«اللهم ارزقنى التجافى عن دار الغرور و الاِنابة الى دار الخلود و الاستعداد للموت قبل حُلولِ الفوتِ؛ ................................. خدایا! جدا شدن از این دنیا را روزیم کن و رسیدن به مکان جاودانى را نصیبم فرما و آمادگى براى موت را قبل از رسیدن فوت برایم فراهم کن.»
سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
  
 
   شما در روزه، كمي از گرايش به دنيا منصرف مي‌شويد و در نتيجه يك غناي مختصري نسبت به دنيا در شما پديدار مي‌شود و لذا به يك اعتبار صفتي از صفات عُلياي خداوند يعني صفت «غني» در قلب شما تجلّي مي‌كند و نيازتان به دنيا كم مي‌شود و با خدا مأنوس مي‌گرديد. يعني اگر روزه‌دار همت خود را بلند كند و در طلب حق باشد، نور حق در اسم غنا در قلبش مي‌تابد و اين يك نحوه قرب به حق است.  
 
 جستجو  
 عضویت در خبرنامه  
  


   
 
 
  ضمن تشكر از اينكه با طرح سوال ما را در فضاي فكري خود قرارداديد ، باطلاع مي رساند كليه سوالات مرتبط با مباحث فلسفي ، عقيدتي ، قرآني ، عرفاني ، غرب شناسي و دفع شبهات شخصا توسط استاد طاهرزاده بررسي و بترتيب پاسخ داده مي شوند.  
 
 
  کد:659 - س: با سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده. انشاءالله تلاش شما در هدایت جامعه مقبول حضرت حق واقع شود.سوال من این است که آیا این که ما به خدمت ائمه اظهار میداریم مثلا "آقا ما فلان حاجت را از شما میخواهیم و حاجت ما را بدهید" شرک محسوب میشود؟ آیا حوائج را فقط باید از خود خدا خواست و یا نهایتا ائمه را شفیع کرد؟ اگر مستقیما از خود ائمه بخواهیم - ـبا علم به اینکه ایشان قدرتشان را از خدا دارند- اشکالی دارد؟ استادگرامی، من عقیده دارم ائمه معصوم و حتی حضرت ابوالفضل هرچه را ما از راه دور بگوییم میشنوند و ائمه اعمال ما را می بینند و افکار و نیات و مافی الصدور ما را میدانند هم شخص امام زمان و هم سایر ائمه که از دنیا رفته اند. آیا این درست است؟و معتقدم صدایشان بزنیم می شنوند. آیا این عقیده درست است؟لطف کنید توضیح دهیدنظارت ائمه بر اعمال و رفتار و افکارما چگونه است.استاد گرامی من گاهی در خیلی از مسائل شک میکنم حتی در خدا و خیلی ناراحت میشئم البته در عمق جانم به خدا عقیده دارم اما از این شکها بسیار ناراحت میشوم دنبالشان هم میروم اما باز یه جور دیگه ظاهر میشوندمیترسم نکند بخاطر این شکهادر قبر مرا جزءمومنین محسوب نکنند؟  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: اگر مباحث «ده نکته از معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را دنبال کنید هم جواب سؤال‌تان را می‌گیرید و هم از شک در عقاید آزاد می‌شوید. إن‌شاءالله موفق باشید  
 
  کد:660 - س: با سلام . استاد گرامی، آیا مقام ائمه علیهم السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها از پیامبران قبلی بالاتر است؟ انچه امروزه به نظر میرسد این است که بالاتر است یا حداقل کاملتر است. اما روایات به این صراحت این را نشان نمیدهد. آیا مقام حضرت زهر ا با سایر ائمه یکسان است؟ استاد گرامی چرا حضرت زهرا به امام علی فرمودند: یا علی چرا مثل جنین در گوشه خانه نشسته ای مگر ایشان علم به دلایل سکوت امام علی علیه السلام نداشتند؟ آیا مقام پیامبر ما از حضرت ابراهیم بالاتر است؟  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: در کتاب «مقام لیلة‌القدری حضرت فاطمه«سلام‌الله‌علیها»» بحث شده که از آن‌جایی که قرآن کامل‌ترین کتاب آسمانی است و از آن‌جایی که قلب مطهرون طبق سوره‌ی واقعه با حقیقت قرآن متحد است و نیز از آن‌جایی که اهل‌البیت«علیهم‌السلام»، شامل حضرت زهرا«سلام‌الهت‌علیها» نیز می‌شود همان مطهرون هستند. پس مقام حضرت زهرا«سلام‌الهل‌علیها» از پیامبران قبلی بالاتر است. ولی در مورد قسمت دوم سؤال خود به جلسه‌ی اول کتاب «بصیرت حضرت زهرا«سلام‌الهآ‌علیها»» رجوع فرمایید که ما دلایل مرحوم دکتر شهیدی را پذیرفته‌ایم که می‌فرماید این قسمت ساختگی است و نمی‌تواند سخن حضرت زهرا«سلام‌اله ‌علیها» باشد، به آن کتاب یا به کتاب فاطمه زهرا«سلام‌الهل‌علیها» از دکتر شهیدی رجوع فرمایید. موفق باشید  
 
  کد:656 - س: با سلام و احترام حضور استاد گرانقدر آیا گذاشتن پول در بانک به صورت سپرده گذاری یکساله یا پنج ساله و دریافت ماهیانه مبلغی از بانک تحت عنوان سودبانکی که امروز مرسوم است، اشکال شرعی دارد؟ دریافت وام از بانکی چطور؟ با تشکر  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: اصل مسئله را باید از مرجع تقلیدتان بپرسید، ولی رویهمرفته بدانید که بانک وکیل شما است و با پول شما سرمایه‌گذاری می‌کند و مقداری از حاصل در آمد را به شما می‌دهد و لذا حکم ربا ندارد. دریافت وام از بانک هم شقوقی دارد که هیچ‌کدام خلاف شرع نیست مگر این‌که ما جهت امری وام بگیریم و در جهت دیگر مصرف کنیم که این را اشکال می‌گیرند. موفق باشید  
 
  کد:658 - س: با سلام استاد گرامی اینکه فرمودید در قبر میپرسند " نظرتان راجع به این شخصی که در بین شما آمد ومیگفت پیغمبرم" چیست؟ این در بین شما بودن یعنی فقط از اعراب میپرسند؟ یا پیامبر در بین فارسها هم آمد؟ پس چرا در قرآن آمده دررهر قومی پیغمبری از خودشون آمد؟ یعنی پیغمبر فارسها کیست؟  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: به‌جز پیامبران اوالعزم که «نذیراً للعالمین» هستند و برای هدایت همه‌ی مردم آمده‌اند، سایر پیامبران مأمور هدایت قوم خود بودند. لذا در قبر در مورد پیامبر اسلام«صلی‌الله‌علیه‌وآله» از همه‌ی مردم می‌پرسند. موفق باشید  
 
