بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
35962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: استاد در حال طی فص شیثی هستم، سوالی دارم: اینکه آیا حیوان سگ در عین ثابته تکوینی یا همان کلی سعی خودش حاضر است بالفعل و حق را به تمامه دارد پیش خودش، یا مثل ما تشریعی دارد و سیر از قوه به فعلی وجودی دارد و او هم باید تلاش کند برای بهتر و کلی تر حق را دیدن؟ در مثال سگ آیا کنار زدن قیود و جزئیات اصلا معنا دارد؟ یا نهایت کمالش اصولا همین است که الان هست و هیچ جای ترقی ندارد؟ مثلا می‌تواند سگی در سگیت خودش سیر کند و بشود سگ اصحاب کهف و کمالاتی بدست بیاورد و یکی دیگر سگی ولگرد بشود که پاچه مردم را می‌گیرد؟ سگ هم یک نوع ظهور است و در ظهور هم گفتیم تشکیک هست، یعنی ظهور و تجلی سگیت هم مثل انسانیت ذومراتب است؟ و اینکه بعد از مرگش روح سگی او که اصل هستی اوست چه می‌شود؟ آیا عالم برزخی دارد و قیامتی؟ یا برمی‌گردد به دنیا؟ با تشکر التماس دعای خیر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی در آیه ۳۸ سوره انعام که می‌فرماید: «وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ» معتقدند حیوانات نیز مسیری برای شدن دارند و عرایضی نیز در شرح این آیه در بحث سوره انعام شد. موفق باشید

35721

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا اسماءالهی همیشه همراه صورت مثالی و یا مادی است؟ بعبارتی دیگر آیا همیشه اسماء الهی را باید در مظاهر مادی و مثالی جستجو کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و به گفته جناب ابن عربی هر اسمی به دنبال سلطنت خود می‌باشد که همان مظهرش به حساب می‌آید در جلسه اخیر در راستای بنیان حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بین دو جهان» عرایضی در این رابطه شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/14331. موفق باشید

35682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: فرمودید به گفته حکیم بزرگ جناب صدرالمتألهین، در دوره جنینی در ابتدای امر، این نفس ناطقه مادر است که نطفه را تدبیر می‌کند تا آن نطفه، آماده پذیرش نفس ناطقه خود شود. اما الان در آزمایشگاه می توانند از همان ابتدا خارج از رحم مادر، جنین را پرورش بدهند همچنین روح مادر از چه طریقی می خواهد تدبیر خویش را اعمال کند چون ارتباط عصبی و ... ای که برقرار نیست فقط تغذیه رسانی انجام می شود نمی شود نفسی جسمی را تدبیر کند بعد تدبیر آن را بسپارد به نفس دیگری

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان توجه نفسِ مادر، کافی است تا نطفه مرد در ابتدای امر مانند یک سلول زنده سیر خود را ادامه دهد و به همین جهت حتی نطفه مرد در رحمِ به اصطلاح اجاره‌ای قرار می‌گیرد. موفق باشید

35560

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب و احترام: اگر کسی بخواهد در مباحث توحیدی عملی و نظری کار بکند چه کتابهایی برایش مفید است؟ بنده توحید مفظل و جنود جهل و عقل حضرت امام رو فقط مطالعه کردم. تشکر از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مبانی و اصول عرفان نظری» استاد یزدان‌پناه در این مورد کتاب خوبی است. موفق باشید

35494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من سوال ۳۵۴۷۷ رو پرسیده بودم. منظورتون رو متوجه نشدم. یعنی شما به نجات برادرم امیدوارین یا منظورتون این بود که کاری براش نمیشه کرد؟ من خیلی ملتمسانه از شما سوال کردم ولی جواب شما اینقدر کوتاه بود که نفهمیدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما انسان‌ها بیش از این توانی نداریم ولی نباید هرگز از رحمت الهی مأیوس باشیم. از آن طرف هم نباید از تقدیرات الهی که هر کدام بر اساس مصلحتی است، غفلت کنیم. موفق باشید

35479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من یک صوت از استاد سید مهدی امامی جمعه را گوش دادم. ایشان فرمودند که علامه طباطبایی درباره اصل واقعیتی هست، همین واقعیت در اصل بالا را وجود حضرت حق فرض کرده اند. آیا این ادعا صحیح است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «وجودِ مطلق» در نگاه فلسفی همان کمال مطلق است که به زبانِ دین، خداوند می‌باشد. موفق باشید

35419
متن پرسش

سلام علیکم: خدا قوت. ببخشید سوال دارم. ملاک تعیین اصول و فروع دین چیست؟ بر چه اساسی از ضروری دین جدا شدند. سوال اصلی اینه که اگر حجاب اینقدر اهمیت دارد چرا جزء فروع دین نیامده است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که هر عملی باید بر مبنای اندیشه و تعقل باشد، اصول دین، مبنای اعمال دینی و شرعی می‌باشد و حجاب نیز یکی از اعمال شرعی است و مسلّم کسی که مبنای دین و شریعت الهی را درک کرده باشد، می‌یابد که چگونه با انجام وظایف دینی راهِ قلب خود را به سوی جهان حقایق بگشاید و با عدم رعایت دستورات دینی، خود را از آن جهان محروم نکند که به گفته جناب مولوی: «آن جهان و راهش ار پیدا بُدی/ کم کسی یک لحظه در این‌جا بُدی». موفق باشید   

