بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
35787

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم وقتتون بخیر: نسبت ملک واهب الصور با ملکی که حضرت رسول در برزخ به شکل خروسی دیدند که همه خروسها در دنیا به واسطه خواندن آن شروع به خواندن می‌کنند چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملکِ «واهب» صورت اعمال آنچه را که امکان صورت‌گیری دارد؛ به اذن خدا به او می‌بخشد و آن خروس، نمادِ برزخیِ اعمال انسان‌هایی است که جهت نماز صبح آماده می‌شوند. موفق باشید

35224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در صوت برهان صدیقین فرمودید بعد از اینکه عقل انسان متوجه معقول شد، آرام آرام با یکسری ادب و آدابی آماده‌ی ارتباط با حقیقت می‌شود. می‌شود آن ادب و آداب را بفرمایید چیست‌؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان رعایت تقوا از یک طرف، و توجه نکردن به توهّمات از طرف دیگر و میدان‌ندادن به آنها می‌باشد. موفق باشید

35194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: حدیث پیغمبر اکرم: انا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد المدینه و الحکمه فلیاتها من بابها شرح آن چیست و چگونه باید اراده کرد و چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «شرح دعای ندبه» که روی سایت هست، در این مورد شده است مبنی بر آن‌که چگونه برای حضور در شخصیت معنوی و قدسی رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» باید متوجه نمونه رجوع به رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که آن، حضرت علی «علیه‌السلام» است بشویم و در سیره امام المتقین، راهی است به سوی جهان نبی اکرم «صلوات‌الله‌علیه‌وآله». موفق باشید

35078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: بنده مدتی است دچار مشکلاتی از این جنس شده ام که دیگر نمی‌توانم دستاویزی برای حرکت پیدا کنم. دیگر نه فعالیت های مرسوم فرهنگی و فکری و... نمی‌تواند این احساس را بدهد که در جایی که باید قدم برمی‌دارم در نوجوانی با آثار شما و دکتر داوری و شهید آقا سید مرتضی آوینی آشنا شدیم و موجب جوششی در من شد اما امروز تکرار فعالیت های گذشته هم نمی‌تواند حس حضور اولیه را بدهد. فکر می‌کنم که باید ابتدا مشکل را بیابم و همدرد ها را از این جهت به کتاب هر یک از بزرگان که مراجعه کردم نتوانستم جواب خودم را پیدا کنم و نتوانستم با آنها انس بگیرم آیا ارتباط گرفتن با فیلسوفی مثل نیچه می‌تواند برای مثل منی به شناخت بهتر درد و در ادامه به پیدا کردن راه برسد؟ اگر بله کتاب نیچه هایدگر چطور است پیشنهاد شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در حضور جدیدی است که البته در این رابطه اخیراً عرایضی در بحث سوره «الضحی» شد. به نظر می آید با توجه به چنین حضوری، امید است مباحث «در راستای بنیان های حکمت حضور جهان بین دو جهان» تا حدی جوابگو باشد. البته چون بنده کتاب «نیچه هایدگر» را مطالعه نکرده ام نمی توانم نظر بدهم. موفق باشید

35050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: به نظر می آید که اکثر کسانی که از طریق اینترنت بصورت مجازی و یا آنهایی که حضوری هستند، از بیانات جنابعالی تقلید کورکورانه دارند. به قول مولوی ای دو صد لعنت بر این تقلید باد! به عنوان مثال، شما در ده نکته در معرفت نفس و برهان صدیقین می آیید از طریق، تشبیه خدا به انسان، احکام انسان را در باره خدا پیاده می کنید! که این اعتقاد شما بر اساس قاعده باطل سنخیت علت و معلول است. حال از بینندگان این سطور می‌پرسم، چقدر این قاعده را یاد دارند و اینکه آیا یقین دارند که این قاعده درست است؟ اگر به حقیقت باطل بودن قاعده فوق برسند، متوجه می‌شوند که کتابهای ده نکته و کتاب برهان صدیقین شما چقدر باطل است. امیدوارم که این سوال را در سایت بگذارید؟ نویسنده: کسی که توسط امثال شما گمراه شد اما به نور احادیث امامان بر حق شیعه هدایت یافت!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه کسی گفته سنخیت بین علت و معلول باطل است؟!! این که گفته شود سنخیت بین علت و معلول باطل است، بدین معناست که از هر علتی، هر معلولی بدون سنخیتی که با علتش داشته باشد می تواند به وجود آید. مثلاً از آب، سنگ تولید شود!!!!! موفق باشید

