با نام خدا! فصل گمگشتگی و توهم: و خیل زیاد جوانان توهم را ارج میدهیم به هر واقعیت پوچی که مردم نامش را واقعیت میگذارند یا نام دیگرش روزمره. و پی خودی میباشیم که هیچ کس نیست جز اعتماد بنفسی محکم؛ هرچند وهمی. نیست آنچه باید، میسازی آنچه لازم است تا نکشد تورا! و ای نفس بازگرد به یگانگی خود: گدایی کردمت تو بغل غریبه ها-گدایی کردمت از وسط دریده ها- گدایی کردمت تو این غربت عجیب راه- گدایی کردم شبیه شب تو ام شبیه ماه- نه من تو بغل این و اون دنبال بوی تو ام! از حسرت نور کم و سیاهی موی بلند- که من اون فدایی عاشق های هر روز تو ام- تو دائما خامم کن، منم پرواز کنم- تو برای من! قشنگ تری، از همه پدیده ها- تو! برای من زیبا تر از قبل، بهتر از غریبه ها... و نفس یکی شو، خود باش حتی بگذار احدی نشناستت؛ تو خودرا بشناس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید تماماً به دنبال «خود» بود. چه کسی همۀ آن بودنِ من است جز «او» که همۀ انسانیت را در اوج خود به نمایش آورده است و پروردگاری که بنا دارد ما را با ربوبیت خود تعالی بخشد، به ما فرمود: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا»(۲۱/ احزاب) براى شما اگر به خدا و روز قيامت اميد مىداريد و خدا را فراوان ياد مىكنيد، شخص رسول الله اسوۀ پسنديدهاى است. ملاحظه کنید که چگونه کسانی که امیدوار حاضرشدن در افقی هستند که خدا را در جان خود بیابند و در همان راستا به ابدیت خود امیدوار هستند و همواره یاد خدا را مدّ نظر داشته باشند؛ آری! چنین انسانهایی پیامبر خدا را که نهاییترین و کاملترین انسان است، به عنوان اسوه و صورت متعالی خود مدّ نظر دارند. و این اصیلترین حضوری است که انسانِ آخرالزمان برای اینکه بیش از پیش «خود» باشد؛ بدان نیازمند است. در بحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» شمارۀ ۱۶۷ https://eitaa.com/bartarin_hozoor/333 در این رابطه موضوع تمدن نوین اسلامی را که چه انسانی را مدّ نظر میآورد، عرایضی شد و البته و صد البته مسئله را باید بسیار بزرگ دانست به آن معنایی که کسانی میتوانند حقیقتاً به عالیترین شکل با «خود» بهسر ببرندکه پیامبر خدا را اُسوۀ خود قرار دهند و لازمۀ این کار سه نکتۀ ظریف است که باید به آن زیاد اندیشید و آن سه نکته عبارت است از: «يَرْجُو اللَّهَ» وَ «الْيَوْمَ الْآخِرَ» وَ «ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا». موفق باشید
سلام به استاد عزیز: اینکه در یادداشت «اشارات ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در شمارۀ ۱۶۵ تحت عنوان «ما و باز تأکید بر تمدن نوین اسلامی» متذکر این نکتۀ مهم شدید که در جنگ یونانیان با بقیۀ ملتها بخصوص در جنگ اسکندر با بقیۀ ملتها آنها را «بربر» به معنای کسانی که انسان نیستند، می دانستند، نکتۀ بسیار مهمی است و ما آن را در تاریخ خوانده بودیم. لطفاً ربط این موضوع را با جنگ تمدنهایی که شما مطرح فرمودهاید کمی بیشتر توضیح دهید. چون مسئله بسیار مهم و تاریخی است. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آن متن عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23933 حقیقتاً وزیر امور خارجۀ آمریکا موضوع مهمی را افشاء کرد و لو داد از آن جهت که جنگ بین آنها با ما را به آن نقطه متصل کرد تا جایگاه نگاه آنان به دیگری را روشن کند. به این معنا که هر آن کس غیر آنها را انسانیتی نیست و دعوا بر سر انسانیت انسانها میباشد و ما نباید از این نکتۀ بزرگ غفلت کنیم با تأکید ایرانِ بزرگ یعنی تمدنی در مقابل استیلاجویی رومی و آمریکایی. و این نشان میدهد واقعیتی در این تاریخ به میان آمده که ایران حقیقی در مقابله با جهانیشدن ارزشهای غربی قد برافراشته، غربی که عملاً در این زمانه کارگزارِ نتانیاهو شده است، در مقابل فرهنگ ایرانی که فرهنگ همیاری و عشق و همدلی و انسانیت است. همچنانکه در آن متن عرض شد اینجاست که باز همچنان باید بر تمدن نوین اسلامی بیندیشیم و آن نوع از حضوری که روحیۀ تمدنی مدّ نظرها میآورد، زیرا حقیقتاً جنگ، جنگ تمدنها میباشد و ایرانی که در قامت یک تمدن به میان آمده است، بزرگتر و وسیعتر از یک کشور. و به این نکته با دقت بسیار بیندیشید که چگونه نگاه تمدنیِ حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب مایۀ امیدواری و خوشبختی است. عرایضی در رابطه با نگاه تمدنی شده است که به عنوان نمونه میتوانید به بحث «ایران و راز قدرت اول جهان بودن آن» https://eitaa.com/matalebevijeh/23843 رجوع فرمایید. موفق باشید
استاد جان سلام یکی از معضلات نسل امروز ارتباط شان با خانواده شان است که گاها جوان حاضر است هر جایی باشد الا خانه و یا در کنار خانواده اش . خانواده ها با خلق و خویی انس گرفتند که نفس آن خلق و خو فضا را برای نسل ما تنگ می سازد. بالاخص خانواده هایی که درگیر فضای مدرنیته شده اند و اخلاق آنها همانند پدران و مادران شان با روش های تربیتی زور و پذیرش همراه است و هیچ انعطافی یا رفاقتی با ما ندارند یا شاید هم داشته باشند و ما توان درک آن را نداریم . برای آنها چیز هایی معنا دارد که برای ما هیچ معنایی ندارد و آنها انتظار دارند از ما که در فضای مد نظر آنها باشیم. آن چیز هایی که انجام می دهند و یا از ما انتظار دارند ظاهرا کار حرامی هم نیست ولی ما را از فضایی که هستیم خارج می کند و ما هم مدام حرص میخوریم و گاهی نزاع هم پیش می آید. آنها با عقاید شان گاها کار هایی می کنند که عرصه فضای دینی را بر جوان نفس گیر کرده و آنها را از فضای سلوکی شان دور می کنند هر چند که ظاهر دینی هم داشته باشند. راهکار اینکه ما از این دوگانگی احترام و پذیرش از پدر و مادر و ادامه دادن فضای سلوکی و دینی به جمع این دو برسیم چه هست؟ چون از طرفی باید از آنها در کارهای حلال پیروی کرده و احترام به آنها بگزاریم و از طرفی هم کوتاهی و اشتباهات زیادی در این مسیر داریم و نور و برکات از دست مان می رود
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل، مشکل بزرگی است و جهان انسانها در همۀ دنیا تحت عنوان گسست نسلها گرفتار آن شده اند. به همین جهت باید ابتدا متوجۀ این امر شد که در جهان مدرن، گسست نسلها تا آنجایی است که فرزندان، هیچ نسبتی با والدین خود ندارند آقای دکتر صادق طباطبایی که مدت ۳۰ سال در دانشگاههای آلمان تدریس می فرمودهاند در ترجمه کتابی تحت عنوان« نقش رسانه های تصویری در زوال دوران کودکی» نکات ظریفی در این مورد به میان آوردهاند. حال مائیم و آگاهی از این موضوع تا در عین آنکه نباید از آن جوانان و فرزندان خود منقطع شد، با درک ضعفهای جهان مدرن و تذکر حکیمانه و دوستانه به فرزندان، آنها را متوجۀ آیندۀ بزرگی کرد که با ایران انقلابی و اسلامی در حال وقوع است و این تنها راهی است که میتوان این نسل را از دهان اژدهای دنیای جدید نجات داد و البته کار بسیار حساس و دقیقی است و متفکرانه باید نسبت به آن فکر کرد که چگونه از جهان مدرن به جهان انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی وارد شویم و در همین رابطه اشارات «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده است. تا نسبت به تمدنی فکر کردن این نسل بیندیشیم .موفق باشید
سلام به استاد گرامی: مقام معظم رهبری در پیام خود در رابطه با اجلاس سراسری نماز سخنهایی را متذکر شدند که بنده را به فکر برد و حقیقتاً چه اندازه لازم است نسبت به جمله جملۀ سخنان ایشان فکر کنیم. از تعبیر «اکسیر فلاح» برای نماز بگیرید تا «چشمۀ جوشان عشق و امید و مهربانی». برای ما از آن پیام بگویید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ جناب جامی: «ذات نایافته از هستی بخش / چون تواند که بود هستی بخش» حقیقتاً این کلمات در رابطه با نماز، حکایت جانی است که در اتصال خود با آن ذات لایزال چنین حضوری را تجربه کرده است و حال به «گفت» آمده بهخصوص که میفرمایند:
«امّا فریضۀ نماز، تنها یک تکلیف فردی نیست و بنا بر آموزۀ قرآن، برپاداشتن نماز، اوّلین ثمره و نشانۀ حکومت صالحان است که «اَلّذینَ اِنْ مَکَّنّاهُم فی الأرضِ اَقاموا الصَّلاة». بیان این آیه دقیقاً پس از آیۀ وعدۀ نصرت الهی در مورد یاران خداوند متعال و جهاد آنها در سورۀ مبارکۀ حج نشان میدهد اقامۀ نماز بهعنوان تکیهگاه مستحکم ذکر خدا و امید و اعتماد به او، نقش ویژهای در جهاد و فتح و ظفر در میدانهای مبارزه خصوصاً میدان مبارزهای که امروز پیش روی ملّت ایران است، دارد.»
و این یعنی ما در این جهاد مقدسی که برایمان پیش آمده است، چه اندازه با حضور هرچه عمیقتر در نماز میتوانیم به زیباترین شکل، آن آینده را که آیندۀ تمدن نوین اسلامی است، شکل دهیم. و فرمودند:
«اقامۀ نماز در همۀ مراحل تکمیلی و سطوح تکاملیاش در پهنۀ جامعه و کشوری که پرچم اسلام ناب محمّدی«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» را برافراشته و به حاکمیّت اسلام مفتخر شده، در زمرۀ اهمّ امور است.»