35390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: مرحوم معارف در کتاب حکمت انسی بخش سوم فصل دوم اصالت وجود یا ماهیت بعد از آنکه ادله اصالت ماهیت و اصالت وجود را رد می کنند در صفحه ۴۰۱ می فرمایند از آنچه گذشت پیدا می آید که ادله قائلان به اصالت وجود یا ماهیت هیچ یک کافی برای اثبات مدعای آنان نیست بدین معنا که تحقق موجودات نه به وجود خاص آنان و نه به ماهیت آنها است بلکه مناط تحقق موجودات به امری است ورای آنها که این امر به اعتقاد حکمای انسی تجلی وجود حق در اعیان -ماهیات- یا به بیان دقیقتر معیت استیثاری حق با اعیان اشیاء است

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌‌آید اینکه مرحوم عباس معارف می‌فرمایند بیشتر نظر به اصالت وجود سینوی دارند که در آنجا بحث وجودات متباین در میان است و جناب صدرا با طرح تشکیکی‌بودن وجود، موضوع را به همان جایی می‌برد که ماورای اصالت وجودی است که تقابل وجود با ماهیت باشد بلکه همان‌طور که مرحوم معارف متوجه بوده این وجود است که به صورت‌های مختلف ظهور می‌کند و از این جهت جناب صدرا می‌فرمایند ما در هر موجودی، ابتدا، وجود را می‌یابیم. موفق باشید

35355

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: برخی ها با اینکه اعتقادی به توحید و نبوت و معاد ندارند، لکن معتقد به نوعی معنویت و زیست اخلاقی هستند. اولاً: آیا معنویت فقط از دریچه ادیان الهی قابل دسترسی است؟ چرا؟ ثانیاً: به نظر شما تفاوت این نوع اخلاق ها و معنویت ها با اخلاق و معنویتی که ادیان الهی مخصوصاً اسلام متذکر هستند چیست؟ و ثالثاً: آیا این نوع معنویت و زیست اخلاقی، اثری هم در قیامت این افراد دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در مسیر انسانیتِ انسانی که متذکر نامه حضرت محبوب است و خود نیز مظهر عبودیت کامل می‌باشد، ابعاد متعالی انسانیِ انسان به فعلیت لازم برسد و از این جهت خداوند می‌فرماید: « ﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ﴾ (النساء: ۵۹) و از این جهت اگر هم معنویت‌های شخصی و زیست اخلاقی تنگناهای ابدیتِ چنین انسان‌هایی را تخفیف می‌دهد ولی این برای حضوری که انسان نیاز دارد، کافی نیست. موفق باشید

35159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: خداوند عین وجود است. اینکه وجود علمی (منظورم اعیان ثابته) در ذات خداوند است، این اعیان آیا در غیب الغیوبی است. و یا چیز دیگری؟ آیا عین وجود همان غیب الغیوبی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به «فصّ عزیری» فصوص الحکم رجوع فرمایید. موفق باشید

34966

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد لطفا درباره بهشت ذات و صفات و افعال و جهنم ذات و صفات و افعال توضیح بدین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب به این نوع مباحث در محدوده سؤال و جواب کار مشکلی است. همین اندازه بدانید اگر متوجه شویم وجود همه عالم در موجودیت‌شان عین ربط به حضرت حق است، بهشتی در مقابل انسان گشوده می‌شود به عنوان بهشت ذات، و وقتی همه صفات نیکو را متوجه حضرت معبود بدانیم، با بهشت صفات روبه‌رو می‌شوید. و در مورد بهشت افعال نیز ... و عکسِ آن جهنم ذات و صفات و افعال است. موفق باشید

34943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب و احترام و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات: ببخشید جناب آقای طاهرزاده از حوزه علمیه شهرستان خاتم (هرات) استان یزد مزاحمتون می‌شویم. شدیدا شهرستان احتیاج به برگزاری دوره و کارگاه های معرفتی و بصیرتی دارد. از شما استاد محترم عاجزانه درخواست داریم قبول زحمت کنید و در اسرع وقت وقتی دهید تشریف بیاورید شهرستان با حضور اساتید، طلاب، فرهنگیان و فعالان فرهنگی و.. متاسفانه شهرستان ما بین ۳ استان قرارگرفته و به خاطر بعد مسافتی زیاد تا استان از حضور اساتید مجرب بی بهره ایم. ان شاءالله شما بزرگواری کنید و تشریف بیاورید شهرستان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در موقعیتی نیستم که دعوت رفقایی که به شهرستان‌ها دعوتم می‌کنند را بپذیرم. پیشنهاد می‌شود با جناب آقای شهاب اکبری به شماره 09133106761 که در یزد و اطراف آن فعالیت دارند، تماس بگیرید إن‌شاءالله افرادی که بتوانند در این موارد کمک کنند را، به شما معرفی می‌نمایند. موفق باشید

34685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

 سلام استاد بزرگوار: با عرض پوزش چند وقتی هست که سوالی ذهنم را مشغول کرده. تصمیم گرفتم با حضرتعالی در میان بگذارم تا چنانچه آلوده به توهم هست بنده را متذکر کنید. آیا اگر کسی با اینکه تمایل قلبی دارد ولی نتواند تمام ماه های رجب و شعبان را روزه بگیرد و نتواند شب های آن را هم مقداری عبادت کند، ولی از خدا با عجز و فقر و انکسار بخواهد که تمام نورانیت و حرکت سلوکیِ آن اعمال را به او از دریچه فضل و کرمش یک جا عطا کند، آیا این تقاضا منطقی است یا توهمی و گزاف است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً تقاضایی است منطقی. زیرا نظر به رحمت واسعه الهی دارد به همان معنایی که با حضرت معبود نجوا می‌کنید: «منگر اندر ما، مکن در ما نظر / اندر اکرام و صفای خود نگر». موفق باشید