  کد:653 - س: با سلام و تشكر فراوان و آرزوي توفيقات روز افزون. استاد گرامي،من دختري مجرد هستم.مذهبي(انشاا...). درسم تمام شده و در حال حاضر شغلي ندارم.اكنون با اينكه ميدانم وقت گرانبهايتان خيلي پر است و سرتان خيلي شلوغ اما ميخواستم خواهش كنم مانند يك پدر دلسوز به حرفهايم گوش دهيد و مرا از كمك،دعا و راهنمايي خود بهرمند سازيد. راستش وقتي نوجوان بودم به مباحت اخلاقي و اغتقادي بسيار علاقه مند بودم.در جلسات مذهبي شركت ميكردم و لذت مي‌بردم و خوشنود بودم كه خداوند مرا به اين سمت هدايت فرموده و از جوانهايي نيستم كه به دنبال شهوتراني ورابطه با جنس مخالف هستند.خود را از اين مسايل كنار مي‌كشيدم و يقين داشتم خداوند به وقتش همسري خوب و دوست داشتني مرحمت ميكند. وقتي وارد دانشگاه شدم برايم مهم بود كه دينم را فداي دنيايم نكنم و به بهانه ي علم و شركت در محافل سياسي و علمي و فرهنگي ،اختلاط با پسرها را كه بعضاً ميديدم رابطه اي راحت و صميمانه با دخترهاي جمع خود دارند ،مجاز ندانم.گرچه چون از لحاظ علمي ممتاز بودم و از لحاظ فكري خلاق از طرف دوستانم پيشنهاد ميشد كه شركت كنم ولي چون دينم در اولويت بود و ميدانستم نميتوانم جو را عوض كنم رد ميكردم.اينها را گفتم كه بدانيد به لطف خداوند از جمله دختراني نبودم كه به راحتي و يا حتي به قول بعضيها براي پيدا كردن شوهر!دست به اينگونه روابط ميزنند. هميشه تفكرم اين بود كه خداوند فاضل وكريم است ومهربان و اوست كه همه كاره است.اگر بخواهد مقام و مرتبه ي علمي بدهد بدون شركت در اين جمع ها هم ميدهد و اگر به او بسپاري و از او كه صاحب همه چيز است تقاضا كني،همسري نصيبت ميكند كه فكرش راهم نميكردي.وقتي فارغ التحصيل شدم وخودم را آماده ي ازدواج يافتم ،تقاضايم را با خدا مطرح كردم. ولی تا كنون كه در آستانه ي ... سالگي هستم و درخواستم از قادر متعال هنوز ادامه دارد خواستگار مناسبي نداشته ام ..خيال نكنيد دچار وسواس شده ام،خير.واقعا مساله ي كفييت را مد نظر قرار ميدهم.من خانواده ي مذهبي،تحصيلكرده وبافرهنگي دارم.خودم خوش قيافه و خوش برخورد هستم.استعداد هنري زيادي دارم.همه ي دوستانم و بسياري اطرافيان مرا خيلي دوست دارند و از بامن بودن احساس لذت ميكنند.نميدانم چرا خداوندي كه در دعاهاي فراوان مثل ابوحمزه و دعاي افتتاح و بسياري دعاهاي ديگر او را همه كاره و قادر وبسيار مهربان ميخوانيم اينطور كار ازدواج مرا به غير خود سپرده.همه ميگويند شما متولدين 60تا64جمعيتتان زياد است و همه همينطوريد و ...،اما من سابقا از اين حرفهاخنده ام ميگرفت و ميگفتم خدايي كه گفته اگر همه ي مردم دنيا سوزن فروش بودند من رزق آنها را ميدادم چطور در زيادي جمعيت ما درمانده شود!استاد عزيز از هر روشي بگوييد در خانه اش رفته ام و گاهي مطمئن بودم به اجابت.احساس تنهايي شديد ميكنم.احساس نياز به زندگي مستقل .احساس نياز به يك همسر خوب،يك همسفر. شرايط برايم سخت و دلتنگ كننده شده .نميدانم چه كنم.چون همه چيز را به اراده ي خدا ميدانم احساس ميكنم دارد مرا امتحان ميكند.آيا خدا بنده هايش را كه با كمال نااميدي از غير به او پناه ميبرند با بي پناه گذاشتنشان امتحان ميكند؟آيا ميخواهد صبرم را بالا ببرد يا همه ي اينها اوهام من است و او اصلا كارهاي دنيا را به مردم دنيا واگذار كرده و من بايد به راههايي متوصل شوم كه نه تنها در شان خودم و خانواده نيست،هميشه هم آنها را اميد به غير ميدانستم(منظورم سپردن به راوي و بنگاه هاي ازدواج است).استاد گرامي چرا خداوند اينطور سفت تو ذوق من زد.مني كه هميشه به همه ميگفتم بسپار به خدا.اين همه جوان خوب تو اين جامعه.من نميشناسم اما خدا كه ميشناسه.من چه كار كنم.احساس ميكنم با اين همه استعدادي كه دارم، دارم هرز ميرم .آيا اعتقاداتم كه هميشه هم براشون مثال عيني ميديدم اشتباه بوده؟ با تشكر فراوان  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: حافظ می‌گوید: « فرصت شمر طريقه رندی که اين نشان...چون راه گنج بر همه کس آشکاره نيست» باورت آمد که اگر کارهای خود را به خدا واگذاری، خدا هم آن کار را به عهده می‌گیرد – و چه خوب باوری است – ولی بیشتر از آن را گویا باور نکرده‌ای که اگر خود را به خدا واگذار کردی که به جای این‌که او کارهای تو را انجام دهد، آنچه خدا برایت مقدر کرده است را بپذیری؟ گفت: «گر به هر زخمی تو پر کینه شوی.....پس کجا بی صیقل آیینه شوی؟» نه خانم محترم! آن عقاید پاک اوهام نبود بلکه خدا خواست بگوید تو با قیافه‌ی پسندیدنی و ذوق هنری و تحصیلات عالیه برای خودت نقشه کشیده‌ای ولی ما نقشه‌های دیگری برایت داریم. «اوهام» آن فکرهایی است که برای خود تنظیم کرده‌ای و «حق» آن نوع زندگی است که خداوند برای شما تقدیر کرده است، ولی شما جرأت رفتن به سوی آن زندگی را ندارید. در آخر دعای ابوحمزه عزیز از خدا می‌خواهید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ يَقِيناً حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَا يُصِيبُنِي إِلَّا مَا كَتَبْتَ لِي وَ رَضِّنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي‏.» خدایا از تو می‌خواهم ایمانی به من عطا کنی که مباشر و همراه قلب من باشد، و یقینی به من عطا کن که بدانم به من نمی‌رسد مگر آنچه را که تو خدای مهربان برای من ثبت کرده‌ای، و مرا به آنچه قسمت‌ام کرده‌ای راضی بگردان. از کجا که خداوند حکیم مهربان راه دیگری را برای شما مقدر کرده، ولی شما از راهی که خود برای خود می‌خواهید چشم برنمی‌دارید و همواره همان آرزوها را دامن می‌زنید. با ناکام‌کردن شما نسبت به آن برنامه دارد می‌گوید: «گوش دل را یک دمی این‌سو بیار.... تا بگویم با تو از اسرار یار» آری بر آن عقیده‌ی پاک و متعالی پایدار باشید و اجازه بدهید دست خدا تا بهشت را روبه‌روی شما بگشاید. فرصت سیر در معارف الهی و آیات ربانی را از دست ندهید که همیشه این فرصت نمی‌ماند. موفق باشید  
 
  کد:655 - س: با عرض سلام 1.در جزوه ي الميزان و روش ... مخاطب شما عموم است؟2.پيشنهاد سير مطالعاتي شما به طلبه هاي سال اول و دوم در طولاني مدت  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: 1- اساساً کار با المیزان در توان عموم نیست و بنده نیز برای آن‌هایی که می‌توانند المیزان را بفهمند آن روش پیشنهاد کرده‌ام. 2- سیر مطالعاتی مورد نظر بنده همان سیری است که در سایت لب‌المیزان پیشنهاد شده است. موفق باشید  
 
  کد:652 - س: با سلام.لطفا درصورت امکان به هر 4 سؤال به تفصیل و حوصله ی زیاد پاسخ بفرمایید.1)در بحث "روزه عامل آزادی از تعلق ها و وهم ها" به سفره ی ساده تأکید فرموده بودید. من کوچکترین فرزند خانواده هستم و نقشی ندارم. سفره های ما رنگین و پدر در بیاور است. وظیفه ی سلوکی چیست؟ 2)در "صباح الشریعه" صفحه 436 (باب نیکی کردن به پدر و مادر) می خوانیم که یکی از شروط نیکویی به آن ها این است که آن ها ما را ترغیب نکنند: " مِنَ الزُّهدِ إلی الدُّنیا "، که در این صورت به گفته حضرت صادق (ع) : "...فَمَعصِیَتُهُما طاعَةٌ و طاعَتُهُما مَعصیَةٌ ". آیا رفتن به مهمانی یا بیرون یا افطاری از این قبیل موارد نیست درحالی که وقت گران بهای ما به غفلت هدر می رود؟ ممکن است عده ای هم ناراحت شوند.ضمن این که سفره های آنان شدیدا رنگین و پرجنجال است. حد و مرز ها چیست؟ خواهشمندم هیچ ملاحظه ای نفرموده و حق مطلب را ادا بفرمایید. 3)متأسفانه مادرم به دلیل بیماری نمیتوانند روزه بگیرد وطبق دستور پزشک در طول روز باید بسیار میوه هایی از قبیل خیار میل بفرمایند. تا قبل از این که بحث مذکور در فوق از شما را گوش بدهم، سعی داشتم هنگامی که روزه هستم همیشه "من" برای مادرم خیار را رنده کنم و شربت و ... و گلاب به آن اضافه کنم تا خودم به خوردنش تحریک شوم یا هوسم شود اما چون روزه ام نخورم تا مخالفت هوای نفس کرده باشم چون در غیر این صورت در روز ونیز افطارچندان میلی به خوردن نداشتم پس مخالفتی هم در کار نبود درصورتی که برکات زیادی از نخوردن لقمه ای که انسان مایل به آن است نقل شده است تا جایی که شما در مباحث روزه فرمودید چیزی از آن محبوب تر برای خدا نیست . اما با گوش دادن بحث شما به خوب بودن این کار شک کردم. و گفتم نکند اثر معکوس داشته باشد. نظر شما چیست؟ لطفا سریعا جواب بفرمایید. 4)یک نصیحتی به بنده کنید . از این که وقت گران بهایتان را در اختیار پاسخ به سؤال ما گذاشتید سپاسگذارم و دعا کنید که انشاءالله خداوند را شاکر باشم.  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: 1- جواب ساده و مفصل سؤالِ اول شما یک کلمه است و آن این‌که یک غذا را از آن سفره‌ی رنگین انتخاب کنید و کاری به بقیه‌ی خورش‌ها نداشته باشید. زیرا امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: ما همه‌چیز می‌خوریم، ولی هر بار یک نوع غذا می‌خوریم. 2- بدون ملاحظه عرض می‌کنم؛ تا آن‌جایی که امکان همراهی دارد با آن‌ها همراهی کنید، ولی آن‌جایی که آن‌ها می‌خواهند وقت‌های اضافی خود را از بین ببرند و شما وقت اضافی ندارید تا بخواهید در کنار آن‌ها از بین ببرید، همراهی نکنید. 3- شما در حدّی که نیاز است به مادرتان کمک کنید، بکنید، ولی خودتان را مشغول این باورها ننمایید که بخواهید از این طریق مبارزه با نفس کرده‌ باشید، کارهای مهم‌تری دارید به آن‌ها بپردازید. 4- تا فرصت از دست نرفته در کسب معارف و اخلاق فاضله خود را بپرورانید. تأمل در نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه(نامه‌ی حضرت‌علی«علیه‌السلام» به فرزندشان امام حسن«علیه‌السلام») را توصیه می‌کنم. موفق باشید  
 
