السلام علیک یا زینب کبری «سلام الله علیها»
"من و جنونِ نام تو هر دم
کوچه پس کوچههای حیات
شده مُزَیَّن به یاد و حال تو
حیات تو شد، ملاک شب و روز ما"
آری تویی آنکه در طول عمرش شامِ بلاها را درک کرد و در شعلهی شعف عشق حق، شعلهای شد و نوای «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا»ی شما جانها را شنواتر کرد و تو خرابه عالَم را با معرفی حسین «علیه السلام» آباد کردی...
نامت جاری شد در عالم، زین_ب «سلامالله علیها»، آری زینب تو علمدار راه مادری!
مادرت زهرای اطهر «سلام الله علیها» أُمِّ أَبیها شد و تاریخ خوابزده و ترکخورده را با گریههایش خیس کرد و آمادهی رویشی دوباره، قطرات اشک مادرت، در بستر تاریخ انسانیت، راه یافت و بوستانی شد برای احیای انسان...
اما أَب کیست؟ که مادرت اُمَّش شد، واقعاً زینب جان! آیا أُمِّ أَبیها بودن طریقی است و سیری دارد؟
أَب، بُن و ریشهی حیات تاریخ است، آری او رسول الله است، او که وجودش سرآغاز و بهانه خلقت است و گوییا أَب همان چشمه جوشان اسلام است که سَد غفلتها و سقیفه داشت او را محدود به منبع آبی راکد میکرد که دیگر جوشش و حیاتبخشی ندارد. اما دختری چون مادر تو، عَلَم مادری برای آن حقیقت زنده برداشت و نشان داد که
آی آدمها! چشمه جوشان حیات انسان عمیق است و شاهرگ حیاتش به نظرها و مددهای قدسی علی «علیه السلام» است، او خیبر شکنی ست که خود، حق و حق، خود علی است...
آری ربوبیت حق، رهبرانی چون جَدَّت و پدرت را در تاریخ به انسان هدیه کرد، ولی هر پدری، مادری خواهد داشت که چون مادرتان بسوزد از غم و بسوزاند ریشه تزویر و ریا و... را و بر باغبان، باغ انسانیت مادری کند، البته به خون دل و باران اشک و محبت و ایمان و ایثار...
حضرت زینب «سلام الله علیها» نور دو عین حضرت زهراست، او بعد مادرش هر آن أُمِّ أَبیها شده است،
در ایام ولایت حضرت علی مرتضی «علیه السلام» بر تاریخ، حضرت زینب «سلام الله علیها» برای پدرش، مادر شد و چه احوال که بر او نگذشت... تا رسید بر سحر فُزْتُ بِرَبِّ الکَعبه
بعد از آن، شیر زن قصهی انسانیت بر سبط اکبر، حسن مجتبی «علیه السلام»، مادر شد... خواهری که مادر شد و چه ها دید و شنید و تا آخر مادرانه پای ایشان ایستاد... تا لحظه تشت و جگر و...
اما، امان از ایامی که زینب کبری «سلام الله علیها»، او که دلداده و بیتاب حسین «علیه السلام» است و در سایه الطاف امام حسین «علیه السلام» آرام است!
آری حضرت زینب «سلام الله علیها» عهد کرده که بر سر میخانه حسین «علیه السلام» بایستد، وقتی که تزویر پرده برداشته و یزید، پدر تاریخ یعنی حضرت اباعبدالله الحسین «علیه السلام» را به مسلخ میکشد، زینب «سلام الله علیها» باز مثل همیشه مادرانه میایستد و آرمان پدر را احیا میکند، با فصاحت و بلاغت، طوفان به پا کرد و کاخ استکبار یزیدیان را ویران کرد.
آری زینب کبری «سلام الله علیها»، شیر میدان نبرد حق و باطل است و مصداق «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» شد، اما با چه خردی؟ با کمی دقت میتوان «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ» را در صلابت حیدری و مقاومت فاطمی اش دید...
اما ای من، ای تو، ای او...
اندکی!! اندکی صبر!
أَبِ تاریخ تو کیست؟ آیا به تأسی از شیر زن کربلا و مادرش، حاضری مادر بشوی بر پدر تاریخ؟ آری! من و تو، باید طلب و عزم و عهد مادری را کنیم و درد مادری را چشیم و مادر شویم بر پدر تاریخ مان، بر انقلاب حضرت روح الله. آری ای یار! مادری راه است، راهی از جنس بودن پر از شور و شوق و با عقل و خردی که ان شاء الله چون مادران تاریخ در تمام ابعاد وجودی مان از جمله کلام و زبان مان خود را نشان دهد و جانها را بیدار کند...
هرچه چشم گرداندم، پدری جز خمینی کبیر و خامنه ای عزیز نیافتم. آری و مادرانی دیدم که در عصر امام خمینی تا همین روز هر آن، با دل و جان آن چنان لب به سخن گشوده و آن چنان جوانان خویش را تقدیم کردند و آن چنان مست به دنبال فنا، خویش سراسیمه دویده که اینک هر کجا بویی از انسان هست غوغای مادری برای پدر تاریخ برپاست، کار به جایی رسیده که شیران بیشهی غزه، شیرزنان و شیربچهها و شیرمردانش... به تأسی از زینب کبری «سلامالله علیها» و لشکر کودکان و زنانش در خروش تاریخ طوفان الاقصی را به پا کردند.