و این یعنی در دل چنین حضور مقدسی میتوانیم به مرحلۀ تمدن اسلامی برسیم که به تعبیر ایشان از تلاش برای نیکوبهجاآوردنِ آن باید کوتاهی نکرد. مهم آن است که متوجه باشیم ما در تاریخی قرار داریم که سیاستمان با حضور بیشتر در معنویت و دیانت، معنای تاریخی خود را به میان میآورد و بشر جدید را که سخت به دنبال عبور از پوچیها است، نجات میدهد. مطمئن باشید اگر طعم حضور قلب در نماز به جانمان رسیده باشد هرگز گرفتار این نوع سیاستبازیها که هرکس بنا دارد در فضای فریب رسانهای دیگری را نفی کند؛ نمیشدیم زیرا نگران انقطاع قلب خود با خدا میشدیم. این است که حضرت حق فرمود: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَر». موفق باشید
سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده مقام معظم رهبری در پیام اخیرشان فرمودند((:امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلواتالله و سلامهعلیهماجمعین میداند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان میداند.)) به راحتی قابل درک است که قطعا عنایت امام زمان شامل ایشان شده است که این مطلب بسیار حکیمانه را بیان کردند . از حضرتعالی درخواست دارم علاوه بر شرح این مطلب نورانی بیان بفرمایبد رهبر معظم انقلاب با بیان این مطلب چه نکات مهمی را خواستند متذکر بشوند با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در سلسله اشارات « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor تأکید شده است ایران، به عنوان یک تمدن در عین جهانی بودن، هویت قدسی دارد و این، راز این سخن مقام معظم رهبری می باشد که فرمودند: «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلواتالله و سلامهعلیهماجمعین میداند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان میداند.» و باید حقیقتاً به این نکتۀ مهم فکر کرد که چرا فرمودند: «قدرت اوّل جهان میداند» از آن جهت که اولاً انقلاب اسلامی هویت جهانی را برای مردم ایران و ایران بزرگ به میان آورده است. ثانیاً: به عالی ترین مطلوب بشر جدید که سخت به دنبال هویت قدسی خود می باشد؛ جواب داده است و خدا می داند هر آن کس این زمانه و این تاریخ و این بشر را بشناسد یقین دارد که ایران آری! قدرت اول جهان خواهد بود. از آن جهت که میدانیم بشر جدید با بحران هویتی که بدان گرفتار شده است، هیچ گریزگاهی در تمدن مدرن برای خود نیافت و همچنان سایۀ سنگین و سیاه نیهیلیسم او را آزار میدهد و یا به دنبال نابودی و خودکشی می باشد و یا برای رهایی خود، تنها و تنها این نظام اسلامی ایران است که در افق تاریخی اش ظاهر شده است و امید بزرگی را در او ایجاد کرده. از خداوند تقاضامندیم ما را متوجۀ این آینده که رهبر معظم انقلاب بدان تذکر داده اند باشیم و در وسعتی که شأن چنین حضور تاریخی است، خود را وسعت دهیم و همدیگر را تحمّل کنیم و راز تأکید ایشان بر انسجام و عدم اختلاف در بین خود را «فهم» نماییم. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار. در رابطه با نوعی از سلوک تاریخی که فرمودید آینده ای متعالی و درخشان در اکنون ما حاضر می شود و حالتی جلالی پیش میآید و در نتیجه منجر به نوعی تنهایی میشود، پرسشم برای کسانی هست که بعضاً مسئولیت هایی دارند. در دل چنین حضور و جلالی که منجر به تنهایی میشود چگونه میتوان در اجتماع حضور پیدا کرد و درست انجام وظیفه نمود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم درک حضور جلالی است که برای انسان در نسبت به آیندۀ متعالی، با نظر به ایرانی که بحمدالله ایدۀ جهان شده است؛ پیش میآید که افقی است بس گشوده، که فرداها را با نظر به انسانیت انسانها مدّ نظرها میآورد. خوشا به حال آنانی که در دل این حضور، مسئولیتهای خود را مدّ نظر دارند مانند رهبر معظم انقلاب که با نظر به آن آیندۀ متعالی بر انسجام ملت ایران تأکید میکنند و در سخن با دانشآموزان و دانشجویان از « مأموریت تاریخی» آنان با آنها گفتگو میکنند https://eitaa.com/bartarin_hozoor/276 و خوشا به حال برنامهریزان که با نظر به آیندهای که مدّ نظر رهبر معظم انقلاب است؛ برنامهریزی میکنند. و خوشا به حال دانشآموزان و دانشجویان و مادرانی که متوجۀ آن آیندۀ بزرگ هستند و در اکنون خود به وسعت آن آیندۀ متعالی سیر میکنند تا گرفتار روزمرّگیها و پوچیها نگردند. و اگر به گفتۀ جنابعالی در چنین شرایطی که افقِ جلالیِ تاریخی در مقابل انسان گشوده میشود و نوعی تنهایی احساس میکند؛ این حکایت در راهبودن است و درک این دوران طلایی است که هر لحظهاش در ارتقای امت در مدارج سلوک مغتنم است https://eitaa.com/matalebevijeh/23792.و همچنان رفتن و باز، رفتن، هرچند به تنهایی. موفق باشید.
دلم میخواد از تفاوت کسی که حضور خدا رو میبینه و هر طوری که میخواد توی جهان نیست رو با تفاوت حضور ادمی که خدایی رو نداره بگم یا بهتره شاید بگم از تفاوت خداها دلم میخواد بگم. گویی از بودن بگم. شما بگید برام استاد. از خودم برام بگین
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آقای شهید ایران بنگرید و خدای او، که خدایی بود که ایمان را برای آن مرد الهی پیش آورد. ایمان، این نایابترین حضور که چه اندازه به ما نزدیک است و عطشناک برای هرچه در آن ایمان حاضر و حاضرتر شویم. حکایت ایمان، حکایت حضوری بود که با خبر شهادت آن مرد الهی برای یک ملت پیش آمد که یافتند امری را که هنوز در حضورِ آن حضور، دلگرم و سرگردانند. دلگرمند که گویا در پیش او هستند و او در پیش ما، و سرگردانند از اینکه چه اندازه این میدان از همۀ جهات وسیع است به وسعت رهبر شهید، آنگاه که در میدان درک قرآن حاضر شد با آن وسعت، و به وسعت حضور در سیاست به وسعت گشودهشدن تمدن نوین اسلامی و به وسعت درک زمانه که چه اندازه خداوند اراده کرده تا ما در آیندهای بس بلند و بلندتر حاضر شویم و به وسعت عبورکردن از امثال آقای هاشمی رفسنجانیها. و این میدان با همۀ وسعت و همۀ جهاتش معنی ایمانی است که ما در این زمانه باید مدّ نظر داشته باشیم تا زندگی را بشناسیم و همچنان در این حضور بیکرانۀ اکنونِ جاودانه، خود را «او» بدانیم و «او» را خود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23785 موفق باشید
سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده مولوی میفرماید: در دو چَشم من نشین ای آنکه از من، من تری.. این بیت مولوی با بعثتی که با شهادت رهبری ایجاد شد تطابق دارد. مصرع اول را شاید اینگونه بشود تعبیر که چون رهبرشهید شخصیت جامعی دارد هر کس به قدر معرفت وظرفیت وجودی خود میتواند از این وجود نورانی بهره مند شود و مصرع دوم حکایت مردمی است که از هر قشر و مذهبی و با هر تیپ و ظاهری (من) برتر خود را در رهبر شهید جستجو میکنند حال خواستم نظر حضرتعالی درباره این بیت شعر و تطبیق آن با رهبر شهید(حضرت آیت الله خامنهای )جویا شوم با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر انسان به خود آید و متوجۀ معارف عالیۀ الهی شود و با خود خلوت کند که خود را چگونه در آن معارف عالیه حاضر و حاضرتر نماید و در انسانیت خود حاضر شود؛ ناگهان به آنجایی میرسد که در افق شخصیت خود، اولیای الهی را آشناترین آشناها مییابد و میبیند که چه اندازه با مولایمان امام المتقین«علیهالسلام» آشنا بوده است و اینجاست که خواهد گفت: «آنکه عمری در پی او میدویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبهرو». و در این عرصه که در جستجوی آن اولیای الهی، خود را کند و کاو میکند، مییابد که چه اندازه ذیل اولیای الهی با حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» و آقای شهید انقلاب و ایران«رضواناللهتعالیعلیه» آشنا و آشناتر است. و اینجا است که آری! با نظر به آن رهبر شهید، آن بیت مشهور به ظهور میآید که: «در دو چشم من نشین ای آنکه از من، من تری» و این است راز دلدادگیِ بشری که در جستجوی انسانیت خود، آن رهبر شهید را افق شخصیت خود مییابد و برای هرچه نزدیکشدن به او و یا به خود، اشکهایش جاری میشود. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم. ششمین سال از ورودم به حوزه های علمیه میگذرد و بیشترین شخصیتی که مرا به روال عادی حوزه های علمیه تذکر داده شما بوده اید. از همان پایه اول تا همان پایه چهارم که مهاجرت به اصفهان کردم اما باز بازگشتم به قم تا همین چندی پیش که باز میگفتم: چرا شیخ انصاری؟ چرا فقه و اصول؟.... اما جور دیگری برایتان مینویسم: حال دلم به گونه ایست که هیچ مرا حس اطمینان نمی دهد، هیچ مرا خوش حال نمیکند، هیچ مرا بر نمی انگیزاند؛ خلاصه که این دنیا هیچ برایم معنایی ندارد. گویی افسردگی مرا ربوده! روزی که آمدم حوزه احساس کردم تازه متولد شدم و زندگی تازه رنگ گرفته ولی هرچه جلو میروم آنچه را که میخواهم درش نمی یابم؛ من خدارا میخواهم. من انقدر تشنه خدایم که حتی نمیتوانم درست زندگی کنم، انقدر تشنه خدایم که هیچ چیزی برایم اندازه کار های دینی اهمیت و ضرورت ندارد و هیچ چیزی اندازه اینها مرا به خود مشغول نمیکند. اما نیست آنچه که باید باشد. تا حدی که(با اینکه هیچ حضوری برای خودم بیرون حوزه متصور نیستم، اما) به بیرون روی از حوزه فکر میکنم، اما نمیدانم کجا؟! استاد بیش از حد اندازه همه چیز برایم بی رنگ است(و همه را هم در دوری خدا میبینم) من نمیتوانم این مسیر مرسوم طلبگی را طی کنم. اصلا آینده ای مشخصی برای خودم نتصور نیستم و نمیدانم چه بخوانم، به چه درد میخورد؟ چه نباشم؟ من نمیخواهم یعنی توان عبور از این مسیر مرسوم را ندارم؟ نه آینده شغلی در آن میبینم، نه حس ایمان در آن برایم زنده میشود... تا حدی که دارم از این بستر نا امید میشوم. آثار شیطان از بی صبری و کمال گرایی افراطی و حساسیت زیاد مرا فرا گرفته و نمیدانم چگونه باید از دستش خلاص شوم. با این حال من نه در مسیر مرسوم و نه غیر مرسوم و نه درون و نه بیرون حوزه های علمیه توان حیات ندارم و به یک شخصیت بسیار ضعیف و بی مصرف تبدیل میشوم. راه خدارا بگویید....
