که خسارت های شیعه ستیزی و شیعه را نفهمیدن بدنبال دارد. این اصل طی الأرض را اگر به مصداق بیاوریم خیلی سخیف می‌شود و حتی مضحک. لطفا در این مورد اشاره ایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنجایی که انسان سالک نیاز دارد تا با بدن خود در صحنه‌ای حاضر باشد، طیّ الارض او همراه با بدن او است به همان معنای خلق بعد از خلق و یا خلق جدید. موفق باشید

نمایش چاپی