35044

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بنده طلبه هستم و ده سالی هست که به همراه خانواده قم ساکنیم اصالتا اصفهانی هستیم خدا به ما لطف کرد و چهار فرزند داد که محتاج دعای شمایند مدتی است در تردیدیم برویم اصفهان یا قم بمانیم. مزایای ما برای رفتن اصفهان این هست که اولا کمک به خانواده پدری و پدر همسر داشته باشیم. ثانیا از نعمت همراهی با خانواده و بستگان بهره مند شویم مزایای ما برای قم ماندن اینه که اولا چه جایی بهتر از قم برای طلبگی و تربیت فرزندان و ثانیا اینکه در آخر آلزمان توصیه شده به قم بروید و ثالثا فعالیت فرهنگی بنده بیشتر متمرکز در قم شده هرچند امکان انتقال به اصفهان دارد ولی سخت است و از طرفی ظرفیت های قم برای بهره مندی از اساتید و معنویت قابل قیاس نیست متشکر می شوم در این تصمیم گیری ما را یاری کنید

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می آید سعی بفرمایید از شرایطی که می توانید فعالیت های فرهنگی خود را ادامه دهید، به راحتی جدا نگردید زیرا معنای اصلی زندگی همین نوع فعالیت ها است. موفق باشید

35035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور خدمت شما استاد عزیز و گرامی: برایتان از خداوند بهترین درجات و برکات الهی را خواستارم، ان شاءالله خداوند به بهترین شکل ممکن عالمی را که در آن حضور یافته اید و بسترش را برای ما فراهم نمودید تا نسیمی از عالم بهشت ما را نوازش دهد و همراه آن شویم را جبران نماید. عرضی داشتم پیرو صوتی که در کانال مطالب ویژه قرار داده شد https://eitaa.com/matalebevijeh/13661 طبق فرمایشات شما تا آنجا که فهم و درک بنده از آن بوده، در مواجهه با این صوت دغدغه ای برایم ایجاد شد. شاید بهتر بود نگاهی جامع تر به این روایت داشت، و بهتر بود در مرحله اول یقه خودمان را می‌گرفتیم، منظورم قشر ما مذهبی هاست. تا کی انگشت تقصیر به سمت دختر بی حجاب باشد و یا مسئول مربوطه! پس خودمان کجای این قصه قرار گرفته ایم؟ این دست از روایت ها که بیشتر انگشت تقصیر به سمت دیگریست، جان آدمی را به درد می‌آورد. نتایجش را هم که دیده ایم و چشیده ایم، دیوار کشی ها و جدا کردن خودمان از دیگری و عملکرد های نادرست دیگر. چرا تنها به این فکر کنم که آن دختر شل حجاب، فردا روز قیامت پاسخگوی خون آن شهید قرار خواهد گرفت و خودم را در ارتکاب آن گناه اگر سهم بیشتر نداشته باشم، قطعا کمتر نخواهم داشت، موثر نمی‌بینم، کاش قشر ما مذهبی ها بیشتر به نقاط ضعف و کوتاهی هایمان توجه و تامل داشتیم و به خود می‌پرداختیم. چرا وقتی موضوع حجاب می‌شود با اقدامی نادرست و بدون فکر، در وقتِ نامناسب وارد میدان می‌شویم و دیوار کشی می‌کنیم و خودمان را از آنها جدا؟ و حس غرور افتخار هم می‌کنیم و دم از ولایی بودن و جاری کردن حکم خدا و آقا می‌زنیم و تصور می‌کنیم بهترین کار عالم توسط ما صورت گرفته است. آیا همین دیگری را از خود ندانستن، سبب چنین دسته از اتفاقات و ناهنجاری ها نشده‌؟ پس، فردا روز قیامت من هم در قبالِ این خونِ ریخته شده جوابگو خواهم بود. اصلا مگر آن دختر، جدایِ از من است؟! اصلا مگر من و تویی در این میان است؟ مگر حضور و حیات بشرِ امروز توجه داشتن به دیگری که جدای از خودش نیست، نمی‌باشد؟ پس چرا به دنبال اصلاح دیگری هستم وقتی آداب جمع شدن را نمی‌دانم و خود را از هر نقصی مبرا می‌دانم؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید آن آقای محترم نخواسته‌اند خود را و ما را تبرئه کنند، بحثِ ایشان در این رابطه بود که بعضی از خانم‌ها زمینه‌هایی را فراهم می کنند که موجب تحریک اوباش می‌شود و در این راستا درست است که جوانان غیرتی ما تحمل تجاوز به همین دختران را از طریق اوباش بی سر و پا ندارند و خود را برای حفظ آن‌ها به خطر می‌اندازند؛ ولی خانم‌های آن‌چنانی که این‌چنین بی‌پروا در جامعه ظاهر می‌شوند باید متوجه باشند اگر به راحتی با صورتی تحریک‌کننده به میدان می‌‌آیند و همچنان در امنیت‌اند، ریشه در جانبازی جوانان با غیرتی دارد که تحمل حرکات اوباش را ندارند، وگرنه حتماً خبردار شدید که در متروی پاریس، همان اوباش به راحتی به خانمی که دارای همسر و فرزند بود در مقابل فرزندش به او تجاوز شد و چون غیرتمندی در آن‌جا نبود، آب از آب هم تکان نخورد. موفق باشید