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً این احوالات برای بشر جدید و جوانان این تاریخ پیش میآید. زیرا همچنانکه بخصوص در کتاب «بشر جدید....» عرض شده است انسان نمیتواند با مفاهیم و عقاید خود هرچند آن عقاید خوب و متعالی باشد؛ خود را ادامه دهد. باید در جان خود در جستجوی حضوری باشد که آن حضور، معنای او را شکل میدهد. اینجا است که میتوان گفت انسان با انسان، انسان میشود و در جایگاه خود این شریعتِ آخرالزمانی است که در کنار قرآن، اهل البیت«علیهمالسلام» را مدّ نظرها میآورد. با توجه به این امر ما در هر کجا هستیم باید به شخصیتی نظر کنیم که ذیل اسلام، ما را در آن موقعیت خاص که برایمان پیش آمده، معنا کند. در این رابطه میتوانید به شخصیتهایی فکر کنید که چگونه با حضور در حوزههای علمیّه در راهی قرار گرفتهاند که بدون هیچ ادعایی زندگی خود و دیگران را معنا کردند از امامین انقلاب بگیرید تا شهید مطهری و استاد صفایی حائری. زیرا این عزیزان به اصلیترین راه که راهِ هدایت قرآنی هست و حقیقتاً در حوزه میتوان در آن حاضر شد؛ افراد را متذکر زندگی کردند. و از این جهت میتوان گفت چرا در این زمانه حتی بیش از پیش باید گفت: «چرا حوزه؟!!». موفق باشید
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرانقدر. استاد بنده بیشتر علاقه مند به مطرح کردن مباحث معرفتی هستم تا مباحث دیگر ولی چون بحث حجاب یا پوشش در جامعه کنونی ما خیلی داغ است خواستم به عنوان کسی که شناخت خوبی نسبت به جامعه غرب و عملکرد غربیها در این مسائل دارد، به اندازه عقل و فهم خودم کمی به آسیب شناسی در این باب پرداخته باشم. برای همگان آشکار است که غرب سالهاست بوسیله ابزار رسانه و اخیراً فضای مجازی سبک زندگی غربی و الگوی زن غربی را در جوامع ما ترویج می کند. اگر با خود روراست باشیم و نگاهی به کف شهر بیاندازیم باید اقرار کنیم که در این چند سال غربیها در این شیطنت به زعم خودشان بسیار موفق عمل کرده اند. حال باید از خود بپرسیم غرب در جا انداختن سبک زندگی غربی و ترویج برهنگی چگونه عمل کرده است؟ چیزی که این حقیر به آن رسیده ام این است که راهبرد اصلی غرب روی تغییر ذهنیت ها نسبت به پدیده هاست!!! غرب هیچوقت در رسانه خود، کسی را جلوی دوربین نمی گذارد تا مردم را به بی حجابی و برهنگی نصیحت کند و مثلاً بگوید دخترم اگر میخواهی آزادی عمل داشته باشی و راحت تحرک داشته باشی برو بی حجاب شو؛ در عوض در فیلمها و حتی آگهی های تبلیغاتی دختران بی حجاب و برهنه را نشان می دهد که با آزادی عمل و شاد و سر و حال دارند از دنیا کامجویی می کنند و این در بیننده ایجاد یک ذهنیت می کند و آن ذهنیت این است که بی حجابی و برهنگی = آزادی و راحتی و لذت بردن از زندگی. یعنی غرب رسانه را ابزار قرار می دهد تا الگو و سبک زندگی خود را جا بیندازد و آنهم از طریق تغییر ذهنیت فرد بیننده! حال باید از خودمان بپرسیم چرا عملکرد ما در ترویج حجاب و الگوی زندگی ایرانی اسلامی آنقدر که باید موفق نبوده. به نظر بنده ما در ایجاد ذهنیت و در الگوسازی صحیح در جامعه کم کاری کرده ایم و از ابزار رسانه در این عرصه استفاده بجا و صحیح نکرده ایم. از شما پنهان نیست که در این دوران یک دختر بی حجاب را با نصیحت و ترس از جهنم دیگر نمی توان باحجاب کرد، چه رسد به بگیر و ببند و گشت ارشاد. ما باید در دختر بی حجاب ایجاد یک ذهنیت صحیح از حجاب و پوشش کنیم آنوقت است که خودش با دل و جان حجاب را بر می گزیند. شاید اگر از برکت وجود امثال شهید آوینی ها محروم نشده بودیم شاهد ساخت فیلم هایی بودیم که وقار و کرامت یک زن باحجاب مسلمان را در یک کشور غربی به تصویر بکشد و این به تصویر کشیدن است که ایجاد ذهنیت می کند طوری که بیننده می خواهد شبیه آن الگو شود و به سمت آن سبک زندگی حرکت کند. بگذارید یک مثال دیگر بیاورم. چرا گاهی شاهد آن بودیم که بخشی از جامعه وقتی رهبری صحبت می کردند اصلاً گوش نمیکردند و حتی کانال را عوض می کردند؟ آیا بخاطر آن بود که استدلالات رهبری را گوش کرده و با عقل آن را رد می کردند؟ خیر، چراکه اصلاً حاضر به گوش کردن نبودند، چرا؟ چون غرب بوسیله رسانه ذهنیت فرد را نسبت به رهبری تغییر داده بود و رهبر در ذهن و نگاه آن فرد یک دیکتاتور و مسبب مشکلات کشور دیده می شد. به طوری که آن فرد حاضر نبود حتی یک جمله رهبری را بشنود. لذا چیزی که عقل ناقص بنده به آن رسیده است این است که در مورد تغییر وضعیت حجاب در جامعه ما باید تمرکز را روی یک چیز بگذاریم و آن این است: تغییر ذهنیت، تغییر ذهنیت، تغییر ذهنیت. ما باید اسلحه غربیها را بگیریم و به سمت خود آنها شلیک کنیم و بدانیم که از این اسلحه باید استفاده کرد تا بتوان در عرصه فرهنگ موفق شد. جویای نظر استادمان در این خصوص هستیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ اصلی در جهان غرب که انسان خود را گُم کرده است و به دنبال کسی میگردد که آن را معنا کند، حقیقتاً همان است که فرمودید که انسان گمشده از خود و در خود، فردی را که تبلیغات برای او به نمایش میآورد به عنوان نمونهای برای بودن خود انتخاب میکند و ملاحظه میکنید که به گفتۀ صاحبنظران غربی، غرب نسبت به جایگاه متعالی انسان بهکلّی غفلت کرده و معلوم است که از طریق مانکنها و سلبریتیها، دختران را به سویی میبرند که عین بیآیندگی و پوچی است. و حال این ما هستیم که اولاً: بیرون از جهان غرب نمیباشیم و ثانیاً: نمیخواهیم غرب باشیم. همانطور که میفرمایید باید در نسبت با دخترانمان، شخصیتهایی را برایشان آشنا و آشکار کنیم که بتوانند در انتخاب خود که زندگی را جز آزادی و انتخاب نمیدانند؛ کسانی را انتخاب کنند که ابعاد متعالی آنان را با آنها در میان گذارد آن هم با زبان فاخری که آوینیها به میان آوردند. در یک کلمه مائیم و روایت از الگوهایی که آن الگوها در منظر آنها صفای انسانیت را به ظهور آورد، ولی نه با زبان تکلیف و از ترس جهنّم، بلکه نسل جدید در اوج انسانیت و آزادی احساس کند آن شخصیتی که به دنبال او بود مثلاً خانم سحر امامی میباشد که چگونه در آن طوفان حمله به ایستگاه صدا و سیما آنچنان موضعگیری کرد که هنوز برای روایتکردن کار او آوینیها دست به کار نشدهاند https://eitaa.com/matalebevijeh/19654. پس باز باید در نسبت با این نسل، روایت زنانی را به میان آورد که به قول عمّان سامانی مردانه در میدان هستند و این یعنی باز زینب و باز فاطمه زهرا«سلاماللهعلیهما» وقتی درست روایت شود و از دیروزین بودن آنها به امروزینبودنشان هجرت کنند و این یعنی همسر شهید مصطفی عارف و نامهای که به سید مجید موسوی نوشت. https://eitaa.com/matalebevijeh/23723 در این رابطه است که به سخن امام شهید ایران فکر کنید که فرمودند: «... به هر حال، این مسئله قطعاً حل خواهد شد» https://eitaa.com/arshiv3133/411 . وقتی روایت کنیم آنچه را که باید روایت کرد. وقتی از زنان و دختران حماسهساز و سلحشور روایت کنیم که چگونه دختران و زنان ما در اوج معرفت و زبانشناسی یافتهاند چگونه باید جهانی باشند به وسعت همه انسانیت انسانها تا گرفتار آن نوع بی بندوباریها نگردند و با دختران فریب خورده به گفت و گو بنشینند تا آنها متوجه شوند خود را باید در جایی بسی گستردهتر از حضوری که جهان غرب برای زنان و دختران مطرح کرده دنبال کنند و جایگاه پوشش را ابتدا در جان انسانی خود کشف نمایند و سپس راه خود را به سوی خدا بگشایند.https://eitaa.com/matalebevijeh/23578 اخیرا در محضر رفقا بحثی تحت عنوان«تمدن اسلامی و عبور از کشف حجاب و عریانی» https://eitaa.com/matalebevijeh/23735 مطرح شد که امید است بتوانیم در موضوع عریانی پیش آمده با تفکر تمدنی و با نظر به آینده پیش رو بیندیشیم. موفق باشید.
سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: از حضرتعالی عالی آموختیم اشخاصی نظیر مقام معظم رهبری شخصیت جامعی دارند و تجلی اسم الله هستند. بنابراین میشود نتیجه گرفت اگر کسی محبت خدا به قبلش رسیده باشد قطعا ایشان را دوست دارد. در مورد حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای این طور حس میشود که تجلی خوبی و محبوبیت در ایشان شدت خاصی دارد. از حضرتعالی درخواست دارم بفرمایید، حکمت و اراده الهی در جذبه خاصی که در شخصیت ایشان تجلی یافته چیست؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید بسی شکر کرد که چگونه در قلب مبارک رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالیعلیه» نوری را متجلی کرده است که حاصل آن، بصیرتی اینچنین است که متوجۀ حضور تاریخی ما ذیل انقلاب اسلامی اینگونه حکیمانه هستند و حکایت نوری که بر قلب این مردم مبعوثشده است را اینچنین حکیمانه در پیامهای خود بر زبان جاری میکنند که مردم، حقیقتاً احساس میکنند حکایت عمیقترین ابعاد وجودی آنها در این پیامها به ظهور میآید. گویا قصۀ تبیین همان انواری است که بر جان انسانهای این دوران نازل شده، به حکم آنکه خداوند به پیامبرش فرمود: «...وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) و اینجا است که مردمِ مبعوثشده احساس میکنند آنچه را باید در این تاریخ بیابند و در آن حاضر شوند را در کلام رهبر معظم انقلاب احساس میکنند. مگر این نکته، نکتۀ سادهای است که ایشان در پیامشان میفرمایند:
«یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوه بر تلاش شبانهروزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملّت عزیز آن میباشد. ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد. بلی، هرگاه شنوندهی این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اِشکال تقلیل مییابد. امّا قوّت و قدرت و نقاط مثبت بهموجب آموزهی قرآنیِ «و امّا بِنِعمَة ربِّکَ فَحَدِّث» نیازمند روایت و برجستهسازی است.»
هزار نکتۀ باریکتر ز مو در این فراز از پیام ایشان در هفتۀ دولت نهفته است که متذکر ارادۀ الهی برای درک «ایران هرچه قویتر» هستند تا ما به جای مطرحکردن ضعفها و بهانهگرفتنها به عظمت راهی بیندیشیم که خداوند در مقابل ما گشوده است. موفق باشید
سلام علیکم با عرض ادب واحترام محضر استاد طاهرزاده در سالروز ولادت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله مجتبی خامنهای مناسبت دیدم به این آیه نظری شود: يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. کافران امروز یعنی آمریکا و اسرائیل خواستند با موشک و سلاح ( بِأَفْوَاهِهِمْ) رهبر ما را شهید و به ظن خود خاموش کنند(لِيُطْفِئُوا نور الله) ولی اراده الهی بر این قرار گرفت که با مرد الهی دیگر یعنی حضرت آیتالله مجتبی خامنهای این مسیر نورانی ادامه یابد ( مُتِمُّ نُورِه) و عصبانیت و نامیدی دشمنان اسلام را بهمراه داشت ( وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ.). وانشالله این مسیر انقلاب اسلامی به اتمام کامل نور الهی یعنی ظهور حضرت حجت ابن حسن می انجامد . این برداشت بنده بود و درس پس دادنی بود تا از نظر حضرت عالی بهره مند شویم با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: با شکر بسیار از تولد مولودی عزیزالقدر که در این زمان رهبریِ این نهضت را با بصیرت خود ادامه میدهند؛ به حکم آیهای که اشاره کردید دقیقاً حکایت مسیر توحیدی و سنت الهی چنین است که هرگاه دشمنان انوار الهی بنا داشته باشند برای راحتشدن از آن، آن را خاموش کنند؛ نهتنها موفق نمیشوند، بلکه «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه». و این عجیب است که نور دیروزین با چهرهای بسی عمیقتر و جلوهای بسی گستردهتر به میان میآید. زیرا آنان با تصور دیروزین خود از نوری که به میان آمده بود، گمان کردند با نوعی تبلیغات و بیان رسانه که از نیروی نظامی شدیدتر است، میتوانند آن نور را در آن حدّی که بود خاموش کنند. غافل از آنکه حال که آنها شکل مبارزه را تغییر دادند و به جنگ شناختی رو آوردند، حال این خداوند است که نور خود را مناسب مقابله با آنان شدت میبخشد و این است که امید جبهۀ غرب برای فریبدادنِ مردم ما توسط بعضی از سیاسیون سادۀ دیروزین، خنثی میشود و امیدواریِ سران آمریکا که به چراغ سبز این افراد امیدوارِ اغتشاش داخلی هستند، تماماً خنثی میشود. بنابراین در یک کلمه به این قسمت آیۀ شریف دوباره نظر کنید که فرمود: «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» نهتنها در این مقابله، چهرههای خاصی از اسلام در مقابل رسانههای قدرتمند آنان به صحنه میآید، بلکه دقیقاً صحنه به حکم: «وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»، صحنهای خواهد شد که دشمنان گمان آن را هم نمیکردند. موفق باشید
بسمه تعالی. استاد سلام. بفرمایید بر ما چه میگذرد و در چه شرایطی هستیم از یک طرف پنجههای خونین دشمن را میبینیم که چگونه دندان تیز کرده است که ما را بشکند و از طرف دیگر مردم امیدواری را در داخل کشور و در جبهه مقاومت ملاحظه میکنیم که گویا با تمام وجود در مقابل دشمنانی این چنین خونخوار ایستادهاند. همیشه از طریق شما متوجه شرایط تاریخی خود بودهایم ، حضوری که ماورای ظاهر صحنهها با نظر به افقهایی که انقلاب اسلامی در مقابل بشر گشوده است ما خود را تجربه کردهایم. البته بسیار امیدوار هستم اما دوست داشتم از شما نیز بشنوم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: درارزیابی متفکران درخود آمریکا معتقدند که آمریکا و اسرائیل جنگ را به انسجام داخلی ایران باختهاند، امری که حقیقتاً رهبر معظم انقلاب«حفظهاللهتعالی» متوجۀ آن هستند و در همین رابطه بر انسجام داخلی تأکید میکنند، زیرا دشمن جنگ را به مردم ایران باخته است و معلوم است که نهایت تلاش خود را در این رابطه به کار میگیرد و بصیرت ملت بزرگ ما نیز در همین موضوع باید بیش از پیش در صحنه باشد که کار بسیار مهم، دقیق و تمدنسازی میباشد. از این جهت به گفتۀ استراتژیستهای ما، کلید استراتژی ترامپ در همین نکتۀ ایجاد دوگانگی در بین ملت است. ما مفتخریم که نه تنها در میدان نظامی دشمن را با همه تلاشی که حتی در محاصره دریایی به کار برده منفعل کردهایم، افتخار میکنیم که بحمدالله مردم عزیز ما به نور بعثتی که در آن قرار دارند دشمن را با حساس بودن نسبت به اختلافات داخلی از آیندۀ خود مایوس کرده است، زیرا حضور مردم در میادین یعنی حضور در میان انسانها. آری! حضور میان انسانها با وجه انسانی آنها، آزاد از هرگونه انگیزههای سطحی و جزئی و خودنمایی. و این مهمترین حضور تاریخی است که پیش آمده و موجب شدت روحیۀ جبهۀ نظامی ما گردیده تا به عملیاتهایی دست بزنند که دشمنان تصور آن را هم نمیکردند. ای کاش ما متوجه جایگاه حضور خود در کنار هم به خصوص در میدانهای شبانه باشیم که موجب غافلگیری دشمن و سربلندی ایرانی میشود که ایرانِ دیروزین نخواهد بود که بخواهد حتی مشکلات داخلی را که رانتخواران ایجاد کردهاند تحمل کند. این است برکات انسجام داخلی و توجه به آیندهای که تنها پیروزی نظامی بر دشمن نیست. به آینده بزرگی بیندیشید که ایران با حضور خود نه تنها با ناوهای آمریکایی که عامل محاصرۀ دریایی است ، درگیر میشود؛ مطمئناً مسئله حزبالله و لبنان را نیز به نحو شایستهای حل خواهدکرد. به این نکته فکر کنید که محاصره دریایی ما که آمریکا بسیار بدان امید داشت در حال شکستن است و این یعنی حضور «ایرانِ هرچه قویتر». وقتی حضور ایران را ماورای تبلیغات دشمنان، حضوری تاریخی بدانیم، کافی است که باور کنیم همه چیز حکایت از آن دارد که خداوند اراده کرده است استکبار را سرشکسته و ایران را سرفراز نماید. شیرینی و شور زندگی جز این نیست که در چنین میدانهایی حاضر باشیم و زندگی را به معنی واقعی آن تجربه کنیم که چگونه خداوند اراده کرده است در میدان مقابله ما با آمریکا و اسرائیل هیچ مانع و بنبستی وجود نداشته باشد و هر نقشهای از نقشههای پیچیده آنها به راحتی خنثی شود. آری! جنگی چنین بزرگ بدون سختی نخواهد بود ولی یقیناً خداوند در کنار ما، ما را یاری میکند تا ایمانِ بیشتری را در نسبت با خداوند تجربه کنیم. موفق باشید https://eitaa.com/arshiv3133/400
سلام به استاد محترم: مدتی است توفیق دیدار نداشتم. به امید تجدیدشدن دیدارها شعر زیر را سرودم.
در اوج پاکیِ دل، متّهم شدن سخت است/ میان جمجمهها، جامجم شدن سخت است/ بهای رؤیت خورشید، مرگ یلدا بود/ زیاد بودن و یکباره کم شدن، سخت است/ برای من که هوادار علم فلسفهام/ وجود بودن و گاهی عدم شدن، سخت است/ حرارت دل تو، جبرئیل را سوزاند/ چقدر با دل تو هم قدم شدن، سخت است/ شریعتم که به باد است و این طریقت هم/ صمدپرستی و مستِ صنم شدن، سخت است/ نسیم آمد و خنداند و از کناری رفت/ چقدر ساکن در این حرم شدن، سخت است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به امید تجدید دیدارها.