آیا مادری، پدر حقیقی به عهده ی حضرت زهرا «سلام الله علیها» و حضرت زینب «سلام الله علیها» بود و تمام شد و باید در مقام خاص باشیم یا قصهی انتظار، همان قصهی أُمِّ أَبیهای تاریخ و تعالی بشر است و ادامه دارد تا انسان به حقیقت کامل شود؟ این نگاه و تعمیم دادن چقدر جا دارد؟
با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به خوبی فهمیدیم هرجا مردی میدرخشد، درخشش او با نظر به تعبیر رسای شما کوهی لطیف مانند شیر زن کربلا در صحنه بوده؛ حال مائیم و جهانی که باید بانوانمان با همان حضور و با بصیرت تمام، جایگاه خود را بیابند بدون آنکه نقش مردان را به عهده بگیرند که در آن صورت مانند تمدن غربی گرفتار جامعهای خواهیم شد «بیمادر»، با همه معنایی که بیمادری دارد. کجاست «مادری» در جهانی که نه معنای زندگی را میفهمند و نه معنای انسان و انسانیت را و نه معنای صبر و امیدواری را، بهخصوص در خرابههای غزه.
حضرت زینب کبری «سلاماللهعلیها» همانطور که فرمودید در هر صحنهای، از صحنه حضور تاریخیِ حضرت علی «علیهالسلام» بگیر تا صحنه تاریخیِ امام حسن «علیهالسلام» و امام حسین «علیهالسلام»؛ در همه صحنهها متوجه حضور تاریخی خود میشوند و این شد عامل آنکه توانستند آنچنان نقشآفرینی کنند، و از آن مهمتر به آن بصیرت خاص برسند. https://eitaa.com/matalebevijeh/15857
چه اندازه حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» دقیق متوجه امر فوق شدند و لذا حضوری را برای زن ترسیم کردند که به گفته خودشان «ما مفتخريم كه بانوان ما و زنان پير و جوان و خرد و كلان، در صحنه هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر، و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند».
حال این نوع زنبودن و این نوع مادری در این دیگر قدمهای این تاریخ، باز «زن» و باز «مادر» و حضوری بعد از حضور. موفق باشید
سلام علیکم حضرت استاد: خداوند را شاکر و سپاسگزارم که وجود اساتیدی وین جمله حضرتعالی را موجود نموده است تا بسان آینه ایی در مقابل ما ایستاده و مرا به من هدیه میکنند! و اما بعد استاد! مدتیست ذهنم درگیر ادعایی است که میگوید؛ «اگر بگویند تمام فسادهای جوامع اسلامی مِن بعد رحلت رسول الله صلی الله و آله تا به اکنون و حتی تا ظهور مهدی موعود عج الله در یک ریشه مستتر است و آن ترجمه ناصواب «تقوا» به «پرهیز و خودداری» است شاید گزافه نیست» به فرض من! بعنوان انسان یک تمایلی دارم و [میخواهم] تمایل به هرچیزی و به هرمعنا که متصور میتوان شد. از طرفی گروهی به اسم دین، اخلاق، قانون، و....... میگویند نه! [نخواه].... اگر بخواهی چنان و چنین خواهد شد.....⛔⛔⛔⛔⛔⛔⛔ حالا اگر متوجه باشیم من میخواهم و آنها در ضدیت میگویند نخواه در حالیکه ضدیتی در کار نیست. اگر «تقوا» را « قوی شدن» معنی کنیم و بگویند درست است میخواهی ولی رسیدن به خواسته در نخواستن ممکن است نخواستن همان خواست تست! درست است که ابهام گونه عرض کردم ولی بیانش بیشتر ازاین مقدور نیست. توصیه جنابعالی برای بیشتر فهمیدن و بیان این پارادوکس عاشقانه چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته پیچیدهای است. آیا ما را به نخواستن دعوت کردند تا رهبانیت را بر ما تحمیل کنند و زندگی را از ما بگیرند تا گمان شود خداوند دشمن زندگی است؟ لعنت به آن توصیههایی که به نام اخلاق، ما را از خود و از زندگی میگیرد. آیا این شور زندگی نیست که انسان با دیگر انسانها، خود را به وسعت ظهور در همه چیز و در جهان تجربه میکند؟ ما را با نیستانگاری چه کار؟ آنگاه که با خدای خمینی زندگی میکنیم و در زمانه خود در همه جهان حاضر میشویم در آن حدّ که او در آخرین روزهای عمر شریف خود چیزی گفت که قصه همه زندگیش بود و فرمود: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم.». بنده هر اندازه به این نهاییترین جمله ایشان میاندیشم، از عظمت این کلام، بیشتر و بیشتر حیران میمانم. کدام کس است که در این زمانه بتواند در راهی قدم گذارد که در آخرین روزهای روزگارش چنین بگوید که او گفت. آیا او همه راه یعنی همه تقوا به معنایی که او تقوا را نشان داد؛ نبود و نیست؟! درود خدا و فرشتگان بر او که همه راه و همه تقوایی بود که ما نیاز داریم تجربه کنیم تا در بودنِ خود معنی زندگی را از دست ندهیم. موفق باشید