34924

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد طاهرزاده، استاد بنده ماه رجب و شعبان را روزه گرفتم، و صحبت های شما بسیار در من انگیزه برای گرسنگی کشیدن ایجاد کرد، طوری بودم که شبها با گرسنگی نه شدید، و صبح ها با ضعف بیدار می‌شدم، غذامو بسیار کم کردم، ولی متاسفانه چند وقتیه معده ام دچار مشکل شده، و یک توده هم در بدنم ایجاد شده و درگیر دکتر رفتن هستم، مرا راهنمایی بفرمایید لطفا، آیا افراط کردم؟ برخی اساتید و سخنرانان حوزه، می‌فرمایند، ناهار را حذف کنید، صبحانه را باید کامل بخورید حتی اگر ۳ ۴ لقمه اضافه تر خوردید، هیچ مشکلی پیش نمی آید، و شام را سبک بخورید، و همچنین می فرمودند که برخی آنقدر کم میخورن که بیمار می‌شوند، دچار افراط می‌شوند، حالا شما بفرمایید باید چه کنم؟ لطفا خصوصی جوابم رو بدید ممنونم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که باید در حدّ نیاز بدن، غذا خورد و از آن طرف باید متوجه آثارِ منفیِ پرخوری بود و به تعادل در این مورد فکر کرد؛ حرفی نیست. و از آن طرف البته اگر بدن مشکلی دارد معلوم است که باید به راه‌کارهای پزشکان جهت رفع آن مشکل توجه نمود. موفق باشید

34682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«إِلَهِي هَبْ لِي قَلْبا يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ» سلام استاد. به کمک آموزه ها و اشارات حضرتعالی، بنده هم تجربه کردم هر وقت با بشر امروز که تا حدود زیادی تحت تأثیر روح مدرنیته است، با ادبیات کهنه ی دینی و وعده های نسیه سخن بگیم موضع میگیره. اما اگر او رو با خودش و افق وجودیِ گسترده ی خودش روبرو کنیم به شدت به فکر فرو میره. مثلاً اگر بگیم نماز بخون که به بهشت بری یا جهنم نری به شدت بدش میاد. ولی اگر بگیم عبادت کن تا همین الان در ذیل انوار الهی قرار بگیری و در ساحت گشوده تری وارد بشی و جانت سیراب و تغذیه بشه و به آرامش حقیقی دست پیدا کنی، به‌ شدت متأثر میشه. راز این مسأله کجاست؟ (حتی قیامت و بهشت و جهنم رو هم اگر با افق حضوری و وجودی براش تبیین کنیم، بسیار فرق میکنه تا اینکه به صورت حصولی و وعده وعیدهای نسیه براش صحبت کنیم.)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این به جهت آن است که انسان جدید خود را در خود جستجو می‌کند و می‌خواهد از درون متوجه حقایق شود. در این مورد خوب است به قسمت دوم مصاحبه‌ای که با مجله سوره شد، رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/12424  موفق باشید

33984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: بنده سوالی پرسیدم و کدش هم اینه lobolmizan_3yo2wbq50k ولی میگه سوالی با این کد بافت نشد! چرا نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در مرحله‌ای مشکلی در سرورِ سایت پیش آمده بود که ممکن است سؤال جنابعالی ثبت نشده باشد. لطفاً سؤال خود را مجدداً ارسال فرمایید. موفق باشید