همینطور است که سرودهاید. خدا را شکر انسان انگشتنما نمیشود و از آن طرف در وسعت خود به عنوان جام جم خود را تجربه میکند. خدا را شکر که خورشید بدون مرگ یلدا ظهور نمیکند وگرنه مخلوط تاریکی و روشنایی مانند نگرانیهای رهبر عزیزمان است که عدهای در عین دلسوزی نسبت به انسجام جامعه بیتفاوتند. آری! زیاد بودن و یکباره کمشدن، یعنی از کثرتِ ماهیات، حضور در «وجود»، وجودی که هیچ چیز نیست و هست در بحث https://eitaa.com/soha_sima/5995 از جلالی که بسی جمال را به حاشیه میبرد و انسان در آن تنهاییِ تنها حتی گمان میکند که بیدین شده است. در حالیکه بیدینی آخرالزمان یعنی احدیتش بر صمدیتاش غلبه دارد و این همان حرارتی است که جناب جبرائیل را نیز میسوزاند و به گفتۀ شما شریعت به باد میرود و صمدیتاش در اوج بیکرانگی، دل را سخت امیدوار میکند. و این یعنی ساکنشدن بر درگاهی که «که عَنقا را بلند است آشیانه!». موفق باشید
رجوع و تفأل به حضرت حافظ در روز ولات حضرت رسول و فرزندشان: غزل شماره ۱۲ ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما آبِروی خوبی از چاه زَنَخدان شما عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ کَس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت بِه که نفروشند مستوری به مستان شما بخت خوابآلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما با صبا همراه بفرست از رخت گل دستهای بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما عمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم گرچه جام ما نشد پُر مِی به دوران شما دل خرابی میکند، دلدار را آگه کنید زینهار ای دوستان، جان من و جان شما کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند؟ خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری کَاندَر این ره کشته بسیارند، قربان شما میکند حافظ دعایی، بشنو، آمینی بگو روزی ما باد لعل شَکَّرافشان شما ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو کِای سر حقناشناسان گوی چوگان شما گرچه دوریم از بساط قُرب، همّت دور نیست بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما ای شَهنشاه بلند اختر، خدا را همّتی تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شماص
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ فرمود:
1) ای فروغِ ماه حُسن از رویِ رخشانِ شما / آبِ رویِ خوبی از چاهِ زنخدانِ شما
آری! به این پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ایّام ولادت وجود مبارک نیّر اعظم، اشرف خلائق، سراج منیر، برگزیدهی خداوند، شهر علم، حضرت رحمةٌللعالمین، رسول مکرّم اسلام صلّیالله علیه وآله وسلّم و فرزند پاک و پاکنهادش، حجّت بالغهی الهیّه، حضرت امام جعفر صادق صلواتالله وسلامهعلیه فکر کنید که در تبریک خود حقیقتاً واژههایی را بهکار بردند که نظر به حُسن رویِ رُخشان آنان بود و صفایی که در جمال آنها به ظهور آمد.
2) عزمِ دیدارِ تو دارد جانِ بر لب آمده / باز گردد یا برآید چیست فرمانِ شما
به گفتۀ رهبر معظم انقلاب در خطاب به نورانیترین انسان: «از آن وقتیکه خورشید وجود حضرت ختمیمرتبت در مکّهی مکرّمه طلوع نمود، چشمانداز سعادت بشر که رَهین کمال بندگی و اطاعت از حضرت حق جلّ و علا است، درخشش دیگری یافت؛ ارواح انبیاء و ملائکهی الهی و قدسیان، غرق در سرور گشته و شیاطین انس و جن، انگشت خشم و حسرت و غم گَزیدند. زیرا برترین خلق خداوند در همهی عوالم بیشمار خلقت، پا به عرصهی خاکی میگذاشت و بهزودی با خلعت نبوّت و خاتمیّت و با در دست داشتن قرآن عظیم و مأموریت هدایت همهجانبهی انسان میرفت تا حرکت کاروان عظیم بشریّت را بهسوی عبودیّت و تکامل الی الله رقم زند.» و این، همۀ حرف طلب حافظ بود که چگونه در چنین میدانی حاضر شود.
3) کس بدورِ نرگست طرفی نبست از عافیت / بِه که نفروشد مستُوریِ بستان شما
فرمودند: «زندگی آن حضرت و اوصیاء معصومین ایشان تماماً درس هدایت و بندگی، درس معرفت و محبّت، درس عقیده و جهاد، درس زندگی و اخلاق حسنهی فردی و اجتماعی، درس امانت و صداقت، درس عزّت و کرامت، درس علم و عمل، درس رحمت و قاطعیت، درس قسط و عدالت، و درس وحدت و برادری است. این درسها هرچه بهتر فراگرفته و به آن عمل شود، رسیدن به قلّههای سعادت و نیکبختی برای ابناء بشر میسّرتر می گردد.» و این یعنی ما در نسبت با آن انسانهای الهی باید متوجه باشیم پرهیزکاریهای معمولی کافی نیست، زیرا هرکس آن عزیزان را شناخت مستِ دیدار آنها شد. پس بهتر است که به چشمان شما پرهیزکاری و مستوری نفروشد.
4) بختِ خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر / زانکه زد بر دیده آبی رویِ رخشانِ شما
حقیقتاً به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «ما معتقدیم روح مطهّر پیامبر رحمت و همچنین ارواح طیّبهی اوصیاء و حجج طاهرین صلواتالله و سلامه علیه و علیهم اجمعین همواره مراقب و هدایتگر و مهربان بر احوال مسلمانان و جامعهی اسلامی هستند. آنگاه که خطایی از فرزندان این پدر مهربان و بزرگوار سر زند، خاطر ایشان رنجیده می شود و هرگاه که مسلمین به درسها و دستورات ایشان عمل نمایند، قلب مبارکشان مسرور می گردد.» این است معنای عبور از خوابآلودگیِ دیروزین و هوشیاری امروزین جهان اسلام از طریق وحدتی که انقلاب اسلامی پیشنهاد میکند.
با توجه به اینکه همواره عرض شده است حافظ عزیز سخنان فراتاریخی دارد، حال شمایید و بقیۀ ابیات و نظر به پیام ساغرگونۀ رهبر معظم انقلاب که دلهای خراب ما را که همچون زلف حضرت محبوب پریشان است، به توحیدِ یگانگی میبرد، هرچند که « کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما» ما نیز همچون حافظ دعایی میکنیم به امید آنکه با لعلِ شکرافشانِ حضرت محبوب مأنوس باشیم. و این راهی است که با رهبری جدید شروع شده است.
5) با صبا همراه بفرست از رخت گُلدستۀ / بو که بوئی بشنویم از خاکِ بستانِ شما
6) عُمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم / گرچه جامِ ما نشد پُر می به دورانِ شما
7) دل خرابی می کند دلدار را آگه کنید / زینهار ای دوستان جانِ من و جانِ شما
8) کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند / خاطرِ مجموعِ ما ، زلفِ پریشانِ شما ؟
9) دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری / کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما
10) می کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو / روزی ما باد لعلِ شکرافشانِ شما
11) ای صبا با ساکنان شهرِ یزد از ما بگو / کای سرِ حق ناشناسان کُویِ چوگانِ شما
12) گرچه دوریم از بساطِ قرب همت دور نیست / بندۀ شاهِ شائیم و ثنا خوانِ شما
13) ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی / تا ببوسم همچو اختر خاکِ ایوانِ شما
موفق باشید
سلام استاد عزیز وقتتون بخیر به عنوان معلم یا استاد وقتی میخواهیم از حقیقت ضرورت درسی برای دانشآموزان صحبت کنیم، انگار در مواجهه با آنها و حتی در مواجهه با خودمان تا دیروز با لکنتی مواجه بودیم که این درس و به خصوص به این شکل چه ضرورتی در حیات شما دارد. اما با مطالعه بیانات دیروز رهبر انقلاب احساس کردم شاید این معنا باید در دل نظر به همان افق ایران هرچه قویتر مطرح شود تا معنای خود را بیابد؛ اینکه شما دانشآموز و خود ما معلمین، هر کدام از این درسها را به خوبی و قویتر بیاموزید در راستای حضور تاریخی چنین ایرانی و در ذیل اراده الهی قرار گرفتهاید لذا در هرلحظه با همین دانشآموزی خود در نهاییترین حضور این تاریخ حاضر هستید... نمیدانم این فکر بجاست یا نه و تجربه معلمی شما چه با ما در میان میگذارد هنگام صحبت با دانشآموزان نسبت به موضوع ضرورت مدرسه، درس خواندن و اهمیت بودنشان. خدا شما را حفظ کند ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم انسان به حکم «عین ربطبودن» با خدا در نسبتهای خود، خود را احساس میکند و هر اندازه آن نسبتها اصیل باشد و جایگاه آن نسبتها بیرابطه با خداوند نباشد؛ در حضوری که با نسبتها باید خود را بیابد، اصیلتر حاضر میشود و در نسبت با «ایران هرچه قویتر» حکایت حضوری را تجربه میکند که حضوری است تاریخی در تولدی که با همۀ جهان در نسبت با این ایران برای انسان پیش میآید ذیل ارادۀ الهی، که بنا دارد ایران را به عنوان یک ایده برای بشریت به میان آورد و این ایران است که همچون آتشفشان در حال گسترش است تا سردی و مُردگی را بزداید. امری که آقای شهید ایران خیلی زود متوجۀ آن شدند و به حاج محمود کریمی در شب عاشورا! فرمودند از ایران بخوان. زیرا به خوبی یافته بودند این ایران، مأوای تاریخ بشریت است تا سلمانهای تاریخِ امروزین بشر بیمأوا نباشند. و اینجا است که معلم و دانشآموز و دانشجو مییابند که زندگی در این ایران با هویت معلمی و دانشآموزی چه معنایی برای آنهاپیش میآورد تا در همین جهان که جهان علم و فنآوری است با هویت دانشبنیانش وجه قدسی خود را دنبال کند و احساس نماید و رشد دهد تا همچون جناب ذویالقرنین تا سرزمینهای دور به کمک انسانهایی برویم که در نهایت عقبافتادگی و سادگی بودند و مورد آزار یأجوج و مأجوج با آن همه فنآوری. و حال مائیم با روح توحیدیِ جناب ذویالقرنین با دو شاخ علم و ایمان و حضور در جهان حتی در دورترین نقاط. مهم آن است که به «ایران هرچه قویتر» بیندیشیم تا خود را در وسعت خود در جهان تجربه کنیم. موفق باشید