با سلام استاد عزیز و بزرگوار: فرموده بودید حورالعین تجلی اسماء الهی است. از یکی از اساتید تفسیر شنیدم، حورالعین همان اهل البیت هستند و مظهر تام آن حضرت زهرا هستند. آیا صحیح است؟ احساس میکنم تبیین حورالعین توسط علما خوب صورت نگرفته است. جالب و عجیب است که در بیانات رهبری وقتی کلمه حوری و حورالعین را جستجو کردم هیچ موردی یافت نشد. یعنی رهبری هیچ گاه این واژه را در بیانات خودشان استفاده نکرده اند. چرا؟ من فکر میکنم چون معنی واقعی آن را اکثریت مردم درک نکرده یا نمی کند. چون برداشت اکثر مردم از حورالعین زن باکره هست، اجر اولیای الهی مثل شهید را ضایع می کنیم اگر بگوییم شهید بخاطر زن زیبارو رفت و شهید شد مثل داعشی ها که ابزار هم بستری و غسل را هنگام عملیات های تکفیری خود حمل می کنند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در شرح سوره مبارکه «واقعه» عرض شد با توجه به اینکه در مورد «حورالعین» میفرماید: «جزاء بما کانوا یعملون»؛ پس باید «حورالعین» حاصلِ رجوع مقربین به انوار الهی و تجلی جامع آن انوار باشد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: یه سوال داشتم. نظر شما در مورد حرزهایی که از اهل بیت نقل شده هست چیست؟ مثل محج دعوات و انیس صادقین و... این حرزها سندیت دارند یا خیر؟ خداوند توفیقی حاصل کرده آثار شما را دنبال کنیم. خدا اجرتون بده
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظردادن به این موارد بسیار مشکل است زیرا باید اهل نظر که سند روایات را بررسی کردهاند، نظر بدهند. میماند نکاتی که مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح در مورد حرزها مطرح فرمودهاند که رویهمرفته قابل اعتماد است، به اعتبار سند. و بحث تأثیر آن به خود شخص و آمادگیهای روحی وی بستگی دارد. موفق باشید
سلام استاد گرانقدرم: وقتتون بخیر. استاد تفاوتی که در رویکرد شما در شرح فصوص با شرح فصوص علامه جوادی و علامه حسن زاده به چه جهت است؟ چه خلا و نیازی را احساس کردید که شرحی بر فصوص نوشتید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی شده موضوعات، مختصرتر و با استفاده کمتر از اصطلاحات، مباحث ارائه شود. موفق باشید
سلام: وقتتون بخیر. عذر میخوام. یک سوال داشتم از خدمتتون. خوانندگی برای خانم ها از نظر رهبر چه حکمی داره؟ یجا خوندم نباید موجب تحریک شهوت بشود اما از کجا باید بفهمیم موجب شهوت میشود یا خیر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود انسان رویهمرفته تشخیص میدهد که فضا، فضای تحریک شهوات است و یا فضای تذکر به محتواهای آن موسیقی. و رهبر معظم انقلاب میفرمایند در جایی هم که شک داریم، حمل بر حلّیّت بکنیم. موفق باشید
سلام و ادب استاد بزرگوار: آیا در حوزه «عزت نفس» و نقش آن در تربیت نوشته ای دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مشخص نه! ولی در سلسله مباحثی که در شرح کتاب «جامع السعادات» شد عرایضی شده است. به نظر میآید کتاب «تعلیم و تربیت اسلامی» مرحوم شهید مطهری و یا کتاب «کرامت انسان در قرآن» از آیت الله جوادی آملی بتواند در این رابطه راهنمایی های لازم را انجام دهد. موفق باشید
سلام: قرار است تا دو سال دیگر قدرت اول منطقه باشیم اگر قدرت را مردم بدانیم مشارکت مردم ایران در انتخابات قبلی را با مشارکت اخیر مردم ترکیه مقایسه کنید تا واقعیت مشخص شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم مقایسه درستی نیست. نه به معنی انکه انتخابات ترکیه، انتخاباتی معقول نبود، بلکه به خاطر آنکه در پشت انتخابات پیش آمده در ایران هزاران فتنه نهفته است که این بسیار عمیق تر از ضعفهای جزیی است که ما داریم. عظمت کار در انتخابات ایران را در این بدانید که چگونه بالاخره رئیس جمهورهای متقاوتی با گرایشهای متفاوت در دل انتخابات ما پیش می آید و انقلاب، تحمل این نوع حضورها را دارا است. امید است با هرچه بیشتر تعالیِ معنوی مردم و درک جایگاه جریانهای متفاوت، انقلاب اسلامی نمادی از برگشت معنا و معنویت به جامعه ایرانی و جهانی بشود. امری که بنده با تمام ضعفهایی که می شناسم به آن امیدوار هستم به جهت روح توحیدی انقلاب اسلامی. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. یا مادر مدد. سلام استاد. این چند وقت در جواب سوالاتی که میفرمودید تنها مشکل شما نیست بار اول به من فرمودین باید به افق و حضور حاج قاسم نظر انداخت و به تازگی فرمودید افق شهید آوینی. در اینها آیا تفاوتی هست؟ نکته دیگر هم اینکه نمیدانم چرا ولی هنوز با قلم ارتباطی نگرفتم تا دوای دردم باشد بهمین خاطر از درد به خود میپیچم چه کنم؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روحی است که خود را در افقی بلندتر جستجو میکند. افقی که شخصیتهایی مانند حاج قاسم و شهید آوینی نمادِ آن هستند. اخیراً عرایضی تحت عنوان « نگاهی پدیدارشناسانه به شخصیت شهید آوینی» https://eitaa.com/matalebevijeh/13463شده است. خوب است که نظری به آن بحث بیندازید. موفق باشید
«اَللّهُمَّ اشغَلْنَا بِذِكرِكَ: خدایا ما را آن توان نیست که همواره مشغول به ذکر و یاد تو باشیم، ولی تو خودت ما را همواره به ذکر و یاد خودت مشغول بدار» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. ما هر بار و هر سال که کتاب «روزه دریچه ای به عالم معنا» و «رمضان دریچه رؤیت» را می خوانیم، جاده و افقی در مقابل قلب مان گشوده می شود که آرزو می کنیم ای کاش شرایطی فراهم می شد که همه عمر روزه دار بودیم. ولی در عمل طی این راه و این جاده و حرکت در دل آن افق برای ما کار آسانی نیست و حجاب ها و موانع زیادی داریم. چه توصیه ای میفرمایید؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «آنقدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتش نه به کوشش دهند». مهم آن است که از افقِ پیش روی رُخ برنگردانیم تا آرامآرام با رفع حجابها، نزدیک و نزدیکتر شویم و معنای تقوایی که در روزهداری نهفته است و خداوند بشارت آن را به روزهداران داده است، به همین معناست. موفق باشید
آیا جن زدگی یا اینکه جن با وجود انسان ارتباط داشته باشد و سبب آزار شود مانع از استجابت دعا می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر، جنّیان مخلوقات محترم خداوندند که هیچ مانعی در امور انسانها ایجاد نمیکنند مگر شیطان که البته به تعبیر قرآن کید او هم ضعیف است و هرگز مانع استجابت دعا نمیشود. موفق باشید
سلام استاد عزیز: فرض کنید وقت نماز فرا رسیده. و ما آمادگی روحیِ لازم جهت ایستادن در محضر حضرت رب العالمین را نداریم. اگر قبل از نماز با حالت اضطرار شروع کنیم به خواندن آیه شریفه امن یجیب، با این رویکرد که بدی ها و حجاب ها رو از روی دل ما کنار بزنه تا در نماز با انوار حضرت حق روبرو شویم، آیا خواندن این آیه با رویکردی که عرض شد اثری داره؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! با امیدواری جهت رفع حجابها بین ما و حضرت محبوب، میتوان چنین کرد. ولی از آن طرف هم چنانچه در وقتِ اذن خداوند جهت نیایش با او از طریق نماز میتوان امیدوار به نظر او بود که نسبت به میهمانیاش فرصت را غنیمت شمردهایم.
الله، الله زود بشتاب و بجو چونکه بحرِ رحمت است این، نیست جو
الله، الله چون به فضلت راه داد سر به خاک پای او باید نهاد
موفق باشید
خدمت استاد عزیز سلام عرض میکنم. خواستم بگم حرفهایی که برای حمایت از افزایش جمعیت گفته میشه بعضی هاشون در حد شعار هست و عملا حمایت از افزایش جمعیت نمیشه! من چهار تا بچه دارم و همسرم نیز خانه داراست. مشکل اصلی این که مستاجر نیز هستم. هر خونه که گرفتیم دو سه سال بیشتر ما رو تحمل نکردن. وقتی دنبال خونه میگردیم همین که میگیم چهار تا بچه دارم کسی حاضر نمیشه به ما خونه بده. گفتن به بیت رهبری نامه بنویس حتمآ حمایت میکنن. نامه نوشتم اما حتی جواب هم ندادن! الآن در یک خانه کلنگی که شاید ۵۰ سال یا بیشتر قدمت داره با ۱۸۰ میلیون پول پیش که ۴۵ میلیون اون رو قرض گرفتم زندگی می کنم. و از حالا نگرانم که سال دیگه صاحب خانه چقدر پول پیش رو اضافه خواهد کرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این مواردی است که همه ما گلهمندیم و امیدواریم که دولت هرچه زودتر فکری برای این مشکل بکند. ولی عنایت دارید که این ها مواردی نیست که این سایت با توجه به رویکرد فکری و فرهنگیاش بتواند کاری و اقدامی بکند. موفق باشید