34561
متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد به نظر شما با حضور بی نظیر و حیرت آور و متراکم و معجزه آسای مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امروز در عین وجود بزرگ ترین مشکلات اقتصادی و فرهنگی، تا چه اندازه دشمن مأیوس می شود؟ و از نظر حضرتعالی این رخداد تاریخی چه آثاری در پی خواهد داشت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در این نوع راهپیمایی‌ها و حضورهای مردمی، متوجه امری باشیم ماورای آنچه جهان مدرن از مردم ما سراغ دارد و آن توجه به اراده الهی است که در این مردم به ظهور آمده و قلب این مردم آینه اراده الهی شده، همانند سرداران بزرگ. آری! در این آینه‌ها از یک طرف اراده الهی را می‌توان تماشا کرد و از طرف دیگر ناتوانی‌های جهان استکباری را، که هر روز همچون یخ ذوب و ذوب‌تر می‌شوند. موفق باشید.

40862
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: با این پیش فرض که یکسال و نیم می‌شود که در حوزه ازدواج مطالعه، تحقیق و تلاش داشته ام وارد متن مورد نظرم می‌شوم: از پس تجرد چیزی به جز سستی و نومیدی در آدمی به وجود نمی آید و فرد پس از تلاش هایش، به کلی رسالتش در زندگی را فراموش می کند. نخوت و سرافکندگی از اثرات شایع این دوران است. در این دوره و با حال و هوای انسان این دوره نیاز به برقراری ارتباط بیش از پیش حیاتی تلقی می شود چنانکه با از دست دادن این ارتباط و سپری نکردن زمان در آن حال، گویی گوهر شگفتی از پنجه آدمی به یغما رفته و آدمی خسران زده و بهت آمیز زندگی را می گذراند. بنده به دلیل زندگی در خوابگاه، حال حاکم بر این نسل را می‌بینم و پس از ۲ سال متوجه نیازهای دسته جمعی انسان های دورم بخوبی می‌شوم. و این نیاز به ارتباط و تجربه جهان در رابطه بودن و دل سپردن و دل دادن امری شایع است. منتها مانع بر سر راه آمده و مسیر منحرف شده است. چرا پول هدف اول و آخر من و امثال من شده؟ زیرا بدون آن نمی توانیم در آن جهان حاضر باشیم یا به عبارتی کلید ورود به آن حال و هوا پول است و پول. با توجه به وضع اقتصادی که برای مردم ساخته اند خب معلوم است که تجربه عشق و زیبایی های آن بدل می شود به امضای یک قرارداد تجاری در ۳۰ یا ۴۰ سالگی که دوطرف یکدیگر را برای سر قبرشان می‌خواهند. و خب البته که دختران حق دارند که زندگی خود را روی چیزی که معلوم نیست بنا کنند چیزی که اسمش را می گذاریم جنم، جرات یا کار پاره وقت و اینجور موارد. الان دختران ۱۸، ۱۹ ساله بسیار مایلند تا با مردان ۳۰ یا ۴۰ ساله ازدواج کنند و چرایی این قضیه نیز مثل روز روشن است. و زمان جلو می رود و جوان هر روز در معرض گناهانی است که حتی از فکر کردن به آنها نیز خسته شده؛ تهدید ها روز به روز بیشتر می شوند ولی هیچکس دیگر راجع به این مسئله دغدغه ای هم ندارد. همه سست شده اند و این موضوع امری لاینحل شده و گویا باید منتظر امری آسمانی باشیم تا موارد ما را حل کند. پیران ما ناامیدتر از ما هستند و راحت، ازدواج را برای بعد از ۳۰ سالگی توصیه می کنند. الان در اینکه باید چه کنیم مانده ایم. هیچ اسبابی فراهم نیست و خب بدون اسباب چه کسی حاضر به قدم گداشتن در این راه می شود؟ داشتم فکر می‌کردم که شاید دوستی های قبل از ازدواج واقعا چیز بدی نیست حال چرا؟ زیرا افراد چند وقتی بدون توقع در کنار هم هستند و پس از آن امور خواستگاری و ... اتفاق می افتد. اگر هم بگویند که این موارد مواردی هستند که به نتیجه نمی رسند که خب خیلی از ازدواج ها هم به نتیجه نمی رسد پس بحثی نمی ماند. ولی پس حق انسان خدامحور را چه کنیم؟ کسی که در خواسته هایش می خواهد خدا را هم در نظر بگیرد پس بالاخره او چه کند؟ انسانی مانده بین دو انتخاب (لطفا توجه کنید) از یک طرف باید تن به ارتباطی گناه آلود بدهد و از سمتی پیر شود و آن قرارداد چرکین تجاری را امضا کند. آیا مأوای انسان این دوره در این مسئله و در این عصر این بود که بین این دو راه خفت آمیز یکی را انتخاب کند؟ در یکی دینش را بدهد و در یکی دنیایش؟ دین ما مگر جمع بین دین و دنیا نبود؟ مگر ما به دنبال جهانی در این بین نبودیم؟ پس از یکسال و نیم هیچ فرجی نشد و هیچ گشایشی عاید من نشد و حتی بقیه ما. راهی می‌بایست باشد، راهی می‌باست باشد که البته هیچکس آنرا ندیده و در حجاب است. شما در این حال هستید و انسان امروزی را می شناسید آیا شما نیز مانند بقیه ما از این داستان نومید شده اید یا نه؟ دل جوان شما حرف مرا می‌گیرد من می‌دانم. شاید توصیه کنید که جلو بروید و زندگی را شروع کنید خدا هم کمک می‌کند که باید بگویم برای منی که پسرم راحت ترین کار این است که بگویم خدا کمک می کند و بسم الله، ولی برای یک خانم گفتن چنین چیزی در این دوره اصلا منطقی به حساب نمی آید. یعنی عقل تکنیک می گوید اسباب زندگی فراهم نیست پس تمام بحثی دیگر نداریم. اصلا خود ما دوست نداریم دختری را از خانه پدرش با آسایشی که دارد به جایی ببریم که محل بی گدار به آب زدن ما بوده است. و اضافه نمایم که این نگاه، نگاه کمالی به این قضیه نیست بلکه من خودم دوست ندارم کسی را که دوستش دارم را در وضعیتی ببینم که دارد به پای من چیزی را تحمل می کند که حقش این نیست و باز این می شود مایه عذاب من؛ چرا! اگر فقط رابطه جنسی و فکر در گناه نیفتادن در نظرمان بود که خب آن موقع ناراحتی دختر ملاک نبود و همینطور زندگی ای را شروع می کردیم و الی آخر ولی هیچ اینگونه نیست و توقع ما از این ارتباط خیلی بیشتر از یک رابطه جنسی است. مرا و امثال مرا راهنمایی کنید و بدانید این ره گم گشتگی اصلا چیز آسانی نیست و تحمل این حالت براستی که غیرممکن بود و همینطور خدایی در حال پیش رفتن هستیم. رفقای ۲۵/۲۶ ساله من این حال را شبیه سینه خیز رفتن می دانند: بسیار کند، سست و لرزان، سخت و طاقت فرسا و با باری بر پشت که همینطور فشارش بیشتر می‌شود. این را هم میگویم که ارتباط با خدا در این حالت سخت شده و تقاضا دارم این حرفم را درک کنید. سخت ترین احساسی که دارم این است که نتوانسته باشم حال را به طور صحیح توصیف کرده باشم تا شما را از شدت این حال مطلع کنم ولی خلاصه این را بدانید که این حال برای نسل من سخت تمام شده و اگر به روی خود نمی آورند، یا هنوز با آن روبرو نشده اند که بزودی می‌شوند یا از روی غروری که دارند نمی‌خواهند درباره اش توضیحی دهند. مرا نماینده همه بدانید. با تشکر از شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. مسئله، مسئلۀ ساده‌ای نیست زیرا از یک طرف ما از بستر سنتی و بومی خود خارج شده‌ایم که زندگی و ازدواج، معنای ساده‌ای داشت و دختر و پسر با سادگی تمام، زندگی را در همان فضای سنتی و بومی والدین‌شان شروع می‌کردند و در کنار والدین خودیکی دو اتاقی هم به آن‌ها می‌رسید. ولی وقتی از آن شرایط به هر دلیلی عبور کردیم، ما شدیم و زندگیِ غربی بدون آن‌که بخواهیم زندگی‌های سفید و عدم رعایت خانواده را که آنان برایشان مهم نیست، بپذیریم. اینجا است که بحران موجود به میان می‌آید و می‌خواهیم با هزاران مشکل، کار را جلو ببریم. آیا نباید پذیرفت که زندگی به روش غربی، ما را به هر حال با این بحران‌ها روبه‌رو می‌کند؟ چرا دختران و پسران ما به سر عقل نمی‌آیند و به هر حال به فکر زندگی ساده‌ای نمی‌باشند که لااقل با سختی‌های کمتری که متذکر شدید روبه‌رو باشند؟ آری! کار ساده‌ای نیست ولی ما فعلاً بین دو نوع زندگی گرفتاریم و در این‌جا است که زندگی ساده تنها راهِ حلی است که ما را با بحران‌هایی که می‌فرمایید کمتر روبه‌رو کند و تنها انتظار از دولت برای رفع این مشکلات، کافی نیست هرچند دولت باید شرایط زندگی جوانان را از نظر مسکن، سهل و آسان کند ولی چارۀ کار وام دادن و زندگی را همچنان سنگین‌کردن نیست، باید به سادگی زندگی فکر کرد وگرنه گرفتار زندگی‌های غربی می‌شویم که نه با فرهنگ ما همراه است و نه با شریعت الهی. موفق باشید   