  کد:651 - س: سلام بر شما این صحبت شما رو که میگویید دانشگاه ها بی عالم است،را کاملا میپذیرم چون قبلا از اینکه به دانشگاه بروم این را کاملا حس میکردم،و تصمیم داشتم که به دانشگاه نروم و این را هم به خانواده توضیح میدادم ،گمان میکنم خانواده بسیار ناراحت میشدند اما به روی خودشان نمی آوردند, و میگفتند هرچه خودت صلاح میدانی و ماجراهایی پیش آمد که به دلیل طولانی شدن نامه نمیتوانم بگویم ،البته این را هم بگویم که به رشته معماری علاقه بسیار داشتم و این رشته را وارد عالم خودم کرده بودم ولی دانشگاه را میشناختم که به چه وضعیتی گرفتار است ،الان که به دانشگاه رفتم میبینم که دانشگاه بسیار لجام گسیخته است ،نه تنها چیزی به من نمی آموزد بلکه من را وارد بازی هایی میکند که خودشان زورکی اسمش را گذاشته اند علم و خیلی علاقه دارند که این دروس را سریع بگذرانند ،کلا از شور و نشاط خبری نیست در محیط آموزشی ما و تا به حال به غیر از چندین مورد طعم فهمیدن را اصلا نچیشیده ام،تا قبل از رفتن به دانشگاه زندگی ام به زیباترین شکل که اصلا انتظار نداشتم و خودم را لایق آن همه زیبایی نمیدانستم داشت سپری میشد اما به نظرم دانشگاه با نحوه آموزش بی هدفش تنها وقتم را از من میگرفت و هیچ چیزی کف دستم نمیگذاشت.البته در اوایل توانستم این اسب وحشی را مهار کنم اما وقتی به ترم بالاتر رفتم دیدم موضوع خیلی وحشتناک تر از این چیزهاست.به نظر شما ما با ان وضعیت چه کار کنیم ؟ آیا شما این وضعیت را قبول دارید؟ اسلامی بودن دانشگاه ها خلاصه شده در داشتن نماز خانه،اصلا در این دانشگاه به اصطلاح اسلامی ،کاری به اسلام و مخصوصا دیدگاه اسلام د ارتباط با علم ندارند وقتی که من به وضوح میبینم که این دانشگاه با اگثر دانشجویانش هنوز معنای خداوند را نمیفهمند گذاشتن وقت نماز و زیارت نامه خواندن چه فایده ای دارد نمیدانم؟به نظرم اسلامی که در دانشگاه ها تبلیغ میشود اسلام حاشیه ای است که اصلا کاری به عرفان و فلسفه نداشته!! و یا شاید دانشگاه و سیستم آموزشی ما اصلا اسلام را نفهمیده اند که جهت دهی نمیکنند این دروس را؟! اگر میتوانید به مسئولان بگویید که نام اسلام را از دانشگاه ها بردارند چون اگر مسلمانی احیانا از کشور های دیگه برای تحصیل به این دانشگاه ها بیا یند و این وضعیت رو ببیند مایه شرمندگی و ادعای باطل است. با تشکر  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: مسلّم تا ما نگاهمان به عالم و آدم قدسی نشود و بر آن اساس اندیشه نکنیم هیچ قدمی در اسلامی‌کردن دانشگاه‌ها بر نداشته‌ایم و همچنان دانشگاه‌های ما ادامه‌ی غرب خواهند بود و خروجی آن کسانی نیستند که به اهداف مقدس نظام اسلامی وفادار بمانند، ولی راه رسیدن به هدف، فرار از دانشگاه نیست بلکه ابتدا باید عمیقاً نقص‌ها را شناخت و گوشزد کرد و سپس طرح جایگزین ارائه داد که ما هنوز در هر دوی آن‌ها، حتی در قسمت اول ضعف داریم. پس خود را مجهز کنید جهت آن دو امر مهم. عالمان به جای آن‌که تلاش کنند گلیمشان را آب نبرد، سعی می‌کنند بگیرند غریق را. موفق باشید  
 
  کد:649 - س: با سلام و ادب و احترام. 12 تا از کتب آیة الله محمد شجاعی را دیدم . اگر ممکن است سریعاً سه، چهار تای آن را گزینشی بفرمایید . با تشکر.  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: از کتاب‌های اصلی استاد اگر بتوانید با کتاب‌های معاد ایشان شروع کنید و سپس مقالات را دنبال بفرمایید و کار را به کیمیای وصال برسانید خیلی خوب است، ولی باید تا حدّی جهت مقدمه‌ی کار حکمت متعالیه را بشناسید. موفق باشید  
 
  کد:650 - س: سلام علیکم.برای عرض ادب شاگردی ، از خداوند عروج آن به آن و لحظه به لحظه ی شما را،که حقیقتا ما را از سفره ی خود بهره مند فرموده اید، خواستارم. استاد محترم، بنده رشته ی مهندسی کامپیوتر گرایش سخت افزار ، سال آخر هستم. نه حاضر هستم درس بخوانم( همین یک سالی که مانده است) ، نه به حوزه بروم ، نه کاری از مؤسسه های فرهنگی را انجام دهم با این که تا کنون 7 کار آماده ی تحویل برای مئسسه سائحات انجام دادم به لطف خدا و البته این در مشورت با شما بود . و و و. آنقدر فرصت عمرم کم است که برای کل زندگی ام برنامه دارم که برنامه ام در راستای مجاهده علمی و عملی می باشد. دروسی هم که در سال آخر باید بخوانم همه اش مربوط به رشته ی مهندسی برق می شود که هیچ سازگاری با روحیه بنده ندارد .طی ترم های متوالی با شما با تماس تلفنی مشورت نموده ام و نهایتا این تصمیم بنده است. از طرفی شرایط ، اجازه ترک تحصیل و گوشه ای نشستن را به بنده نمی دهد اما بنده بسیار بسیار به کاری که می خواهم انجام دهم مضطر و مصمم هستم و همواره دست شرمندگی و پشیمانی از نبودن این موقعیت بر پیشانی دارم و به هر کاری که به صلاحم باشد تن می دهم . نظر شما چیست؟ چه باید کرد؟ با تشکر.  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: گفت: «رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود.... رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود» عجله نکنید، خداوند آنقدر فرصت در اختیار شما می‌گذارد که به همه‌ی کارهای منطقی خود برسید. کمی خود را کنترل کنید و کارها را کم کنید و به خودتان فشار بیاورید و درس خود را تمام کنید تا شخصیت علمی شما نیمه‌کاره نماند و إن‌شاءالله با جامعیت کامل زندگی را طی کنید. موفق باشید  
 
  کد:647 - س: سلام من دانشجوی مهندسی برق هستم می خواستم من رو راهنمایی کنید که چطور تمام توجه خودم رو به سمت خدا سوق بدم و کمتر کار اشتباه بکنم با اینکه باید به درسهای تخصصی خودم هم برسم اگر خواندن کتابی برایم مفید است به من گوشزد کنید من کتاب آشتی با خدا ی شما رو خواندم بسیار عالی بود در بعضی از فصلها من داشت گریم می گرفت از شما یک برنامه می خواهم که هم به درسهام برسم هم توجهم به سمت خدا باشد  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: بر روی سایت «لب‌المیزان» سیر مطالعاتی هست آن را دنبال بفرمایید إن‌شاءالله نتیجه می‌گیرید. موفق باشید  
 
  کد:648 - س: با عرض سلام در جزوه ي الميزان و روش استفاده از آن براي كار كردن با الميزان گفته ايد از اول الميزان شروع كنيم . اگه ترتيب پيشنهادي خودتان را (در سير مطالعاتي)دنبال كنيم چطور است؟  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: اگر بخواهید تفسیر المیزان را شروع کنید کنید باید از اول شروع کنید، ولی اگر ابتدا سیری که پیشنهاد کردیم را تا حدّی کار کنید و سپس به المیزان رجوع کنید راحت‌تر می‌توانید با المیزان مرتبط شوید. موفق باشید  
 