سلام و ادب: ببخشید استاد بنده مدتی هست فقط هر چی به تماشای انسان می نشینم حس غریبگی ای ایجاد می شود که کو آن انسانی که باید و همه اش احساس می کنم انگار نه انگار خلیفه اللهی، انگار نه انگار خدایی، یعنی انگار موجوداتی یا ربات هایی هستیم که همینطور زندگی می کنیم (به محضر شما جسارت نباشد) و همه اش از این فکرها سر جلسه انقلاب اسلامی انتظار و وارستگی بنده از یک تجربه شخصی گفتم که می خواستم خودم را حس کنم چون دیدم فقط برهان و استدلال کافی نیست. بعد می خواستم بدانم اینطور درگیر شدن و فکرها درست هست یا در انقلاب اسلامی فقط باید رفت، همان ترک ترک؟ و این که فکر می کنم اصلا به عمق بقیه مطالب شما را نمی فهمم و شاید خطرناک باشد دنبال کردن برخی مباحث. امکان دارد راهنمایی بفرمائید و بی زحمت داخل کانال نگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید در تاریخی حاضر شد که انسان، خود را در معنای دیگری جستجو کند و اینجا است که جناب صدرالمتألهین میتواند آن افق را بگشاید. با مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن که همه روی سایت است، راه گشوده میشود. با خواهرانی که مباحث «جهان بین دو جهان» را دنبال کردهاند، اگر مشورت بکنید خوب است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: خدا قوت اجرتون با امام زمان و در پناه و نگاه ایشان باشید. خیلی ما در حق شما دعا میکنیم خدا خیرتون بده 🙏 من چند ساله کتابهای شما رو تدریس میکنم. گرفتار گناهان شیطان که بودم خودبینی ها و... الان احساس میکنم بیشتر از گذشته گرفتار عجب شدم و گاهی فکر میکنم انگار موثرم در وجود دیگران و از این حرفها انگار خودم رو چیزی میبینم. تصمیم گرفتم برای مدتی تدریس رو کنار بذارم و به خودم بپردازم احساس میکنم انگار بعضی از مباحث چون الان دیگه پیشرفته تر شدیم در قد و قواره ظرف وجودی من نیست و باید کناره بگیرم میخواستم من رو راهنمایی کنید چه کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما در هیچ حالی از وسوسههای شیطان و نفس امّاره جدا نیستیم و از این جهت باید در هر صحنهای که هستیم متذکر آن وسوسهها باشیم و با نظر به رحمت واسعۀ الهی و استقرار در تقوا، خود را از آن وسوسهها آزاد کنیم. آری! در کل، اشکال ندارد که به شرایطی فکر کنیم که در تنهایی خود، خود را بیشتر پاس بداریم. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر: استاد منظور اینکه شیطان چیزهای مادی رو زینت میده چیه؟ الان کتاب هایی که داستان طور هستن و رمان های خارجین ولی آموزنده ان هم شیطان زینت میده؟ من متوجه این حرفا نمیشم آخه رماناش بد نیست اصن و آموزنده است. ممنون میشم راهنماییم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم توجهی است که با این نوع آثار برای انسان پیش میآید. اگر موجب فهم هرچه بیشتر حقیقت و انسانیتِ انسانها شود و انسان را از دلدادگی به تجملات دنیایی منصرف کند؛ خوب است از آنِ هر نویسندهای که میخواهد باشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز: ان شاءالله جز یاوران حضرت آقا باشید. من مدتی هست که در مسیر حفظ قرانم. میخواستم از استاد سوال بپرسم تدبر و تفسیر قران رو ادامه بدیم یا حفظ قرآن رو اگر ممکنه ما رو راهنمایی کنید. آیا حفظ کردن قران هم مجالست و همنشینی با قرآن محسوب میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حفظ قرآن حتماً کار ارزشمندی است و اگر حدّاقل به گفتۀ رهبر معظم انقلاب این قرآنشناسِ واقعی، حفظ قرآن با مفاهیم باشد بهتر است و سپس به تفسیر آیات و سورهها پرداخته شود. موفق باشید
سلام و ادب و احترام خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید در آیه ۳۶ سوره انعام خداوند می فرمایند: مردگان را خدا برخواهد انگیخت سپس به سوی او بازگردانیده می شوند منظور از مردگان چه کسانی هستند؟ یعنی نفس انسان که تو برزخ هست میمیرد و دوباره موقع قیامت زنده میشود؟ ان شالله خداوند طول عمر باعزت به شما عطا بفرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در روایات ما منظور از قبر، همان برزخ است و همان افرادی که از دنیا رفتهاند و در برزخ هستند در نسبت با قیامت و یوم الحشر، همه از قبرِ برزخی در قیامت حاضر میشوند و از این جهت گفته میشود مردگان از قبرشان خارج شده و در یوم الحشر ظاهر میشوند. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: طبق تفسیر سوره ی يوسف تان چرا قرآن گفته «و شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أهلِها» و نگفته «و قالَ شاهِدٌ مِنْ أهلِها»؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: معنی شهادت، نوعی گفتن است. موفق باشید
سلام استاد: نظرتون بر مبنای قرآن و حدیث در این باره بفرمایید: تفال پزشکیان به قرآن در بدو ورود به ساختمان نهاد ریاست جمهوری پزشکیان به گلپایگانی: ببین چی اومد! قَالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم... گلپایگانی: وای! (ادامه قرائت آیه توسط پزشکیان) این که خیلی بده! مخبر: بد شده؟! پزشکیان «با خنده» : آره بابا خیلی بده!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شماره 38125 عرض شد؛ نباید در این مورد ورود کرد چون آن آیات، وجوه متفاوتی دارد با نسبتهای متفاوت. موفق باشید
سلام وعرض ادب استاد بزرگوار این متن مغالطه آمیز را گذاشتن تو گروهها اگه حضرتعالی تبین کنید و پاسخ بدید خوبه که بی پاسخ نمونه وفقکم الله تعالی فی الدارین. آیا سعید جلیلی خطر واقعی است و یا لولویی که اصلاح طلبان ساخته اند؟ از سال ۱۳۷۰ با عقبه جریانی که الان به نام پایداری شناخته میشود آشنا شدم سر سلسله این دو به چند مرکز و فرد در قم برمیگردد که یکی باقر خرازی بود که جوان بود و جویای نام و دومی منیرالدین حسینی شیرازی معروف به آقا منیر مسئول فرهنگستان علوم اسلامی که پس از فوت او مدیریت فرهنگستان به میر باقری عضو فعلی مجلس خبرگان رسید در مجال این گفتار نیست که جزییات طرز نگاه اینها به جهان و اداره کشور را شرح دهم تنها به این بسنده میکنم که بگویم فرهنگستان مدعی بود که روی یک میلیارد موضوع کار میکند تا احکام اسلامی آنها را مشخص کند با این ذهنیت که هر فعلی جز به نیت قربه الله فعل باطل است و به همین علت باید برای تک تک افعال در جامعه بشری حکم اسلامی مبتنی بر قربه الی الله بودن استخراج شود و به مردم ارائه شود تا آنها تبعیت کنند. کلمات نامفهوم و نا مانوس آنها حتی از دهان عالی ترین نفرات حاکمیت هم شنیده شده است این گروه علم را فقط در شرایطی میپذیرد که منشای وحی را با خود داشته باشد البته اینکه علم ناشی از وحی چگونه تفاوتی با علم مرسوم دارد را کسی توضیح نمیدهد فکر میکنم که این مختصر پاسخ سوال اول گفتار را داده باشد جلیلی و فرقه اش و چندین سال بررسی و برنامه ای که از آن یاد میکند برپایه چنین تفکرات خطرناکی شکل گرفته اند که حتی در محیط حوزه علمیه هم غیر قابل درک و فهم هستند به نحوی که آقا منیر در زمان حیاتش هم جایگاه ویژه ای در بین روحانیون نداشت و تنها محفل کوچک خود را داشت اتصال چنین ذهنیتی به تفکر عملگرایانه مصباحی سبب میشود آنها از یک محفل تفکری تبدیل به یک نیروی کنشگر شوند که میخواهد تئوری های مصیبت ساز خود را در سطح جامعه آزمایش کند. جلیلی لولو خوره خوره ای نیست که اصلاح طلبان علم کرده باشند او و فرقه اش واقعا خطرناک هستند. بخصوص که در سالهای اخیر با تسلط بر منابع عمومی از یک گروه عقیدتی به یک تشکیلات منفعتی - عقیدتی تبدیل شده اند که در پیوند با جاه طلبی هایی سیاسی قرار گرفته اند که دانشگاه امام صادق برای آن شکل گرفت برای اتخاذ تصمیم تان در مورد ۱۵ تیر این مطلب را بدقت بخوانید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا خود را مشغول چنین حرفهایی بکنیم؟!!! آقای دکتر جلیلی را باید با خود آقای دکتر جلیلی شناخت. اخیراً عرایضی تحت عنوان «کدام رئیس جمهور؟ کدام آینده؟» https://eitaa.com/matalebevijeh/ 17094و متن «آقای دکتر جلیلی و سیاستی که عین دیانت است» عرض شد. امید است موجب تفکری شود در این تاریخ. موفق باشید