39233
متن پرسش

او کیست که با حماسه مانوس شده است؟ با صبر برای عشق قاموس شده است؟ در یک کلمه، مقاومت یعنی چه؟ خاکستر غزه باز ققنوس شده است ۶ دیماه ۱۴۰۳ همانطور که گنج در گوشه خرابه‌ها پیدا می‌شود، ققنوس هم از خاکستر و آتش زاده می‌شود، پس بکشید ما را تا ققنوسی سرختر متولد شود. هیچ آبادی نیست مگر اینکه قبل از او ویرانی هست. هیچ ویرانی هم نیست که مژده‌ی آبادی و آزادی را ندهد. آه غزه! آه از تویی که خاکستر شدن را به جان خریدی تا ققنوس مقاومت از دل تو به پرواز درآید. مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از معجزۀ غزه گفتید و چه خوب متوجه شده‌اید این مردم در این باریکه می‌توانند آینده‌ای را مقابل بشریت قرار دهند که در آن آینده جهان استکبار معنا ندارد. و در همین رابطه است که خانم مریم شحادة مادرِ دو شهید می‌فرماید: «مگر ما می‌گذاریم زندگی از رونق بیفتد». و در مصاحبۀ خود می‌فرماید: «کسی نمی‌تواند به من بگوید رنج مادران غزه را نمی‌شناسم. من در حالی‌که لباسم از خون پسرم محمد خیس شده بود، دختر 8 ساله‌ام را روی دستهایم به بیمارستان الشفاء رساندم. دختری که روی دستهایم بین مرگ و زندگی دست و پا می‌زد و می‌دانستم همانند برادرش به شهادت خواهید رسید. بچه‌های من چه محمد و چه آلا به شهادت رسیدند»
و چه خوب در ادامه مصاحبه می‌گوید: «.... ما در طول تاریخ با انفعال گسترده و مداوم مسلمان‌ها مواجه بوده‌ایم. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما تا سال‌ها منتظر رسیدن ارتش عربی بودند که هرگز نیامد. ما در طول تاریخ به این باور رسیدیم که هیچ کس به جز خدا در کنار ما نیست و به هیچ کس جز خدا نمی‌توانیم تکیه کنیم. وصل‌شدن به خدا انسان را قدرتمند می‌کند. وصل‌شدن به خدا یعنی رسیدن به این باور که همۀ ما به دنبال زندگی کوتاه دنیایی‌مان، حیات جاویدی خواهیم داشت و زندگی حقیقی همان حیات ابدی است. کسی که به این باور می‌رسد از مرگ نمی‌ترسد و کسی که از مرگ نترسید، شجاع می‌شود. قدرت ما از این باور، ریشه می‌گیرد: «نترسیدن از مرگ». موفق باشید          
 

38475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد جان، پس از پرسش و پاسخ هایی که از سوال ۳۸۲۴۵ آغاز شد شوکه شدم از نحوه ی پاسخ های جنابعالی، هم اینکه بسیاری از پرسش های سایت سانسور شده و می شود که از شماره ی آن ها مشخص ست و دوستان تذکر داده اند و متوجه شده اند که سوالات را جواب نمی‌دهید و هم جواب های جنابعالی به سوالاتی که وقت می‌گذارید سطحی و مغالطه آمیز ست. اگر این سوال را حذف نمی‌کنید لطف کنید پاسخ هایی که مخاطب را با شعور تلقی می‌کند بدهید. مخصوصا سوال 38426 . با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد و در ابتدای قسمت سؤال و جواب سایت ملاحظه می‌کنید ما در محدوده مطالبی که کاربران محترم در رابطه با مسائلی که با مطالعه مباحث سایت برایشان پیش می‌آید در خدمت آنان هستیم و پرسش هایی که جنبه شخصی دارند پاسخ به ایمیل آن ها ارسال و لذا پرسش و پاسخ به نمایش درنمی آید و در مورد جناب حلاج می‌توانید به مقاله استاد امینی‌نژاد تحت عنوان «حلاج از منظر توقیع امام عصر» رجوع فرمایید. 
https://alefbalib.com/Metadata/129604/%D8%AD%D9%84%D9%91%D8%A7%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%82%DB%8C%D8%B9-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D8%B5%D8%B1
و البته همچنان که عرض شد در این موارد بسیار بیش از این حرفها است که در این میدان بتوان از آن گفتگو کرد. موفق باشید
 

37809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: وقتتون بخیر. ببینید آدمین یک کانال در ضمن اینکه میدونه جلیلی بهتر از قالیباف هست اما چه دلیلی میآره که به قالیباف رای میده! آیا صحیح است؟ ببینید چی نوشته؟ چرا [بیشتر] طرفدار قالیبافی؟ چون جلیلی جلوتر از زمانه‌اش هست و زمانه فعلی زمانه‌ی میزان برای او نیست (روایت «زَمَانُ الْمِيزَان» در اصول کافی را بخوانید: الکافي ج ۸، ص ۳۶۲) 🌐 hadith.inoor.ir/hadith/119250 بنظرم زمانه، زمانه‌ی ظهور جلیلی نیست و بدنه‌ی دولت هنوز ظرفیت و قابلیتِ اخذ و بروز فکر و عمل او را نداره، ولذا با عدم همراهی بدنه دولت (کما اینکه با عبدالملکی یعنی وزیر دولت سایه او در دولت سیزدهم همراهی نشد) و پیش‌نرفتن برنامه‌هایش در فضای زمانه فعلی، موجب اجحاف در حق او و افق تمدنی بلندش خواهدشد، و کمال لایق نگاه او ظهور و بروز شایسته پیدا نمی‌کنه. فرهنگ عمیق جلیلی هنوز باید از سمت نگاه حکمرانی و گفتمانی ما در منطق و میدان تمنا بشه ... @Salehi786 @Salehy

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که جناب حاج آقا نجاتبخش می‌فرمایند اتفاقاً ما مسائلی داریم که از طریق نگاه آقای دکتر جلیلی به جهان و به مشکلات داخلی قابل حل است. خوب است به سخنان ایشان نظری بیندازیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/17028. موفق باشید