40189

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد ارجمند، حکیم و فرزانه ام سلام علیکم.🌹 حضرت امام خمینی رحمه الله بسیار با دقت نظر از کلمات و واژه ها استفاده می‌کردند، نقل است برای عرض تسلیتی متنی آماده می‌کنند که در آن نوشته بوده با نهایت تاثر و... و ایشان امضاء می‌فرمایند ولی بلا فاصله پس از امضاء نامه را پس می‌گیرند و قسمت نهایت را خط می‌زنند و می‌فرمایند نهایت تاثر نداشتم در مورد القابی هم که حضرت آیت الله مشکینی به ایشان دادند واکنش نشان دادند بعد یک چنین آدمی رهبری را با پا پسوند سلام الله ذکر می‌کنند. به امام جماعت مسجد عرض می‌کنم که در قنوت ها ذکر اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای را بگو واهمه دارد! کی باید بفهمیم و شکر گذار و دعاگوی ولی خدا باشیم مگر نه اینکه کفران نعمت عذاب شدید بدنبال خواهد داشت؟ چرا شما به رفقا توصیه به دعا در قنوت ها برای حضرت آقا نمی‌کنید؟ همواره به دعا و نصایح شما نیازمندم. جانتون پر از جانان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! «اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای» از آن جهت که وقتی انسان در مسیر تقوای الهی قرار بگیرد، خداوند او را آنچنان بزرگ و بزرگ‌تر می‌کند که گویا سرنوشت بشریت را در زمانۀ خود به او متصل می‌گرداند. با این‌همه بگذار هرکس در قنوت خود با آن ذکری که راه انس با خداوند برایش گشوده می‌شود؛ با خدا سخن بگوید بخصوص که در روایت داریم در قنوت دعای فرج را که عبارت باشد از: ««لااِلهَ اِلاَّ اللّه الْحَلِيمُ الْكَريم لااِلهُ الاّ اللّه الْعَلِيُّ الْعَظِيم سُبْحانَ اللّه رَبِّ السَّمواتِ السَّبْع وَ رَبِّ الاْرَضِينَ السَّبْع وَ ما فيهِنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيم وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِين».» خوانده شود، بعضی‌ها گمان می‌کنند ذکر فرج، دعای «اللهم کن لولیک...» است که البته در جای خود خوب است ولی به هر حال ذکر فرج که در قنوت وارد شده، آن ذکری است که عرض شد. موفق باشید

39434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: با عنایت به «و کذلک شیعتنا فازوا...» حدیث شریف کساء، ۱. چنانچه فرد به درجه‌ی شیعه نائل شود در دنیا و آخرت اهل سعادت و نجات است؟ آیا این استدلال برای این درجه درست است که: فرد مومن پس از تلاش و توکل به مرحله ای می‌رسد که جذبه‌ی حضرات معصومین متوجه اش می‌شود و به علت شدت جذبه ایشان به فوز نائل می‌گردد؟ ۲. اگر جواب آری است چگونه می‌توان این رتبه را تشخیص داد؟ ۳. با توجه به آیات شریف قرآن آیا جز مقربین است که حسابش در گروی اعمالش نیست؟ «کل نفس به ما کسبت رهینه» با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا که نه! در این مورد خوب است به https://eitaa.com/matalebevijeh/18568 رجوع شود. ۲. با توجه به نسبتی که در وجه انسانی‌مان با انسان کامل پیش می‌آید، راه برای رسیدن به آن رتبه گشوده می‌شود به همان معنایی که در صوت مذکور مطرح شد. ۳. همین‌طور است که می‌فرمایید. با حضور در قرب الهی عملاً انسان به ارادۀ الهی عمل می‌کند امری که در حدیث قرب نوافل متذکر آن هست. موفق باشید

39345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: شخصی بنام سروش دباغ که مدعی است که تبحر زیادی در فلسفه ی غرب و فلسفه ی اسلامی داره در جاهای مختلف شبهه ای را بیان می کنه که علامه طباطبائی و استاد مطهری ایده الیسم غربی را بدلیل عدم تسط به زبان انگلیسی و کمبود منایع در آن زمان به درستی متوجه نشده اند و مثلا در فهم فرق بین ایده الیسم هگل و کانت با ایده الیسم بارکلی کاملا دچار سوء تفاهم شده اند و ایده الیسمی را که در مقالات اصول فلسفه و رئالیسم از این دو بزرگوار مطرح شده ایده الیسم بارکلی است نه ایده الیسم کانت و هگل. خواستم نظر شما رو در این خصوص بدونم و سوال بعدیم اینه آیا کلا کانت و هگل و نیچه اعتقاد به وجود خداوند که دارای تعیین خارجی باشه و مستقل از ذهن باشه دارند یا خیر؟ و اگر اعتقاد ندارند پس چه تفاوتی بین بارکلی با کانت و هگل در خصوص خداوند متعال وجود داره که سروش دباغ فرزند عبدالکریم سروش دائما در جاهای مختلف بین می کنه که علامه طباطبایی و استاد مطهری علی رقم تسلط عظیم بر فلسفه و عرفان اسلامی در درک ایده الیسم هگل و کانت با ایده الیسم بارکلی به خطا رفته اند. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بر فرض هم که چنین باشد و انتقاد مرحوم شهید مطهری و علامه طباطبایی از ایده‌آلیسم، انتقاد از ایده‌آلیسم بارکلی باشد که سرایت داده‌اند به هگل و کانت. این از شخصیت علمی شهید مطهری و علامه که نظر به واقعیت عالم دارند؛ نمی کاهد. ۲. تمام تلاش کانت و هگل و بارکلی و حتی نیچه آن است که به نحوی متذکر ایمان به خدا باشند. موفق باشید