۱_آیا بعد از غیبت امام زمان ، دورهای بوده که مردمش مثل الان و یا بهتر ، عدهای پای کار دین باشند ؟ منظورم از این لحاظ است که اینکه به این مردم که ۱۸۰ شب تو میدون هستند میگن ملت برگزیده برای ظهور امام زمان ، قبلا هم نمونه ای بوده؟ اگر بوده دلیل عدم ظهور چی بوده ؟ ۲_قطعاً نباید به یه پرچم گردونی اکتفا کنیم و امیدوار به ظهور باشیم. تازه اونی که من دارم میبینم ،کم هستند کسانی که به نیت کمک به ظهور امام زمان بیان و متاسفانه در خیلی از مسائل اولیه دینی هم مشکل دارند از طرفی با توجه به وجود زیاد عبدالصالحین دارای کرامات و اسم اعظم، و نیز رجعت خیلی از افراد، قطعاً توی بحث فرمانده و نیروهای اصلی امام زمان مشکلی ندارند بحث نیروهای عادی است مثل من که میخوام بدونم از لحاظ اعتقادی و خودسازی و بعدش تاثیر بر دیگران جهت جذب و در عین حال شناسایی امام زمان و شیعه و مقاومت به دنیا در چه حدی باید باشیم این دو سوال را توضیح بدید ممنون میشم
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است. در اینکه مثل روز روشن است که ما به یک معنا به ظهور نزدیک شدهایم و باید این شرایط را پاس بداریم و شکر کنیم؛ ولی البته که حفظ آن مانند حفظ هر عطای الهی نیاز به توجه خاص دارد. محال است که این حضور خیابانی با اراده و تحلیل خود مردم شکل گرفته باشد و چقدر خوب است خود مردم متوجۀ چنین عنایتی باشند. و کافی است همین حضور را بدون هر حاشیهای درک کنند اگر در آن حدّ است که هر شب در مدتی محدود با پرچمهای افراشته در میادین حاضر شوند و بدون هیچ سخن و هیچ مجلسی به خانهها برگردند؛ همین حکایت از آن دارد که این مردم در جمع ارادهمندِ خود متوجۀ امری هستند که با شهادت آقای شهید ایران و تجاوز دشمنان حقیقت پیش آمده است. آری! آمدهاند تا روشن کنند متوجۀ چنین امری هستند در مقابل انبوه مردمان سرگردانی که متوجۀ چنین امر مهمی نمیباشند و این یعنی «...كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» چه اندازه بزرگ و پیروز و توانا هستند آن مجموعۀ کم و با ارادههای بزرگ در مقابل مجموعههای کثیر با ارادههای پراکنده. و معلوم است که خداوند با آنانی است که میدانند ذیل ارادۀ الهی در صحنه هستند و خداوند با جان چنین انسانهایی که با شکیبایی و پایداری در تاریخ خود حاضرند، یگانگی دارد. موفق باشید
سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار و عزیزتر از جان غرض از مزاحمت آن بود که میدانم از فردا در پاسخ به سوال کاربران یکی از ترجیع بندهای مورد استفاده حضرت عالی از کلمات رهبری معظم عبارت خواهد بود از «قاطعانه اعلام میکنم ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است» و هر کسی هرچند نقد دلسوزانه ای به مسئواین امر کند وی را متذکر این جمله میسازید. حال اگر به عبارات قبل از این سخن توجه کنیم متوجه میشویم که مخاطب اصلی این سخن مسئولین و کسانی هستند که با دوگانه سازی انسجام مردم را ز میان میبرند. این در حالی است که در سخنان حضرت عالی بیش از آن چه مسئولین و مخاطبین اصلیِ این سخنان مخاطب قرار گیرند، مردم کف میدان را مخاطب قرار میدهید. در حالی که نکته قابل توجه آن است که از قضا رهبر معظم، در همین پیام مردم را «آشکار کننده انسجام» نامیدند. از این پیام هم که بگذریم، در سایر کلمات رهبر معظم تاکید بر انسجام بسیار دیده میشود ولی آیا دقت کرده ایم که خود ایشان، در بیشتر موارد مسئولین را ملزم به رعایت انسجام کرده اند؟ مثلا در پیام چهاردهم خردادشان «کاشت بذر یاس و تردید» را از عوامل اختلاف و از اصلیترین ابزارهای جنگ ترکیبی برشمردند در حالی که ما نگاه دیگری داریم تا جایی که اگر مسئولی با سخنانش بذر یاس را منتشر کند به او نخواهیم گفت «لطفاً انسجام را رعایت فرمایید» بلکه برعکس، نقد مسئولین را از عوامل اختلاف میشماریم. یعنی اگر از رهبر معظم بپرسیم منظورتان از اینکه فرمودید «قاطعانه اعلام میکنم ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است» چیست؟ پاسخ خواهند داد: تکلیف مردم آن است که بر وحدت اصرار داشته باشند، به تنازع نپردازند و تداوم اعتماد به مسئولین داشته باشند (۲۶ تیر) و همانطور که تا کنون انسجام را رعایت کرده اند(۶ شهریور)، ادامه دهند. و تکلیف مسئولین آن است که دوگانه سازی نکنند (۶ شهریور)، نقاط ضعف را روایت نکنند (۲۶ تیر و ۶ شهریور)، به دشمن روحیه ندهند و دوستان را سردرگم نکنند(۶ شهریور) اعتماد متقابل به مردم داشته باشند (۱۴ خرداد)، ایجاد یاس و تردید نکنند (۱۴ خرداد). بنابر این اگر از فردا یکبار به مردم یکبار فرمودید «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است» به مسئولین چندین بار بفرمایید و یا لا اقل اگر شخصی مثل رهبری معظم برای بار دوم بیانیه داد و به مسئولین گفت «راوی ضعف نشده و انسجام را حفظ کنید» متهم به از بین بردن انسجامش نفرمایید. عرض دوم بنده که در حقیقت سوالی از محضرتان است عبارت است از این که اگر قبل از پیام امشب، ما به آقایان قالیباف و پزشکیان عرض میکردیم «با استفاده نابجای کلمات (هر چند از روی صداقت) به دشمن روحیه ندهید و با این کار دوستان را حیران و سردرگم نکنید» آیا شما این کلام را مغایر انسجام، خارج از تاریخ و غیر حکیمانه نمینامیدید؟ آیا به ما نمیفرمودید «به سفارش های رهبر حکیم انقلاب عمل کرده و در مسیر ایجاد تمدنی عظیم، انسجام را رعایت کنید»؟ نمیدانم پاسخ چیست آیا این را میفرمودید یا نه ولی این را میدانم که رهبر حکیم انقلاب همین کلمات را به مسئولین فرمودند و در کنار آنکه مردم را آشکار کننده انسجام نامیدند، مسئولین را به رعایت انسجام مکلف کردند. حضرت استاد ما هر چه داریم از شما داریم و اگر نکته ای میگوییم از سر دلسوزی است و اینکه دوست داریم حضرتعالی بیش از قبل جانب انصاف را رعایت فرمایید. به هر حال بی ادبی بنده را ببخشید و لطفا در پاسخ نفرمایید «به آینده ای فکر کنید که با حضور تمدنی ایران، تاریخ دیگری به صحنه میآید که در سایه انسجام انسان، ظهور جدیدی از بشر مد نظر قرار میگیرد»
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست حال این مائیم و تفکر نسبت به سخنان شخصیتی که به نظر میآید با احاطۀ کامل نسبت به زمانه و انسان و شرایط فرهنگیِ ما سخنان دقیق و فوقالعادهای را با ما در میان گذاردهاند. همانطور که در جواب سؤال شمارۀ 42206 عرض شد این سخنان، وجهِ باطنی خاصی دارد و نباید آن را تا محدودۀ جریانهای سیاسی تقلیل داد. در عظمت آن سخنان همین بس که به نظر بنده احدی از علمای بزرگ و جلیلالقدر را نمیشناسم که بتوانند در چنین عمق و وسعتی سخن بگویند که باطن انسان احساس کند روح و روان ما را مورد خطاب قرار دادهاند تا در راههای بلند و عمیقی وارد شویم. توجه به این امر نه تنها موجب می شود تا ما متوجه نور نیابت حضرت حجت «عجل الله تعالی فرجه الشریف» در نوشتههای رهبری شویم ، علاوه بر آن دلگرم به آیندهای هستیم که خداوند برای این ملت اراده کرده است ،به همان معنایی که در جواب سوال شماره 42213 مطرح شد که چگونه مردم، بعثت گونه به میدان آمده اند . موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم حضور رهبری سید مجتبی؛ اشاره ای بر بازگشت به عهد امام عسکری علیه اسلام. غیبت و امامت غیبی امام زمان عجّل الله نحوه ای از امامت را پیش آورد که قله نحو حضور دینی_ انسانی ای بود بر اساس اراده الهی از خلقت مقرر گشته. اما عهد امام عسکری علیه اسلام_که گویی هنوز عهد آن بزرگوار به بلوغ و تکامل خود نرسیده تا امام بعد از ایشان خلافت را ادامه دهند_ عهدیست که بزرگترین مسئولیت را _در برابر دیگر امامان_ نسبت به آمادگی خلافت غیبی دارد؛ امامی که با واسطه، به صورت غیر مستقیم و از پس پرده با مأمومین خود مرتبط بود. و امروز رهبری خامنه ای جوان بازگشت به همان عهد عسکری علیه السلام است؛ رهبری ای که در باطن تمامی نا امنی ها و قضایای اجتماعی و زدوبند های سیاسی، اراده الهی را محقق میسازد، و آن همان تقویت رجوع غیبی و معنوی خلائق به امام خویش است. آری! نباید در ظاهر متوقف گشت و بازی های سیاسی مارا از حقیقت درحال ظهور و ارادات الهی درحال پیشروی مارا غافل کند که در اینصورت جایگاه انسانی از دست خواهد رفت و جهنم بی مکانی مارا خواهد سوزاند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این نسبتی که در حال حاضر بین مردم با رهبر خود و بین رهبر با مردم شکل گرفته، در جای خود بسیار عجیب است به طوری که هم مردم در باطن خود آماده هستند سخنانی را بشنوند که باید نسبت به آن سخنان بسیار فکر کرد و گویا دارند با آن سخنان باطن خود را احساس میکنند؛ و هم رهبر عزیز گویا با آگاهی تمام با ابعاد باطنی ما با ما سخن از عمق حضور در تاریخی که در آن قرار داریم، سخن میگویند. کافی است متوجۀ افقی باشیم که بدان اشاره میکنند و با تعبیر «فراراهبردی به مسئلهی فرهنگ، تعلیم و تربیت» ما را متذکر نکات ظریف تمدنی کردهاند که البته لازم است به جای جایِ آن پیام و سخنان اشارتگونه، با دقت تمام و با نظر به حضور تاریخیِ خود در این زمانه که به تعبیر ایشان «ایرانِ هرچه قویتر» است؛ توجه لازم بشود. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز. در پرسش و پاسخ شماره ۴۲۱۷۴، درباره جریانهای عریانی در خیابانها نکاتی را فرموده بودید: https://eitaa.com/matalebevijeh/23546 و
https://eitaa.com/matalebevijeh/23547https://eitaa.com/matalebevijeh/23547
از فرمایشات حضرتعالی اینگونه برداشت میشود که عبور از این جریانها، در نهایت نیازمند یک حرکت فرهنگی عمیق و عبور از فرهنگ غربی و آمریکایی است که به نظر بنده نیز سخن درستی میباشد.