37018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: در فیلم حضرت مریم یه جا گفته حضرت مریم وقتی رفتن تو مسجد الاقصی چهار زن انجا بودن که یکیشون حضرت زهرا سلام الله بودن استاد میشه از این موضوع استفاده فرهنگی کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عرایضی در بحث «نسبت ما با مقام پیشاخلقتیِ حضرت فاطمه زهرا «سلام‌الله‌علیها» شده است https://lobolmizan.ir/special- post/922?mark=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D9%84%D9%82%D8%AA%DB%8C حاکی از حضور حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» قبل از خلقت انسان‌ها که نمونه آن حضور را شما در آن روایت ملاحظه می‌کنید. موفق باشید 
 

37002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: از همین ابتدا به حکم «من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الله عز و جل» از وقتی که صرف خواندن این سیاهه و پاسخ احتمالی تشکر می کنم و توفیقات روز افزون را از خداوند منان خواستارم. بعد از تحصیلات دانشگاهی و مدتی کار، احساسی داشتم که به مقصد نرسیدم و راه را گم کرده‌ام و لذا شروع کردم به مطالعه کتابهای مذهبی و توسل که به کلی از آنها بیگانه شده بودم. کتابهای شهید مطهری را توی مسیر کار می‌خواندم و در دلم به حضرات معصومین علیهم‌السلام التماس و درخواست داشتم و مدام در دلم صدایشان می‌زدم. در خواب کسی را دیدم که بسمت من می‌آید، انگار در خواب داشتم خواب می‌دیدم. ناگاه از خواب اول بیدار شدم و بلافاصله با خود گفتم که الحمدلله آقا رو دیدم سپس واقعا بیدار شدم. بعد از آن امام رضا علیه السلام را در خواب دیدم که در نهایت منو بغل کردند و ... نمی‌دونم که چطور شد که طلبه شدم و تا دو سال کسی نمی‌دانست طلبه ام و به کلی کار را رها کردم و با علاقه مشغول دروس شدم. فراز و فرود بسیاری طی شد. الان بیش از ده سال است که به لطف خدا توفیق تنفس در این فضا رو دارم. شش سال است که ازدواج کرده و طی این مدت مدام و هر هفته به شهرستان که چهار ساعت راه هست رفت و آمد دارم برای دیدار زن و فرزند. همسرم تحمل می‌کنند و گلایه ندارند، می‌گوید که پس از این سختی‌ها، نتیجه خواهیم گرفت و ... اما بچه‌ها هر هفته دلتنگی دارند و ... بعد از طلبگی از آنجایی که اصلا طلبه در خانواده و اقوام نداریم، با فشارهای زیادی از جانب آنها روبرو بودم مخصوصاً که تعدادی از اقوام ضدیت خاصی با این قشر داشتند و دارند. با آشناهایی که داشتند، پیشنهاد کارهایی را می‌دادند تا من رو از این راه منصرف کنند. امسال توی آزمون استخدامی آموزش و پرورش شهرستان شرکت کردم. البته ثبت‌نام در پشت‌بام حجرات هم ماجرایی دارد شنیدنی. بعد از دو ساعت تلاش فراوان برای ثبت‌نام، ساعت از دوازده شب گذشت و نتوانستم ثبت‌نام را تمام کنم، هر بار خطا می‌داد و .. . ساعت از یک شب گذشته بود که لینک ثبت‌نام رو برداشتند. رو کردم به خدا و گفتم که راضی به رضای شما هستم، اگر نباید از این راه بروم حرفی نیست. ناگاه لینک برگشت و دوباره تلاش کردم اما اتصال به ثبت احوال قطع بود و ... . بالاخره موفق شدم. ساعت از یک و نیم گذشته بود. الان بعد از قبولی در آموزش و پرورش، این دغدغه را دارم که آیا با توجه به شرایط خانواده و اینکه نمی‌توانند به اصفهان بیایند، آیا در طرح هجرت شرکت کنم یا به روال سابق ادامه دهم یا به آموزش و پرورش بروم و تبلیغی در مدرسه باشد یا درس را با وجود علاقه بسیار در حوزه اصفهان کما سابق ادامه دهم مخصوصاً که در اصفهان روابط اجتماعی زیادی دارم ولی در شهرستان، اینقدر وسیع روابط ندارم و میشه گفت شخصیت اجتماعی بنده در اصفهان شکل گرفته است. دغدغه بنده اذیت شدن بچه‌ها است و از طرفی سخت است که از بحث و درس فاصله بگیرم. مادرم دوست نداشته از همون اول لباس بپوشیم و منم به احترامشون توی شهرستان لباس نمی‌پوشم لذا تبلیغ در شهرستان با چالش روبرو است. همسرم هم به روستاها نمی‌توانند همراهم بیایند لذا تبلیغ در روستا هم از لحاظی شبیه تحصیل در اصفهان از جهت دوری و ... است. خیلی از جنبه‌ها ناگفته ماند زیرا نوشتن همه جهات از جهاتی ناممکن است. لطفاً ما را دعا کنید و اگر نکته‌ای به نظرتان می‌رسد از ما دریغ نفرمایید. خداوند می‌فرماید، لا نضیع آجر المحسنین. و السلام علیکم و رحمه‌الله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است ان شاءالله خداوند بهترین تقدیراتش را برایتان مقدر کند. باز هم اگر آمادگی شما در تحصیل حوزوی و تبلیغ است؛ در این مورد فکر کنید و سعی شود موانعی که در این راه پیش می‌آید را با حوصله برطرف نمایید. موفق باشید