38769
متن پرسش

سلام استاد: راجع به سخن حضرت آقا که فرمود: دیگر کسی از تمدن غرب حرفی نزند. می خواهم بگویم چه دلنشین است این سخن، چه آتش های نیمه افروخته را که شعله نمی بخشد. همچو ققنوسی هوس پرواز شهید القدس را دارم، اما کبوتر بچه ای هستم بی پروا و کَله پُر باد در لباس بسیج مستضعفین به سوی گنبد امام رضا (ع) پَرپَر می‌زنم، تا زمین نخورم. این سخن چه غروری بخشیده چه عزمی را به رزم فراخوانده. با خود می‌گویم این غرب زده های امروزی آیا همین را کافی نیست که از این حضدر محرومند؟ این روزها که شهید های الاقصی شهید می‌شوند و خود را همچو نسیمی به قلب هایمان می‌رسانند تا عود، آتش نیمه افروخته شعله ور تر شود و خود را فدای فضای بد بوی آن لحضات کنند. عجب معنویتی می بخشد این فضای دریاچه ای در مِی کَده است که با اشک های مظلوم در گودال قتلگاه گرد آمده است، آن دریاچه هیچ وقت زلالش را کدر نمی کند و از زمان آدمی تا بحال خود را با اشک، تاز نگه داشته است. همین اشک هایی که شهید هنیه با سخنش که می‌گوید: اعلام می‌کنم فرمانده شهید، سلیمانی که همه زندگی خود را در حمایت از فلسطین به سر برد و در راس فرماندهی نیروی قدس بود، اعلام می‌کنم که او این فرمانده بزرگ، شهید قدس است، شهید قدس است، شهید قدس است. می‌خواهم صدرزاده باشم. مصطفی دست علی را به بالا برده و من بال بال می‌زنم. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن جمله مقام معظم رهبری فوق‌العاده عمیق و اصیل است که فرمودند: «اگر امثال شهید سنوار پیدا نمی‌شدند که تا لحظه‌ی آخر بجنگند، سرنوشت منطقه یک جور بود، حالا که پیدا شدند یک جور دیگر است.» اولاً: روشن نمودند چگونه می‌توان این راه را تا آخر ادامه داد و ثانیاً: چگونه در این راه سرنوشت منطقه چیز دیگری غیر از آنچه اکنون حاکم است؛ خواهد بود و ثالثاً جایگاه سخن کسانی که به بهانه دلسوزی برای مردم فلسطین، به نحوی اسرائیل را به رسمیت می‌شناسند را نیز روشن نمودند. وقتی ادعا دارند: «بازگشت این رژیم به مرزهای قانونی پیش از تهاجم ۱۹۶۷ و تشکیل دولت مستقل فلسطین را راه‌حل برون رفت از این بحران می‌دانند.» و این یعنی باز اسرائیل و باز تجاوز و باز سازمان مللی که در اختیار اسرائیل است. اینان که بعضاً روحانی می‌باشند چه اندازه از قرآن و وعده‌های آن به دور می‌باشند امری که بحمدالله سخت رهبر معظم انقلاب بر آن آگاهی و ایمان دارند. و مسائل کنونی منطقه و حوادث غزه، لبنان و کرانه باختری را تاریخ‌ساز خواندند با همان روحیه شهید سنوار و ایستادن تا آخر. موفق باشید

38751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد چندین سال بود به پسرم می گفتم ازدواج کن اصلا زیر بارنمی رفت من هم یک شب زیر آسمان به خانم حضرت زهرا (س) متوسل شدم به ایشان سپردم، حدود شش ماه قبل پسرم با یک دختر آشنا شد و به قصد ازدواج تحقیق و رفت و آمد و ارتباط با خانواده دختر و نشان بردن انجام شد، اما راه دختر شهرستان و دور بود، چون دختر اهل حجاب نبود، نماز نمی خواند، اعتقادات سست داشت من بعنوان مادر فقط دعا و توسل و نذر که این اتفاق نیفتد و پسرم با این دختر ازدواج نکند، ولی پسرم دوستش داشت و همیشه هم برای نماز و اعتقاد صحبت می کرد شاید دختر پایبند شود. من خیلی دعا کردم انجام نشود پسرم هم می گفت این نشه من دیگه ازدواج نمی کنم، ولی در اثر رفت و آمد که بیشتر دختر را شناخت گفت اعتقادات این دختر سست است و ثبات هم ندارد و.. و پسرم ادامه نداد اما دختر خیلی دوست داشت ازدواج کند. به پسر من می گفت با همین اعتقاد من را قبول کن حتی گفته بود اگر قول بدهم نماز بخوانم ولی شاید من نتوانم بخوانم و خیلی هم قبول نداشت. سوال: آیا اثرات دعا و نذر و نیاز من بعنوان مادر در تصمیم این پسر تاثیر گذاشت؟ یا واقعا این ازدواج سرانجام خوبی نداشت؟ من فردی معتقد و ولایی هستم دوست داشتم پسرم سراغ یکی برود که در زندگی با اعتقاد و نماز باشد و پسرم را بیشتر به راه دین بیاورد ولی این اینگونه نبود و پسرم هم خودش دیگه ادامه نداد، اما من یک مقدار عذاب وجدان داشتم مبادا من خیلی دعا کردم و سرنوشت اینها عوض شد؟ آیا دعای من درست بود؟ چون این دختر نه نماز می خواند نه معتقد بود ولی به خاطر ما که چادری بودیم یک شال روی سرش می انداخت، سؤال استاد: ۱. آیا ازدواج با این دختر قسمتش بوده و دعای من تآثیر گذاشته و به ثمر ننشست. استاد من نذر و دعا کردم انجام نشه گناه نکردم؟ ۳. این دختر گاهی پیام میده ولی پسرم تمایل نداره آیا این قسمتش بوده یا نه؟ چون پسرم گفت اعتقاد در ازدواج مهم است. ۴. استاد پسرم میگه اصلا ازدواج نمی کنم شما چه راه حلی پیشنهاد می کنید که پسرم با دختری پاک و با نماز و با حجاب ازدواج کند؟ پسرم اصلا نظر من را راجع به ازدواج نمی شنود و قبول ندارد (پسرم ۱۲ ساله بود پدرش در اثر شیمیایی جنگ آسمانی شدند الان پسرم ۳۵ سال تمام داخل ۳۶ هستند. آیا آن دختر در اثر توسل من به حضرت زهرا (س) جلوی راه پسر من قرار گرفت؟ یا اینکه چون اهل نماز نبود اعتقاداتش سست بود و یک سری شرایطی داشت که پسرم نپسندید. آیا نتیجه این کار چه می شود؟ اگر یک زمانی این دختر مجددا ارتباط تلفنی برقرار کرد چاره چیه؟ و سوال آخر چه کنم پسرم همسر خوب و شایسته انتخاب کند و اینقدر نگوید ازدواج نمی کنم. آیا ازدواج پسرم بزودی با یک دختر خوب تر انجام می شود؟ حرف من را اصلا قبول ندارد. راهکار بدهید و بفرمائید آینده پسرم ان شاءالله خوب هست و همچنین چه کنم پسرم پایبند نماز شود؟ ممنونم. ایمیل بلد نیستم اگر به ایتای من پاسخ دهید ممنون میشم، یا اگر خواستید در کانال عمومی یا سایت پاسخ دهید لطفا اسمم را ننویسید. ممنونم استاد بزرگوار لطفا دعا بفرمائید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مسائل ورود خاصی ندارم. البته در اینکه چنین ازدواجی به آن صورت که می‌فرمایید شکل نگرفته، چیز بدی نیست. خود پسر باید احساس کند نیاز به ازدواج دارد و اصرار بقیه شاید نتیجه عکس بدهد. موفق باشید