اما در کنار این بحث فرهنگی، آیا دولت و دولتمردان نیز وظیفه ندارند بر اساس قوانین موجود، از رواج این نوع برهنگی در فضای عمومی جلوگیری کنند؟ در این رابطه، جناب آیتالله مهدوی، امام جمعه، نیز تذکراتی به دولتمردان داشتهاند: https://eitaa.com/janfada_hejab/109
خواهشمندم نظر خود را در این زمینه بفرمایید. آیا دولت موظف است برای جلوگیری از رواج این نوع برهنگی در فضای عمومی، در چارچوب قوانین موجود اقدام کند؟ و چگونه میتوان این وظیفه را بهگونهای انجام داد که موجب تقابل و ایجاد تنش و اغتشاش در جامعه نشود؟ با تشکر
باسمه تعالی. سلام علیکم. آری! حکایت عبور از آمریکا و فرهنگ برهنگی یک بحث است که ما باید در فعالیتهای فرهنگی مدّ نظر قرار دهیم و بحث دیگر وظیفه دولت و دولتمردان است که با تاکید بر قوانینی که شرط شهروندی میباشد مانع زیر پا گذاردن آن قوانین توسط عدهای بشود، قوانینی که مسلماً این نوع برهنگی ها را بر نمیتابد و تاکید آیت الله مهدوی از این جهت تاکیدی لازم و ضروری میباشد. حداقل همان اندازه که اگر شهروندی رعایت قوانین رانندگی را نکرد باید از بعضی از امکانات شهر محروم شود، چرا دولت در رابطه با این نوع عریانیها در این رابطه اقدام نمیکند، بدون آنکه نیاز باشد تقابلی صورت بگیرد و اغتشاشی را دامن بزند که بهانهای باشد برای دشمنان ما که گمان کنند ما گرفتار اختلافات داخلی هستیم. موفق باشید
با سلام و احترام: الحمدلله که زمان انقلاب، امثال شما دوآتشه و اهل انگشتر شکاندن بودید! (مزاح بنده اشاره به روی میز زدنتان در آموزش و پرورش دارد!) وگرنه اگر آن زمان هم مثل الان مدام حرف از بخاطر دهی شهری را ویران نکنیم و مسئول خائن نداریم و وحدت بی قید و شرط و... بود، امثال بنی صدرها عزل و شوت که نشده بودند هیچ، تمام نقشهشان را هم عملی کرده بودند. چگونه باور نکنیم و بر حذر نداریم که امروز جبهه نفاق داخلی از طریق رئیسجمهور ساده لوح (و نه ساده)، در حالیکه خودش هم ان شاءالله خبر ندارد، دست در دست و هماهنگ با دشمن در حال انتقام از نظام اسلامی و سرنگونی آنست؟ جبهه نفاق و رهبران پیر و فرتوت آن بعد از القای این امر به دشمن که مانع تمام اهدافشان و مانع فروختن و دو دستی تقدیم کردن کشور، رهبر شهید است، دشمن را ترغیب کردند و اکنون بعد از شهادت و کنار زدن ایشان توسط دشمن، هم مدیون هستند و هم فرصت را تکرار نشدنی می یابند فلذا با تمام قوا و با هزار نقشه مشترک با دشمن به میدان آمده اند و ما همچنان میگوییم ان شاءالله بز است... شما را چه شده که مصداقی از آن همه آیاتِ نفاق در زماننا هذا نمی یابید؟! از نظر کاملا شخصی اینجانب، متاسفانه با سرعتی که جریان نفاق گرفته است، بزودی نظام مقدس اسلامی و رهبری معظم بالاجبار بین دو راهی حفظ نظام یا برخورد و پاکسازی منافقینِ شمشیر کشیده و فرصت را نهایی یافته قرار خواهند گرفت و امت حزب الله باید به دقت تحولات را رصد کند و البته فقط منتظر امر رهبری باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: صفای این شور و دلسوزیِ شما. خدا میداند اگر در آن زمان که بنیصدر بود و انقلاب، تهدید میشد، باز قرار گیریم؛ نهتنها باید روی میز زد، در زمرۀ کسانی باید قرار گرفت که مشهور شدیم «به کفشزنها به رئیس جمهور» آنگاه که بنیصدر به میدان امام آمد و صراحتاً مقابل حضرت روح الله «رضوان اللهتعالیعلیه» قد علم کرد و حضرت امام نیز او را از مسئولیتی که به او داده بودند، عزل کردند. و حال، مائیم و ایرانی که بناست جهانی شود و حقیقتاً این ایران، ایدۀ حکمرانی و زندگی در جهانی شده است که مردم به دنبال تعالی هستند و اگر بنا داشتیم تنها از شرّ ترامپ راحت شویم اینهمه احتیاط که رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم اختلاف دارند، لازم نبود. به سخن حجّت خدا در این زمانه حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی» فکر کنید که بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بویژه دولت محترم تاکید داشتهاند و دوری از آنچه موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینه ساز نسبت های نادرست به مسئولان محترم می شود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملت ایران است. اینجا است که باید متوجه باشیم با تاریخ دیگر و آیندۀ دیگری روبهرو هستیم که حتی حضرت سجاد «علیهالسلام» راه و روش زیدبن علی آن مرد شجاع و متقی و بنیانگذار انصارالله را ادامه ندادند و این است که شما امروز با شیعه به وسعت جهان روبهرو هستید و انصار الله عزیز را با آن حماسه و صفا در عین آنکه به یک معنا در زمرّۀ اهل سنت قرار دارند؛ ذیل دفاع از خود قرار دادهاید. اینجاست که باید در مواجهه با آنچه در جنگ رمضان پیش آمد و ایران را نمادی خاص در مقابل جبهه استکبار قرار داد، با نگاه تاریخی نگاه کرد و از این زاویه این رخداد را بررسی نمود و معلوم است که در رابطه مقابله با آمریکا با دو نوع حضور پیش میآید که به نظر میآید نگاه تمدنی به این رخداد ما را در فهم پیامهای رهبر انقلاب دقیقتر و هرچه دقیقتر میکند. موفق باشید
«السَّلام عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ...السَّلام عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الأعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ» سلام استاد بزرگوار: چرا بعد از شهادت آقای شهید ایران، دیوانهوار کل تمدن غرب رو به آتش نکشیدیم؟ بعد از شهادت ایشان چه چیز مهم تری برای از دست دادن داشتیم؟ مخصوصاً با توجه به مطالب و برکاتی که در مورد جهاد و شهادت نقل شده دیگه چه جای نگرانی وجود داشت؟ آیا ترسیدیم گرسنه بمانیم و دنیا و زیرساختهامون آسیب ببینه و سبک زندگی های غربی و غربزده مون متلاشی بشه؟ الان مثلاً زندگی و زنده ماندن بدون وجود مبارک رهبر شهید خیلی خوبه؟! پس کجا رفت آن همه سخنان امامین انقلاب در مورد ایستادگی ملت ایران؟! آقای شهیدم! علی الدنیا بعدک العفا😭❣
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عزیز که جلالاش ما را حیران کرده بود چگونه خواست که در مقابل شهادتش انجام دهیم که قبل از شهادت، با ما از نوعی مبعوثشدن خبر داد؟ و حقیقتاً بعثتی در ایران که او برای شرافت و عظمتش تلاشها کرده بود؛ پیش آمد، و همۀ مردم با تمام وجود به میدان شهادت آمدند. چه آن عزیزانی که پای لانچرها با علمِ به شهادت حتمی ایستادند، و چه آنهایی که به خیابانها آمدند و هزاران حیلۀ دشمن را که بنا داشت در خیابانها عملی کند، خنثی نمودند. و از ایرانی که بنا بود با شهادت رهبرش، کشورِ شکستخورده بسازند تا رجّالهها و برهنگان خیابانی میداندارش باشند؛ ایرانِ بزرگی ساختند که مسلّماً این ایران، آغازِ یک تاریخ است و خدا کند این حضور را با تقوای تمام پاس بداریم و به راهی که حضرت سجاد «علیهالسلام» پس از شهادت امام حسین «علیهالسلام» از طریق دعای «مکارم الاخلاق» مقابل ما گشودند، بیندیشیم تا نهتنها شهادت آن مرد الهی را پاس داریم، به نتایج بزرگی که آن شهادت در پی خواهد داشت رهنمون گردیم. و اینجا است که به راز تأکیدات حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی» باید فکر کرد که میفرمایند از هر مطلبی که موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینهساز نسبتهای نادرست به مسئولان محترم میشود باید احتراز کرد. به جای آنکه متاسفانه بعضیها دشمنیها را تا آنجا دامن میزنند که سخنان جناب سردار قالیباف در عراق را تقطیع میکنند به امید آنکه خود را مطرح نمایند. https://eitaa.com/rahe_khamenei/52114 موفق باشید
سلام به استاد عزیز: استاد کمی از امام حسن عسگری «علیهالسلام» برایمان بگویید که از یک طرف حضور آن حضرت تا آنجاها بوده است که قلب مبارک حضرت نرگس خاتون «سلاماللهعلیها» از آن دور دورها، جذب آن حضرت میشودhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23532 و از طرف دیگر آنچنان در محاصره هستند که حتی شیعیانشان نمیتوانند با آن حضرت تماس داشته باشند، ولی با اینهمه شیعیان از پیامها و نظرات آن حضرت بیبهره نبودند. از آن نزدیکی و از آن دوری برایمان بگویید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلام بر امامی که غدارترین دشمنان حقیقت ایشان و پدر بزرگوارشان را یعنی حضرت هادی «علیهمالسلام» را در سامرا تبعید نمود، به امید آنکه آن حضور را که حکایت حضور آخرالزمانی بشر بود از صحنه تاریخ خارج کنند و اتفاقاً حضوری در همان زمان از حضرت امام حسن عسکری «علیهالسلام» به میان آمد که اگر از یک طرف به ظاهر در صحنه نبودند، ولی اتفاقاً با حضور مکتوبات و پیامهای خود، عمیقترین معارف را با مردم و با شیعیان در میان گذاشتند و به همین جهت آثار و ادعیهای که از ناحیۀ مقدسه یعنی سامرا به ما رسیده عمیقترین معارف را در بر دارد؛ اعم از زیارت «جامعه کبیره» از امام هادی «علیهالسلام» و دعای مشهور مربوط به ماه رجب که در آن داریم: «اللهُمَّ إنّى أسألُك بِمَعانى جَميعِ ما يدعوك بِهِ وُلاةُ أمرِك» تحت عنوان توقیع شریف در ماه رجب و بنده شرح مختصری برای آن دعای جلیل القدر داشتهام. https://lobolmizan.ir/sound/649 اینکه میفرمایند آن دعا از ناحیۀ مقدسه صادر شده احتمالاً میتواند از حضرت امام عسکری «علیهالسلام» باشد. مهم نظر به نوع خاصی از «غیبت» و نوعی خاص از «حضور» از طریق آن حضرت در میان است که میتوان آن شرایط را با شرایط امروزین خود تطبیق داد که از یک طرف رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای در نوعی غیبت به سر میبرند و از طرف دیگر با پیامهای فوقالعاده عمیق و دقیق خود در صحنۀ امروزین تاریخ ما حاضرند. موفق باشید