36751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من یک پیشنهاد دارم. لطفا اگر امکان داره جواب پرسشها را به صورت صوتی ارسال کنید. به دلیل اینکه جواب ها را می توان هر زمان حتی در ماشین گوش داد و هم موقعی که جواب را صوتی بشنویم لحن بیان حضرتعالی بهتر در درک مطلب کمک می کند. اگر بشه جواب پرسشها؛ هم متنی باشه و هم صوتی که نورعلی نور. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است ولی به جهت کثرت سؤالات، عملی نیست. موفق باشید.

36684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: بعد این همه راهی که باز شده با شهادت های بی بنیاد، بی برنامه و بی مقدمه در غزه یا در مثلا همین کرمان که من خودم هم اونجا بودم. یه ۵ دقیقه قبل انفجار اول من دقیقا همونجا بودم و اگه که یه بهونه میجستم که دستم بند بشه اونجا الان من هم از کشته شده ها بودم در اون لحظات چقده که با خودم تو بین مردم نرفته بودم حتی چند دختر رو دیدم و با خودم گفتم چقد اینا خوشکل هستن، همونا شهید شده بودن. بعد این همه شهادت های الکی چه در غزه و کرمان از خودم گرفته تا جهان دیگه چه حرفی برا گفتن می مونه. مثل این که بازم دارم حرف می‌زنم. این حرف زدن چه ولوله ای است تو جون من. پیش مزار حاج قاسم فقط داشتم گوش می‌دادم نه فقط پیش حاج قاسم جایی مثل کنار مزار اباعبدلله یا در محضر امام و حضرت آقا. چه حرف هایی که گوش ندادم و چه حرف هایی که نزدم. انگار که نیاز دارم به این جور سخن ها، این کرمش تو جون من هست که بیچاره کنم خودم رو با این حرفا. چه درد هایی که نمی کشم بخواطر این که چرا کارام پیش نمیره. من که رفتم پیش حاج قاسم داشتم عشق می‌کرم که ولی من هیچی نمیدونم . گند بزنن به هرچی شیخ بازیه من دلم میخواد آدم باشم. دیشب پیش یکی از رفقا بودم هی دارم بهش میگم آموزش و پرورش خودش و معلم هاش و دانش آموزهاش رو کرده تو پاچم بازم میگه صبر کن. من اگه میرم سر کلاس فقط بخاطر توانمندی در حوضه ی الکترونیک هست که اونم رشته ی من هستش. خدافظ .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال خداوند به صورت‌های مختلف، راه‌ها و یا کوره راه‌هایی مقابل انسان می‌گشاید. مهم آن است که ما از سر صدق و تواضع متوجه آن راه مانند همین راه معلمی که می‌فرمایید؛ بشود تا آنچه باید بشود، بشود. در مورد شهدای کرمان عرایض بنده این‌طور بود که ما در زیارت جلیل القدر «امین الله» پس از آن‌که سلام می‌دهیم به امامی که به زیارت او رفته‌ایم؛ داریم: «حَتّى دَعاكَ اللّهُ إِلى جِوارِهِ فَقَبَضَكَ إِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ،» یعنی آن‌طور نیست که مثلاً شمر و یزید به اختیار خود، شما را به قتل رسانده باشند بلکه تا آن‌جا جلو رفتید که خداوند شما را به جوار خود خواند و روح شما را با اختیار خودش قبض کرد. بدین معنا که هرگز دشمنان ما آن اندازه اختیار ندارند که به گمان خود فکر کنند. آنان ما را به قتل می‌رسانند و در همین رابطه حتی کودکانی که در صحنه گلزار شهدای کرمان شهید شدند، با نظر و اراده خداوند بود تا به تقدیری این‌چنین نایل گردند، هرچند روسیاهیِ این عمل بر پیشانی آن جنایتکاران نگاشته شد. موفق باشید     