38684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: شما در یکی از صوت هاتون فرمودید که: مجرد مانع حضور مجرد نیست. اما در پاسخ زیر می‌فرمایید که: جایگاه یک فرشته مانع جایگاه فرشته دیگر می‌شود. کدام یک درست است؟ با تشکر! متن پرسش سلام استاد: در شرح ده نکته فرمودین که ماده مانع حضور مجرد نیست ولی مانع حضور ماده است، حالا در عالم مجردات فرمودین فرشتگان مانع حضور خدا نیستن جون خدا برای عالم قدس هست یعنی در خود عالم مجردات فرشتگان مانع حضور هم هستند؟ اگه نه پس چرا دوباره یک عالم به عالم مجردات اضافه کردین؟ حقیقت امام زمان برای کدام عالمه؟ متن پاسخ باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فرشتگان هرکدام در محدوده‌ی خود می‌توانند حاضر باشند و جایگاه هر فرشته‌ای مانع حضور جایگاه فرشته‌ی دیگر است. ولی حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» حامل همه‌ی اسماء الهی و حاضر در همه‌ی عوالم‌اند. موفق باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کرد هر کدام از نکات را مبتنی بر مبانیِ سخن و اشاراتی را که به مبانی می کند دنبال کرد. آری! مجرد، مانع حضور مجرد نیست ولی هر کدام در جایگاه و مرتبه خود حاضرند و این طور نیست که در عرض همدیگر باشند. پیشنهاد می شود در این رابطه اگر ذوق دنبال کردنِ مسائل فلسفی را دارید، به کتاب شریف «بدایه الحکمه» و شرح یکی از اساتید مانند آقای امینی نژاد رجوع فرمایید. موفق باشید

38497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: حالتون خوبه؟ خیلی وقت هست که لایق پاسخ شما نبودم اما این موضوع به من جسارت ارسال این پیام را داد. استاد انگار هر انسانی مرکز دنیاست هر کدام از سمت وجود خودشان، این پیوستگی بسیار متحیر کننده است یعنی هرگناه یک فرد علاوه بر خودش به دیگران هم آسیب می‌رساند، چقدر عجیب که یک عدم کنترل نفس من می تواند مسیر فرد دیگری را عوض کند، استاد من تمام عمرم در حال گناه بودم چطور می‌شود طوری زندگی کرد که به دیگران آسیب نرسد راهی هست که خطاهای گذشته جبران شود؟ من امروز متوجه شدم گناهانم باعث آزار و دوری دیگران و علت برخورد های آنهاست، چرا روی دید و بازدید خویشان تاکید می‌شود؟ انسان یک ترازو است که زندگی کنونی در این عصر تعادل آن‌را غیر ممکن می‌کند راه درست و انتخاب درست چه چیزی می تواند باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هرکس و در نسبت با پروردگارش زندگی می‌کند. اگر از بقیه تأثیر می‌گیرد به جهت معنایی است که از خود دارد، حال چه تأثیر مثبت و چه تأثیر منفی و ما با اعمال و رفتار نیکوی خود، نه‌تنها خود را وسعت می‌دهیم بلکه می‌توانیم به مخاطبان خود اگر آمادگی داشته باشند کمک کنیم. موفق باشید  