  کد:643 - س: سلام ، دختري هستم 25 ساله مجرد كه توي خانواده اي بزرگ شدم كه پدر و مادرم اهل نماز خوندن و روزه گرفتن هستن خمس و زكات مالشون رو هم پرداخت ميكنند و كلاً مسايل ديني براشون اهميت داره و مقيد هستن بهش. تقريباً تا دو سال پيش قبل از اينكه وارد دانشگاه بشم هم نماز ميخوندم و هم روزه ميگرفتم و خدا رو دوست داشتم و لايق پرستش ميديدم و احساس ميكردم هرچي خدا گفته حتي اگه من نميفهمم بايد بهش عمل كنم ولي يه سري از مباحث ديني مثل حجاب واسم حل نشده مونده بود ، زياد دوست نداشتم برم مسجد چون رفتارهاي خوشايندي نداشتند البته اگه فرصتي پيش ميومد ميرفتم مثلاً شبهاي قدر، معمولاً هم با بعضي از دوستام يا اقوام راجع به اين مسائل بحث ميكردم ولي زياد درگير نميشدم. تا اينكه وقتي وارد دانشگاه شدم ( مقطع كارشناسي ارشد) با يه نفر هم اتاق شدم كه خيلي از تمايلات و علايقش شبيه من بود با اين تفاوت كه به نظر نسبت به اعتقاداتش از من پايبندتر بود و محجبه بود . طبق معمول وقتي مباحث مذهبي پيش ميومد احساس ميكردم جوابهاي متفاوتي ميده كه به دلم ميشست ! ولي باز خيلي از جوابهاي من بي پاسخ ميموند و متقاعد نميشدم مثلاً راجع به حجاب حرفهاشو قبول داشتم ولي اينقدر تاثيرگذار نبود كه بهش عمل كنم ، قسمت شد عيد نوروز پارسال مشرف شدم حج انگار خدا دعوتم كرده بود كه جواب سوالاتم رو بده، من اونجا فهميدم كه بيرون بودن مو يعني زينت ! اونجا عاشق معارف دعاي كميل شده بودم و با كسايي آشنا شده بودم كه واقعاً آدماي عرفاني با اعتقادات قشنگ بودند. وقتي برگشتم خيلي از مسائلي كه برام اهميتي نداشت مهم شده بودند تا جايي كه به نظر بقيه تغيير كرده بودم تا مدتها در حال و هواي حج به سر ميبردم ، پر از سوال بودم و دنبال جواب، واسه جواب اكثر سوالاتم به دوستم پناه ميبردم ، خيلي راحت بگم كه آدماي مذهبي جذابيت كه ندارند هيچ ترجيح ميدم زياد باهاشون دم خور نشم ولي بعد از حج و آشنايي با دوستم هميشه دوست داشتم با كسي ازدواج كنم كه دل قشنگي داشته باشه ، پاك باشه و واقعاً كسي باشه كه باعث پيشرفتم بشه در اعتقاداتم ... چند مورد پيشنهاد ازدواج داشتم ، كسايي كه معمولاً بعضي از شرايط رو داشتند كه ميشد واقعاً راجبشون فكر كرد، تقريباً با همشون در زمينه اعتقادي طرز فكر متفاوتي داشتم،‌ بعد از حج خيلي چيزا برام جالب بود و دوست داشتم واقعاً راجبشون فكر كنم و به جواب برسم، ارتباط با امام حسين، امام زمان، مسئله توسل،‌ ارتباط با قرآن، حتي مسئله شهادت با اينكه تقريباً خيلي ابتدايي ازشون ميدونستم مسائلي بودند كه تمايلات همسر آينده ام نسبت بهشون برام مهم شده بود. حتي آرزوي كربلا رفتن داشتم و يه بار تصميم گرفتم حافظ قرآن بشم و تفسير قرآن رو بخونم ولي به خاطر حجم درس تا الان موفق نشدم . كساني كه پيشنهاد ميدادند يا تازه شروع كرده بودند به نماز خوندن و يا به خاطر من ميخوندند! معمولاً نسبت به اين مسائل ديد بدي نداشتند و ميگفتند كه من با اين اعتقاد و افكار براشون كاملاً محترم هستم و شايد در آينده اونا هم تغيير كنند و به اين سمت و سو ها كشيده بشند، ولي چون كلاً نسبت بهشون احساس خاصي نداشتم همين مسئله اعتقادات رو در ميون ميزاشتم و جواب منفي ميدادم . چند مورد هم بود كه كساني بودند كه مذهبي و مومن بودند ولي اصلاً نميتونم با اين جور آدما ارتباط برقرار كنم . احساس ميكنم دنياشون خيلي با من متفاوته و به تمامشون جواب رد دادم. تا اينكه اخيراً موردي پيش اومده كه با شناخت سطحي كه نسبت به ايشون داشتم هميشه دوست داشتم همسرم اين طوري باشه ، كاملاً خوش برخورد و با صداقت و واقعاً مهربون و شوخ طبع،‌ كلاً شخصيت ايشون رو خيلي دوست دارم از آدماي پر شور خيلي خوشم مياد. وقتي ايشون پيشنهاد ازدواج دادند طي چند جلسه در مورد خيلي از مسائل كه صحبت كرديم به اين نتيجه رسيدم كه اشتراكات اخلاقي زيادي با هم داريم و به شخصيتي كه من دوست دارم خيلي نزديك هستند از كساني هم كه باهاش برخورد داشتند هم نظرشون رو سوال كردم همه تائيدش كردند.تا اينكه به مسئله اعتقادات رسيديم و باز هم سطح متفاوت اعتقادي،‌ مادر ايشون خيلي مومن هستن ولي خودش تازه نماز ميخونه وقتي از علتش پرسيدم گفت "چون ميدونستم ازم سوال ميكني و اين موضوع برات اهميت داره منم شروع كردم به نماز خوندن" ، به من گفتند كه اگر اعتقادات من باعث شده كه دختر نجيبي باشم و باهاشون به آرامش برسم و در كل خروجي قشنگي داره ايشون هم ميتونند به اين سمت كشيده بشند ولي نه به اين سرعت، ‌فعلاً فقط نماز ميخونند ولي گفتند ازش نخوام مسجد بياد چون حرفهاي مسجدي ها رو قبول نداره. حتي راجب به سوره نساء از من پرسيد كه گفت با زدن زن موافقم ؟!!! ايشون دنبال منطق براي خيلي از مباحثه ديني ميگرده تا بپذيردشون ! نميدونم بدبيني باعث شده كه نسبت به مسائل مذهبي اينطور فكر كنه يا اينكه بي اعتقاده !؟ من كلاً اهل بحث كردن توي اين موارد نيستم بعد از تغيير پيدا كردنم حتي با خواهر و برادم هم بحث نميكردم، ترجيح ميدم با رفتارم تاثيرگذار باشم . به اين شخص هم گفتم توي اعتقاداتم منطقي رو دنبال نميكنم با احساسم و ميشه گفت با تمام وجودم فكر ميكنم درست هستند و بهشون پايبندم . به نظر ايشون من افكار صلبي دارم اجازه پذيرفتن فكر جديد را به خودم نميدم. نظر اين شخص اينه كه چون با مادرشون كه افكاري متفاوت داره كاملاً راحته و هيچ مشكلي نداره اگر طرز فكرهامون متفاوت باشه هم با هم مشكلي نخواهيم داشت.حتي راجب به فرزند هم سوال كردم ! ايشون ميگند روي بچه نرم افزار نسب نميكنم كه از نظر اعتقادي اين طوري باش ! ولي كمكش ميكنم رشد كنه و راهش رو پيدا كنه . الان نسبت به خودم شك كردم ! نميدونم من درست فكر ميكنم يا واقعاً خيلي سختگير شدم و خيلي آرماني فكر ميكنم؟! از كجا ميتونم بفهمم كه اين شخص در آينده ميتونه تغيير كنه يا نه؟ ميشه به ايشون اعتماد كرد؟ اصلاً روي مسئله اعتقادات تا چه حد بايد پافشاري كنم ؟ ممنون ميشم اگه راهنمايي كنيد با سپاس فراوان  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: اساس شخصیت انسان اعتقادات حقیقی اوست، لذا بی‌اعتقادی و بداعتقادی هر دو یک نحوه بی‌هویتی به همراه دارد و به همین جهت اگر جنابعالی اعتقادات دینی خود را تمام شخصیت خود می‌دانید، نمی‌توانید با کسی زندگی کنید که در اعتقادات دینی جدّی نیست. چون یا مجبور می‌شوید شما هم از جدیّت در امر اعتقادات دست بردارید و عادی زندگی کنید و یا در کنار آن فرد اذیت می‌شوید. اگر می‌شد مردم را به خودشان واگذاریم چرا پیامبران این‌همه جدّی وارد می‌شدند و سعی می‌کردند روابط اجتماعی را بر اساس دستورات الهی شکل دهند؟ در اصول اعتقادی اگر جدّی و سخت‌گیر نباشیم، وارد عالَم دینی نمی‌شویم و از حیات دینی که نشانه‌ی خاص خود را دارد محروم می‌شویم. موفق باشید  
 
  کد:645 - س: ضمن سلام و تفدیم احترام به استاد بزرگوار. لطفا درصورت امکان سؤال بنده را هر چه سریع تر جواب بفرمایید. بنده در محیطی بزرگ شدم که اعتقادی به ... نداشتند. اما از بچگی همواره با خود می اندیشیدم که نکند این ها اشتباه می کنند و رهبری به حق است. بالاخره در سال دوم دانشگاه در آشنایی با مسائلی عمیقا به ایشون معتقد و علاقه مند شدم . اما هر بار که به خانه می آمدم باز همان آش و همان کاسه و صحبت های ناروا و انواع مسائل من را تحت تاثیر قرار می داد تا این که ضمن مشورت با شما برای تعویض مرجع تقلید ، از مقام معظم رهبری تقلید کردم. و این بسیار کمک می کرد که هر گاه زیراب رهبری را دیگران در ذهنم می زنند من خودم را هم نابود شده می دیدم چون ایشان مرجع تفلید من بودند لذا سعی در استحکام اعتقاد خودم می کردم . سپس باز برای استحکام اعتقادم ، سعی داشتم ولی فقیه را به دیگران اثبات کنم و مخالفت های خانواده و ... در این زمینه به من کمک کرد. اما باز هم وقتی با افراد مذهبی فامیل که بسیار بسیار هم با سواد بودند صحبت می کردم ، اعتقادم خدشه دار می شد . به هر حال بنده تمام تلاشم را برای این کار کردم و نهایتا هم به گوش دادن به انواع آهنگ ها و مداحی ها برای رهبر متوسل شدم تا از طریق احساسات به بنده کمک کند تا علاقه ایشان زیاد شود چون از نظر معرفتی و عقلی پذیرفته بودم هر چند تحت هیچ شرایط دیگری حاضر به گوش دادن آهنگ نبودم . اما ما یک فامیل بسیار بی سر و پا داریم . عذر می خواهم که این گونه صحبت می کنم . ولی واقعا بی سروپا هستند . در دوران انتخابات یک سری صحبت هایی شد ( از طریق ایمیل) و نهایتا بزرگ فامیل از من خواست که عذر خواهی کنم از دیگران در حالی که به نظرم آن ها به دلیل نداشتن منطق باید عذرخواهی می کردند اما برای احترام ، عذرخواهی کردم و از آن ها خواهش کردم که دیگر برای من میل های سیاسی و بحث های سیاسی نفرستند. خلاصه ماجرا گذشت تا هم اکنون . و روابط در این مدت با تلاش بنده و لطف خدا دوباره جوش خورد و کدورت ها برطرف شد. اما دوباره آن ها چند سری است که میل های ناجور می زنند که حال بنده را به شدت به هم می ریزند و من نمی دانم چه کار کنم . آیا تکلیف سلوکی بنده این است که دوباره از آنها بخواهم که به من میل نزنند ؟ هر نامه ای که هر کس به رهبری نوشته آن هم نامه هایی که من از خواندنش هم شرم دارم به من میل می زنند. چه باید کرد ؟ آیا عکس العمل لازم است؟ آیا سکوت عکس العمل است؟ اگر چیزی نگویم نمی گویند چی شده که فلانی اینقدر بی غیرت شده؟ دیگر این فامیل دارند حال من را به هم می زنند . ای خداااااااااااااااااااااااا. یکی به داد من برسد. به نظرتان خوب است که با لحنی نرم و دوستانه به آن ها بگویم ایمیل های ناجورشان را برای خودشان نگه دارند ؟ . از طرفی گاها فکر می کنم که توهین شده یعنی چی ؟ مگر با گفتن آن ها به کسی توهین می شود؟ این کار برای خودشان مضر است . اگر آن ها هم نگویند باز هم محیط بنده ناسالم است. هر چند 90 درصد مسائل حل می شود. 2) عذر می خواهم که لحن سوال اولم کمی خشن بود . سوال دیگر این حقیر این است که فرمودید مقام معظم رهبری فرمودند آن چه که موجب فساد و فهشا شود حرام است. دقیقا تعریف شما از فساد و فحشا چیست؟ چیزی که بنده احساس می کنم و دلیلی برایش ندارم و آن را از " ظهر الفساد و فی البرّ و البحر" درک کرده ام، آن پای کوبی هایی که همراه آهنگ و سایر مفاسد می شود ، فساد محسوب می شود. پس موسیقی اگر همراه با پای کوبی باشد حرام و در غیر این صورت حلال است !!! نظر شما چیست ؟ 3) از آن جا که مسئله ولی فقیه از اصول دین نیست آیا اگر کسی آن را به خاطر این که عرفا مد نظر دارند قلبا بپذیرد ، اشکالی دارد؟ یعنی قلبی شدن آن به خاطر برخورد بزرگان با این مسئله باشد . از این که مزاحم اوقات شریفتان شدم عذر خواهی می کنم. با تشکر.  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: 1- کار خوبی است که از آشنایان خواهش کنید ایمیل‌های ناجور برایتان نفرستند. 2- هر موسیقی که همراه با رقص باشد حرام است، هرچند ممکن است خودش به تنهایی حرام نباشد. 3- اعتقاد به ولایت فقیه، اعتقاد به حاکمیت خدا در زمان غیبت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» است ولی نباید با کسانی که آن را قبول ندارند جدال کرد. موفق باشید  
 