ذیل پرسش و پاسخ ۳۶۷۹۸ از چه سخن میگویی ای مرد!؟ از چه!؟ از کدام دیار حرف به میان آوردهای؟ چرا اینقدر خویش را کور و بیدرد در مقابلت مییابم!!! چرا انگار همه چیز درست است اما باز در مقابلت یخزدهام!؟ یاد آن سخن آن کشیش در برادران کارامازوف میافتم: بالاترین دروغ، دروغ به خویشتن است، که سرآغاز تمام ندیدنها و تمام دروغهاست. و آنگاه که این دروغ باور شود، دیگر هیچ ارزشی نه برای خویشتن و نه هیچ چیز دیگر نمیماند. اینگونه سخن گفتن و پرسشهایم نه از جنس اعتراض است، نه از جنس غر زدن و نه هر چیزی که بوی بدبینی داشته باشد. این شاید پرسش از خویشتنم باشد و دادی از تنگی وجودم. آری باید رفت اما چرا اینقدر گرفتار خیالم هستم. آری و صد آری که افقی روشن احساس میشود، اما چقدر دست و پا میزنم. برایم بگویید، این همه خویش را در چنگال خیالها و گناهان دیدن چگونه است؟ این ارادههای بینتیجه و سرد شدن و باز نیافتنهایم مرا خواهد کشت. میدانم که باید طور دیگر به صحنه آمد، و افقی که گشوده شده است دریابم تا شاید معنایی سراغم آید، اما به قول دکتر داوری: زمانْ، زمانِ قحط آرامش است. چرا فرصت تاملی نمییابم؟ آری! از دروغ به خویشتن میترسم. آری! این نیهیلیسم است که استخوانمان را شکسته، ولی با من بگویید که چرا در طلب ادراکش بودن نیز به نیست میانجامد. آیا اراده به درک چنین بیخانمانیای نیز نباید کرد؟ در کتابها، در نسبتها، در گاه به انتظار نشستنها، در گاه اندیشیدنها... در کجاست که میتوان آن را ادراک کرد؟ و البته که گفتهاید بارها: مردی چنان خمینی میخواهد. و باز هم گفتهاید : بدون درک نیستانگاری، ادراک انقلاب اسلامی و تجربه مردی به نام خمینی در تجربه انسانیمان امکان ندارد. و حال این ما و این چنین زمینخوردگی... و ما خود مهیای چنین زمینخوردگی شدیم و آن را طلب کردیم. و نه پشیمانیم و نه پشت کردهایم، فقط گاه قصه بیتابی و کم وسعتیمان را وا گفتهایم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را از این طوفان که از آن میگویید، گریزی نیست. نه گریز از آن ممکن است و نه چندان گریز از آن دلپذیر میباشد که بخواهیم از آن راحت شویم. آری! دروغگفتن به خود بد است، ولی آگاهی از اینکه به خود دروغ میگوییم نهتنها قدمی به جلو میباشد بلکه تأمّلی است مهم، مانند آگاهی به نیهیلیسم، که نه گریز از آن است و نه غفلت از آن. در این صورت به «نیست» که میفرمایید، نمیانجامد. به حضوری به وسعت اقیانوسها میانجامد، به وسعت حضورِ حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در نزد خود. کوهی که تا این اندازه نرم و لطیف بود. امری که گاه گاه به سراغتان میآید تا معلوم شود «خبری در پیش است». مگر نه آن است که حقیقت در نسبت با «شدن» پیش میآید، برای رویارویی با چهرهای دیگر از آن؟ مگر جز این است که در همین طوفانهایی که گویا همهچیز رفته است؛ حقیقت، این بینشانترین «وضعیت»، خود را نشان میدهد؟ موفق باشید
سلام استاد عزیز و بزرگوار وقتتون بخیر و سلامتی ان شاالله، استاد چیکار کنیم که از نگاه بدی که بعضی از افراد جامعه به ما مذهبیا و خانمای چادری دارن اذیت نشیم؟ جوری با خشم و تنفر بهمون نگاه میشه که انگار مسبب همه مشکلات دنیا ما هستیم اگر جایی به عنوان ارباب رجوع یا مشتری بریم میخواد بهشون پول بدی که جواب سوالات رو بدن یه جوری برخورد میکنن که انگار اصلا نمیبیننت یا نگاه از بالا به پایین و فخرفروشانه که مثلا ما چادریا عقب مونده و بی کلاسیم و در شان خودشون نمیبینن با ما هم کلام شن، پیش خودم میگم اشکالی نداره بذار اینا هر جوری میخوان بدخورد کنن اصل رضایت خداست اما بعضی وقتا هم از درون میشکنیم از اینهمه تحقیر و تنفر، بفرمایید چه جوری با این مساله برخورد کنیم در درون خودمون که آرامش داشته باشیم؟ جمیع خیر دنیا و آخرت نصیبتون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بنا به گفته مقام معظم رهبری در صحبت اخیرشان با مردم قم، بیاعتقادکردن مردم و پیرو آن، نفی حجاب ریشه در دشمنیِ دشمن دارد، چرا خواهران ما سلحشورانه و شجاعانه با حجاب خود در میدانهای اجتماعی حاضر نشوند؟ و با همان روحیهای که حاج قاسم شهید داشت، با افراد برخورد نکنند؟ تا اولاً: آن افراد متوجه روحیه زنده و اجتماعی خواهران محجبه بشوند و ثانیاً: گمان نکنند ما آنها را دشمن میدانیم. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: بنده نَمی از مباحث جنابعالی را در ذهن دارم. نمی دانم چرا ولی با ورود به دانشگاه غرق در سیاهی شدم! نماز و دعای من سر جایش باقیست ولی سایه کثیفی که از وصف آن عاجزم روی من افتاده است. البته که ارتباطی به دانشگاه ندارد. من با جهانی تنگ مواجهم که به شدت فشرده ام کرده. نخوابیدن تا ساعت ۳ نیمه شب و مطالعه نداشتن و لذتهای مجازی، سیاهی عجیبی داشته اند که حالا بعد از چندین ماه که غرق در آنها بودم دارند ضرر خود را می رسانند. من نمیدانم بنده اصلا آدم بی ایمانی نیستم ولی ظاهرا در جایی بذرش در دلم کاشته شده. شیطان و یاران او در اتاقم جولان می دهند. اصلا وضع عجیبی برایم پیش آمده که توصیفش را نمی توانم بکنم. من عاشق خدا بودم و میدانم که او هم با من بود. یکدفعه همه چیز زیر و رو شد. به شدت فاصله گرفتیم. من و من که فاصله نداشتیم! من الان باید زجه بی خدایی بزنم؟ منی که همین الان هم نمیخواهم حتی یک نماز قضا داشته باشم؟ منی که قرآن خوان هستم؟ پس چه اتفاقی افتاده؟ کجای کار لنگ میزند؟ آخر خدایی که داشتم قوی نبود یعنی اصلا بازدارندگی ایجاد نمیکرد. انداختمش دور و لعنت به او فرستادم. در جهان کفر به دنبال خدای قوی تر بودم که مرا در کفر ثابت کردند! من اینجا را نمی پسندم. من این جهانی که دارم، این حالی که دارم را نمیخواهم. طلبم بزرگ بود حالا عذابم می دهند؟ طمع کردم؟ نشاط کار کردن از بنده گرفته شده! ظاهرا حتی کارم را هم نمیخواهند. می دانید: قصه من شده قصه شخصی که برای شکار عقاب کبوترش را پر داد، حالا نه کبوترش را دارد نه عقاب را. الان آن خدای قبلی مرا کافی نیست، خدایِ جدیدی هم پیش نیامده. در کفر، معلقم. فقط میدانم او هست. من الان چه کنم که از این اضطراب رها شم؟ میدانم که ذات بشر جدید همین است. خودم را گم کرده ام. به دنبال خودمم ولی تا الان به این شدت مرا در خودش غرق نکرده بود که الان قدرت زندگی عادی را از من گرفته و درد های عجیبی به همراهش داشته است. بشر مدرنی که من باشم گرفتار کفری شده که کورسوی امیدش پیدا نیست! خداوندا! مرا نجات بده، ای نور دهنده عالم! مرا خلاص کن از بندی که مرا به خاک چسبانده و قدرت رسیدن به تو را از من گرفته. خلقم کردی تا به تو باز آیم. پس بگیر دستانم را ای کورسوی امید بیچارگان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عرض نشد هان! ای دیندارانِ دیروزین، برهوتی در پیش است؟!! آیا نباید تقدیر زمانهای که جهان مدرن با خود آورده و ما را از آن گریزی نیست، یعنی نیستانگاری را بشناسیم و نسبت به آن تأمّل کنیم؟! اگر ذیل حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» و شخصیت عرفانی، حِکمی و عبادی و سیاسیِ او حاضر نشویم، حال مائیم و همه آن بحرانهایی که فرمودید. خدا را شاکر باشید که متوجه شدهاید میتوان از این ظلمات گذشت و این در صورتی است که به «جهان بین دو جهان» فکر کنیم و از این جهت فرار از دانشگاه، راهِ حلّ نیست. باید با هویتی دیگر وارد این جهان شد، جهانی که خدای حضرت امام و رهبر معظم انقلاب متوجه حضور امروز و فردایِ آن هستند. در این فضا است که به ما میگویند: « هیچگاه نومید مشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می کند. حتی اگر هم اکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاههای دشوار باغ های بهشتی قرار دارد.» موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب امیدوارم حالتان خوب باشد و از اینکه برای پرسش های ما وقت می گذارید سپاسگزارم. مطلبی که در ادامه می آید از مرحوم آیت الله مصباح یزدی است. ایشان فرمودند به هنگام گفتن ذكرهاى لفظى، مثل «تسبیحات اربعه»، كه معنایى را تصور مىكنیم و این لفظ را بیانگر و حاكى از آن قرار مىدهیم، مقصود این نیست كه آن معنا به خداوند متعال و یا ملائكه و دیگران تفهیم شود، چون قصد مكالمه و همسخن شدن نداریم بلكه مىخواهیم آن معنا در روحمان اثر بخشد. اما در کلام رهبری و دیگر صاحب نظران بنده شنیدم و مطالعه کردم که هنگام نماز و ذکر گفتن ابتدا باید خداوند را مخاطب قرار دهیم و بدانیم که با او سخن می گوییم و بدانیم که به او چه می گوییم اما آیت الله مصباح فرمود قصد مان هم سخن شدن نیست میشه این تناقض را برام روشن کنید. خیلی ممنونم و آرزوی توفیق روز افزون برای شما استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کدام در جای خود لازم و صحیح است. بستگی به نوع ذکر و موقعیت آن دارد مثل سوره حمد، که در یک قسمت که صفات خدا را با خود در میان میگذاریم، به نظر آیت الله مصباح نزدیک میشویم. و در آن قسمت که خدا را مورد خطاب قرار میدهیم، به نظر مقام معظم رهبری نزدیک میگردیم. موفق باشید