38311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد جانم جوابتان به سوال (28275) را خواندم. ممنونم از شما عزیز جان و استاد گرامی. منظورتان اینست که جناب مولوی اینگونه مثنوی را میدیده که در مناقب العارفین هم آمده: روزی حضرت سلطان ولد (فرزند مولوی) فرمود: که از یاران، یکی به حضرت پدرم شکایتی کرد، که دانشمندان با من بحث کردند که مثنوی را چرا قرآن گویند؟ من بنده گفتم که تفسیر قرآن است. همانا که پدرم لحظه ای خاموش کرده فرمود که: ای سگ! چرا [قرآن] نباشد؟ ای خر! چرا نباشد؟ ای غرخواهر چرا نباشد؟ همانا که در ظروف حروف انبیا و اولیا جز انوار اسرار الهی مدرّج نیست. و کلام خدا از دل پاک ایشان رسته، بر جویبار زبان ایشان روان شده است. خواه سریانی باشد، خواه سبع المثانی، خواه عبری، خواه عربی… و به همین خاطر عبارات خاص کلام الله مجید را برای توصیف اشعارش آورده؟ که مثنوی نیز: بایدی سفره کرام برره یمنعون , بان لا یمسّه الا المطهرون ، کَما قالَ تَعالى‏ یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیرا و انه شفاه الصدور، خَیْرٌ مَقامًا وَ أَحْسَنُ مَقِیلًا، الأَبْرارُ فیهِ یَأکُلونَ وَ یَشْرَبُونَ، مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ. یعنی مولوی کلامش را چه میدیده دقیقا که شما و حضرت آقا تایید می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. جناب مولوی به خوبی درک می‌کرده که به قول خودش «تو مپندار که من شعر به خود می‌گویم / تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم». با این همه نباید بجز به آنچه در مثنوی و دیوان شمس هست اعتماد کرد. زیرا به گفته اهل تحقیق در آن کتاب‌ها بخصوص در «مناقب العارفین» مطالبی هست که احتمالاً مریدان جاهل از قول جناب مولوی مطرح کرده‌اند. موفق باشید

38188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: طبق تفسیر سوره ی يوسف تان رابطه ی بین اعتیاد و نزدیکی کردن با کسی چیست؟ و خداوند چرا ماجرای نزدیکی زلیخا به يوسف را در قرآن آورد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن سوره مبارک حرفها هست بسی بلند و بلندتر، بخصوص در آیه ۲۳ سوره مبارک یوسف که می‌فرماید: « وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ ۚ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ ۖ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ».در آن آیه می یابید عظمت حضرت یوسف (ع) را و احساس حضوری که در محضر حضرت حق دارند. 
کشمکش میان حب الهی و عشق حیوانی اتفاق افتاد و سرانجام یوسف (ع) در جذبه‌ الهی واقع شد. زلیخا یوسف (ع) را از نفسش مراوده می‌کرد یعنی از رأیش با مراوده با او، او را می‌خواست برگرداند و درها را بست و گفت: بیا، یوسف (ع) فقط خدا را در نظر داشت و بس، گفت: پناه می‌برم به خدا که پروردگار من است، تمام مراعات‌ها را از او می‌بینم که نیکو گردانید جای و شرایط مرا و سپس ادامه داد: ظالمان رستگار نمی‌شوند یعنی این دعوت تو ظلم است و ظالمان رستگار نمی‌شوند و از ولایت حق محروم می‌مانند.
شرایط را در نظر داشته باشید که یوسف (ع) در خانه‌ی زلیخا، در عنفوان جوانی، زلیخا ملکه‌ی زیبای عزیزِ مصر، یوسف (ع) غرق نعمت و آسایش که خود شهوت‌انگیز است، درها بسته، پرده‌ها افتاده، در یک ساختمانی دور از دسترس، کشیدن زلیخا یوسف (ع) را در حدّی که پیراهنش پاره شده، هیچ خطری در بین نیست و خطر فهمیدن عزیز هم نبود، چون وقتی هم که فهمید زلیخا چنین قصدی را داشته چیزی نشد، و فقط توحید مانع بود و بس یا بگو محبت الهی که وجود او را پر و قلب او را مشغول کرده بود که هر چه می‌دید قبل از آن خدا را و اطاعت الهی را می‌دید لذا یوسف (ع) به ولی خود که روزها با او در راز و نیاز بود پناه برد «قَالَ مَعَاذَ اللّهِ» و در چنین صحنه‌ای محبوب خود را می‌دید و دعوت او را می شنید و نه دعوت زلیخا را. 
«وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ  كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ». 
سوگند که زلیخا قصد او را کرد و سوگند که اگر یوسف (ع) برهان پروردگارش را ندیده بود او هم قصد زلیخا را می‌کرد. از طریق برهان رب، فحشاء و قصد به آن را از او برگرداندیم و در واقع یوسف (ع) را از آن برنگرداند بلکه آن‌ها را از یوسف (ع) برگرداند زیرا یوسف (ع) بنده‌ی مخلَص بود و توجهی به این‌ها نداشت تا خدا او را بگرداند. 
 موفق باشید 
 

38145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد میشه بهم بگین اسد الله اسدی که بود؟ و در سال ۱۳۸۸ چه کارهایی را انجام داد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی بیش از آنچه در برنامه «بدون تعارف» مطرح شد، نمی‌دانم. موفق باشید

نمایش چاپی