استاد عزیز سلام. خدواند انشاءالله شما را حفظ کند. در رابطه با فرمایشات جنابعالی در خصوص ( هویت معلم در دنیای پسا جنگ ) ما مانده ایم و سبکی که هنوز به صورت مطلوب در ما ایجاد نشده تا همواره بتوانیم در نسبت با دانش آموزان به گونه ای شویم که همچون مغناطیس آنها را از فضای بی معنایی که در آن گرفتار شدند و خود را به تعبیر خودشان در باتلاق درس می بینند نجات دهیم. بزرگترین همّ و غم آنها نبود معنا از تعاریفی که برای آنها در خصوص درس کرده اند می باشد. آنها می خواهند این درس ها برایشان معنا پیدا کند و با درس ها نسبت پیدا کنند ولی فضای آموزشی برای آنها تعریف کرده که بخوان و حفظ کن و بیست بگیر و بعد هم فراموش کن و او به قول خودش می گوید، پس کو فایده اش؟ استاد سبک تان را به ما هم یاد بدهید تا همچون دانش آموزی که می فرماید درس خواندن برای من همانند فرو رفتن خنجری در قلبم بود و هیچ ارتباطی با آن نمی توانستم برقرار کنم و حال خود را مدیون استادی همچون شما می داند که موجب قبولی آن در کنکوری شدید که متقاضی اش دانش آموز گریز پایی بود که خوب تحصیل نمی کرد و حال رئیس سازمان برنامه و بودجه این کشور شده و از سخنانی که همچون مغناطیسی آن را به عالم معنا کشیده دم می زند https://eitaa.com/vo_isf/36901 و اکنون ما هستیم و راز این سخنانی که راه ارتباط ما با دانش آموز و دانش آموز با درس را در مقابل ما می گشاید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ابتدا رفاقت و احساس یگانگی با دانشآموز است که غذای جان معلم میباشد و معلم باید به دانشآموز، حقیقتاً بیش از جان خود عشق بورزد زیرا او وسعت معلمش میباشد. قبلاً عرض شد و به نظرم در خاطراتم باشد که از شهریور که هنوز یک ماه به گشوده شدن مدارس بود بنده آنچنان دلم هوای دانشآموزانی را میکرد که حتی نمیدانستم چه کسانی باید باشند؛ ولی به عشق آنها اشک میریختم. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&tab=posts&inner_tab=leaflet . نکتۀ دوم اینکه بنده قابل آن نیستم ولی علت علاقمندیِ بنده به معلمی فرصتهایی بود که معلم میتواند مطالعه کند مانند سه ماه تابستان و تعطیلات عید، و اینکه 4 روز در هفته بیشتر درس نمیدهد بخصوص که سعی بر آن بود که زندگی معلمی را زندگی سادهای قرار دهیم و همسر بنده نیز به اهمیت کار واقف بودند. به همین جهت اگر چندین مرتبه باز به دنیا بیایم حتماً کسوت معلمی و یا کسوت روحانی بودن را انتخاب خواهم کرد. عرایضی در این رابطه شده است که خوب است سری به آن بزنید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85&tab=sounds موفق باشید
به نام خدای حکیم سلام علیکم استاد بزرگوار شیخ نظامی هستم شاگرد همیشگی شما همانطور که مستحضرید به لطف هدایت ها و مباحث عالی شما در پانزده سال گذشته برای بکارگیری مباحث معرفت نفس در روشهای تربیتی کودک و نوجوان، در خانه معرفت مشهد، تلاش های زیادی انجام گرفته است. در زمبنه دستیابی به شیوه های انتقال مفاهیم عمیق معرفت نفس به نسل نو، انچه انجام شده است به شرح ذیل است. الف: برکزاری سالانه کارگاه های آموزشی تخصصی برای مربیان و والدین آشنا به مباحث معرفت نفس، ودر پایان هر دوره، بررسی و ارزیابی نقاط قوت و ضعف و کارآمدی روش های ارائه شده با بکارگیری عملیاتی آن ها توسط شرکت کنندگان و ارائه طرح درس و ارتقاء محتوای اموزشی در سال بعد. ب:انجام پژوهش های علمی و دانشگاهی در قالب پایان نامه های دانشجویان روانشناسی ایرانی و غیر ایرانی به منظور ساماندهی مبانی روشهای ارائه شده در قالب علمی قابل استناد. استاد ارجمند در آستانه برگزاری دهمین دوره کارگاه آموزشی تخصصی هستیم. در این دوره ابتدا مخاطبان مجموعه صوتی در باب مقایسه مبانی تمدن ایران شیعی، و تمدن غرب در انسان شناسی و جهان بینی و ظهور این مبانی در انواع محصولات فرهنگی و تربیتی را دریافت می کنند. هدف از این محتوای آموزشی آنست که شرکت کنندگان ، خود قدرت تحلیل و بررسی و شناخت در انواع مفاهیم ارائه شده به نسل نو را داشته باشند مثلا انسان و جهانی که به فرزند ما در داستان سیندرلا عرضه می شود با مبانی تمدنی ما چه تمایزها و یا اشتراکاتی دارد و مربی یا والد این نگاه را در دوره آموزشی تمرین کند تا کم کم بتواند به متربی هم این نکاه را منتقل کند. این مساله از نگاه ما می تواند یک نکاه فرقان گونه به مربی یا والد بدهد و به تدریج این نگاه به متربی نیز منتقل گردد تا هر محصولی اعم از پوشاک، فیلم ، کتاب، موسیقی و.. را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و سپس در شناخت نسبت خود با آن، آگاهانه آن را انتخاب یا کنار بگذارد یا محتاطانه انتخاب نماید. در بخش دوم مباحث مطرح شده در جلد هشت اسفار در باب معرفت نفس به شیوه های متنوع عملی در کار با کودک و نوجوان ارائه می گردد. بنا بر این هست که کودک و نوجوان با این مباحث مواجه شوند در قالب های مختلف مانند بازی یا داستان و.. و روش بیان مستقیم کمتر استفاده شود، یک فرایند تجربه خود حقیقی در قالب های مختلف مانند بازی یا داستان و.. و روش بیان مستقیم کمتر استفاده شود. در نهایت برای بزرگسالان انتقال مفاهیم معرفت نفس که درنگاه اول برای برخی ثقیل و غیر قابل ارائه به کودک می آید، راهگشا گردد. غرض از این مطلب اینست که حضرتعالی توصیه و تذکاری در اصلاح این طرح اگر لطف بفرمایید، قطعا راهگشای ماست.اینکه محتوای کلی را مناسب می دانید و چه خلأ یا غفلتی ممکن است رخ داده باشد؟ اطلاعات دقیق تر دوره در کانال بارگزاری شده و سایر همراهان با مباحث ارزشمند حضرتعالی می توانند نکات پیشنهادی خود را به ایدی مسوول دوره منتقل و همراه ما باشند. لینک اطلاعات دوره خدمت دوستان https://eitaa.com/khanemarefat/2863
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که متوجۀ راهی شدهاید که راه بشر آخرالزمانی میباشد، بشری که سؤالهای نهایی دارد و تنها با جوابهایی که جواب آن سؤالات است، قانع میشود و از این جهت است که گفتهاند: در این دوران، انسان خودش مسئلۀ خودش شده است. زیرا هیچ چیزی جز خودش را معنای بودن حقیقیاش احساس نمیکند و اگر بودن خود را که همان معنای او میباشد در میدان معرفت نفس در ابعاد گوناگون با او در میان نگذاریم تا وسعت خود را در امورات مختلف زندگی احساس نکند؛ پوچی و نیهیلیسم آزارش میدهد. حکایت نسبت او با خودش به عنوان حضوری بیکرانه و بودنی در نسبت خودش با دیگران به عنوان نسبت انسانیت او با انسانیت دیگر انسانها – که همان روحیۀ تمدنیِ بشر جدید است- و نسبت او با خالق خود که روحیۀ عبودیت است. آری! انسان آخرالزمانی در این سه نسبت میتواند متوجۀ خودش باشد به عنوان آن سه نوع نسبت. و بحمدالله در روشهای تربیتی خود متذکر این نوع حضور هستید تا آنجایی که در جلسۀ اخیر بحثی تحت عنوان «نظر به جایگاه تاریخی دو فکر به جای تقلیل آن دو فکر به دو اختلاف» https://eitaa.com/matalebevijeh/23497 شده است . به تفاوت جملۀ «حَسْبُنَا كِتَابُ الله» که خلیفۀ دوم در مقابل سخن پیامبر اسلام«صلواتاللهعلیهوآله» گفت، آنجایی که رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» در آن حالت احتضار فرمودند: «کاغذ و دواتی برای من بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که پس از آن گمراه نشوید.» فکر کنید که دو نوع فکر است نسبت به انسان و راهی که باید در مسیر عبودیت از طریق آخرین دین، که دینِ آخرالزمانی است برای بشر آخرالزمانی طی کند و این است تفاوت تفکر اهل سنت با تفکر شیعه که در این دوران میتوان بازخوانی کرد و به نسبت انسان در سه نسبتی که عرض شد باید بیندیشیم. موفق باشید