36596

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلامک عرفان ناب شیعه که اهل بیت و قرآن تاییدش کنن در کجا یا کدام کتابها یافت میشن؟ سخنرانی هم معرفی می‌کنید؟به سخنرانی های عرفانی خیلی علاقه دارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آثار حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مانند کتاب «مصباح الهدایه» و یا کتاب «شرح دعای سحر» و کتاب «چهل حدیث» منابع خوبی در عرفان ناب شیعه می‌باشند. موفق باشید

36444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

می بینی‌ام که غم‌زده از دست خویشم و؛ / تنها مرا چرا به تماشا نشسته‌ای؟!!
می بینی‌ام که گمشده در هست خویشم و؛ / تنها مرا چرا به تماشا نشسته ای ...؟!!
می‌بینی‌ام که نای نفس نیست دیگر و؛ / اما هنوز هم به تماشا نشسته‌ای...
 صبرت نه ظلم و جور، که می دانمت / چرا تنها هنوز هم به تماشا نشسته ای ...
 باشد، خدای من، همه هستم برای تو/ اصلا هرآنچه رفت ز دستم فدای تو
 یا هرچه داده اند به دستم فدای تو باشد
 خدای من! همه هستم فدای تو، اما اگر بماند از آن هستِ من کسی ...
وای از تویی، که، حال دلم را خبر تویی /  وای از منی که منتظرم در هوای تو
ای کاش، هستِ من همه گردد فدای تو /  اما اگر گذارم از آن هستِ خود کسی
 دردا اگر که گم نشوم در هوای تو .... و خواجه هم دردها به دلش کردی که گفت:
 مرا می بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم...
اما کاش درد ما یکی بود، کاش درد او به جانم می افتاد ... حال دلم درد زلیخایی دارد که سال هاست در غمخانه دلم خانه کرده، خیلی در خودم به حال خودم باید اشک ها بریزم، من تو را ندارم که چنین بر خود و در خود می پیچم، گفتم که دعایی بکنیدم و بگویید چه کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله منوّر به دردی باشیم که بیابیم چه اندازه چاره آن درد، توجه به حضور خداوند است در جمال و سیره پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به همان معنایی که گفته شده: «ای لقای تو جواب هر سؤال / مشکل از تو حل شود بی قیل و قال». آری! بشر امروز نیاز به چنین حضوری دارد. موفق باشید

36381

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض خدا قوت: دانشگاهم در شهری غیر مذهبی است که خب اعتقادات مذهبی یک در ده هزار نفر، تازه وجود کمرنگی پیدا می‌کند. بنده به عنوان کسی که از نوجوانی به دنبال دین و اعتقاداتم بودم برایم این شرایط بسیار پیچیده و سخت شده است. فقط کافی است که هم دانشگاهی هایم متوجه بشوند که بنده انسانی هستم که کمی به مذهب باور دارم، دیگر تمام است. این موضوع را دیده ام که می‌گویم. به شدت حساس هستند که حتی کسی انگشتر هم نداشته باشد! نمازم را در خفا می‌خوانم که بعد به شدت مورد تمسخر و کم محلی قرار نگیرم. شاید گمان می‌کنید دانشگاهم خارج از ایران است ولی نه؛ وضعِ بسیار بغرنجی برایم پیش آمده. بنده تا به حال کسی را توصیه به چیزی نکرده ام. هیچ کس را. تازه مذهبی بودن یک سمت ماجرا است، اگر متوجه بشوند که من اندکی متمایل به انقلاب و رهبری هستم دیگر اوضاع درست بشو نیست و احتمال برخورد فیزیکی هم هست. شاید گمان کنید که دارم پیاز داغش را زیاد می‌کنم ولی بنده فردی نیستم که خودم را گول بزنم. خلاصه که به رسم تقیه نمازم را در خفا می‌خوانم و خیلی سکولار رفتار می‌کنم. سؤال بنده این است که تکلیفم چیست؟ واقعا خیلی در تگنا هستم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال با توجه به شرایط تاریخی که داریم و رویهمرفته مردم و جوانان ما معنای دینداریِ اصیل را می‌شناسند. از این جهت نباید شخصیت مذهبی خود را در عین وقار و محبت، پنهان کنید حتی با گفتگوهای دوستانه می‌توانید جوانان را متذکر عالَم دینی بنمایید و تا مرز دفاع از انقلاب، کمک‌شان کنید. موفق باشید 