  کد:646 - س: با سلام . استاد گرانقدر ،خواهشمندم بنده را یاری بفرمایید: 1) من مقداری خشن هستم که در ماه مبارک رمضان دقیقا به آن پی بردم( و مطمئنم اگر شما نبودید وسیله ای برای فهم این موضوع برایم نبود یا شاید چند سال به تأخیر می افتاد) و هرگاه ناراحت می شوم چیزی جز دعا نمی تواند لطافت را به من باز گرداند. خودم فکر می کنم به این دلیل اخلاق من این جوری شده یا خشم من ظهور کرده که وطن اصلی خود را از دست داده ام و روحیه ام با حمله بردن به مقدساتم و در مواردی با بصیرت نداشتن عده ای که ممکن است کتب شما را هم خوانده باشند ، آزرده شده است یعنی زخمی شده. همواره دغدغه انسان ها را دارم وامکاناتم مجال کمک را نمی دهد. شاید این هم دلیلش باشد. نمی دانم. گاها زندگی را یک تراژدی بسیار غمگین می بینم که خودم و سایر انسان ها قربانیان این تراژدی هستند و داریم نابود می شویم . از آن جا که ریشه مشکلات نفس اماره است بسیار سعی کردم که در این زمینه هم با نفس اماره در همه ی شئوناتش مقابله کنم.ضمن این که کتب اخلاق را هم در مورد رأفت و غضب و ... خوانده ام . خواهشمندم یک راهی ، کتابی ، ... معرفی بفرمایید که بنده بتوانم در مواقعی که به مقدساتم توهین می شود و جهل معاندین را می بینم و یا حتی مواقعی که اتفاق خاصی نیفتاده اما روحیه ام آزرده و زخمی شده، ... بتوانم خودم را مدیریت کرده ونسبت به بندگان خدا رأفت داشته باشم. 2) آیا ممکن است نداشتن خواب کافی و به موقع و یا انجام کارهای تشکلی موجب این مسئله شده باشد؟ در مورد کارهای تشکلی باید بگویم که قبل از این که وارد این کار شوم از برخورد جدی افراد با یک سری مسائل( این به این معنی نیست که من در زندگی ام جدی نیستم ) و نداشتن صبر آنها تعجب میکردم ولی هم اکنون خودم مثل آن ها شدم. کلا این یکی از مشکلات بنده است که هر وقت از کارهایی که دیگران می کنند تعجب می کنم دیری نمی¬کشد که خودم هم مثل آنها می شوم و نیاز به مجاهده در آن زمینه ها برایم می شود. مثلا قبلا از این که دوستانم می خوردند تا سیر شوند تعجب می کردم و همواره گرسنه بودم و برای غلت گرسنگی می خوردم اما بعد خودم مثل آن ها شدم.یک نفر ازاعضای فامیل محترم ما در جوانی بسیار شور تزکیه داشتند اما الان که حدود 50 سال دارند همواره افسوس آن روزهایشان را می خورند که چرا دیگر این شور را ندارند و به من هم می گفتند اگر توخواسته هایت پایدار بماند... چگونه می توانم خود را برای این مسئله بیمه کنم؟ 3) آیا اگر کسی در ماه مبارک رمضان سعی کند خوابش را به نصف آن چه قبلا بوده تقلیل دهد ، این ریاضت غیر شرعی محسوب می شود؟ در مورد این مسئله هم فکر کردم و دیدم دستان خدا که بسته نیست . اگر بخواهد به من این نیرو را از نظر جسمی و روحی می دهد که بتوانم موفق باشم لذا به لطف خداوند در این زمینه بسیار امیدوارم. کارم را ادامه بدهم؟ خداوند شما را برای ما و سایر مسلمین جهان نگه دارد. با تشکر.  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: گفت: «گر به هر زخمی تو پر کینه شوی..... پس کجا بی‌صیقل آیینه شوی؟» 1- دستورالعمل حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» به حضرت امام حسن«علیه‌السلام» را راه‌کار اصلی اصلاح شخصیت خود قرار دهید. 2- کمتر از شش ساعت و بیشتر از هشت ساعت در شبانه‌روز نخوابید وگرنه یا با خواب کمتر از معمول قوه‌ی واهمه به میدان می‌آید و همان‌طور که می‌گویید موجب غضب و یا افراط و تفریط در امور می‌شود و یا با خواب بیشتر قوه‌ی حیوانی به میدان می‌آید و میل‌های افراطی پیدا می‌کنید. از خدا بخواهید در تعادل کمک‌تان کند. موفق باشید  
 
  کد:642 - س: به نام خدا با سلام استاد متاسفانه متوجه نشدم شما از درس و بحث های خود در حوزه سلوک و یا رمضان دنبال چه هستید. یعنی آیا در مباحث عملی دنبال باز شدن چشم های بچه ها( مکاشفه) هستید یا هدف اصلی شما و هدفی که برای دیگران در نظر دارید قرب به خداست. همچنین نمی دانم ما باید برای قرب به خدا تلاش کنیم یا مکاشفه. زیرا شما حرف از مکاشفات در صحبت هایتان دارید و می گویید که همه دوست دارند که چشمشان باز شود. به نظر شما اصلا این هدف درستی است و اگر درست است به نظر شما خدا با چله نشینی و ... این را می دهد؟ والسلام  
  ج: باسمه تعالی، علیک السلام: خداوند می‌فرماید: «فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا»(سوره‌ی کهف، آیه‌ی 110) هرکس لقاء الهی را طلب می‌کند باید به اعمال صالح مبادرت ورزد و جز برای خدا برای اَحدی در عالم نقش قائل نباشد. چنانچه ملاحظه می‌فرمایید موضوع لقائ الهی وعده‌ای است که خداوند به انسان‌ها داده و معنی قرب الهی و مکاشفه‌ی حقیقی جز این نیست و راه رسیدن به آن جز رعایت حرام و حلال الهی نمی باشد. موفق باشید  
 
  کد:641 - س: با سلام خدمت آقای طاهرزاده و تمامی دوستان گرامی که در این پایگاه اطلاع رسانی تلاش میکنند من کتاب زن آنگونه که باید باشد را دقیق مطالعه کردم و ضمن عرض تشکر از بیان مفاهیم عالی و عمیق و جایگاه درست زن و مرد در انتخاب همسر تا چه حد برای تشکیل خانواده توحیدی و رسیدن به منی که هدف از خلقت بوده میتوان به نداشته ها و بالقوه های طرف مقابل اعتماد کرد با توجه به اینکه هر دو خواستار این اصلاح در تفکر و رسیدن به کمال خود هستند و آیا وقتی تاکنون به این مسائل با این دید نگاه نکردیم میتوان روی بالقوه ها یی که هنوز بالفعل نشدند حسابی باز کرد؟  
  ج: علیکم السلام باسمه تعالی اسلام دین جامعی است که اگر انسان با صداقت با آن روبه‌رو شود نه‌تنها وعده داده: « مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما» كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏كند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است‏ .حتی اگر آماده شویم وعده داده: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرينَ» حسنات، سيئات(و آثار آنها را) از بين مى‏برند؛ اين تذكّرى است براى كسانى كه اهل تذكّرند! یعنی نه‌تنها آثار ضعف‌ها و کوتاهی‌ها به‌کلی می‌رود، بلکه به خوبی تبدیل می‌شود این معجزه‌ی مسلمانی است. خداوند آن را رزق همه‌ی ما بگرداند. موفق باشید  
 
  کد:636 - س: ضمن سلام و ادب ، در یادداشت ویژه با عنوان "هشدار که ماه شعبان آمده" در مورد روزه مطالبی را فرمودید . ما چه کار کنیم که مامانمون نمی ذاره روزه بگیریم ؟ من روزه های از بچگی هم دارم که نگرفتم ، از مرجع تقلید هم که پرسیدم گفت در صورت نارضایتی والدین باز هم واجب است بگیرید. اما اون ها چون من روزه می گیرم به مرجع تقلید من هم فهش نثار می کنند !!! چون فکر می کنند من ضعیف می شوم با روزه !!! . در کل می خواهم بدانم کسی که شرایط عبادی را ندارد باید چه کار کند ؟ مگر ما چقدر اراده داریم که بدون روزه گرفتن ، بتوانیم شب زنده داری کنیم ؟ پس یه جورایی از همه چیز محرومیم . چه کار باید کرد ؟  
  ج: در ضمن احترام به پدر و مادر در واجبات باید دستور خدا را عمل کرد و اگر مطمئن نیستید که روزه‌ی ماه رمضان برایتان ضرر دارد واجب است که روزه بگیرید. سعی کنید در حدّی که خداوند شرایط عبادی برایتان فراهم کرده کوتاهی نکنید، بقیه را خداوند حل می‌کند، کسی که خدا را دارد از هیچ‌چیز محروم نیست. موفق باشید  
 
  کد:637 - س: با سلام. نظر شما در مورد سخنان اقای اسفندیار رحیم مشایی در اجتماع ایرانیان خارج از کشور چیست ؟ در مخالفت با گفته های رحیم مشایی تا به حال جمعی از سرشناس ترین مخالفین احمدی نژاد در حکومت، که در ماه های اخیر کوشیده اند، چهره ی «معتدل» از «اصولگرایی» ارایه کنند و چه بسا گروهی از تحلیل گران آن ها را «پل واسط» بین موسوی و «نظام» فرض کرده اند، به میدان آمده اند. علی مطهری یکی از آن هاست. علی مطهری در یادداشتی که برای سایت «تابناک» ارسال کرده نوشته است: سخنان آقای اسفندیار رحیم مشائی در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور، زنگ خطری است که باید همه دلسوزان انقلاب اسلامی را به خود آورده باشد. احمد توکلی از چهره های سرشناس دیگری است که به اعتراض برخاسته است. گفته است مجلس در قبال این مواضع سکوت نخواهد کرد. وی در عین حال از احمدی نژاد خواسته است تا تکلیف خود را با مشایی روشن کند. احمد توکلی اظهارات رحیم مشایی را توهمات ذهن بیماری خوانده است که با مبانی اسلام، با قانون اساسی و مصالح ایران عزیز سازگار نیست.  
  ج: علیکم السلام باسمه تعالی آنچه از سخنان آقای مشایی برمی‌آید که مکتب ایران را به جای مکتب اسلام قرار می‌دهد، با هر توجیهی که به آن بنگریم جز این نیست که ایشان اسلام را در ذیل ایران قرار داده و این یک نحوه به حجاب‌بردن اسلام است، و یک نحوه فاصله‌گرفتن از مقصد نهایی هر مسلمانی است که به حکم قرآن باید به جایی برسد که: «ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ » تماماً اسلام مدّ نظر او باشد، فارغ از هر محدودیت و پیش‌فرضی و مسلّم با نگاه اصالت‌دادن به مکتب ایران به همان معنایی که ایشان می‌گوید، یعنی برداشت فکر ایرانی از اسلام، دیگر انتخاب‌ها انتخاب‌هایی به گستردگی اسلام ناب نیست، آیا برداشت‌های محی‌الدین‌بن‌عربی اندلسی که امثال ملاصدرا با افتخار سخنان او را نقل می‌کند و اندیشه‌ی خود را به آن متصل می‌گرداند، و یا علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» که می‌فرمایند: بعد از معصوم هیچ سخنی به عمق سخنان محی‌الدین از اسلام نیست و یا حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که بر فصوص‌الحکم او شرح می‌نویسند، باید چون متعلق به مکتب ایران نیست از دایره بیرون باشد، در حالی که عالمان مسلمان ایران که ما به آن‌ها افتخار می‌کنیم همه وامدار اویند. حرف آقای مشایی به هرصورت حجاب‌هایی را ایجاد می‌کند که موجب تصمیمات غلطی خواهد شد که مسلماً برای نظام اسلامی ضرر دارد. البته بنده هرگز اندیشه‌ی او را به جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد متصل نمی‌دانم و فقط معتقدم ضرورت کارهای اجرایی آن دو را به همدیگر نزدیک کرده است و با دقت به سخنان آقای احمدی‌نژاد، ملاحظه می‌شود که آن سخنان از جنس اسلام و انقلاب و ارزش‌های اصیلی است که روحانیت اصیل اسلامی بر آن تأکید دارند. در حالی که سخنان آقای مشایی بعضاً این طور نیست. در عین این‌که منتقدین نشان داده‌اند همیشه از سر انصاف سخن نگفته‌اند و دیده می‌شود روزنامه‌هایی دارند به این مسئله دامن می‌زنند که نه به روحانیت اعتقاد دارند و نه به انقلاب و لذا باید مواظب بود در جاده‌ای قرار نگیریم که منجر به تقابل با رئیس جمهور ارزشی گردد رئیس جمهوری که ممکن است در بعضی مواضع شان اشکال باشد ولی انحراف نیست . به امید آن که نهی از منکر و امر به معروف ما بهانه ای برای جدا کردن راه یا تعارض و تخریب دولت نگردد موفق باشید  
 
  کد:639 - س: با سلام . سؤال بنده از شما استاد عزیز این است که برای رفع نا امیدی چه می توان کرد ؟ هر چند این نا امیدی مانع از تلاش برای رسیدن به حضرت حق نمی شود . آیا این نا امیدی سودمند است یا خیر ؟ اگر احیاناً در ضمن پاسختان می فرمایید که انسان باید از خودش نا امید و به خداوند امید وار باشد ، چون خداوند رحیم و توّاب ... است ، این حقیر می گوید که شما بهتر می دانید که اسماء خداوند حتی اسم توّاب خداوند همه در درون ما است که قرار نیست از بیرون خداوند ما را ببخشد ، اگر ما خودمان در سلوک متخلق به این اسماء شویم در وجودمان کار خواهد کرد اما وقتی ابدا اثری از سلوک در خود نمی بینیم چه ؟ سوال دیگر بنده این است که قبلا گاها فکر می کردم جاهایی خبر هایی است اما بعد فهمیدم که همۀ خبر ها در خود من است و هیچ جایی هیچ خبری نیست . این باعث دوری از جمع می شود . یکی فامیل داریم روانشناس است . می گوید این تمایل به تنها بودن یک بیماری است !!! . از طرفی من می دانم که اعضای خانواده و سایرین از این بابت اذیت می شوند در حالی که من خودم در آرامش هستم . چه کار باید کرد ؟ هیچ وقت دیگران از من راضی نیستند . البته نمی گویم که مهم است که دیگران راضی باشند اما من رضایت خداوند را هم از خود احساس نمی کنم و این روند زندگی ام برای دیگران آزار دهنده است . خودم هم گاهی واقعا خسته می شوم چون یک جای کوچک با تعدادی آدم زندگی می کنم که همیشه مجبورم با آن ها حرف بزنم . حتی پاسخ به حرف های ضروری خیلی من را آزرده می کند . چه کار باید کرد ؟ آیا واقعا خداوند مصلحت من را دیده که در این شرایط باشم ؟ یا اینکه علت دیگری دارد ؟ چگونه باید به این مسائل نگاه کرد ؟ اگر کتابی در این مورد بفرمایید حتما مطالعه خواهم کرد انشاء الله . با تشکر . التماس دعا  
  ج: علیکم السلام باسمه تعالی هرکس متوجه باشد خداوند او را تنها نمی‌گذارد و اگر موانعی در جلو راه اوست می‌خواهد صبر و توکل او را امتحان کند، به جای ناامیدی صبر پیشه می‌کند و هرآنچه برایش فراهم است انجام می‌دهد تا خداوند به وقتش راه را بگشاید. ناامیدی از غیر حق چیز خوبی است فکر می‌کنم کتاب‌های حضرت آیت‌الله محمد شجاعی می‌تواند برایتان مفید باشد. در ضمن اُنس با بندگان خدا در حدّی که آن‌ها احساس کنند مورد توجه شما هستند موجب گشایش امور می‌شود. سعی کنید دلسوزانه با مردم برخورد کنید و حتی‌الامکان آن کاری که برای راحتی ان‌ها است انجام دهید. موفق باشید  
 
  کد:633 - س: عالم ربانی کیست؟با تشکر  
  ج: باسمه تعالی. علیکم السلام عالم ربّانی به عالمی گفته می‌شود که نسبت خود را با ربّ‌العامین محکم کرده باشد و اندیشه و قلب خود را بر اساس هدایت الهی جلو ببرد. موفق باشید  
 
  کد:635 - س: در راستای تلاش برای فهم جایگاه دستورات دین در روح وقلب انسان دست به دامن مباحث عقلی وخواندن کتابهای شما شدیم در این مسیر تاحالا شاید هزار بار کافر شدم ودوباره با تلقیناتی مومن سوال بنده این است که ما در آن حالت کفری که بر فلبمان حاکم می شود مرتکب گناهانی می شویم که فقط علماً می دانم آن عمل گناه است ولی چون قلب ایمان نیاورده است از عمد آن گناه را مرتکب می شوم مثل کسی که با خودش دعوا دارد شاید علت این امر به خاطر محیطهای خشک مذهبی ماست که اکثراً باخدای خشک جهنم آفرین زندگی می کنند یکی از آن افراد پدرم است که با توجه به اینکه ادعای مسلمونی دارد وهمیشه قران می خونه ولی ظاهراًایشون هیچ ارتباطی با فلب مانداره یادم نمی رود که در کودکی به ما می گفت که توضیح المسائل بخون وماهمیشه دوست داشتیم که پسر بدی باشیم یواشکی سیگار می کشیدیم و....استاد به نظر شما این حرف درسته که تا قلب ما در تایید کناه وثواب در صحنه نیست ما نباید بافکرمان خودمان را عذاب یا وعده بهشت بدهیم .استاد آیا شما هم در این مسیری که طی کردید شده که از عمد گناه کنید یعنی کافر شوید وپشت پا بزنید به تمام عقایدتان ؟! استاد انسان نیاز به انس دارد ما چطور باید به اینکه می شود با دستورات اسلامی می شود با خدای جامع اسماء انس گرفت ایمان آورد استاد آیا شما الان از وجود خودتان راضی هستید یعنی هیچ کم وکاستی ندارید؟!لطفاًجواب بدهید.تشکر..  
  ج: باسمه تعالی .علیکم السلام 1- در این‌که در مسیر دین‌داری همواره انسان باید قلب خود را به نور حقایق آشنا کند بحثی نیست، و در این‌که در این مسیر بعضاً قلب همراهی نمی‌کند هم بحثی نیست، ولی چرا وقتی قلب نمی‌آید حکم عقل خود را تعطیل کنیم و وقتی عقل ضرورت بندگی را پذیرفته خود را گرفتار عصیان از فرمان الهی بنماییم؟ 2- مسیری که اهل‌البیت«علیهم‌السلام» در جلو ما قرار می‌دهند راه انس با حق است و حبّ آن ذوات مقدس راه اُنس با خدا را می‌گشاید. فکر می‌کنم کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل بیت«علیهم‌السلام» راه‌گشاست. 3- بنده هرگز از وضع خودم راضی نیستم ولی امیدوار به خدایی هستم که شریعت محمدی«صلواة‌الله‌علیه» و مسیر اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را به ما گوشزد فرمود تا در راه نمانیم. موفق باشید  
 
  کد:632 - س: با سلام و احترام. جناب استاد، با توجه به اینکه امروزه پیشرفت علم به همانندسازی DNAمنجرشده و بشر قادر شده حیوانات و حتی انسان را از این طریق ایجاد کند،‌مسئله دمیدن روح توسط خداوند در چهارماهگی در رحم برای جنین انسان چگونه توجیه می‌شود؟برخی روشنفکرنمایان مردم را از این طریق منحرف می سازند که "مسئله خلقت نیز حل شد و انسان خودش قادر به خلقت انسان شده است". استاد چگونه پاسخ این شبهات راباید داد؟ جناب استاد، من عمیقا ائمه را دوست دارم اما گاهی که مطالب اهل سنت و حتی روایات خود ائمه در کتب شیعه را می خوانم احساس می کنم گاهی در مورد ائمه غلو میکنیم. مثلا آیا واقعا ایشان قطب دایره امکان هستند؟ آیا واقعا خدا خلقت را برای ایشان انجام داد؟ آیا واقعا وجود ایشان در آفرینش اینقدر مهم و بی بدیل است؟ چرا در قرآن نام ایشان ذکر نشد همانگونه که نام پیغمبر صل الله علیه و آله ذکر شده است؟جناب استاد چرا در روایات اشاره مستقیمی به قضیه حضرت زهرا (سلام الله علیها) نشده است و جای شک و شبهه باقی مانده است؟جناب استاد، خدا میداند که چقدر مایلم شک و تردید نداشته باشم و به یقین برسم اما همیشه در امور مربوط به خدا و ائمه شک میکنم. چکار کنم که از این شک برهم؟چکار کنم که حضور امام زمان را احساس کنم؟ لطفا این بنده خدا را راهنمایی کنید. مؤید باشید.  
  ج: علیکم السلام باسمه تعالی 1- در هر حال تمام فعالیت‌هایی که از طریق DNAو سایر فعالیت‌ها انجام می‌شود، ایجاد شرایطی است تا روح به عنوان موجود مجرد در آن بدن تجلی کند و نفخه‌ی روح انجام گیرد، چه آن شرایط در رحم مادر فراهم شود و روح تجلی کند و چه در بیرون رحم در شرایطی شبیه رحم. 2- در مورد جایگاه ائمه«علیهم‌السلام» پیشنهاد می‌کنم به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل بیت«علیهم‌السلام» رجوع فرمایید تا إن‌شاءالله روشن شود عقل و برهان ثابت می‌کند اولین مخلوق باید انسان کامل باشد. وقتی موضوع از نظر عقل و استدلال ثابت شد آیا مصداقی دقیق‌تر از پیامبر خدا و حضرت علی و سایر ائمه«علیهم‌السلام» برای انسان کامل می‌توان پیدا کرد؟ 3- در مورد علت این‌که قرآن نام ائمه«علیهم‌السلام» را در قرآن نیاورده خوب است به تحقیقی که علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» فرموده‌اند رجوع فرمایید که بنده در جزوه‌ی «مبانی نظری نبوت و امامت» خلاصه‌ی آن را آورده‌ام، مبنی بر این‌که آن‌قدر مشرکین تازه مسلمان‌شده مخالف امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» بودند - به جهت آن‌که اکثرا پدر و برادرانشان در جنگ بدر و احد به دست حضرت کشته شده بودند- که اگر نام حضرت در قرآن می‌آمد مستقیماً با قرآن مقابله می‌کردند. در این مورد به ترجمه‌ی کتاب «الغدیر» قسمت وقایع بعد از واقعه‌ی غدیر رجوع فرمایید. یا به تفسیر المیزان در ذیل تفسیر سوره‌ی معارج رجوع فرمایید تا نمونه‌ای از دشمنی مسلمانان با علی«علیه‌السلام» روشن شود. 4- با آن‌همه خفقانی که ایجاد کردند باز مورخین اهل سنت با زحمت زیاد روایات مفصلی در مورد قضیه‌ی حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» دارند. حداقل به کتاب «بصیرت حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» رجوع فرمایید. بنده در آن کتاب سعی کرده‌ام اکثر روایات را مستند به کتاب‌های اهل سنت بیاورم. 5- پیشنهاد می‌کنم چنانچه برایتان مقدور است سیر مطالعاتی را که در سایت هست دنبال کنید. إن‌شاءالله نتایج خوبی در امور معرفتی به‌دست می‌آورید. موفق باشید  
 
  کد:631 - س: سلام علیکم.سوال من در ارتباط با جن است.خانواده ما (عمع-عمو پدر بزرگ /پدر و فرزندانشان)معمولا کم وبیش جنیان را در زمان ها و اوضاع مختلف رویت می کنند.اما مزاحمت زیادی برایشان ندارند. ولی من را خیلی آزار می دهند.طوری که چند سال پیش مدام آنها را در صور و مکانهای مختلف میدیدم ،وسایلم را می بردند و حتی یکبار اقدام به خفه کردن من شد که با رسیدن خواهرم و توسل به قرآن و... آزاد شدم.مدتی بود(حدود 1سال)که راحت بودم و جز یکی 2 بار سراغم نیامده بودند اما الان مجدد خیلی شدید آزارم میدهند.(مثلا چند روز پیش یکی ازآنها درظاهر کودکی 10-11 ساله روی پایم نشسته و با شدت بالا و پایین می پرید و من را میزد.)با توجه به اینکه من فعلا خارج از ایران دانشجو هستم و هیچ دسترسی به کسی یا جایی ندارم راهنماییم کنید زیرا ادارم حالت جنون پیدا می کنم.متشکرم.  
  ج: علیکم السلام باسمه تعالی 1- إن‌شاءالله که ابتدا کتاب «جایگاه جن و جادوگر و شیطان» را خوانده‌اید، اگر مطالعه نفرموده‌اید از روی سایت لب المیزان بگیرید و دقیق مطالعه کنید. 2- هر اندازه در قرآن تدبّر کنید و با معارف قرآنی مأنوس شوید آن‌ها از حوزه‌ی روح شما فاصله می‌گیرند. 3- بدن خود را تقویت کنید تا نتوانند از طریق قوه‌ی واهمه شما را تحت تأثیر قرار دهند. 4- یک قرآن کوچک همراه داشته باشید. 5- در حاشیه‌ی مفاتیح حرز امام رضا«علیه‌السلام» هست آن را بنویسید و در نزد خود بگذارید. 6- اگر به عالمِ سادات دسترسی دارید هفته‌ای یک‌بار در جلسه‌ی ایشان شرکت کنید و از ایشان بخواهید برایتان دعا کنند و اگر می‌توانید هدیه‌ای برای ایشان ببرید یا در ایران بگوئید این کار را برایتان انجام دهند و عالمِ سادات برای شما دعا کنند. موفق باشید  
 
  کد:630 - س: به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت استاد طاهر زاده آيا ارتباط رب مقيد و رب مطلق و اينكه نيازهايي كه هر انساني دارد توسط رب مقيد انجام مي شود كه توسط حضرت استاد علامه حسن زاده (روحي فدا) بيان مي فرمايند همان ارتباط خودِ انسان با پروردگار متعال است كه جنابعالي در دروس خود اشاره مي فرمائيد ؟ از اينكه مزاحم وقت شريف شما پوزش مي خواهم . با تشكر و تقديم احترام  
  ج: علیکم السلام باسمه تعالی مسلّم در همه‌ی این موارد موضوعِ ارتباط با رب‌العالمین در میان است منتها حضرت استاد«مدّ‌ظله‌العالی» نظر به تجلیات خاص دارند که حضرت حق بر اساس سِعه‌ی عبد با او برخورد می‌کند، مثل آن‌که خداوند با طالب رزق به اقتضای ربوبیت در جلوه‌ی رزّاق برخورد می‌کند که می‌گوییم رزّاق‌بودن خداوند جلوه‌ی ربّ است در قید رزّاق‌بودن او. موفق باشید  
 
  کد:629 - س: با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت آقاي طاهر زاده و ديگر دوستان در كتاب درسي رشته ي علوم تربيتي پيام نور با نام فلسفه ي تربيت از دكتر عيسي ابراهيم زاده كه از منابع ارشد نيز ميباشد در فصل آخر كتاب كه مربوط به بررسي مكتب اسلام ميباشد گفته شده كه اصطلاحات قرآني علم اليقين و عين اليقين همان علم حصولي در فلسفه ي اسلامي كه علم اليقين علم قياسي و استنتاجي است و عين اليقين از طريق حواس حاصل ميشود و مبتني بر استقرا ميباشد آيا با قرآن در تناقض نيست لطفا مطلب را شرح دهيد با تشكر  
  ج: علیکم السلام باسمه تعالی قرآن می‌فرماید: «كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ»(سوره‌ی تکاثر، آیات 5 و 6) اگر «علم‌الیقین» داشته باشید جهنم را حتماً خواهید دید. آیه‌ی بعد می‌فرماید: «ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ» سپس اگر این مسیر ادامه یابد – چه در سیر و سلوک دنیایی، یا در سیری که به قیامت می‌انجامد – با «عین‌الیقین» جهنم را خواهید دید. چنانچه ملاحظه می‌کنید موضوع رؤیت جهنم است که باطن دنیا است، پس رؤیت آن نیز رؤیت باطنی است، حال یا با شعور عقلی که همان «علم‌الیقین» است و یا با شعور «قلبی» که همان «عین‌الیقین» باشد، لذا ممکن است بتوان «علم‌الیقین» را با علم حصولی به قیامت تطبیق کرد ولی «علم‌الیقین» یک شعور باطنی و حضوری است و نفس ناطقه‌ی انسان با وجود جهنم روبه‌رو می‌شود و نه با مفهوم آن. موفق باشید  
 
  کد:628 - س: سلام عليكم دو انگيزه اصلي سبب شد تا اين نوشته را برايتان بنويسم. اولي حرام علني است كه در جامعه اتفاق مي افتد.منظورم بد حجابي است. من به علت اينكه در خوابگاه دانشگاه ساكن هستم چندان به داخل خيابانهاي شهر نمي آيم ولي هنگامي كه كاري پيش مي آيد يا قصد شركت در جلسه تفسير شما را دارم وارد شهر مي شوم، اما با ديدن پوشش بد عده اي از افراد عصباني و شوكه مي شوم.شايد چون خيلي داخل خيابانها رفت و آمدي ندارم اين موضوع برايم هنوز عادي نشده است. ولي من دوست ندارم هرگز ديدن چنين صحنه هايي برايم عادي شود. من هم با نظر شما موافقم كه كار در زمينه حجاب زور بردار نيست. بلكه بايد در اين زمينه كار فرهنگي كرد. اما كار فرهنگي بر عهده كيست؟ بخش مهمي از آن بر عهده رسانه ها است و رسانه ها تشكيل شده از رسانه هاي عمومي مانند صدا و سيما و رسانه هاي خصوصي كه خود ما شهروندان هستيم. تك تك ما يك رسانه هستيم و بايد در زمينه حجاب فرهنگ سازي كنيم. مثلا تذكر دادن يكي از فعاليتهاي رسانه ما مي تواند باشد، عده اي از دوستان من از روش تذكر لساني استفاده مي كنند اما اين روش نيازمند مهارت صحيح در برخورد با فرد بد حجاب است تا اثر سوئي نداشته باشد و موجب در گيري لفظي و بالا تر نشود. من به دنبال راه مناسبي براي تذكر دادن مي گردم كه چندان تنش زا نباشد و تذكر را به طرف مقابل منتقل كند. به اين فكر افتادم تا راه تذكر صامت را انتخاب كنم به اين صورت كه جمله ي " بد حجابي جرم است."(تيتر يكي از روزنامه ها و از قول دادستان كل كشور) ، " بدحجابي گناه است."را بر روي يك تكه كاغذ به گونه اي كه از فاصله ده متري هم ديده شود، نوشته ام و قصد دارم آن را درون جيب پيراهنم قرار دهم و با ديدن فرد خاطي در حين عبور و عوض اينكه سر در گريبان بگيرم اين كاغذ را به او نشان دهم. انگيزه دوم مشورت كردن با شما استاد عزيز است كه در صورت موافق بودن شما با اين شيوه تذكر ، آن را تاييد بفرماييد و چون شما چهره ي تاثير گزاري در شهر اصفهان هستيد و در طول هفته جلسات سخنراني داريد اين نوع تذكر دادن را كه قابليت گسترش در سطح جامعه را نيز دارد ، تبليغ بفرماييد. اميدوارم امام زمان(عج) خشنود شوند. با تشكر  
  ج: علیکم السلام باسمه تعالی در این‌که باید هرچه زودتر کارهایی که باید در مورد دفع بدحجابی می‌کردیم را شروع کنیم حرفی نیست وگرنه وضع از این هم بدتر می‌شود. مشکل اصلی آن است که نظام فرهنگی ما عزمی تمام عیار در این مورد نگرفته، وگرنه این دختری که امروز شما با او روبه‌رویید تا دیروز در مدرسه‌ی راهنمایی آمادگی کامل جهت محجوب‌شدن داشته، ولی نه معلمان را در جهت این امر حساس آموزش دادیم و نه برنامه‌های صدا و سیما در راستای این امر کاری اساسی انجام داد. و لذا چون کاری که پیشنهاد می‌کنید دارای زمینه‌ی لازم نیست ممکن است موجب وَهن جنابعالی شود. برداشت من از صحبت آقای احمدی‌نژاد نیز همین بود که همه‌ی دستگاه‌های نظام باید با تمام جدّیت وارد برنامه‌ی دفع بدحجابی شوند. موفق باشید  
 
  کد:626 - س: سلام خدمت استاد بزرگوارم بنده دانشجویی هستم و به جهت بحث تولید نرم افزار اسلامی و مباحث جنبش نرم افزاری قصد ورود به حوزه را دارم.چند سوال داشتم؟ 1-حضرت آقا در مورد دروس حوزه نظراتی دارند از جمله اینکه در دروس فعلی وقت طلبه هدر می رود و می توان دوره سطح را کوتاهتر کرد و ... ، اکنون سوال من این است که با توجه به هدف من و صحبت های آقا با دروس فعلی چه باید کرد؟ آیا خواندن درسی مثل سیوطی که هدف آن اجتهاد در عربی است برای من لازم است؟ آیا گذراندن سریع دروس مقدماتی کار درستی است؟ آیا خواندن همه ی دروس فعلی لازم است؟ 2- در انتخاب حوزه اصفهان و قم در شک هستم؟ برای تحصیل قم بهتر است یا اصفهان؟ 3- با توجه به هدف من اگر نکته و توصیه ای برای امثال ما (که کم هم نیستیم) دارید دریغ نفرمایید؟  
  ج: علیکم السلام.باسمه تعالی 1- در هر صورت جنابعالی باید همین دروس رسمی حوزه را مطالعه بفرمایید. وظیفه‌ی برنامه‌ریزان حوزه هست که هرچه سریع‌تر رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» را عمل کنند، ولی شما به تنهایی نباید از نظام حوزوی خارج شوید. منتها وقتی رویکرد شما مشخص است معطل فرعیات و حواشی نمی‌شوید. 2- بستگی به خود شما دارد که در کجا راحت‌تر می‌توانید به علومی که می‌خواهید دست یابید، ولی رویهمرفته زمینه‌ی کار در قم بیشتر است. 3- اگر خداوند میل رفتن به حوزه را در قلب شما انداخته و استعداد شما هم خوب است در این امور جلو بروید، خودِ خداوند در حین کار راهنمایی‌های لازم را می‌کند. موفق باشید  
 
  کد:625 - س: با سلام خدمت آقای طاهرزاده و تمامی دوستان عزیزی که در این پایگاه اطلاع رسانی تلاش میکنند من دانشجوی رشته معماری هستم و به لطف خدا توسط استاد الهی قمشه ای با عرفان اسلامی و درچند سال بعد با پیوند عمیق این رشته با زندگی انسانها و اهمیت آن در تعالی بشر نیز آشنا شدم ،متاسفانه دانشگاه های کشور نسبت به این موضوعات و پیوند ها کمتر توجه میکنند ،و نتیجه اش میشود تقلید کورکورانه. تا اینکه کتاب "فرهنگ مدرنیته و توهم"استاد رو مطالعه کردم و ایشان به نکات بسیار مهمی اشاره کردندکه بسیار من را راهنمایی کرد،از استاد تقاضا دارم که اگر کتاب هایی در این زمینه میشناسند به ما معرفی کنند تا بتوانیم کمی بیشتر بر روی این موضوع کار کنیم . با تشکر  
  ج: باسمه تعالی؛ علیک السلام: در مورد غرب‌شناسی؛ کتاب‌هایی مثل «نگرش بر تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» و «علل تزلزل تمدن غرب» پیشنهاد می‌شود. در ضمن کتاب « فرهنگ و توسعه» از شهید آوینی نکات دقیقی را گوشزد می‌کند. موفق باشید  
 
  کد:624 - س: یا هو با عرض سلام خدمت استادطاهرزاده؛ بنده دانشجوی برق دانشگاه صنعتی اصفهان هستم و خداوند توفیق حضور در جلسات تفسیر حضرتعالی را نصیبمان کرد. همواره دغدغه بیرون افتادن از فضای آرمانی و حضور در جلسات تفسیر و ... را داریم؛ خصوصا پس از فراغت از دانشگاه. حضرت رب العالمین طلبه باسوادی را در شهرمان جلوی راه ما قرار داده که واقعا کار درستند و نیز دغدغه تشکیل جمعی برای امور قرآن عزیز و اهل البیت (ع) را دارند. حالا استاد ازکجا شروع کنیم؟ چه طور دانشجویان شهرمان را گرد هم جمع کنیم؟هر توصیه ای بفرمایید گوش می کنیم.  
  ج: باسمه تعالی؛ علیک السلام: حضور در جلسات معرفت دینی باید برای ما شخصیتی بسازد که همواره در افق شخصیت خود اتصال به عالم معنویت مدّ نظرمان باشد و در راستای حفظ چنین افقی سیره‌ی علمی و عملی حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در تمام عمر می‌تواند ما را تغذیه کند که نه‌تنها در راه نمانیم، بلکه راه‌های ناگشوده را بگشاییم. در سیره‌ی عملی باید تا آخر در خط سربازی انقلاب و دشمنی با استکبار بمانیم و در سیره‌ی علمی باید کارمان به درک قلبی کتاب‌هایی مثل چهل حدیث و سرّالصلواة و مصباح‌الهدایه بکشد و کتاب‌هایی مثل حدیث جنود عقل و جهل را هدف متوسط خود بدانیم. در مورد قسمت دوم سؤال؛ بنده همان سیر مطالعاتی که در سایت «لب المیزان» هست را پیشنهاد می‌کنم، ولی شما با شرایط خودتان ببینید کدام‌یک از مباحث نسبت به آن شرایط مناسب تر است. موفق باشید  
 
 
 
تعداد کل سوالات - 462 مورد - نمايش سوالات 1 تا 30 - صفحه 1

 
info[at]lobolmizan.ir Copyright All right Reserved