36305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد سلام علیکم: استاد بفرمایید وقتی در حوزه‌های علمیه خلا نظریه پردازی در علوم انسانی داریم و وقتی علم کلام به زبان مردم (فیلم و موسیقی و گیم و...) عرضه نمی شود و وقتی احیانا نیروهای انقلابی کار هنری جهت تبیین اندیشه های دین و انقلاب می سازند اما از نظر کیفیتی بسیار نازل تر و کم جذاب تر از تولیدات هنری غربی هاست.... در این شرایط چرا علت سقوط فرهنگی جوان بیچاره ما را خود او می دانیم و فحش ها را او می خورد و با او بد برخورد می شود و او از دین زده می شود و سرزده می شود و نتیجتا از ما حزب الهی متنفر می شود؟ این وسط هیچ کس به حوزویان و مراجع تقلید و مسئولین نظام چیزی نمی گوید و فقط زور ما به همین جوانان بیچاره می رسد. آیا این نحوه از گفتگو با جوانان منزجر از دین درسته که بگوییم: تقصیر شما نیست تقصیر عالمان دین و سیاسیون است؟ تا کمی از بار فشار روحی شان بکاهیم و بعد دین را پایه ای و اندیشه غرب را پایه ای برایشان توضیح دهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که واقعاً این نسل را درک نمی‌کنیم. عرایضی در خدمت عزیزان «گفتمان سدید» در این رابطه شده است. خوب است که نظری به آن برنامه بیندازید.
 https://eitaa.com/ghoftemansadid/14 موفق باشید

 

36252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: از آقای طاهر زاده در باره حدیث عنوان بصری سوال دارم مگر این حدیث ابتدای راه خود سازی را عنوان نمی‌کند پس چرا در آن از مسئله شهوت جنسی و کنترل آن و کنترل نگاه حرام مطلبی عنوان نشده؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه بفرمایید که مخاطب حدیث، جناب عنوان بصری است که این منازل را طی کرده و برای حضور در مراحل عالی‌تر خدمت حضرت صادق «علیه السلام» رسیده است. موفق باشید

36172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوارم: با جمعی از دوستان چند سالیست سیر مطالعاتی شما رو دنبال می‌کنیم. بعد از کتاب معاد به کتاب «فرزندم اینچنین...» رو به اتمام میرسونیم. در کنار آن مباحث کربلا رو دنبال می‌کنیم و با توجه به تاکید شما که نیاز هر روزه ما به کربلا هست و باید با کربلا زندگی کرد، بر این حساب کتابهای «كربلا؛ مبارزه با پوچي‌ها» «راز شادی امام حسین...» «جایگاه تاریخی حادثه‌ها و...» جزوه‌ی «كربلا از چشم عقل و عاطفه» جزوه‌ی «كربلا، سریان عشق الهي» جزوه‌ی «كربلا در سطوح مختلف تحليل» رو به لطف خدا به اتمام رساندیم و در حال حاضر کتاب فتح خون با شرح صوت های شما رو به پایان میرسونیم که بسیار پربرکت بود. حال استاد بعد از فتح خون چه پیشنهادی برای ادامه مباحث کربلا دارید؟ در ضمن استاد چه طور از شهید آوینی جدا نشم؟ آشنایی بنده با شهید آوینی به برکت شما بود. ان شاءالله همنشین اهل بیت باشید. بنده و دوستانم رو دعا بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث‌هایی که در سال اخیر در رابطه با کربلا شده، بخصوص مباحث سال جاری تحت عنوان «کربلا و رازی که شهدا متوجه آن بودند» ان شاءالله می‌تواند کمک کند. ۲. باید سعی کنید همه نکاتی که شهید آوینی عزیز بر آن نکات دست گذاشته و ورود کرده را بشناسید و در این رابطه انس با آثار دکتر داوری کارساز است. موفق باشید

36038
متن پرسش

سلام استاد: با توجه به تفسیر سوره مرسلات شما، چه کنیم که جز منکرین یوم الفصل نباشیم و چه کنیم خود شویم و خود باشیم و به زنده بودن برسیم؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه کتاب و مباحث صوتی را تا آخر ادامه دهید، «خود راه بگویدت که چون باید کرد». تا هنوز در این موارد به دنبال پرسیدن هستید، آن حضور پیش نمی‌آید. این‌جا است که جناب مولوی می‌فرمایند: «چون گهر در بحر گوید بحر کو / وآن خیال چون صدف دیوار او. گفتن آن کو حجابش می‌شود / ابر تاب آفتابش می‌شود». موفق باشید   

35927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد بزرگوار سوال بنده در مورد منطق مسابقه در کار خیر می باشد. با توجه به اینکه رقابت آنطور که در ذهن همه جا افتاده به معنی برنده شدن یک عده و باختن بقیه است در غیر این صورت مسابقه بی معنی است. مثل کنکور. حالا اگر در کار خیر مسابقه بدهیم باید بخواهیم از بقیه جلو بزنیم و آنها عقب بمانند. خود این نوعی خودخواهی نیست؟ چرا همه با هم به سمت کمال حرکت نکنیم و سبقت بگیریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه قرآن می‌فرماید: «فاستبقواالخیرات» به جهت فطری بودنِ امور خیری است که خود شریعت الهی متذکر می شود و این امر موجب تلاش دیگران در همان جهت تعالیِ فطری و شخصیت آنها می‌گردد و البته این غیر از رقابت‌هایی است که موجب تحقیر رقیب می‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی